علل و آغاز جنگ: علل جنگ اول جهاني عبارت بود ازرقابت اطريش و روسيه دربالکان، اختلاف ميان فرانسه و آلمان از سال 1870درباره ي آلزاس و لرن ورقابت اقتصادي و دريايي ميان آلمان و انگليس. حادثهاي که موجب بروز جنگشده اين بود که آرشيد و ک فرانسوا فرد نياند، وليعهداطريش و هنگري بدستپرنزيپ تبعه ي اطريش و متکلم بزبان سربستاني، در تاريخ28 ژوئن 1914 درسرايوو به قتل رسيد. دولت اطريش مدعي بود که توطئه قتل درسربستان صورتگرفته و تقاضا کرد تحقيقاتي با شرکت نمايندگان اطريش، در اينباره انجامشود. دولت سربستان، انجام تحقيقات را پذيرفت، ولي با حضورنمايندگان خارجيدر خاک خود مخالفت کرد. بنابراين دولت اطريش، با وجودميانجيگري دولت هايبزرگ، به سربستان اعلان جنگ داد. روسيه فرمان بسيج داد.آلمان که به حمايتاز اطريش برخاسته بود، اتمام حجتي به روسيه فرستاد و سپسبه آن دولت و همچنين به دولت فرانسه اعلان جنگ داد؛ قواي آلمان به بلژيکحمله بردند و ايناقدام يعني تجاوز به کشور بيطرف، موجب مداخله انگليس، کهدر ترديد بسرميبرد، گشت و به اين ترتيب جنگ به قسمت بزرگي از اروپا سرايتکرد.
جنگدر سال 1914: در اين تاريخ، صحنه هاي عمده جنگ در جبهه هايغربي، شرقي،اطريش و سربستان قرار داشت. در جبهه غربي، آلماني ها، به سرعتحملات خودرا ادامه داد. تقريباً تمام بلژيک را به تصرف در آوردند و مقاومتقوايانگليس و فرانسه را در سارلروا درهم شکسته وارد فرانسه شدند و بهسويپاريس شتافتند ولي فرانسويان بفرماندهي ژوفره آنها را در کنارمانشکستداده ( 6 تا 8 سپتامبر) به عقب نشيني وادارشان کردند. از اين تاريخ،جنگصورت ديگري به خود گرفت: آلماني ها و سپس متحدين سنگرهائي حفر کردندوجبهه ثابتي به وجود آورده، پيشروي و حرکت قوا جاي خود را به بمباران هاوجنگهاي خونيني داد که جز پيشرفتهاي ناچيز نتيجه اي نداشت، آلماني هادرپاييز هم به حملاتي دست زدند (جنگ فلاندر) ليکن پيشرفتي نکردند و جبههيجنگ، از آلزاس تا درياي شمال، به صورت ثابتي در آمد. در جبهه شرقي،روسهاعليه پروس شرقي و گاليسي به حمله پرداختند و پس از شکست اطريش هالمبرگ راتصرف کردند؛ آلماني ها به کمک متحدين خود وارد لهستان شدند و شهرو رشورادر معرض حمله قرار دادند و با آنکه در نخستين حمله، شکست خوردند،به تعرضپرداختند، سود و زيان اين حملات هم مساوي بود. در سربستان، اطريشها، چندبار سربها و قره طاغي ها جنگيدند و شهر بلگراد را که به تصرف درآوردهبودند، از دست دادند.
در ماه نوامبر، ترکها به کمک آلمانها واردجنگشدند، جبهه جديدي در ارمنستان تشکيل يافت؛ در اين جبهه روسهاپيشرفتهايينائل آمدند و انگليسي ها قوائي به خليج فارس فرستادند. ناوگانيآلماني واطريش، که از حيث تعداد کمتر بودند، در بنادر خود باقي ماندند،ولي چندناوشکن آلمان، که در اقيانوس آرام حرکت مي کردند و در جنگ سواحلشيلي فاتحشده بودند. به وسيله ي انگليسي ها در اطراف جزاير فالکند نابودشدند. درآفريقا، انگليسي ها و فرانسوي ها، توگو را گرفتند. در آسيا، ژاپنبه آلماناعلام جنگ داد، و کيائو چئو و تمام جزاير آلماني اقيانوسيه را بهتصرف درآورد. جنگ در سال 1915:
با ناکامي آلماني ها در حمله يناگهاني خود،جنگي طولاني و مصيبت بار در پيش بود. فتح با کسي بود کهازلحاظ افراد موادو مصالح جنگي و منابع اقتصادي برتر از حريف باشد. همچنين فعاليتهايديپلماتيک و گسترش دامنه ي جنگ نيز لازم و ضروري به نظر ميرسيد. در جبههي غربي، با آنکه آلماني ها گازهاي خفه کننده ي به کار ميبردند، در تمامطول سال، جنگهاي شديدي درگير بود و تغيير قابل ملاحظه اي دراوضاع پيش نميآمد. بر عکس، در جبهه ي شرقي فعاليتهاي بزرگي صورت مي گرفت.ابتدا روسهابه پيشرفتهائي نائل آمدند و شهر پرزميسل(1) را پس از محاصره ايطولانيگرفته به پيشروي در کوههاي کارپات شروع کردند، ولي در ماه مه،آلماني هابه حمله وسيعي دست زدند و به اطريش ها، براي تصرف مجدد گاليسيکمک رساندندو سراسر لهستان را گرفته وارد ليتواني و روسيه سفيد شدند. درشبه جزيزه يبالکان، بلغارستان وارد جنگ شد، و به سربها، که کشورشان از هرطرف موردهجوم قرار گرفته بود، حمله برد. دسته هائي از قواي فرانسه وانگليس برايکمک به سربها در سالونيک به تلاش افتادند، منتهي مشکلات عظيميدر کار بود،چون سربستان کاملاً به تصرف آلماني ها، اطريش ها و بلغارها درآمده بود.اردوي ديگري از نيروهاي فرانسه و انگليس، به طرف تنگه داردانل،در شبهجزيره ي گالي پولي، حرکت کرد. در ارمنستان، روسها با ترکان مشغولجنگبودند و در همين موقع انگليسي ها در عراق پيش مي رفتند. مهمترين حادثهيسال، بروز نفاق و اختلاف در اتحاد سه گانه و ورود ايتاليا به جنگ،عليهاطريش بود؛ ايتاليائيها در حوالي رودخانه ايزونزوودر نواحي مرتفعکارسو(2) به حمله و تعرض پرداختند. در دريا، آلماني ها، به وسيله زيردرياييهاي، به حملاتي دست زدند و کشتي هاي متعدد منجمله، کشتي لوزيتانيارا غرقکردند و اين اقدام موجب اعتراض آمريکا شد: آلماني ها گمان مي کردندکه بااين اقدامات محاصره ي دريائي متفقين را درهم خواهند شکست. درآفريقا،انگليسي ها، آفريقاي جنوب غربي آلمان را متصرف شدند.
جنگ درسال1916: براي پايان دادن بجنگ، ستاد کشورهاي مختلف، طرح هائي تهيه ميکردند.در جبهه ي غربي، در فوريه، آلماني ها، به حمله ي شديدي عليه وردنپرداختندکه تا پائيز طول کشيد و صدمات و خسارات زيادي به بار آورد.استحکامات وقلاع متعددي به تصرف آلماني ها در آمد، منتهي در جبهه يرودخانه ي سم بهتعرض پرداختند ولي از اين کار نتيجه ي رضايت بخش نگرفتند.
درجبهه يشرقي، آلماني ها پيشرفتي نکردند و روسها بفرماندهي بروسيلوف به تعرضمشغولشدند و پس از پيشروي درووليني، بوکووين و گالسيي شرقي را گرفته بهکوههايکارپات رسيدند. در جبهه ي ايتاليا، در تمام سال، جنگهاي شديدي درکوههايترانتن و درناحيه ي کارسو جريان داشت. در اين حدود فتوحاتي نصيبايتاليائيها شد. در بالکان، اطريش ها، قره طاغ (مونته نگرو) را گرفتند.پادشاهيونان، کنستانتن، به جانبداري از آلماني ها برخاست و اين امر موجبملاحظهمتفقين و بروز اختلاف ميان مردم شد: يونانيان طرفدار متحدين، بهرهبري ونيز لوس، حکومتي جداگانه که مطيع انگليس و فرانسه بوده تشکيلدادند؛ اينعده به تدريج در مقدونيه پيش مي رفتند و درهمين موقع ايتاليائيها قوائيدر آلباني پياده کردند، دولت روماني به نفع متفقين وارد جنگ شدوترانسيلواني را گرفت، ولي چيزي نگذشت که نيروهاي اطريش و آلماني آنهارااز ترانسيلواني به عقب رانده وارد والاش شدند. در آسيا، روسها از رومراگرفتند، ولي يکدسته از قواي انگليس که در کوت العماره به محاصرهترکانافتاده بود، تسليم شد. ترک ها در اردوکش به کانال سوئز شکست خوردند.درآفريقا، کامرون، به تصرف انگليسي ها و فرانسوي ها در آمد. در دريا،آلمانيها جنگ بوسيله ي زيردريايي را ادامه داده، توفيق هايي کسب کردند،امانيروي دريائي آنها، در برابر حملات انگليسي ها، در حوالي ژوتلندمجبوربفرار شد. نيروي دو طرف، مساوي به نظر مي رسيد.جنگ صورت دائم به خودگرفتهبود. پيش بيني پايان خصومت ها امکان نداشت، ملت ها اظهار خستگي ميکردند وتلفات و زيانهاي سنگيني و محروميت ها مزيد بر علت بود. دولت آلمانبرايصلح پيشنهادهائي کرد ليکن شرايط او مورد قبول قرار نگرفت، ميانجيگري،رئيسجمهوري آمريکا نيز فايده اي ندارد چون هر دو طرف مي کوشيدند تا ادعايخودرا به کرسي بنشانند.
جنگ در سال 1917: در جبهه ي غربي، ابتکارعملياتدر دست متفقين بود و در حملاتي که در بهار، در حوالي رودخانه هاي انوسم ودرپاييز، در بلژيک انجام دادند، پيشرفت مختصري کردند و حمله يمتقابلآلماني ها با وجود آنکه شديد بود نتيجه ي مهمي نداشت. در جبهه يشرقي،روسها ابتدا به پيروزيهائي رسيدند ليکن در ماه مارس انقلاب روسيهشروع شد.از مدتها پيش دامنه ي اختلاف، ميان حکومت ارتجاعي که مخالف هرگونهاصلاحيبود، و ملت که به وسيله ي سوسياليست ها تحريک مي شد، بالا گرفت.درپطروگراد، انقلاب فاتح شد و نيکلاي دوم استعفا کرد. حکومت سلطنتي ازبينرفت و حکومت جمهوري به رهبري موقت پرنس لووف، که به متحدين خود وعدهيادامه ي جنگ مي داد، روي کار آمد. آتش انقلاب، از نو زبانه کشيد وتغييرحکومت را ايجاب کرد، لووف زمان اختيارات را به کرنسکي ، يکي ازسوسياليستهاي ميانه رو، که با مخالفت شديد سوسياليست ها ي افراطي (بلشويکها) روبهرو شد، سپرد. بلشويک ها در همه جا شورش هائي ايجاد کرده، تحترهبري لنين وتروتسکي،قدرت حکومت را به دست گرفتند و به زودي با آلمان بهمذاکرهپرداخته پيمان متارکه ي جنگ را امضاء کردند.
اين حوادث برايمتفقينبسيار ناگوار بود؛ خوشبختانه، به جاي روسها که از معرکه بيرون رفتهبودند،آمريکايي ها وارد جنگ شدند. چون آلماني ها جنگ زيردرياي را به شدتادامهمي دادند و با وجود اعتراض آمريکا، به کشتي هاي بازرگاني آن دولتحملهبرده آنها را غرق مي کردند و دولت آمريکا ناچار در آوريل اعلان جنگداد.دولت آلمان براي پيروزي دست به حملاتي زد. ايتاليائي ها در کاپورتوشکستخورده به حوالي رودخانه پياو عقب نشستند و ونسي به محاصره ي متفقيندرآمد. نيروهاي روماني نيز، که از کمک روسها محروم شده بودند، شکست خوردندومحبور به تقاضاي متارکه ي جنگ شدند. در يونان، کنستانتين هنوز درحفظروابط دوستي با آلمان مي کوشيد، ولي متفقين تقاضاي استعفا و بر کنارياورا کردند و از اين تاريخ يونان کاملاً در صف متفقين قرار گرفت.انگليسيها، در عراق، به ترک ها حمله برده، بغداد را متصرف شدند و درفلسطين نيز،اورشليم را گرفتند و با کمک پرتقالي ها که وارد جنگ شده بودنفتح آفريقايشرقي آلمان به پايان رساندند. به اين ترتيب، آلمان، مستعمراتخود را ازدست داد، اما در اروپا وضع نامعلوم بود؛ آلمان و اطريش، در نتيجهي کنارهگيري روسيه از جنگ، از لحاظ نظامي برتري داشتند و نتيجه ي مداخلهآمريکائيها هنوز محسوس نبود.
جنگ در سال 1918: روسيه که مورد هجومآلماني هاقرار گرفته بود وهمچنين بر اثر اغتشاشات داخلي، وضعي آشفته وپريشان داشت،حاضر به مصالحه شده با مضاي عهدنامه به دست ليتوفسک رضا داد واز لهستان وکشورهاي بالتيک وفنلاند چشم پوشيد. در همين موقع بسياري ازجمهوري هايآمريکا به نفع متفقين وارد جنگ شدند. در شبه جزيره بالکان، دولتروماني همکه شکست خورده بود عهد نامه ي صلح را امضاء کرد، ليکن متفقين درمقدونيهبتعرض پرداخته، بلغارستان را، در 29 سپتامبر، به تقاضاي متارکهجنگواداشتند، سپس آلباني و سربستان را گرفته، به تعقيب اطريش ها و آلمانيها،که در حال عقب نشيني بودند، مشغول بودند، در آسيا، انگليسي ها در سوريهبهپيشروي ادامه دادند و خود را به شهر حلب رسانيدند. ترک ها در سي ويکماکتبر پيمان متارکه ي جنگ را امضاء کردند.
در جبهه ي ايتاليا، اطريشهادر بهار به حمله پرداختند و سپس عمليات بکندي پيش رفت. اطريش بهعلتنارضائي اسلاوها، دچار آشوب هائي در داخل شد. در پاييز، ايتالياي هامشغولهجوم شدند و پس از پيروزي در ويتوريوونتو مجدداً تمام و نسي رااشغالکردند و به اطريش هم در سوم نوامبر از جنگ دست کشيد، جبهه ي غربيميداناصلي جنگ بود. متفقين فرماندهي تمام قواي خود را به فوش سپردند.آلماني هابا حملات خود در صدد نفوذ به خطوط دشمن در کنار شم، در فلاندر،در کرانههاي ان و مارن برآمدند. پيشروي آنها تا ماه ژويه ادامه يافت و سپسمتفقينبه هجوم و تعرض مشغول شدند و با کمک قواي آمريکائي و تجهيزات قابلملاحظهاي که داشتند (ارابه هاي جنگي)، مقاومت آلماني ها را در هم شکسته،مهاجمانرا از، فرانسه بيرون راندند و وارد بلژيک شدند؛ گيوم دوم و تمامامرايايالات آلماني هااز مقام خود کناره گرفتند و دولت آلمان عهدنامه يمتارکهي جنگ را در يازدهم نوامبر امضاء کرد. صلح ورساي: در آلمان حکومتجمهوريروي کار آمد و کشور اطريش و هنگري تجزيه شد؛ شارل امپراطور اطريشاستعفاکرد، چک کروآت ها، مردم ترانسيلواني و لهستاني ها سر به شورشبرداشتند. بينظمي و هرج و مرج در اروپاي مرکزي و شرقي به حد کمال رسيد. درخلال ايناحوال، نمايندگان تمام کشورهاي متفق، براي شرکت در کنفرانس صلحورساي جمعآمدند، منتهي رهبري جلسات بيشتر با کلما نسو، ويلسون، للويد جرجواولاند ونمايده گان فرانسه، آمريکا و انگليس و ايتاليا بود. آلماني ها باآنکهناراضي و متعرض بودند، پيمان صلح را در 28 ژوئن 1919 امضاء کردند. دراينپيمان استرداد آلزاس و لرن، و شهرستانهاي لهستاني، مراجعه با آراءعموميدر سيلزي عليا، در شلسويگ و سار براي تعيين سرنوشت اين نواحي، صرفنظرکردن آلمان از دانتزيگ و مستعمرات خود، تقليل نيروي دريايي و قواينظاميآلمان، پرداخت غرامت جنگ و اشغال ساحل چپ رن به وسيله ي سربازانمتفقين،پيش بيني شده بود.
در معاهدات صلح سن ژرمن و تريانون،انهدامامپراتوري اطريش و هنگري، برقراري حکومت جمهوري در اطريش، هنگريوچکوسلواکي، واگذاري اراضي وسيعي به ايتاليا (تربيت و ترانتن) بهسربستان(کرواس، بسني)، به روماني (ترانسيلواني، بوکووين) و لهستان(گاليسي) صورتعمل به خود گرفت. به موجب معاهده ي نويي، حدود بلغارستان بهمرزهاي خود در1913 رسيد و به موجب عهد نامه ي سور، دولت ترکيه از عربستان،شام، عراق،ازمير، و تراس چشم پوشيد. به اين ترتيب، بزرگترين جنگي که دنيابه خاطرداشت، با درهم شکستن امپرياليسم آلمان و با پيروزي دموکراسي هايآزاديخواه پايان پذيرفت، ليکن اوضاع هم چنان در هم پيچيده و مورد رضايتعمومبود و همه از شروع برخوردها و تصادمات ناگوار جديد مي ترسيدند.

پی‏نوشتها:

1- Przemysl در ناحيه گاليسي در لهستان
2- karso يا Karst نواحي مرتفع ميان کارنيول وايستري