نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

  1. #1
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

    فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیتی !

    گرد آورندگان:
    دکتر مرتضی مشایخی
    امیر هوشنگ آریان پور


    تعریف کلمه جمعیت شناسی یا دموگرافی که مرکب از دو کلمه یونانی "دموس"به معنی مردم و "گرافی" به معنی نگاشتن یا شناسائی است،برای اولین بار درسال 1855 توسط آمار شناس فرانسوی بنام اشیل گیارد (Achille Guiilard )متداول گردید.

    گیارد دموگرافی را به عنوان تاریخ طبیعی و اجتماعی نوع انسانی تعریف کردهاست. از نظر وی دموگرافی معرفت یا شناخت ریاضی جمعیت ها، حرکات عمومی آنهاووضع اخلاقی و جسمانی و فکری آنهاست.به موجب فرهنگ سازمان ملل، جمعیتشناسی علمی است که هدفش مطالعه جمعیت های انسانی است و از نظر کمی ابعادجمعیت ها بنیان و ساختمان، تحول و حرکات و خصائص عمومی آنها را مطالعه میکند. ولی از نظر کیفی تعریفی که زمینه جامعه شناسی ( تالیف زنده یاد دکترامیر حسین آریان پور) آورده بی مناسبت نیست:

    "جمعیت شناسی علمی است که هدف آن بررسی ساختمان و حرکات جمعیت های انسانیو همچنین مطالعه روابط متقابلی است که میان پدیده های جمعیتی و عواملاقتصادی، اجتماعی و بیولوژیکی وجود دارد."

    بر اساس پاره ای از فرضیات تاریخی و جمعیت شناسی، انسان در حدود یک میلیون سال قبل از میلاد مسیح ظهور کرده است. از آن تاریخ تا کنون حدود 90 میلیارد انسان متولد شده اند. با توجه به جمعیت کنونی جهان ( حدود 2/6 میلیارد)، 7 در صد کل جمعیتی است که تا کنون می زیسته اند .

  2. #2
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

    مقدمه

    دستیابی بر ویژگیهای یک جمعیت چون:
    تعداد، تراکم، توزیع جغرافیایی، ساختار سنی، جنسی، تحرک مکانی، ترکیب و تحولات درونی آن،
    در برنامه ریزیهای اقتصادی- اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، وسیاست گزاران و برنامه ریزان اقتصادی و اجتماعی ناگزیر از توجه به روابطمتقابل موجود میان متغیر هایی هستند که نه تنها در تحول اقتصادی و اجتماعیموثرند، بلکه سازه های بنیادی توسعه اقتصادی و اجتماعی نیز محسوب می شوند.

    به طور قطع مهمترین متغیری که در برنامه ریزی به عنوان مبنای محاسبات درنظر گرفته می شود جمعیت و دگرگونیهای آن در گذشته و حال، و پیش بینیتحولاتش در آینده است
    . بدین سان مشخص می گردد که آگهی بر این کمیت ها و تناسبها و تعیین دقیقحرکات و نوسانات ساختمان جمعیت و توجیه و تبین علل آنها در درون خود و دررابطه با پدیده های غیر جمعیتی جهت تنظیم و تدوین برنامه های توسعهاقتصادی و اجتماعی لازم و ضروری است.

    علم جمعیت شناسی و آنچه که امروز مورد مطالعه آن می باشد سابقه زیادی نداشته و از اوایل قرن نوزدهم به صورت علمی رو به توسعه و گسترش گذاشته است.
    با وجود اینکه طی سالهای اخیر کوششهایی در زمینه شناخت مسایل جمعیتی بهعمل آمده است ، لکن مطالعه همه جانبه جمعیت ایران در رابطه با عواملجغرافیایی حاکم بر آن در نواحی مختلف کشور، و متعاقب آن توجیه ناهماهنگیهای موجود بین عوامل انسانی و منابع طبیعی، به لحاظ کمبود منابع و عدموجود سرشماریهای متعدد برای دوره طولانی و مضاف بر همه چیز جوانی و نوپاییعلم جمعیت شناسی و جغرافیای جمعیت در ایران، همه و همه از مقوله ای است کهماهیتاٌ امر تحقیق را در این زمینه با مشکلاتی مواجه ساخته است.

    تحقیق در این که در مقاطع مختلف زمانی جمعیت ایران چقدر بوده و چه تحولاتوتغییراتی را به خود دیده، مطلبی است که شاید هرگز نتوان به آن دست یافت.
    در زمان ناصرالدین شاه قاجار به دستور میرزا حسن خان سپهسالار دستور العملجامعی برای احصائیه(سرشماری) صادر گردید، ولی به علت فوت وی نتیجه ای حاصلنگردید.
    بعد از آن میرزا عبد الغفار منجم باشی و شاگردانش در تهران یک سرشماری بهعمل آوردند. همچنین به دستور علیقلی میرزا وزیر علوم ناصرالدین شاه برخیاز حکام ولایات در حدود سال 1252 شمسی اطلاعاتی در باره تعداد جمعیت شهرها فراهم آوردند ولی در حالت کلی از این اطلاعات، آمار کل کشور به دست نمیآید.

    بالاخره در سال 1303 شمسی تصویب نامه ای از هیئت وزیران گذشت و موجودیتاداره احصائیه کل مملکتی را که وظیفه اش تعیین تعداد نفوس، تهیه آمارهایاجتماعی، مالی، بهئاشتی، دامداری، صید و شکار، صادرات و واردات، نرخمسکوکات، مبادلات تجاری، جرائم و محکومین، حوادث و اتفاقات بود اعلام کرد.در سال 1307 شمسی نام آن به اداره کل آمار و ثبت احوال تغییر و در همینسال شورای عالی آمار نیز تشکیل گردید.

    در خرداد ماه 1318 (ش ) قانون سرشماری عمومی افراد به تصویب مجلس رسید وجهت اجرا به دولت ابلاغ گردید. طبق این قانون از اول تیر ماه 1318 تا سومشهریور 1320 فقط تعداد 32 شهر آمار گیری ولی ادامه آن به علت بروز جنگجهانی دوم ناتمام ماند و بعد از جنگ نیز دنبال نشد!

    اولین سرشماری عمومی در سال 1335 شمسی انجام گرفت و جمعیت ایران را برابربا 704/954/18 نفر دانست پس از آن در سالهای 1345 و 1355 دو سرشماری دیگرانجام گرفت و جمعیت را به ترتیب 722/788/25 و 744/708/33 اعلام کردند.

  3. #3
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: فاجعه بزرگی به نام انفجار جمعیت!

    روابط خانواده و برنامه های کنترل جمیعت در تمدن های باستان


    در کشور باستانی ما ایران، تا سال 1335 در هیچ زمانی به موضوع اساسی وحیاتی سرشماری و اطلاع از تعداد جمعیت و میزان مرگ و میر و رشد آن ، که درحقیقت پایه و اساسی است برای تدوین برنامه های اقتصادی، کشاورزی، صنعتی،فرهنگی، نظامی و بهداشتی، توجه نشده بود . و در طول تاریخ چند هزار سالهکشورمان، برآورد جمعیت همیشه به صورت تخمین و حدسیات مسئولینی که در راسولایات و ایالات کشورمان قرار داشتند انجام گرفته است! حتی در دوران سلطنترضا شاه که ظاهراٌ ایران به سوی مدرنیزاسیون و پیشرفت گام بر می داشت،مقامات دولتی مسئول نتوانستند از سال 1307 الی سال 1320( در 13 سال) کهخاتمه سلطنت رضا شاه بود، ترتیب یک سرشماری کامل را در سطح کشور بر قرارسازند!

    در حالیکه در سایر کشورهای جهان برابر مدارک موجود از زمانهای قدیم به این امر مهم توجه خاصی مبذول داشته اند! به این شرح:

    تاریخچه امور جمعیتی در عهد باستان

    1- در کشور مصر
    سوابق تاریخی مصربه حدود چهار هزار سال قبل از میلاد می رسد. ایده های جمعیتی در خلال نظریات و یا نهادهای اجتماعی به چشم می خورد.
    در این کشور از تفاوتهای جنسی یا افتراق جنسی که در غالب تمدنهای قدیم ملاحظه شده اثری نیست و سعی فراوانی در جهت کاهش تفاوت بین زنان و مردان معمول می گردیده است.
    زمینه های مادر شاهی مصر موجب شده که تا حدی زنان به حقوق بیشتری نائل شوند.برای مثال جز در صورت ثبوت انحراف زن: مرد حق نداشته زن را طلاق گویدوگرنه می بایست قسمت عمده ای از مال و سرمایه خانواده را به زن بدهد.
    برخی از باستان شناسان معتقدند که بعد از تسلط یونانیان بر مصر وضع زن عوضشده، حق طلاق که از حقوق مسلم زنان بود سلب و به مردان انتقال یافته است.مراقبت فرزندان به عهده پدر محول شد و در اظهار عشق و زناشوئی زن بایدپیشقدم شود. اعمال تمایلات همجنس بازی معمول و بدون عیب بوده که این امراحتمالاٌ در رفتار جمعیتی زاد و ولد موثر بوده است.

    2- در سومر
    امر ازدواج که یک واقعه جمعیتی است با قوانین متعددی محکم و استوار می شدهو زن و مرد در مورد اطفالشان از حق مساوی برخوردار بودند. در جامعه سومرزنان از حقوق اجتماعی نسبتاٌ فراوان برخوردار بودند ولی باز هم موقعیت زنمصری را نداشتند. قدرت اصلی خانواده ها را مردهای سومری داشته و تفوقمردان بر زنان آشکار بوده است.

    3- فنیقی ها
    هرودوت می گوید: فنیقی ها مهاجرینی هستند که در حدود 28 قرن قبل از میلاداز خلیج فارس به سواحل مدیترانه رفته اند. معمولاٌ وقتی فنیقی ها به بنادرو شهرهای دور افتاده می رسند اگر خود را قویتر از مردم شهر می دیدند همهاموال بومیان محلی را بزور می گرفتند و اهالی را به بردگی می بردند و اگرخود را ضعیف تر می دیدند مال التجاره خود را خالی کرده و مثل مردمان شریفسکونت گزیده به کسب و تجارت مشغول می شدند. به این ترتیب رفتار جمعیتیمهاجرتی آنان تابع قدرت مردم یک سرزمین بوده است.

    4- چین
    در حدود 28- 29 قرن قبل از میلاد با تمرکز جمعیت در دشت بزرگ مرکزی درهرودخانه زرد آسیا و اقدام به کشاورزی تاریخ چین آغاز می گردد. در چینعلیرغم مرگ و میر و قحطی سرعت افزایش جمعیت سریعتر از توسعه کشاورزی صورتمی گرفته است.
    کنفسیوس که در حدود 6 قرن قبل از میلاد مسیح می زیسته معتقد بود که انسانباید سعادت خود را از طریق اجرای پنج اصل بدست آورد. این پنج اصل که دیدجمعیتی دارد عبارت است از: روابط بین زن و شوهر، پدر و مادر، اطفال و اولیاء ، دوستان و نزدیکان و روابط پادشاه و مردم.

    در چین سازمان بردگی آن چنانکه در مصر، بین النهرین، رم و یونان قدیم وجود داشته دیده نشده است.
    قدرت پدر در خانواده چشمگیر بوده و فرزند ذکود را عامل اقتصادی موثری می شمردند و حقوق زنان در چین به مراتب کمتر از زنان مصری بوده است. به طور کلی به نظر کنفسیوس بین جمعیت و محیط زیست یک نوع تعادل کیفی موجود است. حد مطلوب جمعیت نیز مورد توجه کنفسیوس بوده و در این مورد نظراتی ابراز داشته است.

    روابط و تمایلات جنسی در نظر چینیان مانند گرسنگی حاجتی طبیعی است و ازدیر گاه روسپی خانه در نظر چینیان برای رفع حوائج جنسی در آن سرزمین وجودداشته است که دولت بر آن نظارت می نموده است.
    تجرد برای مردان ، حتی روحانیون عملی ناپسند بوده و عشق و عاطفه در کار زناشوئی کمترین تاثیری نداشته است.

    خاقانها بیشتر در گرد آوردن زنان زیبا افراط می کردندو برای محافظت حرمسراپسر بچه ها را در کوچکی خواجه می کردند و آنها را در حرمسرا به عنوانمحافظ نگه می داشتند. مرد چینی می توانست به بهانه پر گوئی زن، نازائی و غیره زن خود را طلاق گوید.

    در زمان کنفسیوس پدران قدرت مطلق داشتند و می توانستند فرزندان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند. تا پایان قرن نوزدهم میلادی در چین زنان برای ابراز وفاداری به شوهر پس از مرگ او خودکشی می کردند.

    5- یونان
    اسپارتها بچه های بد شکل و ناسالم را در غارها رها می کردند. اطفال از هفتسالگی در اختیار دولت قرار می گرفتند و فنون جنگی می آموختند. مرداناسپارت تا 30 سالگی در سربازخانه زندگی می کردند. زنان مجبور بودند که هرچه بیشتر فرزند ذکور بدنیا آورند.

    افلاطون
    افلاطون برای مدینه فاضله فرضی خود جمعیتی بین 50 تا 100 هزار نفر در نظرگرفته بود! او برای خانواده های کم فرزند پاداش در نظر گرفته و به دولتتوصیه می کند، که در موارد لازم مهاجرت اجباری را عملی سازد و به خاطرمنافع جامعه باید موالید و تعداد نفوس را کنترل کرد. به نحویکه جمعیت نهافزایش یابد و نه کاهش بلکه ثابت بماند.

    در مورد سن باروری اظهار نظر کرده و سن باروری زنان از 20 تا 40 سالگی وبرای مردان از بلوغ کامل تا 55 سالگی تعیین شده است و اگر تولید نسل خارجاز این محدوده سنی صورت گیرد و افراد فرزند بیاورند، چنین کودکی محکوم به مرگ است و باید او را کشت زیرا که دولت نمی تواند تعهدی برای تغذیه آنها داشته باشد.
    کودکانی که زشت به دنیا آمده اند باید جداگانه نگهداری شوند و یا باوسایلی دوره عمر آنها کوتاه گردد و در هر حال باید سعی کرد جمعیت مدینهفاضله ثابت بماند.

    افلاطون در کتاب جمهوری خود می گوید: " همانطور که ثروت باید بین مردم مشترک باشد زنان و بچه ها نیز مال همه جامعه است.جامعه که مظهر آن دولت است به منظور تولید نسل و تکثیر افراد مملکت، دولتبه مردان و زنان اجازه می دهد تولید مثل کنند. در اجتماع ما نباید میان زنو مرد حائلی وجود داشته باشد مخصوصاٌ در زمینه تعلیم و تربیت دختران همانامتحان فکری را که پسران می گذرانند خواهند گذرانید و دختران مانند پسران می توانند به مقامات عالی مملکتی تائل شوند. تقسیم کار بر طبق استعدادها و قابلیت ها است نه بر طبق جنس مرد و زن."

    معنی اشتراکی بودن زنان جفت گیری کورکورانه نیست بلکه به عکس باید کلیهروابط جنسی تحت مراقبت دقیق دولت در آید تا اینکه کودکان زیبا و خوب ورشید و سالم و به اندازه نیاز جامعه به وجود بیاید.
    تربیت زن و مرد باید پیش از تولید نسل آغاز شود.بنابر این هیچ زن و مردی در صورت بهره مند نبودن از سلامت کامل نبایدتولید نسل را آغاز کنند. باید هر یک از زن و مرد گواهی صحت مزاج در دستداشته باشند. همچنانکه ملاحظه می شود، افلاطون به نکاتی از تنظیم خانوادهاشاره کرده . می گوید: " ازدواج بین خویشاوندان قدغن است و موجب تباهی نسل می گردد."

    ارسطو
    ارسطو برخلاف افلاطون به اهمیت کانون خانواده اشاره کرده است. به نظر وینسبت زن به مرد مثل نسبت بدن به روح است. زن مرد ناقصی است و جنس نر حاکمبر اوست. ارسطو بر خلاف افلاطون معتقد است که زنان نباید مثل مردان تربیتشوند. شجاعت مرد در فرماندهی و شجاعت زن در فرمانبرداری است. می گوید اگر مرد تا 37 سالگی تاخیر ازدواج داشته باشد و سپس با دختر 20 ساله ازدواج کند به صلاح است.

    به نظر ارسطو اگر امور جمعیتی به اختیار افراد گذارده شود و دولت دخالتی نکند همیشه خطر افزایش بی رویه جمعیت وجود دارد، این است که قانون گزاران باید فعالانه در تنظیم امور جمعیت دخالت کنند. در بین طبقات جامعه طبقه تهی دست بیشتر به اختلال جمعیتی دامن می زند و بی نظمی اجتماعی را موجب می شوند.

    به هر حال اگر رسوم جوامع اجازه کودک کشی را ندهد لازم است سقط جنین اجباری شود.فرق ارسطو و افلاطون در این است که افلاطون به لحاظ سیاسی و ارسطو به لحاظاقتصادی به ثابت بودن جمعیت اظهار علاقه می کنند. ارسطو در مواردی از سقطجنین و رها کردن کودکان در سر کوی و برزن بحث کرده می گوید: " کودکانی کهناقص زاده می شوند یعنی یکی از اعضاء بدن ندارند به حکم قانون باید از حقپرورش محروم شوند. همچنین اگر جمعیت شهری از اندازه گذشته باشد و قانونترک نوزاد را ممنوع کند باید جنین پیش از آنکه به مرحله هوشیاری زندگیبرسد سقط شود".

    6- روم قدیم
    در روم قدیم افزایش جمعیت مقبول جامعه بوده معتقد بودند که اولاد زیادوسیله مطمئنی برای جاودانی کردن آئین نیاکان است. با افزایش فرزندانخانواده ها، تلفات لشکریان را می توان جبران کرد. مخصوصاٌ که در زمانتشکیل امپراطوری بزرگ روم نیاز بیشتری به نیروی انسانی بوده است.

    در بین سه تا دو قرن قبل از میلاد مهاجرت مردان روستائی به شهر ها رواجداشته و تظاهر بر این بود که مردان شهری رو به کاهش می باشند. هدف رومقدیم اعاده آداب و رسوم پاک گذشته بوده معتقد بودند که باید ازدواج را تشویق زنا را سرکوب و طلاق را کاهش دادو از تقلیل موالید نیز جلوگیری کرد. ازاینرو آگوست در روم قدیم قوانینیبرای منظور های فوق وضع نمود. به موجب این قوانین مجردین و ازدواج کردههای بی همسر از ارث محروم بودند. افرادیکه لا اقل سه فرزند داشتندامتیازاتی هم در زمینه ارث و مالیات داشتند .

    مته لوس رومی کلیه مجردان را به ازدواج مجبور می ساخت
    ژولیوس پدرانی را که فرزند بسیار داشتند پاداش می داد.
    به هر حال موضوع جمعیت در غالب ممالک و ازمنه قدیم و از جمله روم موردتوجه بوده و به خصوص از لحاظ بسیج سربازان و لشکریان و گرفتن مالیات وغیره بحث فراوان شده است.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وضعیت ژاپن 3 ماه بعد از زلزله
    توسط HRG در انجمن گالری عکس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۰۱ تیر ۹۰, ۱۹:۴۵
  2. قاطعیت امیر کبیر در نامه به ناصرالدین شاه
    توسط HRG در انجمن تاریخ ایران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۲۰ آذر ۸۸, ۱۹:۰۱
  3. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۰۱ مهر ۸۸, ۰۰:۵۲
  4. فیلم 300 بر اساس واقعیت
    توسط hamid192 در انجمن تئاتر و سینمای جهان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۲۶ دی ۸۷, ۱۹:۲۷
  5. روانخواه برای مشخص شدن وضعیت خود MRI گرفت
    توسط YAS در انجمن بایگانی اخبار فوتبال ایران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۱۸ مرداد ۸۷, ۱۹:۵۹

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •