كامران شرفشاهينگراني جوامع نسبت به عوارض سوء وويرانگر مواد مخدر روز به روز در حال تشديد شدن است و با ظهور پديده موادمخدر صنعتي، اين نگراني به يك هراس هولناك مبدل شده است.
آنچه ترديديدر آن نيست اينكه در پشت پديده «افيون» همواره دست هاي پليد و مرگ آفريناستعمار قرار داشته و همواره اين پديده به عنوان وسيله اي براي به زانو درآوردن و انحطاط جوامع مورد استفاده قرار گرفته است. چنانكه استعمار انگليسدر كشورهايي مانند چين و ايران در گذشته با تاكتيك خريد گران تر سوختهترياك و فروش ارزان قيمت ترياك زمينه ترويج اعتياد را فراهم آورد و هماكنون نيز به گواه آمار و مستندات با حضور اين كشور خيانت پيشه درافغانستان، ميزان توليد ترياك به بيش از ده برابر توليد اين محصول در بينافغان ها رسيده است كه اين امر اعتراض جهانيان را در پي داشته است.
بامروري بر تاريخچه مواد افيوني اين نكته به عينه آشكار مي شود كه در هردوره اي شبكه هاي مخوف اهريمني به تهيه و عرضه نمونه اي به مراتب مهلك ترو اعتيادآورتر روي آورده اند و اين روند هم اكنون نيز در شكل پيچيده تر وبسيار خطرناك تري تداوم يافته است.
نسل جديد مواد مخدر و روان گردان،حاصل پروژه هاي محرمانه دولت هاي جنگ افروز غرب است كه در سال هاي سياه ونكبت بار جنگ هاي جهاني اول و دوم در لابراتوارهاي پيشرفته و مجهز تحتحمايت دولت هاي غربي تهيه و مورد آزمايش قرار گرفت.
در آغاز هدف از دستيافتن به چنين محصولاتي، يافتن فرمولي بود براي بالا بردن ميزان استقامتسربازان در شرايط دشوار و غلبه بر خستگي و بي خوابي و ايجاد روحيه بالا ونشاط كاذب، اما به تدريج در سال هاي پس از جنگ جهاني دوم، اين داروها باتوجيه معالجه بيماران روحي و رواني وارد بازار شد و چندي نگذشت كه در شكلفراگيري در دسترس همگان قرار گرفت و به مرور زمان نمونه هاي جديد وافسونگري از آن با اين تبليغ گمراه كننده كه اعتيادآور نيست، در سطح وسيعيارائه شد.
مزيت نسل نوين مواد مخدر در شكل تهيه صنعتي آن نهفته بود كهبه لحاظ سرعت در تهيه و توليد و نيز كم هزينه تر بودن نسبت به شكل سنتي آنسودآورتر و داراي رجحان بسيار بود كه عمده ترين جاذبه آن در نشئگي زيادتر،حجم محدودتر، شيوه استفاده سهل تر و شكل ظاهري رغبت برانگيزتر نهفته بود.عمده مخاطبان مواد مخدر صنعتي را جوانان و نوجوانان تشكيل مي دهند كه درمقابل توصيه ها و وسوسه هايي كه غالبا توسط گروه همسالان آنان به كار ميرود، ايستادگي كمتري دارند و به لحاظ كنجكاوي تجربه كردن هر چيزي و نيزميل به لذت جويي زودتر در دام اين بليه خانمانسوز گرفتار مي شوند.
همچنينيكي از شگردهايي كه براي به دام انداختن جوانان و نوجوانان به كار گرفتهمي شود، ادعاي ايجاد تمركز بيشتر براي مطالعه، در نتيجه مصرف اين داروهاستكه گاه از مصرف قرص هاي «ريتالين» آغاز و رفته و رفته به مصرف مواد مخدرسنگين تري ختم مي شود.
در دهه هاي گذشته در كشورهاي غربي ظهور موادمخدر صنعتي به گونه اي اغراق آلود با عالم هنر و هنرمندان گره خورده بود ومافياي مواد مخدر به شدت در پي تبليغ اين ادعاي مضحك بود كه در نتيجه مصرفاين گونه مواد قدرت درك هنري به نحو خارق العاده اي افزايش خواهد يافت ويا اينكه اين مواد قادرند توان خلاقيت هنري را تا حد اعجاب انگيزي ارتقابخشند.
در سال هاي دهه1970 رويكرد هنرمندان غرب به مواد مخدر آنچنانشكل آشكاري به خود گرفت كه حتي برخي از آنان در شمار مبلغان مصرف موادمخدر صنعتي درآمدند، در آن ايام خصوصا مصرف قرص هايLSD جلوه اي ازروشنفكري و همگامي با هنر روز به شمار مي آمد و اين تفكر در سايه تبليغاتگسترده به سرعت در بين طبقات اشراف و آنان كه روياي هنرمند شدن داشتند رشدچشمگيري يافت. در واقع از اين هنگام شبكه هاي تهيه و توزيع مواد مخدر برآن شدند تا با استفاده از چهره هاي محبوب و متشخص و آلوده كردن آنان بهاعتياد، موجبات جلب توجه ديگر اقشار جامعه، خصوصا جوانان را به سمت مصرفاين مواد ويرانگر فراهم آورند.
در حالي هنرمندان، شاعران، نويسندگان،دانشمندان، ورزشكاران و چهره هاي شاخص اجتماعي به عنوان يك هدف مشخص وتاثيرگذار در اولويت نخست اعتياد توسط باندهاي بزرگ تهيه و توزيع موادمخدر قرار گرفتند كه استفاده از اين مواد در كلوپ ها و پارتي ها حالتپذيرايي و تشخص به خود گرفته بود و اندك اندك همين شيوه به كشورهاي مقلد«متروپل» يعني كشورهاي كم توسعه و يا توسعه نيافته منتقل گرديد.
يكيديگر از متدهاي تبليغ اين مواد، قبح زدايي و حمله به بنيان هاي اخلاقي وباورهاي جوامع است كه غالبا توسط گروه هاي انحرافي مانند تشكل هاي شيطانپرستي ترويج مي شود و مخاطبان اين متد را عموما اشخاص سست عنصر، كم اطلاعو پريشان احوال تشكيل مي دهند كه به لحاظ زياده روي و افراط و نيز پايبندنبودن به هيچگونه قيد و بندي، گاه در شرايط نامتعادل مصرف مواد، دست بهاقدامات جنون آميزي مي زنند كه جبران ناپذير، تاثرآور و وحشت انگيز است.
هماكنون مواد مخدر صنعتي چه به شكل قرص هاي روانگردان «اكس» و يا با اساميزشت ديگري مانند «كراك»، «كريستال» و.. از طرق گوناگوني جوامع را موردحمله قرار مي دهد، قرباني مي گيرد، خسارت مي آفريند و آهنگ حركت جامعه رابه سمت پيشرفت و تعالي كند مي كند.
اگر روزگاري بحث ممنوعيت كشتگياهاني مانند خشخاش، شاهدانه و... مطرح بود، اينك ديگر موضوع تازه ايپيدا شده و اگر زماني بحث واردات مواد مخدر و كنترل مرزها حساسيت برانگيزبود، حالا لابراتوارهاي پراكنده در سطح شهرها بذر نيستي مي پراكنند.
امروزهعلم شيمي و داروسازي نيز به وسيله اي در دست يغماگران اهريمن صفت تبديلشده است، چه آنان كه به آن به چشم يك سلاح براي نابودي بشر و بشريت واضمحلال جوامع مي نگرند، و چه آنان كه با سوء استفاده از اين آشفته بازاردر پي مطامع و سودجويي هاي ناصواب خويشند و در اين راه حتي جان انسان هادر نظر آنها هيچ ارزشي ندارد، همانان كه نان از كيسه دروغ مي خورند و باعرضه داروهاي تقلبي «ترك اعتياد در يك يا چند جلسه» بر امواج ماهواره هاسوارند و شادمان از محنت معتادان.
به نظر مي رسد علي رغم مخاطرات جدي وهولناكي كه مواد مخدر صنعتي جامعه انقلابي ما را تهديد مي كند، آنچنان كهبايد شايسته آمادگي و مبارزه فراگير و تمام عيار با اين پديده باشيم،نيستيم تا جايي كه به قول يكي از مسئولين در حال حاضر دسترسي به اين مواداز تهيه آب معدني نيز آسان تر شده است!علي رغم هزينه هاي گزافي كه اينمواد به جامعه ما تحميل مي كند و اهداف شوم و تهديد كننده آن و دست هايپشت پرده اي كه گرداننده آن است، بر كسي پوشيده نيست و بر خلاف انتظار برحق جامعه، متاسفانه مبارزه همه جانبه و قاطعي در اين زمينه ديده نمي شود وبه نظر مي رسد كه قوانين موجود براي چنين مبارزه اي، چندان كارايي وبازدارندگي ندارد.
راه اندازي لابراتوارهاي توليد مواد مخدر صنعتي وفراواني خرده فروشان اين مواد كه در اطراف پارك ها و ميدان هاي شهر باآسودگي و به شكلي كاملا مشهود مشغول فروش مواد و جذب مشتريان تازه هستندبه راستي شگفت آور و سوال برانگيز است و به نظر مي رسد كه اگر مجازات هايسنگين تري براي توليد و توزيع اين مواد در نظر گرفته شده و بدون اغماض بهمورد اجرا در آيد، امكان بهبودي در اين وضعيت ناگوار رخ خواهد داد. از سويديگر اصل مهم اطلاع رساني مي بايست به شكل فراگير، جذاب و به روز موردتوجه افزونتري قرار گيرد و به جاي اين همه بيلبورد كه در نقاط مختلف شهرمصرف زدگي را تبليغ مي كند، در بعضي از نقاط شهر هشدارهايي با هدف مقابلهبا اين پديده زيانبار امكان خودنمايي بيابد. همچنين آموزش مضرات وپيامدهاي گوناگون اين مواد مي بايست از جمله آموزش هاي ويژه آموزش وپرورش، آموزش عالي، صدا و سيما و ديگر سازمان ها و نهادهاي متولي امورفرهنگي و اجتماعي قرار گيرد تا براي مقابله با اين پديده مخرب كه جامعه مارا نشانه گرفته است يكپارچگي فكري وعملي پديد آورد. مبارزه با هيولاي موادمخدر صنعتي نيازمند بسيج تمام امكانات و همكاري و همگامي تمامي افراداجتماع است و نبايد در اين راه ترديدي به خود راه داد، خيانتي نابخشودنياست اگر كاري را كه مي توانيم امروز انجام دهيم به فردا موكول كنيم كهفردا خيلي دير است.