نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

موضوع: نقد آثار و نظریات ناصر پورپیرار

  1. #1
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    نقد آثار و نظریات ناصر پورپیرار

    همه به اندازه کافی ناصر پورپیرار، دشمن ایرانی و شیعه را میشناسید همو که مجموعه داستانی "تخیلی بر بنیان تاریخ ایران"را نوشته و تجزیه طلبان تارنمای تریبون برای مدتها با لقب استاد و پروفسور(!!!!) صدایش میزدند و برایش هورا میکشیدند. امروز او درمانده تر ازهمیشه است. هر روز که میگذرد گزافهای از گزافهگوییهای کتابش برای همهآشکار شده و بوی بیسوادی او دوستانش را هم ناراحت کرده، و شمار آنها رابه پایینترین حد ممکن رسانده است.
    در چندیادداشت قبل به موضوع عدم صداقت پورپیرار در گزارش کردن از منابع موردتاییدش اشاره کردیم. دیدیم که در شمالی خواندن پارسها بر اساس تورات چگونهبه ناراست کرداری پرداخته بود. دیدید که برای درست کردن این خرابکاری، درپاسخ به مهرناز نصریه خرابکاری بزرگتری از خود بر جای گذاشت! دیدید چگونهادعا کرده بود که ارمیا، زمینه چین آزادی یهود و اجیر کردن کوروش بوده ولیارمیا در کتابش اصلا اشارهای به پارسها نکرده بود و کوروش رانمیشناخت!!!! و مدخل خزری او را هم با آن سوتی بزرگ در جابهجا کردن تمدنلیدی، به آب روان سپردیم . و باز دیدید کسی که در کتابش، خود را مورخمینامد و حرفهایش و نوشتههایش را مقدس میداند، چگونه برای حمایت ازنظریه قلابی پوریم مجبور شد هر آنچه در کتابش در مورد نامههای پیامبراعظم (ص) گفته بود دروغ و شایعه بخواند. یک عمر، همه چیز را جعلی خواند وبه مرض جعل دچار شد، یک دفعه بیدار شد و دید کتاب و نوشته خود را هم بههمان شیوه از دم تیغ گذرانده است!!! بیچاره کسانی که به او دل بسته بودند!بیچاره این بیاستاد شدهها!
    چکیده اینکه اگر او حرفی زد، باور نکنید و از چند منبع معتبر، دیداری تازه کنید و یا بپرسید!
    امروز، باز به سراغ کتابش میرویم و کمی در آن گردش میکنیم تا یکی از وحشتناکترین آشوبگریهای این شیطان بالفطره را مشاهده کنیم.
    همه بهخوبی با نظرات پورپیرار، این بیسوادِ بیدین در مورد ایران و پارسها آشناهستید. وی هر جا فرصتی بیابد، برای فرونشاندن سوزش درونش، چنگی به صورتفارسها میکشد تا گروهکهای پانترک و پانعرب را از خود خشنود کند.
    لازمنیست در اینجا مثالهایی از توهینهای این تودهای کثیف و شیطان مجسم، بهفارسها را بیاورم چون همگی به اندازه کافی، نوشتار او را خواندهاید. یکبار دیگر میگویم که او دروغگوترین و دغلبازترین نویسندهای است که درپهنه جهان زاده شده است. هرگز به او اطمینان نکنید.

    میدانیدکه امروز او مفسر قرآن شده و فتوا هم صادر میکند که در جای خود به اینموضوع به طور مفصل خواهم پرداخت. او مدعی است که قرآن را بهتر از مفسران وفقها و مترجمان حرفهای قرآن میفهمد!!! البته در مورد قرآن آنقدر مطلبنوشته شده است که با خواندن آنها انسان میتواند در مورد آن، شناختهاییهرچند مختصر پیدا کند، که ظاهرا او مدعی است چنین کرده و به چیزهایی دستیافته است!!!!
    ازیادداشتمان دور نشویم. او در کتابهایش به قول دکتر ترکی قیافهظهیرالاسلامی میگیرد و مدعی دفاع از اسلام و قرآن است! و خود را نسبت بهقرآن بسیار آَگاه جلوه میدهد. نمودهایی از این ادعاها در وبلاگش بسیار(!) هویداست.
    او در صفحه 253 کتاب برآمدن اسلام جلد 3 مینویسد:
    و اینک بهنقطه پایانی بررسی خویش از هخامنشیان و از طلوع اسلام در ایران نزدیکمیشویم و آن اشارهای است مطمئنتر بر غیر ایرانی بودن هخامنشیان (!!!!!) و برخاستگاه اصلی آنان، در سرزمین خزر، که در قرآن میخوانیم(!!!). (کتاب برآمدن اسلام جلد 3. ص253)
    پورپیراردر این جملهها تلاش دارد بگوید که قرآن گفته است که هخامنشیان ایرانینیستند!!!!!!! و برای اثبات حرف خود، ترجمه آیههای 94 تا 97 سوره مبارکهکهف را به عنوان شاهد میآورد! و در ادامه مینویسد:
    فهم تصویر تاریخی این اشاره قرآن بسیار ساده و صریح است (!!!): مردم به اسکندر (!!!!!)از ظلم و ستم قومی پناه میبرند و درخواست ساخت حائلی بین خود و آناندارند. در اینصورت باید بقایای هخامنشیان را از مقابل شمشیر اسکندر، بهمسقط الراس خویش در آن سوی کوههای قفقاز، به سرزمین خزران، گریخته بدانیمآن گاه اسکندر .... باید تنها راه عبور آنان به جنوب، یعنی گذرگاه قفقاز را، با سدی (!!!!!!) نفوذناپذیر بسته باشد تا بازگشت آنان میسر نباشد. (کتاب برآمدن اسلام جلد 3. ص 253 و 254)
    در اینجااوج عوامانه نوشتن را به تصویر کشده است. پیشِ خود فرض کرده که اسکندر،ذوالقرنین قرآن است!!!! و او سدی برای جلوگیری از بازگشت هخامنشیان ساختهاست. آن هم سدی با آن مشخصات خاص در قرآن کریم. بگذریم که در وقت خود،مفصل به اثبات عدم ذوالقرنین بودن اسکندر خواهم پرداخت.
    در ادامه چنین مینالد که:
    اگر فاتحمقدونی را موجب انهدام هخامنشیان میشناسیم، پس راهی نیست که بستن این سدرا ابزاری برای ناممکن کردن بازگشت همان قوم و به درخواست اقوام ایرانیبدانیم. قرآن این فسادکنندگان در زمین را با تعبیر "یاجوج و ماجوج" خوانده و در آیه 93 سوره کهف آنان را "زبان نفهم" گفته است.(کتاب برآمدن اسلام جلد 3. ص254

    پروفسورمکتب نرفتهی ما میگوید که پارسها از دست اسکندر مقدونی فرار کردند و بهخزرستان برگشتند!!!! و مدعی است که مردم از اسکندر طلب سدی کردند تاهخامنشیان دیگر به آنها حمله نکنند. وی مدعی است که یاجوج و ماجوج، فارسهایا همان هخامنشیان هستند و خدا آنها را "زبان نفهم" گفته است تا به خیال خود توهینهای خود به فارسها را رنگ مذهبی-الهی هم ببخشد.به این نکته توجه کنید که پورپیرار اینجا دست به دامان یک منبع بسیاربسیار معتبر مثل قرآن شده است که هیچ بخشی از بخشهای آن تردیدپذیر نیست.
    اما فردمقابل ما پورپیرار است، یک دروغگوی بزرگ. پس بهتر است با هم قر نرا آن آنرا باز کرده و آیه مورد اشاره پورپیرار را بخوانیم. آیه 93 سوره مبارکهکهف میگوید:
    حَتَّى إِذَابَلَغَبَيْنَ السَّدَّيْنِوَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْمًا لَّا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا (سوره مبارکه کهف، آیه 93)
    برای اینکه بهتر موضوع را دنبال کنیم چند ترجمهی معروف از آیهی 93 سوره کهف را برای شما میآورم:
    ترجمه مکارم شیرازی:{وهمچنان به راه خود ادامه داد} تا به ميان دو كوه رسيد؛ و در كنار آن دو{كوه}‏ قومى را يافت كه هيچ سخنى را نمى‏فهميدند {و زبانشان مخصوص خودشانبود}!
    ترجمه خرمشاهی:تا به فاصله ميان دو كوه سدآسا رسيد و در پيش آن دو مردمانى را يافت كه زباننمى‏فهميدند.
    ترجمه فولادوند: تا وقتى به ميان دو سد رسيد، در برابر آن دو {سد}، طايفه‏اى را يافت كهنمى‏توانستند هيچ زبانى را بفهمند.
    ترجمه معزی: تا گاهى كه رسيد ميان دو بند را يافت نارسيده بدانها گروهى را كه نيارند دريابندگفتارى را
    همانگونه که میبینید، منظور قرآن از "لَّا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا" قومی است که ذوالقرنین به آنها رسید، همان قومی که بین دو سد (=کوه) زندگی میکردند نه یاجوج و ماجوج!!!! به خوبی میبینید که چگونه پورپیرار در اشاره به قرآن هم آشوبگری کرده و اینبار دست به تحریف قرآن میزند.
    تازه درآیه بعد یعنی آیه 94 است که نام یاجوج و ماجوج در قرآن میآید! و پورپیراربا عوض کردن معنی، میخواهد چنین القا کند که یاجوج و ماجوج مورد نظرش(یعنی هخامنشیان) "زبان نفهم" هستند!!! و این ناسزا در قرآن آمده است!!!!وای بر آنانی که افسار خود را به دست این خاخام یهودی سپردهاند. تاکنونفکر میکردم او تنها به دزدی در کتابهای زمینی و تورات تحریف شده مشغولاست، امروز میبینید که حتی در اشاره به قرآن هم صادق نبوده و حتی درترجمه قرآن هم دست میبرد و مسائل را پس و پیش میگوید تا نظرات قلابی خودرا به پیش برد.
    قرآنکتابی نیست که هر کس در آن دست برده و هر آنچه در ذهن دارد به آن نسبتدهد. امیدوار بودم شک من در این مورد غلط باشد ولی همانگونه که دیدیدپورپیرار اقدام به چنین جنایت بزرگی در حق قرآن کرده است.
    نمیتوانمدعی شد که اشتباه چاپی است! او به خوبی موضوع را توضیح داده است وهمانگونه که در مثالهای قبلی دیدید در انجام تحریف و دغلبازی واقعا استاداست. آیا قبول کردنی است کسی که مترجمان قرآن را به سخره میگیرد ومقالههای پیوسته در باب قرآن مینویسد از خواندن ترجمههای عادی این آیهبرنیامده و آن را فهم نکرده باشد؟!! اگر اینگونه است پس بهتر است برایهمیشه خفه شود. البته من اینگونه فکر نکرده و اعتقاد راسخ دارم که او بهعمد دست به این تحریف زده و آگاهانه این کار را انجام داده است.
    آیاندیدید که چگونه بند 28 باب 51 کتاب ارمیا را دیده بود و به روی خودشنیاورده بود تا نظر قلابی خزری خود را پیش برد؟ آیا ندیدید که چگونه درقضیه شمالی خواندن قوم کوروش آشوبگری کرده بود؟ در اینجا نیز به عمد بهآیه 93 سوره کهف اشاره میکند ولی هرگز آن را نمیآورد تا مشتش باز نشود.این درحالیست که ترجمه آیه های 94 تا 97 را در صفحه 253 کتابش آورده استیعنی یک صفحه قبل از اینکه به تحریف آشکار قرآن دست بزند!!! بنابراین عمدیبودن اینکار صد در صد روشن است.
    حالطرفداران پورپیرار چه جوابی دارند؟ آیا تحریف قرآن کار کوچکی است؟! وای برآنانی که افسار عقل خود را به دست این دشمن دین دادهاند.
    امروزمشت او بازتر از همیشه است، خود قضاوت کنید آیا کسی که برای پیشبرد نظراتبیپایهاش به تحریف قرآن دست میزند، قابل اعتماد است؟آیا او بویی از اسلام برده است؟ آیا این دشمنی یهود گونه با اسلام نیست؟بیشتر مواظب خاخام ناصر پورپیرار، این دست نشاندهی موساد باشیم. آیا عجیبنیست که این مسلماننما درست همان کارهایی را میکند که از صهیونیستهاتوقع داریم؟
    او برای پیش بردن نظرش از تحریفِ آشکار قرآن هم ترسی ندارد، حال ببینید با کتابهای دیگر چه کرده است!!
    نمیدانمباز آقایان پانترک و پانعرب که برخی فریاد وااسلاما سر میدهند و ازپورپیرار حمایت میکنند برای تحریف قرآن هم دلیل تراشی خواهند کرد؟

  2. #2
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: نقد آثار و نظریات ناصر پورپیرار

    یکی دیگر از ادعاهای نابخردانه و بی اندازه فانتزی ناصر پورپیرار، انکار وجود شخصیت تاریخی سلمان فارسیاست ( آنهم فقط به جرم فارس بودن! ) او با گستاخی و حرارت تند برخاسته ازکوره تعصبات قوم گرایانه عربی خود همواره می کوشد با دست نشانده یهودخواندن همه نویسندگانی که در آثار خود یادی از حضرت سلمان کرده اند، دنکیشوت وار به جنگ حقیقتی برود که انکار آن مانند انکار آفتاب می ماند.

    براستی وی بر اساس کدامین محاسبات و تفکرات متکی بر مستندات تاریخی به خودچنین جرات داده که نوشته های این همه نویسنده ای که بعضا دارای مواضععقیدتی مختلف و متضادی هستند را در یک ردیف قرار داده و کلیه آنان را عاملیهود و شعوبیه بخواند.!!!
    --------------------------------------------------------------------------------

    ۱ - ابن عساكر درکتاب تاريخ مدینه الدمشق،می گوید: سلمان فارسى، مكنّى به ابوعبداللّه، از اهالى رامهرمز (در استانخوزستان) و به روایتی از اهالى اصفهان، از روستايى به نام «جى» بود و پدرشدر اين روستا كشاورزى مى كرد و بر كيش زرتشتيت قرار داشت. سلمان نيز برهمين كيش بود، تا اين كه به مسيحيت تمايل پيدا كرد و مسيحى شد و پس ازچندى با يهوديت آشنا شد. آن گاه به مدينه رفت و برده مردى از يهوديان بنىقريظه، قرار گرفت. هنگامى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به اينشهر هجرت كرد با دعوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با دين اسلام آشناگرديد. سلمان به نزد آن حضرت آمد و مسلمان شد و پيامبر (ص) با مولاى اوقراردادى بست بر اين كه سلمان كار كند و از درآمدهاى خويش، خود را آزادكند. پيامبر (ص) و مسلمانان مدينه او را كمك كردند تا اين كه بهاى خويش رابه يهودى پرداخت و آزاد گرديد. وى با اين كه ايرانى نژاد است در ميان عربها و مسلمانان حجاز كه غالبا عرب نژاد بودند، به مقامى رفيع و مرتبه اىبلند دست يافت.

    ۲- شيخ مفيد (رحمت الله عليه) ازجعفربن مؤدّب روايت مي كند كه : سلمان، عمار، ابوذر و مقداد اركان اربعههستند و ابونعيم سلمان را با اين ويژگي ها مي ستايد: پيشگام ترين فارسيانبه اسلام، مِهتر دليران، تلاش گري كه آرام نگرفت و دريايي كه فرو ننشست،دانشمندي فرزانه و عابدي آگاه.

    ۳- ابونعيم و ذهبي نوشته اند كه سلماندر حالي كه بر حدود سي هزار نفر حكومت مي كرد، تنها با يك عبا كه فرش ولباس او نيز بود، براي مردم خطبه مي خواند. به همين جهت مورد سرزنش خليفهوقت، عمربن خطاب قرارگرفت. او در پاسخ خليفه چنين نوشت:

    گفته بودى كه من حكومت خدا را ضعيف و سست كرده و خود را خوار گردانيده وخدمتكار مردم نموده ام به حدى كه اهالى مدائن نمى دانند كه من امير آنهايم ! پس مرا به منزله پلى گردانيده اند كه بر من مى گذرند و بارهاى خودرا بر دوش من مى گذارند! و نوشته بودى كه اين ها باعث سستى سلطنت خدا مىشود! پس بدان كه ذلت در اطاعت الهى، دوست داشتنى تر است در نزد من از عزتدر معيصت و نافرمانى خدا و تو خود مى دانى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله تأليف دل هاى مردم مى نمود و به ايشان نزديكى مى جست و مردم هم به سوىاو تقرب مى جستند...

    ۴- جابربن عبدالله از پيامبر(ص) در مورد سلمان پرسيد.
    حضرت فرمودند: سلمان دريايي ژرف از علم و دانش است كه آب آن را نتوانكشيد. سلمان مخصوص به علم اول و آخر (توحيد و معاد) است. هر كه سلمان رادشمن بدارد، خدايش او را دشمن مي دارد و هركه با او دوستي كند، خداوند اورا دوست مي دارد.( آثار الصادقین جلد ۹ ص ۱۳۰)

    از پيامبر اسلام(ص) تفسير آيه «و ان تتولوا يستبدل قوماً غيركم ثم لايكونوامثالكم» (سوره محمد(ص)، آيه 38)، (و اگر شما از دين حق اعراض كرده و ازآن روي برگردانيد،خداوند قومي ديگر را كه بهتر و فداكارتر از شما هستند،به جاي شما قرار مي دهد.) را پرسيدند و به پيامبر(ص) عرض كردند: اي رسولخدا! اين قوم چه كساني هستند كه اگر ما پشت به دين كنيم، خداي تعالي آنانرا به جاي ما قرار مي دهد؟ رسول خدا(ص) دست به شانه سلمان زد و فرمود: اينو قوم اين مرد است. به خدايي كه جانم به دست اوست، اگر ايمان به خدا را در«ثريا» آويزان كرده باشند، بالاخره مردمي از فارس، آن را به دست مي آورند.

    ۵- صاحب كشاف نقل كرده كه از پيامبر،صلى‏الله‏عليه‏وآله، درباره كلمه «قوم‏» كه در آيه شريفه آمده است‏سؤالشد. سلمان فارسى نزديك پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله، نشسته بود آن حضرت بادست مبارك خود به ران پاى سلمان زد و فرمود:
    «به خدايى كه جان من در دست و قدرت اوست، اگر ايمان به كهكشانها بستگى داشته باشد مردانى از فارس به آن دست مى‏يابند.» الزمخشرى، جارالله محمود، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج 4، ص 331.( توضیح اینکه این کتاب از معتبرترین و متقن ترین تفاسیر اهل تسنن به شمارمی رود، که از نظر نکات ادبی بالخصوص نکات بلاغتی در میان همه تفاسیرممتاز است. مولف این تفسیر ابوالقاسم محمود بن عمر زمخشری خوارزمی ملقب بهجارالله ( مجاور خانه خدا ) می باشد که از اکابر علمای اسلام به شمار میرود)

    ۶- به نقل صاحب «مجمع‏البيان‏» از امام باقر، عليه‏السلام، روايت‏شده كه فرمود:
    «اى اعراب، اگر روى برگردانيد، خداوند گروه ديگرى را جايگزين شمامى‏گرداند يعنى ايرانيان‏»

    ۷- مسلم، در کتاب (( صحيح بخاری )) خوداز ابوهريره روايت كرده كه گفت: «ما حضور پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله،بوديم كه سوره مباركه جمعه نازل شد و حضرت آن را تلاوت فرمود تا رسيد بهآيه «و آخرين منهم لما يلحقوابهم‏» مردى از او سؤال كرد، يا رسول‏الله!اينان چه كسانى هستند كه هنوز به ما نپيوسته‏اند؟ حضرت پاسخ نفرمود:ابوهريره گفت: سلمان فارسى نيز در بين ما بود پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله،دست مباركشان را بر سر سلمان نهاد و فرمود: به خدايى كه جانم در دست قدرتاوست اگر ايمان بستگى به كهكشانها داشته باشد مردانى از اينها (طرفدارانسلمان) به آن دست‏خواهند يافت‏». ( لازم بذکر است که این کتاب یکی از هفتکتاب اصلی و ماخذ اهل سنت است که به آنها قراء سبعه یا صحه سبعه می گویند)

    ۸- صاحب «الميزان‏» آورده كه «درالمنثور» روايتى را عبدالرزاق و عبد بن حميد و ترمذى و ابن جرير و ابن ابى حاتم و طبرانىدر كتاب «اوسط‏» و بيهقى در كتاب «دلائل‏»... از ابوهريره نقل كرده است كهوى گفت: پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله، اين آيه را «و ان تتولوا يستبدل قوماغيركم، ثم لا يكونوا امثالكم‏» قرائت فرمود، عرض كردند يا رسول‏الله!اينها چه كسانى هستند كه اگر ما رويگردان شويم جايگزين ما مى‏شوند؟ پيامبراسلام، صلى‏الله‏عليه‏وآله، با دست مبارك به شانه سلمان فارسى زد و سپسفرمود:
    «او و طرفداران او، به خدايى كه جانم در دست قدرت اوست اگر ايمان بستگى بهكهكشانها داشته باشد مردانى از فارس (ايرانيان) به آن دست مى‏يابند.»

    (( الطباطبايى، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ج‏18، ص 250. ))

    ۹- ابوحاتم سهل بن محمد سجستانی ( از علمای اهل تسنن ) در کتاب الزينه می نويسد لفظ شيعه در زمان رسول خدا (ص) لقب چهار نفر از اصحاب بود: سلمان فارسی ،ابوذر غفاری ،مقدادبن اسود ،عماربن ياسر .

    ۱۰- مغازلی ( از علمای اهل تسنن ) بهسندش از سلمان فارسی روايت کرده است که او از پيامبر اکرم(ص) روايت نمودهکه آن حضرت فرمود: « ای علی انگشتری را در انگشت دست راست خود قرار ده کهبسبب آن از زمره مقربين بشمار روی» عرض کرد: يا رسول الله مقربين چه کسانیهستند؟ فرمود: «جبرئيل و ميکائيل» عرض کرد: با چه انگشتری دستم رابيارايم؟ فرمود: «با انگشتر عقيق سرخ، زيرا عقيق کوهی است که برای خدا بهوحدانيت، برای من به نبوت، برای تو به وصايت و خلافت، برای فرزندان تو بهامامت، برای دوستاران تو به بهشت و برای شيعيان تو به فردوس اقرار کردهاست». ( کتاب مناقب المعازلی و غايه المرام ص۵۸۴)

    ۱۱- ابو محمد حسن ابن موسی نوبختی ( از علمای اهل تسنن) که در قرن چهارم هجری می زيست در کتاب فرق الشيعه می نويسد:
    اساس فرقه ها چهار فرقه اند:شيعه، معتزله، مرجعه و خوارج
    شيعه فرقه علی ابن ابی طالب(ع) است که به نام شيعه علی(ع) در زمانپيامبر(ص)و پس از او ناميده می شدند و مشهور در دلبستگی کامل به علی(ع) واعتقاد به امامت او هستند که از آنهاست مقدادبن اسود ، سلمان فارسی ،ابوذرغفاری ،عماربن ياسر و کسانی که مودت علی(ع) را دارا بوده اند.

  3. #3
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: نقد آثار و نظریات ناصر پورپیرار

    ناصر پورپیرار کیست؟

    ناصر پورپیرار (ناصر بناکننده) یک نویسنده ایرانی متولد ۱۳۱۹ تهران (عضو [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]پیش از انقلاب اسلامی) و موسس نشر کارنگ، شریک انتشارات نیل و موسسانتشارات آلفا است و کتابهای خود را از این طریق منتشر کردهاست. وی منکر وجود بخش اعظم تاریخ ایران و منکر وجود بسیاری از شخصیتهای مستند تاریخی است.

    از نظریات او یکی اینست که [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] پس از یکی از کشتارهای ادعایی او در تاریخ «به مدت ۱۲ قرن بهکلی از سکنه خالی مانده بوده» او [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] و [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] همچنین [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] و [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] را «جعلی» مینامند و منکر امامت [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] است.
    وی بخشی از انتقادات خود به تاریخنگاری کنونی ایران را در [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] مینویسد.
    او همچنین از طرفداران [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]، رئیس جمهور پیشین عراق و از هواداران [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]، از رؤسای گروههای [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] آمریکا است.
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] (دبیر کل حزب توده / حزب کمونیست)، در کتاب خاطرات نورالدین کیانوری (انتشارات اطلاعات، تهران، ۱۳۷۱) در صفحات [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] و [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]ناصر بناکننده (پورپیرار) را اینگونه معرفی می‏ کند: ناصر بناکننده، کهپورپیرار امضا میکرد، پس از اخراجش از حزب در سال ۱۳۵۸ به علت خوردن پولحزب و کلاهبرداری از شرکایش در انتشارات نیل و بالاکشیدن حق التألیف آقای [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] (به آذین)، با نام مستعار ناریا به انتشار جزوه‏هایی علیه حزب و بدگویی به شخص من، که دستور اخراج او را داده بودم پرداخت.
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    ناصر پورپیرار چه می گوید؟
    اصل حرف پورپیرار این است که هخامنشیان یک قوم [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]بودند که به توطئهی یهود به ایران و بینالنهرین آمدند و تمام (تاکیدمیکنم تمام) ساکنان بومی ایران و بینالنهرین را کشتند و بعد هم برگشتندبه پشت کوههای قفقاز!
    به علاوه میگوید که بعد از این قتل عامی که عرض شد، هیچ کس توی ایرانزندگی نمیکرده (گفتم که همه کشته شده بودند) تا همین پانصد سال پیش کهمهاجران عرب و آفریقایی از اطراف به ایران کنونی مهاجرت کردند و بدوناینکه از قبل همدیگر را بشناسند یا با هم خویشاوندی داشته باشند، ملتی راساختند که میشود ایرانیهای امروزی!
    لابد از خودتان میپرسید به این ترتیب تکلیف وقایع تاریخی که در این ۲۰۰۰سال افتاده چه میشود؟ این همه شاه و سردار و شاعر و دانشمند و نویسندهکجا میروند؟ این همه آثار تاریخی مربوط به دورههای مختلف تاریخی از کجاآمدهاند؟ تکلیف این همه کتاب تاریخی مربوط به این دورهی ایران چه میشود؟
    پاسخ پورپیرار به پرسش شما خیلی ساده و سرراست است! میگوید همهی اینشاهان و سرداران و شاعران و دانشمندان و نویسندگان و آثار تاریخی وکتابها توسط یهود جعل شدهاند و هدف یهود هم از این همه جعل این بوده کهگناه خود در قتل عام ساکنان بومی ایران در آن زمان را منکر شود!
    باورتان نمیشود؟ یا فکر میکنید من دارم در مورد ادعاهای پورپیرار اغراقمیکنم؟ نه! واقعا اغراق نمیکنم! پورپیرار روی این قید «همه» تاکید داردو برای اینکه باورتان شود منظورش از همه واقعا «همه» است در نوشتههایمفصلی سعی میکند به شما بقبولاند که نه سعدی وجود داشته نه حافظ نه شهرشیراز نه اشکانیان نه ساسانیان، … نه اعراب مسلمان حملهای به ایرانکردهاند، نه مغول، نه ناصر خسرویی وجود داشته که سفری کرده باشد کهسفرنامهای نوشته باشد و … خلاصه تاکید دارد که «همه»ی این چیزها ناشی از«ذهن توطئهگر یهود» و حاصل «جعلیات ارباب کنیسه و کلیسا» است! (توجهدارید که اینجا مسیحیان هم کمی به کمک یهودیان میآیند )

    برای ادامه ی مطلب [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] را کلیک کنید.

    حال شما حدس بزنید انگیزه ی وی از بیان چنین مهملاتی چیست؟

  4. #4
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: نقد آثار و نظریات ناصر پورپیرار

    کتاب 12 قرن سکوت پور پیرار از نگاه منتقدان:

    دكتر فريدون جنيدي ، استاد دانشگاه و مدير بنياد پژوهشي نيشابور درگفتگوبا ايسنا درارتباط با گفته های مؤلف كتاب " 12 قرن سكوت " كه مدعی شده است:
    " سلطنت پرستان ، ناسيوناليست ها ونان خورهاي كوروش اين كتاب را لعنت خواهندكرد. "
    گفت: كوروشي كه در2500 سال پيش مرده است ، امروز نمي تواند به كسي نانبدهد! ممكن است منتقداني درصدد نقد وبررسي كتاب فوق برآيند كه وابسته بههيچ كدام از تقسيم بندي هاي فوق نباشند. بنابراين تقسيم بندي بالا به نحويشعارگونه انجام شده و مؤلف 12قرن سكوت، مرزهايي را مشخص كرده است تا هيچ كس بدليل واقع نشدن درمظان اتهام ، نتواند به او جواب دهد!

    وي ادامه داد: اين كتاب داراي تناقضات بسياربوده وكاملا غيرعلمي تنظيم شده وپاسخ هدفمند آن بزودي ازطرف جامعه فرهنگي كشور بانام اعتبار باستان شناسي پارس و هخامنشي ارائه خواهدشد، چون كوروش شخصيتي است كه بزرگان جهان او را ستايش كرده و نام او دركتاب هاي آسماني نيز ذكرشده است.
    به گونه اي كه مولانا ابوالكلام آزاد از وي به عنوان ذوالقرنين نام بردده و اين مسأله را به اثبات رسانده است؛ چرا كه كوروش نخستين فرمانروايي است كه تغيير سلطنت را با خونريزي آغاز نكرده است، بنابراين اتهام بستن به اين شخصيت امر شايسته اي نيست.

    وي افزود: كار علمي با شعار و با سخنان بي سر وتهسامان نمي پذيرد؛ درحالي كه مؤلف كتاب 12 قرن سكوت اين امررا آغازكرده وبراي اين كه منتقدان اين كتاب را نقد نكنند ، آنها را در3 گروه سلطنتپرستان ، ناسيوناليست ها ونان خورهاي كوروش تقسيم بندي كرده است .

    دكتر فريدون جنيدي درارتباط با چاپ مطلبي دركتاب 12 قرن سكوت تحت عنوان عدم رشد ملي درحكومت 1200 ساله سلسله هاي تاريخي گفت:
    پژوهشگراني كه قصد بررسي هنر ايران رادارند ، بايستي به مـــوزه هاي بزرگجهان همچون لوور و ارميتاژ مراجعه كنند تا دست آوردهاي علمي وهنري رادراين12 سده كه درگنجينه هاي معتبر دنيا به نمايش درآمده مشاهده كنند؛ بنابراينادعاي عدم رشـد ملي در سلسله هاي تاريخي كاملاً ردشده است، چون وقتي هنر وجوددارد ، فرهنگ نيز پويا مي شود و به تبع آن رشد ملي نيز به وجود مي آيد.

    وي ادامه داد: چگونه مي توان عظمت هنري آثار هنرمندان ايراني را درطول1200 سال ناديده گرفت ، درحالي كه اين آثار با شاخص هاي هنري خود معرف عصرخود هستند. ازسوي ديگر، مؤلف 12 قرن سكوت 1200 سال را متعلق به حكومت هاي هخامنشي، پارتي وساساني دانسته وآنها را غير بومي وغيرايراني ذكركرده است؛پس دراين ميان مدت زمان حكومت سلوكي ها چه مي شود ايشان آن را کاملاًناديده گرفته است لذا اگر اين مؤلف در کار خود صداقت داشت بايد مدت زمانحکومت سلوکي ها را كه قومـي كامـلاً بيگانــه بوده اند، ذكر مي كرد،درحالي كه وي اين كار را انجام نداده است.
    وي افزود: چشم پوشي از حكومت سلوكي هايك امر هدايت شده است چرا كه ازسلسله هاي تاريخي بعنوان حكومت هاي غيربومي ياد شده، ولي از سلوکي هاي غير بومي اصلاً نامي به ميان نيامده استواين امر دريك تحقيق علمي به هيچ وجه كار درستي نيست.

    مدير بنياد پژوهشي نيشابور پيرامون بي اعتبار دانستن كتيبه هاي هخامنشي ازسوي مؤلف 12 قرن سكوت، يادآور شد:
    چگونه ممكن است اسنادي را كه درطول تاريخ برفراز كوه ها ويا تخت جمشيدبوده اند، بي اعتبار دانست ؟ ممكن است كه ما اين گونه قضاوت كنيم كهداريوش برعليه كمبوجيه يا برديا كودتا كرده است ، ولي ازاين مسأله نيز نميتوان چشم پوشي كرد كه داريوش سلسله اي را پايه گذاري كرد كه با مركزيتاداري وسياسي ايران برجهان حكم رانده است.

    وي افزود: درهيچ نقطه اي ازجهان مدارك معتبري وجودندارد تا نشان دهد كهفرم پوشاك مردم هند و روم وساير كشورها در2500 سال پيش چگونه بوده است ،درحالي كه اين امر به وضوح درتخت جمشيد قابل مشاهده است ، پس چطورمي توان اين اسناد را بي اعتبارجلوه داد؟

    وي ادامه داد: طي سالهاي اخير لوحه هاي گلين ازپرسپوليس به دست آمده كهنحوه پرداخت دستمزد كارگران رانشان مي دهد وبراي اولين بار نويسنده ايغربي در همين زمينه كتابي به نام ” از زبان داريوش“ نوشت كه توسط انتشاراتمؤلف 12 قرن سكوت چاپ شده و پورپيرار در اين كتاب مقدمه اي نوشته است كهبه طور كامل با سخنان امروزيش متناقض است..

    دكتر فريدون جنيدي درارتباط با ترجمه كلمه اورمزد به جاي اهورامزدا در ”دوازده قرن سكوت “ گفت:
    مؤلف اين كتاب از روي ناآگاهي دراين زمينه صحبت كرده است، چون ” اورمزد“تلفظ فارسي اهورامـزدا مي باشد كه اهورامزدا درزبان پهلوي به ”اوهرمزد“وسپس درتلفظ فارسي به ”اورمزد“ تبديل شده است وبه تنهايي فاقد بار معنايياست .

    وي افزود بنابراين ”اورمزد“ شكل تغيير يافته اهورامزداي باستاني است كه متأسفانه ناصر پورپيرار فقط از روي انديشه ها وبرداشت هاي خود بهره برداري كرده و اين كلمه را بار معنايي ديگري داده است .
    اگر كتاب ”گات هاي زرتشت“ را مطالعه كنيد، متوجه مي شويد كه كلمات مزدا،اهورا ، مزدا اهورا و اهورامزدا دراين بخش وجوددارند وگات ها از كهن ترين اسناد مكتوب آريايياست كه همزمان با وداهاي هندبوده است ؛ ما كلمه اهورا را درزبان سانسكريتبه صورت ”اسوره“ مشاهده مي كنيم ، لذا ادعاي مؤلف دوازده قرن سكوت درستنبوده و بايد خط بطلان قرمز برروي همه اين گفته ها كشيد.

    جنیدی در ارتباط با ادعاي پورپيرار مبني بر اينكه هخامنشيان دست نشانده قوم يهود هستند ، گفت:
    يهوديان خود به صراحت معترفند كه توسط كوروش آزاد شده اند و خرد انساني اقتضا نمي كند كه ناجي دست نشانده نجات يافته باشد،درلوحه اي هم كه ازبابل به دست آمده ، حتي ازخداياني كه بابلي ها به زورازشهرهاي مختلف گرفته اند ، نام برده شده و صراحتاً دستورداده شده است تااين ها را به شهرهاي خود بازگردانند.
    وي افزود : اين امر درمورد اقوام يهود هم صادق است چون كوروش ازهزينهايران معابد آنها را بازسازي كرده است ؛ پس چگونه امكان دارد كه هخامنشيانتحت نفوذ يهوديان بوده باشند.

    دكتر فريدون جنيدي در مورد ادعای عدم ارتباط نقوش آتشدان هاي سكه ها با دين ساساني وتبليغ اين دين با زور سرنيزه يادآور شد:
    دين زرتشت هيچ گاه با زور تبليغ نشده و از مرزهاي ايران فراترنرفتـه است،چون اگر قراربود هخامنشيان وساسانيان دين خودرا به زور عرضه كنند ، با توجه به قدرت سياسي ونظامي خود، قادر بودند به راحتي ديگران را به پذيرش دين زرتشت واداركنند، درصورتي كه اين امر هيچگاه جامه عمل به خود نپوشيده است.

    وي افزود: درگات ها بندي وجوددارد كه مي گويد: ”من انديشه نيك ، گفتار نيك وكردار نيك را مي ستايم. و مي ستايم دين بهي مزديسنا را كه به دور افكننده سلاح بوده و مخالف جنگ و خونريزي و پيوند دهنده جهانيان است“، لذا اين دين با توجه به اين آموزه هاي مذهبي، نمي تواند با اسلحه و تازيانه گسترش يابد.
    ازطرف ديگر در زمان ساسانيان 54 كليساي اسقف نشين درايران وجودداشتند كهاگر قراربود ساسانيان با آنان مبارزه كنند، اصلاً از مسيحيان نشاني باقينمي ماند؛ پس اين امر نشان مي دهد درشهرهاي ايران آزادي وتبليغ دينوجودداشته و داوري ناصر پورپيرار دراين زمينه كاملاً بدون دليل و بي اعتبار است.

    مدير بنياد پژوهشي نيشابور درارتباط با ادعاهاي مؤلف 12 قرن سكوت، مبني بر جعلي بودن كتيبه هاي آريارمنه وارشام خاطرنشان كرد:
    اين امر ادعايي است كه فقط ازسوي پورپيرار مطرح شده وايشان بايد دلايلومدارك خودرا ارائه كنند، چون درشرايطي كه تمامي باستان شناسان ومورخانجهاني اين مدارك را مستند مي دانند، وي بايد مشخص كند كه آيا بعداز 2500سال، جعلي بودن اين كتيبه ها به وي الهام شده؟! وياايشان مدارك ديگريدراختياردارند؟
    وي همچنين درخصوص سرزمين پارسهگفت: سرزمين فارس درمنابع يونان، ايتاليا وحتي مدارك موجود غربي به ايننام شناخته وجهان متمدن باستان ازآن به عنوان پارس نام برده اند، پسچطـــور مي توان مدعي بود كه ما هيچ مدركي نداريم، افزون براين دركتيبههاي آشوري براي نخستين بار از حكومت ”پارسوآش“ درآذربايجان خبرداده شدهاست ، درحالي كه ناصر پورپيرار اين مدارك را ناديده گرفته وعليه اين مدارك سخن گفته است .

    جنیدی پيرامون مطرح ساختن ”آشورباني پال“ به عنوان يك چهره فرهنگي از سوي مؤلف 12 قرن سكوت تصريح كرد:
    كتيبه هاي آشوري خود به صراحت ازجنايات و فجايع خود داد سخن داده اند واينامر را به صورت مكتوب و مصور ازخود به يادگار گذاشته اند وحتي تصويريدركتيبه هاي آشوري وجوددارد كه تخريب معبد موساسير ايران را نشان دادهاست. اين امر نشان ميدهد ، پورپيرار هيچ كتابي راجع به تمدن آشور و اورارتو مطالعه نكرده وقضاوت او سطحي وبي پايه است.

    دكتر جنيدي در ارتباط با بي اعتبار دانستن اسناد هخامنشي در كتاب 12 قرن سكوت گفت چه كسي اين اسناد را بي اعتبار تشخيص داده است؟
    وقتي دانشمندان بزرگ جهان با امكانات علمي و تجهيزات پيشرفته خود صحت اينمدارك را تأييد ميكنند، چطور پورپيرار مدعي بي اعتبار بودن آنها شده است؟
    چگونه است كه وي باستان شناسان جهان را لغو كرده ونسبت هايي را به آنها روا داشته، ولي در برخي منابع كتاب خود ازدستاوردهاي علم باستان شناسي بهره جسته و مستند سازي كرده است ؟

    وي افزود: اين كتاب نه براساس مدارك علمي، بلكه براي ايجاد هياهو نوشته شده است مؤلفآن صلاحيت اين كار را ندارد و بايد از ايشان پرسيد شما كه تمام مدارك وگفته هاي دانشمندان و زبان شناسان را رد ميكنيد داراي چه مدرك دانشگـاهيهستيد، دركجا تدريس كرده ايد و مبناي گفته هاي شما كدام مأخذ است؟

    مدير بنياد پژوهشي نيشابور همچنين پيرامون غير بومي دانستن سلسله هاي تاريخي در” 12 قرن سكوت“، تصريح كرد:
    اين سخن پراز تشويش وهياهو است . چون نام ايران دركتيبه هاي داريوش قابلمشاهده است و در شاهنامه فردوسي نيز اين سلسله ها ايراني شمرده شده اند.
    وي افزود: سنگ نبشته هاي آشوري نيز پارسوآش ها را ايراني دانسته و ساسانيان نيز همه جا خود را ايراني معرفي كرده اند. لذا درطول تاريخ هيچ مدركي مبني بر ايراني نبودن سلسله هاي تاريخي بجز گفته هاي ناصر پورپيرار وجود ندارد!

    دكتر فريدون جنيدي درپايان خاطرنشان كرد: اين كتاب براي ايجاد هياهو نوشتهشده و به طور حتم درعرصه پژوهش هاي بين المللي وعلمي جايي ندارد، چون فرهنگ وتمدن ايران موضوعي جهاني است وچاپ كتبي همچون 12 قرن سكوت، نمي تواند اين حقيقت درخشان را كتمان كند.

  5. #5
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: نقد آثار و نظریات ناصر پورپیرار

    تخريب هر مسأله اي، بدون هيچگونه سند و استناد، كار آساني است و هر آدم بيسوادي هم مي تواند مدعي اين حرفها باشد!

    دكتر سليم نويسنده و استاد سابق دانشگاه درگفتگو با خبرنگار هنري ايسنا بااعلام مطلب فوق افزود:
    نسبت دادن حکومت هخامنشيان به قوم يهود و نسبت دادن اتهامات ناروا بهكوروش، به هيچ وجه با مستندات تاريخي وباستان شناسي تعامل ندارد وازديدگاه من، نبايد چندان به اين نوشته اهميتي داد، چون ادعاهاي مؤلف 12قرن سكوت، چنان بي پايه وبي سند است كه هيچ يك از اساتيد تاريخ و باستان شناسي، حتي حاضر به تكذيب آن نشدند.

    وي ادامه داد: كتيبه بيستونبرخلاف ادعاي ناصر پورپيرار، مبني بر بي اعتباربودن، كاملاً مستند است ودرتورات نيز از كوروش به عنوان آزادي بخش قوم يهود يادشده است ، من نمي دانمچگونه قومي كه توسط اقوام پارس نجات يافته است، حكومت دست نشانده ايهمچون هخامنشي را برسر كار آورده است. البته دراين نكته كه همه اقواموحكومت هاي گذشته داراي پادشاهاني خودكامه بوده اند شكي نيست. ولي دراين نكته هم كه حكومت هخامنشيان تاحدي نيز به فكر مردم بوده اند ، شكي نيست.

    وي افزود: پيدايش حكومت هاي جمهوري بعد از انقلاب كبير فرانسه بودهو به غير از آتن كه يك دوره داراي نوعي حكومت جمهوري (اريستوكراسي) بوده،بقيه جوامع داراي رژيم سلطنتي بوده اند، پس تمامتاريخ را رد كردن آن هم بدون دليل، هنر چنداني نمي خواهد و مؤلف 12 قرنسكوت حتي چند دليل قانع كننده كه طبقه عادي نيز آنرا بپذيرند نياورده است.
    دراين زمينه، عرب ها مثلي دارند كه مي گويند، مخالفت كن تا شناخته شوي(خالف تعرف) و پورپيرار نيز چون راه ديگري براي مطرح شدن نداشته، طريقمخالفت را براي شناخته شدن انتخاب كرده است.

    دكترسليم با بيان اين مطلب كه به هيچ وجه ادعاي مؤلف 12 قرن سكوت را مبنيبر اين كه هخامنشيان برگ تازه اي از قوم يهود هستند، را قبول ندارد گفت:
    وقتي داريوش دركتيبه بيستون از اهورامزدا به عنوان خداي بزرگ ايرانيان ناممي برد و قبل از او نيز كوروش با فتخ بابل يهوديان دربند را آزاد كردهاست، پس چگونه ممكن است هخامنشيان دست نشانده يهود باشند؟ اين كه دليل بريهودي بودن هخامنشيان نمي شود، بلكه به آزاد مردي و آزاد منشي كوروش بازميگردد كه علاقه داشت همه در آزادي نسبي زندگي كنند.

    وي افزود: هيچ يك از پادشاهان هخامنشي، نامي ازحضرت موسي (ع) نبرده اند،ولي نام اهورامزدا دركتيبه هاي آنها به چشم مي خورد، هرچند كه هخامنشيانزرتشتي دقيقي هم نبوده اند، چون هنوز مشخص نيست كه زرتشت در چه زمانيظهوركرده است، چون مدارك ظهور زرتشت از7 هزارسال تا 650 قبل ازميلاددرنوسان مي باشد. البته تواريخ قابل اتكا به سال 650 قبل ازميلاد بازميگردد. برخي ها نيز اعتقـــاد دارند ،زرتشت پيامبر نيست، بلكه يك مصلحاجتماعي است، اما به هر حال نمي توان پذيرفت كه هخامنشيان يهودي بوده اند.

    وي ادامه داد: هدف هاي كتاب 12 قرن سكوت آن قدر سخيف است كه از همكاران ما كسي حاضر نشد درمقابل آن چيزي بنويسدچون بسياري مورخان خارجي وداخلي با استناد به مدارك وداده هاي تاريخي وباستان شناسي، وجود اين سلسله ها را به اثبات رسانده اند، به گونه اي كه”كامرون“ حدود 60 سال پيش، بسياري از كتيبه هاي دوره هخامنشي را با خود بهآمريكا برد وبيش از 2 هزاركتيبه را ترجمه كرده مطالعات و بررسي هاي انجامشده بر روي اين كتيبه ها نشان داد كه در ايران بردگي به شكل رايج باستان وجود نداشته وكارگران نيز دستمزد مي گرفته اند.

    وي افزود: حكومت ايران هرچند ديكتاتوري بوده، ولي هيچ وقت در ارتباط بايهوديان نبوده است، بنابر اين وجود قبور برخي از پيامبران بني اسرائيلنيز، نمي تواند دليلي بر يهودي بودن اقوام پارس تلقي شود، من در كتاب ” تاريخ تحولات جامعه ايران “ توضيح داده ام كه وجه تسميه نام هايي مثل مسجد سليمان، مادرسليمان و... جهت تقديس بناها وجلوگيري ازتخريب آنها بوده است.

    دکتر سلیم در ارتباط با ادعاي ناصر پورپيرار مبني بر عدم وجود شهر پارسه تصريح كرد:
    پارس ها ، پارت ها و مادها 3 قوم بزرگي بودند كه از حدود 700 سال قبل ازميلاد درسه نقطه مختلف جغرافيايي ايران زندگي كردند و بعدها نيز به حكومتدست يافتند. البته برخي محققين نيز اعتقاددارند، موطن اصلي آريايي ها راازجنوب روسيه رد كرده اند، آنها اين گونه استناد مي كنند كه ايران امروز،سرزمين اصلي آريايي ها مي باشد، ولي درگذشته وسعت آن بيشتر بوده است.

    وي همچنين رد اسناد هخامنشي توسط مؤلف 12 قرن سكوت را فاقد اعتبار علمي و باستان شناسي دانست وخاطرنشان كرد:
    علاوه بر انديشمندان وتاريخ دانان غربي، محققان داخلي نيز همچون عباساقبـال، عبدالحسين زرين كوب، دكتر مقدم و... براصالت تاريخ هخامنشي ونژادآريايي تأكيد دارند، هرچند كه خود ما نيز چندان به مكتوبات هرودوت،توجهي نداريم، ولي بايدتوجه داشت، قبل از هرودوت، مورخيني همچون هكاته ، كتزياس و غيره وجود دارند كه تاريخ هخامنشيان و سرگذشت كوروش را تحرير كرده اند.
    پس اگر پورپيرار مدعي است كه ما مدرك معتبر درمورد هخامنشيان نداريم ، بهتراست آثار اين مورخان را مطالعه كند.

    دكتر غلامرضا سليم درادامه پيرامون مطلبي از 12 قرن سكوت كه نسب نامهداريوش را دركتيبه بيستون بي اعتبار دانسته، يادآورشد: نسب كوروش با 6 پشتبه هخامنش مي رسد. كتيبه بيستون يك سند محكم و قابل اتكاء است و پورپيرارهم كه اين نسب نامه را بي اعتبار دانسته ، بايد مستندات ومدارك خود را ارائه كند.

    وي افزود : 12 قرن سكوت مدعي است كه سلسله هاي تاريخي غير ايراني و يهوديبوده اند، درحالي كه دلايل فراواني بر رد اين نظريه وجود دارد و ازديدگاهمن، وي را باتوجه به سوابق خاصي كه دارد تشويق به نگارش اين كتاب كرده اند تا ازآن بهره برداري سياسي كنند چرا كه مطالب وتاريخ دوره هخامنشي، كاملاً مستند وغير قابل انكار است.

    وی با تأكيد براين نكته كه برخلاف ادعاي ناصر پورپيرار مبني بر پايان رشد ملي در دوره هاي تاريخي، هخامنشيان حيات مردمي را تقويت كرده اند، تصريح كرد :
    هخامنشيان با سيستم اداره ايالات خويش ، درس بزرگيبه ملت هاي بزرگ دنيا داده اند كه برخي ازآنها هنوز مورد توجه وپيرويعلماي بزرگ سياسي جهان بوده و هست، چون آنها دربين ملت ها، نوعيآزادي نسبي پديد آورده و كنفدراسيوني را مبتني بر حكومت مركزي به وجودآوردند كه اين امر مورد توجه كشورهاي بزرگ دنيا همچون آمريكا، هند و چينهم هست .

  6. #6
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: نقد آثار و نظریات ناصر پورپیرار

    تمام حرف ها و ادعاهاي كتاب 12 قرن سکوت بي پايه، ناروا و بدون سند است

    دكتر پرويز رجبي ، ايران شناس، نويسنده و استاد سابق دانشگاه گفت:
    تأليف 12 قرن سكوت با توجه به نوشته هاي قبلي پوپيرار ، نشان مي دهد كه وي انسان مغرضي بوده ومن نمي دانم درزندگي او چه اتفاقي افتاده كه او به تمام آگاهي هايي كه از ايران باستان داشته پشت پا زده است!

    وي ادامه داد: آن چه راجع به دوران ايران باستان و سلسله هاي تاريخي ايراندراين كتاب تحرير شده ، به لحاظ عاطفي، ملي وميهني قابل دفاع نيست و مشخصاست كه نويسنده آن سعي داشته، نه با اسناد علمي، بلكه با بهانه هاي پوچ و معلق درهوا كتاب خود را تحرير كند.
    هرچندكه خود پورپيرار بهتر به اين نكته واقف است كه بيشتر دانسته هاي ما درباره ايران باستان، حاصل تحقيقات مستشرقين وانديشمندان غربي است و من به عنوان ايران شناس معترف هستم كه محققان ايراني دراين مـورد فعاليـت هاي چشمگيري نداشته اند.

    اين ايران شناس افزود: چطور مؤلف 12 قرن سكوت پژوهش هاي انديشمندان غربي را رد مي كند، ولي نوشته هاي خود را براساس تحقيقات آنها مستند سازي مي كند.!؟
    او هرجا سخني را كه مطابق ميل خود مي باشد، نقل كردهو هرجا كه نكته اي باب ميل او نبوده، بدون اين كه پس و پيش نقل قول را بهاطلاع مخاطب برساند، آن را ردكرده است، با اين حساب، خوانندگانغيرمتخصص، نقل قولي را مطالعه مي كنند كه معلوم نيست برمبناي چه مبتداييآغاز شده است؛ چون پورپيرار از هر صفحه، يك پاراگراف برداشته و با استناد به آن، خواسته هاي خود را رد يا تأييد كرده است !

    دكتررجبي درپاسخ به سؤالي مبني براين كه دلايل علمي ادعاي دست نشانده بودن هخامنشيان توسط قوم يهود چيست؟ گفت:
    حدود 1300 سال قبل ازاين كه قوم يهود برسرزبان ها بيفتد، ما ازهخامنشيان خبر داريم كه البته اين اطلاعات تنها براساس نوشته هاي هرودوت نيست بلکه بر اساس كتيبه ها و دست آوردهاي باستان شناختي است.

    وي افزود: اگر اين مطلب را هم قبول نكنيم بايستي اذعان كرد، درنوشته هايشاهنشاهان آشور از 1500 قبل ازميلاد درباره هخامنشيان اطلاعات ومستنداتيوجوددارد، پس چطور قوم يهود سرگردان وآواره آن زمان كه هنوز قدرتي نداشته اند، درشرق ايران موفق به تأسيس سلسله هخامنشيان شده اند!؟

    اين نويسنده درارتباط با ادعاي ناصر پورپيرار مبني بر اين كه مورخان مدركي ندارند تا جواب گفته هاي مرا بدهند، تصريح كرد:
    او راست مي گويد جواب آدم بي اطلاع را دادن مشكل است!

    وي ادامه داد: پورپيرار نوشته اي به اسم ”سرزمين شهيربازار“ دارد كه درآن ايران باستان را به عرش اعلي رسانده است.
    من در باطن پورپيرار را به خاطر خدمات به دنياي نشر مي ستايم، ولي ايرانياني كه امروزه از دست وي خشمگين هستند بايد بدانند كه او خدمت فرهنگي زيادي در عرصه نشر كتب تاريخ انجام داده و حتماً زخمي دارد كه من نمي دانم چيست؟

    دكتر پرويز رجبي در پايان پيرامون تأثيرات چاپ اين كتاب در برهه حاضر گفت :
    انتشار 12 قرن سكوت، تأثير مثبت و منفي را با خود به همراه دارد، مثبتازآن جهت كه كارشناسان ومحققان امروزه شروع به بحث دراين زمينه نموده اندو منفي ازآن جهت كه تمام حرف ها و ادعاهاي اين كتاب بي پايه، ناروا و بدون سند است.

    وزارت خارجه چه می کند؟
    دکتر وطن دوست، استاد بخش تاريخ دانشگاه شيراز گفت :
    توجه داشته باشيم، وقتي ترك ها (ترکیه ای ها) و عرب ها كتاب را ترجمه، چاپو روي آن تبليغ وسيع كرده اند وبوش ما را محور شرارت مي خواند و بعضي هاما را زير سؤال مي برند و تروريست مي خوانند، وزارت خارجه بايد نگران اينقضيه باشد، واقعاً وزارت خارجه چه مي كند؟

    وي ازاين وزارتخانه خواست كه با همكاري وزارت ارشاد و در يك اقدام هماهنگاز چند استادي كه دراين زمينه تخصص دارند، پاسخ علمي ومستند بدهند، چرا كهاگر بد دفاع شود، ضررش بيشتر است.

    وي ناصر پورپيرار را فردي ماجراجو دانست و گفت: اصلا نمي توان نام وي را مورخ گذاشت .

    دكتر وطن دوست تأكيد كرد: پاسخ به كتاب مذكور صرفا به دليل تبعات خطرناكي كه درخارج دارد ضرورت دارد، وگرنه كل كتاب غلط و بي پايه و بي اساس است و مانور دادن برروي آن بزرگ كردن نويسنده آن است .

    مؤلف كتاب " اسناد سازمان سيا " ، درپايان ضمن انتقاد از صدا وسيما گفت: چرا تلويزيون اين همه كتاب خوب و علمي را كه چاپ مي شود نقد نمي كند، اما به چنين فردي ميدان ميدهد تا ساعت ها بحث وگفتگو كند؟

    ناصر پورپيرار (پیشتر) دركتاب به نام ” اززبان داريوش“ كه نويسنده آن پروفسور ” هايدي ماري كخ “ بوده ومن آن را ترجمه كرده ام، مقدمه اي نوشت و در آن كوروش و داريوش را تأييد كرده و آنها را مايه شناسايي فرهنگ ايران درجهان معرفي كرده است!

  7. #7
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: نقد آثار و نظریات ناصر پورپیرار

    درسال 1376 کتاب « از زبان داریوش» توسط انتشارات کارنگ ( انتشارات تحت سرپرستی این شخص) منتشر شد. روی جلد این کتاب نام ناصر پورپیراربعنوان ویراستار این کتاب به چشم می خورد. در « پیش سخن» این کتاب ( کهتوسط خانم پروفسور « هاید ماری کخ» و درباره عظمت تمدن ایران هخامنشی و بهویژه معماری آن تالیف شده است)، پورپیرار به قلم خودش و شخصاً چنین نوشتهاست:
    « به ایران بیاندیشیم،که سه هزاره است تا به همت فرزندان نخبه خویش به جهان سربلند زیسته است... فراز فوق از کتاب حاضر گواهی می دهد که ایران از نخستین اعلام حضورخود در تاریخ تمدن بشری، پیوسته مبشر راستی بوده، برابری، آزادی و عدالترا ندا داده است ... به یقین ارزش کتاب در بیان تمامی حقایق مربوط به آندوران ] یعنی عهد هخامنشیان[ است و از خلال آن پذیرفته می شود که قدرت مدیریت و سازماندهی بنیان یک امپراتوری] یعنی امپراتوری هخامنشی[و نیز روابط ملی، به کمک خرد جمعی، چنان مستحکم شد، که هنوز ایرانیان بهجهان با همان ویژگی های دیرین و نخستین خود، یعنی پندار و کردار و گفتارنیک شناخته می شوند، که از پس اسلام تبلور واقعی آن آشکارتر شده است. به ایران بیاندیشیم» ( از زبان داریوش، پیش سخن)

    سه سال پس از انتشار این کتاب، همین انتشارات پخشمجموعه کتابهای « تاملی در بنیان تاریخ ایران» را در دو بخش کلی « دوازدهقرن سکوت » و « پلی بر گذشته » آغاز نمود که اینبار ناصر پورپیرار خودنویسنده آنها بود. در پیش سخن کتاب از زبان داریوش، هخامنشیان مبشر راستی،برابری، آزادی و عدالت بودند و امپراتوری آنها به کمک روابط ملی و نیز «خرد جمعی» چنان مستحکم شد که در سراسر تاریخ، ایرانیان به داشتن ویژگیهایعالی اخلاقی شهرت یافتند. اما در کتابهای تاملی در بنیان تاریخ ایران با 180 درجه چرخشآنها بیگانگانی خونخوار، متجاوز به این سرزمین و برپاسازندگان نظام سلطه،برده داری و غارت ملتها معرفی شده و « خرد جمعی» بر توهین به آنان و تاریخایران قرار گرفته است:
    « این است ماهیت واقعی یکامپراتور بیگانه برخون و از خون برآمده که در منطقه خیزش صنعت و هنر جهان،از خود یک خشت مال، یک آجرپز، یک حجار، یک زرگر و یک نقاش ندارد و تاپایان در تاریخ، جز بر نیزه اش تکیه نکرده است.» ( برآمدن هخامنشیان، صفحه221)

    "سده های فراموش شده" (فرناباز کارن)

    هر کسی به نوشته های وی نظری حتی سطحی هم بیاندازد خواهد فهمید که غرضمند نوشته شده اند،
    غرض پورپیرار چه دلایلی می تواند داشته باشد؟

  8. #8
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: نقد آثار و نظریات ناصر پورپیرار

    سندی دیگر بر خیانت پورپیرار:

    پور پیرار در سایت خود مطلبی دارد به نام ملانصر الدین هایی در کار معرفی تمدن ایران باستان!! و در این مطلب به تاریخ اسفند 1384به شدت کتاب خلیج فارس در نقشه های کهن را مورد هجوم و حمله قرار داده است.




    پور پیرار در سایت خود مطلبی دارد به نام ملانصر الدین هایی در کار معرفیتمدن ایران باستان!! و در این مطلب به تاریخ اسفند 1384به شدت کتاب خلیجفارس در نقشه های کهن را مورد هجوم و حمله قرار داده است.گویا استاد کسانی مثل شهاب که لقب استادی را نه مکانی اکادمیک بلکه از طرف خوانندگان وبلاگش دریافت کرده است در واهمه این به سر می برده که خدای ناکرده در گیر و دار به نام زدن نام خلیج فارس از سوی اعراب انگ وطن پرستی بر وی زده شود و مخاطبین تجزیه طلب پان ترک و پان عرب خود را از دست بدهد.این مطلب به خوبی نشان می دهد که پور پیرار و طرفداران وی ذره ای از عرق ملی و وطن پرستانه ندارند و به بهانه مقابله با توطئه های خیالی در اصل تمامیت ارضی ایران را هدف گرفته اند.حال به گفته های این فرد می پردازم :

    نقل قول:
    پیش تر هم نوشتم که این یاد داشتها به قصد افشای توطئه کسانی هست که همزمان با حضور سلاخان و بیماران روانی مستحق زنجیرشان با عنوان سرباز و سرکرده نظامی در اطراف ما که ندرتا جهان با اخبار و تصاویر یک از هزاران جنایات ارتکابی ان ها اشنا می شود می کوشند با طرح یک مدعای من دراوردی جدید از دو سو مردم شرق میانه را به جان هم بیندازند و در این میان کسانی با جمع اوری اسناد قلابی برای این کوره ای که یهودیان در ان می دمند هیزم فراهم می کنند.
    قبلا هم با پندارهای بیمارگونه پور پیرار اشنا شده ایم که در پس تاریخ ایران توطئه ای عظیم را می بیند که به دست یهودیان رقم خورده است .گفتن کلمه یهودیان برای نشان دادن عقبه این توطئه خیالی به خودی خود گفتار مطرح شده را زیر سوال می برد.این یهودیان چه کسانی هستند ؟روشنفکران یهود روحانیون انها یا اینکه صهیونیست ها شاید هم منظور وی مردمی هستند که ما در همه جای دنیا می بینیم و کنار ما زندگی می کنند !!!!
    حرفهای این مرد ما را به یاد صحبتهای گوبلز(وزیر تبلیغات نازیها) می اندازد که در نطق رادیوئی خود یهودیان را توطئه گرانی بر ضد جامعه المان خوانده بود و خواستار جدا کردن انها از دیگر افراد شده بود.این نطق پیش درامدی بود بر یهود ستیزی نازیها و فجایعی که در این زمینه افریدند.


    نقل قول :

    کار من در تنظیم و ترتیب این سلسله یادداشتها اثبات این نکته است که ....

    لطفا ادامه بحث را در [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] بخوانید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. کتاب هزاره های پرشکوه - نقدی بر آثار ناصر پورپیرا
    توسط hamid192 در انجمن کتاب و فرهنگ مطالعه
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۱۷ مهر ۸۸, ۰۲:۱۲
  2. محتشمی پور: تشکیل کمیته حقیقت یاب پیشنهاد شد
    توسط ارسطو در انجمن اخبار ويژه انتخابات ايران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۲۸ خرداد ۸۸, ۲۰:۳۳
  3. فردوسی پور و احتمال ثبت رکورد پیامک های «۹۰» در کتاب "گینس
    توسط GHOLNAZ در انجمن بایگانی اخبار فوتبال ایران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۳ بهمن ۸۷, ۰۱:۱۰
  4. پیرامون شاپور ذولاکتاف
    توسط kingsaeid در انجمن تاریخ ایران باستان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۵ دی ۸۷, ۱۷:۲۷
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۲۸ اسفند ۸۶, ۰۲:۱۰

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •