نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: استاد قباد شیوا

  1. #1
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    استاد قباد شیوا



    قباد شیوا،طراح گرافیك ایرانی، از سالهای جوانی برای عرضهی گرافیك بومی و برخاستهاز فرهنگ ایرانی كوششی پیگیر داشته و اكنون در نگاه جهانیان به عنوانطراح گرافیك دارای سبك مطرح است. دانشنامهی بریتانیكا در ویرایش 2007میلادی در بخش گرافیك كشورهای در حال توسعه به معرفی او به نمایندگی ازقارهی آسیا پرداخته و پوستر بزرگداشت سعدی او را چاپ كرده است. شیوانخستین طراح گرافیك معاصر ایران است كه خط شكسته نستعلیق را نه به عنوانعامل فرعی و خبررسان، بلكه به عنوان یك عنصر گرافیگی در آثار خود به كاربرده است. انجمن بین المللی طراحان گرافیك او را به عنوان یكی از 12 طراحگرافیك برتر جهان برگزیده است.

    زندگینامه

    قبادشیوا طراح در سال 1319 در شهر همدان چشم به جهان گشود. پدرش آشنا به شعر وعرفان و در نواختن تار زبردست بود و آوازی خوش داشت. مادری كه او را پرورشداد در واقع نامادری مهربان و باهوشی بود كه قباد و برادرانش را به مانندفرزندان خود دوست داشت. پدرش كارمند بود و برادر بزرگترش در بیمارستانآمریكاییها در همدان كار میكرد. همین برادر بود كه كارتهای كریسمسی راكه آمریكاییها به او هدیه میدادند برای قباد به ارمغان میآورد و آنكارتها گرایش به نقاشی را در قباد زنده كردند. كشیدن طرحهای روی آنكارتها نخستین تمرینهای قباد در راه فراگیری هنر و مهارت نقاشی كردن بود.

    دردوران دبیرستان در كلاس سیف الله گلپریان از سهلایی و مقوا و هر آن چه كهمیشد كاردستی درست میكرد. اما یك روز كه همهی دانش آموزان بایدكاردستیهای خود را تحویل میدادند، قباد كاری انجام نداده بود. هنگامی كهاستاد از قباد خواست كار خود را نشان بدهد، ترس سراپای قباد را فراگرفتاما ناگهان به یاد آورد كه طرح یكی از كارتتبریكها را روی فیبر با رنگپودری كشیده و در جیبش گذاشته بود. به ناچار همان را به استاد نشان داد ومنتظر توبیخ او شد. اما استاد گلپریان نقاشی را با علاقه نگاه كرد و پس ازاین كه دریافت قباد آن را كشیده است، جلوی همكلاسیها از او و نقاشیاشبسیار تعریف كرد. این رویداد گرایش قباد را به نقاشی بیش از پیش افزایشداد.

    به زودی قباد دریافت كه سیف الله گلپریان كلاس نقاشی دارد.اما كلاسش ویژهی دختران بود و پسرها را راه نمیدادند. با وجود این، قباداز پدرش خواست كه از دوست دیرینش بخواهد پسرش را در كلاس نقاشی بپذیرد.گلپریان كه به توانمندی قباد در نقاشی آشنا بود پذیرفت كه او به عنواندستیار به كلاسش راه پیدا كند. قباد در ساختن رنگ به استاد كمك میكرد واز او شیوههای رنگگذاری و نقاشی را میآموخت. چندی نگذشت كه قباد ازماندن در آن كلاس خسته شد، زیرا كار اصلی آنها نسخهبرداری از نقاشیهایچاپ شدهی خارجی بهویژه روسی بود. از این رو، به دامن طبیعت پناه برد وتا پایان دورهی دبیرستان به نقاشی از طبیعت پرداخت.

    هنگامی كهقباد تصمیم گرفت برای رفتن به دانشكدهی هنرهای زیبا خود را آماده كند بامخالفت خانواده رو به رو شد. پدر به دلیل وابستگی عاطفی به قباد مخالفرفتن او به تهران بود و دیگران معتقد بودند كه با نقاشی نمیتوان هزینهیزندگی را فراهم كرد. این مخالفتها باعث ناراحتیهای روانی برای قباد شد وسرانجام او را به بیمارستان كشاند. پزشكان به خانوادهی قباد سفارش كردندكه او را در كارهاش آزاد بگذارند و گر نه حال او بدتر میشود. به اینترتیب، قباد جواز رفتن به دانشگاه را پیدا كرد و پس از این كه یك بار دركنكور دانشگاه پذیرفته نشد، سرانجام به آرزوی خود رسید و همراه بزرگانیچون عباس كیارستمی، فرشید مثقالی، آیدین آغداشلو و ابراهیم جعفری، دورهیآموزشی خود را در دانشگاه تهران آغاز كرد.

    زندگی در تهراندشواریها خود را داشت و خانوادهی شیوا نمیتوانست از پس هزینههای زندگیو تحصیل شیوا برآید. همین تنگنای مالی باعث شد كه او به نقاشیتبلیغاتی(گرافیك) رو بیاورد. هر چند شیوا آن نخستین كارها را مزخرف دانستهاست، اما همان كارها باعث چرخیدن نگاهها به سوی او شد و كانون آگهی زیباجایگاهی را برای او در نظر گرفت. كار شیوا شبیه كاری از نمونههای خارجیبود و این كار هر چند برایش خسته كننده بود، اما برای گذران زندگی باناچار به آن تن داد.

    هنگامی كه از مجلهی تماشا، هفتهنامهیاطلاع رسانی صدا و سیما، به سراغ شیوا آمدند همه چیز دگرگون شد. آن مجلهفرصتی برای نوآوری فراهم كرد و باعث آشنایی با نویسندگانی شد كه او را بهكارگزینی صدا سیما معرفی كردند و شیوا به عنوان یكی از كاركنان واحد دكورصدا سیما به طراحی دكور، پوسترهای اطلاعرسانی، از جمله پوسترهای جشن هنرشیراز، و روی جلد كتابهای انتشارات سروش پرداخت. او با كارهای برجسته وپسندیدهی خود مدیران تلویزیون را متقاعد كرد كه واحد گرافیك صدا و سیمارا راهاندازی كننند. سپس، شیوا تصمیم گرفت واحد گرافیك انتشارات سروش راراهاندازی كند و برای این كه به چند كشور اروپایی سفر كرد تا ببیندواحدهای انتشاراتی در دنیا چگونه كار میكنند و با چرخهی كار آشنا شود.

    كارهاییكه شیوا در آن سالها انجام داد نه تنها او را به عنوان یكی از طراحانگرافیك ایرانی پرآوازه كرد بلكه جایزههای جهانی را نیز برایش به همراهداشت. او جایزهی دوسالانهی پوستر بورنو را برد، مجلههای گرافیك كارهایشرا چاپ میكردند و تا اندازهی در جهان شناخته شده بود. با وجود این،احساس كرد كه به فراگیری "علم گرافیك" نیاز دارد. از این رو، برای دانشگاهپرت(Pratt) نیویورك درخواست فرستاد و پذیرفته شد. زمانی كه برای نام نویسیبه آن دانشگاه رفت به او گفتند كه باید با هیئت علمی مصاحبه كند. شیواتصور می كرد كه این مصاحبه بخشی از فرآیند پذیرش دانشجوی آن دانشگاه است.اما هنگامی كه به جلسهی مصاحبه رفت متوجه شد كه آنها تصور میكردند شیوابرای درسدادن درخواست داده است. هنگامی كه فهمیدند او برای درس خواندنآمده است، شگفت زده شدند، چرا كه از پیشینهی كاری او بر میآمد كه جوایزشناخته شدهای را برده است. آنها گزینش واحدها را به خود شیوا سپردند واو فقط درسهای پایهای گرافیك را برگزید و این بار نیز همگان را شگفتزدهكرد.

    هنوز زمان زیادی از رفتن شیوا به آمریكا نگذشته بود كهانقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید و همه چیز تا زمانی كه چندان روشننبود به صورت نامشخص درآمد و پولی برای او فرستاده نمیشد. از این رو،برای گذران زندگی خود و خانوادهاش و فراهم كردن هزینهی مواد و ابزاركارش به جست و جوی كار پرداخت و سرانجام در كارگاه گلیزر، از طراحانگرافیك سرشناس آمریكایی، پذیرفته شد. او به كمك گلیزر توانست به مدرسهیهنرهای تجسمی نیویورك نیز راه یابد. سرانجام پس از فراهم شدن اندوختهایارزشمندی از دانش گرافیك در سال 1360 به ایران بازگشت.

    شیوا پساز بازگشت به ایران تا زمان بازنشستگی در صدا و سیما كار كرد و دردانشكدهی هنرهای زیبای تهران، دانشگاه الزهرا و دانشگاه آزاد به تدریسپرداخت. پس از بازنشستگی كارگاه شخصی خود را بر پا كرد و كار آموزشی را بهشیوهی دیگری پی گرفت. این بار به جای این كه او به دانشگاه برود، ازدانشجویان خواست به كارگاهش بیایند و دانش گرافیك را در عمل بیاموزند.اكنون قباد شیوا مدیر آموزشگاه فرهنگی هنری شیوا در تهران است و به آموزشگرافیك ایرانی به هنرآموزان جوان میپردازد تا رهپویان راه او گرافیكایرانی را به پیش ببرند.

    اندیشههای گرافیكی

    قبادشیوا در چند دهه فعالیت هنری خود كوشیده است آثار گرافیكی نوین با روح وفرهنگ ایرانی پدید آورد و بر این باور است كه: " ما باید با فرهنگ خودماندر گفت و گوی گرافیك جهانی حضور داشته باشیم." او در گفت و گوهایی كه بارسانههایی گوناگون داشته، از كم توجهی هنرمندان معاصر ایران به فرهنگخودی گلایه كرده و چنین گفته است: " ما غافلیم در كشوری زندگی میكنیم كهآن چه در رابطه با ماست، یعنی هنر ما، از منابع نفتی سرشارتر است.متاسفانه در طول تاریخ معاصر هنرمندان هیچ نگاهی به این كشور عزیز ندارندو این جای تاسف است." او به هنرمندان جوان سفارش میكند كه به فرهنگ خودفكر كنند و آثاری پدید آورند كه برخاسته از فرهنگ بومی باشد و راهكاردستیابی به این هدف را آزاد اندیشه از قید و بندهای مكتبهای بیگانهمیداند و حتی بر این باور است كه: " ما باید برای رسیدن به یك شناسنامهیفرهنگی، آن قدر بدون گرافیك باشیم تا گرافیك خودمان را به وجود آوریم."

    البتهشیوا فقط به كار بردن عناصر هنر ایرانی مانند شمسه و ترنج را در یك اثرهنری كافی نمیداند، بلكه آن اثر باید بازتاب روح ایرانی باشد. به نظر او:"وقتی اثری دارای روح ایران باشد به آن میگویند گرافیك ایرانی. همان گونهكه وقتی دارای روح لهستانی یا آلمانی باشد به آن جا تعلق پیدا میكند." اوفرهنگ ایرانی را فرهنگ غیرمستقیم و رازآلود میداند و بر این باور است كه:" اگر در آثار هنرمند رمز و راز وجود داشته باشد بدون هیچ گونه موتیفایرانی، آن اثر شرقی و به طبع ایرانی است." از سوی دیگر ممكن است در یكپوستر موتیف ایرانی یا خط ایرانی به كار رفته باشد، اما آن اثر ایرانینباشد. چنان كه خود او مثال میزند: "من یك پوستر دارم از یك گرافیستژاپنی كه با كتیبهای به خط ایرانی كار شده است اما هنوز هم این اثر بسیارژاپنی است."

    شیوا تقسیمبندی گرافیگ را به تجاری و هنری چنداندرست نمیداند و یادآور میشود كه چند میلیون نفر در جای جای جهان هستندكه روشها و ابزار گرافیك را خوب میشناسند و میكوشند نیاز گرافیكی مردمرا در حوزههای اجتماعی، فرهنگی یا اقتصادی پاسخ دهند. این دسته نمایشگاهیبرای آثار خود برگزار نمیكنند، اما كار خود را درست انجام میدهند. امادر هر كشوری شمار اندكی پیدا میشوند كه : " در ضمن كاری كه انجام میدهندخواستار این هستند كه اندیشه، نگاه و حضور خود را در اثرشان بیان كنند.اینها همان گرافیستهای مولف هستند و دستاورد كار همین هنرمندان است كهنمایانگر جامعه، فرهنگ و جغرافیای آنان است." شیوا كوشیده است از این دستهباشد و خوشبختانه چنین است.

    به نظر شیوا كسی كه طراحی نمیداند،نمیتواند گرافیست خوبی باشد. او با هنرجویان سفارش میكند بسیار طراحیكنند و از همان آغاز به گرافیك رایانهای روی نیاورند بلكه آن را به خدمتطراحی در بیاورند. شیوا پیشبینی میكند كه غربیها كم كم رایانه را دركار گرافیكی كنار میگذارند و میگوید: " آنها خودشان طراحی كامپیوتری راقبول ندارند و به افرادی كه مینشینند رو به روی كامپیوتر و طراحی میكنندبه اصطلاح میگویند: عروسك خیمه شببازی. جالب اینجاست به تصاویری هم كهبا این سیستم بیرون میآید میگویند: "فحشای تصویری". غرب در حالی كهخودش سازنده كامپیوتر است اما در حال حاضركوشش میكند تا از آن فاصلهبگیرد."

    نگاه شیوا به هنر اسلامی نیز بسیار نو و آموزنده است. اودلیل نزدیكی هنر اسلامی به ریاضیات و هندسه را حقیقتگرایی هنرمندانمسلمان میداند. او در این باره میگوید: " تصویر شما، خود شما نیست،تصویر شما دروغی از شما است. هر چقدر تصویر ماهرانهتر باشد، دروغماهرانهتری است. یك گل همان گل است، اما تصویرش نه. اما یك مربع همیشهمربع است و دیگر اشكال هندسی هم همین گونه است. به همین دلیل هنرمنداناسلامی رفتند سراغ عناصر بصری كه حقیقت دارد و این باعث شد هنر اسلامی،هندسی شود و حالا در غرب میبینیم كه پس از هجوم فیگور طی قرنهای متمادی،در هنرهای تجسمی بالاخره به انتزاع رسیدهاند، یعنی چه بخواهیم و چهنخواهیم آنها به انتزاع رسیدند، در صورتی كه هنر اسلامی از ابتدا چنینبود. برای مثال، میكل آنژ در خلق اثر «روز محشر» بر سقف كلیسای سیسیتن خدارا یك پیرمرد ریشدار نشان میدهد، اما در هنر اسلامی خدا یك نقطه است كهاین به ذهنیت امروزه ما نزدیكتر است و بنابراین هنر خالصتری است."

    شیوااز درك نادرست غربیها از هنر اسلامی انتقاد میكند و میگوید: " غربیهاچون این هنر را درك نمیكنند، آن را تزئین نامیدند، درحالی كه اینها بیاناست نه تزئین، بیانی در قالب ابزار خالص كه همان هندسه است. آنها چه هنریرا هنر تزئینی میگویند؟ از لحاظ علمی هنری كه معماری را تغییر نمیدهد،تزئینی است. اما اگر شما كاشیكاریهای گنبد مسجد شیخ لطف الله را بردارید،دیگر آن جلوه پیشین را ندارد. بنابراین هنر اسلامی هنری بیانگر است. دراین هنر همه شكلها دارای معنی است و فقط یك چیز تزئینی نیست. هنر اسلامییكی از خالصترین هنرهایی است كه بشر به آن دست یافته است."

    اوبر این باور است كه هنر اسلامی بسیار نو است و فقط به دلیل ناآگاهی و كمتوجهی ما گرد كهنگی بر آن نشسته است. او میگوید:" درست است كه هنر اسلامیطی قرنها شكل گرفته، اما بسیار مدرن است. من پژوهشگر یا تاریخ نگار نیستمو اگر به این هنر علاقهمند شدم، به این دلیل است كه حرف آنها پس ازدویست سال، هنوز حرف امروز است و این یعنی مدرنیته. ما مدرنیته را از قدیمداشتهایم. به نظر من شاهكار هنری، امضایی است كه من در مسجد جامع یزددیدم و آن هم شكل و نحوه قرارگیری امضای یك استاد كاشیكار بود كه در یكیاز طاقیها نصب شده بود و هنگامی كه من آن را با سواد امروز میبینم، فكرمیكنم بسیار مدرن است. اگر خود من این كار را انجام بدهم، به من میگویندتو یك كانسپچوالیست مدرن هستی. صحبت اصلی من در این است كه ما تجلیهنرمندانه را از هزار سال پیش داشتهایم، اما چرا دیده نمیشود؟ شاید بایدنیكلاس شیفری باشد كه با حس كنجكاوی آنها را ببیند و دوباره آن را عرضهكند تا ما آن را بفهمیم؟ "

    تعریف شیوا از مدرنیته نیز متفاوت ازدیگران است. به نظر او: " مدرنیته خشت آخری است كه باید روی خشت زیرین وبا تكیه به آن نهاده شود. هر چند كه این خشت آخر، شكل و ماده و اندازهیخودش را داراست. تا طاقچه و سكو و زمینهای نباشد، گلدان شما چگونهایستایی خواهد داشت؟ گلدان معلق هم محكوم به سقوط و تكه تكه شدن است. سنتو میراث هم مثل پدیده DNA به چگونگی حضور جسمی و روحی ما شخصیت میدهند ."او افسوس میخورد كه در جامعهی ما "گذشته" را مترادف "كهنگی" میدانند ومیگوید: " این شیوه از نگاه باید از اذهان محو شود. مادر كهنه نیست،مولوی كهنه نیست، مینیاتور كهنه نیست، خط و خطاطی كهنه نیست، آقا لطفعلیصورتگر شیرازی هم كهنه نیست، فرش هزار نقش ما هم كهنه نیست. سماور، حافظ وابر و باد هم كهنه نیستند. اینها و خیلی چیزهای دیگر گوشت و استخوان و رگو پی ما هستند. بازگشت به خودمان، بازگشت به كهنگی نیست. "

    اونمونههای خوبی از تازگی فرهنگ دیرین ایران دارد و از جمله گفته است: "ژرژ براك وقتی حروف و نوشتهها را به عنوان فرم با تصویر همنشین كرد وپایههای مكتب كوبیسم پیریزی كرد، همان موقع گفت كه این تداخل تصویر وحروف را از دیر باز در مینیاتورهای ایرانی یافته است و ما میدانیم بیناین كشف ژرژ براك در مكتب كوبیسم و میراثهای مینیاتوری ما دست كم 300 سالفاصله زمانی وجوددارد. پس باید به هوش باشیم و قدر میراثهایمان رابدانیم. "

    سپاسگذاری جهانیان

    بهروزگاری كه شیوا كار گرافیكی را آغاز كرد، گرافیك ایران تابع گرافیكلهستان بود. اما او همواره از خود می پرسید چرا میگویند گرافیك لهستان،گرافیك ژاپن و نمیگویند گرافیك ایران. از این رو تصمیم گرفت گرافیكایرانی كار كند و برای نخستین بار از طغرانویسی و خط شكسته نستعلیق بهعنوان یك عنصر گرافیكی در پوستر پنجمین جشن هنر شیراز بهره گرفت. شگفت اینكه همین نوآوری او بسیار به چشم آمد، آوازهی او را در جهان فراگیر كرد وآن پوستر را به موزههای آمریكا و اروپا فرستاد. هر چند شیوهی كار او دركشور خودش با بیمهری برخی از هنرمندان رو به رو شد، اما زمانی كه درآمریكا بود با برگزاری نمایشگاه كوشید گرافیك ایرانی را به جهانیان معرفیكند و باز هم جای شگفتی است كه ناایرانیها بسیار زودتر از ایرانیها بهارزش گرافیك ایرانی او پیبردند.

    هنگامی كه شیوا در دانشگاه پرتبه فراگیری دانش گرافیك میپرداخت، خود دانشگاه نمایشگاهی بزرگ از آثار اوبرگزار كرد. برای آن كه بازدیدكنندگان آشنایی چندانی با ایران و هنر آننداشتند، شیوا عكسهایی از كتاب "ایران پل فیروزهای" اثر رولف بنی را بهصورت اسلاید در نمایشگاه به نمایش گذاشت و هر جا كه نیاز بود بهبازدیدكنندگان توضیح میداد كه در كدام پوستر از آجركاری یا نقش و نگارساختمانی كه در اسلایدها میبینند، بهره گرفته است. نمایشگاه بسیار پر شوربود و آوازهی آن در نیویورك پیچید تا این كه یك روز گروهی با دستگاههایعجیب و غریب به نمایشگاه آمدند و صدای قباد را به عنوان یك هنرمند برجستهضبط كردند تا با موشك و دستگاههای ویژه به فضا بفرستند تا اگر درسیارههای دیگر حیات هوشمندی وجود داشته باشد، پیام نخبگان زمین را دریافتكنند.

    انجمن بین المللی طراحان گرافیك(AGI)، كه در برنامهیتازهای 12 كتاب از آثار 12 طراح گرافیك برتر جهان را با عنوان استادانبزرگ بین المللی طراحی گرافیك(International Masters of Graphic Design)منتشر كرد، یك جلد را به قباد شیوا اختصاص داد. این كار كه حتی برای خودشیوا نیز شگفتانگیز بود با عث شد كه شیوا با دفتر آن انجمن تماس بگیرد ودلیل گزینش خودش را به عنوان یكی از 12 استاد برتر گرافیك معاصر جهانبپرسد. چنین پاسخ شنید: "كارهای شما هویت مستقل و خاص دارد و شاخص گرافیكایران است." آری، شیوا به هدفی كه از سالها جوانی پیگرفته بود، دستیافت، چرا كه میخواست در كنار گرافیك آلمان، گرافیك لهستان و گرافیكژاپن، از گرافیك ایران نیز سخن به میان آید.

    سرانجام نام شیوا درویرایش 2007 دانشنامهی بریتانیكا به عنوان یكی از سه طراح گرافیكبرجستهی كشورهای در حال توسعه در كنار نام یك طراح گرافیك آفریقایی و یكطراح گرافیك آرژانتینی آمد. به نظر نویسندگان بریتانیكا، آثار این سههنرمند پیام آور سنت و فرهنگ سرزمینی آنهاست. آنها به تحلیل آثاری ازشیوا پرداخته و پوستر بزرگداشت سعدی شیوا را نیز به عنوان نمونهیبرجستهای از گرافیك ایرانی چاپ كردهاند. در بخشی از آن مقاله چنین آمدهاست:

    "طراحان كشورهای در حال توسعه طرحهای خود را اغلب بارویكردهایی برگرفته از كشورهای صنعتی پدید میآورند، اما برای برقراریارتباط دیداری كارآمدتر آن را با سنتهای محلی و ملی در هم میآمیزند. درسدهی بیستم میلادی قباد شیوا، طراح گرافیك ایرانی، جعبه رنگ نقاشی،خوشنویسی و صفحه آرایی نسخههای خطی را در كارهای گرافیگی خود وارد كرد.كارهای او از بستهبندی تا آگهیهای تبلیغاتی و مجلهها و روزنامهها تاپوسترهایی برای جشنها و همایشها گسترده است. برای مثال، پوستر او برایهشتصدمین سالگرد تولد شاعر نامدار ایرانی سعدی این مهارت او را در بهگارگیری رنگ و تواناییاش را در آفریدن تصویری باطراوت به خوبی نشانمیدهد. این تصویرسازیهای سبكدار، ادامهی سنتهای كتابهای خطی ایرانكهن است، اما در بافتی از ذائقهی طراحی معاصر."

    شیوا در نگاه هنرمندان

    علیاصغرمحتاج، نقاش و طراح گرافیك، یكی از پوسترهای اركستر مجلسی رادیو تلویزیونایران را كه در آن یك ویولون سل تكیه كرده بر صندلی با رنگهایی در همپیچیده و بسیار لطیف نمایش داده شده است "لبخند ژكوند" قباد شیوا میداند.

    لیلیگلستان، نویسنده و مدیر گالری گلستان، نیز همین پوستر را بسیار زیبا وهوشمندانه و دوست داشتنی می داند و سنتی و مدرن بودن كارهای شیوا را اینگونه بیان كرده است: " كارهایش به همان اندازه سنتیاند كه مدرن. از عناصرسنت مثل درخت سرو، گل سرخ، خوشنویسی و گل و مرغ استفادهی مدرن میكند وچه بجا. پس من ایرانی قرابت زیادی با اثر حس میكنم و اوی غیرایرانی همرنگ و بوی اینجایی را خوب متوجه میشود."

    پرویز كلانتری، نقاش،اثرپذیری قباد شیوا را از فرهنگ ایرانی این گونه بیان كرده است:"من با چشمخودم او را دیدم كه روی فرشی كه قالیچهی حضرت سلیمان نبود بر فراز شهر بهپرواز درآمد و در پروازش به انگلستان و فرانسه و آمریكا رفت و سر ازنشریات بین المللی گرافیك درآورد. همان فرش خوش نقش و نگاری كه همهی عمرشاز سالهای كودكی تا هنوز هم روی آن میخوابد و نقش خوابهایش را رویپوسترها برای ما تعریف میكند."

    علی خسروی، طراح گرافیك، از نقشقباد شیوا در وارد كردن خط فارسی و موتیفهای سنتی در طراحی گرافیك مدرنایران چنین گفته است: " آن سالها هنرمندان گرافیك با تصور مدرن شدن ومدرن بودن، عناصر تصویری سنتی را كنار گذاشته بودند. شیوا با نگاهی دوبارهو مدرن از این عناصر تصویری استفاده كرد. از خط نستعلیق برای ساختن چندپوستر به بهترین شیوه استفاده برد، كاری كه بعدها بسیاری از هنرمندان ازآن تقلید كردند."

    كیوان سپهر، نویسنده و ناشر، این نوآوری شیوارا این گونه بیان كرده است: " شیوا پس از آن كه برای نخستینبار در سال1350 ابتكار به كارگیری خط شكسته نستعلیق فارسی را نه به عنوان عاملی فرعیو فقط اطلاعرسان، بلكه به سبب استفاده از توان گرافیكی و تصویری آن در یكاثر هنری كاربردی به خود اختصاص داد، این نگاه را همچنان پیگرفت و ازانرژی و جوانی تنیده در تن بازماندههای هنر باستانی و قدیم ایرانی، كه بهظاهر پیر و كهنه مینماید، بهره جست."

    محسن احتشامی، طراحگرافیك، مشخصترین بخش فعالیت حرفهای قباد شیوا را طراحی پوستر میداند ودر این باره گفته است: " با وجود سفارشهای متفاوت و موضوعهای گوناگون طیسالها، استمرار یك حركت پیگیرانه و قابل لمس در كارهایش هویداست. رنگنكتهی فراموش نكردنی كارهای اوست ... با وجودی كه موضوع بسیاری ازپوسترهای دههی 1350 قباد شیوا فرامنطقهای است، اما استفاده از طرحهایآزاد و كاربرد پارهای نمادهای ایرانی همچون كار با جوهرهای دوندهی رنگیبه مرور پوسترهای این دوره را را بومیتر و تغزلیتر كرده است."

    آیدینآغداشلو، نقاش و طراح گرافیك، شیوهی خاص كارهای شیوا را این گونه بیانكرده است:"شیوه كارش چنان واضح و مشخص است كه بیتماشای امضای كارهایشراحت میفهمیدی كه كار اوست و نگاهش به خوشنویسی سنتی ایرانی، بهویژه خطشكسته نستعلیق، او را در میان بنیادگذاران گرافیك معاصر ایران شاخص و خاصكرد."

    لئوناردو دسونولی دربارهی آثار شیوا گفته است: " من بهتازگی طراحی گرافیك ایران را كشف كردهام. در آن یك شگفتی زیبا و نیروبخش و نفسی ناگهانی حضور دارد. در دنیای مغلوب پندارهای غربی، ما نیاز بههمتایی داریم كه ریشه در رسم و سنت خود داشته باشد. آثار شیوا به طور عمیقبر آمده از ذائقه پارسی است."

    منبع:

    1 . جعفری، مهشید. تا راه قلندری نپویی نشود(گفت و گو با قباد شیوا). نگاه نو، شمارهی 72 ، بهمن 1385

    2 . رزمجو خوزانی، محسن. روح ایرانی شیوا. نگاه نو، شماره ی 72 ، بهمن 1385

    3 . جلالی، رضا. وازارلی در بقچه مادربزرگ من است(گفت و گو با قباد شیوا). روزنامهی ایران، شمارهی 2045 ، 15 بهمن 1380

    4 . میرزایی، علی. دربارهی شیوا(نظر هنرمندان دربارهی شیوا). نگاه نو، شمارهی 72 ، بهمن 1385

    5 . دالوند، احمدرضا. شیوا از سالهای پیش تا هنوزهم. روزنامهی ایران، شمارهی 3192 ، 25 تیر 1384

    سخن شیوا

    دلمشغولیو دغدغه من از روزی كه كارم را شروع كردم تا همین امروز این بوده است كهچگونه هویتم، باورهایم و پشتوانه تاریخ و فرهنگم در پوستری كه طراحیمیكنم نمود داشته باشد و چگونه از طریق گرافیك این فرهنگ را به همه جهانمعرفی كنم و در یك كلمه چگونه كارم ایرانیتر باشد. منابع تصویری كه ماداریم از منابع نفتی ما بیشتر است و استخراج آن وظیفه و رسالت طراحانامروز ماست.



    _________________
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  2. #2
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: استاد قباد شیوا

    آثار استاد


    پوستر

















    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  3. #3
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: استاد قباد شیوا

    لوگو یا آرم




























    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۰۸ مرداد ۹۳, ۲۰:۳۳
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۱۸ آذر ۸۸, ۱۸:۵۷
  3. دانلود دیوان حافظ با قابلیت جستجو
    توسط hamid192 در انجمن شعر وشاعری و مشاعره
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۱۴ فروردین ۸۸, ۱۲:۴۰
  4. سفالینه دومیلیون یورویی به ایران مسترد شد
    توسط hamid192 در انجمن باستان شناسی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۳۱ خرداد ۸۷, ۱۸:۲۸
  5. داستان های ارواح سرگردان حیوانات
    توسط ARVAH در انجمن داستان های واقعی از ارواح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۱۸ خرداد ۸۷, ۱۸:۲۷

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •