نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: خطاشی

  1. #1
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    خطاشی

    نقاشیخط



    بهتدریج از در دهه سی و چهل خورشیدی خوشنویسان ایرانی به ترکیبی از خطاطی ونقاشی دست زدند که بهنام نقاشیخط معروف است. یعنی رنگ و نقاشی را در خدمتخوشنویسی گرفتن یا برعکس. به این کار گاهی خطاشی و خط نقاشی هم میگویند.شاید بتوان گفت مکتب سقاخانه در نقاشی معاصر ایران خاستگاه اصلی زیباشناسیو نوآوری معاصر، در خوشنویسی و پیدایش نفاشیخط بودهاست. در دوران پس ازانقلاب، خوشنویسی با اقبال زیادی از سوی جوانان مواجه شد آنان در عرصههایمختلف اعم از شیوههای سنتی و یا تلاش برای ایجاد خلاقیتهای نوین با همبه رقابت پرداختند. در این عرصه روند نقاشیخط هم شاهد تجربههای متفاوت وگستردهای شد.

    فرامرز پیلارام، رضا مافی، حسین زندهرودی، نصرالله افجهای و محمد احصایی در پیدایش و پیشبرد این هنر در ایران موثر بودهاند.

    محمداحصایی را بنیانگذار نقاشیخط در ایران میدانند چرا که او از حروف بهعنوان وسیلهای برای بیان استفاده کرد.او که خوشنویسی توانا بود و در کارنقاشیخط و ارائه و توسعه آن بیش از دیگران پایمردی کرد و تاکنون در عرصهداخلی و بین المللی درخشیدهاست.
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  2. #2
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: خطاشی

    خاستگاه

    خاستگاه و شکلگیری نقاشیخط را از دو جنبه میتوان بررسی کرد روند تحولات در نقاشی معاصر ایران و همچنین روند تحولات در هنر خوشنویسی.

    درهر دو بخش در روند خلاقیتهای نوآورانه، هنرمندان به چنان ابداعاتی در خطدست یافتند که میتوان آن را مجموعهای از سنت شکنیها، نام نهاد، شایدبتوان گفت مهمترین سنتشکنی در رابطه، فرم و محتوا صورت گرفت. در دنیایسنتی، خط وظیفه داشت که مفهوم را به آسان ترین، سهل ترین، سریعترین وخواناترین وجهی بیان نماید تا در نگاه اول فرم و محتوی و شکل و مفهوم یکجا به بیننده و خواننده القاء شود. اما اینک وظیفه مهم خط زیبایی و تبلیغاست. لهذا، هنرمندان در حالی که بدیع بودن و شگفتی را همراه زیبایی ازاهداف مهم بصری تعیین نمودند با سه اقدام مهم عرصه نوآوری یعنی، تغییر شکل(دفرماسیون) در حروف اغراق در حروف (اگزجریشن) و ساده سازی (استیلزیشن)آن چنان تحولاتی در حروف ایجاد نمودند تا بتوانند زیبایی و قدرت ارایه وروح تبلیغ گرای آن را بالا ببرند. از این روی، خط در نگاه اول نهمیتوانست و نه میخواست که در روند این تغییرات مفاهیم را همراه با شکل،یکجا القا نماید. در نقاشی، از این هم، پا فراتر نهاده شد و به تمامیرابطه مفهوم و شکل از هم گسیخته گردید و خط در کنار رنگ و سایر اشکال بهجزیی از ترکیب بندی تبدیل گردید و تغییر شکل و تکرار حروف فقط به قصدزیبایی از اهداف مهم هنر خط تلقی گردید.

    هم در نظام سنتی و هم دردنیای معاصر و مدرن، فابلیتهای کارکردی عاملی مهم و درجه اول، در انگیزهو شکلگیری تحولات خوشنویسی بودهاست. اگر چه زیبایی بصری نیز بدون شک موردنظر خطاطان قرار گرفته اما به ویژه امروز، صنعت چاپ و یک دستی ومتحدالشکلی مکاتبات، این بعد عملکردی خطاطی را به حداقل رسانده و در کنارآن جنبههای دیگر خطاطی اهمیت یافتهاست. خوشنویسی در ایام گذشته و دنیایسنتی، پیوسته در تمام وجوه با نوعی تحول آرام و نوآوری در غالب رعایتقواعد سنتی همراه بودهاست، اما در فضای سنتی کذشته، بهدلیل عدم نیازعامه مردم به طور مستمر و روزمره به خط و فقدان نیازهای تجاری و انتشاراتیو تبلیغاتی، اهداف خوشنویسی ترکیبی بودهاست از زیبایی بصری باآسانی، سرعتو سهولت نگارش و خوانایی اثر تا بتواند روند مراسالات و مکاتبات و اموردیوانی و تا حدودی نیز انتقال دانش و اطلاعات را سرعت و سهولت بخشد.

    نوآوری،مهمترین خاستگاه تحولات خط در یکصدو پنجاه سال اخیر میباشد. امروزهخوشنویسان تلاش دارند هنری چنین منظم و منضبط و به دقت تعریف و پیش بینیشده را با شعله خلاقیتهایی پرتب و تاب و پرحرکت و متفاوت و متغیربیامیزند بهطوریکه در عین نمایش و انتقال جهان متغیر و شیوههای گوناگوندورانهای متفاوت، اساس و بنیان آن نظام و انتظام همچنان دست نخوردهبماند. شگفتی خوشنویسی ایرانی در ایجاد کار خلاقه با تیغه نازکی است کهساختار و استحکام فولادین آن غیر قابل شکستن مینماید و در عین حالی کههنرمند میتواند، تا حد دلخواه، آن را خم کند و بتاباند، اما همچنان حرمتو هراس آن را دارد که با خم شدن بیش از حد آن میتواند تیغه در هم بشکند ودر بازی شکست بخورد. از همین رو درک و دریافت ماجراهای به ظاهر مستور ومبهم و نامرئی اما در باطن توفانی و تپنده و خلاقه خوشنویسی کار چندانسادهای نیست. تحمیل قالبها و چهارچوبههای به عاریت گرفته شده از جاها ودورانهای دیگر بر آن پاسخ مناسبی در پی نخواهد داشت و به خاطر یکنواختیظاهری آن، چه زود و چه آسان میتوان آن را تنها در حد صنعت و مهارت فنیقابل توجه دورانی سپری شده بهشمار آورد، که چنان نیست.

    خوشنویسیایرانی با از دست رفتن مصرف اصلی آن یعنی کتابت از قرن سیزدهم هجری شکلیدیگر یافت. جنبههای خلاقه و روشهای شخصی و شیوه گرایانه آن نمود بیشتریپیدا کرد و با رواج «سیاهمشق»ها دوران تازهای فرا رسید که معنای متن وانتقال کتابت مفهوم و اهمیت اصلی خود را- که همیشه مهمترین وجه مقرر واسباب اتصال خوشنویس و مخاطب بود - از دست داد و قرائت شدن یا نشدن یکقطعه خوشنویسی سیاهمشق چندان اهمیت و اجباری نیافت. از همین جا بود کهخوشنویسی توانست در جست وجوی خلاقیت و خلوص تجریدی خود برآید و زمینه برایتجربههای جدیدی چون «نقاشیخط» معاصر ایران فراهم آید. جست وجویی که بافاصله گرفتن از «الزام ادبی» همیشگی خود به سوی افق تازه ضرباهنگهای تازهترکیب شده و مفهوم به بیرون جهیده از قالبهای معین و مکرر قدیمی روانهشدهاست و همچنان حتا با حذف و تغییر بسیاری از قراردادهای الزام آورندهقدیمی، توانسته روح اصلی و همیشگی خود را زنده و تابناک نگاه دارد و حرفیتازه برای جهانی تازه داشته باشد.

    تحولات فرهنگی ـ هنری و سیاسی ـاجتماعی و فناوری که زمینه ساز نوآوری متفاوتی در خوشنویسی ایرانی شدهانددر ایران، طی دو حرکت در دورههای قاجار و پهلوی خطاطی و خوشنویسی را تحتتأثیر قرار دادهاند:

    دوره اول تحولات در خوشنویسی ایرانی ـ دوران قاجار ـ (دوره نوآوری در جامعه سنتی)

    جامعهٔقاجاری جامعهای سنتی بود اما در این دوران از عهد عباس میرزا پسر فتحعلیشاه و پس از جنگهای ایران و روس و شکستهای ایران با جمع بندی از دلایلشکست و با حرکتی عبرت گیرانه توسط عباس میرزا تحولاتی در روند نوآوریانجام گرفت که حاصل آن نوسازی قشون ـ ورود صنعت چاپ و ورود برخی کارخانجاتو تأسیس مدارس سبک جدید و فرستادن دانشجو به خارج از کشور برای کسب علم وهنر بودهاست. اما شاه بیت این نوآوری بعدها در ظهور و روزنامهها ونشریاتی تحقق یافت که به نحوی اطلاع رسانی و آگهیهای جدید را به عهدهگرفتند. خط و خوشنویسی نیز در پرتو این تحولات وارد عرصه شد اما با ضربآهنگی بسیار کند حرکت نمود تا بتواند نشریات تازه بر عرصه رسانده را بسندهنماید به عنوان نمونه نخستین نشریاتی که خوشنویسی جدیدی را میطلبیدندعبارت بودند از کاغذ اخبار در ۱۲۵۳ به سردبیری میرزا صالح شیرازی، وقایعاتفاقیه ۱۲۶۷ –۱۲۶۴ به سردبیری امیرکبیر، قانون ۱۲۹۵-۱۲۹۰ به سردبیریمیرزا ملکم خان. به طور تفصیلی تر و جهت تشریح نوآوری و تأثیر آن بر خطاطییکصد و پنجاه ساله آخر سرنوشت نخستین روزنامههای ایران قابل بررسیاست.(به نوشتارهای مربوط به هر روزنامه مراجعه کنید)

    دوره دوم تحولات در خوشنویسی ایرانی ـ دوران پهلوی - (دوره نوسازی)

    درسراسر قرن چهارده شمسی تاریخ خط و خوشنویسی در ایران مواجه با سرعت ونوآوری شگفتی است تا بتواند نیازهای معاصر تجارت و تبلیغات و فناوری راپاسخگو باشد. از سوی دیگر در سراسر قرن بیستم مکاتب بینالمللی که پس ازتولید در خاستگاه خود به سرعت جهانی میشدند، هنرمندان نوآور جهان به دودسته تقسیم گردند: نخستین دسته هنرمندانی بودند که در هماهنگی کامل باسبکهای بینالمللی قرار گرفتند و دسته دوم از هنرمندانی تشکیل میشد کهگرایشهای بومی و ملی را در فضایی جهانی جستجو میکردند. نقش این هنرمندانبر تولد خطاطی نوین از چنان اهمیتی برخوردار است که جایگزینی برای آننمیتوان یافت. شاید بتوان گفت مکتب سقاخانه خاستگاه اصلی زیباشناسی ونوآوری معاصر، در خوشنویسی خط به ویژه در پیش از انقلاب اسلامی بودهاست.


    دوره سوم تحولات در خوشنویسی ایرانی ـ دوران پس از انقلاب اسلامی - (دوره تجربههای متفاوت)

    دردوران پس از انقلاب، خوشنویسی و به تبع آن نقاشیخط با اقبال زیادی از سویهنرمندان و جوانان مواجه شد آنان سعی کردند در عرصههای مختلف اعم ازشیوههای سنتی و یا تلاش برای ایجاد خلاقیتهای نوین آثار جدیدی خلق کنند.برخی کارهی در خور توجهی خلق کردند و گروه کتیری تجربههای نچندان موفقیارائه کردند. روند تجربههای متفاوت و گستردهای در عرصه نقاشیخط هنوزادامه دارد. از هنرمندان نقاشیخط در پس از انقلاب از جلیل رسولی، اسرافیلشیرچی و صداقت جباری میتوان نام برد.

    نیازهای جامعه، در هر مقطعزمانی خود محل بررسی است. رقابتهای تجاری، تبلیغات، اعم از آگهیها وپوسترها و همچنین روزنامهها و کتب و سایر نشریات به هنرمندان فرصتیبخشیدند که با هوشیاری خاص خود اشکال هنری تازه را در روندی جدید به کارگیرند، نیازهای تبلیغاتی تجاری، سینماها، کتابها، روزنامهها و مسابقات،بیان جدید بصری را طلب میکردند. خط و خوشنویسی میتوانست این نیازها رابرآورده نماید. این بار وظیفه بصری خط بر وظیفه مراسلاتی و مکاتباتی برترییافت و به معنای دیگر در روند رقابت زیبایی و سودمندی (در زمینه مراسلات)زیبایی گوی سبقت را ربود. خطاطی، در روند تحولات جدید، وظیفه خود راخوانایی و سهولت نگارش و سرعت مراودات و مراسلات نمیداند کم یا بیش بهفرمی زیبا تبدیل شدهاست که در درجه اول معنای خود را نه فقط القا نمیکندبلکه ادعایی نیز ندارد. در دورههای معاصر، در نقاشی ارایه فرم محض، نهتنها جرم نیست بلکه مطلوب نیز هست زیرا مخاطب مختار است که هر چه میخواهدببیند و هر طور دوست دارد قرائت کند. اما در گرافیک، بهویژه در روندکاربردهای زندگی روزمره هنرمند ناچار است زیبایی را با سودمندی و گویاییترکیب کند انبوه مخاطبان خود را که اغلب عامه مردمند، نه نخبگان، راضینماید.

    بنابراین، نقاشی به یاری خطاطی جدید آمد و نقاسیخط شکلگرفت. این تمهیدات جدید، عبارتاند از: ترکیب بندی، رنگ عناصر خیال ورمزهای تصویری که به حوزه و قلمرو مربوطه نزدیکند (مثلاً سینما یا تبلیغقالی). اما همه شگردهای بالا، هنگام مفید میافتد که بینده و مخاطب بامشارکت فعال خود در فهم و خواند خط جدید تلاش نماید…. و این یکی ازمهمترین ویژگیهای تحول خوشنویسی در خط معاصر است.

    اثر:محسن دائی


    _________________
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  3. #3
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: خطاشی

    شکلگیری نقاشیخط


    شایدبتوان گفت مکتب سقاخانه خاستگاه اصلی زیباشناسی و نوآوری معاصر، درخوشنویسی بهویژه در پیش از انقلاب اسلامی بودهاست. از خصیصههای مشترک وفراگیر در آثار هنرمندان سقاخانه استفاده از خط فارسی است. خط فارسی که درطول سالیان متوالی شکل خاص خود را گرفته و با مضامین فرهنگ ملی همبستهشدهاست عنصری مناسب بود تا به عنوان یک شناسه هویتی در آثار نقاشی به کارگرفته شود. برای این دسته از هنرمندان، خط تنها یک عنصر بصری بود و بهمفاهیم نهفته در پس کلمات چندان توجهی نداشتند. استفاده از خط را بطورمشترک در آثار اکثر هنرمندان گروه میتوان به تماشا نشست. پیشتازترین فرداز این گروه در استفاده از خط حسین زنده رودی بود: «او کارش را با بازی باخطاطی شروع کرد؛ نرم نرم و از سر جستجو. کارهای اولیه اش از سطحهای سادههندسی ای شکل میگرفت که از نوشتهها و نقش و نگارها و رنگهای درخشانپوشیده میشدند. روشی که بعدها در کار فرامرز پیلارام ماندگار شد و اومدتها با همین سطوح ور میرفت و بسیار خوش خط تر از زنده رودی، جاهایی رااز نوشته پر میکرد. اما زنده رودی همین جا نماند و پیش تر رفت. کم کمشکلهای محدود کننده هندسی را – که از طلسمهای جدول کشی شده میآمدند –رها کرد و به عنصر خطاطی روی آورد. خطاطی را اما نه در بعد خوشنویسانه اشکه در حال و هوای کلی ترکیب بندی حروف منفرد و کلمات و جملات بی آنکهبخواهد معنا و مفهومی ادبی را در آن میان تعقیب کند، دنبال کرد و دورادورسرسپرده سیاه مشقهای قدیمی شد.»

    این برخورد با نوشتار راهنرمندان سقاخانه و از جمله زندهرودی از او را در نوشته بر طلسمها وزیارتگاهها برگرفته بودند، عدم توجه این دسته از هنرمندان به معانی کلماتبرای برخی از منتقدان قابل پذیرش نبود. «در نمایشگاهی همین نوشتهها بودندکه کفر جلال آل احمد را در آوردند تا آن مقاله تند و تیز را نوشت. آلاحمدت پرت و پلاهایی را که زنده رودی برای پر کردن متن کارش نوشته بودزیادی جدی گرفت و برای او که نقاشی را از من تبعات ادبیات میشمرد و جایپایین تری برایش قائل بود هضم این نکته که زنده رودی ادبیات – یعنی کلام –را مجموعه درهم و برهمی فرض کند که فقط به درد پرکردن فضاهای خالی یکتابلو نقاشی میخورد آسان نبود.» البته گاهی نیز علاوه بر خاصیت بصریکلام، مفاهیم آنها نیز برای هنرمندان این گروه مورد توجه قرار میگرفت تاآثار ارزشمندی را پدید آورند از جمله میتوان به حجمهای «هیچ» پرویزتناولی اشاره نمود. ادامه همین نگاه تصویری به خطوط و تداوم تلاش گروهدیگری از هنرمندان سبب پیدایی «نقاشیخط» گردید. استفاده از نشانههایمذهبی و عناصر نهفته در فرهنگ شیعه که مشهورترین آنها نمادهای عاشورا بودنیز وجه مشترکی میان سقاخانهایها میباشد. حتی استفاده از زیبایی شناسیاین فرهنگ همچون استفاده از رنگهای سنتی قدیمی، چنانکه با دیدن بسیاری ازکارهای آنها مخاطب به یاد، حسینیه، تکیه و عزاداریهای ماه محرم میافتاد.بکارگیری دستمایههایی چون پنجه، علم، ضریح، دخیل، پرچم و حتی طلسم،اسطرلاب، جام چهل کلید و... که هر کدام نشانگر مفاهیم تاریخی – فرهنگیبودند و ترکیب این نمادهای انتزاعی، جدای از فرم واقعی آنها، فضایی نوینرا پدید میآورد.

    هنرمندانی چون زنده رودی خط را در مرز جنبشی پیشبردند و پرویز تناولی خط را در مجسمههای «هیچ» یا نقاشی «هیچ» بر رویکاسه بشقابها، متحول نمود و به دنبال آنان فرامرز پیلارام آنچنان تغییرشکلهایی در حروف به وجود آورد که به کلی رابطه فرم و محتوی را از هم گسستو خط در آثار او به مجموعهای از حرکت حروف در بطن سطوح رنگی تبدیل گردید.رضا مافی نیاز با سیاه مشقهای خود این سنت شکنی را ادامه داد تا نوبت بهمحمد احصایی رسید که در آخرین تحولات هنری خود فقط به یک مجموعهای ازحرکت حروف دست یافت و نام آن را بسم الله نهاد.

    پس از آن نصراللهافجهای با خط، نقاشی کرد و بالاخره جلیل رسولی از خط و چسباندنیها بهیکدیگر سعی نمود ضمن احترام به رابطه فرم و محتوی در خط، از طریق چسباندنترمهها و نمدها و نظایر آن به تابلوی خط، غنای ملی و زیبایی سنتی ببخشد.همچنین هادی روشن ضمیر با استفاده از ورق طلا در آثار نقاشی خط سبکی نو دراین رشته پدید آورد... پس از انقلاب هنرمندان زیادی در عرصه نوآوری با خطو یا نقاشیخط بخت خود را آزمودند و این روند ادامه داشتهاست تا آخرین دستآورد خط به نام مُعَلی توسط عجمی در سال ۱۳۷۸ شمسی پا به صحنه نهاد. اینخط که به عنوان شیوهای جدید در خوشنویسی مورد اقبال قرار گرفته تلاشمیکند رابطه فرم و محتوا را حفظ نماید. توسل به نام علی ابن ابی طالبالهام بخش هنرمند، در تحول حروف و ترکیب بندی بودهاست.

    از آنجاییکه هنرمندان نوین از دشواری خط و ناخوانایی آن واهمه نداشتهاند جسورانه وبی دریغ درروند ایجاد نوآوری از اقلام قدیم استفاده کردهاند. ظرفیت بالاینوآوری در کلیه خطوط و قلمهای مختلف خوشنویسی سنتی از خط کوفی و یا خطثلث در قرن دوم و سوم گرفته و تا «معلی» در قرن پانزدهم هجری ادامه داشتهو حتی گسترش یافتهاست برای هنرمندان فرصتی فراهم آورده که تمامی اقلام خطتوجه نمایند. آنان نه تنها تعلیق و نستعلیق و شکسته، به عنوان خطوط کاملاایرانی بلکه شکلهای قدیمتر و گمنامتر خط را نیز چون رقاع و محقق وریحان و در شکلهای هندسی، کوفی را چون خط بنایی (معقلی) و حتی کوفی گیاهیرا نیز به عنوان مواد خام آثار خود تلقی نمودند. نکته مهم اینست که طیاستفاده از تکنیکهای ساده با قلمنی و مرکب گرفته تا قلممو و رنگ روغن وحتی امروزه کامپیوتر دیجیتال آرت، هیچ یک از اقلام خط سنتی با هنر مدرن درتضاد قرار نگرفتهاند و قابلیت بالای خطوط سنتی با همه قواعد محکمش فرصتهمزیستی خط با فناوری و هنر معاصر را به بهترین وجهی ایجاد نمودهاست.
    اثر:محمد درویشی
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  4. #4
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: خطاشی












    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  5. #5
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: خطاشی

    خط نقاشی : عبدالرضا چارنی












































    http://www.qoqnoos.com/body/caligraphy/ ... abcd_4.jpg" alt="" />
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •