تلاش قدرتهای بزرگ برای تجزیه ایران بخصوص آذرآبادگان، هوشیار باشیم

درآغاز، این اربابان ایدئولوژى مارکسیسم - لنینیسم در شوروى سابق بودند کهاز اوایل قرن بیستم تا میانههاى آن، در تلاش براى افزایش و گسترش منافع ومرزهاى خویش، در فراسوى خاک خود، به ترویج ایدئولژىهاى قومپرستانه وقومسازانه روی آوردند تا بدین وسیله، با تجزیهی ملتهاى واحد به انبوهیاز قومهاى منفرد و جداگانه، که خلقهاى به اصطلاح آزاد خوانده میشدند، وآوردن این تودههاى اقمارى به زیر یوغ شوروى و کمونیسم، که گویى آزادى ورهایى را براى آنان به ارمغان آورده بود، اردوى خویش را بزرگتر وگستردهتر سازند و منابع انسانى و اقتصادى نامحدود و رایگانى را براىاستوارى پایههاى خود و نیز ستیزههاى پیدا و پنهان خویش با بلوک غرب،فراهم آوردند. اما اینک در قرن بیست و یکم؛ نو- استعمارگران جهان غرب، درتلاش براى ایجاد «دموکراسىهاى موزاییکى»، یعنى پدید آوردن کشورهایى خُرد، ناتوان، به ظاهر دموکراتیک، و کاملاً وابسته به غرب، از طریق فروپاشاندن کشورهاى بزرگ و توانمندِ چند- فرهنگى، به گونهاى دیگر، به احیا و تحریک و تقویت جریانات قومپرست و تجزیهطلب (مانند پانترکیسم و پانعربیسم)روى آوردهاند. در همین چارچوب، افراد و گروهکهاى قومپرست داخلى، کهرسانههاى گوناگونى را در اختیار دارند، با تضعیف، بلکه تخریب هویت ایرانىاز طریق تحریف و مخدوشسازی تاریخ و تاریخسازان پرافتخار ایران، و جعل وخلقِ مفهوم ملیت (قومیت) براى فرهنگهاى محلى ایران و رویارو ساختن آنانبا یکدیگر، و با داشتن گفتمانى نژادپرستانه، تخیلگرایانه، وپرخاشجویانه، یکسره و پیوسته در تلاش و تکاپو برای فروپاشاندن وحدت ویکپارچگى ملى و تمامیت ارضى ایران و ایجاد حکومتهایى وابسته به ترکیهواین و آن ....
ایلچیبیگ،در ۷ ژوئن سال ۱۹۳۷ در روستای "کلکی" نخجوان زاده شد.وی در کودکی پدرشرا که سرباز ارتش شوروی در جنگ با آلمان نازی بود،از دست داد. نام اصلیخانوادگی او "قادوروقلو اوغلو علی اف" بود که بعدها این نام را به دلیلتمایلات شووینیستی اش به "ایلچی بیگ" تغییر داد. استدلال وی برای اینتغییر نام این بوده که بدلیل عربی بودن واژه ی ملت،،بر آن شده تا از واژهی ترکی-مغولی "ایل" بهره ببرد تا بتواند به جای "ملیتچی" (ملیگرا/ناسیونالیست)،"ایلچی" خوانده شود! از آنجایی که در روستای وی،مدرسه اینبوده است،ایلچی بیگ کلاس های اول تا هفتم را در روستای مجاور "اونوس"گذراند.به گفته ی خود ایلچی بیگ،وی وقتی هشت ساله بوده است،شاهد "فاجعه" یآذربایجان جنوبی (؟!) بوده.وی در این باره با لحنی حزن آلود،ماجرای گریزبزدلانه ی چند صد هوادار خودفروخته ی دارودسته ی پیشه وری - همانهایی کهشعار "مرگ هست و بازگشت نیست" شان(اين شعار توسط آقاي ميرحسين موسوي درجريان انتخابات از شبكه دوم سيما پخش شد)،گوش فلک را کرده بود!- به ارانرا چنین روایت می کند:
من نمی دانستم که این فاجعه در چه سالیروی داد.بعدها فهمیدم که در سال ۱۹۴۶ روی داده است "مردان،زنان ودختران،با شیرجه زدن به درون رود ارس در نیمه شب،خودشان را به شمال رساندهو به روستای ما می آمدند.آنها شبانه بر در خانه هایمان می کوبیدند و ما همعادت کرده بودیم که در را به رویشان بگشاییم... مردمی که همه ی انواع دردو رنج را تحمل کردند." پس از ورود به دانشگاه باکو در سال ۱۹۵۷،بهدلیل گرایشهای متعصبانه ی مذهبی،به تحصیل در رشته ی عربی شناسی دانشکده یمطالعات شرقی این دانشگاه مشغول شد و در سال ۱۹۶۲ فارغ التحصیل شد و پس ازآن به عنوان کارمند سفارت جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی به مصر اعزامشد. در بازگشت،ایلچی بیگ به عنوان استاد در دانشگاه دولتی باکو مشغول بهکار شد.او که ناسیونالیستی متعصب محسوب می شد، حتی در اوج دوران قدرتکمونیست ها به سخنرانی های ضدروسی-ضدکمونیستی در دانشگاه مبادرت می کرد وبه همین دلیل در 15 ژانویه ی 1975 به زندان افتاد و یکسال و نیم را در حبسکمونیستها به سر برد. وی پس از آزادی از زندان،رهبری یک سازمان زیرزمینیبه نام "وارلیق" را در دهه ی ۱۹۸۰ بر عهده گرفت.ایلچی بیگ، رهبری "جنبشآزادی ملی" را در سال ۱۹۸۸ و "جبهه ی خلق" را در ۱۹۸۹ به عهده گرفت وسرانجام با کوشش های همین جبهه،اران (جمهوری آذربایجان کنونی) را به یکواحد سیاسی مستقل تبدیل کرد.در نخستین انتخابات پس از استقلال،ایلچی بیگبا کسب حدود ۶۰ درصد آرا به عنوان رئیس جمهور آذربایجان انتخاب شد. با بهقدرت رسیدن ایلچی بیگ، پان ترکیست های افراطی محور باکو-آنکارا عملا قدرترا در جمهوری آذربایجان به دست گرفتند.برای مثال،"اسکندر حمیداف"،رهبرشاخه ی آذربایجانی جنبش فاشیستی "گرگهای خاکستری" (بوزقوردلار)،توسط ایلچیبیگ به منصب مهم و حساس وزارت امور داخله ی این کشور گماشته شد و به زودیسیل شبه نظامیان تبهکار ترکیه روانه ی اران شدند. گرگهای(کرمهای) خاکستریبا استفاده از موقعیت بدست آمده به درون تشکیلات امنیتی جمهوری آذربایجانرخنه کرده و کنترل بخشهای حساس و کلیدی آن را در دست گرفتند.از این پسآنها می توانستند در اجرای آدمکشیهای وحشیانه شان،از آزادی عمل کاملبرخوردار باشند.آنها همچنین با همکاری سرویسهای اطلاعاتی ترکیه،شبکه یتروریستی بنیادگرایان افغانی و شبه نظامیان تروریست چچنی،اقدام بهسازماندهی یک شبکه ی بزرگ آدمکشی در منطقه نمودند که در جریان جنگچچن،نقشی بسیار مخرب در ایجاد تنش و کشتارهای خونین در چچنستان و سپس درخود آذربایجان و بر ضد اقلیتهای مسیحی این کشورو بویژه ارمنی هاایفانمود.در واقع،کشتارهای خونینی که در سال ۱۹۹۲ بر ضد ارامنه صورت گرفت ومنجر به بسیج عمومی ارمنی های درون و بیرون قراباغ،برای جلوگیری از وقوعیک ژنوساید دیگر شد،دقیقا بدست همین فاشیستهای ترک تبار گرگ های خاکستری ومتحدان عرب-افغانشان صورت گرفت. برای نمونه،در تاریخ ۱۰ آوریل ۱۹۹۲،شبهنظامیان گرگ های خاکستری همراه با یگان هایی از ارتش آذربایجان،روستایارمنی نشین "ماراغار" را در شمال شرقی قراباغ مورد یورش قرار دادند.آنهابا اره سر ۴۵ روستایی را از بدن جدا ساخته و پس از به اسارت گرفتن ۱۰۰ زنو کودک بیگناه و غارت و تاراج دارایی های اهالی ده،همه ی خانه های آن رابه آتش کشیدند.و البته این تنها مشتی از خروار بود و دهها مورد این چنینیدر دیگر مناطق ارمنی نشین جمهوری آذربایجان،به ویژه در "سومقیت" به دستنژادپرستهای خونخوار ترک صورت گرفت.برای آنکه تصویر بهتری از ژرفایدیدگاههای شووینیستی ایلچی بیگ به دست آوریم،بهترین سند،یعنی سخنرانی شخصوی را در سال ۱۹۹۲ درباره ی مسئله ی ارامنه با هم مرور می کنیم: اگریک ارمنی تا اکتبر امسال در باکو باشد،آذریها {منظور دارودسته ی فاشیستگرگهای خاکستری است!} او را در میدان مرکزی باکو حلق آویز خواهند نمود

درجریان جنگ قراباغ/ارتساخ،ایلچی بیگ ضمن عقد قراردادهای نظامی با ترکیه ودریافت تسلیحات و افسران آموزش دهنده از این کشور،از همه روشهای غیرانسانیبرای شکست دشمن بهره برد.بمباران روستاهای بی دفاع،موشکباران شهرها،کشتارکودکان،منفجر کردن لوله های گاز،....اما هیچ یک از این روشها سودی نبخشیدو ارتش آذربایجان که دارای شمار زیادی سربازان کرد،تالش و لزگی تبار-کهقطعا خواستار شکست شووینیستهای ترک بودند- بود،به دلیل تفرقه ی حاکم ومدیریت بسیار ضعیف دولت ایلچی بیگ،دچار شکستهای سنگین شد و کل منطقه یقراباغ کوهستانی را به همراه بخشهای وسیعی از سرزمینهای اطراف آن به تصرفنیروهای ارمنی درآمد.

درزمینه ی مسائل اقتصادی نیز،دولت ایلچی بیگ،چنان کشورش را به مهلکه ی افلاسو ورشکستگی انداخته بود که پدر را وادار به فروش دخترش در قبال یک بستهماکارونی می کرد! همین فقر و تنگدستی شدید بود که منجر به ایجاد یکی دیگراز موارد سیاه کارنامه ی دولت مستعجل ایلچی بیگ،یعنی گسترش فاجعه آمیزفحشا و تجارت س__ک____س در جمهوری آذربایجان شد که عمدتا به دست بنگاه هایترک صورت می گرفت. فیروز هاشم اوف روزنامه نگار و تاریخ شناس برجستهجمهوری آذربایجان پیرامون این مسئله چنین می گوید:"دار و دستهابوالفضل ایلچی بیگ آذربایجان را مرکز فاحشه، به دنیا معرفی کردند و نهتنها وطن، بلکه ناموس آذربایجان را نیز فروختند"." سیاستهایضدایرانی ایلچی بیگ: به عنوان یک پان ترکیست دوآتشه،ایلچی بیگ همواره نسبتبه مناطق آذری نشین ایران که از پگاه تاریخ،جزئی جدایی ناپذیر از این خاکمقدس بوده اند،چشمداشتهای تجاوزکارانه داشت.وی در دوره ی پیش از استقلالاران،با جدایی خواهان خودفروش آذری نما،رابطه ی سیاسی محکمی داشت و بویژهدر مقطع فروپاشی حکومت شاهنشاهی،مشوق بازگشت فرقه چی ها و دیگر پانترکیستها به ایران و تبلیغ برای "وحدت" (بیرلیک) دو آذربایجان،یا به عبارتبهتر آذربایجان و اران،بود.در مقطع پس از استقلال،وی به عنوان رئیس جمهورآذربایجان،علنا و رسما،سخن از "آزادسازی آذربایجان جنوبی" زده و لاف وگزافهای معمول پان ترکیست ها را در مصاحبه های متعددی مطرح می نمود.وی درحالی که نیروهای تحت فرمانش در ارتش آذربایجان،یا در حال فرار بزدلانه ازبرابر ارمنی های چندین بار ضعیفتر بودند و یا همچون برگ خزان بر زمین میریختند،سخن از "خواب" هایی که شبها از تبریز می بیند،می کرد و مبتکربازیهای ضدایرانی ای همچون کنگره ی آذربایجانی های جهان و یا مطرح کردنآذریها به عنوان ملتی تقسیم شده و معرفی دولت ایران به عنوان "اشغالگر"!آذربایجان جنوبی شد.در دوران ریاست جمهوری وی،دهها کتاب و صدها مقاله بهدستور مقامات پان ترکیست دولت تحت فرمانش،به منظور تحریف هدفمند تاریخآذربایجان و نیز سرقت مفاخر علمی،ادبی و فرهنگی و حتی تمدن ها و اقوامایرانی چاپ شدند و رسانه های گروهی این کشور نیز به طور سازماندهی شده،بهسمت ارائه ی اخبار،گزارشها و تحلیلهای غیرواقعی و نادرست از وضعیت آذریهایجنوب ارس،به منظور تحریک حس کینه توزی ارانیها بر ضد ایران و ایرانی هدایتشدند.همچنین فشارها،سرکوبها بر ضد اقلیتهای ایرانی و انیرانی جمهوریآذربایجان همچون تالشها،کردها،تاتها و لزگی ها شدت گرفت که در نهایت منجربه شورش این اقوام و تشکیل حکومتهای خودمختار تالشها در جنوب و لزگیها درشمال این کشور شد ایلچی بیگ که در نتیجه ی شورشهای قومی داخلی و شکستهاینظامی خارجی،مجبور به کناره گیری از قدرت و فرار به زادگاهش در نخجوانشد،حتی در تبعید هم دست از سیاستهای ابلهانه ی ضدایرانی اش نکشید ایلچیبیگ که در سال ۱۹۹۷ به باکو بازگشت،دوباره رهبری سازمان افراطی "کرمهایخاکستری" را به عهده گرفته و این بار با تاکید بیشتر بر ماهیت الحاقگرایانه و پان ترکیستی آن،توطئه های ضدایرانی خود را از سر گرفت وی در یکیاز سخنرانیهای گستاخانه اش در مورد ایران چنین گفت:
"....درحال حاضر سازمان هایی {در ایران} وجود دارند که یگانه هدفشان استقلال ترکهای آذری است آزادی قره باغ در گرو آزادی تبریز میباشد."وقتی گزافه گوییهای ایلچی بیگ را درباره ی پیوستگی مسئله ی "جنوب" با مسئله ی قرباغ،کنارسخنان دقیقا مشابه "محمود چهرگانی"،رهبر گروهک پان ترکیستی "گاموح" قرارمی دهیم،ارتباط فعال و ارگانیک دارودسته ی ایلچی بیگ با جدایی خواهان آذرینمای ایرانی بیشتر و بیشتر روشن می شود.در واقع به جرات می توانیم ادعاکنیم که حتی در حال حاضر،"میراث ایلچی بیگ"،یک عنصر اساسی در جنبش منحوس"بیرلیک" پان ترکیستها بوده و با تکیه بر این میراث شوم است که گروههایتجزیه طلب فعال در ایران،مناسباتشان را با اربابان و آموزگارانشان درآنسوی ارس و آنكارا تنظیم می کنند ایلچی بیگ که در سالهای پس از بازگشتبه باکو،رهبری به اصطلاح اپوزیسیون ناسیونالیست رژیم علی اف ها را به دستگرفته بود،دچار بیماری صعب العلاجی شد و در جولای ۲۰۰۰ برای درمان،بهترکیه رفت و این آغازی بود بر پایان سریع عمر یک سیاست پیشه ی رومانتیک ونابخرد! سه شنبه ۲۲ آگوست سال ۲۰۰۰ ،ابوالفضل ایلچی بیگ،در حالی که همچنانخواب تبریز و زنجان و قراباغ و خوجالی و ... را می دید و در حالی که نفرتو نفرین سرد ملیونها ایرانی و آذری را برای سفر به دیار عدم توشه ی خودساخته بود،چشم از جهان فرو بست و راهی همان جایی شد که پیش از او،انورپاشا،گوک آلپ،تکین آلپ،پیشه وری، و تورکش بدان سفر کرده بودند اما "میراثشوم ایلچی بیگ" هنوز وجود دارد و البته این وظیفه ی ماست که روح پلیدایلچی بیگ را نیز همچون جسمش،با درهم شکستن توطئه های پان ترکیست های میهنفروش،به جهنم واصل کنیم.
منبع: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
و در آخر نقشه ادعایی این گروه کم خرد و در بیشتر موارد بی خرد