قره کليسا يا همان کليساي تاتائوس مقدس، نهمين اثرتاريخي است که پيش از آنکه يک بناي تاريخي باشد، نشاني از همزيستي اديانمختلف در ايران است.قرهکليسا (کليساي سياه) يا يکي از بناهاي تاريخي ومذهبي استان آذربايجان غربي است که به عنوان نهمين اثر تاريخي و فرهنگي درايران به ثبت جهاني رسيده است و شايد بتوان گفت قره کليسا راه طولاني رابراي ثبت در فهرست آثار جهاني طي کرده است.
قره کليسا، يکي ازقديميترين کليساهاي جهان مسيحيت و بنا به اعتقادي اولين کليساي مسيحيانعالم است. اين بنا بر اساس اعتقادات موجود، بر روي آرمگاه تاتائوس مقدس ازمبشرين و حواريون حضرت مسيح (علیه السلام)ساخته شده است.
سنگ بناياوليه کليساي تاتائوس مقدس از 1700 سال پيش در اين مکان نهاده و به مروربه ابعاد آن اضافه شده است. چون بناي اوليه اين کليسا از سنگهاي سياهساخته شده به قره کليسا شهرت يافته است.
هنوز در ميان تاريخ نويسان ارامنه در مورد تاريخچه بناي اصلي و فرعي قره کليسا تفاوت نظرهاي بسياري وجود دارد.
براساس منابع تاريخي تاتائوس، حواري حضرت مسيح (علیه السلام)در سال 40ميلادي به اين منطقه آمد و به تبليغ مسيحيت مبادرت ورزيد و گروهي متعاقبآن به آيين مسيح گرويدند که پادشاه ارمنستان و دخترش از آن جمله بودند.
ساناتروک،پادشاه ارمنستان، بعد از مدت کمي از پيوستن به مسيحيت پشيمان شد و بهمخالفت با آيين جديد پرداخت و دستور قتل تاتائوس، ساندخت (دخترش) و گروهياز مسيحيان را داد.

در دورههاي بعد با مسيحي شدن گروهي از مردم ارمنستان، محل کشته شدن تاتائوس و ساندخت و مسيحيان اوليه، به کليسا تبديل ميشود.


دردو کيلومتري شمالغرب قرهکليسا بر بالاي قلهاي، نمازخانهاي وجود دارد کهمطابق گفتهها، محل کشته شدن ساندخت است که قدمت اين محل نيز به کهني قرهکليسا است.
قرهکليسا در 20 کيلومتري شمال شرقي چالدران در کنارروستايي به همين نام واقع شده است. "قره" واژهاي ترکي و به معناي سياهاست که وجه تسميه آن در اين بناي تاريخي، سياه بودن قسمتي از ساختمانکليساي قديمي تاتائوس است.
بر اساس اطلاعات موجود، ظاهرا ساختمان اصليکليسا به طور کامل از سنگهاي سياه ساخته شده بود که پس از بازسازي قسمتياز سنگهاي سفيد جايگزين سنگهاي سياه شده و اين امر باعث شده که بنايقرهکليسا به دو قسمت با سنگهاي سياه و سفيد تقسيم شود.
بازسازي اينکليسا در دورههاي بعد نيز صورت گرفته که بنا به روايات تاريخي يکي از اينبازسازيها به دليل ويراني بناي قرهکليسا در زمان حمله بوده که در زماناقامت هلاکوخان در آذربايجان، توسط خواجه نصيرالدين طوسي مرمت شده است.
زلزلهاي نيز در سال 1319 ميلادي باعث ويراني قرهکليسا شد که 10 سال بعد از آن زلزله، زکرياي قديس، اقدام به مرمت آن کرده است.
ساختمان سفيد رنگ اين کليسا در مرمت دوره عباس ميرزاي قاجار به بخش قديمي الحاق شده است.
قرهکليسا، داراي ويژگيهاي خاص معماري ارمني بوده و از نظر حجم و تکنيک يکي از با ارزشترين آثار تاريخي کشور به حساب ميآيد.
اينبنا براي بسياري از مسيحيان ايران و جهان بناي مقدسي محسوب ميشود به طوريکه همه ساله در تابستان تعدادي از ارامنه جهان آيين مذهبي خاصي را در آنبرگزار ميکنند.
اعلام ثبت جهاني قرهکليسا از سوي يونسکو درست درزماني اتفاق افتاد که آيين مذهبي سالانه مذهبي ارامنه موسوم به "باداراک"در اين کليسا در حال اجرا بود.
پرونده ثبت جهاني قرهکليسا در سال 2007 آماده و به يونسکو ارسال شده بود.
درسي و دومين اجلاس، راي نهايي کميته ميراث جهاني يونسکو مبني بر ثبتقرهکليسا اعلام شد و اين اثر تاريخي به همراه مجموعه تاريخي اطراف آنشامل سه کليساي تاتائوس مقدس، سنت استپانوس، زور زور و چند بناي اطراف آن،همراه دهکدهها و قبرستان به عنوان نهمين اثر ثبت شده ايران در يونسکومعرفي شد.
استفاده از سنگهاي سياه در کليساي اوليه قره کليسا، مهمترينعلت نامگذاري اين بنا به شمار مي رود. زيرا قره در زبان ترکي به معني سياهاست اما هنوز هم هستند کساني که بر اين عقيده خطي کشيده اند تا بگويند وجهتسميه قره کليسا نه براي استفاده از سنگهاي سياه روي آن است، بلکه به اينعلت است که نام کليسا در زبان ترکي به طور گاره يا گارا نيز تلفظ مي شود واين کلمه به معني بزرگ در اين زبان است.
آنها که بر اين عقيده استوارندبراي شاهد مثال خود از نام چالدران ياد مي کنند که پيش از اين، آن را چشمهبزرگ مي گفتند يا آن که قره چمن به معناي چمن بزرگ و نه چمن سياه يارودخانه هاي متعددي که به نام قره سو نام گرفته اند معناي رودخانه هايبزرگ را به خود گرفته اند.
اما کماکان نظر اصلي و عمده در مورد وجهتسميه اين کليسا همان سياه بودن سنگهاي به کار رفته بر بدنه کليساست. قرهکليسا از دو بخش يا بهتر بگوييم دو کليسا تشکيل شده است که مي توان آنهارا به بخش سفيد و سياه نامگذاري کرد. بخش سياه کليسا در قرن 14 ميلاديبازسازي و مرمت شده است.

قره کليسا در گذر تاريخ
اگر کمي دقت کنيم هنوز هم بر ديوارهاي قره کليسا مي توان جاي گلوله هاي جنگهاي تاريخي که در اين منطقه رخ داده است را ببينيم.
قرهکليسا حوادث زيادي را در طول تاريخ بر خود ديده است. جنگها اولين و شايدآخرين علت در مورد آسيب ديدن اين بنا پس از زلزله بوده اند.
بر اساسکتيبه اي که کنار محراب به خط ارمني قديم نگاشته شده است، کشيشي به نامزاکاريا در سال 1319 ميلادي به زلزله مهيبي اشاره مي کند که کليه بناي قرهکليسا را تخريب مي کند تا جايي که هيچ اثري از بناي اوليه باقي نمي ماند.
امازاکاريا تصميم مي گيرد در عرض 10 سال کليساي ويران شده را بازسازي و مرمتکند و چيزي که اکنون از اين کليسا باقي مانده ماحصل تلاشهاي اين کشيش بودهاست.
جنگهايي که در دوره هاي مختلف تاريخي همچون ايلخاني، صفوي وجنگهايي که مابين ايرانيان و عثمانيان در اين منطقه رخ مي دهد باعث مي شوداين بنا هر بار مورد آسيب قرار بگيرد. جالب تر آنکه اين بنا در دوره يورشمغولها نيز آسيب جدي ديده، اما هر زمان که ارامنه احساس امنيت کرده، آن رامرمت و بازسازي مي کردند.
آخرين تعميرات اين بنا برمي گردد به زماني کهمرز ايران و ارمنستان به وسيله رود ارس از يکديگر جدا و اسقفي ارمني برايگسترش بناي کليسا راهي ايران مي شود. اين اسقف ارمني مي خواست در واقع باالگوبرداري از کليساي بزرگ که نزديک ايروان بوده اين بنا را به عنوان يککليسا و مکاني براي تعليم احيا کند.
او آن زمان راهي تبريز مي شود و بادرخواست از عباس ميرزا که آن موقع به عنوان وليعهد فتحعلي شاه بر تختنشسته بوده است، قسمت عظيمي از کليسا را بازسازي مي کند و از آن زمان بخشسفيد کليسا به وجود مي آيد.
او در واقع در آن زمان با تلفيق و الحاقبخش قديم (کليساي سياه) با بخش نو (کليساي سفيد) شاهکاري از معماري را دراين نقطه رقم مي زند.
اين موضوع را کتيبه اي که بر سر در کليسا موجوداست، تاييد مي کند که در آن شاعري به زبان فارسي الحاق بخش سفيد را به بخشسياه توضيح مي دهد.

تزئينات متفاوت در قره کليسا
بخش سياه قرهکليسا تزيينات کمي دارد. در واقع در بازسازيهايي که از سوي اسقف زاکارياصورت گرفته است، وي با تعدادي سنگ سفيد نقوش هندسي را روي طوق گنبد کليسايقديمي يا سياه ايجاد مي کند، اما در مقابل اين امر تزيينات بخش سفيد درنقطه مقابل تزيينات بخش سياه قرار مي گيرد تا شاهکارهايي در زمينه تزييناتيک بناي تاريخي در قره کليسا خلق شود.
اين تزيينات به واسطه آنکهسنگهايش همگي از سنگهاي آهکي و براحتي قابل تراش و حجمسازي بوده اند،بسيار بديع است و حتي در جاي خود مي تواند در جهان منحصر به فرد به شماررود.
گلبوته هاي فراوان به همراه چهره هاي حواريون مسيحي و حتي حضرتمسيح(ع) و حضرت مريم از جمله تصاويري هستند که در اين کليسا به چشم ميخورند. جالب آنکه در بخشي از اين تزيينات مي توان داستانهايي از شاهنامهرا که مصور شده اند نيز مشاهده کرد.

معماري منحصر به فرد
معماري اصلي کليسا به صورت بازليک نوع خاصي از معماري کليسايي است.
اينکليسا داراي دو گنبد بزرگ و کوچک هرمي شکل و 12 ترک است. بخش قديمي بنا باسنگهاي تراشه اي سياهرنگ و بخش جديد آن با سنگهاي سفيد ساخته شده است.
کليسايسياه در بخش خارجي داراي طرحهاي زيبايي مانند گردونه خورشيد و بقايايحجاريهايي از بناي اوليه کليساست، اما در بخش کليساي سفيد حجاريهايارزشمند فراواني به صورت تصاوير انسان، نقوش گل و بوته، اشکال حيوانات وموتيفهاي تزييني زيادي دارد که ملهم از عقايد مذهبي و هنر روزگار خويشاست. کتيبه هايي به خط ارمني در قسمتهاي داخل و خارج بنا روي سنگ کنده شدهکه مربوط به تعميرات يا به صورت يادگاري مربوط به بازديدکنندگان گذشته دوراست.
در قسمت مرکزي کليسا 4 ستون سنگي به ابعاد 20/1 متر ساخته شده و هر دو ستون به وسيله يک قوس به يکديگر متصل مي شوند.
اينکليسا در داخل خود داراي مکاني براي غسل تعميد است و همچون بسياري ازکليساهاي جهان محرابي دارد که در شرق کليسا واقع شده است و در ورودي آن درقسمت غرب قرار دارد.
برج ناقوس اين کليسا به زيباترين شکل طراحي شدهاست که متاسفانه عمليات بازسازي آن در دوره قاجاريه ناقص مانده است و تنهادر يک طبقه خلاصه مي شود. بر اساس برخي منابع، گويا قرار بوده است دو طبقهديگر نيز به اين برج ناقوس اضافه شود.
بازسازي قره کليسا همواره موردتوجه مسيحيان سراسر جهان بوده است. عمليات بازسازي و مرمت اين بناي تاريخيقبل از انقلاب آغاز شده است؛ اما روند مرمت آن پس از انقلاب شدت بيشتريگرفته است تا جايي که براساس گفته مسئولان امر از سالهاي نخستين انقلابتاکنون هر ساله بودجه اي خاص براي مرمت اين کليسا از سوي سازمان ميراثفرهنگي و گردشگري استان آذربايجان غربي در نظر گرفته شده است.
مجموعه فرهنگي، تاريخي و باستاني تخت سليمان تکاب در آذربايجان غربي نيز پيش از اين در فهرست آثار جهاني به ثبت رسيده بود.

آيينهاي ويژه سالانه مسيحيان در قره کليسا
بههر روي اين کليسا در حال حاضر به مناسبت جشني سالانه، تابستانها ميعادگاهارمنيان ايران و حتي کشورهاي همسايه است. در هفته اول مرداد ماه، ارمنياناز شهرهاي تبريز، اروميه، تهران، اصفهان، قزوين و... به صورت گروهي وخانوادگي به قره کليسا مي آيند، افزون بر ارمنيان، خانواده هايي ازآشوريان و به ندرت خانواده هاي کاتوليک هم در اين جشن شرکت مي کنند.
يکياز آداب پسنديده در طول زيارت سه روزه، آيين هاي غسل تعميد کودکان ونوجوانان ارمني در اين کليسا است. زيرا عده اي بر اين عقيده اند که تعميدکودکانشان در نخستين کليساي حضرت مسيح و محل شهادت حواري آن حضرت، همراهبا خير و برکت است.
گروهي نيز فرزندانشان را با نذر و نيت در آنجا غسلتعميد مي دهند و به همين خاطر سن غسل تعميد گيرندگان گاه به 15 و 20 سالهم مي رسد.
روزهاي توقف خانواده ها در قره کليسا متفاوت است. رسم ايناست که سه روز (از اول تا سوم مرداد) بايد در آنجا بمانند ولي کساني که ازراه دور مي آيند، گاهي بيش از سه روز مي مانند. خانواده هايي هم که ازشهرهاي نزديک مي آيند ممکن است فقط روز دوم آنجا باشند، سپس مراجعت کنند.
دراطراف کليسا، به رغم فراواني جمعيت در روزهاي جشن، ساختمان و بنايي برايبيتوته زائران نيست. خانه هاي روستايي قره کليسا (در سيصد متري کليسا، که10 تا 12 خانه است) متعلق به کشاورزان مسلمان روستاست و مورد استفادهمسافران قرار نمي گيرند.
از طرف خليفه گري ارامنه، در روزهاي جشنچادرهايي در اطراف کليسا نصب شده که در اختيار مسافران قرار داده مي شود.علاوه بر آن، گروه زيادي از مسافران با خود چادرهاي مسافرتي حمل مي کنندتا با مشکل اقامت رو به رو نشوند.
جشن قره کليسا براي ارمنيان، مجموعهاي از انگيزه هاي اعتقادي، قومي، سنتي، خانوادگي، عاطفي، تفريحي و مسافرتو استفاده از آب و هواي ييلاقي و ديدار دوستان و آشنايان است.
تهيه غذاو پرداختن به خوردن و آشاميدن، سرگرمي عمومي خانواده ها را در اين سه روزتشکيل مي دهد. در بيشتر ساعتهاي روز و شب سفره و بساط غذا در چادرها ياآستانه چادرها گسترده است و اين سفره ها مرکز گرد آمدن خانواده ها وآشنايان است.
تجديد ديدار با دوستان و آشنايان نيز يکي از ويژگي هاياين جشن سه روزه است. چنانکه برخي از ارامنه تنها در موقعي که به قرهکليسا مي آيند يکديگر را ملاقات مي کنند.
در اين سه روز آيين "دعايکليسا" در روزهاي اول و دوم مرداد صبح و عصر برگزار مي شود، ولي در روزسوم، تنها يک بار و با آيين ويژه عيد به وسيله اسقف اعظم که از تهران ميآيد و اسقف تبريز اجرا مي شود.
شرکت در آيين هاي کليسا در روزهاي جشن اجباري نيست و ديده شده است که برخي افراد هيچگاه در اين مراسم شرکت نمي کنند.
منبع:[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]