هيچ مورخ واقعنگري را نميتوان يافت كه از بلشويسمو كمونيسم به عنوان يك نظام سياسي به نيكي ياد كند. اين نظام جدا از مبانينظري آن كه با فكر و عقل جوامع انساني سازگار نبود از نظر موج سركوب وايجاد اختناق پليسي در جوامع تحت سلطه و فاصلهاي كه ميان خود و مردمايجاد كرده بود نيز به هيچ روي قابل دفاع نبودبيان يك خاطره از اولينسازمان اطلاعاتي و امنيتي اتحاد جماهير شوروي كه توسط لنين پايهگذاري شد،شايد بتواند ماهيت لنين و نظام سياسي موردنظر او را بنماياند. ولي ابتدابه معرفي اين سازمان ميپردازيم.
سازمان جاسوسي شوروي كه در جهان بهعنوان «كا. گ. ب» شناخته ميشد، شكل كامل شده تشكيلاتي بود كه در 20نوامبر 1917 به دستور لنين بنيانگذار بلشويسم و تحت نام «چكا» بوجود آمدهبود. «چكا» واژه اختصاري عبارت روسي (كميته فوقالعاده مبارزه با ضدانقلاب، خرابكاري و نفوذ غير مجاز» بود. اولين رئيس اين سازمان شخصي بهنام «فليكس ادموند زرژينسكي» از يك خانواده اشرافي لهستاني بود كه درشقاوت وبيرحمي همتا نداشت. وي در سال 1918 گفته بود «چكا، يك دادگاهنيست، يك سازمان مسلح زيرزميني است. ما طرفدار ترور متشكل هستيم. ما بخاطرشرائط خود ناگزير هستيم حتي اگر گاهي لبه شمشيرمان تصادفاً بر سر بيگناهيفرود آمد، از انقلاب دفاع كنيم.»
«زرژينسكي» داراي قيافهاي غير عادي،اندامي لاغر، چشماني از حدقه درآمده و ريشي تيز و كوتاه بود. كمترين احساسعطوفت و رحم و شفقت در وي يافت نميشد. او بيشتر جواني خود را در زندانهايتزارها بسر برده و خدمات زيادي را براي به پيروزي رساندن انقلاب بلشويكهابه رهبري لنين در روسيه انجام داده بود. تا قبل از احراز مقام رياستسازمان نوبنياد «چكا» فرماندهي گارد محافظ مقر حكومت بلشويكي شوروي راعهدهدار بود و خشونت و نظاميگري وي نظر مساعد لنين را جلب كرده بود. اواعضاي «چكا» را از عناصر عقدهاي و بيرحم انتخاب ميكرد. نقل ميكنند كه«زرژينسكي» در هر يك از مراكز پليس، محوطهاي را براي اعدام متهمين در نظرگرفته بود. هر شب كه قرار بود افرادي به جوخه آتش سپرده شوند در بيرون اينمحوطه و در اطراف آن كاميونهائي قراضه و پر سر و صدا بيجهت رفت و آمدميكردند تا صداي رگبار مسلسل در داخل محوطه با صداي گوشخراش كاميونهادرهم بياميزد و كسي متوجه اعدامهاي پي در پي مردم نشود.




ازنظر «زرژينسكي» همه اين خشونتها و جنايات كه با تأييد مستقيم لنين صورتميگرفت، براي تحكيم اساس حكومت نوبنياد بلشويكي در شوروي لازم بود.«زرژينسكي» بعنوان مسئول امور امنيتي كشور در جلسات هيأت دولت شركت ميكرد.
اززمان مرگ اين شخص، ميدان بزرگي كه ساختمان ستاد مركزي «كا. گ. ب» در مجاورآن واقع شده به اسم ميدان زرژينسكي نامگذاري شده است. به هنگام تشكيل«چكا» اختيارات يا هدفهاي آن اعلام نشد. ولي بر طبق توضيحاتي كه مدتها بعددر اين زمينه داده شد، بنيانگذاران اين سازمان در ابتداء قصد داشتند كهچكا يك سازمان تحقيقاتي باشد اما از اوائل سال 1918 اين سازمان به سرعت بهيك سازمان تروريستي تبديل و شروع به قلع و قمع مخالفان كمونيسم كرد.چكيستها براساس اعلام منابع كمونيستي تنها در زمان سلطه لنين بيش از 300هزار نفر را تيرباران و يا غرق كردند و يا با ضرب و جرح به زندگي آنهاپايان دادند و اينها همه غير از ميليونها نفري بود كه در سياهچالهايحكومت كارگري لنين به بند كشيده شده بودند. لنين مدعي بود كه «چكا» تنهابراي محو «بورژوازي» بوجود آمده است. ولي مأمورين «چكا» هر فرد غير بلشويكو هر كسي را كه مظنون به مخالفت با رژيم تشخيص ميدادند به نام ضد انقلابيا «بورژوا» بازداشت و سر به نيست ميكردند. يكي از رؤساي چكا به نام«لاتسيس» در دستورالعملي خطاب به مأموران پليس مخفي شوروي مينويسد «هدف،از ميان بردن بورژوازي بعنوان يك طبقه است. براي دستگيري اشخاص ضرورتيندارد دليل و مدركي درباره فعاليت آنها عليه حكومت شوروي يا اظهار مطلبيبر ضد حكومت داشته باشيد، اولين سئوال شما از بازداشت شدگان بايد اين باشدكه از كدام طبقه است فرزند كيست كجا تحصيل كرده و چه شغلي داشته است. پاسخبه اين سئوالات براي تعيين سرنوشت شخص كافي است.»
لنين در برابرانتقاداتي كه از جنايات «چكا» ميشد حساسيت زيادي نشان ميداد. او در يكياز سخنرانيهاي خود در اواخر 1918 گفت: «... من از شنيدن اين همه شكايت وانتقاد از چكا متحيرم و نميدانم چرا بعضيها ناخودآگاه تحت تأثيرتبليغات بورژوازي قرار گرفته لزوم چنين شدت عملي را در يك جامعه انقلابيدرك نميكنند. ممكن است چكا مرتكب اشتباهاتي هم شده باشد ولي اين اشتباهاتدر مقابل خدمات چكا در راه استقرار ديكتاتوري پرولتاريا كه هدف نهائي ماستناچيز به نظر ميرسد...»
لنين انتقادات خارجي از خشونت و ترور در روسيهشوروي را رد ميكرد و آن را تبليغات دروغ سرمايهداري جهاني عليه نخستينحكومت سوسياليستي جهان ميناميد. او در يكي از نطقهاي خود در اكتبر 1918و همچنين طي سخنراني خود در هفتمين كنگره شوراها گفت «تروريسم و خشونت بهما تحميل شده و شدت عمل ما واكنش تحريكات و تهاجم سرمايهداري جهاني برايسرنگوني حكومت شوروي است...»
در سپتامبر سال 1918 چكا پس از اعلانفرمان «ترور سرخ» اختيار يافت كه مظنونين را به ميل خود و بدون مراجعه بهدادگاه اعدام و يا زنداني كند. اقدامات مخفيانه و خشونتآميز چكا اثراترواني بسيار بدي بر مردم داشت. «چكا» كم كم از صورت يك سازمان پليسي بهصورت يك تشكيلات نظامي درآمد و گاردهاي ضربت اين سازمان علاوه بر شركت درعمليات پليسي و سركوبي تظاهرات و اعتراضات و اعتصابات در موارد لزوم درعمليات نظامي هم شركت ميكرد. تعداد كساني كه طي سه سال اول عمر چكا يعنيتا اواخر سال 1920 به دست مأمورين اين سازمان كشته شدند بين 000/200 تانيم ميليون نفر تخمين زده شده است.
اين سازمان مشتمل بر يك اداره اسرارسياسي براي مراقبت از مردم و اداره ويژهاي براي كنترل ارتش بود. سازمانمزبور بر حمل و نقل و ارتباطات نيز نظارت داشت. سيستم اردوگاههاي كاراجباري در زمان چكا تشكيل شد. در سال 1922 نام اين سازمان به «گ. پ. يو»تغيير كرد (G.P.U) كه به معناي «اداره سياسي دولتي» است. سپس اين نام به«او. گ. پ. يو» بدل گشت (O.G.P.U) كه به معناي «اداره سياسي دولت متحده»است، و اين زماني بود كه جمهوريهاي مختلف شوروي تشكيل «اتحاد جماهيرشوروي» را دادند.
«چكا» فقط نام خود را تغيير ميداد و هيچ تغييري درعملكرد آن ديده نميشد. هيچ كس به اندازه لنين باعث تقويت تشكيلات جاسوسيحكومت شوروي و تشديد خفقان حاكم بر اين كشور نشده بود. لنين در داخل حزبكمونيست شوروي حق بحث كردن، اظهار نظر كردن، مخالفت كردن و هرگونهموضعگيري سياسي را از اعضاي كادر مركزي حزب سلب كرده بود. حزب به صورت يكنظام انحصاري درآمده بود كه فقط افرادي كه از امتيازاتي خاص برخورداربودند ميتوانستند در مقابل اطاعت محض به وضع بهتري دست يا بند. اين اعضاءبه قول لنين همان «طبقه جديد» هستند و چون بر خلاف ساير مردم در سايه حزبكمونيست، از درآمد، موقعيت، منزل، غذا و وسائل تفريح برخوردار بودند،علاقه شديدي به حفظ حزب در ايشان بوجود آمده بود.
«رابرت كانوكواست»نويسنده انگليسي در كتاب خود به نام «ترور بزرگ» مينويسد: «تا سال 1924كه لنين در اثر آسيبهاي وارده بيمار و ناتوان شده و به حال مرگ افتادهبود، ساختار جامعه آينده شوروي را پيريزي كرده بود و نظام ديكتاتوري دركشور را توسط يك گروه متنفذ كه از حمايت طبقه جديد ممتاز، بهرهمند بود وكاملاً بر يك پليس مخفي اتكاء داشت به ارث گذاشت. وي با اطمينان،اساس ومكانيزم نيروي پليس سياسي را براساس ديكتاتوري قرار داد. اردوگاههاي كاراجباري، دستگيريها، مجازاتها و اعدامهاي بدون محاكمه، گرفتن اعترافاتدروغ، سيستم مخبرين مخفي و ترور بيرحمانه تودهها و ... همه از دستاوردهايلنين بوده است، نه استالين. سالها بعد به هنگام تقبيح روشهاي سركوب دوراناستالين گفته شد كه استالينيسم همان لنينيسم است كه در مقياس وسيعتر ووحشيانهتر به اجرا گذارده ميشود. در حقيقت استالين مردم را به همان راهيكشيد كه مسيرش را از قبل لنين تعيين كرده بود.»
و اما خاطره:
نقلميكنند لنين در يكي از جلسات هيأت دولت، در كاغذ يادداشتي از «زرژينسكي»كه در جلسه حضور داشت پرسيد «چه تعداد زنداني سياسي در زندانها موجوداست؟»
لنين سپس اين يادداشت را تا كرد و آن را از طريق فرد ديگري بهدست «زرژينسكي» رساند. زرژينسكي كاغذ را باز كرد و پس از خواندن آن، تعدادزندانيان سياسي موجود كشور را بر روي همان كاغذ نوشت (مورخين راجع بهتعداد زندانيان كه زرژينسكي به آن اشاره كرده بود، اعداد متفاوتي را ارائهكردهاند) سپس كاغذ را مجدداً تا كرد و آن را از طريق واسطه به دست لنينرساند. لنين كاغذ را باز كرد و پس از مطالعه پاسخ سؤال خود، در زير آنعلامتÍ به معني «ملاحظه شد» را قرار داد. (علامتهاي P يا Í در ادبياتنامهنويسي معناي مشابهي دارند و آن پذيرفتن، ملاحظه شدن و يا تأييد نوشتهيا مقصود مورد نظر است.)
لنين وقتي علامت Í را در پاي نامه زرژينسكيميگذاشت، مانند همه مردم به هنگام نوشتن، كاغذ را بر روي ميز قدري به سمتچپ كج كرده بود. او سپس نامه را مجدداً به زرژينسكي بازگرداند وعليالاصول اين مكاتبه كوتاه با طرح يك سؤال ودريافت پاسخ آن به پايانرسيد. ولي زرژينسكي كه مانند همه مردم به هنگام خواندن كاغذ را كاملاًمستقيم به دست گرفته بود علامت Í لنين را Ç ديد. سپس تصور كرد لنين باگذاردن علامت Ç مقصود خاصي دارد. او Ç را «صليب» تصور كرد و صليب را بهمعناي «مرگ» دانست. سپس از جلسه بيرون رفت و در حكمي دستور قتل عام همهزندانيان سياسي را صادر كرد. اين حكم همان شب به اجرا درآمد و در جلسهبعدي هيأت دولت زرژينسكي خبر «اجراي دستور» را به اطلاع لنين رساند. لنيناز وي پرسيد «كدام دستور»؟ سپس «زرژينسكي» علامت Í لنين را كه به چشم وي Çتصور شده بود، به وي نشان داد.
مورخان نقل ميكنند كه لنين با ديدنÍخود كه بر روي يادداشت كج شده روي ميز نوشته شده بود و برداشت زرژينسكي ازآن، با صداي بلند خنديد. او سپس به رئيس سازمان اطلاعاتي خود متذكر شد كهمقصود وي از Í چيزي جز تأييد پاسخ زرژينسكي به سؤال مورد نظر نبوده و هرگزدستور قتل را صادر نكرده است. با اين حال زرژينسكي به خاطر اين تصور كه بهبهاي جان هزاران زنداني بيگناه انجاميد مؤاخذه نشد و عكسالعمل لنين نيزفقط يك خنده مستانه بود...!

منابع مقاله :

ـ كا. گ. ب، جان بارون، مترجم: سياوش ميرزابيگي، 1363.
ـ كا. گ. ب، دولتي در دولت، مترجم: مهدي پرتوي، انتشارات ققنوس.
ـ سازمانهاي جاسوسي دنيا، احمد ساجدي، انتشارات محراب قلم.
ـ بررسي ساختار و عملكرد سازمانهاي اطلاعاتي، انتشارات وزارت امور خارجه.
منبع:موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی