سفرهاي پيدر پي مظفرالدين شاه قاجار و پدرش ازجمله دلائل مؤثر در فروپاشي نظام اقتصادي كشور، فقر و فلاكت جامعه و يكياز عوامل اصلي در ناراضي شدن مردم ايران بود. اين نارضائي كه ريشهشكلگيري نهضت مشروطه بود، بحراني را در سالهاي آغازين قرن بيستم ميلاديبه وجود آورد كه به سرعت توانست به عمر 130 ساله حيات سياسي سلسله قاجارخاتمه دهد.در اين رابطه گزارشي را به نقل از فصلنامه تخصصي تاريخ معاصرايران (شماره 4) ـ برگزيدهايم كه تقديم خوانندگان گرامي ميداريم.


مظفرالدينشاه، پسر دوم ناصرالدين شاه، در سال 1313 ه. ق يك ماه و هشت روز پس ازكشته شدن پدرش از تبريز وارد تهران شد و در سن 45 سالگي به تخت سلطنتنشست. او كه مردي عليل و بيمار بود بلافاصله پس از رسيدن به سلطنت با وجودمشكلات اقتصادي كشور به بهانه مداواي بيماري خويش و استفاده از آبهايمعدني تصميم به سفر اروپا گرفت. 1 در مورد اينكه انگيزة وي براي چنينسفرهايي چه بود، مداواي بيماري يا سياحت و گردش، مورخان اظهار نظرهايمختلفي كردهاند. علت اين سفرها هر چه باشد بدون ترديد بر پارهاي ازديدگاههاي وي در مورد جامعه و حكومت و نسبت اين دو بيتأثير نبوده است.صرفنظر از بيماري و يا هرگونه تمايلات شخصي ديگر به نظر ميرسد آشناييمظفرالدين شاه با مظاهر مدنيت غربي و همچنين آشنايي هر چند ابتدايي او بانظامهاي مختلف حكومتي در اروپاي آن روز ذهنيت او را نسبت به پذيرش يك نظامسياسي مبتني برمشروطيت آماده ساخته بود. اين پادشاه در طول يازده سالزمامداري خود سه بار به اروپا سفر كرد. سفر اول در اواخر سال 1317 ه.. قصورت گرفت و نزديك به هفت ماه به طول انجاميد. سفر دوم در سال 1320 ه. قو مدت آن شش ماه و 22 روز بود، و بالاخره سفر سوم او در سال 1323 ه. قبود و اين سفر نيز شش ماه طول كشيد.
متأسفانه اين سفرها در موقعيتيصورت گرفت كه كشور ايران در نامساعدترين وضعيت اقتصادي قرار داشت و بهعلت خالي بودن خزانه، كارگزاران سياسي وقت مانند امينالسلطان به منظورتأمين خواستة شاه دست به دامن بانك استقراضي روس شده بود. مقدمات سفر نخستشاه را امين السلطان فراهم ساخت. او به منظور تأمين هزينة اين سفر ازبانك مزبور مبلغ 5/22 ميليون منات طلا با بهرة 5% تقاضاي وام نمود. ضمانتپرداخت اين وام منوط به عوايد گمركي ايران به استثناي گمركات فارس و بنادرجنوب بود. 2 با واگذاري گمركات ايران عملاً شريان اقتصاد ايران تحت كنترلروس قرار گرفت و بزرگترين ضربه به صنايع داخلي وارد آمد. علاوه بر اين، پساز انعقاد قرارداد گمركي دست بلژيكيها خصوصاً مسيو نوز، كه از عمال روسبود، در ايران بازتر شد. اين امر اعتراض بازرگانان ايراني را در پي داشت،و يكي از زمينههاي انقلاب مشروطه را فراهم ساخت.
روز دوازدهم ذيحجةسال 1317 ه. ق شاه با همراهان خود كه عبارت بودند از امينالسلطان (صدراعظم)، حكيمالملك (وزير دربار)، موثقالدوله، اميربهادر جنگ،وكيلالدوله، ظهيرالدوله، ناصرالملك، دكتر ادكاك پزشك مخصوص شاه و تني چنداز رجال و درباريان و چندين خدمتكار عازم سفر اروپا شد. 3 بيستم محرم 1318ه. ق به جلفاي روسيه رسيد. سپس از شهرهاي نخجوان، ايروان، تفليس، ولادقفقاز عبور كرد و از طريق آلمان به توصية پزشكان اروپايي عازم شهر ييلاقيكنتركسويل4 فرانسه شد. پس از مدت يك ماه استراحت و گردش و استفاده ازآبهاي معدني جهت مداواي بيماري خويش، به اتفاق همراهان وارد پطرزبورگ شد.5 پس از يك هفته اقامت در پايتخت روسيه در روز 25 ربيعالاول از طريقآلمان به فرانسه بازگشت و مورد استقبال «اميل لوپه» رئيس جمهور فرانسهقرار گرفت. شاه پس از شركت در ميهمانيهاي رسمي، بازديد از چند اثر تاريخيمانند موزة لوور و برج ايفل، چندين بار به ديدن نمايشگاه صنعتي پاريس رفتو از غرفههاي ممالك مختلف ديدن نمود.
روز پنجشنبه پنجم ربيعالثاني،در ششمين روز توقف در پاريس، هنگامي كه مظفرالدين شاه با امينالسلطان وحكيمالملك و مهماندار فرانسوي در كالسكه نشسته بود و به مهماني دردلكالسه وزير امور خارجه فرانسه ميرفت ناگهان شخصي به سوي او تيراندازيكرد، ولي آن شخص با تلاش مأمور فرانسوي و حكيمالملك وزير دربار دستگيرشد. 6 روز چهارده ربيعالثاني شاه و همراهان فرانسه را ترك گفتند و رهسپاريكي از شهرهاي ييلاقي بلژيك به نام اُستاند 7شدند و مدتي را به استراحت وگردش در اين شهر گذراندند. گفتني است كه پس از آن قصد داشتند به انگلستانو ايتاليا و آلمان سفر كنند ولي به جهت فوت پسر ملكه ويكتوريا دربار آنكشور عزادار بود. بنابراين برنامة سفر شاه تغيير كرد و از استاند بهبروكسل حركت نمود. وي در سفارت ايران در بروكسل منزل كرد و همراهانش درهتلهاي اطراف سفارت اقامت گزيدند. در آخرين روز اقامت در آن كشور وزيرمختار سابق بلژيك در ايران «بارون درب» به ملاقات شاه آمد و مذكراتي درخصوص «صنايع قندسازي و بلورسازي» انجام داد و قرار شد ادامة مذاكرات درتهران انجام شود. روز اول جماديالثاني شاه و همراهان رهسپار هلند شدند.به هنگام اقامت آنها در اين شهر سعدالدوله وزير مختار ايران در بلژيك يككشتي براي حفاظت آبهاي جنوب خريداري نمود كه بعداً شاه اين كشتي راپرسپليس نام نهاد. 8 در هلند اين گروه مورد استقبال مقامات كشوري قرارگرفتند و سپس با قطار از طريق خاك آلمان عازم شهرهاي ييلاقي اتريش بهنامهاي ماريمبادو و كارلسباد شدند و مدتي را در اين دو شهر به گردش وخوشگذراني پرداختند. بعد عازم وين شدند، و سپس از كشورهاي مجارستان،بلغارستان و عثماني ديدن كردند. در هر يك از كشورهاي مزبور مورد استقبالمقامات دولتي قرار گرفتند و پس از سير و سياحت در آن كشورها از طريقبادكوبه و نخجوان به ايران بازگشتند.
هنوز مدت زيادي نگذشته بود كهمظفرالدين شاه بار ديگر در عين ورشكستگي مالي كشور بيماري خود را بهانهكرد وسفر دوم خود را كه در حقيقت براي گردش و سياحت در اروپا بود آغازكرد. اين بار نيز امينالسلطان براي تأمين هزينه سفر شاه از بانك استقراضيروس مبلغ ده ميليون منات طلا وام گرفت و امتياز راهآهن جلفا به قزوين رانيز به روسيه واگذار كرد. 9
روز 27 ذيحجة سال 1319 ه. ق مظفرالدين شاهو همراهان: اتابك اعظم، حكيمالملك، موثقالدوله، اسحاقميرزا،احتشامالسلطنه و چند تن از رجال و درباريان و خدمتكاران راهي سفر شدند واز طريق بندر انزلي به بادكوبه و از آنجا به اتريش رسيدند. شاه براي اينكهمانند سفر گذشتة خود از آب و هواي كوهستاني شهر «كارلسباد» جهت مداوايخويش استفاده كند مدتي را در آن شهر سپري كرد و سپس روانه اتريش شد. بههنگام اقامت در آن كشور طي مذاكراتي با مقامات كشوري مبادرت به خريدمقداري وسايل توپسازي از كارخانة شرنبل اتريش كرد. سپس به ايتاليا وآلمان رفت و در آن كشورها مورد استقبال مقامات دولتي قرار گرفت. پس ازعبور از كشور بلژيك به توصيه پزشكان براي نوشيدن آب معدني عازم شهركنتركسويل شد و مدتي را به استراحت و گردش گذراند. سپس اين گروه واردانگلستان شدند و پس از يك هفته جهت بازگشت به ايران از طريق اتريش و روسيهبه شهرهاي قفقاز، بادكوبه به آستارا و بندرانزلي وارد شدند.
مظفرالدينشاه پس از بازگشت از سفر دوم با حركتهاي مخالفي بر ضد اتابك اعظم رو به روشد. افلاس مالي كشور،عدم پرداخت حقوق كاركنان دولت، وامخواهي اتابك اعظماز بانك استقراضي جهت تأمين هزينه سفر شاه به اروپا، اعطاي امتيازات بهبيگانگان از جمله امتياز نفت جنوب به ويليام ناكس دارسي (1319 ه. ق) وامتياز راهآهن جلفا به قزوين، ازدياد نفوذ روسيه در ايران، گراني ارزاقعمومي، سلطة اقتصاديِ بيگانگان بر بازرگانان ايران، تمام اين موارد باعثشد شاه اتابك اعظم را از مسندِ قدرت بركنار سازد و به جاي او عينالدولهرا به صدارت منصوب نمايد.
مظفرالدين شاه بدون توجه به وضعيت سياسيآشفته و اوضاع نابسامان اقتصادي مملكت به بهانة معالجه خويش و از سويي،نگراني از جنبش مشروطهخواهي، براي دور بودن از كشور ترجيح داد بار ديگربه اروپا سفر كند. در سال 1323 ه. ق شاه به اتفاق عينالدوله(صدراعظم)،موثقالدوله، نصرتالسلطنه، مهندس الممالك، اميربهادر جنگ و تني چند ازرجال و درباريان عازم سفر اروپا شد و از طريق گرگان و مرز ايران و روسيهوارد كشور لهستان شد و از آنجا به آلمان، اتريش و بلژيك رهسپار گرديد.مانند گذشته براي مداواي بيماري خود كه شدت يافته بود به شهر ييلاقيكنتركسويل فرانسه وارد شد. مدتي را به استراحت در آن شهر گذراند، سپس ازطريق خاك روسيه ـ بادكوبه به ايران بازگشت.
سفرهاي پرهزينه مظفرالدينشاه قاجار مانند سفرهاي پدرش به اروپا در شرائط فقر و آشفتگي اقتصادي وسياسي مردم ايران صورت گرفت و تا سر حد امكان به نارضائي در جامعه دامن زد.
ناصرالدينشاه، چهارمين پادشاه سلسله قاجار نزديك نيم قرن، از تاريخ 14 شوال 1264ه. ق تا 17 ذيالقعده 1313ه. ق در ايران سلطنت كرد. وي علاقه بسياري بهخوشگذراني و عيش و نوش داشت،به طوري كه چندين سفر كوتاه و بلند در داخلكشور و نيز سه سفر به اروپا كرد. در سفر اول در سال 1290 ه. ق كه مدت پنجماه و نه روز طول كشيد از شهرها و كشورهاي قفقاز، تفليس، روسيه، آلمان،انگلستان، پاريس، ايتاليا، اتريش، استانبول (عثماني) ديدن كرد. 10 در سفردوم به سال 1295 ه. ق كه چهار ماه و چند روز به طول انجاميد از شهرهايقفقاز، ايروان، تفليس و كشورهاي روسيه، لهستان، اتريش، آلمان، فرانسهديدار نمود، سفر سوم و آخرين سفرش به اروپا در سال 1306ه. ق به مدت ششماه و دوازده روز طول كشيد و او از شهرها و كشورهاي ايروان، تفليس، مسكو،آلمان، بلژيك، فرانسه، انگلستان، پاريس، اتريش ديدار كرد.
ناصرالدينشاه در تمام اين سفرها به تفريح و خوشگذراني، بازديد مراكز ديدني و سيرك،باغوحش، شركت در مجالس رقص و موسيقي و لهو و لعب، تماس با مقاماتبلندپايه كشورهاي ميزبان، تماس با رهبران گروههاي يهودي و امضاي پيمانهايواگذاري امتيازات اقتصادي سرگرم بود.
سفرهاي شاه به اروپا در موقعيتيصورت ميگرفت كه ايران تحت نفوذ مستقيم دولتهاي روس و انگليس بود زيراچندين سال قبل، از طرف دولت روسيه معاهده گلستان و تركمانچاي و از سويدولت انگليس معاهده پاريس بر ايران تحميل شده بود و بيگانگان با اطلاعكامل از اوضاع مالي و داخلي كشور در مقابل پرداخت وجوه بسيار اندكي برايهزينه سفر شاه به اروپا، موفق به اخذ امتيازات فراواني ميشدند و شاه دربرابر هر امتيازي كه به دولت انگليس ميداد براي رضايت دولت رقيب آن كشور،يعني روسيه، امتيازي نيز به اين دولت ميداد.
در دادن امتياز بهبيگانگان هيچ گاه رعايت منافع ايران و مقتضيات مملكت نميشد. سفر اوليهشاه به اروپا كه به مذاقش بسيار خوش آمده بود باعث شد تا دائماً وي به فكرتكرار ديدارهايش از فرنگ به بهانه اخذ تمدن و يا احياناً معالجه بيفتد.
ناصرالدينشاه در جريان يكي از سفرهاي خود به اروپا در يكي از ميهمانيها كه در شهربرايتون انگليس برگزار شده بود با يكي از دوستان لرد ساليسبوري نخستوزيرانگليس به نام تالبوت آشنا شد. جرالد تالبوت، با كمك امينالسلطان، موافقتشاه رادر خصوص كسب امتياز توتون و تنباكو و صدور دخانيات ايران جلب نمود.اين قرارداد كه هنگام سفر سوم شاه به اروپا بسته شد با موج عظيم مخالفتاقشار مختلف مردم و روحانيان رو به رو گرديد و خوشبختانه با هوشياري مردمو رهبري روحانيون پس از مدتي لغو شد. اين مسئله در تاريخ سياسي ايران نقطهعطفي است و نهضتها و جنبشهاي مشروطهخواهي از همينجا آغاز ميشود.
سفرهايشاه به اروپا مخارج زيادي در برداشت. (فهرست مخارج سه سفر شاه به اروپا درمركز اسناد مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر موجود ميباشد. 11) وي پس از بازگشتاز سومين يا آخرين سفر خود امتيازات بيشماري به اتباع خارجي داد. لردكرزنمينويسد: «بعد از مراجعت شاه از سفر سوم فرنگستان نمايندگان سرمايهداراناروپايي براي گرفتن امتيازات مانند مور و ملخ به تهران هجوم آوردند.»
بارونژوليوس رويتر پس از لغو امتياز رويتر همچنان دعاوي خود را دنبال نمود بهطوري كه پسر خود به نام جرج رويتر را براي پيگيري دعاوي خود به ايرانفرستاد و با پافشاري بسيار موفق به كسب امتياز جديدي شد كه همان امتيازتأسيس بانك شاهنشاهي در ايران به مدت شصت سال بود. ناصرالدين شاه در اينجابا مخالفت شديد دولت روس مواجه شد و مجبور گرديد براي رضايت آن دولتامتياز بانك استقراضي ـ رهني را به روس بدهد. شاه از آن پس امتيازاتبيشماري به دولتهاي بيگانه داد.
به نقل از منابع مختلف، هدف اطرافيانشاه از ترتيبدادن سفرهاي خارجي، آشنا ساختن شاه با تحولات اروپا و از سويديگر متقاعد كردن وي به اقتباس بيچون و چراي تمدن غربي بود و ايناندرهاي كشور را به روي مؤسسات و شركتهاي اروپايي گشودند و بدينوسيله انقعادقراردادها و اعطاي امتيازاتي را باعث شدند، كه بسياري از آنها به زيانكشور بود.

پانوشتها:

1ـ علياصغر شميم، ايران در دورة سلطنت قاجاريه. ص 245.
2ـ ابراهيم تيموري، عصر بيخبري،تهران، اقبال 1363، صص 379 ـ 381.
3ـ كوريلن. بدايع و نخستين سفر مظفرالدين شاه به اروپا. تهران، انتشارات وحيد، 1350، صص 1ـ 3.
4ـ Contrexeville در ناحيه كوهستاين موسوم به وژ در فرانسه قرار دارد و مركز آبهاي معدني كليسمدار است.
5ـ مهدي كاشاني، سفرنامة مظفرالدين شاه به فرنگ. تهران، كتاب زوار،1361، صص 80ـ 89.
6ـ پيشين، صص 139ـ 141.
7ـ اُستاند شهري واقع در كنار دريا، تفرجگاه اروپاييان. (پيشين، ص 167)
8ـ نهضت مشروطه ايران بر پايه اسناد وزارت خارجه. ص 40.
9ـ نهضت مشروطه ايران بر پايه اسناد وزارت خارجه. ص 56.
10ـ ناصرالدين شاه قاجار، سفرنامه ناصرالدين شاه به فرنگ، تهران، انتشارات مشعل، 1362، مقدمه.
11ـ كتابچة جمع و خرج سفر به فرنگ، مركز اسناد مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايرا»، 744ـ 102625 ق.
منبع: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی