تابستان تمام نشده از طبيعت لذت ببريد. سرزمين زيباي ما پر از نقاطتماشايي است و فصل، فصل گشت و گذار است. ببينيد اين روزها چه سفرهايي شمارا به خود مي خواند
روستاي لالون
اگر اين روزها قصد سفر به طبيعترا داريد، مي توانيد روستاي لالون را انتخاب کنيد که طبيعتي کوهستاني داردو پر از چشمه هاي زيباست. کوچه باغ هاي باصفا، تنگه لالون و همچنين آبشار«خل نو» از ديگر جاذبه طبيعي اين روستا است. براي سفر خانوادگي، برنامه اييک روزه براي شما مناسب است و اگر کمپ را ترجيح مي دهيد، نقطه اي زيبا برفراز آبشار براي چادر زدن وجود دارد که حدود 6 چادر هم مي شود آنجا برپاکرد. در طول مسير رستوران هاي متعددي وجود دارد که مي توانيد غذا را آن جاميل کنيد يا اين که غذايتان را همراه ببريد تا در همان طبيعت زيباي لالونسفره بياندازيد...

از تهران به سمت لالون
براي رسيدن به لالون،از دو راهي لشکرک به سمت جاده قشم مي رويم، به دو راهي قشم که رسيديم ، بهسمت راست و به طرف زاگون و گرمابدر ادامه مسير مي دهيم. در زاگون و سمت چپجاده، راه باريکي وجود دارد که به لالون مي رسد. طي اين مسير حدود يک ساعتزمان مي برد.

تنگه لالون-چشمه تلخ آب
براي رسيدن به چشمه «تلخآب» که منطقه اي زيبا و با طراوت است، بعد از طي يک ربع ساعت به دره صخرهاي و با شکوه لالون مي رسيم. اين دره دقيقاً در شمال روستاي «لالون» واقعشده. مسيري که از کنار ميدان اصلي روستا به سمت بالا (شمال) مي رود، ابتدااز کنار منازل ويلايي روستا عبور کرده و سپس به دره منتهي مي شود. درايندره موبايل آنتن نمي دهد، پس بهتراست آن را خاموش کنيم؛ چون در چنينجاهايي جست و جوي مداوم آنتن، باعث مي شود که شارژ زودتر تمام شود و وقتيبه آن نياز داريم ديگر باطري خالي شده باشد.
با عبور از دره که مسيريپا خورده و مشخص دارد (به اصطلاح: مالرو)، به بخشي از راه مي رسيم که بايداز دامنه شرقي منتهي به شمال يک تپه عبور کنيم. در اين بخش از مسير (کههمچنان دره اي است) نماي زيبايي از کوه ها و قلل شمال منطقه به چشم ميخورد. اين مسير بر خلاف قسمت هاي گذشته، کاملاً پهن و فراخ است و عبور ازآن مشکل نيست. پس از حدود 30 تا 40 دقيقه به جايي مي رسيم که از سمت چپ(شرق)، جوي آبي به پايين و به سمت کف دره سرازير شده است. در بالا دست اينجوي نيز فضايي نسبتاً مسطح ديده مي شود. اينجا، همان جايي است کهکوهنوردان کمي استراحت کرده و با نوشيدن آب چشمه «تلخ آب» مسير خود راادامه مي دهند.

آبي سرخ و تلخ
اگر فقط به منظور بازديد از«تلخ آب» آمده باشيد، کوهپيمايي شما به پايان رسيده است. با کمي رفتن ازکنار جوي مذکور، به سنگي مي رسيد که کاملاً سرخ است و آبي که از زير آن بهبيرون مي جوشد، سنگ هاي کف جوي و اطراف آن را به رنگ مسي و سرخ در آوردهاست. آب اين چشمه کاملاً تلخ و با ته مزه اي است که به تندي مي زند. اينمزه ويژه، ناشي از آهن، سديم و ساير املاحي است که مي تواند از نظر درمانيبراي افراد مفيد باشد. حالا مي توانيم بنشينيم و با نوشيدن جرعه اي از آبچشمه «تلخ آب» مزه تلخ و گازدار آن را بچشيم! نکته جالب در منطقه «تلخ آب»اين است که با فاصله گرفت از اين چشمه، حتي به ميزان سه تا چهار متر ، هرآب ديگري در منطقه، اعم از آب چشمه و رودخانه، شيرين بوده و مزه و طعميطبيعي دارد. در واقع «تلخ آب» دراين ميان استثناست.

4 ساعت تا آبشار خل نو
برايرسيدن به آبشار خل نو که بالاتر از چشمه «تلخ آب» است، بايد چيزي حدود 4ساعت پياده روي کنيد؛ پس بهتر است به زمان رفت و برگشت و همچنين تواناييهمراهان توجه کنيد و بعد تصميم بگيريد. رودخانه لالون در اين فصل پر آباست و عبور از آن دربعضي نقاط نياز به تجهيزات دارد. اگر در روزهاي تعطيلبه لالون رفتيد، در برگشت با ترافيک نسبتاً سنگيني مواجه مي شويد؛ پس زمانرا در نظر داشته باشيد.

فصل تماشاي گنبد سلطانيه
گنبدسلطانيه بزرگ ترين گنبد آجري جهان و مقبره «اولجايتو» است که نام خود رابه سلطان محمد خدابنده تغيير داد واز آثار مهم دوره ايلخانيان به حساب ميآيد. اين بنا در زمان حکومت سلطان محمد خدابنده (اولجايتو) در طول 9 سال(از سال 704 ال 712 هجري قمري) ساخته شده است. اين گنبد در زمان ساخت،بزرگ ترين گنبد جهان بوده و گفته مي شود در معماري کليساي جامعه مريم مقدسدر فلورانس ايتاليا (سانتاماريادل فيوره) که يک قرن پس از گنبد سلطانيهساخته شده و اکنون بزرگ ترين گنبد جهان است، از اين بنا الهام گرفته شده.گنبد سلطانيه پس از کليساي جامعه فلورانس و مسجد اياصوفيه ترکيه، سومينگنبد جهان است و داراي 5/48 متر بلندي است. بدنه اصلي گنبد و تمام ساختمانبا آجر محکم ساخته شده که سپس روي گنبد با روکش کاشي هاي فيروزه اي ولاجوردي و به شيوه معرق تزيين شده است.

سفر به مقصد گنبد سلطانيه
ازقزوين تا زنجان حدود 330 کيلومتر راه است و براي رفتن به آنجا اول بايد ازطريق اتوبان به سمت قزوين رفت. رستوران لاله صحرا، بعد از کارخانه سيمانآبيک و نزديک پمپ بنزين مکاني نسبتاً مناسب براي صرف صبحانه است. بعد ازآن به قزوين از آنجا به سمت زنجان مي رويم و حدود 30 کيلو متر مانده بهشهر زنجان از اتوبان خارج شده، به سمت گنبد سلطانيه مي رويم. اگر قصداقامت در زنجان را داريد، هتل هاي امير کبير (2ستاره)، آسيا (3 ستاره) وهتل بزرگ زنجان (4ستاره) مکان هاي مناسبي براي اقامت هستند. البته ميهمانخانه هم در اين شهر زياد است. براي صرف غذا هم رستوران هاي گلريز، صدف،هزار و يک شب، سالار ، کاروانسرا سنگي و... وجود دارد. همچنين چايخانه وسفره خانه سنتي حاجي داداش که بازسازي يک حمام قديمي است، محل مناسبي برايگذراندن يک بعدازظهرخواهد بود.

مکان هاي ديدني زنجان
اگر قصدديدار از مکان هاي باستاني زنجان را هم داريد، مي توانيد از رختشويخانه(موزه)، کاروانسراسنگي، مسجد جامع، حصار قديمي و عمارت ذوالفقاري (محلنگهداري مردنمکي)و... ديدن کنيد بازار زنجان را هم فراموش نکنيد؛ صنايعدستي آن شامل چاغو سازي، چارق دوزي، مليله دوزي و فرش بافي است.

جشن محصول يا جشن حکومت زنان
ازجمله مراسمي که از روزگاران دور در روستاي افوس برگزار مي شود، «جشن حکومتزنان» است که با توجه به شرايط خاص امکان سفر به آنجا به سادگي ممکن نيست.اما متفاوت بودن شرايط اين جشن، ما را بر آن داشت تا در اين شماره به آنبپردازيم.
مراسم حکومت زنان در سه روستاي «اسک»، «افوس»و «توچه غاز» در ايران گزارش شده است.
روستايافوس در 38 کيلومتري غرب شهر داران، مرکز فرمانداري فريدن، بين روتساي ششجوان، بوئين، داش گسن و خويگان در استان اصفهان واقع است.

تعيين حاکم
ازجمله مراسم و اعيادي که مردم افوس برپا مي کنند، جشن محصول يا جشن حکومتزنان است. اين جشن مصادف با برداشت محصول است و معمولاً حدود 80 روز بعداز فروردين برگزار مي شود و روزمخصوصي ندارد.
رسم چنان است که در يکياز روزهاي اواخر بهار، انجمني از ريش سفيدان و بزرگترها و تني چند از زنانگيس سفيد و مسن که سرد و گرم روزگار را چشيده اند، تشکيل مي شود که يکي ازوظايف اصلي اين انجمن، تعيين روز قطعي برگزاري جشن است. اين انجمن کميتهاي را که بايد مقدمات جشن را فراهم کند نيز انتخاب مي کنند.

بيرون کردن مردان
درروزجشن هيچ مردي نبايد در ده باشد! بنابراين عصر روز قبل از جشن، عده اياز مردان وسايل خواب و خوراک خود را برداشته و وراهي سرچشمه مي شوند. بقيهمردان و پسران بايد صبح روز جشن از ده خارج شوند و هيچ مردي را حق آن نيستکه روز جشن در ده بماند. در اين روز اداره ده به دست زنان مي افتد و زنانحاکم مطلق اند...

روز جشن
صبح روز جشن، زنان بهترين لباس خودرا مي پوشند و دسته نوازندگان زن در گوشه اي از بارگاه مي نوازند.ميهمانان و درباريان به دستور حاکم با چاي و شربت پذيرايي مي شوند. همهزنان ده به هر ترتيب که بتوانند خود را به ميدان مي رسانند واگر در ميدانجايي نيافتند به بام خانه هاي مشرف بر ميدان مي روند و کف مي زنند و شاديمي کنند و با صداي بلند شادباش مي گويند. وقتي نوازندگان با اجازه حاکمآهنگ طرب سر مي دهند، همه دست مي زنند و به فرمان حاکم، رقص دسته جمعيشروع مي شود. ابتدا بانو مسن چوبي مي رقصند، سپس زنان جوان تر و در آخرنوبت دختران است.
اين مراسم تا کمي بعداز ظهر ادامه دارد و سپس حاکمبه زنان دستورمي دهد که ميهمانان وزنان ده براي صرف ناهار به منازل خودبروند و بعد از آن که بارگاه خالي شد، دستور مرخصي وزرا و درباريان نيزصادر مي شود. خود حاکم با نديمه هاي مخصوص و قراولان حاضر به منزل مراجعتمي کند و بدين ترتيب، حکومت حاکم يک روزه به پايان مي رسد.

آقايان چه مي کنند؟
مرداننيز در ارتفاعات سرچشمه مراسم خاصي را برگزار مي کنند. نماز و دعا ساعت 4بعد از ظهر پايان مي پذيرد و سپس مردان با يکديگر دست مي دهند.
مراسمسرچشمه از اين ساعت به بعد تمام شده و هر کس مي خواهد، مي تواند با وبنهخود راجمع کرده و عازم ده شود. زنان تا دروازه به استقبال مردان مي آيند وهمراه آنان کوچه هاي ده را طي مي کنند و در پياده کردن اثانيه و بار به آنها کمک مي کنند. حوالي غروب همه مردان و پسران به خانواده خود ملحق ميشوند. زنان از انجام مراسم خود و مردان از رويدادهاي سرچشمه براي زنان نقلمي کنند، هر طرف با دقت به سخنان طرف ديگر گوش مي دهد.
به اميد روزي که بتوانيم به ديدن اين مراسم برويد.
منبع: نشريه ايده آل