بر طبق آمار جهانی نزدیک به یک درصد جمعیت جهان درایران زندگی می کنند، اما ۷ درصد منابع معدنی و کانی، ۱۰ درصد ذخایر نفتجهان و ۱۶ درصد از ذخایر ثابت شده گاز جهان را دارد که این مجموعه روی هماین توانایی را به ایران می دهد که بتواند اقدام به انجام کارهایی کند کهدیگر کشورها قادر به انجام آن نیستند.
بر این اساس دو نگاه به سیاستخارجی ایران وجود دارد که نگاه نخست سنتی است و به تمام نقاط کشور بایدمسلط بود و نگاه دیگر سیاست خارجی مبتنی بر انرژی است که ابتدا به معنایواگذار کردن سیاست خارجی به وزارت نفت نیست بلکه به مفهوم سیاست خارجی استکه نفت در آن نقش اول و اساسی را داشته باشد بنابراین در مورد سیاست خارجیباید با چهار دسته از کشورهای همسایه، اسلا می، جهان سوم (در حال توسعه) وکشورهایی که به نوعی نیازهای سیاسی، اقتصادی، نظامی ایران را بر طرف میکنند، روابط خارجی داشته باشیم. اگر از این دیدگاه به سیاست خارجی نگاهکنیم، روابط ایران با سایر کشورها می تواند به صورت استانی مثل اردبیل،داغستان و...، روابط دو جانبه و منطقه ای (اکو، عضو ناظر شانگهای) باشد کهمی تواند تاثیرات جهانی را هم در برداشته باشد به عنوان مثال رابطه باروسیه در جهانی که آمریکا ادعای سیستم تک قطبی بودن را پس از حادثه ۱۱سپتامبر تا کنون دارد، زیر سوال می برد. تعامل جمهوری اسلا می ایران باآمریکا در مورد برنامه هسته ای نیز تقریبا تاثیرات جهانی دارد.

همین طور روابط ایران با اتحادیه اروپا. در زمینه روابط با سازمان های بین المللی نیز ایران در این خصوص بسیار فعال است.

براساس روابط خارجی جمهوری اسلا می ایران با کشورهای همسایه، منطقه و فرامنطقه ای، در فضایی که امنیت انرژی مسلط است، چند معیار می تواند از اهمیتویژه ای برای سیاست خارجی ما برخوردار باشد که عبارتند از: عرضه گاز، نفتو انرژی های جایگزین که ایران می تواند در آینده بخش مهمی از این انرژی هارا تامین کند به خصوص اینکه الا ن مهم ترین کشورهایی که ما به صورت خصمانهبا آنها برخورد می کنیم در بحث تقاضا قرار می گیرند.

معیارهایدیگر عبارتنداز: بحث ژئوپلتیک، ظرفیت سازی، خطوط لوله، تکنولوژی های جدیدو سرمایه. در خصوص ظرفیت سازی می توان گفت عربستان سعودی مبادرت به ظرفیتسازی زیادی کرده است ولی در ایران اگر خیلی تلا ش شود با توجه به کاهشی کهدر چاه های نفتی داریم تنها می توانیم جلوی کاهش ظرفیت تولید فعلی رابگیریم. درمورد خطوط لوله انرژی، این خطوط می تواند باعث ایجاد رقابت شودزیرا لحظه ای که کشوری بخواهد به یکی از کشورهایی که خطوط لوله از آنهاگذر کرده است، حمله یا حتی تهدید کند، سایر کشورها به سرعت واکنش نشان میدهند و نمونه آن را چندی پیش در تصمیم گیری کشورهای دیگر در مورد بحرانگرجستان به وضوح دیدیم.

در زمینه تکنولوژی های جدید نفت و گازنیز در حال حاضر قطر با به دست آوردن این تکنولوژی ها تغییرات وسیعی درصورت انرژی خود ایجاد کرده است، در حالی که ایران همچنان در مورد تکنولوژیانرژی خود با مشکلا ت خاصی روبرو است و خود بحث تکنولوژی های جدید تاثیرزیادی روی روند تولید و توزیع منابع انرژی می گذارد.

اما بحث دیگری که شاید کمتر به آن توجه می شود به مساله «سرمایه» بر می گردد که در سیاست خارجی مبتنی بر امنیت انرژی است.

دراین خصوص نیز سفرای جمهوری اسلا می ایران در کشورهای دیگر باید به دنبالاین سرمایه باشند و به جای تلا ش برای ملا قات با یک شخصیت سیاسی که ماهها وقت آنها را می گیرد، باید به دنبال برقراری رابطه با شرکت های خارجیبزرگ نفت و گاز به منظور تامین سرمایه برای منابع نفتی ایران باشند.

وقتیدر مورد عرضه این روش سیاست خارجی را قبول نداشته باشیم، آنگاه کشورهاییمثل عربستان سعودی، روسیه، عراق، نیجریه، ونزوئلا، نروژ، کانادا، چین،ژاپن و حتی شرکت های بزرگ نفتی جهان برای ما خیلی مهم می شوند که باید بهآنان نگاه جدیدی شود.

وقتی دفتر یک شرکت خارجی در ایران تعطیل میشود، کسی دلش نمی سوزد، این کار به مفهوم این است که بسته شدن یک شرکتنفتی بزرگ جهان در ایران چندان برای ما مهم نیست.

امروزه نیزبسیاری از این شرکت ها دفاترشان را از ایران بیرون برده اند و شاید برخیاز آنها سالی یک یا دو بار در یک همایش به ایران سفر کنند.

شایددلیل آن این باشد که ما خیلی خوب آنان را تر و خشک نکرده ایم زیرا اینکمپانی ها سودهای خیلی زیادی می برند. این شرکت های بین المللی سابقه،تکنولوژی و پول دارند که ما آنها را نداریم.

فرق شرکت های بین المللی نفت با شرکت های تجاری دیگر در این است که پول بسیار زیادی دارند.

نمونهآن پارس جنوبی است که با تمام متعلقاتش به حدود ۱۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری نیاز دارد، در حالی که فازهای ۲ و ۳ پارس جنوبی که در اختیار یکشرکت خارجی بود بسیار زودتر از فاز یک آن که در اختیار یک شرکت ایرانی بودتمام شد و به بهره برداری رسید.

مسایل دیگری از جمله عدممشروعیت، بی ثباتی مسائل داخلی، تجزیه مرزها، عدم شناسایی و... از جملهموارد دیگری هستند که در بحث امنیت انرژی بسیار مهم تلقی می شوند، تحریمهای بندری، تروریسم، دزدی کشتی ها، انفجار خط لوله و بسته شدن برخی تنگهها به خصوص تنگه هرمز را نیز باید جزو مواردی برشمرد که می تواند امنیتانرژی را مورد تهدید قرار دهد.

بنابراین اگر ما بخواهیم به مساله«نفت و سیاست خارجی» نگاه کنیم، قادر نیستیم این دو موضوع را از یکدیگر بهصورت جدا مورد مطالعه قرار دهیم زیرا هیچ کشوری بدون سیاست خارجی نمیتواند امنیت انرژی را مورد لحاظ قرار دهد. بر این اساس ایران نیز بایدمنطقه گرایی را در اولویت سیاست خارجی خود قرار دهد و چون منطقه گراییایران به مفهوم امنیت گرایی هم هست در بخش آموزش انرژی نیز باید سرمایهگذاری بیشتری صورت گیرد. به دلیل اینکه بیشترین فرار مغزها در بخش انرژیاست تا بخش های دیگر.

علاوه بر بحث منطقه گرایی، ایران نبایداتحادیه اروپا را هم فراموش کند چون نیاز به گاز و نفت اتحادیه اروپا کهاکنون شامل ۲۷ کشور است بسیار مهم است زیرا با پیوستن مجارستان برای اینکهبتواند همپای آلمان صنعت و اقتصاد خود را توسعه دهد، نیاز به انرژی بیشتریدارد که این نیاز به انرژی گرجستان را باید در قالب کلی تر آن یعنی نیازاتحادیه اروپا به انرژی در نظر گرفت.

سیاست نگاه به شرق (چین وهند) نیز بسیار مهم است اما در بحث دریای خزر باید این نکته را متذکر شدکه خزر بیش از ۳ درصد کل ذخایر انرژی کشف شده جهان را ندارد و خلیج فارس۶۵ درصد را دارا است اما این سه درصد ذخایر انرژی دریای خزر از این لحاظاهمیت دارد که از محدوده تنگه هرمز بیرون است و می توان روی آن این حسابرا باز کرد که در صورت محدودیت در خلیج فارس بتوانیم صادرات انرژی مان رااز طریق دریای خزر انجام دهیم و تا حدی بتوانیم تنش هایمان را با آمریکاکنترل کنیم.