صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 16 , از مجموع 33

موضوع: دنیای مردها !!

  1. #1
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    دنیای مردها !!

    چرا مردها زن ها را دوست دارند ؟



    ـ چون هميشه احساس مي کنند جوانند ، حتي وقتي پير مي شوند .
    ـ چون هر وقت کودکي را مي بينند لبخند مي زنند .
    ـ چون در همسرداري به گونه اي رفتار مي کنند که ذهن هيچ غريبه اي به آن راه ندارد .
    ـ چون همه ي توان خود را براي داشتن خانه اي زيبا و تميز به کار مي گيرند و هرگز براي کاري که انجام مي دهند توقع تشکر ندارند .
    ـ چون هر آنچه که در زندگي خصوصي افراد مشهور اتفاق مي افتد را جدي مي گيرند .
    ـ چون سراغ مسائل غيراخلاقي نمي روند .
    ـ چون نسبت به زجري که براي زيباتر شدن تحمل مي کنند شکايتي نمي کنند . حتي هنگام استفاده از وسايل خطرناک در سالن هاي ورزشي
    ـ چون آنها ترجيح مي دهند سالاد بخورند .
    ـ چون فقط عاشق پيش غذاهاي متنوع و رنگارنگ هستند .
    ـ چون براي حل مشکلات ، روشهاي خاص خودشان را دارند ؛ روش هايي که ما هرگز درک نمي کنيم و همين ما را ديوانه مي کند .
    ـ چون دقيقاً وقتي ديگر خيلي دوستمان ندارند ، با ترحم به ما مي گويند : " دوستت دارم " ؛ تا ما متوجه بي علاقگي آنها نشويم .
    ـچون وقتي مي خواهند در مورد ظاهرشان چيزي بپرسند ترجيح مي دهند اين سوالرا از خانمي بپرسند و خلاصه با اين مدل سوالات ما را عذاب نمي دهند .
    ـچون گاهي از چيزهايي شکايت مي کنند که ما هم آن را احساس مي کنيم مثل سرمايا دردهاي رماتيسمي ، به اين ترتيب ما مي فهميم که آنها هم مثل ما آدمهستند !
    ـ چون داستان هاي عاشقانه مي نويسند .
    ـ چون ساعتها وقت خود را با فکر کردن در مورد اينکه چگونه مي توانند با ديگران سر صحبت را باز کنند ، تلف نمي کنند .
    ـچون در حالي که ارتش ما به کشورهاي ديگر حمله مي کند ، آنها هم محکم و بيمنطق مي جنگند و سعي مي کنند همه ي سوسکهاي دنيا را تا آخرين دانه نابودکنند .
    منبع:مجله خانواده
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  2. #2
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: دنیای مردها !!

    چگونه یک تیپ مردانه و شیک داشته باشیم؟


    ظاهر شما نقش مهمی در تاثیر بر روی دیگران از جمله همکاران و رئیستان دارد.در اینجا نکاتی را برای شما ذکر می کنیم که با کمک آنها می توانید در محیط کار و اجتماع، خود را شیک و متمایز از سایرین نشان بدهید.
    در دنیای متحد و یک شکل امروز که بیشتر افراد شبیه به هم لباس می پوشند، اگر می خواهید در دنیای حرفه ای رقابتی امروز پیشرفت کنید و از دیگران متمایز باشید، یکی از روش ها توجه به ظاهر و لباس است. ظاهر شما نقش مهمی در تاثیر بر روی دیگران از جمله همکاران و رئیستان دارد.در اینجا نکاتی را برای شما ذکر می کنیم که با کمک آنها می توانید در محیط کار و اجتماع، خود را شیک و متمایز از سایرین نشان بدهید.

    کت شلوار
    کت شلوار اصلی ترین بخش لباس رسمی است. یک کت شلوار شیک ظاهری کامل، سنتی و رسمی را در ذهن تداعی می کند. اما سنتی بودن نباید به معنی ملال آور و یکنواخت باشد. انتخاب پارچه با طرح ظریف یا راه های باریک، کت شلوار را جذابتر می کند و در دریای کت شلوارهای سرمه ای، زغال سنگی و مشکی تکرنگ و ساده، متمایز و برجسته می شود. شما می توانید از برندهای معروف و معتبر استفاده کنید. راه دیگر تهیه کت شلوار سفارشی است که به شما اجازه می دهد تا پارچه و مدل کت را خودتان انتخاب کنید.

    دکمه سرآستین
    دکمه های سرآستین، جواهرات و دکمه های تزئینی هستند که برای تزئین و بستن دو بخش سر آستین پیراهن استفاده می شود. دگمه سرآستین یک وسیله جانبی خیلی کوچک است که بیشتر در مواقع رسمی استفاده می شود و تاثیر زیادی در ظاهر کت یا پیراهن مردانه دارد. می توانید با استفاده از دکمه سرآستین، در محیط کار خود به عنوان فردی رسمی و کلاسیک ظاهر شوید.این روزها بیشتر افراد از دکمه سرآستین فولاد ضد زنگ استفاده می کنند، بنابراین اگر می خواهید بین سایر افراد برجسته و مشخص باشید، دکمه سرآستین طلایی انتخاب کنید که مدلی ظریف و زیبا است. یک راه دیگر برای اینکه متمایز و شیک باشید، انتخاب دکمه سرآستین با سنگ قیمتی و اصل مثل عقیق یا زمرد است. دکمه سرآستین های دست ساز هم نمونه خوبی است، اما بسیار گرانقیمت است.

    ساعت
    ساعت یکی از مهمترین وسایل جانبی است که هر مردی باید داشته باشد؛ اولین چیزی که در یک ساعت مردانه باید جستجو کرد، یک صفحه بزرگ است. یکی از مزایای صفحه بزرگ این است که مدل عقربه های ساعت به خوبی دیده می شود و می توان سبک و مد را به عقربه های استاندارد ساعت افزود. سعی کنید ساعت های شیک و زیبا از برندهای معروف خریداری کنید.

    کفش
    کفش مشکی چرمی رسمی ترین مدل کفش است. اما می توانید گاهی اوقات به جای آن از کفش قهوه ای یا قرمز خیلی تیره استفاده کنید. همچنین می توانید مدل کفش خود را تغییر بدهید و کفش دلخواه خود را از بین کفش های بدون بند رویه پهن (Loafers)، کفش های پنجه گرد یا کفش های نوک تیز انتخاب کنید.کفش فقط یک وسیله کاربردی نیست، بلکه یک وسیله جانبی مهم در لباس محسوب می شود. به عنوان مثال اگر کت شلوار روشن پوشیده اید، می توانید کفش قهوه ای مایل به زرد را با آن ست کنید یا با کت شلوار تیره رنگ، کفش پوست شیک و زیبایی را بپوشید. یادتان باشد اگر قصد دارید خاص و متفاوت باشید، نباید در خرید کفش صرفه جویی و خسیسی به خرج بدهید. اگر در طول روز زمانی طولانی سرپا هستید و کفش به پا دارید، بهتر است کفشی راحت و با کیفیتی خوب انتخاب کنید.

    مو
    تنوع مدل مو همیشه زیاد است. در دنیای متحد الشکل و تجاری، مدل مو (که شامل موی صورت هم می شود) می تواند به عنوان علامت تجاری و مشخصه شما محسوب بشود. در راستای هدف متفاوت بودن، باید مدل موی متفاوت تری انتخاب کنید، اما مدلی که انتخاب می کنید باید رسمی باشد. مواظب باشید طوری به نظر نرسد که برای آرایش موی خود تلاش زیادی انجام داده اید.

    عطر و ادکلن
    ادکلن هم یکی از موارد مهم در ظاهر شما است. هنگامی که در یک قرار تجاری و رسمی برای اولین بار با افراد ملاقات می کنید، داشتن بو و رایحه خاص و منحصر به فرد می تواند تاثیر اولیه بسیار خوبی بر روی دیگران بگذارد. پس انتخاب ادکلنی خوش بو و با رایحه ای خاص اهمیت زیادی دارد.

    وسیله نوشتن
    حتی اگر شما بیشتر وقت خود را با کامپیوتر صرف می کنید، بازهم به یک قلم خوب برای امضا و کارهای ضروری مثل نوشتن فوری یک یادداشت یا مطلبی در یک جلسه رسمی نیاز دارید. یک قلم کلاسیک و درجه یک ارزان قیمت نیست، اما ارزش خرج کردن را دارد. یک روان نویس یا خودنویس عالی و شیک که از بیرون کت یا کیف شما دیده می شود، وسیله ای کاربردی و بسیار شیک و جالب است.

    کیف
    وقتی که شما با خودتان کیف حمل می کنید تقریبا به این معنی است که اطلاعات کاری خود را به همراه دارید و در عین حال باید توجه داشته باشید که هنگام استفاده از کیف دستی، شیک و مناسب به نظر برسید. سه نوع اصلی کیف دستی وجود دارد که می توانید انتخاب کنید: کیف چرمی بزرگ و نازک، کیف اسناد کلاسیک، یک کیف بنددار که روی شانه آویزان می شود.از آنجایی که شما احتمالا قصد دارید که کیف را هرروز هفته استفاده کنید و دوست دارید آن را باهر لباسی که می پوشید ست کنید، بهترین رنگ مشکی یا قهوه ای خیلی تیره است. اگر می خواهید کیف دومی داشته باشید که در مواقع رسمی تر و مهمتر از آن استفاده کنید و برجسته تر و شیک تر به نظر برسید، یک کیف چرمی قهوه ای انتخاب کنید تا جلوه خاصی به ظاهر شما ببخشد.
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  3. #3
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: دنیای مردها !!

    آيا طبيعت مرد چند همسرى است؟


    حتما تعجب خواهيد كرد اگر بشنويد عقيده رايج روانشناسان و فيلسوفان‏اجتماعى غرب بر اين است كه مرد چند همسرى آفريده شده،تك همسرى بر خلاف‏طبيعت اوست. ويل دورانت در لذات فلسفه صفحه 91 پس از آن كه شرحى درباره‏آشفتگيهاى اخلاقى امروز از نظر امور جنسى مي‏دهد،مى‏گويد: «بى شك بسيارى از آن،نتيجه علاقه‏«اصلاح ناپذيرى‏»است كه به تنوع داريم وطبيعت‏به يك زن بسنده نميكند.»
    هم او مي‏گويد: «مرد ذاتا طبيعت چند همسرى دارد و فقط نيرومندترين قيود اخلاقى،ميزان‏مناسبى از فقر و كار سخت و نظارت دائمى زوجه مى‏تواند تك همسرى را به اوتحميل كند.»
    در شماره 112 مجله زن روز تحت عنوان‏«آيا مرد طبيعتا خيانتكار است؟» نوشته‏است:
    «پروفسور اشميد آلمانى گفته است:…در طول تاريخ،مرد هميشه خيانتكار بوده وزن دنباله‏رو خيانت.حتى در قرون وسطى نيز برابر شواهد موجود 90 درصد ازجوانان به دفعات رفيقه عوض مى‏كردند و 50 درصد از مردان زندار به همسرانشان‏خيانت مى‏ورزيدند.رابرت كينزى، محقق معروف امريكايى در گزارشش-كه به‏كينزى راپورت مشهور شده-نوشته است:مردان و زنان امريكايى در بى‏وفايى وخيانت دست‏ساير ملل دنيا را از پشت‏بسته‏اند…كينزى در قسمت ديگر گزارشش‏آورده است:«زن بر خلاف مرد از تنوع‏جويى در عشق و لذت بيزار است.به همين‏دليل بعضى اوقات از رفتار مرد سر در نمى‏آورد.ولى مرد تنوع جويى را نوعى‏ماجراجويى تلقى مى‏كند،آسان از راه بدر مى‏رود و به نظر او آنچه مهم است لذت‏جسمى است نه لذت عاطفى و روحى.تظاهر به تماس عاطفى و روحى در مرد فقطتا وقتى است كه فرصتى براى درك لذت جسمى پيش نيامده است.روزى پزشك‏مشهورى به من گفت:«پوليگام‏»بودن مرد(تنوع دوستى و تعدد خواهى)و«منوگام‏»بودن زن(انحصار خواهى و يكه شناسى)يك امر بديهى است،زيرا در مردميليونها سلول‏«اسپرم‏»توليد مي‏شود در حالى كه زن در دوران آمادگى جز يك‏تخم از تخمدان توليد نمى‏كند.صرف نظر از فرضيه كينزى،بد نيست از خودمان‏بپرسيم:آيا وفادار بودن براى مرد مشكل است؟
    هانرى دومنترلان فرانسوى در پاسخ اين سؤال نوشته است:وفادار بودن براى مردمشكل نيست‏بلكه غير ممكن است.يك زن براى يك مرد آفريده شده است و يك‏مرد براى زندگى و همه زنها.مرد اگر به تاريكى مى‏پرد و به زنش خيانت مى‏كندتقصير خودش نيست،تقصير خلقت و طبيعت است كه همه عوامل خيانت را در اوبه وجود آورده است.»
    در شماره 120 همين مجله تحت عنوان‏«عشق و ازدواج به سبك فرانسوى‏» چنين مي‏نويسد: «زن و شوهر فرانسوى مساله بى‏وفايى را بين خودشان حل كرده و براى آن قاعده‏و قانون و حد و حدودى قائل شده‏اند.اگر مرد از مرز اين قاعده و قانون تجاوز نكندپرش به تاريكي‏اش بي‏اهميت است.آيا اصولا يك مرد بعد از دو سال زندگي‏زناشويى مي‏تواند وفادار بماند؟به طور يقين نه،زيرا اين خلاف طبيعتش است.امادر مورد زنان تا اندازه‏اى تفاوت مى‏كند و خوشبختانه آنها به اين تفاوت واقفند.درفرانسه اگر شوهرى مرتكب خيانت‏شود زنش احساس نارضايى نمى‏كند ياعصبانى نمي‏شود،زيرا به خودش دلدارى مى‏دهد:او فقط جسمش را با خودش‏نزد ديگرى برده نه روح و احساساتش را،روح و احساساتش مال من است.»
    در چند سال پيش نظريه يك پروفسور زيست‏شناس به نام دكتر راسل لى در همين‏زمينه در روزنامه كيهان منتشر شد و مدتى مورد بحث و گفتگوى نويسندگان ايراني ‏بود.به عقيده دكتر راسل لى قناعت مرد به يك زن خيانت‏به نسل است،نه از نظر كميت‏بلكه از نظر كيفيت;زيرا بسنده كردن مرد به يك زن نسل او را ضعيف مي‏كند.نسل درچند همسرى قوى و نيرومند مي‏گردد.
    به عقيده ما اين توصيف از طبيعت مرد به هيچ وجه صحيح نيست.الهام بخش اين‏مفكران در اين عقيده اوضاع خاص محيط اجتماعى آنها بوده نه طبيعت واقعى مرد. البته ما مدعى نيستيم كه زن و مرد از لحاظ زيست‏شناسى و روانشناسى وضع‏مشابهى دارند.
    بر عكس، معتقديم زيست‏شناسى و روانشناسى مرد و زن متفاوت است‏ و خلقت از اين تفاوت هدف داشته است،و به همين جهت نبايد تساوى حقوق انساني ‏زن و مرد را بهانه براى تشابه و يكنواختى حقوق آنها قرار داد.از نظر روحيه‏تك همسرى نيز قطعا زن و مرد روحيه‏هاى متفاوتى دارند.زن طبعا تك شوهر است; چند شوهرى بر ضد روحيه اوست.نوع تمنيات زن از شوهر با چند شوهرى سازگارنيست.اما مرد طبعا تك همسر نيست،به اين معنى كه چند زنى بر ضد روحيه او نيست. چند زنى با نوع تمنياتى كه مرد از وجود زن دارد ناسازگار نيست.
    اما ما با آن عقيده كه روحيه مرد با تك همسرى ناسازگار است مخالفيم.ما منكراين نظر هستيم كه مي‏گويد علاقه مرد به تنوع‏«اصلاح ناپذير»است.ما با اين عقيده‏مخالفيم كه وفادارى براى مرد غير ممكن است و يك زن براى يك مرد آفريده شده ويك مرد براى همه زنها.
    به عقيده ما عوامل خيانت را محيطهاى اجتماعى در مرد به وجود مى‏آورد نه‏خلقت و طبيعت.مسؤول خيانت مرد خلقت نيست،محيط اجتماعى است.عوامل‏خيانت را محيطى به وجود مى‏آورد كه از يك طرف زن را تشويق مى‏كند تمام فنون‏اغوا و انحراف را براى مرد بيگانه به كار ببرد،هزار و يك نيرنگ براى از راه بيرون‏رفتن او بسازد;و از طرف ديگر به بهانه اينكه يگانه صورت قانونى ازدواج‏تك همسرى است،صدها هزار بلكه ميليونها زن آماده و نيازمند به ازدواج را از حق‏زناشويى محروم مى‏كند و آنها را براى اغواى مرد روانه اجتماع مى‏سازد.
    در مشرق اسلامى پيش از آن كه آداب و رسوم غربى رايج گردد 90 درصد مردان،تك همسر واقعى بودند;نه بيش از يك زن شرعى داشتند و نه با رفيقه و معشوقه ‏سرگرم بودند.زوجيت اختصاصى به مفهوم واقعى كلمه بر اكثريت قريب به اتفاق‏خانواده‏هاى اسلامى حكم فرما بود.
    منبع: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  4. #4
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: دنیای مردها !!

    5 اشتباه پدران:


    اگر شما تازه پدر شدهايد و يا منتظر تولد فرزندتان هستيد شايد تصورات كمياز پدر بودن داشته باشيد. اين تصورات از تجربيات شما با پدرتان و توقعاتي كه جامعه از يك پدر دارد منشا ميگيرد. متاسفانه تعداد كميمنابع براي كمك به مردان آمدهاند تا نظريههايشان را عنوان كنند و يا داستانهاي عمومي را بيازمايند. با اين وجود هرچه بيشتر توقعات نگفته پدر بودن را بررسي كنيد شانس بيشتري داريد تا پدري شويد كه انتظارش را داريد...

    فقط احساسات مادران مهم است
    همسر شما از تغييرات جسماني دوران بارداري شگفتزده ميشود و توجه به جريان تولد باعث ميشود كه همه فکر کنند مادر تنها كسي است كه احساساتش مهم است. آيا من هنگام تولد فرزندم ضعيف خواهم بود؟ آيا در كار دكتر مشكلي پيش خواهد آمد؟ روابط من و همسرم چه تفاوتي پيدا خواهد كرد؟ آيا من ميتوانم روال عادي زندگي را در پيش گرفته و پدري كه ميخواهم باشم؟
    همسر شما نياز دارد كه احساسات شما را بشنود و شما نياز داريد كه احساساتتان را بيان كنيد. بعضي از مردان ترس از بارداري همسر و پدر شدن را پنهان ميكنند زيرا نميخواهند نگرانيهاي همسرشان را بيشتر كنند. از تحت فشار بودن او نترسيد. بيشتر زنان چنين عكسالعملي را درك ميكنند و ميدانند پدر شدن باعث ايجاد نوعي ترديد در مردان ميشود. سهيم كردن همسر يا شريك زندگيتان در دلهرهاي كه داريد باعث نزديكتر شدن شما به يكديگر ميشود. شما همچنين ميتوانيد به سراغ پدراني برويد كه تازه صاحب فرزند شدهاند يا كتابي در مورد پدر شدن مطالعه كنيد يا در كلاسها يا گروههايي براي غلبه بر ترس از پدر شدن شركت كنيد.

    نوزادان نيازي به حضور پدران خود ندارند
    وابستگي شديد بين همسرتان و نوزاد به خصوص اگر به او شير ميدهد ميتواند براي شما تعجب آور باشد كه آيا فرزند شما نيازي به شما دارد يا نه. شما يك شخص بسيار مهم در زندگي او هستيد و بودن با شما مايه راحتي و آرامش براي او است. براي نزديك شدن به فرزندتان او را بغل كنيد به پشتتان سوار كنيد و براي او صدا در بياوريد اما صبر كنيد تا شكمش سير شود در اين صورت تمام توجهش را جلب خواهيد كرد. گرفتن او بعد از غذا به همسرتان نيز اين فرصت را ميدهد تا انرژي از دست رفته بعد از شير دادن را جبران كند. ميتوانيد با مشاركت در كارهاي خانه با همسرتان به طور غيرمستقيم به فرزندتان كمك كنيد. كم كردن حجم كار همسرتان باعث ميشود كه او زمان بيشتري را در اختيار فرزندتان باشد. به خاطر داشته باشيد با تولد فرزندتان كه شما يك تفاوت كلي با قبل پيدا كردهايد.

    پدران معمولا نميدانند چگونه از كودكان خردسال مراقبت كنند
    اين يك دروغ بزرگ است كه پدران را از داشتن رابطه نزديك با فرزندانشان دور ميكند و باعث ايجاد نگراني بيش از اندازه مادراني ميشود كه بيم اين دارند كه مردان توانايي نگهداري از بچهها را ندارند. ما ميدانيم كه پدر اكنون ميتواند اولين پشتيبان كودك باشد. پدر و مادر بودن چيزي است كه هر كسي از والدين خود ميآموزد. اگر شما براي فرزند خود وقت بگذاريد نسبت به نيازهاي او حساس خواهيد شد. براي رسيدن به اين منظور گاهي وقتها از همسرتان بخواهيد كه از اتاق خارج شود يا وظيفه بچهداري را به تنهايي به عهده بگيريد. اجازه دهيد تا همسرتان بفهمد شما توانايي انجام كارها را داريد.

    پدراني كه كودكان خود را كانون توجه قرار ميدهند، نميتوانند در محيط كار با آن كنار بيايند
    مردان كار را مهمترين منبع ثروت و اعتبارخود ميدانند. مرداني كه نميتوانند در كار خود موفق شوند خانواده را قرباني كرده و يا در رده بعد از كار خود قرار ميدهند. اما ما در آغاز راه يك تحول بزرگ فرهنگي قرار داريم. بعضي از مردان معني والد بودن را ميفهمند. به همين دليل كيفيت پدر بودن آنها هم افزايش مييابد. بعضي از مردان بودن در كنار خانواده را به سودآوري در كسب و كار ترجيح ميدهند زيرا آنها ارزش تكامل را در پدر بودن ميدانند نه اينكه نميتوانند به سر كار خود بروند. بيشتر مردان احساس ميكنند كه پدر خوب بودن نشانه تكامل در زندگي است و سعي ميكنند آن را بر هر كاري مقدم بشمارند.

    حالا که خودتان پدر شدهايد، بايد با تصورات غلط پدرتان مقابله كنيد
    وقتي كه شما خودتان پدر ميشويد پدرتان به يك الگوي مهم برايتان تبديل ميشود. بسيار طبيعي است كه به گذشته خود برگرديد و جا پاي پدرتان بگذاريد. اما پدر شما نميتواند به عنوان الگوي اوليه شما قلمداد شود بلكه ميتواند بر روند پدر بودن شما تاثير داشته باشد. به كساني كه در طي سالها از آنها تاثير پذيرفتهايد از جمله معلمان، مربيان، دوستان، دايي، عمو، برادر و ديگران بنگريد و پس از آن شخصيت اصلي يك پدر را از خود نشان دهيد. تحقيقات مختلف در جهان نشان داده است كه الگوي مشخصي براي پدر بودن وجود ندارد. فرهنگهاي مختلف پدر بودن را به روشهاي مختلفي تعريف ميكنند. در بعضي فرهنگهاي آفريقايي «پدر» يعني يك گروه از مردان نه يك شخص خاص. در فرهنگ ما يك پدر خوب بودن يعني حمايت از کودک در خانه، غذا و تحصيلات. شايد آن اندازه كه ما براي فرزندانمان وقت ميگذاريم، پدران ما برايمان وقت صرف نكرده باشند اما به هر حال آنها هم همان كاري را كه فكر ميكردند، بهترين است در حق ما كردهاند و در يك زمان هم به خانواده رسيدهاند و هم در جامعه فعاليت كردهاند.
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  5. #5
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: دنیای مردها !!

    9 نکته مهم برای آراستگی آقایون:

    آقایون امروزی معتمد به نفس، شیک و مردانه جلوه میکنند. در این بخش ۱۰ نکته مهم جهت حفظ آراستگی یک مرد را ارائه می کنیم تا بتوانید در زندگی خود بهترین بوده و مورد تحسین و تمجید خانمها قرار گیرید. این حال تحولات در آقایون ادامه خواهد یافت…

    نکته ۱:
    اگر همیشه مطابق سنتان رفتار نمی کنید، چه دلیلی دارد که صورتتان سنتان را برملا کند؟ پس مراقبت های پوستی را فراموش نکنید. استفاده از محصولات مخصوص رژیم پوست، یک شستشوی ساده، اصلاح دقیق، و استفاده از مرطوب کننده، چهره تان را از این رو به آن رو می کند.

    نکته ۲:
    نوع پوستتان را باید بشناسید تا بتوانید محصولات مراقبی مخصوص پوست خودتان را انتخاب کنید. مثلاً اگر پوستتان چرب است، باید از مرطوب کننده بدون چربی استفاده کنید و اگر پوستتان حساس باشد بهتر است از مرطوب کننده هایی استفاده کنید که ضد آفتاب هم در خود داشته باشند.

    نکته ۳:
    چشمها روی صورت اهمیت زیادی دارند، چون هم سن واقعی شما را برملا می کنند و هم باید نشان دهند که آنشب هم تا دیروقت سر آن پروژه مشغول کار بیدار نمانده اید. برای از بین بردن پف کردگی چشمها یا لکه های دور چشم، از کرم های مخصوص دور چشم استفاده کنید.

    نکته ۴:
    اگر می خواهید پوستتان واقعاً سالم و تر و تازه به نظر برسد، در روز مقدار کافی آب بنوشید، حداقل 5/1 لیتر.

    نکته 5 :
    ناخن ها را بگیرید و تمیز نگه دارید. درصورت امکان از کسی بخواهید که آنها را برایتان مانیکور کند. از بلند کردن یک ناخن دست اکیداً خودداری کنید!!

    نکته ۶:
    مراقبت از بدن هم اهمیت زیادی دارد. سعی کنید هر روز صبح حمام کنید و درصورت امکان برای جلوگیری از خشک شدن پوستتان از شامپو بدن استفاده کنید نه صابون های معمولی. برای جلوگیری از عرق کردن زیاد در طول روز از اسپری و دئودورانت ضد عرق استفاده کنید.

    نکته ۷:
    اصلاح موها باید دقیقاً متناسب با صورت و مدل مویتان صورت گیرد. شاید آخرین مدل مو به صورت شما نیاید به همین خاطر بهتر است از چند متخصص کمک بگیرید. اگر کم مو هستید، تا حد امکان موهایتان را کوتاه کنید. اصلاح جزئی ابروها نیز در این گروه بندی قرار میگیرد. بهتر است کمی از موهای روییده شده در وسط ابروی خود را مرتب کنید.

    نکته ۸:
    یک رژیم غذایی سالم و متعادل داشته باشید و ورزش کنید. مصرف غذاهای فست فود را در تاحد ممکن کم کنید و تا می توانید از میوه ها و سبزیجات تازه استفاده کنید. اینکار نه تنها احساس نشاط و انرژی بیشتری به شمامی دهد بلکه پوست و مویتان را هم تقویت می کند.

    نکته ۹:
    در ارتباطات احتمالاً محبور می شوید تا می توانید لبخند بزنید به همین دلیل نظافت دندان ها اهمیت زیادی دارد. حتماً حداقل دو بار در روز دندانهایتان را مسواک کنید و برای رفع بوی بد دهان مسواک را روی زبانتان هم بکشید.
    منبع:[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  6. #6
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: دنیای مردها !!

    وظايف و مسئوليت هاي پدر در تربيت فرزند:


    با عنايت به اين که بيشتر متخصصان تعليم و تربيت به نقش مادر در تربيت فرزند پرداخته اند و نقش پدر با وجود اهميت بسزايي که در رشد و تربيت فرزند دارد کمتر به آن توجه شده است .در اين مقاله سعي گرديده به مهم ترين وظايف و مسئوليت هاي پدران در تربيت فرزندان پرداخته و اشاراتي به آموزه هاي ديني در اين زمينه خواهيم نمود. براي واژه تربيت معاني گوناگوني در فرهنگ لغات ذکر شده است ، از جمله ؛ پروردن ، پروراندن ، پرورش ، تهذيب و غيره مي باشد . ولي آنچه بيشتر در معناي تربيت ذکر شده همان پروراندن و ادب و اخلاق را به کسي ياد دادن است .
    هدف از تربيت ، پرورش صحيح و ياد دادن آداب نيکو به فرزند است يعني کودک را به گونه اي تربيت کنيم که بتواند به راه صحيح قدم گذاشته و آداب و اخلاق و رفتار منطقي داشته باشد و براي جامعه و نيز پدر و مادرش در دنيا و آخرت مفيد باشد. و لذا تربيت صحيح فرزند براي پدر و مادر نوعي «باقيات الصالحات» است و چراغ اين باقيات الصالحات هرگز خاموش نمي شود . سيد الساجدين (عليه السلام) امام بزرگوار در صحيفه سجاديه مي فرمايد : (1)
    «خدايا مرا در تربيت فرزندان خود و نيکي کردن به آنها کمک کن .»

    عوامل مؤثر در تربيت
    اين عوامل به دو دسته کلي ؛ عوامل انساني و غير انساني تقسيم مي شوند .
    منظور از عوامل غير انساني؛ عوامل جغرافيايي ، طبيعي و غيره مي باشد.
    عوامل انساني مؤثر در تربيت عبارتند از :
    الف) مادر ؛
    ب) پدر؛
    ج) خواهر و برادر بزرگتر؛
    د) معلم و اعضاي مدرسه؛
    هـ) دوستان و معاشران؛
    و) افراد اجتماع؛
    ز) خويشان و بستگان ؛
    ح) رهبران اجتماع؛
    که به اختصار به توضيح و تبيين آنها مي پردازيم .

    الف) مادر
    مادر هم از نظر وراثت و هم محيط به دليل آن که کودک مدت زمان بيشتري با او است تأثير بسزايي بر فرزند خواهد داشت . از طريق وراثت ، برخي از صفات ارثي از طريق ژن هاي مادر به کودک منتقل مي شود و همچنين فرزند نه ماه در رحم مادر قرار دارد که غذاي مادر ، سلامتي يا بيماري او بر کودک اثر گذار خواهد بود .
    پس از تولد نيز کودک مدت ها در آغوش مادر است و اولين کلمات را مادر به او ياد مي دهد.

    ب) پدر
    پدر از نظر کودک مظهر قانون و عدل و انصاف است و مي تواند پناهگاه خوبي براي خانواده باشد . مشي پدر ، مهر و انصاف و نيز ظلم و ستم و قدرت پدر در رفتار و آينده اش اثر مي گذارد .
    توجه به پاک زادگي فرزند يکي از بهترين راههاي حفظ انتساب فرزند به پدر و و دقت کامل در اين باره است ، چنانکه خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد : (2)
    «آنان را به انتساب به پدرشان بخوان .»
    دنياي غرب گاهي انتساب فرزند به مادر را هم کافي مي داند و از نظر تربيت صحيح گرفتار دشواري هاي اساسي است و راز عدم دلبستگي فرزندان به خانواده به ويژه پدر به فرزندان را مي توان در همين مسئله جويا شد که آثار منفي بي شماري را در زندگي پدر و فرزند، به ارمغان مي آورد و نتايج منفي آن در زندگي دو طرف ، انکار ناشدني است . (3)

    ج) خواهر و برادر بزرگتر
    اگر در خانه اي کودک 3 يا 4 ساله اي باشد و نوزادي به دنيا آيد ، چون توجه پدر و مادر بيشتر به سمت نوزاد است در کودک اين احساس به وجود مي آيد که بين او و نوزاد تازه متولد شده تبعيض قرار داده اند و اين تصور در او اثر سويي خواهد گذاشت . بنابراين بايستي قبل از اين که نوزاد به دنيا بيايد کودک را آماده نمود و همچنين پيش او به نوزاد زياد توجه ننمود و در ضمن برخي از مسئوليت هاي نوزاد را به کودک بزرگتر داد و از طريق مهر و محبت به کودک بزرگتر ، دوستي را بين آنان تقويت کرد .
    و در اين باره تبعيض و تفاوتي ميان فرزندان نگذاريم و همه را به يک اندازه دوست بداريم .

    د) معلم و اعضاي مدرسه
    مدرسه خانه دوم کودک است . اخلاق و رفتار معلم ، طرز فکر او ، سطح فرهنگي و غيره همه در کودک تأثير گذار است . اگر معلم از نظر ديني و مذهبي و نيز نحوه صحيح رفتار و آداب معاشرت دچار مشکل باشد، کودک نيز از او تأثير منفي مي گيرد.

    هـ) معاشران
    معاشران گروهي هستند که ممکن است که هم سن کودک يا بزرگتر از او باشند ولي با او رفت و آمد مي کنند . با هم بازي مي کنند و در مدرسه کنار هم مي نشينند. بررسي ها نشان مي دهد که کودکان تحت تأثير معاشران قرار مي گيرند و حتي اين تأثير در سه مورد بيشتر از والدين است.
    1- زماني که خانواده از محلي به محل ديگر کوچ مي کند.
    2- زماني که کودک در مرز نوجواني و بلوغ قرار مي گيرد .
    3- مواقعي که در خانواده آشفتگي و درگيري وجود دارد .

    و) افراد اجتماع
    در روابطي که کودک (فرزند) با افراد اجتماع دارد ، از آنها تأثير مي گيرد و اگر آنها افراد سالمي باشند تأثيري که کودک مي گيرد درست و اگر بالعکس باشد تأثير منفي در پي خواهد داشت .

    ز) خويشان و بستگان
    برخي مواقع بستگان ممکن است تأثير بيشتري نسبت به والدين بر فرزند داشته باشند مثلا دايي ، عمو ، خاله ، عمه و غيره . به دليل آن که گاهي تحصيلات بالاتري دارند، سطح اقتصادي آنان بالاتر است ، موقعيت اجتماعي برتري دارند و دلايل ديگر ممکن است تأثير گذارتر بر کودک باشند.

    ح) رهبران اجتماع
    منظور از رهبران اجتماع کساني هستند که در جامعه نقش مهمي را ايفا مي کنند. و امور مختلف مردم به وسيله آنها هدايت مي شود مانند پليس ، اگر کودک از يک پليس تخلفي را ببيند روشن است که نسبت به پليس و جامعه بدبين مي شود .

    شأن و مقام پدر
    زحماتي که هر پدري متقبل مي شود، از يک سو وظيفه ديني و از سوي ديگر وظيفه اخلاقي است . از نظر ديني کودکان بر گردن پدر حقوقي دارند. که در منابع ديني مفصل بيان شده است . از نظر اخلاقي نيز کودکان در حقيقت همانند مهمان هايي هستند که به دعوت پدر و مادر بر سر اين سفره که همان خانواده است حاضر شده اند . حالا که حضور پيدا کرده اند ، پدر بيش از همه وظيفه دارد از اين مهمان ها به خوبي و به وجه شايسته و نيک پذيرايي کند . رسول گرامي (ص) فرمودند:
    «الکاد علي عياله کالمجاهد في سبيل الله ؛ آن کس که براي خانواده اش تلاش کند ، همانند مجاهد نستوه و در حال جهاد است» جهاد کردن فقط در هنگام نبرد و جنگ نمي باشد . بلکه تلاشي که پدر براي کسب لقمه حلال براي خانواده اش انجام مي دهد نيز مانند جهاد است و خداوند اجري که به مجاهدين في سبيل الله مي دهد همان اجر را به پدر نيز مي دهد. اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) فرمودند : (4) «لقمه حرام و ناپاک را به خانه نبريد .»
    يک پدر نمونه ، پدري است که افزون بر آموزش اخلاق و رفتار خوب به فرزندان بتواند روزي خانواده اش را نيز از راه حلال به دست آورد . زيرا اين روزي حلال در سرنوشت فرزندان بسيار مؤثر است . اگر دعايي را که فرزندان مي کنند ، برآورده شود تا حد زيادي در اثر همين روزي حلالي است که پدر برايشان آورده است و لذا فرزندان هميشه بايد قدردان چنين پدري باشند .

    اسلام و احترام پدر
    اسلام براي پدراني که وظيفه ي خود را به درستي انجام مي دهند ، ارزش و احترام خاصي قائل است. اين ارزش و احترام به حدي است که در آيات قرآن پس از انجام وظيفه عبادت و احترام به خدا و اطاعت از فرمانش از لزوم احترام به والدين ياد شده است .
    و لذا بر فرزندان لازم است که حکم پدر را رعايت کنند و بدون اجازه او ، جز در واجبات کاري انجام ندهند . همچنين فرزندان وظيفه دارند بال رحمت و عنايت خود را در زير پاي پدر و مادر بگسترانند و با دلسوزي و محبت در همه حال رعايت احترام آنها را داشته باشند . و از هر کاري که موجب تکدر خاطر آنها مي شود حتي گفتن «اف» به شدت پرهيز کند .

    تصور کودک از پدر
    طفل از زمان تولد تا حدود دو ماهگي شديدا وابسته به مادر است و مادر را مرکز آرزوها و آمال خود مي داند . به تدريج که کودک وارد دو ماهگي مي شود ، پدر وارد زندگي و ذهن و تصور او مي شود. کودک اين را در مي يابد که پدر براي او پناهگاه است، معلم است، و رهبر و قانونگزار است . تصور اين که پدر از مادر کم اهميت تر است از جهاتي درست است اما در مواردي نيز نقش پدر مهم تر از مادر مي باشد . تجسم عالم شعور ، مظهر عقل و دانش در خانواده در قبضه پدران است . و طفل پدر ر ا به اين گونه مي شناسد کودک به تدريج که بزرگتر مي شود تصوراتي از پدر را در ذهن خود پرورش داده و آنها را پر و بال مي دهد.
    از جمله تصوراتي که کودک از پدر خود دارد عبارتند از :
    الف) چهره برجسته ي خانواده
    ب) همانندي با پدر
    ج) ضامن رفع نيازها
    د) عامل تأمين امنيت
    هـ) مرکز دانايي و انديشه

    الف) چهره برجسته خانواده
    در روانشناسي کودک و نيز اصول و مباني تربيت فرزندان تصريح شده است که کودک در سن 3 -2 سالگي پدر را بزرگترين شخصيت و عاقل ترين افراد مي داند. اگر کسي عليه پدر چيزي بگويد ، او از پدر خود دفاع مي کند . کودک در خانه با پدر رفتاري رسمي دارد و بيشتر اوقات از کانال مادر با پدر ارتباط برقرار مي کند.

    ب) همانندي با پدر
    از نظر روانشناسان ، کودک 6-3 ساله مخصوصا پسر بچه ها پدر را الگوي خود قرار مي دهند . پدر از نظر کودک سمبل قدرت است . ضامن خانواده است و همه آرزوي کودک اين است که مثل پدر باشد .

    ج) ضامن رفع نيازها
    پدر از نظر کودک ضامن رفع نيازهاست . هر چيزي را که اعضاي خانواده احتياج دارند ، پدر تهيه مي کند . کودک در سايه پدر ، نيکو پرورش مي يابد . هر چقدر سن کودک بيشتر شود ، ديد او نسبت به توانمندي و ضمانت پدر بيشتر مي شود به طوري که در سنين نوجواني مادر را عامل مهر و محبت و پدر را عامل تأمين زندگي مي داند.

    د) عامل تأمين امنيت
    اگر خطري براي کودک پيش آيد در سنين خردسالي به مادرپناه مي برد ولي از حدود چهارسالگي به بعد نوعا به پدرش پناه مي برد و او را پناهگاه خود مي داند.

    هـ) مرکز دانايي و انديشه
    پدر نماينده دنياي خارج کودک است ، مرکز دانايي و آگاهي است . کودک گمان دارد که پدرش در همه اصول و قواعد داناست . حتي کودکاني که نسبت به پدر ديد منفي دارند باز هم درباره پدر تعصب دارند و عقل و فکر او را تحسين مي کنند.

    حق تربيت فرزند
    خانواده محيطي است که کودک به ناچار بايد در آن زندگي کند. ضوابطي که در خانه حکم فرماست ، بر کودک تحميل شده و او بايد آنها را بپذيرد . تربيت کودک مهم ترين حق او در قلمرو زندگي مي باشد. پدر در رابطه با تربيت کودک مسئوليت مستقيم دارد. بايد فرزند را به گونه اي پرورش دهد که آراسته به اخلاق و رفتار اسلامي شود در آينده براي جامعه مفيد واقع گردد .

    وظايف اساسي پدر
    يک پدر نمونه و شايسته داراي وظايف اساسي زيادي است که در اين جا به سه وظيفه مهم اشاره مي کنيم :
    1) مديريت صحيح زندگي و تعيين خط مشي ونظام آن ؛
    2) تأمين نيازهاي اعضاي خانواده ؛
    3) مسئوليت تربيت فرزندان ؛

    اساس و دامنه حقوق کودک
    روشن شد که پدر در رابطه با کودک مسئول است. مسئول سلامت جسم ، روان ، ذهن و غيره پس لازم است او را نيکو پرورش دهد ، نيکو ادب کند و براي فرزندان هيچ خدمت و سرمايه و هيچ بخشي بهتر از ادب و تربيت صحيح اسلامي نيست . چنان که براي پدر و مادر نيز هيچ وظيفه اي مهم تر از اين نيست در دامنه ي حقوق مهم و اساسي فرزندان مي توان موارد زير را نام برد :
    1) حق آموزش ؛
    2) حق پرورش ؛
    3) ساير حقوق .
    دامنه پرورش نيز بسيار وسيع است و شامل همه ابعاد وجودي انسان مي گردد .
    1) پرورش بدن ؛
    2) پرورش ذهن ؛
    3) پرورش روان و ...
    در جنبه بدن ، والدين وظيفه دارند در جهت رشد و پرورش بدن فرزندان خود و نيز شادابي و سلامت آنان و محافظت از بيماري ها و غيره بکوشند و از هيچ تلاشي دراين جهت فروگذار نکنند .
    در جنبه ذهن : والدين وظيفه پرورش ذهن ، تخيل ، هوش فرزندان رابه عهده دارند . مسئله پرورش ذهن و شکوفا ساختن استعدادها اگر از رشد و سلامت جسم مهم تر نباشد مسلم کمتر نيست والدين با شيوه هاي درست بايد بکوشند همه امکانات خود را در جهت بالندگي هوش و استعداد فرزندان خود بکار گيرند .
    همچنين والدين وظيفه دارند به پرورش روح و روان کودکان توجه کنند مسائل مربوط به انديشه هاي عالي و ملکات و فضايل اخلاقي و ارزش هاي متعالي اسلام مثل ايثار ، عدالت و غيره را به کودک ياد دهند.

    تعليم و تربيت
    يکي از حقوق فرزندان ، تعليم و تربيت است . قلب و روح هر کودکي که متولد مي شود همچون آينه اي زلال و شفاف است . پدر و مادر مي توانند باتربيت صحيح ، فرزندان را به سعادت برسانند و مواظب اين باشند که فرزندان با عناصر ناباب آشنا نشوند . خداوند در سوره روم آيه 30 مي فرمايد : ـ«... فطرت الله التي فطر الناس عليها ... ؛ خداوند مردم را بر اساس فطرت خدايي آفريده است .» بنا بر فطرت توحيدي ، سعادت و هدايت در وجود طفل به وديعه نهاده شده است و والدين گرامي نبايد اجازه دهند که اين فطرت از مسير اصلي خويش که همان سعادت و هدايت است خارج شود. در روايات وارد شده که حق فرزند بر پدر اين است که نام نيک برايش انتخاب کند و او را خوب تربيت کند و به او قرآن ياد دهد. (5)
    البته پدر در رابطه با فرزند داراي وظايف و مسئوليت هاي فراوان ديگري هم مي باشد از جمله : پرورش مذهبي که عامل مهمي براي سعادت افراد و بازدارنده آنان از عوامل خلاف و بزهکاري است . پدر بايد شوق به کمال را در نهاد فرزندان قرار داده و موجبات تثبيت آن را فراهم کند. پدر در صورتي که مي تواند بايد از راه عرضه عقايد و افکار اسلام فرزندان خود را با آداب ديني آگاه نمايند و با عملکرد خود ، فرزندان رامتدين بار آورد . و در صورتي که نمي تواند از عالمان و معلمان و مربيان خوب و مراکز آموزشي شايسته کمک بگيرد . روشن است که پدر در اين زمينه مسئوليت سنگين تري را بر عهده دارد و غفلت و سهل انگاري او در مورد رفتار فرزندان در آينده مشکل ساز خواهد بود. اگر پدري پايبند به اصول مذهبي باشد نوعا فرزندش نيز مقيد به اصول مذهبي مي شود ولي اگر پدري لاابالي باشد و انتظار داشته باشد که فرزندانش پايبند به اصول ارزشي و اخلاقي باشد ، اين امکان پذير نيست و انتظار بي جايي است زيرا فرزندان از پدر و مادر الگو برداري مي کنند. وقتي الگوهايشان نامناسب باشند، مسلما راهشان صراط مستقيم نخواهد بود . البته در همه موارد اين چنين نيست و گاهي ممکن است فرزند خود اين اراده را داشته باشد که در صراط مستقيم قدم بر دارد و با توکل به خدا و استقامت و اراده محکم در اين راه قدم بگذارد و موفق هم شود.

    رشد فرهنگي
    آگاهي هاي لازم و پرورش فرهنگي فرزندان نيز از وظايف والدين ، است . والدين معلم و راهنماي فرزند اند. هم در خانه ، همه اطلاعات مورد نياز را به کودکان مي دهند و هم وقتي به مدرسه مي روند ، به ترميم نقص ها و جبران کمبود ها در اين رابطه مي پردازند.

    معرفي و توضيح فلسفه زندگي
    اگر پدر همه فکر و ذکر خود را صرف رفع نيازهاي جسمي کودک کند، وظيفه خود را ادا نکرده است. از وظايف عمده و اساسي پدر اين است که به فرزند خود کمک کند تا هدف زندگي اش را بشناسد و براي اعمال و رفتارش دلايلي بيابد تا بداند که چرا زنده است ؟ چرا مي ميرد ؟ مشکلات چيست و چگونه مي توان آنها را حل کرد.

    نقش اجتماعي واخلاقي پدر
    انسان موجودي اجتماعي است . به اين معنا که در اجتماع زندگي مي کند و در آنجا به مرحله رشد و کمال مي رسد . اجتماع و فرهنگ در او مؤثر است و او مي تواند تا حدود زيادي در اجتماع تأثير گذار باشد . در آن تحول ايجاد کند . در سنين کودکي هيچ چيز بهتر از آموزش عملي نيست . پدر وظيفه دارد از راه عمل کردن به کودک ياد دهد که چگونه باشد و به چه صورتي عمل کند . در مواردي مي تواند از داستان ها و قصه ها استفاده کند و به صورت غير مستقيم فرزندان را آموزش دهد و گاهي نيز مي تواند به صورت مستقيم آموزش دهد. توجه به اين نکته ضروري است که راه آموزش در سنين مختلف يکي نيست . راه آموزش در خردسالان بايد از طريق جملات کوتاه باشد و در پايان دوره کودکي مي توان آموزش را با عمل ، آميخته کرد .

    دانستني هاي اقتصادي و مالي
    مسئله اقتصاد از مسائل مهم حيات انسان و از ضرورت هاي زندگي است . اهميت اقتصاد در زندگي و سرنوشت آدمي ضروري است و چه مناسب است که پدر از همان کودکي به پايه گذاري و ايجاد شوق در اين زمنيه در کودک بپردازد . تا در دوران جواني سر باز نزند. فرزندان که به تدريج بزرگ مي شوند بايد با شغل پدر آشنا شوند و شغل پدر بايد بر اساس ارزش و تقوايي که در آن وجود دارد مورد بررسي قرار گيرد ؛ نه بر اساس مقام و درآمد و اين خود درسي براي فرزندان مي باشد. از مسائل مهم در جنبه اقتصاد و تربيت اقتصادي آموزش ارزش پول و هدف و مقصد به دست آوردن آن است و کودک بايد بداند که در سايه چه مقدار از کار و تلاش مي توان چه مقدار پول را دريافت کرد و با آن تا چه حد مي توان خريد کرد. همچنين لازم است که از همان کودکي انفاق کردن را به کودک ياد داد . در روايات اسلامي آمده است که اگر قصد داري انفاقي را انجام دهي به دست کودک خود بده که او با دست خود آن را به فقير و مستمند بدهد . اخلاق انفاق ، از کودکي بايد در ذهن فرزند القا شود و انفاق را منت نداند و اگر به فقيري چيزي بخشد خود را از فقير طلبکار نداند . (6)
    در محيط خانواده ، دلسوزي به فقرا ، خيرخواهي براي آنان ، مشارکت در امورات مربوط به آنها و غيره بايد مورد عنايت و نظر باشد و هر کسي در هر سطح اقتصادي که باشد بايد به ميزان توانايي اش انفاق و احسان داشته باشد .

    روش هاي عملي در تربيت
    از روش هاي تربيتي قرآن اين است که الگوها را معرفي مي کند .
    «لقد کان لکم في رسول الله اسوه حسنه لمن کان يرجوالله و اليوم ا لاخر و ذکر الله کثيرا» (7) اولين الگو در تربيت فرزندان ، پدر و مادر هستند . اگر والدين معتقد به اجراي احکام الهي باشند بهترين تأثير را خواهند داشت . امام کاظم (عليه السلام) فرمودند (8) : «رفتار کودکان در اثر رفتار درست والدين محفوظ مي ماند» .

    حفظ کرامت نفس فرزندان
    عقيده روانشناسان اين است که با احترام و محبت به کودک ، بسياري از مشکلات کودک حل خواهد شد . نبايد کودک را در مقابل ديگران کوچک شمرد يا تنبيه کرد و براي انجام خطاها ملامت نمود. (9)
    لازم است والدين به هنگام پشيماني فرزند از خطا، عذرش را بپذيرند و بي سبب او را تنبيه نکنند. بلکه با تشويق و صبر آنها را به صلاح دعوت کنند.
    و نکته آخر آن که يک اصل کلي وجود دارد و آن اين است که والدين ابتدا بايد خويشتن را تربيت کنند. اگر والدين خودشان داراي صفات نکوهيده باشند ، نمي توانند در فرزندشان ، صفات پسنديده را به وجود آورند . قرآن در اين باره مي گويد : «اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون» (10) آيا شما مردم را به نيکي امر مي کنيد ، در حالي که خويشتن را فراموش کرده ايد . فرزندان ما هر گونه که باشند خوش رفتار يا بد رفتار ، راستگو يا دروغگو ، حسود يا خيرخواه همه اين صفات را از پدر و مادرخود کسب کرده اند .

    پي نوشت :

    1 - (صحيفه سجاديه ، دعاي 25)
    2-ادعوهم لابائهم ، احزاب ، آيه 5 .
    3-شفيعي مازندراني ، راز خوشبختي و اعجاز ازدواج ، ص 48 .
    4- (نهج البلاغه ، خطبه 151 ، فراز 16) .
    5-شفيعي مازندراني ، راز خوشبختي و اعجاز ازدواج ، ص 182 .
    6-قائمي ، پرورش مذهبي کودک ، ص 74 .
    7-احزاب آيه ي 21 .
    8-يحفظ الاطفال بصلاح ابائهم (بحار ، ج 15 ، ص 178 ، شفيعي مازندراني ، ص 195 .
    9-چراغ چشم ، سيره و کلام پيامبر اعظم (صلوات الله عليه) ، ص 163 .
    10-بقره ، آيه ي 14 .

    منابع :

    1- اعتمادي ، راسخي ، اصول و فنون آموزش و پرورش ، تهران ، انتشارات آواي نور ، 1376 .
    2-افروز ، غلامعلي ، چکيده اي از روانشناسي تربيتي کاربردي ، تهران ، انتشارات انجمن اوليا و مربيان ، 1372 .
    3-برنارد ، اسپادک ، آموزش در دوران کودکي ، ترجمه محمد حسين نظري نژاد ، مشهد ، انتشارات آستان قدس ، 1372 .
    4-جعفريان يسار ، حميد ، مباني اصول فلسفه و مکاتب آموزش و پرورش ، قم ، انتشارات ظفر ، 1386 .
    5-چراغ روشن ، عباس ، سيره و کلام پيامبر اعظم ، قم ، انتشارات تعليم و تربيت اسلامي ، 1385 .
    6- حجتي ، محمد باقر ، اسلام و تعليم و تربيت ، تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي ، 1358 .
    7- شريعتمداري ، علي ، اصول تعليم و تربيت ، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1385 .
    8- شعاري نژاد ، علي اکبر ، فلسفه آموزش و پرورش ، تهران ، انتشارات امير کبير ، 1383 .
    9- شفيعي مازندراني ، محمد ، راز خوشبختي و اعجاز ازدواج ، قم ، انتشارات عطر آگين ، 1385 .
    10- شکوهي ، غلامحسين ، مباني و اصول آموزش و پرورش ، مشهد ، انتشارات آستان قدس رضوي ، 1385 .
    11- فرهاديان ، رضا ، مباني تعليم و تربيت در قرآن و احاديث ، قم، دفتر تبليغات اسلامي ، 1378 .
    12-قاضي ، قاسم ، آموزش و پرورش پيش دبستاني و دبستاني ، تهران ، انتشارات جهاد دانشگاهي ، 1373 .
    13 - قائمي ، علي ، پرورش - مذهبي کودک ، تهران ، انتشارات ارشاد اسلامي ، 1358 .
    14-همان ، زمينه تربيت ، تهران ، انتشارات اميري ، 1368 .
    15-برنارد ، اسپادک ، آموزش در دوران کودکي ، ترجمه محمد حسين نظري نژاد ، مشهد ، انتشارات آستان قدس ، 1372 .
    16-مري ، شريدان ، بازي و رشد کودکان ، ترجمه رضا توکلي و همکاران ، تهران ، انتشارات رشد ، 1382 .
    17-موريس ،دبس ، مراحل تربيت ، ترجمه دکتر علي محمد کاردان ، تهران، انتشارات دانشگاه تهران ، 1345 .
    18- ويليام ، سيرز ، نقش پدر در مراقبت و تربيت کودک ، ترجمه شرف الدين شريفي ، تهران ، نشر صابرين ، 1382 .
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  7. #7
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: دنیای مردها !!

    چگونه مي توانيد براي همسرتان شوهري ايده آل باشيد؟


    يکي از مهارتهاي اجتماعي در بهتر زيستن ما که نقش اساسي در خانواده داشته و به عهده مردان مي باشد، شوهر خوب بودن براي همسر مي باشد. زندگي شغلي شما آقايان ارتباط مستقيمي با زندگي شخصي و خصوصيات دارد. هر چه در خانه شادتر باشيد و ارتباط بهتري با همسرتان داشته باشيد، انرژي بيشتري داريد تا صرف کارتان کنيد. ارتباط غلط با همسرتان، نيرويي را که براي موفق شدن در کارتان لازم است از وجودتان دور مي کند و شما احساس مي کنيد که دست به هر کاري مي زنيد و وارد هر شغلي که مي شويد دچار شکست مي گرديد. عقيده بر اين است که براي بهتر زيستن در کانون گرم خانواده و ارتباطات اجتماعي در بين افراد خانواده بيشترين نقش را آقايان دارند. به همين خاطر لازم است آقايان با توجه به مشغله هاي فراوان در محيط خارج از خانه، فشار روحي براي کار بيشتر، توصيه زير را براي بهتر بودن و بهتر زيستن به کار برند.
    شوهران دوست دارند بدانند که چگونه مي توانند خانه شان را نسبت به خودشان متعهد و علاقه مند نگه دارند. با رشد آگاهي شماست که متوجه مي شويد نيازها و خواسته هاي زنان ممکن است با شما متفاوت باشد. با ياد گرفتن و اجراي فنون زير شما داراي همسري شاد و دوست داشتني، حامي، علاقمند و وفادار مي گرديد و تغييرات معجزه آسايي را در زندگيتان پديد مي آوريد.

    1. همسرتان را با افراد ديگر مقايسه نکنيد:
    هيچ زماني همسرتان را با ديگري، به ويژه نزديکانتان مقايسه نکنيد.
    با اين اعمال، شما عدم امنيت را در جايي که نبايد باشد، ايجاد مي کنيد. به طور مثال مردي که مي خواهد گذشته را دوباره زنده کند، به سوي دردسر مي رود. به خاطر داشته باشيد همسرتان مي خواهد در زندگي شما مقدم ترين فرد باشد. وقتي شما الگويي را مثال مي زنيد مانند مادرتان، همسرقبلي تان، دخترخاله تان، آن طور احساس کردن براي او خيلي سخت است، او باور مي کند که بايد دقيقا عين آن الگو عمل کند و از آن پيروي کند. هر زني دوست دارد بابت توانايي هاي خودش مورد تحسين قرار گيرد. به او اجازه دهيد همان زن شايسته اي باشد که هست.

    2. عشق خود را نسبت به همسرتان اثبات کنيد:
    زنان هميشه انتظار دارند که شوهرشان عشقشان را به صورت محسوس و ملموس نشان دهند. در واقع، عشق را هر روز و از راههاي کوتاه بايد بر زبان آورد و نشان داد. خريد هديه هاي کوچک و تقديم آن به شکلي خوشايند مي تواند جالب و زيبا باشد. مثلا شما مي توانيد يک بسته شکلات بزرگ بخريد و به آن يادداشتي ضميمه کنيد، بدين مضمون، «تقديم به همسر بي نظيرم که هميشه به من خوبي و عشق مي دهد». هديه هايي که خانم ها دوست دارند شوهرشان به آن ها تقديم کند بدين قرارند: گل، کارت پستالهاي زيبا، همراه با نامهاي با دست خط خودتان، عطر، جوهرات، مجسمه هاي زيبا، کيف، لباس، بسته هاي شکلات و غيره. اگر امکان پيچيدن هديه هست، حتما آن را با کادوهاي رنگي زيبا بسته بندي کنيد.
    منبع: کتاب مهارتهاي زندگي
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  8. #8
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: دنیای مردها !!

    پدرشدن به رشد مغز کمک می کند:


    تحقیقات اخیر روی مغز نشان می دهد که پدرشدن باعث تغییرات هورمونی شدیدی در مردان می شود که برای رشد آنها بسیار مفید است.محققین دریافته اند که قسمت اعظم مغز دارای گیرنده هایی است که این هورمون ها بر آنها تأثیرمی گذارند.
    دانشمندان ساختار مغز سایر پستانداران از جمله بوزینه هایی را که به تازگی پدر شده بودند را مورد بررسی قراردادند و به این نتیجه رسیدند که انسان در میان سایر جانداران بیشترین احساس پدرانه را به نسل خود دارد.
    پس از تحقیقاتی که بر روی مردان بعد از تجربه پدرشدن انجام شد، محققان دریافتند که تغییرات بنیادی در استخوان جلو و پوسته بوجود می آمد پیشین مغزناحیه ای در مغز که مربوط به کنترل برنامه ریزی و حافظه است
    آزمایش ها نشان داد که در این نواحی مغز مردان، عصب ها رشد کرده و افزایش یافته بودند و شبکه ارتباطی بین آنها نیز گسترش یافته بود. البته این تحقیقات هم چنین مشخص نمود که ترشح شدید هورمون ها و تعداد گیرنده های آنها در مغز با بالا رفتن سن کودکان و استقلال یافتن آنان کاهش می یابد.
    در هرصورت مطالعات نشان می دهد که پدر شدن باعث تغییرات بنیادی بر سطح ادراک و معرفت مغز انسان می شود و افزایش شبکه عصبی مغز تغییرات بسیار زیادی بر روی سیستم ارزشی مغز بوجود می آورد که مرد را تشویق به پذیرش قید و بندها و توجه به کودک خود
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  9. #9
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: دنیای مردها !!

    جور دیگر باید دید:


    در این مقاله قصد داریم تا شما را با چندین نكته از زندگی مردان آشنا كنیم.
    مردان از قبول بسیاری از رفتارهای خود گاهی سر باز میزنند و حتی تعبیر و تفسیر اینگونه برخوردها و بازتابها در مقابل همسرانشان، اندكی برایشان سخت و دشوار جلوهگر میشود! حال چطور میتوان مردان را مجاب ساخت تا بپذیرند آن چه را كه نمیدانند و یا نمیخواهند كه بدانند، و این مقولهای است كه همیشه ذهن همسران این مردها را به خود معطوف داشته است. یقینا پذیرفتن برخی رفتارهای غیراصولی و غیرعلمی مردان، میتواند به آنان در جهت داشتن یك رابطه زناشویی زیباتر كمك نماید. اما یكی از پرسشهایی كه میتواند در این راستا مطرح شود، این است كه چرا مردها از اشتباه كردن بیزار و گریزانند؟
    زنان باید كاملا دقت كنند كه هنگام گفتگو درباره مشكلات و مسائل «احساس اشتباه را در مردان» به وجود نیاورند.
    برای اینكه پی ببریم چرا مردان از اشتباه كردن بیزار و گریزانند باید به یك واقعیت مهم و اساسی اشاره كنیم و آن این است كه وقتی مردی اشتباهی را مرتكب میشود، احساس گناه میكند، زیرا پی میبرد كه نتوانسته، آن طور كه باید، كارش را به خوبی و درستی به انجام برساند. اما آن چه در این بین مهم است اینكه گفتن واژه متاسفم یا ببخشید یا پوزش میخواهم، برای این مردان بسیار سخت و دشوار است! به عبارت دیگر، عنوان كردن متاسفم به معنای پذیرفتن اشتباه و پذیرفتن اشتباه به معنای شكست آنان تلقی میشود! این نگرشی است كه مردان برای خود در ذهن خویش خلق کردهاند. برای حل این مشكل زنان باید كاملا دقت كنند كه هنگام گفتگو درباره مشكلات و مسائل «احساس اشتباه را در مردان» به وجود نیاورند. باید به این نكته توجه كنید كه مردان از اینكه مورد سرزنش و انتقاد قرار بگیرند، بیزارند. مرد به زنی نیاز دارد كه اشتباهاتش را به روی او نیاورد!
    چنین زنی او را یاری و كمك میكند و مرد متوجه میشود كه جایگاه ویژهای در نزد همسرش دارد، زن میخواهد مرد مورد علاقهاش در انجام برخی كارها كمكش كند، اما تصور مرد بر این است كه شاید من توانایی انجام چنین كاری را ندارم! بنابراین معمولا مرد اشتباهات خود را نخواهد پذیرفت، چون فكر میكند با پذیرفتن و قبول كردن اشتباه خود، همسرش دیگر او را دوست نخواهد داشت. اما واقعیت امر این است كه زن، مردی را بیشتر دوست دارد كه اشتباهاتش را میپذیرد و به آنها پی میبرد.
    یكی دیگر از پرسشهایی كه معمولا برای خانمها مطرح میشود، این است كه چرا مردها از نصیحت بیزارند؟
    اساسا مرد نیاز دارد احساس كند كه از عهده حل گرفتاریها و مشكلاتش برمیآید. برای مرد بحث درباره مشكل فردی با دیگران به معنای تحمیل باری بر دوش آنهاست! او حتی بهترین دوستش را با طرح مشكل خود به دردسر نمیاندازد، مگر اینكه فكر كند، دوستش راه حل بهتری دارد.
    عنوان كردن متاسفم برای برخی مردان به معنای پذیرفتن اشتباه و پذیرفتن اشتباه به معنای شكست آنان تلقی میشود!

    توصیه مهم به خانمها
    هرگز تا زمانی كه مرد (شوهرتان) تقاضا نكرده، او را نصیحت نكنید. به او بگویید كه به توانایی او در حل مسایل و مشكلاتش اطمینان كامل دارید! این مسأله مطابق همان نیاز مرد است که می خواهد مورد تایید قرار بگیرد.
    وقتی زن تلاش میكند تا مرد را وادار به صحبت درباره احساس یا مشكلش كند، یقینا مقاومت از جانب مرد دو دلیل میتواند داشته باشد:
    1- مرد چنین برخوردی را از سوی همسرش انتقاد و سرزنش برای خود تلقی میكند.
    2- مرد تصور میكند كه زنش او را فردی ناتوان شمرده و میخواهد راهحل بهتری به او ارایه نماید.
    در واقع هدف زن، كمك به مرد برای رسیدن به احساسی بهتر میباشد. برای زن نصیحت كردن، نوعی ایجاد اعتماد و اطمینان در رابطه زناشویی است و به عنوان نشانهای از ضعف و سستی مرد تلقی نمیشود. بنابراین با توجه به آن چه گفته شد لازم است تا آن دسته از آقایان که این گونه می اندیشند تغییراتی را در نوع نگرش و تفکرات خود بوجود آورند. بدون شك همه زنان دوست دارند كه رابطه خوب و خوشایندی با مردان خود خلق كنند و بتوانند از آن لذت ببرند، نه اینكه خواستار پیدایش یك رابطه نامعقول و آزاردهنده باشند. هرگز تا زمانی كه مرد (شوهرتان) تقاضا نكرده، او را نصیحت نكنید. به او بگویید كه به توانایی او در حل مسایل و مشكلاتش اطمینان كامل دارید!

    و كلام آخر اینكه:
    اگر مردان در تنهایی خویش اندكی تفکر کنند، پی خواهند برد كه آن چه همسرانشان از آنان میخواهند دلیل بر این نیست كه آنان دچار ایراد و یا اشكالی هستند. تداوم و ماندگاری یك رابطه زناشویی پایدار در كنار یكدیگر شكل خواهد گرفت و زن و مرد به عنوان یك زوج در سایهسار عشق، همدلی، محبت، وفاداری و صداقت به دور از هرگونه حسادت و انتقاد، خواهند توانست روزهایی سرشار از شادكامی و صمیمیت را با هم سپری سازند و خاطرات خوب با هم بودن در افكار و زندگیشان نقش ببندد و جاویدان بماند.
    «زندگی یعنی: تقسیم دلتنگیهای همیشه و هنوز با هم و برای هم».
    منبع: فصل نامه خانواده سبز
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  10. #10
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: دنیای مردها !!

    تفاوت افسردگی در زنان و مردان:

    پیشینیان،” افسرده جانی “ را یک مرض زنانه می پنداشته . ممكن است این باور دیرین ، برخی مردم را از تشخیص نشانه ها و انتخاب روش درمانی مناسب باز دارد.
    در واقع، افسرده دلی، هر دو جنس زن و مرد را مبتلا می سازد، پیوندها را می گسلد و مانع كار و فعالیت های روزانه آن ها می شود. علایم شوریده حالی در آنان همسان است، و به طرز متفاوتی بیان می شود.
    شایع ترین نشانه های افسرده دلی عبارتند از:
    اعتماد به نفس اندك،
    اندیشه ی خودكشی،
    بی میلی به تلاش های معمولاً دلپذیر،
    خستگی،
    تغییر اشتها،
    آشفتگی خواب،
    بی احساسی و مشكلات جنسی مشتمل بر كاهش تمایل به آن.
    بنا به دلایل متعدد، معمولاً علامت های افسردگی مردها را نمی توان باز شناخت. مردان ناراحتی های خویش را انكار می كنند، زیرا تصور همگان بر این است كه اینان جنس قوی تری هستند.
    بیان احساس، عمدتاً جزء خصلت زنان شمرده می شود. در نتیجه مردان به جای این كه نشانه های وابسته به هیجانات را بر زبان جاری سازند، به احتمال زیاد از علایم جسمی افسردگی شان، هم چون احساس خستگی سخن می رانند. افسرده حالی در تمایل جنسی و عمل كرد آن اثر می نهد. مردها غالباً نمی خواهند كاستی های قوای جنسی خود را بپذیرند و به اشتباه حس می كنند كه اشكالات موجود از این بابت، به جنسیت آنان بستگی د ارد، به خصوص زمانی كه با یك اختلال پزشكی رو به رو می شوند.
    نشانه های آشكار افسردگی زنانه را بهتر از افسردگی مردانه می توان دریافت، مردها كمتر علامت های ویژه ی دل افسردگی همانند گریه، اندوه باری و بی میلی به كارهای دلنشین قبلی را بیان داشته، یا به طور زبانی افكار مربوط به خودكشی را به گوش مخاطب می رسانند. در عوض مردها به احتمال زیاد احساسات شان را پنهان می كنند، لكن ممكن است تحریك پذیرتر و پرخاشگرتر باشند.
    بنابه همین دلایل، بسیاری از مردان و نیز پزشكان و سایر كارشناسان و مراقبان بهداشت از تشخیص بیماری افسردگی درمی مانند. برخی از متخصصان بهداشت روانی نظر بر این دارند كه اگر نشانه های افسرده تنی گسترش می یافت و شامل خشم، سرزنش و ناسزاگری می شد، امكان تشخیص افسردگی مردان میسر می شد .
    افسرده حالی مردها، پیامدهای فراوانی دارد. براساس گزارش مركز پیشگیری و مهار بیماری ها، سی دی سی ـ واقع احتمال خودكشی مردان آمریكایی چهار برابر بیش از زنان این سرزمین است.این آمار تكان دهنده حكایت از آن دارد كه 80% كسانی كه به این عمل مبادرت می ورزند، مردان هستند. هرچند شمار زنانی كه در این وادی گام می نهند كم نیست، ولی بیشتر مردها هستند كه به این وسیله به زندگی شان پایان می دهند. شاید علت این باشد كه مردان برای پرداختن به چنین عملی، به شیوه های خطرناك دست می زنند یعنی مثلاً به جای مصرف زیاده تر از حد دارو ، به كاربرد سلاح متوسل می شوند.

    و اما چرا افسردگی مردان متفاوت است؟
    آگاهی از طرز پرورش و رفتار مردها در جامعه، در تشخیص و مداوای افسردگی شان اهمیت به سزایی دارد. پریشان حالی اینان اغلب از انتظارات فرهنگی شان سرچشمه می گیرد. همه می پندارند كه مردان كامیاب اند. آن ها باید جلوی هیجانات خود را بگیرند و تحت نظر باشند. این گونه فرهنگ قادر است برخی از علایم واقعی افسردگی را پنهان ساخته و در عوض پرخاشگری و خشم را (كه رفتار پسندیده تر به نظر می آید) پیشه كنند.
    افزون بر این، معمولاً برای مردها، از عهده ی نشانه های افسردگی برآمدن، طاقت فرساست. ایشان ترجیح می دهند كه با علایمی از این دست، مردانه برخورد كنند. این نگرش، هنوز بر بسیاری از نهادهای مرد سالار نظیر ارتش و ورزش حكم فرماست. در محیط های ارتشی و ورزشی به مردها می آموزند كه سختی و پایداری به مفهوم برتافتن و كنار آمدن با درد جسمی بوده و تسلیم پریشانی عاطفی شدن، جزء محرمات است. مردها به جای یاری جویی كه به زعم آنان، نمایانگر ضعف و زبونی است، بیشتر به خودكشی روی می آورند تا، به این خیال خام بر افسردگی چیره شوند.

    آیا افسردگی مردان، درمان پذیرست؟
    افزون بر 80% مردان و زنان افسرده خاطر را می توان به طور موفقیت آمیزی با داروهای ضد افسردگی و روان درمانی یا توأماً معالجه كرد.

    تأثیر مصیبت و داغدیدگی در افسردگی
    برداشت مردان از مرگ، با زنان متفاوت است. امكان دارد این موضوع به باور آنان مربوط باشد كه می پندارند باید در صورت بروز مصیبت دل قوی داشته باشند و دیگر این كه هیجان نمایی، نشانه ی ضعف و ناتوانی است.
    مردها تمایل دارند مسئولیت كامل داغدیدگی را به عهده گیرند و غم و اندوه شان را فرو نشانند، پژوهش ها حاكی از آنند كه این سركوبی و پنهان سازی زمان غمناكی را افزون ساخته و به عوارضی مانند تشدید غضبناكی، پرخاشجویی و سوی استعمال موادمخدر می انجامد. نشانه های جسمی احتمالاً شامل افزایش میزان كلسترول، زخم ها، پرفشاری خون و پریشان احوالی است. از آن جا كه بسیاری از مردان در بیان آشكار احساسات شان ناتوانند، بنابراین با پرداختن به فعالیت های بیشتر مثل اضافه كاری كردن یا به سفرهای كاری رفتن، می توانند اوقات زندگی خود را سپری كنند.
    ایشان ممكن است به رفتارهای مخاطره جویانه هم چون ورزش های خطرناك دست برنند. پاره ای رفتارهای اعتیادآور چون باده نوشی یا سوی مصرف موادمخدر، در نتیجه ی اندوه نهان، شدت می یابند.
    منبع: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  11. #11
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: دنیای مردها !!

    امان از مردان بدبین!

    بعضی مردها به بیمارى بدگمانى و سوءظن‏ مبتلا هستند. بى‏جهت نسبت‏به همسرانشان بدبین هستند و درباره آنان‏احتمال خیانت می دهند.
    هر مردی كه بدین بیمارى خانمان سوز مبتلا شد زندگى را به خودش و خانواده‏اش تلخ می كند. ایراد و بهانه‏جویى می كند.نسبت‏به اعمال وحركات همسرش به نظر بدبینى نگاه می كند و مانند سایه او را تعقیب ‏می نماید.چون سوءظن دارد ، از در و دیوار شاهد و قرینه پیدا می كند.
    ‏خانواده‏ای كه به مرض بدگمانى مبتلا شوند ، آسایش وخوشى ندارند.آب خوش از گلوى هیچ كدامشان پایین نمى‏رود. مرد همانند یك پلیس مخفى دائما از اعمال و حركات همسرش مراقبت می نماید. زن‏بیچاره هم ناچار است همانند یك متهم بیگناه همواره در شكنجه و عذاب‏روحى و در حال محدودیت و تحت نظر زندگى كند.بنیاد چنین خانواده‏اى‏همواره در معرض خطر قرار دارد .
    مرد باید تعصبهاى غلط و توهمات بیجا را از خویش دور گرداند وبر طبق موازین عقل و وجدان رفتار كند. نسبت‏خیانت‏به كسى دادن‏موضوع بسیار دشوار و پر مسؤولیتى است.تا موضوع خیانت‏با دلیل وشاهد قطعى به اثبات نرسد نمى‏توان كسى را متهم كرد.
    خداوند متعال درقرآن میفرماید:
    اى كسانی كه ایمان آورده‏اید از بسیارى از گمانهاى بداجتناب كنید زیرا بعضی گمانها گناه است (1) .
    ‏خانواده‏ای كه به مرض بدگمانى مبتلا شوند ، آسایش وخوشى ندارند.آب خوش از گلوى هیچ كدامشان پایین نمى‏رود.مرد همانند یك پلیس مخفى دائما از اعمال و حركات همسرش مراقبت می نماید. زن‏ بیچاره هم ناچار است همانند یك متهم بیگناه همواره در شكنجه و عذاب‏روحى و در حال محدودیت و تحت نظر زندگى كند . بنیاد چنین خانواده‏اى‏همواره در معرض خطر قرار دارد .
    آقای محترم !
    همسر شما اگر از مردى تعریف كرد دلیل آن نمى‏شود كه به او دلبسته است.
    اگر كمتر از سابق اظهار محبت می كند دلیل آن نیست كه نسبت ‏به ‏دیگرى دلبسته است.شاید از شوهرش دلخورى داشته باشد.
    شاید غم وغصه‏اى به دل داشته باشد ، شاید بیمار باشد.شاید در اثر بى‏توجهى و عدم‏اظهار محبت ‏شوهرش، نسبت‏به زندگى دلسرد شده باشد.
    آقاى محترم!
    دست از سوءظن ‏بردار.مانند یك قاضى با انصاف در محكمه داورى بنشین و ادله و شواهد احیانا خیانت همسرت را با دقت و انصاف بررسى كن و مقدار دلالت آنها رابسنج و ببین آیا قطعى هستند یا ظنى یا احتمالى؟
    من نمی گویم بى‏غیرت باش بلكه می گویم:
    به هر دلیلى به‏مقدار دلالتش ترتیب اثر بده نه زیادتر.چرا براى بعضى توهمات بیجا و شواهد پوچ زندگى را به خودت و خانواده‏ات تنگ می كنى؟ اگر كسى باهمین قبیل شواهد خیالى خودت را متهم سازد چه حالى پیدا می كنى؟ چراانصاف و وجدان ندارى؟
    مواظب‏باش در غیر موضع غیرت، غیرت به خرج ندهى.زیرا این عمل افراد صحیح‏را به سوى فساد و افراد پاكدامن را به جانب گناه متمایل خواهد ساخت .
    چرا آبروى خودت و همسرت را میریزى؟
    حضرت على علیه السلام به فرزندش امام حسن فرمود: مواظب ‏باش در غیر موضع غیرت، غیرت به خرج ندهى. زیرا این عمل افراد صحیح‏را به سوى فساد و افراد پاكدامن را به جانب گناه متمایل خواهد ساخت (2) .
    اگر نسبت‏به همسرت بدبین هستى مطلب را با هر كس در میان‏نگذار زیرا ممكن است در اثر دشمنى یا نادانى یا تظاهر به خیرخواهى،بدون دقت و بررسى،عقیده ی تو را تایید نمایند بلكه شواهد بى‏اساس دیگرى‏را بدان بیفزایند و سوءظنت را به مرحله یقین برسانند و بدین وسیله دنیا وآخرتت را تباه سازند.
    اگر خواستى از راهنماییهاى دیگران استفاده كنى بادوستان عاقل و با تجربه و خیرخواه و عاقبت‏اندیش مشورت كن.بهتر ازهمه این كه نسبت‏به هر یك از اعمال و رفتار همسرت بدبین هستى مطلب را با صراحت با خودش در میان بگذار و توضیح بخواه.لیكن منظورت‏این نباشد كه مطلب را به اثبات برسانى.

    پی نوشت :

    1-سوره حجرات آیه 12.
    2-بحار جلد 103 ص 252
    منبع : برگرفته از كتاب " همسرداری "
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  12. #12
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: دنیای مردها !!

    مردان،بی احساس های احساساتی


    چرا مردها نباید گریه کنند؟!
    تحقیقات جدید نشان میدهد که زندگی احساسی مردان هم به اندازه زنان پیچیده و غنی است اما در اغلب موارد این امر از مردان و هم چنین از زنان پوشیده باقی میماند.
    با این که احساسات همیشه از خصوصیات زنانه به شمار میرود ، اما مردان هم به اندازه زنان احساساتی میشوند و تجربیات عاطفی مشابهی را توصیف میکنند. در یک بررسی در رابطه با هوش عاطفی 500 هزار فرد بالغ ، ثابت شد که هوش عاطفی مردان به اندازه زنان است. مطالعاتی که بر روی زوجها صورت گرفته نشان میدهد که مردان هم به اندازه زنان با میزان استرس همسرشان هماهنگاند و به همان اندازه قادر به حمایت از آنها هستند.
    مردان و زنان آه میکشند ، گریه میکنند ، شادی میکنند ، خشمگین میشوند و داد و فریاد راه میاندازند ، اما شیوه پردازش و ابراز احساسات در آنها متفاوت است.
    دکتر کلمن، روانشناس و نویسنده میگوید: « احساسات در زندگی مردان در پشت سر و در زندگی زنان در پیش رو قرار دارند.» هورمون تستوسترون بر احساسات مردان تاثیر میگذارد و باعث میشود آنها بیشتر به طبقهبندی و تفکر منطقی بپردازند. به نظر میرسد زنان طبیعتاً با عواطف خود بیشتر در تماس هستند ، در حالی که مردان باید روی این قضیه کار کنند و اگر این کار را بکنند شرایط کاملا برابر میشود. آنها دارای روابط شادتر و زندگی سعادتمندانهتری خواهند بود.
    چرا بسیاری از مردان از نظر احساسی ضعیف هستند؟ خوب این تقصیر مغزمردانه است. دکتر دیوید پاول، رییس مرکز بینالمللی مطالعات سلامت میگوید: « سیمکشی مغز مردان متفاوت است.» او توضیح میدهد که ارتباط بین نیمکره چپ مغز، جایگاه منطق، و نیمکره راست مغز، محل عواطف و احساسات، در زنان قویتر است: «ارتباط بین دو نیمکره در زنان شبیه یک بزرگراه است، بنابراین میتوانند به راحتی بین دو نیمکره حرکت کنند. اما در مردان این ارتباط مانند یک کوره راه باریک است که باعث میشود دسترسی به احساسات برای ما مردها چندان آسان نباشد.»
    این میتواند توضیحی برای نتایج 125 مورد مطالعه در فرهنگهای مختلف باشد: در این بررسیها مشاهده شد که مردها و پسرها همواره در تفسیر پیامهای غیرکلامی نهفته در ژست بدن، حالت صورت و لحن صدا دقت کمتری دارند.
    همچنین واکنش مردان نسبت به احساسات ضعیف تر است و زودتر هم آنها را فراموش می کنند. در آزمایشی که در دانشگاه استانفورد انجام گرفت، عکسهایی از صحنههای تکاندهنده یا ناراحتکننده باعث تحریک بخش گستردهتری در مغز زنان شد. پس از سه هفته، زنان در مقایسه با مردان جزییات بیشتری از این تصاویر را به خاطر داشتند. به همین صورت محققان گمان میکنند که یک زن ممکن است به خاطر بگو مگو یا بیاعتتنایی کوچکی که شوهرش مدتهاست فراموش کرده همچنان ناراحت و عصبانی باشد.
    پسرها در سن یک سالگی در مقایسه با دختران ارتباط چشمی کمتری برقرار میکنند و به اشیای متحرک مثل ماشین توجه بیشتری نشان میدهند تا چهره انسانها. هم پدرها و هم مادرها با پسرانشان کمتر در مورد عواطف و احساسات صحبت میکنند (به جز خشم)، و دایره لغات ذهن پسرها شامل تعداد کمتری از واژههای مربوط به احساسات میشود.
    در زمین بازی اگر نه در خانه پسرها یاد میگیرند که جلوی اشکشان را بگیرند و ترسی از خود نشان ندهند. چهره آنها، که زمانی به اندازه دختران نشان دهنده احساسشان بود، با رسیدن به سنین دبستان جدی تر میشود.
    در سنین بزرگسالی مردان از کلمات کمتری استفاده میکنند و صحبت کردن را حداقل در جمع ابزاری برای بالا بردن موقعیت خود میدانند، برعکس خانمها که برای نزدیکی به دیگران با آنها وارد صحبت میشوند. مردان حتی هنگام صحبت با دوستانشان هم در حال تبادل اطلاعات در مورد خرید ، ورزش، ماشین یا کامپیوتر هستند.

    چرا مردان منفجر میشوند؟
    اگر چه زنان هم به اندازه مردان عصبانی میشوند ، اما خشم همچنان یک ویژگی مردانه به حساب میآید. دکتر کنث دیلیو کریستین، روانشناس و نویسنده میگوید: «خشم به این علت به وجود میآید که شخص به علت سرکوب کردن احساسات خودش دچار سرخوردگی شدید میشود با این وجود این کاری است که مردان انجام میدهند، چون میترسند که اگر کمی به احساساتشان بها بدهند دیگر کنترل آن از دستشان خارج میشود. اگر شما همه ابعاد وجودتان را رشد ندهید اگر یاد نگرفته باشید که چهطور با احساساتتان کنار بیایید، تبدیل به سایهای میشوید که فقط بخش کوچکی از شخصیتتان را نشان میدهد و طولی نمیکشد که این بنای سستی که از خود ساختهاید فرو میریزد.»
    برای آنکه احساسات بیشتر در زندگی آقایان وارد شود ، رعایت این نکات توصیه می گردد:

    آقایان اینها را امتحان کنید!
    «مردانی که بیش از همه احساساتشان را پنهان میکنند احتمالا حساسترین مردها هستند!»
    با این حال شما آقایان میتوانید بدون گریه و زاری راه انداختن، احساساتتان را ابراز کنید.
    خوب، چرا شروع نمیکنید:

    یک خروجی خلاقانه برای خودتان ایجاد کنید.
    سرگرمیهایی مثل نقاشی یا هر هنر مورد علاقه تان ، میتواند ابزار خوبی برای غلبه احساسات یک مرد باشد. یادتان باشد که بسیاری از آثار برجسته هنری و ادبی جهان توسط جنسی خلق شدهاند که گفته میشود احساس ندارد!

    استرس و خشم خود را از طریق ورزش تخلیه کنید.
    وستوور میگوید: « وقتی به جایی میرسید که فقط میخواهید سرتان را به دیوار بکویید ، یک وقفه 10دقیقهای برای آرام کردن شما کافی است.»
    می توانید مواقعی که دچار احساسات شدید میشوید ، جایی پیدا کنید و روی زمین شروع به شنا زدن کنید.

    سعی کنید « یک کمی » از احساساتتان را بروز دهید.
    کلمن پیشنهاد میکند: این روش را با احساساتی آغازکنید که میتوانید کنترلشان کنید ، یک گوش شنوا پیدا کنید و از عبارت « یک کمی» استفاده کنید گفتن اینکه «یک کمی» ناراحتید یا «یک کمی» میترسید ، بیخطرتر از این به نظر میرسد که بخواهید آسیبپذیری خود را کاملا بیان کنید.
    وقتی به جایی میرسید که فقط میخواهید سرتان را به دیوار بکویید ، یک وقفه 10دقیقهای برای آرام کردن شما کافی است.

    به سمت ناراحتیهایتان بروید.
    بهجای اینکه از احساساتی که نمیدانید چهطور با آنها کنار بیایید اجتناب کنید ، بیشتر به آنها بپردازید. شما به زمان و تلاش نیاز دارید تا یاد بگیرید چگونه احساساتتان را کنترل کنید ، چرا که باید مغزتان دوباره آموزش ببیند. اما نگران نباشید، به مرور زمان این کار برایتان آسانتر میشود.

    خانمها ، حواستان باشد!
    در اینجا روشهایی وجود دارد که شما خانمها میتوانید از آنها استفاده کنید تا همسرتان بتواند با احساساتش راحتتر برخورد کند.
    برای صحبت کردن در کنار همسرتان باشید تا او احساس کند در کنار اوهستید نه در مقابلش.
    روانشناسان معتقدند وقتی رودر روی یک مرد قرار میگیرید باعث میشوید او احساس رقابت یا مقابله کند ،به جای اینکه از آن سوی میز به او خیره شوید ، در یک سمت در کنار شوهرتان بنشینید.

    با هم به یک فعالیت فیزیکی بپردازید.
    وقتی با شوهرتان پیادهروی میکنید ، سد دفاعی او شکسته میشود. بگذارید موضوع صحبت خود به خود پیش بیاید هرگز یک مرد را مجبور نکنید در مورد چیزی حرف بزند.

    هرگز یک مرد را برای حرف زدن راجع به یک روز بد تحت فشار قرار ندهید.
    اگر مرد شما روزی طاقتفرسا را پشت سر گذاشته، شاید بخواهد از رنج و ناراحتی آن رها باشد. چه فایدهای دارد که تمام شب را در احساس بدبختی بگذرانید وقتی این کار گرهای از کارتان را باز نمیکند؟

    نشان دهید ، فقط حرف نزنید.
    صحبت کردن شاید برای یک زن محبوبترین شکل عشق ورزیدن باشد ، اما مردان رابطه زناشویی را نوعی وسیله برقراری ارتباط میدانند. مردان بخش عظیمی از احساسات خود را به صورت فیزیکی ابراز میکنند. به جای اینکه مرد را مجبور کنید احساسش را در قالب کلمات ترجمه کند ، به زبان خودش صحبت کنید.
    بگذارید مردتان بداند که به چه نوع حمایت عاطفی نیاز دارید.
    مردان نیز مانند زنان میتوانند از لحاظ عاطفی نسبت به همسرشان حساس و حمایتگر باشند ، اما اغلب وقت آنها کفایت نمیکند. مردان به این مسایل بیتوجه نیستند ، اما شما خانمها باید به آنها فرصت دهید تا بدانند چه میخواهید و در چه زمانی به آن نیاز دارید.

    از همسرتان نظرخواهی کنید.
    در یک روز آرام از شوهرتان بپرسید: آیا من تا به حال کاری کردهام که فکر کنی دیگر مثل روزهای اول به تو احترام نمیگذارم و تحسینت نمیکنم؟ به او بگویید که چقدر از داشتن او خوشحالید و اینکه متاسف هستید که در اغلب موارد نمیگذارید او این را بداند. اینجاست که همسرتان دهانش باز میماند!!
    منبع:آیین همسر داری - مجله شادکامی
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  13. #13
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: دنیای مردها !!

    8رفتار مردانه مورد پسند خانم ها


    1-هرچند خانم ها ادعا مي كنند كه از مردهاي مرتب و تميز و شيک پوش خوششان مي آيد، اما گاهي اوقات اگر با لباس هاي ورزشي كج و كوله جلوي آنها ظاهر شويد، غذا را بدون رعايت آداب ويژه بخوريد، و در كوچه فوتبال بازي كنيد، شايد به نظر خانم ها خيلي جذاب تر هم جلوه كنيد.او بدش نمي آيد كه هر چند وقت يكبار براي نجاتش تلاش كنيد، و يا اگر از عهده ی تعمير برخي وسايل بر مي آييد اين كار را انجام دهيد، و يا حتي با دوستان خود گپ بزنيد. يک خانم با يک آقا قرار نمي گذارد تا بر سر اين موضوع كه كدامشان كفش ها و يا موهاي شيک تري دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلكه اين تفاوت هاي موجود ميان شما دو نفر است كه منجر به اتصال هرچه بيشتر شما به هم مي شود. البته نبايد فراموش كنيد كه زماني كه براي مشاهده تئاتر و يا صرف شام به بيرون مي رويد، او از شما انتظار دارد كه لباس هاي مناسب و آراسته اي به تن كنيد، اما در عين حال بايد در نظرداشته باشيد كه در بقيه ی ساعات بيشتر از حس مردانگي شما لذت مي برد .
    هرچند اين امكان وجود دارد كه هرگز به اين موضوع اعتراف نكند.هميشه لازم نيست شيک ترين لباس ها را به تن كنيد و درهاي مختلف را پيش از او برايش باز كنيد،فقط كافي است كه آروغ هاي بعد از نوشيدني را در زمان مناسب و هنگامي كه با دوستانتان هستيد بزنيد.

    2-نه گفتن
    شما بايد تصميماتي را كه به ذهنتان مي رسد ، انجام دهيد و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور مي دهد، عمل كنيد؛ حتي اگر اين كار سبب عصباني شدن خانم شود.آقايون تصور مي كنند كه دخترخانم ها به دنبال نامزدهايي مي گردند كه او را بتوانند روي يک انگشت خود بچرخانند و هر چه كه مي گويند انجام دهد. اگر بخواهيد هميشه مطابق آنچه به شما ديكته مي شود، عمل كنيد، ديري نخواهد گذشت كه رابطه تان كسل كننده و ملال آور مي شود.خانم ها به دنبال مردي هستند كه چيزي براي ارائه كردن در دست داشته باشد و بتواند عقايد و ملاحظات شخصي خود را در بحث ها وارد كند. آنها به دنبال مردي هستند كه شخصيت منحصر بفردي داشته باشد.اگر تمام زندگي يک مرد را تنها "همسرش"تشكيل دهد، آن گاه ديگر چيزهاي زيادي براي گفتن ندارد و برايش سورپرايزهاي زيادي باقي نمي ماند كه بتواند در مواقع ضروري آنها را رو كند.حتي اگر همسر شما از آن دست خانم هايي باشد كه دوست دارند قدرت و كنترل خانواده را به دست بگيرند، باز هم بدش نمي آيد كه گه گاه با شما قدرت آزمايي و جدلي برابر داشته باشد.بنابراين اگر تا به حال تصور مي كرديد كه بايد كنترل تمام امور را به دست او بسپاريد، بهتر است از اين به بعد دست از اين كار برداريد؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نبايد خودتان را به يک خدمتكار خانگي دست آموز تبديل كنيد.

    3-رابطه ي صحیح
    كاملاً روشن است كه اگر يک رابطه، تنها به برقراري روابط جنسي محدود شود، طرف مقابل احساس مي كند كه مورد سوء استفاده قرار مي گيرد؛ اما از سوي ديگر بايد اين امر را نيز در نظر گرفت كه يک خانم زماني كه مي بيند شوهرش در مقابل او كنترل خود را از دست مي دهد و ابراز علاقه مي كند انگاردنيا را به وي داده اند.اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از يک روز سخت كاري و سرو كله زدن با ارباب رجوع و همكاران او را در خانه مي بينيد هيچ چيز جز معاشقه نمي تواند او را خوشحال كند؛ اين امر سبب مي شود كه او خودش را در رأس تمام شادي هاي جهان قرار دهد.اگر او شغل حساس و با ارزشي دارد و در سمت مهمي قرار دارد،بهتر است شما شروع كننده ی ارتباط جنسي باشيد.اين امر به او اجازه مي دهد كه با خيال راحت از رابطه ی خود لذت ببرد.

    4-مستقل بودن
    شايد هميشه خانم ها به اين دليل كه همسرشان ادعا مي كنند سرشان بيش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه كافي مبذول نمي دارند، وقت زيادي را در محل كار خود سپري مي كنند و يا با دوست هاي خود خوش گذراني مي كنند، ناراحت مي شوند.بايد توجه داشته باشيد كه اگر مي خواهيد همسرتان در كنارتان باقي بماند، بايد مانند يک پرنسس با او رفتار كنيد؛ اما از طرف ديگر، همواره در نظر داشته باشيد كه اگر سرگرمي، تفريح و كارهاي ديگري براي انجام دادن نداشته باشيد، ممكن است خانم احساس كند كه در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه كه شما در رابطه نياز به فضا داريد، خانم ها نيز از آزادي خود لذت مي برند و شديداً به آن محتاج هستند.يک مرد مستقل و متكي به نفس در نظر خانم ها از جذابيت بيشتري برخوردار مي باشد. يک مرد محتاج و بدون آرزو هاي بزرگ، براي بيشتر خانم ها هيچ گونه جذابيتي ندارد. بنابراين شما مجاز هستيد كه با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذاريد و شغل و سرگرمي مخصوص به خودتان را داشته باشيد.

    5-حسود بودن
    حسادت يكي از احساسات قوي به شمار مي رود.هرچند انسان ها نمي توانند ميزان دقيق حسادت خود را كنترل نمايند، اما مقدار كمي حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقي، به راحتي مي تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزايش دهد. اگر شما نسبت به مردهايي كه با اوصحبت مي كنند، هيچ گونه عكس العملي از خود نشان ندهيد،او تصور مي كند كه به هيچ وجه برايش ارزش قائل نيستيد، به همين دليل به دنبال كسي مي رود كه اين خلأ را برايش پر كند. اگر او در مورد يک همكارمذكرو يا مربي اش خيلي صميمي است،او را بازخواست نماييد، شايد در ظاهر به شما غربزند، اما در باطن لبخندي بر لب هايش نقش خواهد بست.توجه:زماني كه نوبت به حسادت مي رسد، مقدار كمي از آن مي تواند مثمرثمر واقع شود، پس در خرج كردن آن به شدت صرفه جويي كنيد.از قدرت فوق العاده آن با خبر شويد:او مي تواند عاشق مردي شود كه نسبت به دارايي هاي شخصي او حساس بوده و از آنها محافظت كند.

    6-آسيب پذيري گاه به گاه
    هر انساني دوست دارد كه احساس كند ديگران به وجود او نيازمند هستند و از آنجايي كه كمتر اتفاق مي افتد يک خانم بتواند از شوهر خود محافظت كند، بد نيست كه به او اجازه دهيد اين كار را از طريق روش هاي ديگر به شما اثبات كند. براي مثال بد نيست كه به او اجازه دهيد تا به شما گوشزد كند نياز به جوراب هاي بيشتري داريد، يا اين كه هميشه يادتان مي رود رخت ها را به خشک شويي ببريد، و براي بستن كروات خود به كمک او احتياج داريد.شايد احمقانه به نظر برسد اما گاهي اوقات همين موارد ساده و پيش پا افتاده سبب مي شود كه او احساس بهتري نسبت به خودش پيدا كند و بيش از پيش جذب شما شود.البته اين امر بدان معنا نيست كه سعي كنيد از او براي خود يک مادر بسازيد هر چند او از اين كار بدش نمي آيد ، اما اين امر شايد جزء آخرين چيزهايي باشد كه او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زماني كه نياز به كمک داشتيد و احساس مي كرديد كه او مي تواند به شما كمک كند،از او درخواست همكاري كنيد.با اين كار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد.اغلب مردها تصور مي كنند كه براي كشاندن خانم ها به سمت خود بايد ازخودشان يک قهرمان دست نيافتني بسازند، اما اين امر صحت ندارد.مقداري نيازمندي و كمک خواستن سبب مي شود كه شما در نظر او تا حدي آسيب پذير جلوه كنيد، و در چنين موقعيتي تمام خانم ها حاضر ايستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما كمک كنند.

    7-پنهان كردن احساسات
    شايد او هميشه اعتراض مي كند كه چرا نبايد بداند كه شما در حال فكر كردن به چه موضوعي هستيد.شايد دوست داشته باشد بداند كه در طول روز و در محل كار براي ما چه اتفاقاتي رخ داده، شايد هميشه از شما بخواهد تا در مورد همه چيز با او صحبت كنيد، و به اصطلاح سفره دلتان را براي او باز كنيد تا بتواند به عميق ترين نقطه از احساساتتان دسترسي پيدا كند.شما مي دانيد كه خانم ها با دوست هاي دختر در مورد جزييات تمام مسائل به خصوص در مورد نگراني هاي خود، صحبت مي كنند.به همين دليل اگر بخواهيد تمام احساسات خود را در مقابل او بازگو كنيد، خيلي راحت مي تواند به شما نمره دهد.در برخي مواقع اگر كمي از او دوري كنيد و خود را كمي اسرار آميز جلوه دهيد، او علاقه ی بيشتري به شما پيدا خواهد كرد.نكته جالب اينجاست كه خودش به شخصه براي پيدا كردن حقيقت تلاش مي كند.خانم ها لذت مي برند تا بدون اينكه شما به آنها چيزي بگوييد، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بياورند. شايد آن قدرها هم كه شما تصور مي كنيد از اين كار متنفر نباشد.

    8-سرتاپاي او را وارسي كنيد
    خانم ها به اندازه ی آقايون دوست دارند كه ديگران آنها را به خاطر توانايي هاي ذهني و عملي شان تحسين كنند، و زماني كه كاري را درست انجام دادند مورد تشويق قرار بگيرند؛ آنها در چنين حالتي انتظار ترفيع رتبه و تشويقي نيز دارند.اگر يک خانم با حالت جذابي صحبت مي كند دلش مي خواهد مورد توجه قرار بگيرد.البته اين امر به شرايط و كساني كه به او توجه مي كنند هم بستگي دارد.اما زماني كه نوبت به مردي مي رسد كه خانم دوستش مي دارد، با كمال ميل به او اجازه مي دهد كه كليه متعلقاتش را چک كند.خانم ها هم مانند آقايون از تعريف و تمجيد لذت مي برند.اگر به او توجه كنيد او واقعاً خوشحال مي شود و اين خوشحالي شما را به هر كجا كه بخواهيد خواهد رساند.

    هميشه بهترين رفتارهايتان را رو نكنيد
    هر چند خانم ها در بيشتر موارد، زماني كه غر زدن هايشان را شروع مي كنند كاملاً جدي هستند، (به ويژه زماني كه آشغال غذاهاي خود را روي ميز بگذاريد و يا جوراب هايتان را برنداريد)اما بايد اين امر را هم در نظر داشته باشيد كه اگر بخواهيد هميشه با او موافقت كنيد و مطابق خواسته هايش رفتار كنيد، او دلش براي خود واقعي شما تنگ خواهد شد.اين دست رفتارها به دو قسمت تقسيم مي شوند:آنهايي كه خود واقعي شما را نمايان مي سازند و آن دسته اي كه شما را به او نشان مي دهند.از آنجايي كه ما كاملاً واقف هستيم كه خانم ها نيازمند توجه هستند و همين توجه باعث جذب خانم ها به آقايون مي شود، اين احتمال وجود دارد كه برخي رفتارهاي منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را برروي لب هاي او بنشاند و در وجود او جذابيت بيشتري نسبت به شما ايجاد نمايد.بنابراين هيچ گاه نبايد به ظاهر صحبت هاي او توجه كنيد؛ در بيشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست مي دارد.
    منبع:jashn.anzaliblog.com
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  14. #14
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: دنیای مردها !!

    روش ارتباط موثر با شوهر


    برقراری ارتباط جزئی از زندگی روزمره است و همه ما دائما در حال تکرار این امر هستیم، اما دلیل اینکه نمی توانیم به طور مناسب با شوهر خود ارتباط برقرار کنیم چیست؟ شاید در آغاز زندگی مشترک همه چیز بر وفق مراد پیش رود، اما اگر شما قادر به برقراری ارتباط مؤثر نباشید، چیزی نخواهد گذشت که تعادل زندگی از بین میرود. اغلب خانم ها عادت دارند که تقصیر همه مسائل و مشکلات را به گردن همسرانشان بیندازند و اصلا اعتقادی ندارند که نقایص و عیوبی در وجود خودشان نیز هست که باید رفع شود.
    بر اساس کتاب "قبل از اینکه خیلی دیر شود، دل همسر خود را بدست آورید" نوشته " گری سمالی" 5 مورد وجود دارد که مانع ایجاد ارتباط سالم بین شما و شوهرتان میشود.

    1 ـ گوشزد کردن تمام مشکلات هنگامیکه از کار برمیگردد
    آقایون به اندازه کافی در شغل خود با مشکلات بسیار زیادی مواجه هستند که باید تمام آنها را حل و فصل نمایند و دوست ندارند زمانیکه به منزل باز می گردند باز هم با مشکلات دیگری مواجه شوند. انسان ها به طور غریزی زمانیکه با مسائلی که در حد توانشان نیست برخورد می کنند، یکی از این دو راه را انتخاب می کنند: یا دعوا یا فرار؛ به همین دلیل زمانیکه شما همسرتان را با کوهی از مشکلات گلوله باران می کنید او هم در مقابل یکی از دو راه ذکر شده را انتخاب می کند. اگر در دعوا با شما شکست بخورد، راه دوم را انتخاب کرده و از برقراری ارتباط سالم با شما می گریزد.

    2 ـ پر حرفی
    بیشتر اوقات خانم ها در مورد مشکلات خود شروع به پر حرفی می کنند. زمانیکه میتوان بازگو کردن آنها را در چند جمله خلاصه کرد، دیگر نیازی نیست که شروع به داستانسرایی کنید. بیشتر خانم ها پر حرف هستند و بحث را خیلی بیشتر از آن چیزی که نیاز است، به درازا می کشانند. بهتر است زمانی که می خواهید با همسر خود در مورد کارهای خانه و مسائل مربوط به زندگی مشترکتان صحبت کنید، گفتگوی کوتاه و شیرینی داشته باشید تا بتوانید بهترین نتیجه را دریافت کنید. همچنین اگر بتوانید بر روی نقاط مثبت خود و همسرتان تمرکز کنید بیشتر پیشرفت می کنید و بسیاری از مشکلات به خودی خود رفع خواهند شد. نباید در موقع بروز مشکلات فقط در مورد ازدواجتان صحبت کنید. راه حل دیگر این است که بیشتر گوش کنید تا اینکه بخواهید صحبت کنید. یکی از بزرگان می گوید: "همه باید آماده گوش کردن باشند، نشان دهند که قصد صحبت کردن دارند و به ندرت عصبانی شوند."

    3 ـ هرج و مرج در دعواها
    به همه ما آموزش داده اند که دعوا باید عادلانه باشد. اما به راستی معنای واقعی این جمله چیست؟ بر اساس اظهارات سمالی 14 قانون برای "دعوا کردن" وجود دارد که باید در هر رابطه ای رعایت شود:
    1 ـ پیش از هر چیز مشکل به وجود آمده را روشن کنید.
    2 ـ فقط بر روی همان مشکل تمرکز کنید.
    3 ـ سعی کنید با هم ارتباط فیزیکی ملایمی را برقرار کنید؛ مثلا دست های یکدیگر را بگیرید.
    4 ـ از طعنه زدن به یکدیگر خودداری کنید.
    5 ـ از جملاتی که در آنها "تو" وجود دارد، خودداری کنید.
    6 ـ از "عبارات هیستریک" که مبالغه آمیز و تعمیم دهنده هستند، استفاده نکنید.
    7 ـ پیش از اینکه به ادامه بحث بپردازید، باید هر گونه احساس ناراحتی و کینه را در طرف مقابل از بین ببرید.
    8 ـ بر روی اشتباهات گذشته فرد مقابل دست نگذارید.
    9 ـ عکس العمل های تند از خود نشان ندهید و از عباراتی نظیر "من دیگه نمی تونم ادامه بدهم" و یا " تو داری منو به کشتن میدی" استفاده نکنید.
    10 ـ در مقابل او از استراتژی سکوت استفاده نکنید.
    11 ـ بحث و مشاجرات خود را در یک مکان کاملا خصوصی انجام دهید.
    12 ـ برداشت شخصی خود از گفته های طرف مقابل را برای خودتان یک مرتبه دیگر تکرار کنید.
    13 ـ مشکلات خود را با راه حل برنده-برنده حل نمایید.
    14 ـ برای همسر خود ارزش و احترام قائل باشید.
    رعایت این قوانین مشکلات شما را به حداقل رسانده و به شما و همسرتان کمک می کند تا بر سر مشکلات به توافق دست پیدا کنید.

    4 ـ سرزنش کردن
    سرزنش کردن شریک زندگی تنها به این معناست که شما قصد دارید احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید. این کار در حین بحث و مشاجره های خانوادگی به هیچ وجه صحیح نمی باشد. مسئولیت تمام کارهای خود را به عهده بگیرید و اشتباهات خود را به گردن دیگران نیندازید. زمان صحبت کردن با همسر خود از کلمات مناسب استفاده کرده و به او احترام بگذارید تا مجال برقراری ارتباط صحیح را پیدا کنید.

    5 ـ استفاده از عبارات ناسزا
    عبارات ناسزا می تواند شامل هر چیزی که همسرتان را حقیر می کند از جمله کلمات تند و رکیک باشد. زمانی که ما عصبانی می شویم دوست داریم مشکلات خود را با هر کسی که در نزدیکیمان است در میان بگذاریم، حال او چه یکی از اقوام باشد چه یک دوست. در این وضعیت سعی کنید همسر خود را در پیش روی دیگران كوچك نکنید و از جنبه های منفی او صحبت نکنید. این کار سبب می شود تا فاصله میان شما دو نفر بیشتر شود. باید تنها از نقاط قوت همسر خود در مقابل دیگران حرف بزنید و اگر هم نمی توانید، بهتر است که اصلا در مورد او هیچ حرفی نزنید.
    تا این جا به نکاتی اشاره داشتیم که شما باید در زندگی مشترک خود از انجامشان خودداری کنید. در این قسمت سمالی به ما چند نکته یاد می دهد که استفاده آنها در زندگی مشترک سودمند خواهد بود. این موارد عبارتند از : "گوش کردن، درک کردن، ارزش قائل شدن، و واکنش درست نشان دادن"
    گوش کردن: با این کار شما به همسر خود ثابت می کنید که حرف هایش برای شما ارزشمند و مهم هستند.
    درک کردن: با این کار شما گفته های او را برای خود مجددا تجزیه تحلیل می کنید تا هیچ گونه سوء تفاهمی پیش نیاید.
    ارزش قائل شدن: شما دو نفر منظور اصلی خود را برای یکدیگر توضح می دهید تا هیچ گونه برداشت غلطی ایجاد نشود.
    واکنش صحیح: با نوعی ارزش و احترام خاص به درک متقابل او پاسخ می دهید.
    نکات ذکر شده چندان زیاد نبودند و شما می توانید به راحتی از آنها بهره بگیرید. سعی کنید همین حالا طرز برخورد خود با همسرتان را تغییر دهید. منتظر نباشید تا از او حرکتی سر بزند، برای اینکه شاید او به درستی نداند که باید از کجا شروع کنید. فقط تا آن جا که می توانید، سعی کنید تا به بهترین نحو با او ارتباط بر قرار کنید. یاد گرفتن این کار تنها در طول زمان دارازی امکان پذیر خواهد شد.
    منبع: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  15. #15
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: دنیای مردها !!

    10 فرمان برای فيصله دعوا



    1 ـ خودتان را جاي همسرتان بگذاريد:
    وسط داد و بيداد هايي که مي کنيد،
    يک لحظه خودتان را جاي همسرتان بگذاريد
    و سعي کنيد تا جايي که مي توانيد مشکلاتش، استرس هايي که دارد
    و احساسات فعلي اش را درک کنيد.

    2 ـ باورهاي غير واقع بينانه را تغيير دهيد:
    يک دعوا يعني خراب کردن هر چي تا حالا ساخته ايم.
    همسرم بايد هميشه مرا بفهمد چون همسرم است ديگر.
    همسرم هيچ وقت خودش را عوض نمي کند.
    نيازهاي همسرم، زمين تا آسمان با نيازهاي من فرق مي کندو...
    اين باورها ممکن است با قيافه اي حق به جانب ته ذهن شما نشسته باشند.
    کاري نداريم که کي و ازکجا آمده اند توي ذهن شما؛
    ولي حاصلش اين است که اگر تغييرشان ندهيد،
    به قول لازاروس اين فکر هاي سمي مي تواند شما را ديوانه کند
    واقعيت اين است که
    هميشه و در همه ي روابط زناشويي، اختلاف هايي پيش مي آيد.
    همسران نمي توانند هميشه ذهن طرف مقابلشان را بخوانند.
    همه تا حدي تغييرپذيرند
    و «افرادي که دو طرف يک رابطه طولاني مدت قرار مي گيرند، معمولا نياز هاي مشابه هم دارند».

    3 ـ دعوا را به شخصيت همسرتان ربط ندهيد:
    اگر بعد از دعوا فکر کنيد که
    دعوا به اين خاطر بوده که همسرتان اصولا خودخواه است،
    ديگر جايي براي صلح نمي ماند.
    شخصيت دعوايي ممکن است وجود داشته باشد
    اما غالبا رفتار همسران موقع دعوا تحت تاثير موقعيت است.
    اگر بيشتر تامل کنيد مي بينيد که
    همسرتان هميشه اين طور عمل نمي کند
    و با اينکه رفتارش خوب نبوده اما مي دانيد که به شما علاقه مند است.

    4 ـ دعوا را به قسمت هاي عميق رابطه نکشانيد:
    اگر هميشه توي دعوايتان به اصطلاح «رو» دعوا کنيد،
    در عمق هميشه يک وفاداري هميشگي پنهان وجود خواهد داشت.
    دعوايتان را به اين جاها ربط ندهيد.

    5 ـ احساسات تان را با صراحت بيان کنيد:
    به جاي اينکه بگوييد «حس سينما رفتن داري؟
    ، بگوييد «دوست دارم برم سينما.
    به جاي اينکه از جملات تو من را... ،
    از جملات «من احساس مي کنم...» استفاده کنيد..

    6 ـ درباره همسرتان کلي گويي نکنيد:
    اينکه بگوييد «تو آدم بي ملاحظه اي هستي» چيزي را عوض نمي کند.
    دقيقا به همسرتان بگوييد که چه چيزي بايد در رفتارش تغيير کند.

    7 ـ جايگزين بگذاريد:
    اينکه داد و بيداد کنيد که
    از رنگ هاي صورتي و قهوه اي و آبي و زرشکي
    براي پرده خانه خوشتان نمي آيد،
    چيزي را درست نمي کند؛
    به جاي اينها البته اگر رنگي باقي مانده بود بگوييد
    از کدام رنگ خوشتان مي آيد.

    8 ـ خوب گوش کنيد:
    بله، خوب گوش نمي دهيد !
    به قول قدما با گوش دل حرف هاي طرف مقابل را نمي شنويد.
    تا همسرتان حرف مي زند در مقابلش توي ذهنتان يک جمله آماده مي کنيد.
    اينکه نشد گوش دادن !
    فيدبک بدهيد ببينيد اصلا آن جوري که شما فهميده ايد، همسرتان حرف زده است يا نه.

    9 ـ ببخشيد:
    بعضي وقت ها واقعا همسرتان مقصر بوده و اشتباه کرده است.
    شما بهتر است در اين مواقع، لذت توفيق اجباري بخشش را بچشيد.

    10 ـ تمرين «روزهاي صميمانه» را انجام دهيد:
    شايد به نظرتان خنده دار باشد .
    اما گاهي چاره اي جز اين نمي ماند که يک تمرين مکانيکي انجام دهيد.
    مي توانيد يک تعداد روز متوالي را مشخص کنيد
    و در اين روزها توافق کنيد که هر روز حداقل 5 مورد از فهرست
    کارهايي که همسرتان مي خواهد را انجام دهيد.
    البته او هم بايد متقابلا کارهايي که شما مي خواهيد را انجام دهد.
    اين کارها اول بايد امري باشند؛ يعني طرف را از کاري نهي نکنند،
    دوم بايد عملياتي باشند؛
    سوم آن قدر کوچک باشند که بتوان هر روز انجامشان داد
    و چهارم مربوط به دعواي اخير نباشند.
    باور کنيد اين تمرين ها معجزه مي کند.
    امتحانش ضرر که نداره ، داره ؟؟
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  16. #16
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    Re: دنیای مردها !!

    هنر گفت و گو در زندگی زناشویی


    یکی از لذت بخش ترین تجربیات زندگی مشترک این است که حرف مبهمی را بزنید و بدانید که همسرتان دقیقاً منظور شما را می فهمد. توانایی در صحبت خودمانی، ایماء و اشاره، نکته پرانی و چشمک زدن و نظایر آن، نشانه ی نزدیکی و صمیمیت است. گفت و گویی که پایان خوش دارد نشانه صمیمیت است. طرفین می دانند که دیگری چه می گوید و تدریجاً از این که می توانند آزادانه حرف بزنند و منظور یکدیگر را بفهمند لذت می برند.
    اما در ازدواج های ناموفق ، لذت گفت و گو در فضای شکایت ها و گله مندی های خشمگینانه و سوءتفاهم ها گم می شود و جای اشارات دلنشین ابروها و چشمک های خوشایند را نگاه های خیره و اشارات انتقادی و بهانه گیری ها و تهدیدها پر می کند. چه اتفاقی می افتد؟ چرا صحبت های دلنشین از دست می روند؟ مسئله اینجاست که به مرور شیوه های متفاوت صحبت، منافع و چشم اندازهای متفاوت و سوءتفاهم ها روی هم انباشته می شوند و آهنگ دلپذیر صحبت را تغییر می دهند. برخی از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضی دیگر به طرز صحبت خود با سایر اعضای خانواده حساسیت دارند. اگر با همسر خود صحبت می کنید، از توهین، تهمت و سرزنش بپرهیزید. از زدن برچسب مانند «شلخته»، «خودخواه» یا «بی ملاحظه»، «لجباز» و غیره خودداری کنید.زن و شوهر ممکن است هنگام صحبت علی رغم حُسن نیت به بیراهه بروند. به جای صحبت نرم و ملایم ، با هم مشاجره کنند و چون یکی از آنها به قصد سبک کردن فضای سنگین صحبت، به شوخی حرفی بزند، دیگری چنان واکنش نشان دهد که انگار در شوخی هم قصد و شری در کار بوده است. در این شرایط هر اقدامی برای تلطیف فضای صحبت، نتیجه معکوس می دهد. هم صحبتی زن و شوهر با هم، برای رشد و بقای احساس صمیمیت آنها نقش قطعی دارد. متأسفانه «بسیاری از زوج ها» و شاید بتوان گفت «اغلب» آنها از مهارت های لازم برای گفت و گو با یکدیگر برخوردار نیستند و بی آنکه بخواهند گرفتار سوءتفاهم و دلسردی و تکدر خاطر می شوند.در این جا به چند نمونه از مسائل و مشکلاتی که بر سر راه گفت و گوی مؤثر همسران وجود دارد اشاره می کنیم:
    1- مسئله: «نمی توانم با همسرم صادق باشم.»
    2- مسئله: «نمی توانم خودم باشم» بسیاری از اشخاص مدعی هستند که نمی توانند با همسرشان راحت صحبت کنند، باید احتیاط کنند مبادا حرفی بزنند و همسرشان را ناراحت کنند. زنی شکایت می کند که «وقتی به شوهرم حرفی می زنم واکنش بسیار بدی نشان می دهد. باید مواظب باشم، باید روی کلماتم فکر کنم.»
    سؤال می تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهایت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. گاه یک سؤال دقیق و حساب شده می تواند به گونه ای اعجاب انگیز همسر شما را به صحبت تشویق کند. اما یک پرسش نابهنگام، طعنه آمیز یا بی تناسب می تواند از ادامه صحبت جلوگیری کند. برای آموختن شیوه های جدید صحبت با همسر خود،کلمات را با سیاست و با رعایت همه جوانب ادا کنید، سعی کنید لحن خوشایندی داشته باشید. می توانید اگر خواستید یاد صحبت های مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بیفتید. استفاده از این طرز صحبت در مناسبات زناشویی، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آمیز دارید، ساده نیست. در این صورت برای ایجاد تغییر باید تلاش بیشتری کنید. شکستن عادت ها ساده نیست، اما با یاد گرفتن الگوهای جدید می توانید بدون کنترل و به طیب خاطر با همسرتان حرف بزنید.
    3- مسئله: «همسرم مرتب سر من داد می کشد» به اعتقاد بعضی ها بلند صحبت کردن همسر، نشانه عصبانیت و حتی ضعف اخلاقی است. در این مورد زن و شوهر می توانند با گفت و گو، مسئله بلند صحبت کردن را حل کنند. زن یا مردی که از صدای بلند همسرش رنجیده ، باید این احتمال را در نظر بگیرد که ممکن است بلند صحبت کردن همسرش را اشتباه تفسیر کرده باشد. از سوی دیگر همسر نیز می تواند لحن صدای خود را ملایم تر کند. راه حل بهتر این است که کسی که از صدای بلند همسرش ناراحت می شود نسبت به آن حساسیت نشان ندهد. می تواند به ملایمت اعتراض کند، اما رنجشی به دل نگیرد.
    4- مسئله: «شوهرم فقط به خودش فکر می کند و به صحبت های من گوش نمی دهد» بسیاری از زن ها از شوهرانشان انتظار دارند که از احساسات خودشان حرف بزنند، این موجب می شود که آنها نسبت به شوهرانشان احساس صمیمیت بیشتری کنند. واکنش احساسی زن و مرد نسبت به فراز و نشیب های زندگی، به آنها احساسی از وحدت و انسجام می بخشد. بسیاری از نویسندگان، احتیاط در ابراز احساسات از سوی مردها را یکی از اشکالات عمده آنها می دانند. بسیاری از زن ها هم درباره همسرشان همین نظر را دارند: «شوهرم مثل آهن سرد و خشک است. اگر احساساتش را بروز می داد خیلی بهتر می شد.» اما اغلب شوهرها، احتیاط در ابراز احساسات را دلیل نقص و ضعف نمی دانند. مردها در مقایسه با زن ها اغلب خویشتن نگری کمتری دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نیستند. مردی که به احساسات خانمش توجه می کند، نسبت به احساسات خودش هم حساس می شود.
    5- مسئله: «با هم صحبت می کنیم اما صحبت ما سرد و بی روح است» مسئله این است که طرفین موضوعات مورد علاقه یکدیگر را طرح نمی کنند. از آن گذشته طراوت و شادابی گفت و گوهای اوایل آشنایی، دیگر وجود ندارد و طرفین اقدامی برای جلب نظر یکدیگر صورت نمی دهند. دلیل دیگر این است که زن و شوهر نتوانسته اند گفت و گو برای حل مشکلات را از مکالمات خوشایند جدا کنند. بنابراین وقتی یکی از آنها با یک تعریف محبت آمیز شروع می کند، دیگری ممکن است فرصت را برای طرح یکی از گرفتاری های خود مناسب بپندارد، در نتیجه گفت و گوی محبت آمیز و لذتبخش کمیاب می شود.

    مقررات و آداب گفت و گو

    قانون شماره 1- با همسر خود هماهنگ شوید.
    زن و شوهر برای این که بتوانند با یکدیگر ارتباط سازنده برقرار کنند باید در مسیر صحبت یکدیگر قرار گیرند، زیرا در بسیاری از مواقع زن و شوهر با آنکه درباره ی موضوع واحدی صحبت می کنند اما روش صحبت آنها به قدری متفاوت است که نمی توانند با هم هماهنگ شوند. ممکن است زن یا شوهر قصد تسکین ناراحتی همسر خود را داشته باشد، اما بر شدت ناراحتی او بیفزاید. متأسفانه بسیاری از زوج ها در مخابره افکار و احساسات خود به یکدیگر با دشواری روبه رو هستند. بعضی خواسته هایشان را چنان طرح می کنند که به درک طرف مقابل منجر نمی شود؛ عقاید خود را مبهم طرح می کنند، از طرح موضوع اصلی طفره می روند ، حاشیه می روند و با این حال خیال می کنند که همسرشان موضوع را دقیقاً و آن طور که هست درک می کند. یکی بیش از حد وارد جزئیات می شود و دیگری به قدری در کلمات صرفه جویی می کند که کلامش تفهیم نمی شود و هر دو بر این باورند که به تفاهم میان خود کمک می کنند.
    گاه به نظر می رسد که اصولاً به دو زبان متفاوت حرف می زنند. در این شرایط، هرگز عجیب نیست که زن و شوهر، هر دو ناراحت شوند، زیرا هر کدام بی خبر از تفصیر خویش، دیگری را به دیر فهمی و سرسختی متهم می کند.
    (توجه داشته باشید که همسر شما با گفت و گوی خود ، گاهی فقط به حمایت شما و گاهی نیز به راهنمایی های عملی شما نیاز دارد، پس باید نسبت به اشاره ها و احساسات همسرتان حساس باشید تا راه های مناسب ارتباط با همسرتان را پیدا کنید.)

    قانون شماره2 - با علاقه گوش بدهید.
    گاهی اوقات زن شکایت می کند که شوهرش به حرف های او گوش نمی دهد و حال آنکه شوهر در مقام اعتراض مدعی است که همه حرف های او را شنیده است. بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که در این زمینه اختلاف جنسی مشهودی وجود دارد. زن ها هنگام گوش کردن با ابراز کلماتی نظیر «آره»، «عجب» و تکان دادن سر، به گوینده می فهمانند که به حرف های او گوش می دهند و حال آن که مردها هنگام گوش دادن بیشتر سکوت می کنند.
    گاه شما فراموش می کنید که گفت و گو مبادله اطلاعات و نقطه نظرهاست. صحبت کردن و جواب نگرفتن در حکم صحبت با دیوار است. اگر شما هنگام گوش دادن سکوت اختیار می کنید احتمالاً می توانید به اشاره کردن و تکان دادن سر، عادت کنید و نشان دهید که به راستی گوش می دهید و همسرتان را از تردید بیرون آورید.

    قانون شماره 3: از قطع صحبت اجتناب کنید.
    قطع صحبت برای کسی که این کار را می کند احتمالاً طبیعی به نظر می رسد اما ممکن است در کسی که صحبت او قطع می شود ایجاد نارضایتی و افکار منفی کند. «او به حرف هایم گوش نمی دهد، تنها می خواهد خودش حرف بزند.»
    قطع صحبت هم مانند سایر عادات ممکن است بخشی از طرز مکالمه اشخاص باشد و برخلاف برداشت احتمالی کسی که صحبتش قطع می شود ارتباطی با خود محوری و مخالفت و غیره ندارد. در اینجا نیز زن و مرد رفتار متفاوتی نشان می دهند. مردها بیش از زن ها صحبت را قطع می کنند، اما قطع صحبت آنها مشمول زن ها نیست، یعنی با مردهای دیگر هم که صحبت می کنند همین سیاست را دارند. بنابراین زنی که برای قطع صحبت از سوی همسرش دلایل منفی می تراشد باید به خاطر داشته باشد که این رفتار ممکن است مربوط به طرز صحبت او باشد. اما با این حال کسی که صحبت را قطع می کند باید به انتظار پایان صحبت بپرد و صبر کند. ممکن است مردی با تأنی و با جملات فاصله دار حرف بزند و زنش که حاضر جواب و بی قرار است مرتب به میان صحبت پریده، رشته کلام را قطع کند. در این شرایط ممکن است مرد عصبانی شود و زن را مورد انتقاد قرار دهد. غافل از این که رفتار خانم او دلایل عمیق تری دارد. مردها در مقایسه با زن ها اغلب خویشتن نگری کمتری دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نیستند. مردی که به احساسات خانمش توجه می کند، نسبت به احساسات خودش هم حساس می شود.

    قانون شماره4: ماهرانه سؤال کنید.
    سؤال می تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهایت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. بعضی ها طبیعتاً کم حرف هستند، در برخورد با این اشخاص می باید زمینه صحبت را فراهم نمود. گاه یک سؤال دقیق و حساب شده می تواند به گونه ای اعجاب انگیز همسر شما را به صحبت تشویق کند. اما یک پرسش نابهنگام، طعنه آمیز یا بی تناسب می تواند از ادامه صحبت جلوگیری کند. در برخی از مواقع، لحن عتاب انگیز و یا پرخاشگرانه سؤالات مسئله ساز می شود: «چرا دیشب دیر آمدی؟»، «چرا این همه به خودت رسیده ای؟ » در بسیاری از موارد سؤالاتی که با «چرا» شروع می شوند تولید اشکال می کنند، علتش این است که این قبیل سؤالات اغلب مخاطب را در موضع دفاعی قرار می دهد. با آنکه ممکن است سؤال کننده صرفاً برای کسب اطلاع سؤال کرده و منظور دیگری هم نداشته باشد، استفاده از کلمه «چرا» در شروع یک جمله سؤالی احتمالاً شما نت ها و خطاب های پدر و مادر در دوران کودکی را تداعی می کند: «چرا دیر کردی؟»
    از آن گذشته سؤالاتی که با «چرا» شروع می شوند، اغلب بی اعتمادی و یا حتی سوء ظن را تداعی می کند. می توان برای اجتناب از این مشکل ، سؤالات را به شکل دیگری مطرح کرد مثلاً به جای «چرا دیر کردی؟» می توان پرسید «مشکلی پیش آمده که دیر به منزل برگشتی؟» در این صورت همسرتان از این که شما نگران او هستید و یا دوست دارید در جریان مشکلات او قرار گیرید خوشحال خواهد شد.

    قانون شماره 5: سیاست و نزاکت به خرج دهید.
    شاید در ظاهر رعایت این قانون در روابط زناشویی عجیب به نظر برسد اما در عمل، هر کس حساسیت هایی دارد و حتی نزدیک ترین اشخاص ممکن است احساسات ما را جریحه دار کنند. برخی از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضی دیگر به طرز صحبت خود با سایر اعضای خانواده حساسیت دارند. اگر با همسر خود صحبت می کنید، از توهین، تهمت و سرزنش بپرهیزید. از زدن برچسب مانند «شلخته»، «خودخواه» یا «بی ملاحظه»، «لجباز» و غیره خودداری کنید. این برچسب ها با ایجاد تکدر خاطر، فضای حاکم بر گفت و گوی شما را تیره می کند. از مطلق گویی و استفاده از کلماتی مانند «هرگز» یا «همیشه» خودداری کنید. این واژه ها معمولاً اشتباه هستند. چون به ندرت همسری پیدا می شود که «هرگز» کارش را درست انجام ندهد و یا «همیشه» در انجام کاری کوتاهی کند.
    - حرفتان را بزنید و از انتقاد خودداری کنید . مثلاً به جای این که بگویید «تو هرگز به من کمک نمی کنی» بگویید «اگر در شستن ظرف ها به من کمک کنی بسیار ممنون می شوم».
    - ذهن خوانی نکنید، احتمال این که ذهن خوانی اشتباه باشد، زیاد است و در نتیجه زمینه عصبانیت همسرتان را فراهم می سازید. اگر فکر می کنید که همسرتان از شما دلگیر است بهتر است به او بگویید «احساس می کنم از من دلگیر هستی» تا او برای شما توضیح دهد.
    صحبت با همسر خود، کلمات را با سیاست و با رعایت همه جوانب ادا کنید، سعی کنید لحن خوشایندی داشته باشید. می توانید اگر خواستید یاد صحبت های مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بیفتید. استفاده از این طرز صحبت در مناسبات زناشویی، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آمیز دارید.

    اگر شنونده صحبت های همسرتان هستید این اصول را رعایت کنید
    - زمینه های توافق را پیدا کنید. ببینید با کدام یک از نکات مورد اشاره همسرتان موافق هستید تا در نقش مخالف او ظاهر نشوید« بله قبول دارم که اخیراً سرم خیلی شلوغ بوده است.»
    - مضامین منفی صحبت های همسرتان را ناشنیده بگیرید، بعید نیست که همسر شما در حالت دلخوری یا عصبانیت در بیان مسئله مبالغه کند. به «علت» عصبانیت توجه کنید و انتقادها و سرزنش ها را نادیده بگیرید.
    - مطمئن شوید که منظور همسرتان را درک کرده اید، در غیر این صورت از او سؤال کنید . مثلاً: «فکر می کنم منظور تو این است که حاضر نیستی دخالت های مادرم را تحمل کنی. درست است؟»
    از گفتن «متأسفم» ترسی به دل راه ندهید. روابط زناشویی ایجاب می کند که اگر خواسته و ناخواسته اسباب تکدر خاطر همسرتان را فراهم کرده اید در مقام پوزش برآیید و تأسف خود را به او اطلاع بدهید.
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •