عَدَد (یا شماره) یکی از مفاهیم پایه ریاضیات است. در آغاز عدد برای شمارشو اندازهگیری بهکار میرفت ولی بعدها ریاضیدانان مفهوم آن را توسعهدادند و مفهوم عدد صفر و عدد منفی و عدد موهومی و عدد مختلط را ابداعکردند. عدد را نباید با رقم اشتباه کرد. رقم نشانهای است که برای نوشتنعدد به کار میرود.


تاریخ پیدایش عدد

در آغاز، عدد بهصورت محدود خود بود. حتی عدد را تا ۲ بیشتر نمیتوانستند بشمارند. برایعدد، مرزی برای شمار داشتند. برای نمونه،زمانی در بسیاری جاها، مرز شمار،عدد ۶ بود. تا ۶ میشمردند و پس از آن را میگفتند «بسیار». هنوز هم دربسیاری زبانها «هفت» به معنای بسیار است. در زبان فارسی، ضرب المثلی استکه میگوید: «هفت بار گز کن، یکبار پاره کن.» در این ضرب المثل، منظوردقیقاً هفت بار عمل کردن نیست، بلکه منظور این است که پس از عمل «بسیار»،نتیجه بگیر. در زبان روسی نیز ضرب المثلی است به این مفهوم که «هفت نفرمنتظر یک نفر نمیمانند» که باز هم منظور این است که تعداد زیادی منتظر یکنفر نمیمانند. همچنین در داستانها،وقتی از پادشاهی صحبت میشود که درقصری است که هفت برج و بارو دارد، و یا هفت دریا، هفت سرزمین، هفت آسمان و... همه جا «هفت»،به معنای بسیار به کار رفتهاست.

عدد سیزده نیزچنین سرنوشتی دارد. دوازده را «دوجین» میگفتند و چون پس از آن رانمیشناختند، روی آن نام «دوجین شیطانی» گذاشتند. از اینجا، عدد سیزده نحسشد، چرا که پس از دوازده برای آنها ناشناخته بود و خبر از ابهام و تاریکیمیداد. البّته پیش آمدها یا روایتهایی هم به نحسی سیزده کمک کرد؛ مانندروایتی که در شام آخر، نفر سیزدهم به عیسای مسیح خیانت کرد و او را لوداد، وگرنه عدد ۱۳ با عددهای دیگر هیچ تفاوتی ندارد. (نمونههای دیگری هماز اینگونه، برای برخی عددها داریم. چهل چراغ به معنای درست ۴۰ چراغ نیست.هزار پا به معنای این نیست که این جانور ۱۰۰۰ پا دارد.)

برخی عددهاهم نشانه عدد شماری بودهاست. دست پنج انگشت دارد و اغلب چیزها را به یاریانگشتان دست و پا می شمردند. واژه پنج از پنجه گرفته شده است؛ زیرا پنجهدارای ۵ انگشت است. در زبان فارسی، واژه سی با واژه سه، هم ریشهاست.همینطور چهل با چهار، پنجاه با پنج و ... ولی واژه بیست، هیچ ربطی به واژه«دو» ندارد. این نشانه آن است که عدد ۲۰ به معنای مجموعه انگشتان دست وپاست و در زمانهای دور، مبنای عدد شماری بودهاست. در زبان فرانسوی بهبیست میگویند «وَن» که هیچ ربطی به (دو=deux) ندارد. به جز آن، به هشتادمیگویند «چهار بیست تاً و به نود میگویند»چهار بیست تا و ده تاً. تنهادر دورهای از پیشرفت تمدّن به بی پایان بودن عددهای طبیعی پی بردند و بهعنوان نمونه، اقلیدس (سده سوّم پیش از میلاد) ثابت کرد، تعداد عددهایاوّل، بی نهایت است.