روند خروج نخبگان از کشور را چه "فرار مغزها"بنامیم ، چه "مهاجرت" و چه "رهایی" آنان از برخی ناهنجاری های جهان سومی و... تفاوتی در اصل ماجرا نمی کند و آن چه مهم است این که این پدیده نهتنها واقعیت دارد ، بلکه در سال های اخیر تشدید نیز شده است به گونه ای کهبرخی دانشگاه های معتبر آمریکایی ، کانادایی و اروپایی با مسرت اعلام کردهاند که میزان پذیرش دانشجویان ممتاز ایرانی آنها در مقاطع ارشد و دکتری ،به طور ملموسی افزایش یافته و البته تجربه نیز ثابت کرده است که اکثریتقریب به اتفاق آنان هرگز به ایران برنمی گردند و ثمره علم آنها عاید ملتهایی می شود که بیشتر قدردان شان هستند و این ، یک امر طبیعی است.
البتهباید گفت که خروج نخبگان از کشور فقط به دانشگاهیان منحصر نمی شود بلکهنخبگان مالی نیز راه خروج از کشور را در پیش گرفته اند ، مخصوصاً بابرنامه های متنوعی که در برخی کشورها برای جذب سرمایه ها و سرمایه داراندر حال اجراست که طی آن کسانی که مبالغی از چند ده میلیون تومان تا چند صدمیلیون تومان را با خود به آن کشورها می برند و سرمایه گذاری می کنند ،اجازه اقامت و حتی شهروندی می گیرند.

در این باب ، البته بسیارگفته اند و نوشته اند و طبیعی است که تا شرایط داخل کشور مهیای میزبانیمناسب مغزها و سرمایه ها نباشد این روند همچنان بی هیچ تعارفی ادامه خواهدداشت و گنجینه کشور از اندیشه ها و سرمایه ها تهی خواهد شد.

اما درکنار آسیب های وضعیت موجود ، که بدان بسیار پرداخته شده است ، یک مصیبت( ونه صرفاً آسیب) نیز وجود دارد که بدان کمتر توجه شده است.

می دانیمکه بسیاری از ویژگی های فردی از رنگ مو گرفته تا ویژگی های رفتاری به صورتژنتیکی از والدین و اجداد به فرزندان به ارث می رسد.
در این میان ،خصایص هوشی نیز از جمله مهم ترین محموله های ژنتیکی هستند که از نسل هایقبلی به ارث می رسد به طوری که فرزندان و نوادگان انسان های باهوش ،عمدتاً (و نه الزاماً) از ضریب هوشی بالاتری برخوردارند.

بدیهی استکه بار توسعه و پیشرفت جوامع نیز بر دوش هوشمندان و نخبگان هر جامعه ایاست. حال وقتی در یک جامعه شرایط به گونه ای باشد که نخبگان در گذر زمانآن را ترک می کنند ، نه تنها خروج آنها ، مستقیماً جامعه را متاثر می کند، بلکه در دراز مدت ، ذخیره ژنتیکی کشور را نیز فقیر تر می کند و در نسلهای آتی ، روند انتقال ضرائب بالای هوشی به "ایرانیان آینده" با اختلالمواجه می شود.

در واقع خروج نخبگان از کشور، ماندگاری در خارج وازدواج و زاد و ولدشان باعث انتقال این ویژگی های ژنتیکی در نسل هایی درخارج کشور می شود. نتیجه طبیعی و علمی این پروسه نیز این می شود که دردراز مدت ، متوسط ضریب هوشی ایرانیان کاهش می یابد به گونه ای که در رسانههای دهه ها و سده ها بعد ، این تیتر تکرار نخواهد شد که ضریب هوشیایرانیان از متوسط جهانی بالاتر است!

در واقع ، یک نخبه علمی یااقتصادی که از کشور خارج می شود ، تنها دانش و استعداد فردی یا مقداریثروت مادی از کشور خارج نمی کند بلکه ژن های نخبگی و کارآمدی را نیز راخود می برد تا نسل های بعدی او در خارج از ایران از آن بهره مند شوند وجوامع میزبان شان را از آن بهره مند سازند.

نتیجه کلام آن که وضعیتکنونی پیامدهای راهبردی بزرگی دارد و تاریخ آینده ایران را به طور جدی تحتتاثیر قرار خواهد داد. بی گمان مسببان خروج مستمر نخبگان از کشور ، نهتنها به ایران امروز ، که به آینده این سرزمین نیز ستمی بسیار بزرگ و غیرقابل اندازه گیری روا می دارند.