صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 16 , از مجموع 29

موضوع: برده داری در تاریخ...

  1. #1
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    برده داری در تاریخ...

    برده داری در یونان، روم و ایران باستان
    در یونان باستان مردم بردگان فراوانی داشتند که از زندانیان جنگ،اسیران یورش های برده گیری، کودکان سر راهی، کودکان ولگرد و مجرمین فراهمآمده بودند. تاجران یونانی غلام را چون هر کالای دیگر می خریدند و هر جاییکه خریداری پیدا می شد، آنان را برای فروش عرضه می داشتند. برده فروشانآتن از ثروتمند ترین اتباع خارجی به شمار می رفتند. یونانیان در قوانینخود مقرر کرده بودند که اگر غلامی بدرفتاری یا خطایی کند، با تازیانهتنبیه شود و اگر مرد آزادی او را بزند نباید از خویش دفاعی کند ولی اگرظلمی بزرگ بر او وارد شود، وی می تواند به معبدی پناه برد و آنگاه صاحبشباید او را بفروشد. فرزندان بردگان را نیز که برده محسوب می شدند در بیشترمواقع یا می کشتند یا سر راه می گذاشتند که در آن صورت نیز برده می شدند.آزادشدگان(کسانی که زمانی برده بودند وسپس آزاد شدند) از حقوق سیاسی محرومبودند و از لحاظ اقتصادی با اتباع خارجی شریک بودند.
    (تاریخ تمدن، ویل دورانت، ترجمه فتح الله مجتبایی، جلد دوم، ص ۳۰۸ و۳۰۹)

    افلاطون فیلسوف بزرگ یونان باستان از اینکه در حکومتی بردگان بامردم آزاد برابر باشند ابراز شگفتی و مخالفت می کند. او که به نوعی ازنظام اشتراکی سخن به میان می آورد، همچنان روا نمیداند که بردگان حتی دربهره برداری از غذا با آزادگان برابر باشند. موریس لانژه در این باب مینویسد:” روحیه فیلسوف (افلاطون) اجازه نمی دهد که بردگان را از حیث مواد خوراکی با همشهریان همطراز بداند.”( بردگی، موریس لانژه، ترجمه حبیب الله فضل اللهی، ص۳۲)
    ارسطو دیگر فیلسوف بزرگ یونانی بر آن است که بنده آلت جاندار، و آلات و اسباب بندگان بیجانند. او می گوید:” بندهدر دست مولی خود همچون بدن در برابر ذهن و قوه ی تفکر است ؛ همچنانکه بدناز قوای ذهنی و تفکر باید پیروی کند، بنده نیز ملزم به اطاعت از مولاست.”( تاریخ فلسفه، ویل دورانت، ترجمه عباس زریاب، ص ۷۹ )
    در رم باستان نیز برده داری رایج بود. ویل دورانت در تاریخ تمدن مینویسد:” در حدود سال ۳۰ قبل از میلاد تعداد غلامان در شهر رم ۴۰۰هزار نفرو تقریباً نصف جمعیت شهر و در ایتالیا به یک میلیون و ۵۰۰هزار نفر تخمینزده اند.”( تاریخ تمدن، ج۱، ص۱۱۹) در رم قوانین به صورتی بود که به فردشخص اجازه می داد تا هر یک از فرزندانش را تازیانه بزند و به زنجیر بکشد وحبس کند و بفروشد یا بکشد. بدین ترتیب گاهی فرزندان خود را به بردگی میفروختند. شورش بردگان در رم به رهبری اسپارتاکوس و سرکوب بی رحمانه ی آنزبانزد است. سیسرون سخنور نامی رمی در باب ارزش بردگان گفته است:” قایقیدر حال غرق شدن است، باید قسمتی از بار آن را فدا کرد، کدام را باید دورریخت، آیا باید یک اسب گران قیمت یا یک برده ی کم ارزش فدا شود؟”(بردگی،لانژه، ص۶۸)

    در ایران باستان و آئین زرتشت نیز بردگی به صورت های گوناگون رواج داشت.آرتور کریستن سن مستشرق دانمادکی در کتاب ایران درزمان ساسانیان می نویسد:” ایرانیان اکثراً دست اسیران جنگی را بر پشت بسته و آنها را به عنوان غلامی می فروختند… خریداران خود را مالک جان بردگان می دانستند.”(ایران در زمان ساسانیان، آرتور کریستن سن، ترجمه رشید یاسمی، ص۲۴۰ و۳۴۴ )

  2. #2
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: برده داری در تاریخ...

    برده داری پیش از اسلام...



    برده گیری در میان اعراب پیش از اسلام رایج بوده است.
    بازرگانان برده که آنها را نخّاس ( المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام ، ج۴ ، ص ۵۶۷) می خواندند،
    از نواحی گوناکون بردگان را به مکه می آوردند و می فروختند. مشهورترین تاجر برده در دوران جاهلیت، عبدالله جدعان تمیمی نام داشت.
    جرجی زیدان می نویسد: «اگر کسی برده ای خریداری می کرد، ریسمانی را به گردنش می افکند و چون حیوانی او را به خانه اش می کشید.»(تاریخ تمدن اسلام، ص۶۶۱)

    راه های برده گیری در میان عرب جاهلی گوناگون بود. در کتاب تاریخ بردگی اینگونه آمده است: «اعرابکه همواره مشغول جنگ و جدال و غارت و چپاول اموال یکدیگر بودند، زنان ومردان و کودکان قبیله ی مغلوب را اسیر و بنده کرده و آنها را در بازارهایمتعدد بنده فروشی که مهمترین آنها بازار عکاظ بود به معرض خرید و فروش میگذاشتند… مادر زید ابن حارثه (غلام پیغمبر) از طایفۀ طی و خودش از قضاعهبود. هنگامیکه وی برای دیدن اقوام و خویشاوندان به سفر رفته بود جمعیتی ازبنی القین بن جر به محلی که زید و طایفۀ او می زیستند یورش آوردند و پس ازغارت، زید را اسیر ساخته و در بازار عکاظ به حکم ابن جرام فروختند. حکمنیز زید را به عمۀ خود حضرت خدیجه بخشید و خدیجه او را به رسول اکرم تقدیمکرد و پیغمبر آزادش نمود.»( تاریخ بردگی ، ص ۸۹)



    اما اینکه چرا برخلاف رومی ها که اسرای رومی را بنده نمی کردند، عرب هافرقی بین اسیر عرب و غير عرب نمی گذاشتند، شاید به این علت بود که آن هاقبل از اسلام دارای دولتی نبودند که با دولت ها و اقوام دیگر بجنگند تا ازملل و نژادهای دیگر اسیر بگیرند و جنگ های آنها همه داخلی و میان قبایلمتخاصم بود.( بردگی در جهان، ص۸۵)

    عرب ها علاوه بر اسیرانی که در یورش های و غارت ها به دست می آوردند،«وامدارانی که نمی توانستند وام خود را بپردازند، به بردگی می فروختند.»(المفصل، ج۴، ص۵۶۷)

    همچنین از آنجا که غالباً آتش جنگ بین دو دولت ایران و روم مشتعل بودو طرفین نیز اسرای جنگی یکدیگر را بنده می نمودند، عده زیادی از بنده هایایرانی و رومی یا ملل تابعه آن ها که از راه خرید در سوریه یا در عراق بهدست می آمدند در عربستان به چشم می خوردند، چنانکه سلمان فارسی و صهیب رومی از صحابه بزرگ پیامبر ابتدا در زمرۀ غلامان بودند ( بردگی در جهان، ص۸۷ و تاریخ بردگی، ص ۸۹).
    همچنین گاهی اشخاص آزاد در جریان یک قمار خود را می باختند، چنانکه نویسنده کتاب المفصل آورده است: «ابولهببا عاص بن هشام به قمار پرداختند بدین شرط که هر کس در قمار بازنده شد،برده دیگری گردد. ابولهب در آن کار غالب آمد و عاص بن هشام را به بردگیگرفت و او را به شتربانی خود گماشت.»( المفصل ،ج۴، ص۵۶۷ و تاریخ تمدن اسلام ،ص۶۶۲)


    ابو جعفر طبری گزارش می کند :”در روزگار جاهلیت، کنیزان را به روسپیگری وامی داشتند و مزدشان را برای خود می گرفتند”(تفسیر طبری، ج،۹ ص۱۰۴)،

    چنانکه آیه ی «لاتکرهوا فتیاتکم علی البغاء…» (کنیزانتان را به زناکاری وامدارید) ناظر به همین مسئله است.

  3. #3
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: برده داری در تاریخ...

    تحمل کردن بخاطر مبارزه ریشه ای، نه به رسمیت پذیرفتن

    پدیده بردگی نیز ، مانند بسیاری از پدیده هائی که در جامعه شناسی ِ انقلابی وجوددارد، بوسیله نظام اسلامی تحمل شده است.

    چنانچه اکنون هم ، پدپده های مشابه را نظام های انقلابی تحمل می کنند.
    بعنوان نمونه، در نظام های اجتماعی در سراسر دنیا، پدیده ای بنام "روسپیگری" اجازه داده نشده و هزگز به رسمیت شناخته نشده است، اما تحمل شده؛
    بخاطر اینکه این واقعیت اجتماعی موجود، که از لحاظ فکری کاملا محکوم است، دو حالت دارد:

    یا باید با آن بشدت مبارزه و نابودش کرد و به آن اجازه ظهور و نمود در جامعه نداد؛

    یا باید موقتا تحملش کرد و کم کم ریشه پیدایش این پدیده اجتماعی و عواملاقتصادی یا اجتماعی ای که موجب شده چنین پدیده ای بوجود بیاید را پیدا کردو خشکاند.

    در همین نظام های سرمایه داری اروپائی هم ، که بسیاری از مسائل انسانی وحقوقی را کاملا قبول دارند وبه آن پایبندند، مسلما این پدیده زشت روسپیگریرا قانونا و از لحاظ حقوق بشر و حقوق انسانی نمی پذیرند؛
    ولی آنرا تحمل می کنند.

    بخاطر اینکه اگر آنرا بردارند، چون یک واقعیت اجتماعی است، آنرا از محدودهخاصی که قابل کنترل و قابل تضعیف و قابل مطالعه است؛ برداشته و در سراسراندام جامعه پخش کرده و همه جا را آلوده می کنند، بطوریکه دیگر اصلا قابلکنترل نیست.

    تفاوت یک رآلیست، با یک ایده آلیست، ولو بسیار انقلابی هم باشد، همین است:
    یک انقلابی ایده آلیست می گوید که در اندام جامعه روسپیگری نباید باشد؛بنابراین وقتی که قدرت بدست می آورد "محله بدنام" را بکلی تعطیل و نابودمی کند و از بین می برد؛
    بعد هم خوشحال است که این "لکه ننگ" را از جامعه برداشته است!
    اما بعدا می بیند که این لکه در همه جا پخش شده، بطوریکه دیگر نمی داند با آن چگونه مقابله و مبارزه بکند.

    اما یک رآلیست که درست مثل آن ایده آلیست با این پدیده زشت مخالف است، بجای اینکه مبارزه ای چنین سطحی و فرمی و قانون بکند، مطالعه می کند که بداند عوامل اجتماعی و روانی و حقوقی ای که چنین پدیده ای را بوجود آورده و چنین واقعیتی را خلق کرده ، چیستند؛ با آن عوامل مبارزه می کند ،
    در صورتی که ظاهرا این پدیده را تحمل می کند.

    پس از مدتی، اگر بتواند عوامل ایجاد چنین واقعه بدی را درست بخشکاند و باعلل پیدایش چنین فاجعه ای مبارزه بکند، آنگاه است که حقیقتا با فاجعهمبارزه کرده است.

    اما آن کسی که فقط خود فاجعه را بطور سطحی می کوبد و نابود می کند، ولی عوامل می مانند...
    او، این پدیده را فقط از نظر عوام کوبیده و از نظر واقعیت های اجتماعی حتی تقویت هم کرده است!

  4. #4
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: برده داری در تاریخ...

    (از حجت الاسلام کدیور)




    اصل در مسأله، حريت يا عدممملوكيت است. پس حريت و آزادي مطابق اصل است ودليل نميخواهد. آنچه نيازمند دليل و اثبات است، رقيت و بردگي است. (مفتاحالكرامه 6 / 117، جواهرالكلام 24 / 136، تسهيل المسالك 7). همة آدميانآزادند، مگر خلاف آن اثبات شود.

    انسانها به انحاء مختلف تقسيم ميشوند. جنسيت، مذهب، سن رشد، جنگ و علماز ضوابط اين تقسيمها هستند. ششمين تقسيم آدميان، تقسيم به آزاد و بردهاست. انسانها يا حر و حرهاند يا عبد و امه. اين تقسيم همانند ديگرتقسيمات حكايت از اختلاف در حقوق و تكاليف شرعي دارد.

    بسياري از علماي معاصر در آثار خود دربارة احكام بردگي سكوت كردهاند، امادر لابلاي آثار همينها نكات متعددي در زمينة بردگي قابل استخراج است.برخي نيز به صراحت در اين باره سخن گفتهاند. ما مجموعة احكام بردگي را ازآراي صريح علماي معاصر استخراج كرده در ضمن سه فصل گزارش ميكنيم: اسباببردگي، حقوق و احكام بردگان و بالاخره اسباب رفع بردگي.



    فصل اول: اسباب بردگي

    بنا بر قاعدة اصالت حريت، رقيت سبب معتبر شرعي ميخواهد. در مجموع هفت سببشرعي براي بردگي ارائه شده كه با تحقق هر يك از آنها فرد مملوك غير شده،حقوق انسان حر از او ساقط و تكاليف برده بر او بار ميشود.



    سبب اول: اسارت در جنگ

    تمام كساني كه در جنگ مسلمانان با غيرمسلمانان به دست مسلمين اسيرميشوند، شرعاً برده و مملوك محسوب ميشوند. مرداني كه پس از پايان جنگ بهاسارت مسلمانان درميآيند مشمول يكي از سه حكم ميشوند: آزادي بلاعوض،آزادي در عوض دريافت فديه يا در قبال مبادله با اسراي مسلمان و استرقاق.حاكم اسلامي در اين باره تصميم ميگيرد و در صورت اختيار استرقاق يادريافت عوض مالي، مورد از مصاديق غنيمت محسوب ميشود.

    زنان و كودكان سرزمين فتح شده، غنيمت جنگي بوده به مجرد استيلاي فاتحانمسلمان بر آنان مملوك و برده به حساب ميآيند. از كلية غنايم منقول (اعماز اشياء و افراد) ابتدا قطايع الملوك و صفاياي اموال و آنچه را وليامربه مقتضاي ولايت مطلقهاش صلاح بداند جدا كرده به عنوان فيء به امام تعلقميگيرد، پس از برداشتن خمس آنها، باقيمانده بين مجاهدان يعني سربازانحاضر در جنگ تقسيم ميشود. به نحوي كه هر سرباز، مالك سهمي از غنايم ازجمله غلامان و كنيزان ميشود. شرط اصلي بردگان در اين مورد كفر اصلي اسيراست اعم از كافر حربي و اهل كتاب مادامي كه معاهد، مستأمن يا وفادار بهذمه نباشند. بنابراين مسلمان از اين طريق مملوك نميشود. اما اگر اسير پساز اسارت مسلمان شد، اين تغيير دين باعث الغاي بردگي و رفع استرقاقنميشود و كماكان برده باقي ميماند. (منهاج الصالحين 1 / 373، 379 و 380؛جواهر 21 / 128 – 120)

    حكم بردگي تنها منحصر به حاضران در ميدان جنگ يا نظاميان نيست، بلكه كليهساكنان دارالحرب اعم از نظامي و غيرنظامي، زن و مرد، كودك و كهنسال كه تحتاستيلاي مسلمين قرار گرفتهاند مشمول حكم فوق هستند.

    اسارت منجر به بردگي نتيجة مطلق جنگهاي مسلمانان با غيرمسلمين است ومنحصر در جهاد ابتدايي يا جهاد دفاعي نيست. حتي مشروط به حضور پيامبر(ص)يا امام(ع) يا اذن ايشان هم نيست. تنها در زمان حضور اگر بدون اذن ايشانجهاد انجام شده باشد و استيذان هم ميسر بوده باشد، غنايم حاصله متعلق بهامام خواهد بود. به هر حال در زمان غيبت بنا بر احتياط، تصرف در غنايمكلية جنگهاي مسلمين با غيرمسلمين حتي اگر به قصد كشورگشايي و تحصيل غنيمتدر گرفته باشد، پس از اخراج خمس مجاز و مشروع است. (العروه الوثقي 2 /367؛ تحرير الوسيله 1 / 352؛ مستند العروه الوثقي، كتاب الخمس 22)[2]

    جنگ مهمترين سبب بردگي بوده است و اكثر بردگان از اين طريق تحصيل شدهاند. در اين زمينه نكات ذيل قابل توجه است:

    اول: بردگي از طريق جنگ منحصر به نظاميان و حاضران در ميدان جنگ نيست وتمام ساكنان دارالحرب را كه تحت استيلاي مسلمين قرار گرفته است در برميگيرد.

    دوم: حدود چهارپنجم بردگان از طريق جنگ، ملك خصوصي سربازان ميشوند و بيشاز يكپنجم آنها در اختيار شخص حاكم و منصب امامت قرار ميگيرند. به عبارتديگر اكثر بردگان مملوك اشخاص ميشوند نه مملوك دولت و حكومت.

    سوم: اسراي جنگي مذكر با اختيار ولي امر مملوك ميشوند و پس از پايان جنگ هيچيك از آحاد دشمن به عنوان اسير باقي نميماند.

    چهارم: بردگي منحصر به جهاد و جنگ مشروع نيست. غنايم جنگهايي كه خارج ازضوابط شرعي انجام گرفته، از جمله مردان، زنان و كودكان به اسارت گرفتهشده، پس از پرداخت خمس، به ويژه در عصر غيبت تفاوتي با غنايم جهاد و جنگمشروع ندارد.

    برخلاف نظر برخي از علماي بزرگ معاصر (الميزان 6 / 345) جنگ تنها طريقمشروع بردگي در اسلام نيست. طرق ديگري نيز براي بردگي در متون شرعي به چشمميخورد.



    سبب دوم، استرقاق از طريق تغلب

    اگر افرادي از دارالحرب – اعم از ساكن دارالحرب يا خارج از آن – از راهسرقت، خيانت، نيرنگ، غارت، اسارت و زور از جانب غيرنظاميان يا از جانبنظاميان اما بدون اعمال زور و در مجموع بدون جنگ ربوده شوند و بهدارالاسلام آورده شوند، در حكم غنيمت محسوب ميشوند و پس از پرداخت خمسآنان، ملك رباينده محسوب شده، تصرف در آنها جايز و خريد و فروش آنها مباحاست. حتي اگر اخذ اين افراد توسط غيرمسلمانان صورت بگيرد، خريد مسلماناناز ربايندگان كافر حتي با علم به اينكه مأخوذ از طريق زور و سرقت و خارجاز جنگ به تملك كافر درآمده، مجاز است. (شرايعالاسلام[3] 2 / 59، جواهرالكلام[4] 24 / 229، العروه الوثقي[5] 2 / 368، منهاجالصالحين[6] 2 / 66)

    جواز استرقاق از طريق غير جنگ مدلول روايات متعدد است (منهاج الصالحين[7]1 / 374) شرط استرقاق در اين طريق همانند طريق اول، مسلمان نبودن فردربوده شده در اول بردگي است. نكتة قابل توجه در اين طريق اينكه اگرچه بهكار گرفتن روشهايي از قبيل سرقت و خدعه خلاف شرع، ممنوع و حرام است، اماحرمت اين احكام در محدودة اموال قابل احترام است، نه مطلقاً، لذا چون كافرحربي فاقد احترام شرعي است، استنقاذ آن به هر وجهي صحيح و مجاز است و بهلحاظ شرعي سرقت حرام، خدعه حرام، خيانت حرام و... بر آن صدق نميكند، بلكهانتقال آنان به دارالاسلام چهبسا باعث استبصار و هدايت آنان شود. واضحاست كه بردگي از طريق تغلب و زور بيشتر نصيب زنان و كودكان ميشود.



    سبب سوم: استرقاق از طريق خريدن از اولياء

    اگر كفار حربي به هر دليلي حاضر به فروش اعضاي خانوادة خود از قبيل زن،خواهر، دختر يا كودك خود هستند، خريد آنان جايز است و بعد از خريد، آنانكنيز خريدار محسوب ميشوند. چرا كه كفار حربي فيء مسلمانان هستند واستنقاذ آنان به هر وجهي جايز است. در حقيقت مالكيت از استيلاي مسلمان بركافر حاصل شده نه از بيع، زيرا واضح است كه چنين بيعي فاسد است. بههمينگونه بر اساس اجماع و اخبار ابتياع افرادي كه گمراهان از كفار حربيبه اسارت ميگيرند جايز است و آثار ابتياع صحيح بر آن مترتب ميشود. اگرچهمملوكان طريق دوم و سوم يا به امام(ع) تعلق دارند يا حداقل در آنها حق خمساست، اما در زمان غيبت ائمه(ع) استثنائاً به شيعيان خود رخصت تصرف دركنيزان را دادهاند. (جواهرالكلام[8] 30 / 287)



    سبب چهارم: سرايت رقيت از طريق والدين به فرزندان

    اگر پدر و مادر به يكي از طرق معتبر مملوك شده باشند، تمام فرزندان آنانكه در زمان مملوكيت متولد ميشوند، مملوك و برده خواهند بود. بنابراينرقيت و بردگي از طريق والدين به فرزندانشان سرايت ميكند. اسلام آوردنوالدين در زمان رقيت مانع از سرايت رقيت به فرزندان نيست. فرزندان بردگاننماء ملك هستند و به مالك برده تعلق ميگيرند. (جواهرالكلام 24 / 136،منهاج الصالحين 2 / 66 و 313) البته اگر يكي از والدين حر باشد، فرزند اونيز حر خواهد بود. بنابراين چنين نيست كه همة انسانها آزاد متولدميشوند، بلكه برخي از مادر برده متولد ميشوند (بردة مادرزاد).



    سبب پنجم: رقيت از طريق اقرار

    اگر فرد عاقل بالغ مختاري به بردگي اقرار كرد، از او پذيرفته ميشود. بهشرطي كه مشهور به حريت نبوده نسب او نيز شرعاً معلوم نباشد. (جواهر الكلام24 / 150، منهاج الصالحين 3 / 67 و 313). در اين مورد تفاوتي بين مسلمان وغيرمسلمان از يك سو و مرد و زن از سوي ديگر نيست. حتي مهم نيست انگيزة فرداز اقرار به رقيت و بردگي فقر است يا غير آن.



    سبب ششم: رقيت لقيط دارالكفر

    اگر در دارالكفر كودك بيسرپرستي يافت شد كه تولدش از مسلمان يا ذمي ممكننباشد، استرقاق او جايز است (منهاج الصالحين 2 / 136) البته اگر حفظ چنينكودكي متوقف بر به عهده گرفتن سرپرستي وي است، چنين امري واجب كفايي خواهدبود.



    سبب هفتم: خريد از بازار غيرمسلمين

    اگر فردي مطلقاً به هر طريقي از طرق ولو غير از طرق ششگانة پيشگفته بردهشده باشد و در بازار غيرمسلمين در معرض فروش گذاشته شده باشد، خريد اوتوسط مسلمان مشروع و جايز است و سئوال از طريق بردگي او لازم نيست، حتياگر خريدار علم داشته باشد كه فرد از طريق غيرجنگ و با زور يا سرقت يافروش از طرف شوهر يا پدر يا برادر به ملكيت درآمده، خريد او جايز و تصرفدر آن مشروع است. در مجموع در خريد برده از سوق غير المسلمين استفسار واحراز مشروعيت سبب رقيت لازم نيست و با يقين به اينكه سبب از اسباب شرعيهنبوده بازخريد و تصرف در مملوك مجاز است. حتي اگر مملوك مسلمان باشد وشرعاً نتواند بر آزادي خود بينه اقامه كند، مشمول جواز فوق ميشود. با اينسبب بردگان تمام جهان به هر طريقي مملوك و رق شده باشند توسط مسلمانانجايز التصرف و مشروع الملكيه خواهند بود. اين سبب اگرچه مانند اسبابششگانة پيشين احداث رقيت نميكند، اما جواز انتقال بردگان به سوقالمسلمين و دارالاسلام از آن به دست آيد كه در حكم احداث رقيت شرعي است.

  5. #5
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: برده داری در تاریخ...

    این هم احکام برده در شیعه:
    (باز هم از آقای کدیور)

    دوم: اهم احكام بردگان

    يك – برده، غلام و كنيز ملك مولاي خود هستند و مالك شرعاً مجاز است هرگونهصلاح ميداند در ملك خود تصرف كند. در هيچيك از تصرفات مولي رضايت مملوكشرط نيست. برده در حوزة مباحات موظف است رضايت مولي را تأمين كند. بردهموظف است آنچه مولي تعيين كرده بخورد و بياشامد، آنچه مولي مشخص كردهبپوشد، در آنجا كه مولي اسكانش داده ساكن شود، آنگونه كه مولي ميطلبد خودرا بيارايد يا بپيرايد و آنگونه كه او ميخواهد سخن بگويد و رفتار كند.اطلاق آية شريفة «عبداً مملوكاً لا يقدر علي شيء» (نحل 75) جز اين نيست.

    دو – برده بدون اذن مولي فاقد حق مالكيت است. اگر به هر طريقي از طرق ماليبه برده برسد، مثلاً در زمان آغاز بردگي مالي به همراه داشته، يا به ارثبه او رسيده، يا به او هبه شود، همة اين اموال به مالك وي تعلق ميگيرد،مگر آنكه مولي چيزي را به او تمليك كند. (جواهرالكلام 24 / 186 – 170،منهاج الصالحين 2 / 69)

    سه – برده حق ندارد به كار و كسب مورد علاقة خود بپردازد، بلكه اجباراًموظف است كار و كسبي كه مالكش برايش تعيين كرده انجام دهد. درآمد كسب ومزد كار برده به مالك او ميرسد.

    چهار – غلام و كنيز بدون اذن مولي حق ازدواج ندارند (منهاج 2 / 275). اگرمولي به غلامش اجازة ازدواج داد، مهريه و نفقه به عهدة مولي خواهد بود.البته در صورتي كه همسر غلام، كنيز مالك ديگري باشد، مهرية كنيز به مالكاو تعلق ميگيرد، نه به خود كنيز.

    پنج: مردان و زنان متأهل به مجرد رقيت و مملوك شدن، عقد ازدواجشان بدوننياز به طلاق فسخ ميشود ولو به بردگي مولاي واحدي درآمده باشند.

    شش - مالكيت مرد نسبت به بردة مؤنث در حكم ازدواج با وي است. بنابراينهرگونه استمتاع جنسي مرد از كنيزانش جايز است. (منهاج 2 / 275، العروهالوثقي 2 / 803) در اين روابط جنسي اولاً رضايت زن مطلقاً لازم نيست،ثانياً لازم نيست كنيز مسلمان يا از اهل كتاب باشد، حتي اگر كنيز كافر ومشرك هم باشد، اين روابط مجاز است. ثالثاً: در استمتاع از كنيز برخلافنكاح دائم در زمان واحد سقف عددي چهار لازم الرعايه نيست. اما هرگونهارتباط جنسي زن با غلامانش بدون ازدواج ممنوع است و بردگان مذكر نسبت بهمالك مؤنث نامحرم محسوب ميشوند. (العروه الوثقي 2 / 804)

    هفت – مولي علاوه بر اينكه حق دارد كنيزش را – حتي بدون رضايت وي – بهزوجيت غلام خود يا غلام غير (با اذن مالك وي) يا حري درآورد (العروهالوثقي 2 / 841)، مجاز است مملوك مؤنث خود را بدون ازدواج و حتي بدونرضايت وي در اختيار مرد ديگري ولو يكي از غلامانش قرار دهد. در اين عمل كهبه آن «تحليل» گفته ميشود، تعيين مدت و ذكر مهريه لازم نيست و تنها اذندر انتفاع است. با تحليل كلية استمتاعات جنسي مجاز است مگر اينكه موردي ازسوي مولي استثنا شده باشد. (جواهر 30 / 307، العروه الوثقي 2 / 848، منهاجالصالحين[10] 2 / 277)

    هشت – با اذن يا دستور مولي ازدواج غلام با زن حره و ازدواج كنيز با مردحر مجاز است. در زماني كه كنيز به صلاحديد مولي در زوجيت غير است، هرگونهاستمتاع جنسي مولي از وي ممنوع است. (منهاج 2 / 277)

    نه – استبراي كنيز در زمان فروش، تزويج و تحليل بر مولي واجب است و مدت آن يك طهر و حداكثر چهل و پنج روز است. (منهاج 2 / 67)

    ده – مولي حق دارد ازدواج غلام و كنيز خود را بدون طلاق فسخ كند. يعنيكفايت ميكند به آنها امر كند كه از هم جدا شوند. (العروه الوثقي 2 / 848)عدة طلاق كنيز مزوجه دو طهر و عدة وفات وي دو ماه و پنج روز (نصف عدة حره)است. (منهاج 2 / 298)

    يازده – كنيز چه در نماز و چه در غير نماز واجب نيست سر و مو و گردن خودرا بپوشاند. (العروه الوثقي 1 / 551، تحريرالوسيله 1 / 142 منهاج الصالحين1 / 136) بنابراين حجاب زنان و دختران حره با كنيز متفاوت است.

    دوازده – مولي حق دارد فرزندان بردگان خود را پس از رسيدن به سن رشد و تمييز از پدر و مادرشان جدا كرده و حتي به فروش برساند.

    سيزده – مولي – اعم از مرد و زن، مجتهد و عامي، عادل و فاسق – حق داردبدون مراجعه به قاضي در مورد بردة خلافكار خود مطلق حدود شرعي را اجرا كندو او را مجازات كند. (جواهر 21 / 387) واضح است كه مولي ميتواند مملوكخود را تعزير كند. (تكمله منهاج الصالحين 55)

    چهارده – حد شرعي برده خفيفتر از حد انسان آزاد و فيالجمله نصف آن است.مثلاً حد بردة زناكار اعم از محصن و محصنه پنجاه ضربه شلاق است. (تكملهمنهاج الصالحين 36).

    پانزده – دية برده قيمت آن است، به شرطي كه از دية حر تجاوز نكند، در غير اين صورت پرداخت زائد بر دية حر واجب نيست.

    شانزده – يكي از شرايط قصاص نفس و عضو تساوي از حيث حريت و رقيت است. اگرحر يا حرهاي عمداً بردهاي را به قتل برسانند قصاص نميشوند، اگر موليقاتل را عفو نكند، قاتل قيمت بردة مقتول را به مولايش ميپردازد، به شرطيكه از دية حر تجاوز نكند. اما اگر برعكس بردهاي حر يا حرهاي را عمداً بهقتل رسانيد، ولي دم بين كشتن برده به عنوان قصاص و استرقاق وي مخير است.(تكمله منهاج الصالحين 68)

    هفده: مولي از بردة آزاد شدهاش با شرايطي ارث ميبرد (ولاء عتق)، امابردة آزاد شده مطلقاً از مولايش ارث نميبرد. (منهاج الصالحين 2 / 374)

    آنچه ذكر شد همة تكاليف و احكام بردگان نيست، مهمترين آنهاست كه از لابلايآثار علماي معاصر گردآوري شده و در كنار هم قرار گرفته است. اين احكامگزيدة سيماي كامل بردگي را نزد قائلين آن ترسيم ميكند.

  6. #6
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: برده داری در تاریخ...

    آيات قرآني در مورد برده



    جواز استمتاع مالك از كنيز شوهردارش بعد از استبراء. «و المحصنات منالنساء الاماملكت ايمانكم» (نساء 24) «(استمتاع از) زنان شوهردار (بر شماحرام است) مگر كنيزتان.»

    به نظر ميرسد اوج مالكيت و حضيض مملوكيت در اين آيه قابل رؤيت باشد



    عدم مالكيت برده. قرآن كريم در ضمن مثال به عدم مالكيت برده اشاره كردهاست: ضرب الله مثلاً عبداً مملوكاً لايقدر علي شيء و من رزقناه منا رزقاًحسنا فهو ينفق منه سراً و جهراً هل يستوون الحمدلله بل اكثر هم لايعلمون(نحل 75) «خداوند مثلي ميزند بين بردهاي مملوك كه قدرت بر هيچ كاريندارد و بين كسي كه از سوي خويش به او روزي نيكويي بخشيدهايم و او ازهمان پنهان و آشكار ميبخشد، آيا اين دو برابرند؟ سپاس خداوند را، آريبيشترينشان درنمييابند.»

    و اعبدوا الله ولا تشركوا به شيئاً و بالوالدين احساناً و بذي القربيواليتامي و المساكين و الجارذي القربي و الجار الجنب و الصاحب بالجنب وابن السبيل و ما ملكت ايمانكم (نساء 36) «و خداوند را بپرستيد و چيزي رابراي او شريك نياوريد و به پدر و مادر و به خويشاوندان و يتيمان وبينوايان و همساية خويش و همساية بيگانه و همنشين و در راه مانده و بردهخود نيكي كنيد

    فان خفتم الاتعدلوا فواحده اوماملكت ايمانكم (نساء 3) «و اگر ميترسيد كهمبادا (با چهار زن) عادلانه رفتار نكنيد، فقط به يك تن يا كنيز اكتفاكنيد.» و الذينهم لفروجهم حافظون الاعلي ازواجهم اوما ملكت ايمانكم فانهمغيرملومين فمن ابتغي وراء ذلك فاولئك هم العادون (مؤمنون 7 – 5، معارج 31– 29) «(مؤمنان) كساني (هستند) كه پاكدامني ميورزند مگر در مورد زنانشانيا كنيزانشان كه در اين صورت نكوهيده نيستند، پس هر كس كه از اين فراتررود، اينانند.

  7. #7
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: برده داری در تاریخ...

    در جامعه ای که بردگی، یکی از اجزاء اصلی زیربنای اقتصادی، روابط اجتماعی و اخلاق یک گروه شده است....

    هنگامی که یک رژیم انقلابی می آید،
    اگر بخواهد بردگی را فقط با یک بخشنامه لغو کند، آنرا تثبیت کرده ، اما در شکل غیر قانونی؛
    و این ، 100٪ در جهت تسریع و توسعه بردگی است!

    اگر بردگی، بدون آنکه زیربنایش از بین برود ، تنها، فرم قانویشرا از میان برداریم، بصورت قاچاق وجود پیدا خواهد کرد و وقتیکه بصورتقاچاق درآمد، بیشتر توسعه پیدا می کند و غیر قابل کنترل می شود.

    کوپنی بودن تریاک و توزیع آن از طریق داروخانه ها در رژیم سابق مثال خوبیدر این مورد است: در آن هنگام ، هم تعداد تریاکی ها مشخص بود و هم مقدارمواد مصرفی آنان.
    بنابراین هم راحت تر می شد برایش چاره اندیشی نمود ، معالجه شان کرد و آرام آرام آنرا از میان برداشت.
    اما اکنون که با آن بصورت کاملا انقلابی! و قانونی برخورد شده، (در تمام دنیا) نتیجه اش را می بینیم که چیست!

    در اسلام قوانین زیادی علیه برده فروشی و برده داری وجود دارد:
    مثل اینکه هیچ عملی پیش خدا، از خرید و فروش انسان مبغوض تر نیست.
    یا اینکه هر کسی را خدا ممکن است ببخشد جز کسی که انسان را می فروشد؛

    و هم به این عنوان که هر گونه کفاره ای یا هر گونه عمل اجتماعی و یا هر گونه ثوابی را با آزاد کردن بردگان می سنجد.(مانند کفاره روزه)

    ببینیم که قرآن انسان را چگونه علیه بردگی می شوراند:
    در سوره بلد می گوید:

    1. قسم به اين شهر مقدّس [= مكّه‏]،
    2. شهري كه تو در آن ساكني‏،

    3. و قسم به پدر و فرزندش [ ابراهيم خليل و فرزندش اسماعيل ذبيح‏]،

    4. كه ما انسان را در رنج آفريديم «و زندگي او پر از رنجهاست‏».
    5. آيا او گمان مي‏كند كه هيچ كس نمي‏تواند بر او دست يابد؟!

    6. مي‏گويد: «مال زيادي را «در كارهاي خير» نابود كرده‏ام.»
    7. آيا «انسان‏» گمان مي‏كند هيچ كس او را نديده «كه عمل خيري انجام نداده‏» است‏؟!


    8. آيا براي او دو چشم قرار نداديم‏،
    9. و يك زبان و دو لب‏؟!
    10. و او را به راه خير و شرّ هدايت كرديم‏.

    11. ولي او از آن گردنه مهمّ نگذشت.
    12. و تو نمي‏داني آن گردنه چيست؟‏!13. آزادكردن برده‏اي‏،
    ..
    بر آنها آتشي است فروبسته «كه راه فراري از آن نيست‏»!

    این همه قسم خوردن و اشاره به پیامبران و شهرهای مقدس و جلب کردن توجهانسان به چشم و گوش و سخنش و اینکه کار خیر فقط آن چیزهائی نیست که دراذهان بی علم وجود دارد و ترساندن او از آتشی که راه فراری از آن نیست...
    انسان را به شدت سرزنش می کند که از آن گردنه ی مهم و پر مشقت نگذشته است!
    و آن گردنه، چیزی نیست بجز آزاد کردن برده
    "نمی توانی بفهمی که این آزاد کردن یک انسان از بردگی ( عقبه - فک رقبه ) ، چقدر عظمت دارد"

  8. #8
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: برده داری در تاریخ...

    قانونی و فقهی کردن برده داری توسط اشرافیت و خواجه های برده دار، به نام اسلام

    بردگی اگر ، بدون اینکه "زیربنایش" عوض شود ، فقط "فرمقانونی اش" از میان برداشته شود، بصورت "قاچاق" به وجود خود ادامه خواهدداد ، بیشتر توسعه پیدا خواهد کرد و غیر قابل کنترل خواهد شد.

    در اسلام قوانین و حملات شدیدی علیه برده داری وجود دارد ،مثل حملاتی که در اوایل، پیغمبر اسلام و رهبرانش به بردگی می کردند ، مثلاین : "هیچ عملی پیش خدا از خرید و فروش انسان مبغوض تر نیست " یا "هر کسیرا خدا ممکن است ببخشد ، جز کسی که انسان را می فروشد"

    و مهمتر اینکه : هر گونه "کفاره ای" یا "هر گونه عمل اجتماعی " یا "هرگونه ثوابی" را با "آزاد کردن بردگان" می سنجد.

    و یکی هم از لحاظ قوانین اجتماعی و نظام اقتصادی است کهبعدها بوجود آمد و به شکلی در آمد که اسلام "فرم" را موقتا تحمل کرد و"ریشه" را با تغییر نظام اقتصادی و تغییر ارزشهای اخلاقی ، طوری عوض ودگرگون کرد که این پدیده به کلی از بین برود
    اما دیدیم که از بین نرفت!

    برای اینکه اسلام بر اساس آن برنامه ریزی ای که داشت ، در ظرف ده، بیست سال مثلا به "نفی مطلق برده داری" می رسید،
    ولی برنامه ریزیش تمام نشد و در وسط کار ، "اشرافیت و همان خواجه های برده فروش" به نام خود پیغمبر حاکم شدند!
    و بعد "فقه بردگی"! به وجود آمد

    و بعد که بصورت فقهی اش کردند ، بشکل قانون اسلامی درآمد!
    و هنوز هم "ول کن" نیستند!

    این است که اگر می بینیم که بردگی به کلی از بین نرفت ،بخاطر غلط بودن مقدمه چینی ها و برنامه ریزی هائی که آن نهادهای اسلامیگذاشتند نبود ، باید رد همان "اشرافیت برده فروش" را گرفت!

  9. #9
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: برده داری در تاریخ...

    بر خلاف اروپا که بردگی یک "عامل تولید" است، یعنی در فئودالیته ی اروپا ، بردگان جزء کارگران و دهقانان ، فوج فوج وجود داشته اند.
    در اسلام، با اینکه اشرافیت غالب شد ، و با اینکه اینبرنامه ها به طور کلی از بین نرفت و جز شعائر همه چیز دگرگون شد و زیربنااز بین رفت،
    معذالک می بینیم همان مبارزه حقوقی که اسلام از نظر اقتصادی با بردگی کرد باعث شد که بردگی در جامعه های اسلامی واقعا از بین رفت.

    و فقط به صورت بردگی دامستیک (domestic)(مستخدم و خدمتکار) ، باقی ماند.
    بردگی دامستیک، بردگی ایست که برده ها در "تولید" کار نمیکنند ، اما برخی از خانواده های اشرافی برای تزیین و پزدادن و تظاهر و چشمو همچشمی و علامت اشرافیت و قدرت و ... یکی دو برده را برای کار منزل درخانه نگاه می دارند.
    این، بردگی تزئینی یا سمبولیک یا دامستیک یا خدمتکاری است.

    در صورتی که در اروپا ، بردگی به عنوان "بردگی تولیدی" بود.
    یعنی یک طبقه ، شامل میلیونها برده ، همیشه در تولید دخالت داشتند.
    اسلام بردگی را به این شکل "به رسمیت" نشناخت ، چنانکه خیلی از چیزهای دیگر را به رسمیت نشناخت ؛
    بلکه آن را "تحمل" کرد ،
    که بتواند با ریشه کن کردن "عوامل پیدایش" این پدیده بد ، با آن مبارزه کند .

    و این مبارزه و این برنامه ، علیرغم اینکه در میانه راه ،در اثر اعمال نفوذ خواجگان و اشرافیت برده فروش، شکست خورد ، اما به نسبتنظامهای غربی موفق شد.

  10. #10
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: برده داری در تاریخ...

    قسمتی از مصاحبه داریوش سجادی با دکتر سروش را »یآورم که بهمین مسئله بردگی در آن اشاره شده است:

    با توجه به اينکه ضمن صحبت تان اشاره ای به آيت الله مصباح يزدی داشتيد مايلم سوال بعدی خودم را بنوعی مرتبط با ايشان کنم.
    جنابعالی در موضع گيری اخيرتان اشخاصی همچون فرديد را در کنار آيت الله مصباح يزدی قرار داديد.
    متعاقباً ديده شد يکی از سايت های داخل ايران با توجه به چنين ادعائی اين پرسش را از شما کرد که:
    آقای چگونه مصباح یزدی که مزاج صدرایی – سینوی دارد را کنار فردید و امثالداوری می نشانند؟ کجا روحانیون امثال مصباح یزدی نیازمند افلاطون و هایدگر شدند کهامثال داوری و فردید بتوانند کاری برای آنها بکنند و اصلا چگونه می شود فردید راپیرو راستین افلاطون و هایدگر دانست و از همه مهم تر، چگونه آقای بعنوان یکمتکلم سرشناس، ارتباط شان با فلسفه میتواند اینقدر ضعیف شده باشد که هایدگر را کسیبشناسد که از مدرسه او فقط فاشیست بیرون می آید؟
    اولاً این رابگویم که من به هیچ وجه معتقد نیستم که از مکتب هایدگر فقط فاشیسم بیرونمی آید. البته در اینکه هایدگر با نازیسم سر و سّری داشت جای هیچ تردیدینیست. از قضا همین چند روز پیش با یکی از استادان فلسفه کشور فرانسه سخنیداشتم و ايشان می گفت که در پایان ماه مارچ 2006 کتاب پر سر وصدائی در بابارتباطات هایدگر و نازیسم که حاوی اطلاعات تازه ای خواهد بود، منتشرخواهدشد. باری از این کتاب ها و نوشته ها در مغرب زمین بسیار است ولی سخن مناصلاً این نبود که هایدگر معلم نازیسم یا فقط معلم نازیسم است و درس دیگرینمی دهد. اتفاقاً خیانتی که آن گروه یهودی ستیز در کشور ما کردند این بودکه هایدگر را بدنام کردند.
    هایدگر در کناربعضی موضع گیری های ناروای سیاسی که به حق در مورد آنها بدنام شده، فلسفهمعتبری دارد که قابل نقد است و مثل هر فیلسوف دیگری می توان فلسفه او راخواند و بررسی کرد. باز یکی از خیانت هائی که در کشور ما به هایدگر شد اینبود که اصلاً فلسفه هایدگر مورد نقادی قرار نگرفت. بالاخره هایدگر خدا ياپیامبر که نیست. ايشان هم بشر است و اندیشه های بشری دارد و می تواند موردنقد قرار بگیرد. اتفاقی که در مملکت ما افتاد آن بود که پیروان و مریدانهايدگر کوشيدند ارادت ورزی و سکوت وخضوع نسبت به هايدگررا تعلیم و تعميمدهند. هرگز یک نکته نه در گفته ها و نه در نوشته های ايشان ظاهر نشد کهفلسفه هایدگر را نقد کرده باشند. البته این از دو جهت بود یکی از باب ضعففکری خود آنها که اساساً به آستانه نقد و نقادی نمی رسیدند و دوم هم اینکهاصولاً به نقد باور نداشتند. آنچه را که تعلیم می دادند ارادت ورزی بودچرا که هايدگر با موضع گیری های خشونت گرایانه سیاسی شان منطبق تر بود. بههر حال سخن من در باب هایدگر این است که مانند هر فیلسوف دیگری او را بایدخواند، فهمید، نقد کرد و از او گذشت و در یک نقطه متوقف نماند.
    اما قصه آقای مصباحو رابطه اش با فردید و امثال او در ارتباط فلسفی خلاصه نمی شود. من اساساًنمی خواستم در آن مصاحبه، جغرافیای فلسفه را در کشور ترسیم کنم. اگر بنابرآن بود باید پای بسیاری از مسائل دیگر را به میان می آوردم و نکته هایبسیاری در اینجا بود و هست که امیدورام وقتی فرصت کنم تا آنها را بگویم یابنویسم.
    بله، اين درست است که آقای مصباحچندان اطلاعی از فلسفه هایدگر ندارد و چندان اعتنا و التفاتی هم به آنندارد. اینها را من بدرستی می دانم. اما حقیقت این است که آقای مصباحبا اینکه در مقام نقد، از کسانی که خوشش نیآید بسیار بی پرواست و هیچملاحظه ای هم نمی کند، هیچ وقت نديديم نقدی از این گروه کرده باشد.
    اجازه بدهيد ابتدا این را عرض بکنم که من اساساً با آقای مصباحیا آن افراد ديگر مسئله شخصی ندارم بلکه مسئله اجتماع و فکر و نقش وتاثیرمنفی آنان در جامعه و جوانان ما سبب شده تا من گاهی به صراحت سخندرباره آنها بگویم.
    من سال ها نوشته ام که آقای مصباحمرد صاحب نظری در فلسفه اسلامی است. حتی در نوشته های پيشين خود آورده امکه ايشان مقدم بر آقای جوادی آملی است. یعنی آنچنان که من می فهمم و ازنوشته های ايشان در می یابم، قدرت نقادی آقای مصباح در فلسفهاسلامی بهتر از همگنان اوست. حتی وقتی که من از داوران کتاب سال بودم ايناصرار من بود که باعث شد یکی از کتاب های فلسفی آقای مصباح يعنی کتاب نهایته الحکمه مرحوم آیت الله طباطبایی که آقای مصباحآن را شرح و حاشیه نوشتند و به گمان من کتاب با ارزش و معتبری است، کتابسال شناخته شود. لذا خدای نکرده تصور نرود که من مسئله شخصی با ايشان دارم.
    من گمان می کنم تا آنجائی که پای فکر و فلسقه اسلامی درمیان است آقای مصباحرتبه و نمره بالائی می گیرد. اما متاسفانه پا را که از اینجا بیرونبگذارید، ناموزونی ها و زشتی ها ظاهر می شود. من حقیقتاً شخصی کج سليقه تراز آقای مصباح در امر دین و سیاست ندیدم.
    شماملاحظه کنید در روزگاری که کسانی مانند مرحوم مطهری می کوشیدند تا قصهبردگی را بنحوی حل کنند و برای مسلمانان توضیح دهند که چرا بردگی برپیامبر اسلام تحمیل شد و به لحاظ شرایط اجتماعی ایشان وادار شد تا بردگیرا به رسمیت بشناسد و برای آن قوانینی وضع کند و از طرفی هم قوانینی برایآزاد کردن بردگان وضع کنند، در چنین وضعیتی آقای مصباح با کمال کج سلیقگی در سخنرانی های عمومی خود بردگی را تائید می کند و می گوید:
    «امروز هم اگر بین ما و کفار جنگی در بگیرد ما برده خواهیم گرفت، حکم بردگی منسوخ نیست و ابدی است، برده می گیریم و می آوریم در جهان اسلام و نزد مسلمانان نگه داری می کنیم، هدایت می کنیم، مسلمان می کنیم و آنگه آنها را به کشورهای خودشان بازمی گردانیم.»
    واقعاً چنین کج سلیقگی سابقه ندارد. وقتی که مناظره ای بین آقای مصباحو محمد جواد حجتی برگزار شد (من همه اینها را از حافظه نقل می کنم والااگر بنا به تتبـّع و استقصاءباشد موارد بسیار بیشتر از این می شود پیداکرد) من خود شاهد این مناظره بودم، که آقای حجتی به مصباح یزدی می گفت که در سخنرانی های عمومی بی حرمتی کردن نسبت به مستمعین و مخاطبان کار شایسته ای نیست و آقای مصباح به جای اینکه روش خود را در مقام سخن گفتن تصحیح کند در جواب آقای حجتی گفت که:
    « نخیر، ما خطبههائی در نهج البلاغه داریم که در آن خطبه ها امام علی هم هنگام سخن گفتن وخطابه خواندن به مستمعین خود اهانت می کرد.»
    یا وقتی که قصه تروریسم مطرح بود، ايشان به صراحت در خطبه های پیش از نماز جمعه مطرح می کرد که:
    « باید این لکهننگ را زدود که پاره ای فکر می کنند خشونت در اسلام نیست. ما می خواهیم وعازم ایم و تصمیم گرفته ایم تا احتجاج و اثبات کنیم که خشونت در متن اسلاموجود دارد.»
    حقیقتاً یک چنینکج سلیقگی فریاد انسان های آزادی خواه را بالا می آورد. فریادی که هم ازعمق انسانیت برمی خیزد وهم از عمق اسلامیت. من هرگز و به هيچ عنوان باورندارم که آقای مصباح دلش برای اسلام بیشتر از دوستان اصلاح طلب ما می سوزد. موضع گیری های بنده در مورد آقای مصباحفقط به این سبب است که معتقدم ایشان در این روزگار در زشت کردن چهره اسلاماز همه سهیم تر و موثرتر است. اسلامی که من هم به آن علاقه مندم. من هممانند کثیری از خلق خداوند در روی کره زمین به آن دلبسته و مومن و معتقدم.
    این اسلام رانباید مشوه کرد. اسلام عظیم تر و عزیزتر از آن است که تفسيرش به مشتیروحانیان خشونت گرای کج سلیقه سپرده شود. این سرمایه عظیم و میراث قدسیپیامبرعظیم الشان اسلام را بايد از دست آنان بیرون آورد. آنان خزانه دارانامينی برای اين ميراث گران بها نيستند. اگر من جهدی و جهادی می کنم، بههمین خاطر است. بدتر از همه اینکه شما شاهد پیوند نامیمون و نامقدسی میانپاره ای از اين روحانیان کج سليقه و آن و فیلسوف نمایان خشونت گرا باشيد.این بیش از همه آدمی را می رنجاند. شما می بینید که سخنان آنها، تحلیل هایآنها و استدلال های آنها، مفهوم سازی های همان فيلسوف نمايان است که ازدهان اینها بیرون می آید که به نام مخالفت با غرب و مخالفت با دموکراسی ومخالفت با حقوق بشر ابراز می شود.
    آقای مصباحروزی در يکی از فرمايشات شان گفتند نه هر کس دو متر چلوار بر سر بگذارد،روحانی و دين شناس است. من نمی دانم خود ايشان چند متر چلوار بر سر میبندند اما اصل سخن شان را درست می دانم.
    یک بار روحانیتما یک سمینار برگزار نکرد که در آن استبداد دینی مورد بحث قرار بگیرد.صدها سمینار در باب ولایت فقیه داشتیم اما یک سمینار نداشتیم که قصهاستبداد دینی مورد بحث قرار بگیرد. اين نيست مگر به سبب رسوخ روح خشونت درآنان.
    از غرائب است که اخیراً می بینم همین آقای مصباحکه روزی در خشم و خشونت برعلیه دکتر شریعتی عمامه بزمین می زد و به صراحتمی گفت شریعتی امروز در قعر جهنم بسر می برد، رفته رفته تحلیل های انقلابیو شبه انقلابی شریعتی را در سخنرانی های خود بکار می گيرد تا متاع خشونتآلود خود را بفروشد. در این میان از همه مظلوم تر، دینداری مدارا گرایانهو معرفت اندیش است که مورد مظلومیت تام و تمام قرار گرفته و حق آن ادا نمیشود.
    روزی مرحومشریعتی می کوشید تا اسلام را با انقلاب و انقلابی گری آشتی دهد، امروزکسانی از روحانیان دست در دست پاره ای از فیلسوف نمایان خشونت گرا میخواهند اسلام را با خشونت آشتی دهند و حتی می خواهند کسانی چون شریعتی رااز اعضای همین کاروان و همین اردوگاه معرفی کنند.
    اما اردوگاه سومیهم وجود دارد که می خواهد اسلام را با آزادی خواهی و مدارا و نرمی و انساننوازی آشتی دهد و دور را از دست این خشونت گرایان بگيرد. من پاره ای ازمخالفان روشنفکری دینی را دیده ام که دقیقاً بر همین نقطه انگشت تاکید میگذارند و به من و امثال من می گویند اسلامی که شما می گوئید اسلام واقعینیست. اسلام واقعی آن است که مصباح و خزعلی و حسنی و جنتی امثالاينها می گویند. مشکل کوچکی نیست. ما باید توضیح دهیم و نشان دهیم و گاهبا صراحتی پر هزينه بیان کنیم که این چنین نیست و آن کیش محبوبی کهایرانیان و مسلمانان به آن دلبسته اند مطلقاً سخنگویش آقای مصباح و خشونت گرایانی مثل او نیستند.
    منبع:
    متن مصاحبه داريوش سجادی با دکتر سروش
    پخش شده در برنامه از نگاه ميهمانان ـ تلويزيون هما
    پنج شنبه 18 اسفند 84

  11. #11
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: برده داری در تاریخ...

    پرسش: نظر اسلام در مورد برده داری چه بوده است؟
    آیا آنرا پذیرفته یا نفی کرده بوده است؟

    پاسخ:
    حضرت محمد (ص) که خود برده دار نبوده است.
    کسانیکه مسلمان شده بوده اند نیز خود آدمهای فقیر و از اقـشـار پـائـیـن جـامـعـه و برخی برده بوده اند.
    فردی که به خدا و روز رستاخیز و قرآن ایمان داشته باشد نیز نمی تواند برده داشته باشد.

    برده داران آنهائی بوده اند که دین را قبول نداشته اند و دین بنفع آنها نبوده است و با دین جنگ داشته اند.

    فردِ برده داری که قرآن را قبول ندارد نیز مسلماً با حرف قرآن برده را آزاد نمی کند.

    بنابر این نفیبرده داری در قرآن موضوعیتی نمی تواند داشته باشد و مانند این می ماند کهقرآن بخواهد حاکمیت را برای ماتریالیستها (یعنی کسانیکه خدا و قرآن قبولندارند) را نفی و تحریم بکند.

    چیزیکه در قرآن نفی و تحریم می شود برای کسی می شود که قرآن و خدا و روز رستاخیز را قبول دارد.
    چيزهائی نيز در قرآن نفی و تحريم می شوند که در طول تاريخ با انسان "هستند".

    برده داری چيزی است که خود در طول تاريخ از بين می رود.


    چیزی که قرآن در رابطه با برده به مسلمانان گفته:
    یکی جنگیدن برای رهائی مستضعفينی است که نمی توانند هجرت کرده و خود را رها کنند، (و برده نيز در زمره مستضعفين است)
    و دیگری خریدن و آزاد نمودن برده است.

    نساء 75:
    « وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِيسَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِوَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِالْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّاوَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا :
    چرا در راه خدا و مردان و زنان و بچه های مستضعفی نمی جنگید که می گویند:
    خدایاما را از این شهری که شهروندان آن ستمگرند بیرون ببر و از طرف خودت برایما مسئولی قرار بده (یعنی وی را جایگزین ستمگر یا برده دار کن) و از جانبخودت کسی را برای ما قرار بده که به هنگام نیاز به ما کمک کند»!


    آیاتی که آزاد سازی برده در آنها هست آیات زیر است:


    بلد 13:
    « فـَکُّ رَقـَـقـَبـَةٍ: آزاد کردن برده »
    در این سوره بَـلَـد از افرادخواسته شده که برده را آزاد کنند و به یتیم و مسکین غذای مرغوب و رسمیبدهند و به خداوند ایمان بیاورند.
    و بعد گفته که افرادی که این کارها را بکنند از فرزانگان خواهند بود.

    (اطعام یعنی:
    بطور رسمی و کیفی غذا دادن. یعنی غذا درست کردن و سفره انداختن و محترمانه پذیرائی نمودن).

    مجادله 2ــ 4:
    « الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْكُمْمِنْ نِسَائِهِمْ مَا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّااللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَرًا مِنَالْقَوْلِ وَزُورًا وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ ـــ وَ الَّذِينَيُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوافَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَبِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ـــ فَمَنْ لَمْ يَجِدْفَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّافَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَلِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِوَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ:

    کسانی از شما که به همسران خود میگویند: تو مانند مادر من هستی! آنها (یعنی همسران) مادران آنها نیستند.
    مادران آنها فقط کسانی هستند که آنها را زائیده اند.
    براستی که حرفهای ناخوشایند و دروغ می زنند.
    اما خدا بخشنده است و مسائل را برای تعیین تکلیف شدن به آینده موکول می کند ـــ کسانی نیز که به همسران خود می گویند:
    تو مانند مادر من هستی! و بعدها باز هم آنرا تکرار می کنند، پیش از اینکه با آنها آمیزشی داشته باشند باید برده ای را آزاد کنند.
    این (یعنی آزاد سازی برده) درسی است برای برنگشتن به حرف نادرست گذشته.

    و خداوند به همه کارهائی که انجام می دهید دانا است ـــ کسیکه برده ای پیدا نکند پیش از اینکه آمیزشی داشته باشد دو ماه پشت سر هم روزه بگیرد.

    و کسیکه امکانات لازم برای روزه گرفتن نداشته باشد (یعنی برای امکانات زندگی مجبور باشد کار بکند و نتواند روزه بگیرد) به 60 نفر آدم بینوا بطور رسمی و کیفی غذا بدهد.

    این بخاطراینست که به خدا و پیامبر وی "ایمان" بیاورید (یعنی ایمان خود را درست وجدی بکنید)، و این مرزهای خداوند است. و برای افراد بی ایمان مجازاتدردناکی خواهد بود». (یعنی کسانیکه به خدا ایمان ندارند و حرف مزبور را بههمسران خود می زنند مجازات آنها در روز رستاخیز خواهد بود).

    مائده 89:
    « لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُبِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُالْأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِمَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍفَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُأَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ :

    خداوند بخاطر سوگندهای سرِ زبانی شما از شما حسابرسی نخواهد کرد، ولی برای سوگندهائی که در قرار و مدارهای خود می خورید (و عمل نمی کنید) از شما حسابرسی می کند،

    که جبران آن سوگند:
    "غذای رسمی و و با کیفیت دادن" یا "پوشاک دادن" به 10 نفر بینوا از میانگین تغذیه یا پوشاکی است که به خانواده خود می دهید،

    و یا آزاد نمودن برده ای.

    اگر کسی هیچ یکاز موارد مزبور را نتوانست (یعنی خود فقیر بود) 3 روز روزه بگیرد. اینبرای جبران سوگندتان وقتی که سوگند می خورید (ولی عمل نمی کنید) است. ومواظب سوگند خوردن خود باشید. خدا به این شکل آیات خود را به شما نشان میدهد به امید اینکه سپاسگذار باشید (یا از هر چیزی استفاده درست بکنید)».

    نساء 92:

    « وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًاإِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍمُؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْيَصَّدَّقُوا. فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌفَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْوَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُرَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِمُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا:

    هیچ مؤمنی مؤمنی را نمی کشد مگر به اشتباه. و اگرکسی مؤمنی را اشتباهاً بکشد مؤمن برده ای را آزاد بکند و خون بهای درست وسالمی نیز به خانواده مقتول بدهد مگر اینکه خودِ آن خانواده از آن گذشتکنند.

    اگر فرد کشته شده از گروهی باشد که دشمن شما است ومقتول ایماندار باشد (قاتل) یک برده مؤمن را آزاد کند. و اگر مقتول ازقومی باشد که میان شما و آنها پیمانی باشد (قاتل) خون بهای درست و سالمیرا به خانواده مقتول بدهد و برده مؤمنی را آزاد کند. اگر کسی (برده ای رابرای آزاد کردن) پیدا نکرد دو ماه پشت سر هم روزه بگیرد، این پذیرشی ازجانب خداست و خدا داناست و با حکمت کار می کند». (منظور از خون بهای "درستو سالم" در آیه اینست که اگر خون بها ، از حیوانات یا اشیاء قیمتی باشند ،بدون عیب و بیماری باشند).
    اینها آیاتیبود از جنگیدن برای مستضعفین یعنی کسانیکه دستشان به جائی نمی رسد و نمیتوانند برای خود کاری بکنند (که شامل بردگان نیز می شود)

    و خریدن و آزاد نمودن بردگان.

    در قرآن آیه ای نیست که بگوید مسلمان یا انسان می تواند برده داشته باشد.

    چیزیکه درقرآن هست و برخی ها آنرا بنام برده و برده داری مطرح می کنند « مـلـکیَـمـیـن» است. « مـلک» یعنی: دارائی و مالکیت. و « یَـمـیـن» یعنی: راست(سمت راست، دست راست)، سوگند، قرارداد و پیمان. و «ملک یمین» روی هم رفتهیعنی: دارائی و مالکیت قراردادی و پیمانی.
    مثلاً مابنابر قرار داد در یک کارخانه روزی هشت ساعت کار می کنیم. این هشت ساعتکار ما در روز ملکِ صاحبِ کارخانه است یعنی صاحب کارخانه هشت ساعت کار مارا خریده است. در زبان و ادبیات گذشته عرب و قرآن به آن « ملک یمین» گفتهمیشود. در «مـلـک یَـمـیـن» صاحب کار بنابر قرارداد فقط صاحبِ کارِ فرداست نه خودِ فرد. مثلاً اگر بخواهد با کنیز ازدواج کند باید با اجازهخانواده وی اینکار را بکند.

    این موضوع در آیه 25 سوره نساء آمده:«... فـَانْـكِـحُـوهُـنَّ بـِإِذْنِ أَهْـلِـهـِنَّ وَ آتـُوهُـنَّ أُجُـورَهُـنَّ بـِالْـمَـعْـرُوفِ : با اجازه خانواده شان با آنها ازدواج کنید (یعنی با خواستگاری و موافقت خانواده آنها)،
    و اجر آنها را بطور اصولی و متعارف بدهید.

    مسئله وجود کنیز به شرایط اجتماعی و معیشتی جامعه مربوط می شود، هنوز نیز وجود دارد، و یک چیز ضد انسانی نیست، و يک مسئله شخصی است و با انتخاب شخص است، و برای امرار معاش است، و اسلام به زندگی شخصی کسی کاری ندارد.

  12. #12
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: برده داری در تاریخ...

    پیغمبر اسلام ، موعود بردگان محروم و نا امید

    گروهی که به پیغمبر اسلام گرویدند، جز تنی چند ، همه از محرومترین و گمنامترین تحقیر شدگان و تحقیر شده ترین عناصر جامعه بودند.
    برای همین هم دشمن ، پیغمبر اسلام را تحقیر می کرد که فقط "اراذل الناس" یعنی بی سر و پاها دور و برش هستند!
    و این ، امروز برای نهضت اسلام ، بزرگترین ستایش است.
    در حالی که رهبران مذاهب غیر الهی ،همچون بودا را می بینم که همه ، بی کم و کاست از اشراف چین و هندند .
    پیامبر اسلام ، موعود بردگانی بود که در طول تاریخ یقین کرده بودند که سرنوشت محتومشان بردگی است!

    بردگان و تحقیر شدگان و محرومانی که به زبان دین یا علم یا فلسفه و یا به زبان زور یا به زبان شعر و هنر که همه در خدمت خواجگان بوده است ، باور کرده بودند که برای زجر کشیدن و ذلت دیدن و بار کشیدن و گرسنه بودن ، زندگی می کنند و متولد و آفریده شده اند!
    طبقۀ مستضعفی که یقین کرده بودند که خدایان با آنها دشمند!
    و برای برگزاری کار خلق و کار جهان ، آنها را بارکش دیگران بار آورده اند.

    همچنانکه "مانی" پیامبر، می گفت:
    "شکست خوردگان بیچاره از ذات ظلمتند و فاتحان زورمند از ذات نور!"

    و ارسطو و افلاطون ، متفکران نابغه ، می گفتند: " خداوند و طبیعت گروهی را برده خلق می کند و گروهی را آزاد!
    تا آزادگان با زحمات و رنج هائی که بردگان در تکفل کارهایپست می کشند، فراغتی پیدا کنند که به کارهای متعالی از قبیل اخلاق و هنر وشعر و موسیقی و تمدن بپردازند! "

    و پیغمبر اسلام آمده است تا آن "نهضتی" را که در "طول تاریخ" با فریب و دروغ و شرک و تفرقه و برتری و اختلاف طبقاتی، پیوسته در "جهاد" بود را تکمیل کند.

    و با اعلام اینکه: " همۀ انسان ها از یک نژاد و منشاء و سرشت و از یک خدا " هستند، "برابری عمومی" را اعلام کند.

    و همچنین با "توجیه فلسفی" و نیز با نظام نیرومند اقتصادی ، یک "برابری اعتقادی و حقوقی و طبقه ای " را در جامعۀ نمونۀ مدینه بریزد.

    در جامعه ای که "بلال" بیگانۀ تحقیر شدۀ و "برده" ، "شرافت و ارزش و حیثیتش" برتر از بزرگترین اشراف جامعۀ عرب احساس می شود.
    و همه او را به "رسمیت" می شناسند.

    جامعه ای که در آن، ناگهان مردم مدینه ، (عرب، یهودی، قریش)، می بینند که "سالم" بچه ای که "غلام حذیفه" بوده و در همین کوچه های شهر، بصورت "یک بردۀ ذلیل و محروم" راه می رفته،
    اکنون در "قُبا" پیشاپیش بزرگترین مهاجران قریش به "امامت نماز" ایستاده!
    و پشت سر او ، عزیزترین و پرشکوه ترین چهره های جامعه، چهره های برجستۀ پیش از اسلام و عصر اسلام ایستاده اند!

  13. #13
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: برده داری در تاریخ...

    کنیزی همشان پیغمبران در جوار خانۀ خدا و مطاف هر سال و هر نسل تاریخ بشری

    محور اصلی حج، نقطه ای است که قبلۀ انسانهاست.
    و نقطۀ مرکزی طواف، یعنی کانون همۀ حرکات زندگی فرد ، خانه و آرامگاه "هاجر" است.

    یک "کنیز" که با ابراهیم (ع) همگامی کرد، عملش مانند اعمال ابراهیم به عنوان مناسک و فرایض حج، همه ساله به وسیلۀ "میلونها مسلمان" تقلید و تجدید می شود.

    آری، همه چیز نابود شونده است جز آنچه رو به خدا دارد.
    خدا از میان همۀ پیغمبرانش ، مصلحانش، مقربانش، عزیزانش و همۀ مردم جهان، یک "کنیز گمنام" را انتخاب می کند.
    و مدفن او را "کنار خانۀ خود"، مطاف هر سال و هر نسل تاریخ بشری اعلام می کند.

    او کیست؟
    برخلاف تمام مذاهب غیر الهی، که زن را یک انسان پست و حقیر و مهجور می دانند
    این خدا، از میان همۀ این چهره ها در تاریخ ، یک زن ، "هاجر" را انتخاب می کند.
    یک اسیر! یک مادر.
    و او را در جوار کعبه دفن می کند و مزار او را "جزء خانۀ خودش" اعلام می کند.
    و به همۀ انسان ها، "حتی پیغمبران بزرگش" فرمان می دهد که بر گرد این خانه طواف کنند!

  14. #14
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: برده داری در تاریخ...

    «11» وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ «12» فَكُّ رَقَبَةٍ «13» أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ «14» يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ «15» أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ «16» ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ «17» أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ «18» وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ «19»
    بلد :
    « 11» و تو چه مي دانى آن گردنه سخت چيست ؟ « 12» آزاد كردن برده ، « 13» يا طعام دادن در روز گرسنگى و قحطى ، « 14» به يتيمي خويشاوند ، « 15» يا مستمندى خاك نشين ; « 16» علاوه بر [ انجام ] اين [ تكاليف ] ، از كسانى باشد كه ايمان آورده اند و يكديگر را به صبر و مهربانى سفارش كرده اند ; « 17» اينان سعادتمندان اند ; « 18» و كسانى كه به آيات ما كفر ورزيدند ، آنان شقاوتمندان اند « 19»
    --------------------------------------------.
    --------------------------------------------.
    وَاعْبُدُواْاللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًاوَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِيالْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِالسَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَنكَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا«36»
    نساء:
    « 35» وخدا را بپرستيد ، و چيزى را شريك او قرار ندهيد ، و به پدر و مادر وخويشاوندان و يتيمان و مستمندان و همسايه نزديك و همسايه دور و همنشينان وهمراهان و در راه ماندگان و بردگان نيكى كنيد ; يقيناً خدا كسى را كه متكبّر و خودستاست ، دوست ندارد

    -------------------------------------------------
    -------------------------------------------------

    إِنَّمَاالصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَاوَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِيسَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُعَلِيمٌ حَكِيمٌ «60»
    صدقات ، فقط ويژه نيازمندان و تهيدستان [ زمين گير ] و كارگزاران [ جمع و پخش آن ] و آنانكه بايد [ به خاطر تمايل به اسلام ] قلوبشان را به دست آورد ، و براى [ آزادى ] بردگانو [ پرداخت بدهى ] بدهكاران و [ هزينه كردن ]در راه خدا [ كه شامل هر كارخير و عام المنفعه مي باشد ] و در راه ماندگان است ; [ اين احكام ] فريضهاى از سوى خداست ، و خدا دانا و حكيم است . « 60»

    کمک کارگزاران به آزادی بردگان ...







    --------------------------------------------------
    --------------------------------------------------
    آزاد سازی بردگان در اسلام
    -------------------------------------------------
    -------------------------------------------------

    در كشتن اشتباهي مومني=ازاد كردن برده مومني(نسا 92)

    هيچ مؤمنى را نسزد كه مؤمنى را بكشد ،مگر آنكه اين عمل از روى خطا و اشتباه اتفاق افتد . و كسى كه مؤمنى را ازروى خطا و اشتباه بكشد ، بايد يك برده مؤمن آزاد كند، و خون بهايى به وارثان مقتول پرداخت نمايد ; مگر آنكه آنان خون بها راببخشند . و اگر مقتول از گروهى باشد كه دشمن شمايند و خود او مؤمن است ، فقط آزاد كردن يك برده مؤمن بر عهده قاتل است . و اگر مقتول مؤمن ، از گروهى باشد كه ميان شما و آنان پيمانى برقرار است ، بايد خون بهايش را به وارثان او پرداخت كند ، و نيز يك برده مؤمن آزاد نمايد . و كسى كه برده نيافت ، بايد دو ماه پياپى روزه بگيرد . [ اين حكم ] به سبب [ پذيرش ] توبه [ قاتل ] از سوى خداست ; و خدا همواره دانا و حكيم است . « 92»

    --------------------------------------------------
    شكستن سوگند=ازاد كردن برده (مائده89)
    خداشما را به خاطر سوگندهاى لغو و بى هدفتان مي ازات نمي كند ، ولى به سبب [شكستنِ ]سوگندهايى كه به طور جدّى و با قصد و اراده خورده ايد ، مؤاخذه ميكند ; پس كفّاره [ شكستن ] اين گونه سوگندها ، طعام دادن به ده نفر مسكيناز غذاهاى متوسطى است كه به خانواده خود مي خورانيد ، يا لباس پوشاندن برآن ده نفر ،
    يا آزاد كردن يك برده. و كسى كه هيچ يك [ از اين كفّاراتِ سه گانه ] را نيابد كفّاره اش سهروزْ روزه است . اين است كفّاره سوگندهايتان زمانى كه سوگند خورديد [ و آنرا شكستيد ] . لازم است سوگندهاى خود را حفظ كنيد . اين گونه خدا آياتش رابراى شما بيان مي كند تا سپاس گزاريد . « 89»


    ----------------------------------------
    در حال ظهار=ازاد كردن برده (مجادله 3)

    كسانى كه با زنانشان ظهار مي كنند ، سپس از آنچه گفته اند برمي گردند ، بايد پيش از آميزش با هم برده اى آزاد كنند . اين [ حكمي ] است كه به آن اندرز داده مي شويد ، و خدا بر آنچه انجام مي دهيد ، آگاه است . « 3»

    -------------------------------------
    -------------------------------------

    در اینجا اسلام قوانینی را وضع کرده که بنا بر آن مومنان
    باید بردگان را تحت شرایطی آزاد کنند...

  15. #15
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: برده داری در تاریخ...

    بردگان در تمدن اسلامی :


    1- آزادی یهودیان و مسیحیان در خرید و فروش بردهبه هیچ وجه در مورد مسلمانان صدق نمیکرد ، و این به دلیل گذاشتن قوانیناسلام بر روی بردگان است :


    "آنچه تنگیابی برده را تشدید کرد آن بود که قانونا ً جایز نبود مسلمان یا ذمی در مملکت اسلامی به بردگی کشیده شود
    و مجازاتی که مستلزم محرومیت از آزادی باشدآنچنانکه غیر مسلمانان بدهکار را برده ی طلبکار میکردنددر اسلام وجود نداشت .
    و نیز مسلمانان حق نداشتند اولاد خود را بفروشند ، به خلاف یهودیان که موقع نیاز کودکان نابالغ خود را میفروختند* ."
    Krauss,talmudiscbe arcbalogie *
    (تمدن اسلامی –آدام متــــز – ترجمه ذکاوتی –نشر امیرکبیر-صفحه 187)




    2- تجارت برده و سوداگر برده شغلی کثیف بود :

    "سوداگر برده در آنزمان مانند معامله گر دام و احشام در زمان ما ، آدم کم آبرویی تلقی می شد . و از برده فروش (نخاس) بد می گفتند ، چنانکه یک بار محمد بن اشعث رئیس شرطه به منبر رفت و ضمن صحبت یکی از سرداران را چنین دشنام داد : "برده فروش ِ دروغساز ِ متقلب !""
    (تمدن اسلامی –آدام متــــز – ترجمه ذکاوتی –نشر امیرکبیر-صفحه 189)



    3- توصیه اسلام به رفتار برادرانه با بردگان :

    " در اسلام از آغاز رسم بود که برده را "بنده "ننامند ، بلکه غلام را "فتی" و کنیز را " فتاه" خطاب میکردند و این نیزچون بسیاری از چیزها به دستور پیامبر منسوب می شد .
    و از جمله بزرگواری و پرهیزگاری آن بود که مرد مملوک خود را کتک نزند ، چنانکه از پیغمبر روایت شده " بدترین مردم آنست که تنها بر سفره نشیند ، و بخشش خود را باز گیرد ، و بنده اش را بزند "(36- بستان العارفین –سمرقندی-چاپ بمبئی-ص222)
    و نیز در قرن چهارم برخی با به رخ کشیدن آیه " انما المومنون اخوه " کسانی را که بردگان را کتک میزدند ، به باد انتقاد میگرفتند و شاعر آن قرن سرود :
    اگر میخواهی نامت به بزرگی و امتیاز برده شود
    دوستت را بنده باش ،
    و با بنده ات چون دوست زندگی کن (37- ابوحیان توحیدی –رساله فی الصداقه -9-168)
    (تمدن اسلامی –آدام متـــــــز – ترجمه ذکاوتی –نشر امیرکبیر-صفحه 192)






    4- در اسلام طبق قوانین وضع شده بردگان میتوانستند با کار کردن خود را آزاد کنند ،
    چیزی که در دیگر نقاط جهان وجود نداشت ، جز در موارد استثنایی
    و بخاطر لطف به همکیشان خود :

    " در اسلام یک اصل به نفع بردگان وجود دارد و آناینکه برده می تواند آزادی خود را با پرداخت مبلغی بخرد و حق دارد برایتحصیل پول آن ، مستقلا کار کند . مثلاا مسعودی حکایت برده خیاط را آوردهکه از دستمزد خود ، روزانه دو درهم به خواجه اش میداد و بقیه را برای خودخرج میکرد . و نیز از کارهای ثواب و عادات ستوده آن بود که شخص موقع مرگچند تن از بردگانش را آزاد میکرد . چنانکه معتصم خلیفه دم مرگ دستور دادهشت هزار زر خرید را آزاد کرد (42-مروج الذهب-6/344) و همین خلیفه پس ازفتح ارمنستان پس از یک جنگ دستور داد ، افراد خانواده اسیر را از هم جدانکنند ( 43- Michael syrus . s 543-547)






    5- احکام عادلانه اسلام برای بردگان :
    " از پیغمبر روایت کرده اند که فرمود: " بردگانبرادران شما هستند ، از آنچه میخورید بدیشان بخورانید " و فرمودند :"برادران شما همین غلامان هستند که خدا ایشان را زیر دست شما قرار داد و هرکه برادری زیر دست دارد باید از آنچه میخورد بدو بخوراند و از آنچه میپوشد بدو بپوشاند ، به کار جانفرسا وادارشان نسازید و اگر واداشتید کمکشانکنید ". ...
    اگر به مجموع احکام شرع اسلام در معامله بابردگان توجه کنیم آن را عادلانه می بینیم ..."
    (تمدن اسلامی –آدام متــــــــــز – ترجمه ذکاوتی –نشر امیرکبیر-صفحه 199-198)







    6- آزاد کردن بردگان :
    (تمدن اسلامی –آدام متـــــــــــز – ترجمه ذکاوتی –نشر امیرکبیر-صفحه 199)

    "شریعت اسلام به سفارش موکد در مورد حسن رفتار با بردگان اکتفا نکرد
    بل که برای بردگان زمینه بازگشت به آزادی را فراهم نمود .
    به شرط آنکه با خوش کرداری شایسته آن باشند
    و آزاد کردن برده را تشویق نموده .
    و در قرآن آمده است : " کسانی از مملکونتان کهخواستار آزادی و پرداخت قیمت از کارکرد خویش هستند اگر خیری در آنها سراغدارید بپذیرید و از مال خدا که عطایتان کرده به آنها بدهید " ( نور آیه 31)
    صور آزاد سازی بردگان در بلاد اسلامی مختلف بود ، برخی از راه بزرگواری برده را بلا عوض آزاد میکردند و برخی بدان شرط که بعدا مقدار معینی پول بدهد . و سندی در این مورد مینوشتند و یا شفاها ...
    و نیز قرآن آزاد کردن بردگان را کفاره بسیاری از گناهان و از بزرگترین وسایل نزدیکی به خدا معین کرده است .
    اگر تورات به آزاد سازی یهودیانی که به سبب بدهکاری برده شده بودند اشاره میکند
    اسلام آزاد کردن برده را به طور کلی در نظر گرفته و مقید به مسلمانی نکرده است .
    نگاه کنید به :
    1- Robert : social laws of the kuran p . 53 , 60

    2- Doughty : Arabia deserta I , 554

    3- Lane : modern Egyptians , 168

    4- snouck hurgronje : mekka ii , 18 ff.

  16. #16
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: برده داری در تاریخ...

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    ویکی پدیا :
    درباره وجود برده داری در جامعه ساسانی خواه از منابع ایران ( و از آنجمله و به ویژه از روی «مجموعه قوانین» موسوم به «ماتیکان هزار داتستان»که در آن حتی بخشی به قواعد برده داری اختصاص دارد) و خواه از منابع خارجهمعصر میتوان اطلاعات بسیاری به دست آورد. بهای متوسط یک بنده 500 درهمبود و خواجه میتوانست برده را به گرو بدهد یا نذر آتشکده کند. امکانمعامله با بردگان در فقه زرتشتی تصریح شده است مانند اسلام که برده و آنچهکه در ید تصرف اوست از آن مولایش میدانست ( العبد و ما فی یده لمولاه ).
    مسلم است که بردگی تنها خانگی نبوده و در کشاورزی ازکار برده استفاده میشده و در این حالت به هنگام فروش ملک، بردهها نیزهمراه ملک فروخته میشدند. پروکوپیوس از مردم کیساریه در کتاب خود[10]نقل میکند که کوات ساسانی به سربازان خود دستور داد که در صورت فتح ازکشتن اهالی خودداری شود ولی غارت آبادی ها و اسیر کردن و به غلامی گرفتناهالی را مجاز شمرد. مهر نرسی وزیر معروف بهرام پنجم و یزدگرد دوم ساسانی لقب هزار بندک داشت و لذا روشن است که داشتن بردگان بسیار از علائم شکوه و احتشام بود.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •