برخی از فیلسوفان، معتقد هستند که عده دیگری از فیلسوفان، همواره در پیتعریف هایی هستند که بی معنا است. همینطور به دنبال اثبات هایی میروند کهباز بی حاصل است. از جمله این تعاریف، تعاریف مولکولی است.

اگرساختار مواد را بشناسیم، میدانیم که مواد از پیوستن اتمها به یکدیگر تشکیلشده اند، حال ما آمده ایم هر چند اتم را که به یک شکل پیودن خورده اند رایک مولکول نامیده ایم، در حالی که در واقعیت چیزی به نام مولکول موجودیتنداشته و ندارد. این تنها یک تعریف از شکل خاصی پیوند میان اتم ها است. ازاین رو، مولکول تنها بر روی تعاریف کاغذی قابل پیوند، شکست و ... است و درعمل، چیزی به نام مولکول نبوده که شکسته شده یا پیوند خورده بلکه تعاریفما بوده است.

اینجا تعاریف مولکولی را مطرح کردم تا متوجبه بشید بهچه تعاریفی مولکولی اطلاق میشود. مثلاً تاریکی را یک تعریف مولکولیمیدانند. چرا که معتقدند چیزی به نام تاریکی وجود ندارد بلکه فقدانروشنایی را تاریکی تعریف کرده ایم.

این دسته (که بنده نیز موافقایشان هستم) بسیاری از تعاریف فلسفی را یک تعریف مولکولی میدانند، ومتعقدند که واقعیتی در مورد تعریف صورت گرفته وجود ندارد بلکه تنها تعریفیاست که ما به آن نسبت داده ایم. و این عمل را گاه مانع رشد علم دانسته ومعتقدند نباید تعاریف مولکولی ارائه کرد. خصوصاً در مورد مسائل اجتماعی.

اما زمان ..

درمنظر این دسته، عمده تعاریف ارائه شده از زمان، چه آن که از یونان باستانمانده، و چه انها که در پی آنها ارائه شده است، تعاریفی مولکولی بوده است.چرا که در حقیقت زمان یک تعریف است که ما به تغییرات نسبت میدهیم. به همیندلیل هم زمان را با جابه جایی عقربه های ساعت، جابه جایی خورشید در آسمان،تغییر آب و هوا، باد و هر گونه تغییر دیگری میتوان سنجید. این زمان درحقیقت تعریفی است که ما برای این تغییرات و جابه جایی ها میکنیم.

بههمین دلیل اگر بتوان محیطی را بدون تغییر داشته باشیم، دیگر زمان بی معنااست. شبیه فریز شدن همه چیز که در ذهن ما تداعی کنند Stop هست.

البتهسرعت تغییرات متفاوت است، از یک اپسیلون بزرگتر از صفر تا یک اپسیلونکوچکتر از بی نهایت. مثلاً تغییرات چهره یک فرد، خود یک مورد است که باعثشکل گیری تعریف زمان میشود. همینطور جا به جایی خورشید در آسمان را نیزمیتوان یک واحد زمانی دانست. جابه جایی عقربه های کوچک، بزرگ و ثانیه شمارساعت نیز اینطور است. حتی تغیراتی که با سرعت خیلی بالاتری نیز انجاممیشوند، مثل روشن شدن چراغ برق پس از زدن کلید را نیز میتوان به عنوانزمان تعریف کرد.

بنابراین زمان،
تعریفی است که ما برای درک تغییرات پیرامون خود کرده ایم.

البته این تعریف از نوع تعریف مولکولی است.

واحد زمان را نیز، بر اساس سرعت تغییرات انتخاب کرده ایم.

مثلاً:
روز بر اساس جا به جایی زمین به دور خود است.
سال بر اساس جابه جایی زمین به دور خورشید است.
و ...

منبع: فیلسوف میما