کتیبه پنجم داریوش شاه در شوش
رضا مرادی غیاث آبادی
ازداریوش بزرگ، کتیبههای فراوانی در شهر شوش به دست آمده است که بر رویسنگهای مرمرین، پاستونها، لوحهای گلین و یا بر آجر نگاشته شدهاند.بیشتر این کتیبهها، مانند دیگر نبشتههای هخامنشی به سه خط و زبان فارسیباستان، عیلامی و بابلی هستند. متن زیر گزارش فارسیِ یکی از مهمترینکتیبههای داریوش بزرگ، یعنی کتیبه پنجم او در شوش (DSe)است که در آن اندیشههای داریوش در زمینه صلحجویی و همبستگی سرزمینها،آبادانی و سامان شهرها، پاسداشت ناتوانان، پایندگی میهن و بسا نکات مهمدیگر آمده است. این کتیبه کوتاه، همراه با نویسه اصلی میخیِ فارسیِباستان، آوانوشت و برخی توضیحات از سوی این نگارنده در دست چاپ است وترجمان آسانخوانِ آن در اینجا منتشر میشود.
بند 1 خدایبزرگ است اهورامزدا؛ که بیافرید این زمین را؛ که بیافرید آن آسمان را؛ کهبیافرید آدمی را؛ که بیافرید از برای آدمی شادی را؛ که داریوش را شاهی فراداد. یک شاه از بسیاران، یک فرمانروا از بسیاران.
بند 2 من داریوش، شاه بزرگ، شاهانْ شاه، شاه سرزمینهایی با گوناگون مردمان، شاهدر این زمین بزرگ، پهناور و دورکرانه. پسر ویشتاسپ، یک هخامنشی، یک پارسی،پسر پارسی، یک آریایی، آریاییتبار.
بند 3 گوید داریوش شاه: بخواست اهورامزدا، این است سرزمینهایی که جز از پارسدارم. آنانرا فرمان راندم. مرا خراج گذاردند. آنچه گفتِ من به آنان بود،چنان کردند. قانون من آنانرا پایید: ماد، خوزیه، پارت، هرات، بلخ، سغد،خوارزم، سیستان، آراخوزی، ثَتَهگوش، مَکا، گندارَه، هند، سکاییانِهومنوش، سکاییانِ تیز خود، بابل، آشور، اّرَبیه (عربیه)، مصر، ارمنیه،کاپادوکیه، اسپارت، یونانیان این سوی دریا و آن سوی دریا، اسکودر، حبشیان،کاریان.
بند 4گوید داریوش شاه: بسا بد کرداری شده بود، من به نیکی گردانیدم. سرزمینهابه دیگری بر میتاختند و یکی دیگری را فرو میکوبید. من بخواست اهورامزداچنان کردم که یکدیگر را نکوبند. هر کدام در ماندگاه خود هستند. از اینقانون من بیمناکند که: زورمند، ناتوان را نمیکوبد و نابود نمیکند.
بند 5 گوید داریوش شاه: بخواست اهورامزدا، بسا کارها که نابسامانیده شده بود؛ منآنرا بسامانیدم. گذر زمان، باروی شهر . . . را برافکنده بود و بازساختنشده بود؛ من بنیان باروی دیگری برآوردم. چنان که مانَد تا آیندهها.
بند 6 گوید داریوش شاه: اهورامزدا و دیگر بغان، بپایند مرا و نوشتارهای مرا وخانه/ میهن مرا.