نمایش نتایج: از شماره 1 تا 11 , از مجموع 11

موضوع: سبک های نقاشی

  1. #1
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    سبک های نقاشی

    رئالیسم
    رئالیسم به صورت جامع و کلی به مفهوم حقیقت، واقعیت و وجود مسلم، و نیز نفی تخیلات و امور ناممکن و غیر عملی
    است. واژه ی «رئالیسم» در هنرهایی نظیر نقاشی، ادبیات و فلسفه، همچنین در مسایلی نظیر ارتباطات بین الملل مطرح
    می شود.
    در هنر نقاشی، رئالیسم به معنای نمایش اشیا و موضوعات به صورت طبیعی است، به گونه ای که نقاش تخیل و ابتکار
    عمل خود را در نحوه پیاده کردن آن موضوع دخالت ندهد و هر موضوع به همان گونه که در دنیای خارج دیده می شود در
    نقاشی به نمایش در می آید. این سبک نقاشی در اواسط قرن نوزدهم در فرانسه رواج پیدا کرد. در حقیقت به عنوان شاخه
    ای فرعی از سبک رومانتی سیزم (Romanticism) بود که با این ایده که می خواست نمایش دقیقی از زندگی روزمره را
    نمایش دهد از آن جدا شده و خود به یک سبک (Movement) در هنر نقاشی بدل شد.
    از نقاشان دوره ی اول این سبک می توان به نقاشان فرانسوی:[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] (از ۱۷۹۶ تا 1875) و [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]Francois Millet (از ۱۸۲۴تا 1875) اشاره کرد.



    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  2. #2
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: سبک های نقاشی

    اکسپرسیونیسم (هیجاننمایی)

    اکسپرسیونیسم یا هیجاننمایی (Expressionism) نام یک مکتب هنری است. اکسپرسیونیسم شیوهای نوین از بیان

    تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگهای تند و اشکال کَجوَش (معوج) و خطوط

    زمخت بهره میگیرد. دوره شکل گیری این مکتب از حدود سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۵ میلادی بود ولی در کل این شیوه از

    گذشتههای دور باهنرهای تجسمی همراه بوده و در دورههای گوناگون به گونههایی نمود یافته است. برای نمونه

    مکتب تبریز در نگارگری ایرانی و مکتب سونگ در هنر چین را اکسپرسیونیست هنر ایران و چین می نامند.

    عنوان «اکسپرسیونیسم» در سال ۱۹۱۱ برای متمایز ساختن گروه بزرگی از نقاشان به کار رفت که در دهه ی اول سده ی

    بیستم بنای کار خود را بر باز نمایی حالات تند عاطفی، و عصیان گری علیه نظامات ستم گرانه و ریاکارانه ی حکومت ها، و

    مقررات غیر انسانی کارخانه ها، و عفونت زدگی شهرها و اجتماعات نهاده بودند. این هنرمندان برای رسیدن به اهداف خود

    رنگ های تند و تشویش انگیز، و ضربات مکرر و هیجان زده ی قلم مو، و شکل های اعوجاج یافته و خارج از چارچوب را با

    ژرفا نمایی به دور از قرار و سامان ایجاد می کردند و هرآنچه آرامش بخش و چشم نواز و متعادل بود از صحنه ی کار خود

    بیرون می گذاشتند. بدین ترتیب بین سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۳ مکتب اکسپرسیونیسم با درکی خاص از هنر خاص ونسان

    ونگوگ و به پیشتازی نقاشانی چون کوکوشکا، امیل نولده و کرشنر در شهر درسدن و با عنوان "گروه پل" به وجود آمد.


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  3. #3
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: سبک های نقاشی

    [JUSTIFY]امپرسیونیسم

    موسسان این مکتب با هدف نقض هنر رسمی نیرو گرفتند،آنها از ارائه اشکال با خطوط محیطی واضح سربازدند و از روال

    رنگ آمیزی به پیروی از عرف و طبیعت سرپیچی کردند. استفاده از رنگهای خالص و شفاف با ضرب قلم های مستقل و تا

    حدی سریع از ویژگی های بارز آثار نقاش امپرسیونیست هاست. تئوری رسمی آنها بر این اصل نهاده شده بود که رنگها به

    جای آنکه بروی جعبه رنگ با هم ترکیب شوند باید به طور خالص بروی پرده نقاشی ریخته شوند.

    این هنرمندان در مورد به تصویر درآوردن پیکره آدمی به نحوی پذیرفتنی و باور پذیر که از دیر باز مشکل ترین بخش

    هنرنقاشی بود بی توجه بودند و گویی میلی به کوشش در این خصوص نداشتند،یا نمی خواستند که یک فضای قابل

    قبول ایجاد کنند که ارزش نام هنر را داشته باشد.

    همه مردم بر این اعتقاد بودند که این جنبش مهمترین تحول هنری قرن به شمار میرود و همه اعضا ء گروه او جزء

    بهترین نقاشان به شمار میروند.

    امپرسیونیستها علاوه بر تأثیر عمیقی که بر فرانسه داشتند بر دیگر کشورها نیز به ویژه آلمان،کره،همچنین بلژیکی و

    دیگر نقاط اروپا تأثیر بسزایی داشت.

    [/JUSTIFY]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  4. #4
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: سبک های نقاشی

    سورئاليسم

    پس از آنکه داداگری (دادائیسم) با وضع بسیار بدی از میان رفت گرداندگان آن در سال 1921 به دور« آندره برتون » که

    خود نیز زمانی از دادائیست ها بود گرد آمدند و طرح مکتب جدیدی را ریختند. جست وجوی دقیق و علمی واقعیت برتر

    جایگزین فضاحت و عصیان بی رویه شد و مکتب فراواقع*گرایی به طور رسمی در سال 1922 تشکیل شد.

    ظهور سوررئالیسم زمانی بود که نظریه های فروید روانشناس اتریشی درباره ضمیر پنهان و رویا و واپس زدگی، افکار

    جویاگر را به خود مشغول داشته بود. « آندره برتون و لوئی آراگون » که هر دو پزشک امراض روانی بودند از تحقیق

    های فروید الهام گرفتند و پایه مکتب جدید خود را بر فعالیت ضمیر پنهان بنا نهادند.

    اصول فراواقع*گرایی

    « سوررئالیسم مشکل پر توقعی است که فقط عضویت دربست و پیروی کامل را می پذیرد.» این مسلک دارای چنین

    فلسفه ویژه است:

    1_ فلسفه علمی : که همان روانکاوی فروید است.

    2_ فلسفه اخلاقی : که با هرگونه قرارداد مخالف است.

    3_ فلسفه اجتماعی : که می خواهد با ایجاد انقلاب سوررئالیستی بشریت را آزاد کند.

    شعر در سوررئالیسم مرتبه ویژه ای دارد و پیروان این مکتب کوشیده اند که جهان بینی خود را از طریق شعر تبیین و

    تشریح کنند و انقلاب خود را بدین وسیله جامه عمل بپوشانند. درواقع شعر را، رکن اساس زندگی می دانند زیرا

    عقیده دارند که شعر باید و می تواند مشکل زندگی را حل کند. اما باید توجه داشت که هدف سوررئالیسم از مرز

    ادبیات و هنر فراتر است زیرا می خواهد آدمی را از قید تمدن سودجوی کنونی نجات بخشد. و روش های کهن را دور

    بریزد و بر هوش و خرد پشت پا بزند و در طلب نیروهای پنهان و دست نخورده وجود آدمی برمی آید تا امواج سیل آسای

    درونی، آدمی را به سوی افق های روشن و گشاده رهبری کند.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  5. #5
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: سبک های نقاشی

    دادائيسم

    دادا (دادائیسم، داداگری یا مکتب دادا) جنبشی فرهنگی بود که به زمینه های هنرهای تجسمی، ادبیات (بیشتر شعر) تئاتر و

    طراحی گرافیک مربوط می*شد. این جنبش در زمان جنگ جهانی یکم در زوریخ سوئیس پدید آمد.

    دادائیسم را می توان زائیده نومیدی و اضطراب و هرج و مرج ناشی از آدمکشی و خرابی جنگ جهانی اول دانست.

    دادائیسم زبان حال کسانی است که به پایداری و دوام هیچ امری امید ندارند. غرض پیروان این مکتب طغیانی بر ضد هنر و

    اخلاق و اجتماع بود. آنان می خواستند بشریت و در آغاز ادبیات را از زیر یوغ عقل و منطق و زبان آزاد کنند و بی شک چون

    بنای این مکتب بر نفی بود ناچار می بایست شیوه کار خود را هم بر نفی استوار و عبارت هایی غیرقابل فهم انشاء کنند.

    طرح مکتب دادا در پائیز 1916 در شهر زوریخ توسط جوانی به نام تریستان تزارا از اهل رومانی و رفقایش هانس آرپ و دو

    نفرآلمانی ریخته شد. « برتون، پیکابیا، آراگون، الوار، سوپو » ازجمله شاعرانی هستند که به این مکتب پیوستند. اما در سال

    1922 این گروه هرج و مرج طلب از هم گسیخت و به نابودی گرائید و جای خود را به فراواقع*گرایی سپرد.

    دادا : جنبشي اعتراضي توسط چند شاعر و نقاش ( تسارا (تزارا) – آرپ – هوگوبال – يانكو- هولسنبك ) در كاباره ولتر

    دادا : نهضتي بين المللي

    دادا : قيامي عليه تمامي مظاهر هنر

    دادا : زاييده نا اميدي و اضطراب و هرج و مرج كه از خرابيها و آدم كشي و بيداد جنگ جهاني اول حاصل شد

    دادا : مكتبي طغياني بر ضد هنر و اخلاق و اجتماع

    دادا : جلوه اي از مخالفت سرسختانه با سنت هنر اروپايي

    از جمله : پرده مناليزاي داوينچي كه در اثر چاپي آن با ريش و سبيل توسط " مارسل دوشان " انجام شد .


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  6. #6
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: سبک های نقاشی

    كوبيسم
    این اسم رالوئی واسل (منتقد هنری)به مسخره برروی یکی از بزگترین مکتبهای هنری جهانکه موجب تحولی عظیم در جهان گشت گذاشت . او این اسم را از روی یکی ازنقاشی های ژرژ براک که پر از مکعب های کوچک بود برداشت.
    کوبیسو را به دو مرحله تقسیم می کنند:۱-کوبیسم تحلیلی ۲- کوبیسم ترکیبی
    کوبیسمتحلیلی: که توجهی به رنگها نمی شد و تاکید بر روی فرایند جستجوی بصری درویژگی های اساسی موضوعات آ تلیه ای به ویژه تصاویری از طبیعت بی جان میکند . هنرمند نقاشی اش را از زوایای مختلف می کشد (بین سالهای ۱۹۱۰ تا۱۹۱۲).
    کوبیسم ترکیبی : رنگها ظهور می یابد و هنر مند از کلاژ و بافتهای نا مقبول سطح تابلو اش را پر می کند.
    کوبیسورویکردی مثبت به هنر مدرن است .از یک سو به هنر پیش از یونان و از یک سوبه آینده چشم دارد . کوبیسم را ابداع پیکاسو و ژرژ براک می دانند. آنهااشارات قرار دادی پرسپکتیو کوتاه نمایی و نقاشی از مدل را کنار گذاشتند ومصمم شدند که حجم و پیکره را در سطحی دو بعدی و بدون هیچ گونه ایجاد توهمبصری در خلق تصویری سه بعدی به نمایش بگذارند .لذا کوبیسم رویکردی آگاهانهاست تا بصیرتی ناخوداگاه.
    دو عامل بر ظهور کوبیسم تاثیر به سزایی داشت :
    ۱- تندیسهای آفریقایی ۲- و آثار متاخر سزان
    کوبیسم موجب پدید آمدن سبکهای هنری بسیاری مثل فوتوریسم اورفیسم ورتی سیسم خلوص گرایی و سرچشمه اصلی هنر انتزاعی گشت .
    ازآنجا که در این سبک تاکید بیشتر بر نمایش ایده است تا نمایش واقعیت خود بهیکی از بنیانهای گرایشات زیبایی شناختی سده بیستم بدل شد .


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  7. #7
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: سبک های نقاشی

    پاپ آرت



    پديدهاي امريكايي است كه ازكليشه هاي بزرگ، جسورانه و خام امريكايي، كه بعد ازموفقيت بين الملليآبستره اكسپرسيونيسم رايج شده بود، جدا شد. اين هنر دوبار متولد شد. باراول در انگلستان و بار دوم در نيويورك. بعد از تولد دومآن، جوانانبه سرعت مجذوبش شدند و نسبت به مفاهيم پرحرارت، اما خونسرد وصريح آنعكس العمل نشان دادند. وقتي پاپ اولين بار در انگلستان، امريكا واروپاعرضه شد، خشم و نااميدي بسياري از هنرمندان را برانگيخت. اينسبكغيرمنتظره كه از شاخة آبستره اكسپرسيونيسم يا تاشيسم روييدهبودخوشايندشان نبود زيرا اميد به پيدايش مكتب «انسان گرايي نو» را ازبينمي برد.


    در صحنه هاي نقاشي پاپ، گاهي تصوير انسان ديده ميشود اما انسان در اينتصاوير حضوري ماشيني دارد. پاپ، برخلاف معني آن، درهيچ كشوري يك جنبشعاميانه نبود. از تلفيق سبك هاي بين المللي هم به وجودنيامده بود، بلكهچهره اي كاملاً مستقل داشت كه حتي با عبور از مرزها،معيارهايش تغييرنكرد. زيرا مبناي آن خواست عمومي، يعني رسيدن به دنيايمعاصر و نو باايده ها و نگرش هاي مثبت بود.


    اندي وارهول اولينستارة پاپ در دنياي هنر است. او ياد گرفت دنيا راساده تر تماشا كند و يادداد كه هنر مي تواند از جنس و نوعي نزديك تر ودردسترس تر باشد. درشيوة او چيزهايي هنري شدند كه پيش تر تصور نمي رفتبتوانند به اين پانتئونفخيم و جدي و دست نيافتني راه يابند؛ اما راهيافتند و با لطف و راحتيجهاني را وسعت دادند كه در آن، چيزهاي ساده وپيش پاافتاده معنايي تازهپيدا كردند.

    وارهول جهان را ساده و از نزديك برانداز مي كند و باشيوه اي راحت و سادهآثارش را اجرا مي كند، از ترسيم هاي گرافيكي مركبي تارنگ گذاري هاي تخت،تا چاپ سيلك اسكرين؛ و در اينجا چيزي كه اهميت و برتريپيدا مي كند«فرايافت» است تا «اجرا» و اين خصلت عمدة اندي وارهول است.

    انديوارهول جهاني پيچيده را گرفت و ساده كرد و با مزاح و سرخوشي بهتماشايشنشست. شايد اين نوع كار و نگاه تنها در فرهنگي شكل مي گيرد كه دروراي ظاهرساده و درعين حال بسيار پيچيده اش، ميتواند شمايل هاي تازه*ايرا بيابد ونمايش دهد كه مفاهيم بنيادي اش را نفي و انكار كند و باكيشنباشد از اينامر.





    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  8. #8
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: سبک های نقاشی

    هنر آبستره



    هنرآبستره به نوعی از هنر میگویند که اشیاء و موجودات واقعی را نشانندهد،بلکه خطوط و رنگهایش از جهان نامعلوم و ذهنی ناشی شده است.
    البتهبعضی وقتها همین هنر آبستره برای یک ایده یا یک فکر به کار میآید وبعضیوقتها پشتاش فکر خاصی نیست، همین طوری تراوشات ذهنی است .

    درسالهای دهه 1920 که هنر نقاشی در اوج قدرت و نوآوری خود بود، هنرآبستره بهنقاشیهایی گفته میشد که اشکال واقعی را تغییر شکل میدادند یاسادهترمیکردند تا فهم بصری مخاطب تقویت شود. مثل نقاشیهایی به سبککوبیسم یافوتوریسم. این سبکها میخواستند مفهومی درونیتر از ظاهر اشیاءرا نشاندهند.

    پیشینه هنر آبستره :
    سبک آبستره در اصل به نقوش اسلامیو یا یهودی برمیگردد. در اسلام بخاطراین که کشیدن صورت انسان ممنوع شدهبود، نقاشان به طرحهای انتزاعی رویمیآوردند. طرحهای اسلیمی یا همان پیچ وخمها که شبیه شاخه درخت یا شاخهگلاند از همین نوعاند.

    هنر آبستره در جهان امروز :
    برخیهنرهای جدید خیلی به سمت هنر آبستره رفتهاند. مثل سینما یا عکاسی ویامخصوصاً ویدئو کلیپهایی که برای موسیقیهای انتزاعی ساخته میشوند.هنرهایجدید به خاطر باز بودن دستشان در تکنولوژی و همچنین پیچیده بودنپروسهتولید اثر هنری خیلی آمادگی دارند برای نزدیکی به آبستره

    عدهايلغت «آبستره» را به معاني انتزاع و تجريد تعبير و معني ميكنند ومعتقدندكه كلية آثار انتزاعي و تجريدي، معني ترجمه شدهاي از كلمة آبسترههستند،در حاليكه چنين نيست و ما در اين سلسله گفتارها به تفاوت نادرستترجمهآبستره خواهيم پرداخت، از هنگاميكه آثار آبستره در هنر نقاشي پديدارشددامنة وسعت انتقال و گسترش آن به سراسر جهان راه يافت از جمله هنرايران رانيز تحتالشعاع قرارداد و تعدادي از هنرمندان ايراني پيرو ايننوع هنر شدهو در صدد برآمدند كه ابتدا به ساكن آنرا براي جامعة ما معني وترجمه كنند.

    بههمين دليل آنچه آن گروه اندك از هنرمندان ايراني به ترجمة لغت آبسترهدادندمفهوم و تعريفي شد كه تاكنون نيز ادامه يافته و در عرصة هنرهايمختلف از آنياد ميشود. همة اهميت ماجرا در ترجمهاي است كه آنان ازآبستره در اختياراهل هنر قرار دادند آنان ميگفتند كه آبستره، به معنيانتزاع و تجريه است وهر اثر تجريدي يا انتزاعي به معني همان انتزاع بودهو اين گفته چنان وسعتيافت كه امروزه در همة مجامع هنري و محافل آموزشي ازترجمه آبستره به همينمعني انتزاع و تجريد استفاده ميشود در طول ساليانمتمادي كه بر هنر ايرانبعد از ورود سبكها و مكتبهاي هنري گذشت هيچكس پيدانشد كه بر روي ترجمة اينكلمه بصورت جدي و اساسي فكر كند و معاني ترجمهشده به اين هنر را موردارزيابي و تفحص قرار داده و معني و مفهوم اصليآنرا در اختيار هنرجويان وهنرمندان و بطور اخص پژوهشگران قرار دهد . لذابدليل همين نقيصه حتي اساتيداهل فن نيز به اشتباه رفتند و همين معانيترجمه شدهاي كه از آبستره درگذشته شده اشتباه را در آثاري كه از خود بهچاپ ميرساندند نيز نام بردهآنرا به اقصاء نقاط كشور منتقل كرده از همينروي گسترش بيمانندي يافت همينارزيابي شتابزده آنان از مفهوم اين هنرباعث گرديده كه امروز كمتر محقق وفرد اهل فكري آستين بالا زند و دست بكارشود و سره را از نامبرده بازشناساند و معني در خور و قابل در اختيارمخاطب قرار دهد هر چند كار بر روياين موضوع بسيار سخت و دشوار گرديده ،چون معني انتزاع و تجريد براي كلمةآبستره كاملاً جا افتاده و ذهن مخاطبدر بازشناسي تعبير و مفاهيم جديد ازاين كلمه بسيار مقاومت خواهد كرد .گاهاً آنرا نخواهد پذيرفت بنابر اين باهمة سختي و نيروهاي مانع كه در پيشروي اين تحقيق خواهيم داشت باز هم باجدّيت به سوي تجريه و تحليل اينموضوع خواهيم رفت و انرا از پايه و ريشه تاسمت و سويي كه بالا رفته و قدكشيده و شاخه دوانده ، دنبال و پي خواهيمگرفت .

    در همينجا بگوييم ، لغت آبستره Abstract كه در ميان زبانما به واژگانمتفاوت از جمله «انتزاع و تجريد» ترجمه شده ، كاملاً اشتباه وبيمعني استو عدهاي به اشتباه از اين لغات در محافل و امكانهاي آموزشيهنر از آننام ميبرند.

    در اينجا به شرح توضيح خواهيم داد كه لغات«انتزاع و تجريد داراي چه نوعمعني و مفهومي هستند ، بطوريكه اين دو هنر هماز جهت نوع مفهوم و هم ازحيث كاربردي بودن بسيار با يكديگر فرق دارند.

    ابتداهنر «آبستره» به آنگونه آثاري گفته ميشود كه بسيار مجهول و نامحسوسو غيرقابل پيش بيني و به دور از انتظار مخاطبان است . كليه آثار آبسترهاز نوعنقاشي صرفاً براي ديدن و تماشاكردن و از نوع آثار حجمي صرفاً برايلمس كردننه براي لذت بردن و به خاطر سپردن ساخته ميشوند، بنابر اينهيچيك ازمخاطبان نبايد با مواجن اين آثار انتظار رؤيت يك صفت اخلاقي يايك فضيلتمعنوي را داشته باشند، زيرا هنرمندان اينگونه آثار بدون در نظرگرفتنهيچگونه قصد و موردي به خلق آن دست ميزنند به همين دليل آثارآبستره هرگزمشمول نقد منطقي نميشوند چون از يك ذهن و فكر منطقي تراوشنكردهاند كهانتظار چنين نقدي از آنان برود هنرمندان آبستره ساز هرگزنميدانند كه (چراو چگونه؟) به اين اثر رسيدهاند آيا هرگز ميفهمند كهچه ميخواهند وقصدشان از آنچه ساختهاند چه بوده، آنان نگاهشان را متوجهبيننده آثار خودكرده و ميخواهند بدانند كه آنان چه ديده يا لمس كردهاندبرايشان جالب استكه بدانند آيا توانستهاند با آثار خود مردم را به غايت(ندانستن) ارجاعدهند. آنان به آن دسته يا گروه از مخاطباني كه با رؤيتآثار آبستره، كلماتيهمچون بيمعني و منحط و بيربط ، ... بكار ميبرندهيچ كاري ندارند چون باربردن اينگونه كلمات و يا نظاير آن نشان ميدهدكه بيننده با اين نوع آثارارتباط برقرار كرده كه توانسته در تحليل خودبراي آنان از چنين كلماتي نامببرد، در واقع هدف و مقصود از ساختن چنينآثاري اين است كه هيچكس نداندبراي چه هدفي ترميم و يا ساخته شدهاند وبراي چه هدفي در يك گالري بهنمايش گذاشته شدهاند.

    اما هنر انتزاع و تجريد، داراي هدف ومقصودي كاملاً معنيدار و غايتياخلاقي، انساني هستند، «انتزاع» اسم فاعلمنتزع بوده و به معني جدا شدن وخلاصه شدن است از همين رو با معني ترجيدميتوانند مفهوم نزديك به همداشته باشند چون تجريد نيز به معني مجردشدن ورها بودن و تنهايي جستن است،به لحاظ اخلاقيات انساني هر دو گونة اين هنرداراي غايات انساني هستند وداراي پويشي هدفمند بوده كه حتي از نوع انتزاعميتواند فطرت انسان را دربر گيرد. بايد يادآور شويم كه هنرهاي انتزاعي وتجريدي، از جمله آثار ماديبوده به همين لحاظ دنيوي بودن اينگونه آثاركاملاً مشخص و معلوم ميباشد.

    هنرهاي انتزاعي، به آثاري گفتهميشوند كه قصد دارند فرم ياشكل موردنظرشان را تا به حدي خلاصه و تجزيهكنند كه از اسم اصلي آن شى دور نشوند وقبل از اينكه آن شى مورد نظر بهنهايت خلاصه شدن ميرسد دست از كارميكشند و ديگر آن شى را خلاصه و تجزيهنميكنند .

    براي اين تعريف به (تصوير 1) بنام «پرنده فضايي»اثر برانكوزي نگاه كنيداين يك اثر انتزاعي است اما به نسبت نامي كه بر روياين اثر گذاشته يعنيپرندة فضايي ، نشان ميدهد، كه هنرمند قدري زيادهرويكرده است، زيرا مادر تعريف انتزاع گفتيم، انتزاع؛ در يك اثر هنگامي رُخميدهد كه هنرمند،شى مورد نظر خود تا بجايي خلاصه كند كه از اسم اصلي آنشى دور نشود يعنيقبل از اينكه آن شى به نهايت تجريه شدن به لحاظ شكل و طرزاعضا و اندامبيروني، بايد فوراً دست از كار بكشد، در غييير اينصورت آن شىاز اسماصليييي خود دور شييده و ناشناخته ميگردد. مانند همين تصويري كهملاحظهميكنيد.

    در واقع هيچ يك از آثار انتزاعي، اثري نا مفهوم ونامعلوم در خود ندارند وآنچه ناپيدا و مجهول مينماياند به «آبستره» تعلقدارد، زماني در يك اثرهنري انتزاع رُخ ميدهد كه هنرمند خواسته باشد مشكليرا در نهايت حد ممكن،مجرد سازد؛ بطوريكه بعد از آن نتوان شكل مورد نظر رامجرد يا خلاصهتركرد، اگر بعد از نهايت خلاصهگي شما باز هم هنرمند درتدارك خلاصهتر كردنطرح شى مورد نظر خود باشد، طرح آن شى را به «آبستره»نزديك كرده و از«انتزاع» دور شده است.

    با همين تعريفي كه ازانتزاع و آبستره، صورت گرفت به سادهگي نشان ميدهدكه انتزاع يك روشاكتسابي است و همه هنرجويان ميتوانند دركسب مهارتهاي آنشركت جويند و ازتوانهاي حس بصري آن بهره گيرند .

    اما تجريد به هرگونه اثر ماديگفته ميشود، انتزاع نيز يكاثر مادي استزيرا توسط يك هوش تجريدي بهثمررسيده، گاهاً تجريد، به هرگونه روش راهبردن ماده را گوين يا هرگونه روششناخت و مطالعة مواد و يا تجزيه و تحليلو هدايت كنترل ماده را گويند،دراينجا از تركيب حرفهاي متفاوتي سخنبهميانميآيد كه در ميان همة آنهامرادو منظور ما تجزيه و تجربة طرحايدهاي تازه از تعريف انتزاع و تجريداست كه ميتوان بوسيله آن در عالمهنر به اين شكل هم فكر كرد و يا عمل نمود،بنابر اين همة آنچه گفته ميشودبراي معنيشدن آثار هنري به كار گرفته شدهاست

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  9. #9
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: سبک های نقاشی

    فوويسم(ددگري)


    عنصررنگدر اثار نقاشان پيشگام قرن بيستم بويي فردي و شخصي گرفت. ايننقاشانخواستهاي دروني خود را به انعكاس واقعيت بيروني ترجيح دادند. انهابااستفاده پرشور غيرواقعي و زمخت از رنگ تابلوهايي كشيدند و اثارشان رادرسال ۱۹۰۵ در سالن پاييز پاريس به نمايش گذاشتند . يكي از منتقدانمعروففرانسوي (لويي وكسل) پس از مشاهده اين اثار به ايشان لقب فو
    (fauves)داد. اين واژه فرانسوي به معناي "دد" يا "جانور وحشي" است. اين لقب بهواسطهبرخورد زمخت و جسورانه با رنگ بر ايشان نهاده شد. بعدها با نامفوويسم ياددگري براي اين شيوه از نقاشي ثبت شد و رفته رفته از ان بهعنوان يك سبكنقاشي ياد شد.

    از مهم ترين دستاورد فوويستها استقلال رنگ و فرم در اثارشان بود.
    از هنرمندان اين سبك: هانري ماتيس"سردمدار اين سبك", وان دونگن, ماركه, دوفي, ولامينك, درن, روئو و ...قابل ذكر مي باشند.
    هدفهاي ماتيس و دوستانش را مي توان چنين خلاصه كرد:
    تصوير, يك "فضاي معنوي" است; از هر گونه سه بعدنمايي بايد دوري جست; شكلهاي طبيعي بايد از نظم معنوي تصوير پيروي كنند;نوربايد به واسطه رنگ بيان شود گستره تصوير بايد با قطعات رنگي صريحمفصلبنديشود زيرا به مدد رنگهاي صريح و خالص است كه " حداكثر بيان" بهدست مي ايد.به زبان نقاشي "بيان" و "ارامش" مفاهيمي مترادف اند چرا كه بهقولماتيس"بيان در روش تفكر من عبارت از بازتاب انفعالات باز تابنده بر يكچهرهو يا اشكار شده توسط حركات و اشارات شديد نيست. كل ارايش تابلوي منبيانگراست... تركيب بندي يعني هنر ارايش عناصر مختلفي كه نقاش برايبياناحساسهايش در اختيار دارد... يك اثر هنري به هماهنگي كل نايل ميشود".
    اوجفعاليتفووها از ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۷ بود پس از ان هر يك به راهي رفتند و گروه ازهمپاشيده شد تعدادي از اعضاي گروه جذب سبك اكسپرسيونيسم شدند و گروهي درسال۱۹۰۸ به كوبيستها پيوستند.



    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  10. #10
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: سبک های نقاشی

    هنر انتزاعی


    انتزاعدر معنای وسیعش می تواند به هر نوع هنری اطلاق شود که اشیاء ورخدادهایقابل شناخت را باز نمایی نمی کنند، ولی عموما به آن گونه ازآفرینش های هنرمدرن اطلاق می گردد که از هر گونه تقلید از طبیعت یا شبیهسازی آن، بهمفهوم مرسوم آن در هنر اروپایی، روی می گرداند. اصطلاح«انتزاع» به معنایچیزی جدا شده از طبیعت، همواره چیزی موضع مشاجره بودهاست؛ شاید به این علتکه «انتزاع کردن» یک چیز را به معنای کاستن ارزش یامقام ان دانسته اند.موسیقی و معماری همواره هنرهای انتزاعی به شمار رفتهاند، حال آنکه در سنتکلاسیک از روزگار ارسطو به بعد، ادبیات و هنرهایتجسمی، نقاشی، پیکره سازیهنرهای تقلیدی به حساب می آیند. هنرمندان دستکماز اواسط سده نوزدهم به بعدتلاش کرده اند که نقاشی را به صورت یک پدیدهفی نفسه مستقل و نه تقلیدیمطرح کنند. دشواری کاربرد واژه انتزاعی در موردهنری که از طبیعت شبیه سازینمی کند، از اینجا سرچشمه می گیرد که این واژهرا در توصیف تمام هنرهایی بهکار برده اند که موضوعشان در درجه دوم اهمیتقرار داشته و یا گژنمایی شدهاست تا بدینوسیله بر ابزار تجسمی یا بیانیتاکید شود.این اصطلاح گاهی درتوصیف آثار فوویستی و که موضوع بر آنها غالبنیست و گروهی از نقاشی هایک.بیستی به کابرده می شود و تا زمانیکه کهآثاری از موضوع در نقاشی قابلتشخیص باشد نمی توان عبارت انتزاع را بهراحتی به کار برد. کوبیسم، همچنانکه دیدیم می تواند در مسیر انتزاع قرارگیرد، ولی فی نفسه هنر انتزاعینیست.
    انتزاع در نقاشی:
    معمولا کاندینسکی را مبتکر هنر انتزاعیمی دانند؛ اما باید در نظر داشت کهاو صرفا اوج روندی را می نمایاند که ازبیشتر آغاز شده بود. هانری ولده(1863-1957) طراح و معمار بلژیکی، دارایآثاری است که از موضوعیت خاصیبرخوردار نیستند. کاندینسکی، نخستین نقاشیآبرنگ انتزاعی خود را در سال1910 آفرید و پس از او در سال 1911 لارینف بهعنوان یکی از هنرمندان معروفروسیه راهش را به سوی هنر انتزاعی گشود و درادامه چنین رویکردی، دلنه وکوپا نیز در سال 1912 به نتیجه ای مشابه دستیافتند.
    غالبا در توضیح علت گرایش انتزاعی کاندینسکی، بر روس بودن اوتاکید می شودچرا که نقاشان قدیم روسی با جهان نگری عارفنه خویش هیچگاه هنررا تقلیدیاز جهان محسوس نمی دانستند؛ چنین نگرشی تا اعماق اندیشه هایهنرمندان نوینروس رسوخ کرده بود و می توان موارد مشابهی را نیز در آثارکانستراکتیویتها یافت؛ خود او بارها گفته است آنچه نیروی تخیلش را به بیانانتزاعیکشانید، منظره غروب مسکو بود. بی شک، زبان نشانه ای شمایل های روسیحالترمزآمیز و رنگین کلیساهای ارتدکسبه هنگام شفق، تزئینات انتزاعی ورنگارنگهنر قومی روس، جملگی می توانستند تجربه های بصری کاندینسکی را بهخودمشغول دارند.
    کاندینسکی در کتابی که تحت عنوان «درباره عنصر معنویدر هنر» - البته اینکتاب با نام «معنویت در هنر» در ایران به چاپ رسیدهاست – در سال 1910 مینویسد، از هماهنگی در رنگ ها و شکل ها سخن می گوید کهفقط می تواند براساس «رویارویی هدفمند با روح آدمی» مبتنی باشد؛ «حیات روحرا شاید بتوانبه طور نسبی به صورت نموداری مثلثی شکل باز نمایاندو مثلثیکه با خطوطافقی به بخش های نامساوی تقسیم شده و کوچکترین بخش – از نظروسعت، عمق ومساحت – در بالا و بزرگترین بخش در پایین آن قرار دارد. کل سهضلعی به طورنامحسوسی به طرف بالا و جلو حرکت می کند، آنجا که امروز دربالا قراردارد، فردا در پایین خواهد بود. آنچه امروز تنها برای بخش بالایسه ضلعیقابل درک و برای بقیه سخنی نامفهوم استف در آینده سازنده افکار واحساساتحقیقی بخش پایین تر خواهد بود.( کاندنسکی، واسیلی، معنویت در هنر،ص48،تاعظم نوراله خانی)
    در يك تصوير آبستره لزومي به معناي خارجي خاصوجود ندارد و آنچه راميبينيم مي توان بقدري ساده كرد كه فقط عناصر اوليهآن باقي بمانند يعنيتمام عناصر مهم يك هنر تجسمي بخصوص رنگ، فرم،كمپوزيسيون، كه اهعميت آن درساخت پيامهاي بصري بارها بيشتر خواهد بود.اينجاست كه ارزش يك نقاشيآبستره مشخص مي شود و اهميت آن در ايجاد پيامهايبصري مشخص میشود زيراواضح است كه در شبيه سازي مطالبي كه درك میشودمحدود است ليكن انتزاعيكردن در زمينه هنر بصري در واقع نوعي ساده كردن بهمنظور دستيابي بهمعنایی عميق تر و پربارتر است.
    کاندینسکی قالب انتزاعیرا به عنوان بیان خود به خودی حساسیت آدمی تفسیرکرد. او در آثار اولیه اش،در نوعی حالت جذبه، شکل های رنگین آزاد را برروی بوم در هم می آمیخت، درنظر او اینها بیان های هنری حالات ذهنی بودندو صرفا با «اصل ضرورت درونی»توجیه می شدند؛ در واقع هنر کاندینسکی نوعیاکسپرسیونیسم انتزاعی بود.
    ویدر صفحه 97 همین کتاب در مورد برخورد انتزاعی با فرم می گوید: هر چهفرمانتزاعی تر باشد، گیرایی آن مستقیم تر و آشکار تر خواهد بود. درهرکمپوزیسیونی جنبه های مادی را می توان متناسب با مادی بودن فرم ها، کموبیش حذف کرده و به جای آنها انتزاع های ناب یا اشیاء شدیدا غیر مادیقرارداد. هر چه هنرمند بیشتر این فرم ها را به کار برد، در قلمرو انتزاععمیقتر و پایدارتر پیش خواهد رفت و بیننده در پی او رفته و به تدریجآشناییبیشتری با زبان این قلمرو کسب خواهد کرد.


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  11. #11
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: سبک های نقاشی

    نقاشی اصیل ایرانی

    ایران به دنیا یک هنر مخصوص را عرضه کرده است که در نوع خودش بی مانند است.

    تاریخهنر نقاشی در ایران به زمان غارنشینی برمیگردد. در غارهای استانلرستانتصاویر نقاشی شده از حیوانات و تصاویر کشف شده است. نقاشیهابوسیله(W.Semner) بر روی دیواره های ساختمانها در ملایر و فارس که به 5000سالپیش تعلق دارند کشف شده است.
    نقاشی های کشف شدهدر مناطق تپه سیالک و لرستان بر روی ظروف سفالی،ثابت می کند که هنرمنداناین مناطق با هنر نقاشی آشنایی داشته اند.
    همچنیننقاشیهایی از دوران اشکانیان، نقاشی های معدودی بر روی دیوار، کهبیشترآنها از قسمتهای شمالی رودخانه فرات بدست آمده، کشف شده است. یکی ازایننقاشیها منظره یک شکار را نشان میدهد. وضعیت سوارها و حیوانات و سبکبکاررفته در این نقاشی ما را بیاد منیاتورهای ایرانی می اندازد.
    درنقاشیهای دوران هخامنشی، نقاشی از روی چهره بر سایر نقاشی هایدیگر تقدمداشت. تناسب و زیبایی رنگها از این دوران، بسیار جالب توجه است.نقاشی هابدون سایه و با همدیگر هماهنگی دارند. در بعضی از موارد، سطوحسیاه پر رنگرا محدود کرده اند.
    مانی، (پیامبر و نقاش ایرانی)، که در قرن سوم زندگی میکرد، یک نقاش با تجربه و ماهر بود. نقاشی های او یکی از معجزاتش بود.
    نقاشی (Torfan) که در صحرای گال استان ترکستان در چین بدست آمد، مربوط است بسال 840 تا 860 بعد از میلاد.
    ایننقاشی های دیوارنما مناظر و تصاویر ایرانی را نمایش میدهند.همچنین تصاویرشاخه های درختی در این نقاشی ها وجود دارند. باستانی تریننقاشی های دوراناسلامی، که بسیار کمیاب است، در نیمه نخست قرن سیزدهم بهوجود آمده بودند.مینیاتورهای ایرانی (طرح های خوب و کوچک) بعد از سقوطبغداد در سال 1285میلادی بوجود آمدند. از آغاز قرن چهاردهم کتابهای خطیبوسیله نقاشی از صحنههای جنگ و شکار تزئین شدند.






    چیناز قرن هفتم به بعد به عنوان یک مرکز هنری، مهمترین انگیزه برای هنرنقاشیدر ایران بود. از آن به بعد یک رابطه بین نقاشان بودائی چینی ونقاشانایرانی بوجودامده است.
    از لحاظ تاریخی، مهمترین تکاملدر هنر ایرانی، تقبل طرحهای چینی بوده استکه با رنگ آمیزی که ادراک ویژههنرمندان ایرانی است مخلوط شده بود. زیباییو مهارت خارق العاده نقاشانایرانی واقعاً خارج از توصیف است. در قرن اولاسلامی، هنرمندان ایرانی زینتدادن به کتابها را شروع کردند.

    کتابها با سرآغازو حاشیه های زیبا رنگ آمیزی و تزئین شده بود. اینطرحها و روشها از یک نسلبه نسل دیگر با همان روش و اصلوب منتقل می شد، کهمعروف است به "هنر روشنسازی". هنر روشن سازی و زیبا کردن کتابها در زمانسلجوقیان و مغول وتیموریان پیشرفت زیادی کرد. شهرت نقاشی های دوراناسلامی شهرت خود را ازمدرسه بغداد داشت.
    مینیاتورهای مدرسه بغداد، کلاًسبک و روشهای نقاشی های معمولی پیش ازدوره اسلامی را گم کرده است. ایننقاشی های اولیه و بدعت کارانه فشار هنریلازم را ندارند. مینیاتورهایمدرسه بغداد اصلاً متناسب نیستند. تصاویرنژاد سامی را نشان میدهد؛ و رنگروشن استفاده شده در آن نقاشی را.هنرمندان مدرسه بغداد پس از سالها رکودمشتاق بودند که آیین تازه ای رابوجود آورده و ابتکار کنند. نگاه های مخصوصاین مدرسه، در طرح حیوانات وبا تصاویر شرح دادن داستانها است.
    اگرچه مدرسه بغداد، هنر پیش از دوره اسلامی را تا حدی در نظر گرفتهبود، کهبسیار سطحی و بدوی بود، در همان دوره هنر مینیاتور ایرانی در تمامقلمرواسلامی از آسیای دور تا آفریقا و اروپا پخش شده بود.




    ازمیان کتابهای مصور به سبک بغداد میتوان به کتاب "کلیله و دمنه" اشارهکرد.تصاویر نامتناسب و بزرگتر از حد معمول رنگ شده است؛ و فقط رنگهایمعدودی دراین نقاشیها بکار رفته است.
    بیشتر کتابهای خطی قرنسیزدهم، افسانه ها و داستانها، با تصاویری ازحیوانات و سبزیجات تزئین شدهاست. یکی از قدیمی ترین کتابهای کوچک طراحیشده ایرانی بنام "مناف الحیوان"در سال 1299 میلادی بوجود آمده است. اینکتاب مشخصات حیوانات را شرح میدهد.در این کتاب تاریخ طبیعی با افسانه درهم آمیخته شده است.
    موضوعاتاین کتاب که تصاویر بسیاری دارد، برای آشنایی با هنر نقاشیایرانی بسیارمهم است. رنگها روشن تر و از روش مدرسه بغداد که روشی قدیمیبود جلوتر است.
    پس از هجوم مغولان، یک مدرسه جدید در ایران به نظرمیرسید. اینمدرسه تحت تأثیر از هنر چینی و سبک مغول بود. این نقاشی ها همهخشک و بیحرکت و خالص و یکسان، مانند سبک چینی است.
    بعداز حمله مغول به ایران، آنها تحت تأثیر از هنر ایرانی، نقاشان وهنرمندانرا تشویق کردند. در میان نقاشی های هنرمندان ایرانی میتوان سبکمغول هممشاهده کرد، لطافت ها، ترکیبات آرایشی، و خطوط کوتاه خوب کهمیتوان آنها رابشمار آورد. نقاشی های ایرانی بصورت خطی و نه ابعادی میباشد. هنرمندان دراین زمینه از خود یک خلاقیت و اصالت نشان داده اند.
    هنرمندانمغول دادگاه سلطنتی نه فقط به تکنیک بلکه به موضوعاتایرانی هم احترامگذاشتند. یک بخش از کارشان شرح دادن به آثار ادبی ایرانمانند شاهنامهفردوسی بود. میان موضوعات مختلف بیشترین علاقه آنها بهتصویریسم (کتابهایبا تصاویر زیاد) بود.
    بر خلاف مدارس مغول و بغدادبیشترین کارها از مدرسه هرات بجا ماندهاست. مؤسس این سبک نقاشی مدرسه هراتبود؛ که از نیاکان تیموریان بودند واین مدرسه را بخاطر محل تأسیس آن مدرسههراتی نامیدند.
    متخصاص هنر نقاشی بر این باورند، کهنقاشی در ایران در دوران تیموریبه اوج خود رسیده بود. در طول این دورهاستادان برجسته ای، همچون کمالالدین بهزاد، یک متد جدید را به نقاشی ایرانعرضه کرد. در این دوره(تیموریان) که از سال 1370 تا 1405 میلادی به طولانجامید؛ هنر نقاشی وکوچک سازی به بالاترین درجه کمال رسیده و بسیاری ازنقاشان مشهور عمرشانرا بر سر اینکار گذاشته اند.
    دوکتاب با ارزش از زمان بایسغر باقی مانده است؛ یکی کتاب "کلیله ودمنه" ودیگری کتاب "شاهنامه". هنر کوچک ایرانی در کتاب شاهنامه که در سال1444میلادی در شیراز رنگ آمیزی شده است، بخوبی مشخص است.
    یکیاز این طرح ها نشان دادن یک منظره زیبا از یک دادگاه ایرانی استکه به سبکچینی رنگ آمیزی شده است. کاشی های سفید و آبی ایرانی همراه بافرشهای زیبایایرانی بصورت هندسی نقش شده است. در یکی از کتابهای دستنویس"خمسه نظامیگنجوی"، سیزده مینیاتور زیبا بوسیله "میرک" کشیده شده است.



    ساختگیبودن، حساسیت، و هنر نقاشی های بغداد از طرحهای کشیده شده در کتاب"خمسهنظامی" کاملا مشهود است. این قطعه با ارزش و فوق العاده هم اکنون درموزهبریتانیا قرار دارد. در این قسمت از معماران و مهندسان مشغول ساختمانسازیهستند. این نقاشی در سال 1494 میلادی در هرات نقاشی شده است.
    بهزاد، بهترین استاد سبک مدرسه هراتی، این هنر را بسیار بسط داد. او سبک را اختراع کرد که قبل از او هرگز استفاده نشده بود.
    یکیاز برجسته ترین کارها کتاب شاهنامه فردوسی است که در کتابخانهگلستان ایرانقرار دارد. این شاهنامه در زمان سلطان بایسغر که یکی ازشاهزادگان تیموریبود؛ به سبک مدرسه هراتی نقاشی شده است.
    نقاشی های این کتاب از نگاه رنگ آمیزی و تناسب ترکیب دهنده تصاویر، در بالاترین حد زیبایی و استحکام قرار دارد.



    دردوران صفویه مرکزیت هنر به شهر تبریز آمد. و برخی از هنرمندان هم درشهرقزوین ماندگار شدند. اما اصل سبک نقاشی صفویه در شهر اصفهان بوجودآمد.
    مینیاتورهایایرانی، در دوره صفویه در شهر اصفهان، از سبک چینی جداشده و قدم در راهیجدید نهاد. این نقاشان بعدها به سبک طبیعی متمایل شدند.رضا عباسی مؤسس سبک"مدرسه نقاشی صفوی" بود. در نقاشی های دوران صفویدگرگونی بسیار عالی درنقاشی ایرانی رخ داد.
    طرحهای این دوره یکی از بهترینو زیبا ترین و با سلیقه ترین طرحهاینقاشان ایرانی است که نشان دهنده ذوقنقاشان ایرانی است. مینیاتورهای خلقشده در این دوره(مدرسه صفوی)، هیچکداممنحصراً با هدف مزین کردن کتابهاکشیده نشده اند. سبک صفوی بسیار بهتر وملایم تر از سبک مدرسه تیموریان(هراتی) و مخصوصاً سبک مغولی است.

    درنقاشی نقاشان دوران صفوی آشکار شدن تخصص آنها در این رشته بوضوحمشخص است.بهترین معرف از این دوره نقاشی های هستند که در عمارت چهل ستونو عالی قاپوکشیده شده است.
    در نقاشی های صفوی، موضوع اصلی شکوهو زیبایی این دوره است. موضوعاتنقاشی ها بیشتر حول محور بارگاه سلاطین،اشراف زادگان، کاخ های زیبا،مناظر زیبا و صحنه هایی از جنگ ها است.
    دراین نقاشی ها انسانها با لباسهای پرخرج نخ کشی، صورتهایی زیبا ومجسمه هایظریف رنگین به طور پر هیجان روشن به تصویر کشیده شده است. هنرنقاشی در طولدوران صفوی هم زیاد و هم دارای کیفیت بهتر شد. در این نقاشیها آزادی بیشترو مهارت و دقت بیشتر مشهود است.
    هنرمندان بیشتر بهاصول کلی پرداخته و از جزئیات غیر ضروری اجتناب،که در شیوه هراتی و تبریزیبکار رفته بود، خودداری کردند. صافی خطوط، بیانزود احساسات و متراکم شدنموضوعات از مشخصات سبک نقاشی صفوی است. ازآنجاییکه در اواخر دوران صفوی،از لحاظ جنبه فکری اختلافات جزئی در رنگآمیزی بوجود آورد، میتوان به ظهورسبک اروپایی در این نقاشی ها پی برد.
    نقاشی هایدوران قاجاریه (قرن شانزدهم میلادی) یک ترکیبی از سبکهنرهای اروپاییکلاسیک و سبک و تکنیک مینیاتورهای دوران صوفی است. در ایندوران "محمدغفاری (کمال الملک)" سبک کلاسیک اروپایی را در ایران رواجداد. در ایندوران سبکی از نقاشی بوجود آمد که بنام "قهوه خانه" شناختهشد. این نوعنقاشی یک پدیده جدید در تاریخ هنر ایرانی است. سبک "قهوهخانه" عامه پسند ومذهبی است. موضوعات این سبک بیشتر تصاویر پیامبران وامامان، شعائر مذهبی،جنگها و نام آوران ملی بودند. "قهوه خانه ها" رفتهرفته جای خود را در بینمردم معمولی باز نمودند. در این مکان داستانسرایان و نقالان داستانهایحماسی و مذهبی را برای مردم بازگو میکردند.هنرمندان همان داستانها را برروی دیوارهای این "قهوه خانه ها" نقاشی کردهبودند. قبلا در گذشته کهپادشاهان و اشراف زادگان نقاشان را پشتیبانیمیکردند؛ اما اینبار هنرمندانبه درخواست مردم عادی آن مناظر را بر رویدیوارها میکشیدند و به این کارعلاقه مند بودند.
    در بیشتر این قهوه خانه ها اینمناظر که بیشتر به درخواست عمومی بودرنگ آمیزی شده بود. زیباترین مثالهادر موزه اصلی تهران و همینطور در بعضیاز موزه های خصوصی داخل و خارج ازکشور نگهداری میشود. نقاشی های ایرانی،یک نوع ملاحت را که بی شباهت به هرچیز دیگر است به تماشاگر عرضه میکند.آنها یک ارتباط بیکران با داستانهایحماسی نگه داشته اند. نقاشی ایرانی،بعنوان یکی از بزرگترین سبکهای نقاشیدر آسیا مطرح است. آسمان های روشن(آبی)، زیبایی شگفت انگیز شکوفه ها و درمیان آنها انسانهایی که دوستمیدارند و انسانهایی که تنفر دارند، خوشگذرانو افسرده، به موضوعات مختلفنقاشان ایرانی شکل میدهند.




    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •