یکیاز مهمترین خصوصیات یک رهبر توانایی پذیرش اشتباهاتش است. ازآنجا کهرهبران با مشکلات و چالش های بسیار زیادی روبه رو هستند و در جایگاهیهستند که می توانند تصمیمات بیشماری بگیرند (یا از برخی تصمیمات پرهیزکنند)، گاهی ممکن است مسائل خوب پیش نرود. نشانه یک رهبر بزرگ این نیست کهاز بروز اشتباهات جلوگیری کند، این است که وقتی مرتکب اشتباهی می شود، ازآن درس بگیرد.
به همین دلیل است که پرزیدنت بوش یا نمی توانست یا نمیخواست که اشتباهاتی که در دولتش انجام داده بود را بپذیرد. اولین بار کهدرمورد اشتباهاتش در در نظر عموم از او پرس و جو شد، در اولین جلسهکنفرانس مطبوعاتی او بود. پرزیدنت بوش در پاسخ مردد بود و بعد گفت که بهترمی دانسته که آن سوال را از قبل به او می دادند. حرفش را کمی بیشتر طول میدهد و اضافه می کند که مطمئن است که می تواند یک اشتباه را بپذیرد امابرایش سخت است که این کار را در روز روشن و جلوی انظار انجام دهد. اینسوال باز هم توسط یک شهروند از پرزیدنت پرسیده شد و او باز هم نتوانست حتییکی از اشتباهات خود را جلوی جمع مطرح کند.مشکل اینجا مبارزه هایانتخاباتی ریاست جمهوری نیست. این دیگر تمام شده، مشکل بحث رهبری است واینکه چطور افرادیکه قدرت دستشان است اشتباهات و خطاهایشان را مطرح میکنند و چطور از آنها درس می گیرند. مسئله این است که یک رهبر چطور میتواند از یک اشتباه بعنوان

فرصتی برای نشان دادن آسیب پذیری و در عین حال قدرت خود استفاده کند.
کنایهای که اینجا پنهان است این است که خیلی از رهبران پذیرفتن اشتباهاتشان رانشانه صعف می دادند. اما در بسیاری از موارد عکس این صادق است. پذیرفتناشتباهاتمان به ما برای تقویت روابطمان با همکاران در محیط کار و سایرسهامداران کمک میکند. براسای گفته های مایک زیزوفسکی، استاد بسکتبالدانشگاه و نویسنده کتاب “Leading with the Heart”، وقتی یک رهبر اشتباهیمرتکب می شود و آن را نمی پذیرد، به نظر دیگران متکبر و غیرقابل اعتماد میآید. و هیچ رهبری نمی خواهد غیرقابل اعتماد به نظر برسد.
به همین دلیلاست که زیزوفسکی و سایر رهبران خیلی راحت اشتباهاتشان را می پذیرند. آنهامی فهمند که اگر به این کار تمایلی نداشته باشید باید هزینه گزافی برای آنپرداخت کنی. آنطور که فکر می کنید کار سختی نیست. پذیرفتن اشتباهاتتاننشان می دهد که شما به روابطی که ایجاد کرده اید باور دارید. اطرافیان شماباید بدانند که شما هم انسان هستید. آنها باید بدانند که شما به آنها و بهرهبری خودتان اعتماد دارید که بگویید، "معذرت می خواهم. من نتوانستماینکار را خوب انجام دهم. خودم مسئولیت آن را قبول می کنم."
یا برعکساین بگوید، "میدانم که مشکلات زیادی به خاطر اینکه نتوانستیم به هدف فلاندست پیدا کنیم ایجاد شده است اما من به عنوان رهبر تیم این مسئولیت راقبول می کنم و ما بعنوان یک گروه می توانیم همه چیز را دوباره درست کنیم.حالا جیم تو فکر میکنی برای بهبود مشکلاتی که ایجاد کرده ایم چه کار میتوانیم بکنیم؟" آنچه در هر دو این گفته ها ثابت است قبول مسئولیت است.آنچه متغیر است این است که برای ادامه راه خودتان گروه را هدایت کنید یااز افراد گروه کمک بگیرید.
چه چیز اینگونه ارتباط سخت است؟ آیا بایدروی چیزی ریسک کنید؟ مطمئناً اما زمانی با ریسک بزرگتری روبه می شوید کهبفهمید همه اطرافیانتان، چه داخل و چه خارج سازمان، تصور کنند که شما بایدبرای آن اشتباه خاص قبول مسئولیت کنید. پس از خودتان بپرسید، "آیا منمشکلات و اشتباهات کاریم را قبول می کنم؟" و اگر اینطور نیست قبل ازاینکهدیر شود از همین امروز شروع کنید. آنوقت ببینید که اطرافیانتان چه واکنشیبه این اقدام شما خواهند داشت.
اما اگر رهبری هیچوقت اشتباهاتش را قبول نکند چه؟
آیا رهبران باید اشتباهاتشان را بپذیرند؟
یکمکتب فکری وجود دارد که می گوید رهبران نباید اشتباه خود را قبول کنند.دلیل آن احتمالاً این است که بااینکار آنها اعتبار و قدرت خود را از دستمی دهند. خیلی وقت ها می بینید که در سیاست وضع به همین منوال است. خیلیاز رهبران سیاسی به بهانه های مختلف از قبول اشتباهشان سر باز می زنند یاخیلی راحت کاری که کرده اند را انکار می کنند.
مطمئناً رهبری که در روزاشتباهات مختلفی را مرتکب می شود مشکل عمده ای دارد اما این ربطی به قبولاشتباهات ندارد، مربوط به سطح توانایی و قضاوت آنهاست.
واقعیت این استکه رهبران باید بتوانند اشتباهاتشان را جلوی پیروانشان قبول کنند. درواقع،این کار اعتماد و وفاداری به آنها را افزایش می دهد. از این مهمتر، باقبول اشتباهات، کارمندانتان یاد می گیرند که شما در صداقت، رک بودن، ومسئولیت پذیری جدی هستید و این مسئله برای ایجاد اعتماد و وفاداری اهمیتبسیار زیادی دارد.
بررسی این نکته یک دقیقه بیشتر وقت نمی برد. خودتانرا در جایگاه یک کارمند معمولی قرار دهید. رئیس شما اشتباه بسیار بزرگیمرتکب می شود طوری که برای همه آشکار می شود که او مرتکب این اشتباه شدهاست. اگر رئیستان اشتباهش را قبول نکرده و مسئولیت آن را نپذیرد، به نظرشما چگونه رهبری است؟ صادق؟ قابل اعتماد؟ به هیچ وجه.
این را باموقعیتی مقایسه کنید که رئیس اشتباه خود را می پذیرد. بااینکه اشتباهات درنگاه اول چندان بزرگ نیستند اما قبول کردن آن کمی از خسارات آن را سبک میکند. درواقع، قبول مسئولیت برای اشتباهات می تواند توانایی رهبری شما راافزایش دهد.