صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 17 تا 32 , از مجموع 91

موضوع: داستانهایی از تاریخ ایران!

  1. #17
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    پیشکش به شاپور ساسانی

    آهنگری شمشیر بسیارزیبا تقدیم شاپور پادشاه ساسانی نمود . شاپور از او پرسید چه مدت برایساختن این شمشیر زمان گذاشته ایی و آهنگر پاسخ داد یک سال تمام . پادشاهایران باز پرسید و اگر یک شمشیر ساده برای سربازان بسازی چقدر زمان می برد؟ و او گفت سه تا چهار روز .

    شاپور گفت آیا این شمشیر قدرتی بیشتر از آن صد شمشیر دیگری که می توانستی بسازی دارد ؟

    آهنگر گفت: خیر ، این شمشیر زیباست و شایسته کمر شهریار !

    پادشاهایران گفت : سپاسگذارم از این پیشکش اما ، پادشاه اهل فرمان دادن است نهجنگیدن ، من از شما شمشیر برای سپاهیان ایران می خواهم نه برای خودم ، وبه یاد داشته باش سرباز بی شمشیر نگهبان کیان کشور ، پادشاه و حتی جانخویش نیست . این سخن شاپور دوم ما را به یاد این سخن دانای ایرانی اردبزرگ می اندازد که : فرمانروای شایسته اسیر کاخ ها نمی شود نگاه او برمرزهای کشور است .

    شاپور با نگاهی پدرانه به آهنگر گفت اگر به توپاداش دهم هر روز صنعتگران و هنرمندان به جای توجه به نیازهای واقعی کشور، برای من زینت آلات می سازند و این سرآغاز سقوط ایران است . پدرم به منآموخت زندگی ساده داشته باشم تا فرمانرواییم پایدارتر باشد . پس برایسربازان شمشیر بساز که نبردهای بزرگ در راه است

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  2. #18
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    می گویند نادر صاحب قران پس از فتح اصفهان ،از سوی مردم بسیار با شادی استقبال شد.چندی بعد 7000 روحانی نزد وی آمدند و پس از شاد باد از وی درخواست پول نمودند.
    نادر گفت:ماشالله چقدرهم زیادین شما،پس موقع سقوط اصفهان کجا بودین!!
    در مورد مقایسه شاه عباس و رضا خان هم باید بگم که خوب شاه عباس آدم زرنگی بود ،ایشون روحانیون زمان خودش رو درگیر مباحث کلامی بین خودشون کرده بود و از طرفی هم چون روحانیون اون زمان بیشتر اخباری بودند ،بیشتر هم علاقه نشون می دادند.ولی شاه عباس(کلب آستان علی!)با سیاست هاش موجبات فروپاشی ایران رو پس از خودش فراهم کرد.
    و آن قدر در اذیت آزار اقلیت ها پیش رفتند که آخر سر هم تاج را بر سر یک سنی نهادند.
    شیخ صفی الدین اردبیلی ،جد اعلای سلسله صفوی ،تا آخر عمر عنوان شیخ داشت و هیچ وقت ادعای سید بودن نکرد ،به گفته حمدالله مستوفی در "تاریخ گزیده" وی اصولن مذهب سنی داشت و شیخ صدرالدین جانشین او هم خودش را سنی شافعی معرفی می کرد.
    ولی پس از چندی در زمان مرشدکامل (شاه اسماعیل) فریاد "اشهد ان اسمعیل ولی الله" سر دادند.
    البته پادشاهانی چون شاه اسماعیل و شاه عباس از نگر ملی از پادشاهان و سرداران بزرگ تاریخ ایران هستند.ولی برای پادشاهان صفوی شیعه بیش از آن که یک اعتقاد مذهبی باشد،یک تاکتیک سیاسی بود.به همین دلیل روحانیون تشیع اصیل مانند ملا صدرا جایی در اصفهان نداشتند.
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  3. #19
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    سواره نظام مهرداد نخست ، خسته از جنگهای طولانی وارد شهر هیرکانی (گرگان) شد .

    آنها در شرق نیروهای متجاوز بدوی و در غرب دمتریوس را شکست سختی داده بودند .

    مهرداد پادشاه اشکانی با لباسی ساده در شهر می چرخید و به گفتگوهای مردم گوش می داد نیم روزی که گذشت به گوشه دیواری تکیه داد تا خستگی از تن بدر کند از پنجره کوچک بالای سرش سخنان دخترانی را می شنید حرف های آنها با صدای فرش بافیشان به هم آمیخته بود .

    یکی از آنها می گفت مهرداد اگر سخت است فرزندی دارد دلنرم . مهرداد با شمشیر پیمان بسته پس فرزند نرم خوی او با خرد و هوش دوستی کند .

    دختر دیگر گفت : آنکه پایه دستگاه دودمان را می ریزد نمی تواند نرم خو باشد او باید همانند پی ساختمان سخت و آهنین باشد پس جبر بر سختی اوست .

    و دختر کوچکتری که صدایش بسیار ضعیف می نمود ادامه داد : آنکه بر این زمین سخت ساختمان می سازد و خود نمایی می کند از جنس زیبایی است و زمین سخت را به آسمان می برد .

    مهرداد تکانی خورد با خود گفت چطور چنین دختران دانایی در این مرز و بوم زندگی می کنند و او خود نمی داند .

    آن شب تا به پگاه خورشید مهرداد اشکانی ، نخستن پادشاه دودمان اشکانیان در تمام مدت به حرفهای آنها اندیشید .

    در وجود خود سختی و قدرت پی ساختمان دودمان را می دید و در وجود فرهاد دوم (فرزندش) دانایی و هوش بنای ساختمان را .

    آن سه دختر به ریشه ها پرداخته بودند و مهرداد از این بابت در شگفت بود . به گفته ارد بزرگ اندیشمند برجسته ایرانی : پرداختن به ریشه ها ، کار ریش سفیدان و اهل دانش است . فردای آن روز پادشاه ایران با تنی چند از نزدیکان به خانه ایی که روز پیش ندا از آن شنیده بود رفت و با شگفتی دید آن خانه متروکه است از همسایگان پرسیدند و آنها گفتند سال ها پیش در این خانه مرد و زنی بودند با سه دختر که فرش می بافتند هر سه دانا و از شاگردان ورتا ( حکیم و دانشمند زن ابتدای دودمان اشکانیان ) . بدست مزدوران آندراگوراس یونانی به خاطر آنکه مدام از بازگشت ایران و نجات از دست خارجیان یونانی سخن می گفتند هر پنج نفر آنها را زنده زنده در کف همان خانه در گودالی کشتند.
    مهرداد با شنیدن این سخنان ، بر آبادی آن خانه همت گمارد و آن خانه را مدرسه نمود در حالی که موبدان زرتشی اصرار بر آن داشتند که آن خانه آتشکده گردد و مهرداد نپذیرفت و گفت جای آتشکده در کوهستان است نه میان مردم .

    از آن زمان بزرگترین دانشمندان را برای تربیت و افزودن دانش فرهاد دوم بکار گرفت .

    برای همین فرهاد دوم در بسیاری از نبردها قبل از جنگ پیروز شده بود چون با دانش پشت سر دشمن خویش را خالی و سپس با تکانی آن را فرو می ریخت .
    فرهاد دوم برای ایجاد جنگ خانگی در سوریه ( قسمت باقی مانده سلوکیان متجاوز )دمتریوس را که توسط پدرش مهرداد اسیر شده و در زندان بود را رها کرد تا میان دو برادر نبردی درگیرد. گفتنی است که ظلم و ستم سلوکیان بر مردمان تحت انقیادشان موجب شد که مردم تحت ستم سلوکیان به فرهاد گرویدند. آنتیخوس برای گرفتن انتقام شکستها و اسارت خود با سپاهی گران به ایران آمد، ولی فرهاد به او فرصت نداد ناگهان بر او تاخت و در هنگام جنگ پادشاه سلوکی کشته شد. از این پس سلوکیان یونان دیگر به خود اجازه تجاوز به حریم ایران را ندادند. انحطاط کامل دولت سلوکی از همین زمان آغاز گردید.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  4. #20
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    مردمسالاری در دودمان اشکانیان

    مردمسالاری(دمکراسی) در ایران دوران اشکانیان و تاسیس مهستان به پیشنهاد مهرداد یکمبه نوشته مورخان رومی ـ یونانی و ارمنی و تطبیق تقویمها، مهرداد یکم ششمینشاه ایران از دودمان اشکانی یکم مارس سال 173 پیش از میلاد دراجتماعبزرگان ایران اعلام کرد که تصمیم گرفته است کشور دارای یک قانون لاتغییر(اساسی) شود تا حقوق و تکالیف همه در آن روشن باشد. این تصمیم مهرداد موردتایید حاضران در نشست قرار گرفت و ایران دارای دو مجلس شد که مجموعه آن دورا «مهستان» می گفتند (مه به کسر «میم» به معنای بزرگ). انتخاب ولیعهد ازمیان شاهزادگان، اعلان جنگ و پیشنهاد صلح، بسیج نیرو، عزل شاه درصورتدیوانه شدن و بیماری ممتد و ...، تغییر اشل مالیاتها و صدور دستور ضرب سکهبا تصویر تازه، تعیین شاهان ارمنستان، تایید تشریفاتی (ضمنی) شاهان پارسیتبار (از دودمان هخامنشیان) سرزمین پنتوس (منطقه ساحلی جنوب دریای سیاه درآناتولی به پایتختی شهر سینوپ) و انتصاب فرمانده کل ارتش برای یک دورهمعین و یا مدیریت جنگ از جمله اختیارات مهستان بود. مهستان در موارد متعددشاهان اشکانی را جابجا کرد و در عین حال حامی سنت های بومی مناطق مختلفایران بود در آنجا صدای همه اقوام ایرانی شنیده می شد . ارد بزرگ متفکربرجسته ایران می گوید : مهستان ، برآیند خرد مردم آزادیخواه ایران بود .
    دردوراناشکانیان (پارتیان) که علاقه مند به اندیشه های فلاسفه بزرگی نظیر آرشیت وورتا ( همزمان با سقراط ، افلاطون و ارسطو در یونان ، آرشیت و بانو ورتااز فلاسفه بزرگ ایران و پارت بودند ) بودند مهرداد یکم بر اساس تعالیم ایندو فیلسوف ، مردمسالاری را در ایران به شکلی نوین پیاده ساخت . به علاوه،در این دوره ایالات دوردست، ارمنستان و پنتوس خودمختار بودند و لذا ایجابمی کرد که مهستان وجود داشته باشد تا سخن آنها نیز در آنجا شنیده شود.یونان و روم در آن زمان در دست فرماندهان نظامی دست بدست می شد . جالباست بدانیم مورخان امروز ایتالیا سعی می کنند به دروغ مهستان ایران رااقتباس ایرانیان از رومیان بنامند ! حال آنکه ایجاد مهستان (173 سال پیشاز میلاد ـ 2181 پیش) هنوز دولت روم با ایران همسایه نشده بود و دوراننوزادی خویش را طی می نمود . در آن زمان بقایای اسکندریان برمناطق یونانینشین و مصر حکومت می راندند.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  5. #21
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    شاپور ساسانی و اجداد شیخ نشین های خلیج فارس

    پاسی از شب گذشته بود به شاپور دوم ساسانی ، پادشاه ایران زمین گفتند سه مرد کهن سال از جزیره لاوان به دادخواهی آمده اند .
    پساز اجازه فرمانروا ، آنها گفتند : اکنون سالهاست تازیان هر از گاهی بهجزیره ما یورش آورده و مروارید های صیادان را به یغما می برند ، و امااینبار علاوه بر مروارید یکی از دختران جزیره را نیز دزده اند که این موجبشده مادر آن دختر بر بستر مرگ باشد و پدرش هم از پی دزدان به دریا رفته وهفته هاست از او هم خبری نیست .

    میگویند شاپور برافروخت و رو به سرداران کشور نموده و گفت تا جزایر ایرانامن نشده کسی حق استراحت ندارد . همان شب شاپور و لشکریان بر اسب رزمنشسته و به سوی جنوب ایران تاختند . آنها جنوب خلیج فارس را که پس ازدودمان اشکانیان رها شده بود را بار دیگر به ایران افزودند و دزدان تبهکاررا به زنجیر عدالت کشیده و به ایران آوردند .
    به گفته ارد بزرگ اندیشمند ایرانی : فرمانروایی که نتواند جلوی بیداد بزهکاران و چپاولگران را بگیرد شایستگی گرداندن کشور را ندارد .
    گفتهمی شود پس از پاکسازی جنوب ، پادشاه ایران به جزیره لاوان رفت و از آن زنرنجور که همسر و دختر خویش را از دست داده بود دلجویی نموده و پوزش خواست .

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  6. #22
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    انتقام سخت ابومسلم خراسانی از بنی امیه

    آسمانروستای «ماخان» شهر مرو ، شهاب باران بود مردم حیرت زده به آسمان مینگریستند در سیاهی شب شعله های آتشین آسمان را پاره پاره می ساختند . ریشسفیدان در دفتر روزگار سپری شده خویش چنین حالتی را به یاد نداشتند به گیوپیر ( خان و ریش سفید روستا ) خبر دادند فرزندی بدنیا آمده بی مانند .
    گیو به آن خانه در آمد و بازوی کودک را دید که سه نگار مادری داشت یکی به شکل ستاره و دیگر دو حلال ماه .
    رویشرا به آسمان نموده و خداوند را سپاس گفت که چنین کودکی در آن شب زیبا درآن روستا پا به جهان نهاده است گیو پیر با چشمان پر اشک به پدر کودک گفتاین شکوفه زیبا دستگاه جور تازیان را به دو نیم نموده و با لشکری سیاههمچون شب قیرگون امشب آسمان تیره ایران را همانند این شهاب سنگها روشنخواهد نمود .
    نام آن کودک ابومسلم خراسانی بود .
    ارد بزرگ متفکر برجسته کشورمان می گوید : در تاریکترین شب های ستم ، روشنترین ستاره ها زاده می شوند .

    ابومسلمخراسانی دودمان ستمگر بنی امیه را از اریکه قدرت به زیر کشید . عظمت کارابومسلم خراسانی را وقتی بهتر خواهیم فهمید که بدانیم هم او دستور داد صدهزار تن و بقولی دیگر ششصد هزار تن از تازیان بنی امیه گردن زده شوند . وبدینوسیله انتقام ملت ایران را از دستگاه ظلم آنان گرفت .
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  7. #23
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    انتقام سخت ابومسلم خراسانی از بنی امیه

    آسمانروستای «ماخان» شهر مرو ، شهاب باران بود مردم حیرت زده به آسمان مینگریستند در سیاهی شب شعله های آتشین آسمان را پاره پاره می ساختند . ریشسفیدان در دفتر روزگار سپری شده خویش چنین حالتی را به یاد نداشتند به گیوپیر ( خان و ریش سفید روستا ) خبر دادند فرزندی بدنیا آمده بی مانند .
    گیو به آن خانه در آمد و بازوی کودک را دید که سه نگار مادری داشت یکی به شکل ستاره و دیگر دو حلال ماه .
    رویشرا به آسمان نموده و خداوند را سپاس گفت که چنین کودکی در آن شب زیبا درآن روستا پا به جهان نهاده است گیو پیر با چشمان پر اشک به پدر کودک گفتاین شکوفه زیبا دستگاه جور تازیان را به دو نیم نموده و با لشکری سیاههمچون شب قیرگون امشب آسمان تیره ایران را همانند این شهاب سنگها روشنخواهد نمود .
    نام آن کودک ابومسلم خراسانی بود .
    ارد بزرگ متفکر برجسته کشورمان می گوید : در تاریکترین شب های ستم ، روشنترین ستاره ها زاده می شوند .

    ابومسلمخراسانی دودمان ستمگر بنی امیه را از اریکه قدرت به زیر کشید . عظمت کارابومسلم خراسانی را وقتی بهتر خواهیم فهمید که بدانیم هم او دستور داد صدهزار تن و بقولی دیگر ششصد هزار تن از تازیان بنی امیه گردن زده شوند . وبدینوسیله انتقام ملت ایران را از دستگاه ظلم آنان گرفت .
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  8. #24
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    بازیهای ورزشی تیس کوپان 291 سال پیش از المپیک در ایران

    اونتاشگال پادشاه سرزمین ایلام ( نام قدیم سرزمین ایران ) در 1265 سال پیش ازمیلاد ، دو فرزند داشت به نامهای تیس و کوپان این دختر و پسر که دو قلوبودند همواره بر سر تواناییهای خویش جنگ و ستیز داشتند .
    پدر یک دورهمسابقات ورزشی بین این دو برگزار نمود . پس از آن مسابقه پادشاه اونتاشگال بر آن شد این کار را به شکل بسیار گسترده تری انجام دهد و از این رودر همان محل که امروزه به نام تیس کوپان ( در نزدیکی بندر چابهار ) شهرتدارد مسابقات جهانی تیس کوپان را هر ساله برگزار می نمود یعنی 291 سال پیشاز مسابقات المپیک در یونان .
    نکته مهم این است که این مسابقات ۷۱۵ سال یعنی تا پایان دودمان مادها در ایران ادامه یافت .

    مسابقات تیس کوپان ( 1265 تا 550 پیش از میلاد مسیح )
    اونتاشگال پادشاه ایران که در آن زمان ایلام نامیده می شد و حکومتش از شهرنیمروز (در افغانستان کنونی ) بود تا رود دجله ، پس از رسیدن به قدرت درسال 1265 پیش از میلاد دو کار بزرگ انجام داد اول آنکه شهری جدید به ناماونتاش بنا کرد و در آن زیگورات برپا ساخت ، دیگر آنکه مسابقات و آوردهایورزشی برگزار می نمود که ورزشکاران از خاور و باختر جهان به تیس کوپان (محلی در نزدیکی چابهار کنونی ) می آمدند تا آورد جانانه ایی را برگزارنمایند .
    مسابقات تیس کوپان در سرزمین ایران باستان 291 سال پیش ازمسابقات المپیک در یونان برگزار می شد . و البته نکته اساسی در اینجا اینبود که مسابقات تیس کوپان صرفا ورزشی بود اما در بازیهای المپیک یک جشنمذهبی بود که برای ادای احترام به زئوس (پادشاه خدایان یونان) در صحنمربوط به او برگزار میشد . و شرکت کنندگان آن مسابقات همه اهل شهر آتنبودند و حتی در حد کشور یونان هم نبود . اینجاست که به سخن ارد بزرگاندیشمند برجسته بیشتر پی می بریم که : ایران زایشگاه تمدنهاست .
    آوردهایتیس کوپان هر سال در فصل پاییز از پانزده مهر آغاز و تا سوم آبان ماهادامه می یافت . باستانشناسان معتقدند پایان فصل تابستان و کشاورزی باعثمی شد همه با خیالی آسوده در این مسابقات شرکت کنند این آوردها در نه دسته، در رشته های کشتی ( تنها برای مردان ) ، تیر و کمان (زنان و مردان ) ،شنا ( فقط مردان )، چوگان (مردان و زنان ) و شمشیربازی ( تعدادی از شمشیرهای چوبی آن مسابقات امروزه از تپه باستانی تیس کوپان بدست آمده ، شمشیربازی هم برای زنان و هم مردان بود است ) ، وزنه برداری ( فقط برای مردان وبه شیوه ای خاص ) ، دو ( زنان و مردان ) ، اسب دوانی ( مردان و زنان ) وپرتاب نیزه ( مردان و زنان ) برگزار می شد .
    جوایز تنها به نفراتنخست داده می شد البته جوایز آن آوردها در نوع خود بی نظیر بوده است چراکه به هر یک از قهرمانان صدفی پر از مروارید اهدا می گشت صدف ها را ازجزیره لاوان می آوردند .
    * تیس کوپان را به این شکل هم می نویسند طیس کوپان

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  9. #25
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    نخستین پادشاه ایران
    نخستین پادشاه ایران دیاکو : ایران را پرورانده و ساختم تا پناهگاه آزادگان باشد .

    بهارسال 728 پیش از میلاد بود جهان در تب و تاب ایجاد و زایش بزرگترین تمدنتاریخ خویش قرار داشت . سواران بسیاری به سوی هگمتانه روان بودند همه براین باور که باید دست در دست یکدیگر کشوری یگانه را بنا نهند . در این بینجوانی خوش سیما و بلند نظر نگاه همه ریش سفیدان را شیفته خود ساخته بودهمه ایمان داشتن او می تواند چنین کار بزرگی را به سامان برساند .

    دیاکواز تیره ماد ( یکی از سه تیره ایرانی پارت ، ماد و پارس )بود مردم او رابه خردمندی و دادگستری می شناختند و برای بر طرف شدن دعاوی بزرگ خویش ازاو کمک می خواستند . ریش سفیدان سه تیره آریایی در فصل رویش شقایق های سرخ، دیاکو نخستین فرمانروای ایران را برگزیدند . در آن مجلس دو زن هم درمیان ریش سفیدان و بزرگان بودند که هر دو از تیره پارت و پهلوی بودند سهروز پس از انتخاب دیاکو به فرمانروایی از نزدیک با او دیدار کردند و به اوگفتند در آشور زنان تحت فشار سارگون (سارگن) هستند و هیچ حقی ندارند آیاتو هم به آن راه خواهی رفت که اگر اینطور باشد دوستی میان ما نیست دیاکوبا وجود جوانی گفت ایران سرزمین آزادگان خواهد بود در آزادگی و وارستگی هرکه بلندتر باشد میدان بزرگتری در اختیار خواهد داشت .

    دیاکو 53سال پادشاهی کرد و همه در او دادگستری و گذشت را به نیکی دیدند چنانچه اردبزرگ اندیشمند نام آشنای کشورمان می گوید : خود را برای پیشرفت مردمارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند . دیاکو توانست با پادشاهی شایستهخویش پایه اتحاد جاودانه سه تیره بزرگ آریایی ایران را بریزد که امروز همهما به این همبستگی افتخار می کنیم .

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  10. #26
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    ما همه نادریم

    خورشیددر میانه آسمان بود که سپاهیان نادرشاه افشار وارد دهلی شدند به پادشاهایران زمین گفتند اجازه می دهید وارد قصر پادشاه هند محمد گورکانی شویم ؟

    نادرشاه گفت اینجا نیامده ایم پی تخت و تاخ ، بگردید و مزدوران اشرف افغان را بیابید .

    هشتصدمزدور اشرف ، که بیست سال ایران را ویران ساخته بودند را گرفتند . نادر روبه آنها کرد و گفت : چگونه بیست سال در ایران خون ریختید و به ناموس کسیرحم نکردید ؟ ! آیا فکر نمی کردید روزی به این درد گرفتار آیید ؟

    مزدوری گفت می پنداشتیم همه مردان ایران ، شاه سلطان حسین هستند و ما همواره با مشتی ترسوی صفوی روبروییم.

    از میان سپاه ایران فریادی برخواست که ما همه نادریم ! و مردان سپاه بارها این سخن را از ته حنجره فریاد کشیدند . " ما همه نادریم "

    و به سخن ارد بزرگ : کشوری که دارای پیشوایی بی باک است همه مردمش قهرمان و دلیر می شوند .

    اگر خوب گوش هایمان را تیز کنیم فریاد های سربازان ایران را باز هم می شنویم " ما همه نادریم "

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  11. #27
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    فرگون زیبا

    فرگون زیباترین زن زمانه خویش بود و همسر ملک شاه . در مجلسی زنانه ، زنی از خاندان نزدیک همسرش گفت فرگون خانم ! شنیده ایم هیچ خدمتکار ایرانی به کاخ خویش راه نمی دهی ؟


    بانوی اول ایران پاسخ داد : ایرانی خدمتکار نمی شناسم !

    آن زن سماجت کرد و گفت : چطور ؟ اعتماد نمی کنید ؟ !

    فرگون زیبا گفت : من نیازی به کمک دیگران ندارم هم نژادانم را هم برتر از آن می دانم که آنها را به خدمت بگیرم . زنان رومی و چینی و یونانی را هم که می بینید پیشکش سرزمین های دیگرند به پادشاه ایران و من تنها مواظب آنانم تا آسیب بیشتری به آنها نرسد .

    زن دیگری می پرسد : مگر پیشتر چه آسیبی دیده اند ؟

    فرگون زیبا می گوید دوری ! دوری از شهر و دیار شان ! این بزرگترین آسیب است .

    آن زن دست به گیسوی فرگون می کشد و می گوید حالا می فهمم برای چه همه تو را دوست دارند . به گفته دانای ایرانی (( ارد بزرگ )) : نامداران ماندگار آنانی اند که سرشتی نیکو و دلی سرشار از مهر دارند .

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  12. #28
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    خورشید سربازان اشک نهم

    مهرداد دوم اشکانی با سپاهش از کنار باغ سبزی می گذشت سایه درختان باغ مکان خوبی بود برای استراحت .
    فرمانروادستور داد در کنار دیوار بزرگ باغ لشکریان کمی استراحت کنند . باغباننزدیک پادشاه ایران زمین آمده و از او و سربازان دعوت کرد که به باغ واردشوند . مهرداد گفت ما باید خیلی زود اینجا را ترک کنیم و همین جا مناسباست . باغبان گفت دیشب خواب می دیدم خورشید ایران در پشت دیوار باغم است وامروز پادشاه کشورم را اینجا می بینم . مهرداد گفت اشتباه نکن آن خورشیدمن نیستم آن خورشید سربازان ایران هستند که در کنار دیوار باغت نشسته اند .
    از این همه فروتنی و بزرگی پادشاه ایران زمین اشک در چشمان باغبان گرد آمد .
    مهرداددوم ( اشک نهم ) بسیار فروتن بود و همواره در کنار سربازان خویش و بدور ازتجملات بود . اندیشمند کشورمان ارد بزرگ می گوید : فرمانروای شایسته ارزشسربازان را کمتر از خود نمی داند .

    اشک نهم به ما آموخت ارتش ایران یگانه و یکتاست .

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  13. #29
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    تنها برای نگهبانی از ایران و مردم

    برروی شمشیر فرهاد دوم ( پادشاه ایران از دودمان اشکانیان ) این جمله ازبانو ورتا بود : تنها برای نگهبانی از ایران و مردم سرزمین بجنگ . یکی ازمغ های پیر زرتشتی به پادشاه ایران گفت چرا این سخن بر روی شمشیر است ؟پند بزرگان باید در اندیشه و دل ما باشد نه بر دست ساخته های ما . فرهاددوم نگاهی به شمشیر نمود و گفت این جمله را هر بار می بینم به من می گویدراه درست چه و کجاست و بدین گونه در بیداد زمانه گم نمی شوم . در اینباره ارد بزرگ اندیشمند برجسته ایرانی می گوید : یادآوری آرمانها ،از بیراهه روی بازمان می دارد .

    آن مغ خود از یاد برده بود که چرا آتش در آتشکده همیشه روشن است . آیا جز برای یادآوری اندیشه های آنان است ؟! .

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  14. #30
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    نجابت آزرمیدخت

    درپگاه نخستین روز بهمن ماه آزرمیدخت ، سی و دومین پادشاه ساسانی پس از چهارماه پادشاهی تنها بخاطر نجابتش و این که تن به خواسته های زیرکانه و پیاپیفرخ هرمز فرمانروای خراسان نداد و همسر او نشد بدست رستم پسر فرخ هرمز کورشده و از کاخ رانده شد رستم می پنداشت پدر پیرش را ملکه ایران از پایدرآورده است حال آنکه آزرمیدخت پاکتر از گلهای لاله بامدادان بود .
    نجابتاو بر کسی پوشیده نبود و به گفته ارد بزرگ اندیشمند فرهیخته ایران زمین :زیباترین خوی زن ، نجابت اوست . اما این زیبایی را کسی بر پادشاه ایرانبرنتافت و او با چند نفر از نزدیکان خویش به کاروانسرایی بین شاهرود وسبزوار رفته و تا آخر زندگی همانجا ماند .

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  15. #31
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    همراهی با مردم

    شبی بازرگانان شیراز میهمانیعقوب لیث صفار پادشاه ایران بودند . بازرگانی با نیش خند گفت مردم بدنبالبیچارگی هستند آن ها نام شما را هر روز هزار بار بر زبان می آورند چون میپندارند شما دشمن خلیفه هستید . حال آنکه ما از داد و ستد با دربار خلیفهسود کلانی می بریم . یعقوب بدو گفت مردم نیک می گویند من هم همان می کنمکه می گویند . بازرگان به آرامی گفت ولی قربان مردم سود و زیان خویش رانمی دانند . یعقوب گفت مردم به من می گویند چه کنم نه سود و زیان آنها .من سرباز مردم هستم و دست خلیفه را از ایران کوتاه کرده و می کنم . همراهبودن نظر یعقوب با دیدگاه مردم مرا به یاد این جمله اندیشمندانه ارد بزرگمی اندازد که : خواست فرمانروا باید هم آهنگ با مردم باشد پیشداری او بهنابودی اش می انجامد .

    یعقوبلیث صفار آزاد مردی بود که به ندای مردمش گوش فرا داد و آنها را در راهآزادی از چنگال خلیفه بغداد رهبری کرد . برای همین در تمام زمان ها محبوبایرانیان است .

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  16. #32
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: داستانهایی از تاریخ ایران!

    نوروز در ده هزار سال بعد
    پادشاهایران جمشید ، شب بیست و نهم فروردین ، در خواب دید ایران را آذین بستهاند اما هیچ کس را نمی شناخت . آدمها تن پوش دیگری داشتند .

    همه می دویدند ، یکی گفت اینجا چرا ایستاده ایی ؟ ! جشن نوروز بزودی فرا می رسد باید آن را با خویشاوندانت پاس بداری !

    جمشید با تعجب گفت فردا جشن نوروز را آغاز می کنم ! چرا امروز می دوید ؟

    آن مرد گفت جمشید ده هزار سال پیش این جشن را بر پا نمود ! زودتر به خانه ات رو که خویشاوندانت چشم بدر دارند !

    جمشید از خواب پرید و فهمید جشن نوروز جاودانه است .

    او نوروز را به روشنی و بزرگی برگزار نمود و در آنجا رو به ایرانیان کرد و گفت اگر شدنی بود هر روز را نوروز می نامیدم ...

    نوروزماند چون همراه بود با سرشت آدمیان و طبیعت همانگونه که ارد بزرگ می گوید: نوروز ایرانیان ، فرخنده جشن زمین و آدمیان است و چه روزی زیباتر از این؟ ...

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. احتمال جنگ دریایی ایران و عربستان
    توسط hrg1356 در انجمن دانشکده جنگ
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۲۸ آبان ۸۸, ۱۷:۳۷
  2. رضایی خواستار دریافت اطلاعات شمارش آرا شد
    توسط ارسطو در انجمن اخبار ويژه انتخابات ايران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۲۵ خرداد ۸۸, ۱۹:۱۷
  3. حماسه سرایی در ایران باستان
    توسط مرداویز در انجمن شعر وشاعری و مشاعره
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۰۶ اردیبهشت ۸۸, ۲۰:۱۳
  4. داستان هایی از احضار ارواح
    توسط ARVAH در انجمن داستان های واقعی از ارواح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۲ خرداد ۸۷, ۲۱:۱۹
  5. استرس موجب اختلالات شنوایی ناگهانی در افراد می شود
    توسط hrg1356 در انجمن گوش وحلق وبینی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۱۳ مهر ۸۶, ۰۷:۲۲

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •