نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: تاريخ ايران پس از اسلام

  1. #1
    کاربرسایت مرداویز آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۵
    نوشته ها
    372
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    تاريخ ايران پس از اسلام

    بنام خدا
    دراین جستار به تاریخ ایران از زمان هجوم اعراب تا سلسله قاجاریه پرداختهخواهد شد.از دوستان خواهش مند ام که مطالب مرتبط با این موضوع را در اینتاپیک با ذکر منبع (یا اشاره به کتاب یا نویسنده)،ارسال نمایند.
    مرداویز

    فتح ايران به دست مسلمانان در زمان خلفاي راشدين
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    پس از آنكه" حضرت رسول اكرم"( ص ) از مكه به مدينه هجرت كرد و در سرتاسر شبه جزيره عربستان اكثر قبايلعرب را به دين اسلام در آورد، بر آن شد تا مردم ممالك مجاور عربستان رانيز به دين اسلام دعوت كند. براي اين منظور، نامه هايي به پادشاهان اطراففرستادند، از جمله براي "خسرو پرويز" شاهنشاه ساساني. چنان كه معروف است خسرو از نامه خشمگين شد و آن را پاره كرد.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    حضرت رسول اكرم ( ص ) پيش از وفات خود در سال "يازدهم هجري"، سپاهياني براي اين منظور به سر حدات شام گسيل داشتند. اما، وفات آن حضرت، به طور موقت اين عمليات را متوقف ساخت. "ابوبكر" كه همان روز وفات حضرت رسول اكرم (ص ) به خلافت رسيده بود، تصميم گرفت اين برنامه را دنبال كند .
    پساز آنكه ابوبكر به خلافت رسيد، عده اي از قبايل عرب از دين اسلامي برگشتندو از دادن صدقه و زكات ( ماليات اسلامي) سرباز زدند. ابوبكر اين قبايل رابا زور مطيع ساخت و در جنگ مهمي با قبيله بنوحنيفه كه پيروان "مسيلمه" (معروف به كذاب ) بودند، آنان را شكست سختي داد. اين جنگ ، به جنگ با اهل رده ( مرتدان ) معروف است و سردار مسلمانان " خالدبن وليد " بود.


    ابوبكر پس از فراغت از كار اهل رده، حمله به دو دولت بزرگ «ساساني» و «بيزانس»را آغاز كرد. سپاهيان اسلام در جبهه روم سپاهيان بيزانس را شكست دادند.درجبهه شرق، يعني كشور ايران، نخستين كسي كه ابوبكر را به حمله به خاكايران تشويق كرد، "مثني بن حارثه شيباني"بود. اين شخص، پيوسته با قبيله و دار و دسته خود به متصرفات ايران در عراقمي تاخت و اموال كشاورزان و دهقانان را غارت مي كرد. آنچه كه او را براياين تاخت و تازها جرات داده بود. در جريان آن جنگ، قبيله "بنوشيبان" و هم پيمانان ايشان، سپاهياني را كه خسرو براي سركوب آنان فرستاده بود مغلوب كردند. "جنگ ذوقار" نتيجه سوء تدبير و غرور خسرو پرويز بود كه در سرتاسر سلطنت او دامنگير ايران شده بود. هم چنين وي جنگ هاي بيهوده اي با "بهرام چوبين" (سردار معروف خود) و "بسطام" (دائي خود) و "هراكليوس"(امپراتور بيزانس) به راه انداخته بود كه به خرابي شهرها و شكست هاي سخت وكشته شدن سرداران نامي و ناخشنودي مردم و بزرگان مملكت منجر گشت. سرانجام، خود نيز به امر پسرش (شيرويه) كشته شد.

    پس از او ، بزرگان ايرانكه از عاقبت انديشي و حسن سياست عاري و پيوسته از راه حسادت و كينه با يكديگر در كشمكش بودند ، نتوانستند بر اطاعت از پادشاهي متفق شوند . چنان كهمعروف است ، طي مدت كوتاهي چندين تن از شاه زادگان را به سلطنت برداشتند وسپس از بين بردند . سرانجام ، چون خطر مسلمانان را به گونه اي جدي و مشهوددريافتند ، به سلطنت «يزدگرد» پسر شهريار رضايت دادند . اما ، اين كار ، هم بسيار دير شده بود ، و هم يزدگرد خود لياقت و كفايت غلبه بر مشكلات را نداشت.
    "مثنا"كه در اراضي مجاور حكومت ساساني با قبيله خود ( بنوشيبان ) اقامت داشت ،از هرج و مرجي كه در داخل ايران و در دربار ساساني روي داده بود نيك آگاهبود و از آن موقعيت استفاده مي كرد . چنانكه ذكرشد ، اراضي كشاورزان و حتاشهرهاي سواد ( عراق ) را پي در پي غارت مي كرد .

    پس از آنكه ابوبكردر خلافت خود مستقر شد، مثني او را به حمله بر قلب مملكت ساساني برانگيختو ايرانيان را در نظر او حقير و ترسو جلوه داد. ابوبكر كه در آغاز از شوكتو قدرت ساسانيان در بيم بود، با سخنان مثني جرات پيدا كرد و خالدبن وليدرا به فتح استان هاي عراق مامور نمود. همچنين، به مثني دستور داد تا ازخالد تبعيت كند و از دستورهاي او پيروي نمايد. خالد نخست نواحي " بانقياء " و " باروسماء " و " اليس " را، و پس از آن ، " ابله" را ، كه در مدخل اروند رود و در محل بصره واقع بود، به دست آورد. در اينراستا، طي جنگ معروف به " ذات السلاسل " سپاهيان ايراني را نيز به سركردگي هرمز شكست داد .

    "اردشير سوم" ، كه پس از پدرش ( شيرويه )به سلطنت رسيده بود، دو سردار ايراني به نامهاي "اندرزگو " و " بهمن جادويه "را با سپاهي مركب از ايرانيان و عرب هاي تابع ايران كه بيشتر مسيحي بودند،به جنگ خالد فرستاد. اما اين سپاه هم در صفر سال 12 ه.ق. از عرب ها شكستخورد. خالدبن وليد در ماه ربيع الاول همان سال شهر حيره مركز پادشاهان حيره (آل منذر، لخمي ها) را كه تابع دولت ساساني بودند، تصرف كرد. مسلمانان در مقابله با دشمنان خود، آنان را در برابر يكي از سه امر مخير مي ساختند: پذيرش اسلامي، پرداخت جزيه، جنگ،چنان كه در فتح نخستين حيره، خالد با گرفتن مبلغي در حدود صدو نود يادويست و نود هزار دينار، با اهل حيره صلح كرد. دهقانان "سواد عراق" منتظربودند كه نتيجه جنگ حيره به كجا خواهد انجاميد. چون حيره به تصرف مسلماناندر آمد، طلب صلح كردند دو هزار هزار دينار جزيه پرداختند. ايرانيان،نواحي ميان حيره و دجله را از دست دادند و چون اردشير سوم در گذشت، ديگركاري نتوانستند انجام دهند .

    سياست خالد در فتح شهرهاي عراق آن بود كه عرب هاي مسيحي را به جاسوسي از ايرانيان برانگيزد. خالد شهر مهم "انبار" را كه در مغرب بغداد در كنار رود فرات قرار داشت تصرف كرد و شهر "عين التمر"را كه حاكم آن از سوي ايرانيان (مهران ، پسر چوبين) بود، تسخير كرد. سپساسراي آن شهر را برخلاف تعاليم اسلامي كشت و فقط چهل جوان نصراني را كهدرس انجيل مي خواندند باقي گذاشت پس از آن، ابوبكر، خالد بن وليد را مامورحركت به سوي شام كرد. خالد هم با نيمي از سپاهيان خود عازم جبهه شامگرديد. خود ابوبكر نيز پس از دو سال واندي در مدينه وفات كرد و بنا بهوصيت او، " عمربن خطاب " به خلافت مسلمانان برگزيده شد .

    در شعبان سال 13 ( ه.ق.) ايرانيان به سر كردگي "بهمن جادويه"، سپاهيان مسلمانان را در موضعي به نام " قس الناطف " شكست دادند. سردار مسلمانان به نام " ابوعبيده ثقفي " نيز در اين جنگ كشته شد. اين جنگ در تاريخ اسلام به نام جنگ " جسر" معروف است. ولي چون دولت ساساني به منتهاي ضعف خود رسيده بود و اختلافبزرگان و سرداران ايراني از حد گذشته بود، ايرانيان نتوانستند از اينپيروزي بهره بگيرند و پس از ترديد و دودلي، يزدگرد پسر شهريار را بهپادشاهي برداشتند و او نيز كسي نبود كه بتواند بناي عظيم دولت ساساني راكه پايه هاي آن سخت و سست و لرزان شده بود از خطر انهدام نجات دهد. بهوارونه "عمر" كه رهبري مصمم و توانا نشان می داد، در جنگ با ايرانيان مصمم تر گرديد. يزدگرد سپاهي بزرگ را به سركردگي " رستم فرخ زاد " مامور مقابله با مسلمانان و جلوگيري از حمله ايشان كرد عمر نيز " سعدبن ابي وقاص " را با سپاهي كه عده آنان به سي و چند هزار مي رسيدبه جنگ با ايرانيان گسيل داشت. در " قادسيه"(واقع در پانزده فرسخي كوفه) جنگ شديدي بين اين دوسپاه روي داد. با آن كهايرانيان مقاومت زيادي از خود دادند، شكست سختي خوردند. با اين شكست بودكه راه تيسفون ( يا مدائن )پايتخت شاهنشاهي ساساني، بر روي مسلمانان باز شد.

    عرب هاي مسلمان نخست در صفر سال 13 ( ه.ق.) قسمت غربي مدائن را كه " وي اردشير " نام داشت متصرف شدند و آن گاه، از دجله گذشتند و به سمت شرقي مدائن كه كاخ معروف پادشاهان ساساني معروف به " ايوان كسري" در آن قرار داشت رسيدند. در اين بين، اموال بي كراني از غارت كاخ هايسلطنتي نيز به دست ايشان افتاد. سپس، مسلمانان در تعقيب يزدگرد و ايرانيانروي به شرق نهادند و در سال 16 ( ه.ق. ) به " جلو لاء " كه در كنار نهر جلولاء منشعب از رود دياله واقع بود رسيدند. در اين راستا سپاه ايران را طي جنگ سختي به سركردگي " مهران راضي" شكست دادند. پس از فتح حلوان و جنوب وشمال عراق به سرتاسر آن مملكت مسلطشدند. بعد از آن، نوبت به خوزستان و لرستان رسيد. عمر در ابتدا نمي خواستاز حدود خوزستان و ماسبذان و مهرگان كدك ( لرستان ) تجاوز كند، اما يكياز مشاورانش او را به تسخير سرتاسر ايران تشويق كرد. وي به عمر گفت: مادام كه پادشاه ايران زنده است، ايرانيان دست از مقاومت بر نخواهند داشت.عمر نصيحت او را پذيرفت و سرداراني را به فتح اياات فارس ( اردشير خره وشابور و استخر و فسا و دارابگرد ) و كرمان و سيستان و مكران مامور كرد .

    عمر در سال 17 ( ه.ق.) "سعدبن ابي وقاص"را مامور كرد تا براي اقامت قبايل عرب كه به ولايت هاي غربي و مركزي ايران( مادبزرگ ) حمله مي كردند، قرار گاهي دائمي پيدا كند. سعد ابتدا شهرانبار را براي اين كار در نظر گرفت، ولي هواي آنجا براي مردم تازیناسازگار بود (به علاوه، سپاهيان از زيادي مگس در زحمت بودند). او پس از بررسي و جستجو، محل شهر كوفهرا براي اين كار برگزيد و زمين هاي آن را ميان قبايلي كه با ايرانيان ميجنگيدند تقسيم كرد . سپاهياني كه از آن پس براي فتح غرب و شمال و مركزايران اعزام مي شدند، از اين شهر و زير نظر حاكم آن بودند .
    در زمان بني اميه سراسر ايران و عراق زير نظر واليان كوفه بود كه از مشهور ترين ايشان، مي توان "حجاج بن يوسف ثقفي" را نام برد. در جنوب عراق هم قرار گاهي براي قبايلي كه ايران را از جنوب مورد حمله قرار مي دادند درست شد، كه همان شهر بصرهاست. لازم به ذكر است كه سپاهيان اعزامي به خوزستان و بهبهان و فارس وكرمان و سيستان و مكران، در اين شهر اقامت داشتند. ايشان ولايت هاي زيرنظر والي بصره را " ماه بصره " و ولايت هاي زير نظر حاكم كوفه را " ماه كوفه " مي خواندند .


    در سال 19 يا 21 ( ه.ق .) فتح نهاوند كه عرب ها آن را در تاريخ فتوحات مسلمانان در ايران " فتح الفتوح " مي خوانند صورت گرفت. يزدگرد سپاه بزرگي از فرماندهان شهرها و ولايت هاي ايران به سركردگي " فيروزان " براي مقابله با مسلمانان فرستاد. " عمر نعمان بن مقرن مزني" را براي مقابله با آنان تجهيز كرد. مسلمانان در نهاوند ايرانيان را شكستدادند اما سردار مسلمانان، يعني نعمان بن مقرن، در اين جنگ كشته شد. پساز فتح نهاوند، همدان نيز به دست مسلمانان افتاد. فتح همدان و قزوين وابهر و زنجان به دست قبايل مستقر در كوفه انجام گرفت. امير كوفه كه در آنوقت " مغيره بن شعبه " بود، سپاهي به فرماندهي "براء بن عازب"فرستاد كه در سال 22 (ه.ق.) ابهر و قزوين را فتح كردند. در زمان حكومتوليدبن عقبه بر كوفه، مسلمانان با مردم گيلان و مغان و طالش ( طليسان )جنگيدند، ولي ظاهرن"موفقيتي به دست نياوردند و فقط زنجان را متصرف شدند

    .
    در سال 21 يا 23 (ه.ق.) مسلمانان در نتيجه جنگ سختي كه با "سياوخش" (پسر مهران ، پسر بهرام چوبين)كردند، شهر مهم ري را به تصرف خود در آوردند. به دنيال فتح ري، قومس (سمنان و دامغان ) و گرگان به دست مسلمانان افتاد. اسپهبد طربستان ناگزير به پيمان آشتي با مسلمانان شد. فتح آذربايجان و مغان و اران نيز، در اواخر خلافت عمر اتفاق افتاد. مسلمانان از راه دربند (باب الابواب) به مملكت خزرها تاختند و تا بلنجر (مركز خزرها)پيش رفتند. مسلمانان نتوانستند در آنجا بمانند و در سال هاي بعد از خزرهاشكست خوردند و سرداران ايشان كشته شدند . يزدگرد پس از جنگ جلولاء به ري واز آن جا به اصفهان وكرمان و خراسان رفت. وي در اين سفر آتش مقدس را بههمراه خود داشت تا آن كه در مرو، آتش گاهي براي اين آتش مقدس بنا كرد.

    عمر ، " احنف بن قيس"را مامور فتح خراسان كرد . او از راه طبس به هرات رفت و از آن جا روي بهشهرهاي ديگر خراسان نهاد . يزدگرد از پادشاه سغد و خاقان ترك و خاقان چينتقاضاي كمك كرد و با كمك خاقان ترك و مردم فرغانه و سغد ، وارد بلخ شد.احنف با سپاهيان بصره و كوفه به رويارويي سپاه ترك شتافت . تركان از ياريبا ايرانيان سرباز زدند. يزدگرد ناچار از جيحون گذشت و به فرغانه رفت . پساز آن ، باز به خراسان بازگشت و عاقبت بعد از سال ها در سال 31 ( ه.ق.)كشته شد.

    پس از كشته شدن عمر در سال 23 ( ه.ق.) عثمان به خلافت رسيد. او " ابوموسي اشعري " را از حكومت بصره معزول كرد و " عبدالله بن عامربن كريز " را كه جواني بيست و پنج ساله بود والي بصره كرد. عبدالله بن عامر شورش مردم فارسرا در خون فرونشاند و استخر و اردشير خوره و دارابگرد را دوباره به دستآورد . هم چنين اميراني را بر شهرهاي خراسان و كرمان و مكران و سيستانتعيين كرد و خود براي سركوب قيام مردم خراسان حركت نمود . احنف بن قيسرا هم مامور فتح ولايت هاي جوزجانان و طالقان و فارياب كرد . احنف اينولايت ها را يكي پس از ديگري به تصرف درآورد . عبدالله بن عامر قيام مردمكرمان و سيستان را به شدت سرکوب کرد و عامل وي ، تا زابلستان و كابل پيشرفت.

    دنباله دارد... .

  2. #2
    کاربرسایت مرداویز آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۵
    نوشته ها
    372
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: تاريخ ايران پس از اسلام

    بنام خدا
    خلافت امويان و عباسيان
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    پس از شهادت «حضرت علي(ع)» در رمضان سال 40 هجري و خلافت كوتاه مدت حضرت «امام حسن (ع)» و صلح او با "معاويه"،خلافت بر معاويه بن ابي سفيان كه از خاندن بني اميه بود مسلم گرديد.معاويه از سال هاي پيش ، يعني تقريبن از همان اوايل فتح شام و فلسطين ازسوي عمر و بعد از سوي عثمان، والي دمشق بود. وي، پايه هاي حكومت خود رادر شام استوار ساخته بود. به همين سبب، توانست پس از قتل عثمان با حضرتعلي (ع) مخالفت كند و در برابر او بايستد. سرانجام، پس از جنگ صفين وضعف قواي كوفه، حكومت خود را بر مصر نيز مسجل سازد. پس از آنكه معاويه بهخلافت رسيد، تحكيم اساس حكومت بني اميه را آغاز كرد و براي پسرش "يزيد"، از بزرگان و اشراف به استثناي چندتن از جمله ، «حسين بن علي (ع )» و«عبداله بن زبير»بيعت گرفت. او در سياست خارجي هم موفق بود و بر متصرفات مسلمانان در ولايتهاي تابع دولت بيزانس افزود. هم چنين، نيروي درياي مهمي نيز در مديترانهبه بوجود آورد. معاويه با جلب افرادي مانند زيادبن ابيه و مغيره بن شعبه وعمرو عاص قدرت بني اميه را در سرتاسر عالم اسلامي بسط داد .

    اگرچه اين بسط و استحكام به قيمت زيرپا نهادن بسياري از اصول اسلامي، از جملهارثي ساختن خلافت و تبديل دستگاه خلافت به سلطنت و پادشاهي و تعيين مبلغانبراي تحقير و توهين خاندان حضرت رسول اكرم (ص) و غير آن تمام شد. معاويهدر سال 60 هجري از دنيا رفت و خلافت پسرش يزيد با كارهاي خلافي، از قبيلقتل حسين بن علي ( ع ) و محاصره مكه آغاز شد ولي مدت زيادي به طولنينجاميد و سرانجام يزيد در سال 64 هجري مرد. . پس از وي در نتيجه حوادثيخلافت بني اميه به شاخه " مروانيان " انتقال يافت .

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    "عبدالملك بن مروان" پس از كشتن عبدالله بن زبير، خليفه مسلم و بلامنازع گرديد . هم چنين ، با مسلط ساختن مرد سفاك آهنيني مانند "حجاج بن يوسف ثقفي"، حكومت بني اميه را استحكامي تازه بخشيد. حكومت اسلامي در زمان خلافت" عبدالملك" و "وليدبن عبدالملك"، به منتهاي وسعت خود رسيد. "قتيبه بن مسلم باهلي"سردار حجاج، بلاد شمالي خراسان و خوارزم و ماوراءالنهر و سغد را كه مركزآن سمرقند بود فتح كرد و تا نزديكي هاي كاشغر پيش رفت. هم چنين، در زمانحجاج ايالت «سند» هم فتح شد. در جانب مغرب، مسلمانان تا سواحل اقيانوس اطلس پيش رفتند و "اندلس"(جنوب اسپانيا ) را متصرف شدند. طي خلافت نود ساله بني اميه، اوضاعاجتماعي ايران دگرگون شد و اكثريت عظيم ايرانيان، دين اسلام را پذيرفتند.اما، ايرانيان تحقير و توهين سرداران عرب را كه از خود حكام بني اميهالهام مي گرفتند تحمل نكردند. مردم خراسان با استفاده از خصومت ميان قبايلعرب حاكم بر خراسان و ماورالنهر، جانب داعيان و مبلغان بني عباس راگرفتند. بني عباس به سبب خويشاوندوي نزديك تر با حضرت رسول اكرم (ص )خود را براي خلافت و حكومت شايسته تر مي ديدند.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    در اين راستا، «ابومسلم»سردار ايراني توانست با حمايت ايرانيان و قبايل عرب مخالف، حكومت بني اميهرا سرنگون سازد و عباسيان را به قدرت برساند. بني اميه در زمان حكومتعبدالملك و وليد و هشام ، تنها در اثر توفيق در فتوحات شرق و غرب و سياستداخلي مبني بر فشار بسيار زياد بر طبقات مردم، توانستند به حكومت خودادامهدهند. فشار حكام و واليان تعيين شده از سوي آنان، مردم عراق و ايران راناراضي ساخت. هم چنين، بي اعتنايي بعضي از آنان به اصول دين اسلام موجباتناخشنودي اهل دين و تقوا را فراهم آورد. سياست مالي و اداري آنان نيز درسرزمين هاي مفتوح و مغلوب موفق نبود. مهم تر آنكه طرف داري آنان از عصبيتعربي و تحقير ملل مغلوب كه همه را موالي (يعني بندگان)خود مي دانستند، بهتدريج مايه هاي عصيان و قيام را به خصوص در ايران و خراسان فراهم ساخت.سال 132 هجري، پايان حكومت نود ساله بني اميه و آغاز حكومت بني عباس است.از اين سال، خلافت و قدرت شرعي و صوري ايشان در حدود پانصد سال ادامهيافت. لازم به ذكر است كه قدرت واقعي ايشان، گاهي به حدود عراق و بينالنهرين محدود مي شد و حتا، گاهي در خود بغداد نيز از قدرت و اعتبار محرومبودند .

    اگر چه منصور – خليفه دوم عباسي – با قتل " ابو مسلم خراساني" ناسپاسي خود را به اين سردار بزرگ ظاهر ساخت، ولي براي استوار ساختنقدرت خود از اين كار ناگزير بود. با قتل ابومسلم، نه تنها نفوذ ايرانيانكه آغاز شده بود از ميان نرفت، بلكه با ورود دبيران و وزيران ايراني دردستگاه خلافت عباسي، نفوذ فرهنگي و سياسي ايرانيان گسترش بيشتري نيز يافت.قتل "برمكيان" هم كه ازخاندان اصيل ايراني بودند، نتوانست جلو آن نفوذ را بگيرد درقرن سوم هجري،عنصر مهم ديگري وارد حكومت اسلامي شد. آن عنصر مهم، "تركان"بودند كه به صورت غلامان جنگي در دستگاه حكومتي وارد شدند و به تدريج،قدرت نظامي را از قوم غالب عرب گرفتند. اين نفوذ تا بدان جا ادامه يافت كهعزل و نصب خلفا هم به دست آنان انجام مي گرفت و هيچ خليفه اي بي رضايتايشان، نمي توانست كاري بكند .

    اين قدرت غلامان ترك در قرن چهارم متوقف شد و قدرت سياسي و نظامي به دست "ديلميان" كه ايراني بودند افتاد. با آمدن سلجوقيان،قدرت نظامي و سياسي تركان در عالم اسلامي، به طور قطع مسلم و مسجل گرديد.در اين زمان، ايرانيان به اداره امور مالي و ديواني دستگاه هاي حكومتيپرداختند. اما، فرهنگ نوپا و نوبنياد اسلامي به صورت عمده در دستايرانيان بود. اگر چه ماده اصلي آن، قرآن و حديث و زبان عربي و ماده مهمفكري آن يوناني بود. اما پرچم داران اين فرهنگ در همه شاخه ها ايرانيانبودند. ايرانيان با اتكاء به فرهنگ قديم و با اتكاء به گذشته نيرومندسياسي، مليت خود را در داخل حكومت اسلامي حفظ كردند. ايشان بر خلاف مللمغلوب ديگر ، نه تنها در مليت تازی مستهلك نشدند، بلكه ادبيات ملي بسيارغني خود را نيز به وجود آوردند .

    نامه ای از معاویه درباره ایرانیان به برادر خوانده خود زیادبن ابیه - متن نامه در ناسخ التواریخ موجود است.

    " اکنونمی رسیم به این قومی که بنام موالی در میان امت اسلام به سر می برند و قومعجم نام دارند. گوش کن زیاد! این مردم را باید ذلیل کرد. باید به همانروشی که عمر بن خطاب آنهارا می کوبید، طوری کوبیدشان که هرگز نتوانند سر بردارند. اینها جز باسیاست عمر بن خطاب اداره شدنی نیستند. از عطایشان که حق عمومی اتباع اسلاماست تا می توانی بکاه. در تقسیم خواربار تا می توانی از سهم شان کم کن. درجبهه جنگ آنها را در صفوف مقدم بگمار تا زودتر از دیگران هدف دشمن تازهنفس قرار گیرند. سربازان آن ها را به کار جاده سازی و هم وار کردن راه هاو کندن درخت ها و تسطیح بیشه ها بگمار و سعی کن هر چه دش واری و عذاب باشدنصیب این اعاجم شود. کاری کن که سنگینی بارها بر دوششان هر چه بیشتر فشارآورد. زیرا که اگر جز این باشد هوای عصیان خواهند کرد.

    مراقب باش که این اعاجم هر قدر هم صالح و متقی باشند، بر صفوف جماعت در نماز پیشنمازی نکنندو در نماز جماعت در صف اول قرار نگیرند، مگر آنکه عده اعراب برای تکمیلصفوف کافی نباشد. و هر چقدر هم در فقه و قرآن دانشمند باشند، بر مسند قضا ننشینند. و بر هیچ شهری از شهرهای اسلام والی و یا حاکم نشوند،و در معابر هر قدر هم مقامشان بالا باشد بر عرب هر چند هم پست و فرومایهباشد تقدیر نجویند و در ازدواج حق زناشویی با زن عرب نداشته باشند، امامردان عرب حق همسری با زنان فارسی را داشته باشند. این ها همه سیاست عمر رضی الله عنه است و عمر شایسته است از امت محمد صلی الله علیه و خاصا از بنی امیه شایسته ترین پاداش را ببیند.
    با این همه عمر اشتباهاتی نیز داشت. مثلن می بایست قوانین و نظاماتی به وجود آورده باشد که برای همیشه اعاجم را در برابر عرب ذلیل و خوار نگار دارد.اگر از ایجاد نفاق در میان امت اسلام پرهیز نداشتم، همین امروز مقرر میداشتم که اگر یک عجم ، عربی را بکشد، محکوم به قصاص یا دیه کامل باشد، ولیاگر عربی یک عجم را بقتل رساند از قصاص معاف باشد و دیه را نیز نصف پرداختکند. به هرحال از هم امروز که این نامه بدست تو می رسد، این عجم ها را هرچه بیشتر ذلیل کن، به آنان توهین کن، آنها را از پیشگاهت دور دار، از آنان در رتق و فتق امور کمک مخواه، و به درخواستها و حوائجشان اعتنا مکن.
    ازاین سخن که بگذریم، بگذار نامه ای را برایت نقل کنم که عمر بن خطاب برایوالی بصره ابوموسی اشعری فرستاده بود. در زمانی که تو به سمت منشی حکومتدر زیردست این مرد اشعری خدمت می کردی، همراه این نامه ریسمانی به طول پنجوجب بود که هر چه حکایت بود در آن ریسمان بود. زیرا عمر در آن نامه بهفرمان دار بصره دستور داده بود که به موجب این نامه مردان بصره را احضارکن و در میان آنان از موالی و اعاجم هر کس را که طول قامتش به اندازه اینریسمان رسید گردن بزن. این نامه را ابن ابی معیط خوانده و یادداشتی هم ازآن برداشته بود. و به طوری که نواده او "ولید بن عقبه"برای من حکایت کرد، ابوموسی اشعری در کار خود درمانده بود که آیا فرمانعمر را اجرا کند یا درباره آن مطالعه بیشتری به عمل آورد. و نیز نقل کردکه چون ابوموسی با تو در این باره مشورت کرد، تو وی را از اجرای این فرمانبازداشتی و توصیه کردی که فرمان امیرالمومنین عمر دوباره به خودشبازگردانده شود تا شخصن در فرموده خود تجدید نظر کند. و تو چون به خیالخود غم تیره بختان و بیچارگان می داشتی در پیشگاه خلیفه به التماس درآمدیتا او را از خون اعاجم (ایرانیان) بازگردانی، و بدو گفتی که این قتل عامبه نا حق، همه اعاجم را خواهد برانگیخت و همین امیرالمومنین عمر را ازعقیده اش بازگردانیدی.

    ای برادر، ای زیاد بن ابی سفیان، تو وی رااز این کار بازداشتی و ما را همچنان در خطر گذاشتی. لااقل اکنون تا دیرنشده است از خواب غفلت برخیز! تا فرصت از دست نرفته است این اعاجم را از میان بردار و ریشه آنها را بسوزان
    ".

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    ترجمه فارسی نامه معاویه از متن عربی آن و به نقل از ناسخ التواریخ مورخ الدوله سپهر در صفحات 86 تا 96 کتاب حسن بن علی جواد فاضل در مجموعه دو جلدی تاریخ چهارده معصوم او به چاپ رسیده است.

    دنباله دارد... .

  3. #3
    کاربرسایت مرداویز آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۵
    نوشته ها
    372
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: تاريخ ايران پس از اسلام

    بنام خدا
    طاهـريان
    205 - 259
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    دولت طاهريان، اولين دولت اسلامي بود كه در دوران خلافت در ايران به وجود آمدو بخش قابل ملاحظه اي از اين سرزمين را به صورت نوع حكومت موروثي محلي ازنظارت مستقيم خليفه بغداد خارج كرد. با اين حال، اين دولت در كسب قدرت وحفظ آن، محتاج به اعمال خشونت در مقابل خلفا نشد. طاهر بن حسين، معروف به " ذواليمينين " كه اين دولت به وسيله وي بنياد شد، از موالي وابسته به قبيله خزاعه از اعراب خراسان بود. طاهر تربيت عربي داشت. خاندانش نيز، ايراني نژاد و فارسي زبان بودند كه از مدت ها پيش درپوشنگ ( فوشنج ) هرات شهرت و قدرت داشتند.

    در اواخر خلافت هارونو دردوره اي كه مامون در خراسان اقامت داشت، طاهر و پدرش حسين مورد توجهمامون واقع شدند. چون طاهر چند سالي بعد در كشمكشي كه بين مامون و برادرشامين بر سر خلافت در گرفت، موفق به غلبه بر سپاه امين و تامين خلافت مامونگشت ( 198 ه.ق.)، در دستگاه خلافتحيثيت قابل ملاحظه يافت. چندي بعد، از آنجا كه رفع اغتشاش هايي كه درخراسان به وسيله خوارج روي داده بود ضرورت فوري داشت، و نيز خليفه همترجيح مي داد قاتل برادر را از پيش چشم خود دور نمايد، ولايت خراسانرا به طاهر تفويض كرد البته، اين تفويض شامل فرمانروايي سيستان و كرماننيز مي شد و مشتمل بر نظارت بر ماور النهر و احيانَن فتوحات اسلامي در آننواحي بود. بدين گونه، قلمرو حكومت طاهر، به قول طبري، از بغداد تادورترين سرزمين هاي شرق را شامل بود. در خراسان طاهر داعيه استقلال يافت وموجب نگراني خليفه گشت. اما بعد از مرگ مشكوك وي كه بلافاصله بعد از حذفنام مامون از خطبه نماز جمعه واقع شد (207ه.ق)خليفه خود را ناچار ديد حكومت خراسان را به پسر وي – "طلحه بن طاهر" –واگذار كند. البته، حكومت خراسان در آن هنگام در واقع تحت سلطه و تصرف ويبود. بدين سان، حكومت خراسان در خاندان طاهر به صورت موروثي در آمد. خليفههم به اصطلاح با قبول حكومت طلحه به صورت دست نشانده، وابستگي آن را بهخلافت بغداد اعاده و تامين كرد .

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    لذا،استقلال حكومت موروثي خاندان طاهر به صورت يك تحول اداري درآمد و شكل يكتجزيه و انفصال سياسي به خود نگرفت. حكومت طلحه هم در خراسان كه به نيابتاز برادرش "عبدالله بن طاهر" منسوب شد، صورت اداري تحول را قابل توجيه ساخت. فرمانروايي طلحه كه شش سالي بيش نكشيد (وفات ربيع الاول 213 ه.ق)صرفمبارزه با خوارج شد. در عين حال، مانند پدر همچنان خراج مقرر را به خليفهمي پرداخت. با اين كار، حكومت خود را از اينكه نوعي طغيان نسبت بهفرمانروايي خلافت تلقي شود، حفظ كرد. در دوران فرمان روايي برادرش،عبدالله بن طاهر (230-213 ه.ق.)، قدرت طاهريان به اوج اعتلاي خويش رسيد. بعد از وفات مامون (218 ه.ق) خليفه جديد " المعتصم بالله "هم،با آن كه به ظاهر از عبدلله دل خوشي نداشت، ابقاي او را در حكومت خراساناجتناب ناپذير يافت. بدين گونه، استقلال طاهريان بعد از مامون نيز، بيتزلزل ماند .

    در پايان عهد او، «سيستان» دچار اغتشاش شد و با اعتلاي "يعقوب ليث"، اين منطقه از قلمرو طاهريان جدا گشت(248 ه.ق.). محمد بن طاهر كه بعد از او به امارت رسيد، طبرستان را هم از دست داد (250 ه.ق.) او چندي بعدبه وسيله يعقوب ليث، مغلوب و اسيرشد (259 ه.ق.) سرانجام با غلبه صفاريان بر خراسان، فروانروايي طاهريان پايان يافت .

    با آن كه بعدها يك بار ديگر نيز حكومت خراسان چندي به او واگذار شد (271 ه.ق.)ولي قدرت طاهريان ديگر در خراسان هرگز تجديد نشد. امارت طاهريان درخراسان اندكي بيش از نيم قرن طول كشيد. مركز فرمانروايي آنان ابتدا در "مرو" بود و سپس به "نيشابور"منتقل شد. از نامه اي كه طاهر بن حسين به پسرش عبدالله در باب آيينفروانروايي نوشت، مي توان مبناي نظري حكومت آنان را دريافت. اين متن دركتاب " بغداد " ابن طيفوروماخذ ديگر نقل شده است. همچنين از دستورالعمل بخش نامه گونه اي كه عبدالله بن طاهر به عمال خود در ولايت هاي تابع فرستاد، كه متن آن نيز در " زين الااخبار " گرديزي آمده است اين امر دريافت مي شود .

    البته لازم به يادآوري است كه در تمامقلمرو آنان با آن كه نام خليفه در خطبه و سكه آورده مي شد، حاكم واقعيامير طاهري بود و خليفه بغداد امكان و مجال اعمال قدرت در امور را نداشت .

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۲۶ فروردین ۸۹, ۱۹:۳۴
  2. پس از مرگم
    توسط HRG در انجمن مطالب سرگرمی وطنز و خنده بازار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۰۸ اسفند ۸۸, ۲۱:۰۸
  3. پس شکرگذار باشیم
    توسط ANDISHEH در انجمن گفتار پراکنده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه ۰۴ دی ۸۸, ۲۱:۰۷
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۲۵ شهریور ۸۷, ۱۶:۵۵
  5. خاطرات ارواح پس از ترک بدن
    توسط hrg1356 در انجمن گفتار پراکنده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۰۶ مهر ۸۶, ۱۲:۵۳

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •