بنام خدا
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
سرسخن

"گراش" شهریاست در جنوب استان فارس و در ۲۶۰ کیلومتری جنوب شرقی شیراز و ۲۱۰ کیلومتریشمال غربی بندرعباس قرار دارد.جمعیت این شهر بالغ بر ۴۹۰۰۰ نفر است.

گراشدر ۲۷ درجه و ۳۹ دقیقه و ۳۵ ثانیه عرض شمالی و ۵۴ درجه و ۸ دقیقه و۱۵ثانیه طول شرقی نصف النهار گرینویچ قرار دارد. شهر گراش در۱۵ کیلومتری «لارستان» که شامل شهرها و روستاهای: «خور، براک، لطیفی، لار و بائن»در استان تاریخی فارس است. این شهر، که در ناحیه گرم و خشک بیابانی جایگرفته، از دریای آزاد ۹۱۵ متر ارتفاع دارد. مساحت دشت گراش بالغ بر ۳۰۰۰هکتار میباشد، که حدود ۶۰۰ هکتار آن را بافت شهری و بقیه را نخلستان، باغها، مزارع کشاورزی و زمین های بایر تشکیل میدهد.

گراش یعنی چه؟

این نام که به گونههای مختلف تغییر پیدا کرده است ودر گذشتههای دور تحت عنوان «گریش» از آن سخن به میان آمده[1]، و با صورت های دیگر زبانی[2] نیز در آمیخته است. "گریش، جریش، گراش و جراش"، در حقیقت حالت گونه تحول یافتهٔ «گرشه» (geresha)است. و گرشه به رگههایی از سنگ های سست آهکی میگویند که طبقه مانند برروی هم قرار میگیرند. بنابر این با توجه به رگههایی که هم اینک نیز در«کلات»قابل دیدن است، نامگزاری بدین نام قابل توجیه مینماید. این شهر با دومحله بزرگی که محلههای کوچک تر را در خود جای داده، در دو سوی شهر گراشگسترده شده است: محله "بله لئز" (برق روز) و "ناساگ".

تاریخ "گراش"

تاریخ هر شهر و کشوری با پیدایی مدرک مکتوب آغاز میشود. از این نظر تاریخ این شهر به «قرن سوم هجری» بر میگردد؛[3](آنگونه که از شواهد پیداست گراش از جمله مناطقی بوده که مقاومت طولانی ای دربرابر اعراب از خود نشان داده است،و برخی از آنان از همین روی به هندوستانمهاجرت نمودند. – مرداویز) یعنی هنگامی که "امیر محی الدین"، از سوی سید عفیف الدین، شاه زندو، برای فتح «قلعهٔ گراش»و دعوت فرمانده و ساکنان اش به اسلام، ره سپار میشود. هر چند ازمدارکباستانی و مطالعهٔ گور ها ، مکان ها و سنگ نوشتههای بدست آمده میتوانپیشینه ی گراش راتا سده های پیشین نیز گسترش داد، اما آنچه از این اسنادتاریخی میدانیم، چندان زیاد نیست. تنها میتوان به این نکته اشارت کرد که گراش اولیه در حوالی دشت های مجاور بوده است،چراکه هنوز برکهها ویرانههای خانهها و چاهی سنگ چین شده به صورت طولی،نشان از حضورساکنان اولیه در دشت میدهد. این چاه، که در دره ی "دشت زیتون" (خاگزیت) قرار دارد در دل سنگ هاحفر شده، گران بهاترین هدیه آسمانی را ازژرفای خاک به کام تشنه ی زندگانی میرسانید. با این همه از قرن سوم تا ششمهجری، از این سرزمین، گزارش مکتوبی بدست نیاوردیم و دیرینگی آن رابایدمدیون سفر «شیخ دانیال» از گراش به خنج باشیم که خودمنشا تاریخی برای این دیار شده است. شیخ دانیال در پی تحول درونی و روحیهی عزلتگزینی و عدم تمایل به امور دنیوی، در نیمه دوم قرن ششم هجری، ازگراش به "خنج" راه میسپاد:

«... و شیخ دانیال داشت و مردی حاجی بود و صالح و پرهیزگار و زراعت کردی واو از دیه «گریش» بود، نزدیک «هنگ» و او را هفت فرزندبود. کوچک ترینفرزندان، دانیال بود... چون مدتی بگذشت، بعد از آن دانیال از دیه «گریش»از پیش پدر و برادران بیرون آمد و روی در هنگ (خنج) نهاد.»

گذشتهاز این آثار مکتوب که هم چنان جزو اسرار باقی مانده است. در یادداشت هایمسافرانی که رسم تجربه اندوزی از شهرها و روستاهای خشن و سرسخت آنروزگاران عبور کردهاند، نام گراش نیزبه چشم میخورد. "حاج زین العابدین شیروانی" که از گراش دیدن کرده است مینویسد:

«گراش،بر وزن فراش قلعهای است خدا آفرین، در یک منزلی خطهٔ لار واقع، و آن یکقطعه کوه به شکل مخروطی و اطرافش واسع است و آن مانند تل بزرگی است از تحتالی فوق عمارت است وقرب هفتصد باب خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست.آبش بسیار کم و اکثر اوقات آب باران در برکهها ذخیره نموده، به مصرفرسانند. هوایش به غایت گرم و نخلستان فراوان دارد ومردمش شیعی مذهبهستند.»

مسافران و تاریخنگاران دیگری نیز از گراش و قلعه مستحکم آن کلماتی نگاشتهاند . "اعتماد السلطنه"مینویسد:«قریهای از قرای بلوک لارستان فارس؛ به این معنا که تل مخروطیبسیار مرتفعی است. در اطراف این تل خانه ساختهاند. خانه کدخدای «جراش» که غالبن مرد معتبر و با ادعایی است درقلعه تل میباشد...» میرزا محمد حسن فسایی نیز چنین نگاشته است: «قلعهگراش، کوه کوچکی است به قریه گراش، ناحیه مضافات شهر لار، پیوسته آبش ازآب انبار بارانی است. به ده تفنگچی، پنجهزار نفر دشمن را دفع کند.»

از نوشته "فارسنامه ناصری" میتوان نتیجه گرفت که گراش در گذشته به گونه قلعهای نظامی بوده، و قابلیت های ویژهای نیز داشته است.اما اینکه این قلعه ی سر بر آورده از دشت و تک افتاده، چرا و به چه تناسبیباید این گونه توصیف شود؛ به حاکمیت و صدارت خان های قدرتمندی بر میگرددکه امورسیاسی، نظامی و اجتماعی منطقه را در برههای از زمان زیر نفوذ خودداشتهاند. با توجه به اطلاعات موجود ، خان های گراش از اواخر دوره افشاریه نفوذزیادی بر منطقه داشته،حتی به قلمرو حکم رانان همسایه نظیر بستک، جویم، بیدشهر و اوز نیز دستیازیدهاند. موقعیت استراتژیک این قلعه، لزوم استحکامات در برابر متجاوزانو هم چنین تمایل حکام به خود مختاری، قلعه گراش را مکانی مناسب برای ابرازچنین خواستههایی ساخته بود.

"علاءالدوله"، در "تاریخ لارستان" مینویسد:«اینقلعه دارای سه قلعه فوق هم بوده که قلعه اول محل سکونت مردم قریه گراش درآن بوده و قلعه دوم محل تفنگ چیان و مستحفظین قلعه سوم آن محل حکومت حاکمگراش و خانواده اش بوده است. این قلعه دارای هشتاد آب انبار و مسجد و حماموعمارت عالیه و مامن و پناهگاه مردم لارستان بوده است که در زمان رضاشاه [4] آن قلعه خراب گردیده است»

تاريخچه مذهبی و فرهنگی

پس از مهاجرت "شیخ دانیال" [از گراش] به خنج چراغ فرهنگ این سرزمین به خاموشی گرایید تا حدود ۱۳۰ سال پیش که نخستین مدرسه ی علمیه توسط ده باشی "حاج اسدالله"،ساخته میشود. پس از آماده سازی مدرسه با چهارده حجره، به مبارکی نامچهارده معصوم، در زمان مرحوم میرزای شیرازی، ده باشی اسدالله به نجف ره سپار میشود تا به منظور تعلیم و تربیت مردم و رتق و فتق امور دینی، استادی به گراش دعوت کند. بدین ترتیب مرحوم "شیخ علی رشتی" از نجف به گراش تشریف فرما میشود. با حضور پربرکت مرحوم شیخ علی رشتی، که از بزرگان علم و تقوا به شمار میرفت،«مدرسه علمیه ی اسدی گراش» فعالیت خود راآغاز میکند و مرحوم شیخ به ترویج مبانی اعتقادات اسلامی میپردازد.

پساز پنج سال، مرحوم شیخ علی رشتی، گراش را ترک میکند و به لار میرود.امروزه پس از گذشت بیش از یک سده هنوز آثار ارجمند حضورمبارک شیخ در جایجای این شهر تشنه ی علم به چشم میخورد. توجه بیش از حد مردمان به مبانی واحکام دبن، تابناکی نور قرآن در قلب مردم و بزرگ داشت شعایر اسلامی،نتیجهٔ زحمات حضرت ایشان بوده است. چراغی که شیخ علی رشتی برافروخت،بعدهاتوسط روحانیون بومی این سرزمین، مرحوم سید عباس، مرحوم سید محمود معصومی، مرحوم سید مرتضی سعادت، مرحوم شیخ علی اصغر رحمانی و دیگر روحانیون، زنده نگاه داشته شد.

نخستین آموزش گاه رسمی در سال ۱۳۱۹در محل مدرسه علمیه اسدی- مدرسه علمیه چهارده معصوم کنونی – گشایش یافت ودر همان سال پانزده دانش آموز را جذب کرد، اما اینک گراش با پنجاه واحدآموزشی، نزدیک به نه هزار دانش آموز را در خویش گنجانیده است.(مدرسه ابدی نیز از نخستین مدرسه هایی بود که در گراش توسط حاج اسدالله ابدي عظيم زاده تاسیس شد.و علیرغم چندین بار بازسازی هنوز به فعالیت خود ادامه می دهد. مرداویز)

علاوهبر کتاب خانههای شخصی عالمان شهر، کتاب خانههای دیگری نیز درگراش ازمختصر رونقی برخوردارند، که میتوان به کتاب خانههای امام حسن عسگری (ع)،مدرسه علمیه چهارده معصوم (ع)، مسجد صاحب الزمان(ع) و نیز کتاب خانه عمومیگراش، اشاره کرد این کتاب خانه،که در سال ۱۳۵۲ شمسی به همت یکی از نیکوکاران شهر ساخته شده، بالغ بر پنج هزارکتاب را به علاقه مندان و اعضا عرضه میدارد. البته این مجموعه، با توجه بهروند رو به افزونی جمعیت، برای رفع نیازهای علمی- فرهنگی دانش پژوهان قابلتوجه نیست و احداث مکان وسیع تر ضروری مینماید. که خوشبختانه بانی نخستینآن دیگربار پای عرصه خدمت نهاده، در امر نوسازی کتاب خانه پیش قدم شدهاست. نیکوکاری های مردم ریشه درفرهنگ جامعه دارد. فرهنگی که ثمرهٔ خلوصنیت و همت طاقت سوز عالمان پیشین بشمار میرود. در سایه تلاش هایآموزگاران وارستهٔ دین، اینک بالغ بر شصت و چهار مسجد وحسینیه فعال در شهر وجود دارد این مکان های مقدس در برپایی سوگ واری ها،مجالس روضه خوانی، گردهمایی های قرآنی و روایی و بزرگ داشت آیین های الهینقشی شایسته داشته، روح انفاق، دست گیری از فرودستان، عزت نفس و قناعت؛ درجامعه میپراکنند. بدین ترتیب گراش مردمانی پیش رو و پیش قدم در کارهایخیر دارد، و به جرات میتوان گفت که بیش از ۹۰٪ (نود درصد) از ساختمان هایاداری، آموزشی، بهداشتی، درمانی و بناهای عمومی دیگر به همت عالی مردمساخته شده است. حسینیه اعظم و بیمارستان امیرالمومنین(ع) از نمونههایبارز این آثار خیریه و عام المنفعه شمرده میشود، که توسط «شیخ احمد انصاری» ساخته شده است.

علاوهبر این روحیهٔ ایثارگری مردم در سال های جنگ تحمیلی بیش از بیش آشکارگردید. میزان پرداخت های نقدی گراشیان در این جهاد به اندازهای بود که "حضرت آیتالله خامنهای"، در یک سخن رانی از ایثارگری های این شهر کوچک تقدیر به عمل آوردند. شهیدان حماسه بزرگ، در دو گل زار شهدای ناساگ و برق روز، امروز در دل خاک خفتهاند تا آینده گان را سرانجامی سپید باشند.
برخی از اماکن دیدنی گراش
"قلعهٔ گراش" (همایون دژ)

[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

این قلعه که در حال حاضر، فقط مخروبههای آن باقی است. بر روی تل بزرگی به ارتفاع ۱۰۷۰ متری، از سطح دریا، بنام «کلات»قرار دارد که شهر گرداگرد آن، توسعه یافته است. این قلعه نظامی، یکی ازنقاط مهم منطقه بوده که ساخت آن، مربوط به دورههای مختلف تاریخی بودهاست و در زمان حکومت "فتح علی خان گراشی"، بیگلربیگی لارستانو بنادر (متوفی ۱۳۱۲ ه. ق) در درگیری خان گراش با قشون دولتی، تخریب شدهاست. مصالح بکار رفته در این قلعه شامل: سنگ، ملاط گچ، ملاط ساروج و کاشیاست. قسمت پایین این قلعه که فضای وسیعی را شامل میشود، با حاری کوتاه،جهت سنگر گیری و دفع مهاجمان، محصور بوده است و در این قسمت نیزمخروبههای تعدادی آب آنبار به چشم میخورد. توصیف این قلعه، در کتب وسفرنامههای سیاحتگران نیزآمده است که نمونههایی از آن، در قسمت تاریچهگراش ذکر شد.

علأالدوله در تاریخ لارستان مینویسد:

"اینقطعه، دارای سه قلعه فوق هم بوده که قلعهاول محل سکونت مردم قریه گراشبوده و قلعه دوم، محل تفنگچیان و مستحفظین قلعه و قلعه سوم آن محل سکونتحاکم گراش و خانوادهاش بوده است این قلعه دارای (هشتاد) آبانبار، مسجد،حمام، عمارت عالیه، مأمن و پناه گاه مردم لارستان بوده که در زمان رضاشاه،آن قلعه خراب گردیده است".

[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

قلعه شامل :چند باب خانه، مسجد، حمام- در قسمت غربی نارنج قلعه با کاشیهای لاجوردیلوزی شکل به ابعاد ۱×۹ و ۲×۹ سانتيمتر، زندان و چندین آبانبار ساروجیاست. در سمت شمالی قطعه خانهای بزرگ که به حاکم وقت تعلق داشته و بهنارنج قلعه موسوم بوده با دو برج دیده بانی در قسمت شمالیو اطاقهای آینهکاری درقسمت شرقی بنا وجود داشته در سمت جنوبی قطعه، بالای در ورودی، برجیبنام «برج بارگاه» نیز وجود داشته".

"تپه گال"

تپهایاست، سنگی با خاکی قرمز رنگ که اکنون در سمت جنوب غربی شهر واقع است واطراف آن را نخلستانها پوشش میدهند. آثار وبناهای برجای مانده از گذشته،در پیرامون این تپه، نشان دهنده وجود آبادی و سکونت مردمانی است که به احتمال قوی، ساکنان نخستین گراش بودهاند.پیوستگی آثار و بناهای برجای مانده از دو سوی این تپه در جهت جنوب غربی تا ابتدای دشت بالا و در جهت جنوب شرقی تا محله فخی (fakhi).ادامه دارد و دست ساختههای سنگی و سفالی با قدمت بیش از چهارصد سال که دراین نواحی پیدا شده است، خود گویای وجود زندگی متفاوت با زندگی مردم گراشدر سده های اخیر است و بنا بر اقوال، ساکنان این آبادیها، از پیروان آیین زردتشتی یا به اصطلاح امروزی مردم گراش- گاور(گبرها) بودهاند که باگذشت زمان به «هندوستان» و کشورهای حوزه خلیج فارس، مهاجرت کردهاند.

"برکه اسدالله"

این آبانبار، در سال (۱۲۸۶ ه ق.) به همت "حاج اسدالله" فرزند ده باشی کربلائی، علیرضا گراشی ساخته شده است و پس از برکه کل(berka-e-kal) (گنج البحر) بزرگترین آبانبار گراش استاین آبانبار داری شش دهنه و دو مجرای ورودی و یک مجرای خروجی آب است کهساخت مخزن و طاق مجراهای ورودی و خروجی از سنگ و ملاط ساروج استفاده شده،و در دیوار بدنه (شاوره)، طاق دهنهها و سردرها سنگ و ملاط گچ بکار رفتهاست که در بعضی از سردرها با گچ تزیینات مقرنس کار شده است. طاق دهنهها وسردرها، به شکل تیرهدار است و طاق مجرهای ورودی و خروجی آب که سطح پایینتر از سایر دهنهها و اندازه آنها نیز کوچک تر است به شکل هلالی ساخته شدهاست که دو مجرای ورودی در سمت شمالی و دو مجرای خروجی در سمت جنوبی تعبیهگردیده است.

سقف آبانبار، به شکل گنبد عظیمی است که بر روی آن بامصالح سنگ، ملاط گچ و اندود ساروج، گرفته شده است و سنگ پلههای (pakona)آن در بدنه شرقی تا انتهای مخزن ادامه دارد. در بالای طاق یکی از سردرهاسنگ اوحی نصب گردیده و ابیاتی که شخص بانی سروده بر روی آن حک شده است:
این بنا از تابستان (۱۳۸۰)، از سوی میراث فرهنگی، در شمار آثار ملی به ثبت رسیده است.

"مسجد آخوند"

[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

یکی از کهن ترین مساجد بجامانده در گراش واقع در محله "ناساگ" (nasag) است که توسط "شیخ عبدالحسین" و برادرش "شیخ محمد باقر"، بنا شده است. این مسجد دارای دو سنگ لوح می باشد: یکی مربوط به بنای مسجد که سال ساخت این بنا، طبق تاریخ ذکرشده در( ۱۰۴۵ ه.ق)توسط حاج زینا آخوند و پسرش ابراهیم انجام شده است. سالن این بنا، دارایطاقهای تیزه دارای است که بر روی چهارستون حمال در چهار بر آن قرار گرفتهاست و در چهار ظلع سالن طاق نماهایی در مقابل هر کدام از طاقهاساخته شدهاست. شبستان مسجد نیز دارای چهارستون دایرهای شکل با طاقهای هلالی درجهت شرقی، غربی و سقفی هلالی شکل است و حیاط آن دارای کلی نا منظم در جهتشرق بنا ساخته شده است، این بنا شامل:سالن اصلی، حیاط و شبستان است.

"بقعه شیخ عبدالله"

این مکان که از بزرگ ترین بقاع متبرکه گراش محسوب میشود، در مرکز شهر قرار دارد که بنا بر اقوال (قدمگاه شیخ عبدالله انصاری) است. اولین گنبدی که برای این بقه ساخته شده است، گنبدی به شکل هرم هشت وجهی با کاشیهای سبز رنگ بوده است که توسط فتح علی خان گراش و بیگلر بیگی لارستان و بنادر (متوفی ۱۳۱۲ ه.ق.)احداث شده است و به علت فرسودگی در دهه (۱۱۳۰ ه.ش) توسط ا... قلی خانمقتدری، گنبدی به شکل هرم چهار وجهی با کاشیهای آبی رنگ، بر روی این بقعهتجدید بنا گردید؛ همچنین ضریح چوبی آن به همت قهرمان خان اقتداریساخته شد. در سال ۱۳۷۴ (ه.ش) بنای قبلی آن به طور کامل تخریب شد و نمایگنبدی کاشی کاری شده و نمای آجری به همت حاج ابراهیم بازسازی شد.





"برکه کل" (گنج البحر)

[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

این آبانبار، یکی از عجیبترین، باشکوهترین و به احتمال زیاد، از بزرگترین آبانبارهای ساخته شده در ایران است.متاسفانه هیچ نشانی از کتیبه یا نوشتهای بر ساختمان این بنای عجیب وجودندارد و اگر در گذشته وجود داشته. اکنون به طور کامل نابود شده است.
برکه کل در محله مصلا واقع شده و به همت حاج اسدالله فرزند ده باشی کربلایی، علیرضا گراشی و توسط "استاد حسن شیرازی" ساخته شده است که بنابر اقوال، تاریخ ساخت آن بعد از آبانبار کشکول، حدود سال (۱۲۹۰ه. ق) بوده و سقف گنبدی شکل و عظیم آن به علت تامشخصی پس از مدتی ریزش کرده است.

مخزن آن. همانند اکثر آبانبارهای موجود، دایرهای شکل بوده و مصالح بکار رفته در آن از ساروج است.و این نکته قابل توجه است که برای آسان تر شدن آب کشی از آن، قطر تهآبانبار، به اندازه حدود یک متر بیشتر از قطر بالای آن شده است. دیواربدنه (شاوره) که بر روی کف در گاههای ورودی، دارای قطر ۲۰.۱ متر و باافزایش ارتفاع و شروع قوس گنبدی به ۲ متر میرسد. هم چنین طاقهای سردرهاو دهنههای آبانبار که به شکل تیزهدار هستند، با مصالح سنگ و ملاط گچساخته شده است و فقط طاقهای مجراهای ورودی و خروجی آن که مانند دیگر طاقها تیزهدار است از سنگ و ملاط ساروج تشکیل شده است و سنگ پلههای این آبانبار، در قسمت شمالی بدنه قرار دارد.
این بنا از تابستان (۱۳۸۰) از سوی میراث فرهنگی کشور در شمار آثار ملی به ثبت رسیده است.

منبع:کتاب «سیمای لارستان»
از:گراش
تنظیم،ویرایش:مرداویز.م


یادداشت:

[1]- بهدرستي معلوم نيست كه نام اين شهر را بر چه اساسي گراش نهادهاند. زيرااقوال مختلفي در اين باره وجود دارد كه در پايين به بعضي از آنها اشارهميكنيم:

1- گراش (GARASH) بر وزن و به معني خراش است كه ازخراشيدن است و به معني پريشان و پراكنده نيز است كه گروهي اعتقاد بر ايندارند كه اين آبادي در زمانهاي گذشته صرفن در محل گراش امروزي نبوده بلكهتشكيل يافته تشكيل يافته از چند آبادي پراكنده بوده كه امروزه آثاري هرچند اندك كه از آنها به جاي مانده قابل مشاهده است.
اين آثار عبارتند از:
- تپهاي به نام گال (GAL)
- تنگهاي به نام خاگ زيت (KHAG-E-ZITE)
- وجود آثار قبر و ساختههايي از سنگ و ملات گچ در پايين دامنه كوه سياه در دشت بالا، واقع در جنوب غربي شهر.
2-گراش، بر گرفته از لفظ گرشه (GERESHA) است كه در زبان محلي، به نوعي ازسنگهاي رسوبي آهكي (مارن) گفته ميشود و اين نوع رسوبات كه به رنگهايسبز و قرمز هستند، كم و بيش در ارتفاعات پیرامون گراش و هم چنين در مركزشهر گراش كوه كلات (KALAT) به چشم ميخورد.
3- عدهاي نيز اعتقاد دارندكه نام کهن اين آبادي، (گبراش) بوده و گبر به معني غيرمسلمان (زردشتي) استوبراین باورند كه چون اين سرزمين جایگاه عدهاي گبر(زردشتی) بوده است، درنتيجه گبراش به معني سرزميني است كه گبر نشين بوده و سپس عدهاي پس ازاستيلاي اسلام بر اين مناطق به كشورهاي حوزه خليج فارس و برخی از آنها بههندوستان مهاجرت نمودهاند.(برگرفته از تارنمای علی اصغر حسنی)


[2] – در این جا باید خاطر نشان کنم که ساختار و ریشه ی گویش های لاری، بستکی، خنجی، فداغی، خوری، اوزی، گراشی(اچمی)، جویمی و بنارویی همه به یک زبان یعنی پهلوی ساسانی یا پارسیگ ختم می شود.و به نوعی این گویش ها دنباله گویش گفتاری زبان پارسیگ می باشند. (درباره گویش گراشی،نگاه کنید به مقاله ی دکتر نظام الدین کامیاب).و بر ماست که با حفظ این گویش های کهن و اصیل ،آن را از خطر انقراض و فراموشی برهانیم.(مرداویز.م)

[3] – شهر گراش و پیشینه آثار تاریخی موجود در آن تا کنون مورد تحقیقات علمی قرار نگرفته اند،(البته کشفیات باستان شناسی ای که به تازگی در منطقه به عمل آمده،حاکی از قدمت 4000ساله این نواحی می باشد)وآنچه ما از گراش می دانیم اخباری است که مورخان و سیاحان ،در مورد این شهرگزارش داده اند.علاقه مندان دراین مورد می توانند به منابع زیر رجوع کنند:
- كتاب تاريخ وصاف، تاليف عبدالله بن فضل اوصاف
- كتاب فرودس المرشديه في الانوار القدسيه، تاليف محمود بن عثمان(در ذکر عرفا و بزرگان از جمله شیخ دانیال گراشی)
- كتاب مرات البلدان، نوشته اعتماد السطنه
- كتاب فارسنامه ناصري، تاليف حسن حسيني بن مرحوم ميرزا حسن شيراز، مشهور به فسايي
- كتاب بستان السياحه، تاليف حاج زين العابدين شيرواني
- كتاب سفرنامه سديد السلطنه التدقيق في سير الطريف تاليف محمد علي خان سديد السلطنه-(مرداویز.م)

[4] -
قلعه گراش در اواخر دوره قاجار مرکز حکومت جنوب (تا پیرامون بندر عباس)محسوب ميشده و نيمه خود مختار بوده، که پس از قتل عام سران "گراش" در يکمهماني در لار ،نزد بزرگ لار (که درآن زمان تفنگچي هاي زيادي مسئول حفاظتاز خان ها و سران گراش بوده که با اطمينان دادن به اينکه در امان هستند ونيازي به تفنگچي نيست آنها را خلع سلاح وبه قتل می رسانند) در اين واقعهحدود 70 نفر از سران سياسي و حکومتي گراش قتل عام ميشوند .پس از اينواقعه ننگين کنترل سياسي جنوب در اختيار لار قرار ميگيرد و پس از حملهيرضا خان به قلعهي گراش عملن سلسلهي حکومت خان هاي گراشي بر جنوب بهپايان خود می رسد. مردم گراش هنوز با نفرت ازاین واقعه یاد می کنند و ازآنواقعه با نامِ سال "چپاوي لار" یاد می کنند. و شواهد حاکی از آن است اینرخداد باعث به وجود آمدن کینه ای بین اهالی گراش و لار می شود که تبعات آنهنوز بین اهالی قابل مشاهده است.(به نقل از مطلعین گراش)