نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: جوان و تهاجم فرهنگي

  1. #1
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    جوان و تهاجم فرهنگي

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [JUSTIFY]
    موضوعفرهنگ از موضوعاتى است كه همواره و در همه جا از اهميت خاصى برخوردار مىباشد. فرهنگ هر جامعه، در همه ى نهادهاى اجتماعى، سياسى، اقتصادى، آموزشىو... آن جاى دارد، و نشان دهنده ى ارزش و اهميت آنهاست. امروزه، همه ىنزاع ها به نزاع فرهنگى ختم مى شود; اين نزاع در جامعه ى ما بسيار شديدترو محسوس تر از ديگر جوامع است; زيرا تفاوت و فاصله ى فرهنگ ناب اسلامى باديگر فرهنگ هاى رايج دنيا زياد است. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    موضوعنوجوان و جوان نيز، به ويژه در كشور ما ـ با تركيب جمعيتىِ جوانى كه داردـ از اهميت بسيارى برخوردار است; اگر فرهنگ مورد نظر، با روش هاى صحيح وعلمى به نوجوان و جوان منتقل نشود، با گذشت دو نسل، ممكن است هيچ اثرى ازفرهنگ قبل نباشد. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    اگر به ارتباط ايندو موضوع توجه نماييم، اهميت مضاعف آن براى جامعه ى ما بيش تر آشكار مىشود. در اين اثر مختصر، تلاش بر اين است كه با مخاطبين نوجوان و جوان،گفتگويى علمى، لكن با زبانى ساده، در اين موضوع داشته باشيم. [/JUSTIFY]


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  2. #2
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: جوان و تهاجم فرهنگي

    كلياتى در مورد مفهوم شناسى فرهنگ
    [JUSTIFY]
    بعضى از كلمه ها و واژه ها، در علوم مختلف، داراى معانى اصطلاحى اند كه فهم صحيح آنها احتياج به تبيين و توضيح بيش ترى دارد.
    به همين دليل، در فصل اول، ابتدا اصطلاح فرهنگ و ديگر اصطلاحات مربوط به آن، تشريح، و نيز ارتباط آنها با هم بيان شده است.
    [/JUSTIFY]


    سؤال: فرهنگ يعنى چه و به چه چيزهايى فرهنگ مى گويند؟
    [JUSTIFY]
    جواب: «فرهنگ» معانى متعددى دارد; حدود سيصد تعريف براى آن ذكر شده است كه به مواردى از آنها اشاره مى كنيم:
    ـعلم، فضل، دانش، عقل و ادب را فرهنگ گويند; اين واژه مركب از فر (پيشوند)و هنگ است كه در ريشه هاى اوستايى و لاتينى، يكى از معانى آن تعليم وتربيت است[1].
    ـ اصطلاح فرهنگ دو كاربرد اصلى دارد:
    1. دستاوردهاى تمدن هاى پيش رفته، مثل ادبيات، هنر، فلسفه، و ...;
    2. توصيف برجستگى ها و ويژگى هاى تاريخى و كنونى انسان; مثل ايجاد عقيده ها، عادات، و موضوعات مادى.
    ـ در دايرة المعارف بين المللى، موضوع فرهنگ تحت عناوين ذيل مورد بررسى قرار گرفته است:
    الف)فرهنگ، يك مفهوم تكاملى.[2] اشاره به تكامل انسان نسبت به حيوانات دارد.باستان شناسان، رشد و گستره ى فرهنگ به اين معنا را حداقل از 700 هزار سالپيش مى دانند.
    ب) فرهنگ، يك مفهوم توصيفگر.[3] انسان ها و گروه هاىانسانى، مجموعه اى از عقايد، سنت ها، عادات، تكنيك ها و دستاوردهاى مادىرا براى خود انباشته كرده اند.اين اندوخته ها، در گروه هاى مختلف، بسيارمتفاوت اند; فرهنگ شناسان، اندوخته ها و تفاوت هاى آنها را براى ما توصيفمى كنند.
    [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    ج)فرهنگ به عنوان نوع زندگى.[4] يكى از ويژگى هاى ممتاز رفتارى انسان، قدرتتفكرِ سمبليك است; يعنى تصوّر چيزهايى كه وجود ندارند، يا در محدوده ىادراك مستقيم فرد نيستند. بدين طريق، نوع زندگى (فرهنگ) انسان ها، باحيوانات متفاوت مى شود. آنها از اين رهگذر قادر مى شوند كه ابزارهايىبسازند و خودشان را در گروه هاى پيچيده اى سازمان دهى كنند. فرهنگ به اينمعنا، شامل زبان (امكان تكلم)، تفكر، تصميم گيرى، و خلق چيزهاى جديد است.اين ها انسان را نسبت به موجودات ديگر، موجودى منحصر به فرد نموده است[5].[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    ـ علامه محمد تقى جعفرى(رحمهم الله)تحقيق نسبتاً جامعى در اين خصوص انجام داده اند. ايشان از ميان يكصد و شصتو چهار تعريف فرهنگ ـ كه در دايرة المعارف بريتانيكا به آن اشاره شده استـ يك تعريف جامع اخذ كرده اند. برخى از آن تعاريف، براى شناساندن يك ياچند عنصر از عناصر فرهنگ ذكر شده اند; مانند فرهنگ ادبى، فرهنگ هنرى،فرهنگ علمى، فرهنگ اخلاقى; و برخى، به گونه اى ديگر به تقسيم فرهنگپرداخته اند، مثل فرهنگ پيرو و فرهنگ پيش رو.[6] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    تعريفى كه علامه جعفرى(رحمهم الله) به عنوان وجه مشترك تمام تعاريف، از مهم ترين دايرة المعارف هاى دنيا اخذ كرده چنين است: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    «فرهنگعبارت است از: كيفيت يا شيوه ى بايسته يا شايسته، براى آن دسته از فعاليتهاى حيات مادى و معنوى انسان ها كه مستند به طرز تعقل سليم و احساساتتصعيد شده ى آنان در حيات معقول تكاملى باشد». [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    ايشان در اين تعريف، چهار اصل مهم را به تفكيك، مورد توجه قرار داده اند:
    1.بايستگى و شايستگىِ مستند به تعقل سليم و احساسات تصعيد شده ى مردم; بااين قيد، حتى پاره اى از پديده هاى معقول را نمى توان فرهنگى دانست، تا چهرسد به پديده هايى كه ضد تعقل و احساسات و علم و ادب باشند; پس امورى مثلنژادپرستى، پول پرستى، قدرت پرستى، شهوت پرستى، و لذت گرايى را نمى تواندر مفهوم فرهنگ جاى داد. در حقيقت، اطلاِ فرهنگ به اين امور، خيانت بهبزرگ ترين ارزش هاى انسانى است; [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    2.حيات انسانىِ دور از فرهنگ ـ به معنايى كه گفته شد ـ شايسته ى بقا نيست;زيرا زندگى بدون فرهنگ، در حقيقت، همان زندگى بى معنى و دور از تعقل و خردو احساسات عالى انسانى است; [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    3. فرهنگيك جامعه، هر چه بيش تر به اصول ثابت معقول و دريافت هاى عالى انسانى متكىباشد، از بايستگى و شايستگى و پاى دارى بيش ترى برخوردار است;
    4. بعضى از عناصر تشكيل دهنده ى فرهنگ، نسبى و بعضى مطلق اند:
    منظوراز نسبى، آن است كه اختصاص به بعضى از اقوام و ملل دارد; مثل تعظيم وتكريم بيش از اندازه به صنف مرد، كه در ژاپن معمول است; و منظور از مطلق،آن است كه در تمام اقوام و ملل وجود دارد; مثل علاقه به زيبايى ها، احتراممتقابل ميان انسان ها، حق شناسى، علم و معرفت جويى، و ... [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    بنابراين،از ديدگاه علامه جعفرى(رحمهم الله) فرهنگ، عصاره ى انسانيت انسان و جوامعانسانى است كه بايد سلامت آن را پاس داشت، بر غناى آن افزود و آن را بهنسل بعد اهدا كرد. بايد آن را كه تجسم بعد انسانىِ انسان است، همواره ازدست برد و هجوم بعد حيوانى و اهريمنى انسان ها محفوظ و مصون داشت. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    امامعناى عمومى تر و رايج تر نيز از فرهنگ وجود دارد; مثلا گفته مى شود «بايدفرهنگ سازى كرد»; «فرهنگ جامعه خراب است»; «آموزش هاى دينى به صورت فرهنگدر نيامده است» و ... . فرهنگ در اين عبارات، اعم از خوب و بد است; لذاشيوه ى رفتار و احساس و مجموعه ى باورها و ارزش ها و انديشه هايى پديده ىفرهنگى محسوب مى شود كه اولا، عمومى شده باشد; ثانياً، افراد با اختيار بهسوى آن ميل كنند; ثالثاً، به زمان و شرايط ويژه اى مربوط نشود، و رابعاً،خودش را در ديگر تجليات رفتارى جامعه نيز نشان بدهد.
    [/JUSTIFY]منابع :
    [1]. على اكبر دهخدا، لغت نامه، ج 10، ص 15109 ـ 15111.
    [2]- culture as a evolutionary concept
    [3]- CULTURE AS A DESCRIPTIVE CONCEPT
    [4]- Cultur as a mode of life
    [5]- encyclopedia international. v.5. p.p 358-9
    [6]. ر.ك. محمد تقى جعفرى، فرهنگ پيرو، فرهنگ پيش رو، ص 75 ـ 78.
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  3. #3
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: جوان و تهاجم فرهنگي

    سؤال: تمدن به چه معنايى است؟
    [JUSTIFY]
    ارتباط فرهنگ با تمدن چگونه است؟ [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    كدام يك داراى معناى وسيع ترى است؟[/JUSTIFY]


    جواب: تمدن،[1] معانى متعددى دارد و بسيارى از معانى فرهنگ با تمدن هم پوشى دارند.
    [JUSTIFY]
    تمدن،يعنى تخلق به اخلاِ اهل شهر. تمدن داشتن، يعنى داراى تربيت شهرنشينى بودنو در مرحله ى كامل تربيت اجتماعى قرار داشتن; برخلاف بربريت.[2] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    براساس آنچه در دايرة المعارف بين المللى[3] آمده است، اصطلاح تمدن، هم بهنوعى جامعه و هم به نوعى فرهنگ اشاره دارد. جوامع اوليه، غير متمدن بودهاند و سپس متمدن شده اند. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    شكل گيرى جوامع متمدن سه مؤلفه دارد:
    1. رشد زياد جمعيت;
    2. تنوع جمعيت در صنف كشاورزان، صنعت كاران، متخصصان ادارى (مثل كارمندان دولت) و ...; [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    3. ايجاد يك قانون و ظرفيت قانون پذيرى براى زندگى اجتماعى گروه هاى مختلف در كنار يكديگر.[4] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    درجوامع اوليه، پيوندهاى خانوادگى، طايفه اى و قبيله اى، قوى ترين نيرويىبود كه گروه ها را در كنار يكديگر قرار مى داد. در جوامع متمدن، نهادهاىاقتصادى، سياسى، و ايدئولوژيك (مثل: صنعت، دولت، دين و ...) بسيار مهم تراز پيوندهاى قومى و خانوادگى هستند. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    تمدنبه معنى فرهنگ، به انواع و اَشكال فرهنگ هايى اشاره دارد كه جوامع بسيارسازمان يافته و پيش رفته را به وجود مى آورند. تمدن به اين معنا مشتمل استبر: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    1. فرم هاى سازمانى و تكنيكى اىكه براى سازمان دادن جمعيتِ زياد لازم است (مثل: نظام هاى مالياتى، شيوههاى نگه دارى و فراخوانى سربازان يا كارگران و ...);
    2. اَشكال مختلف هنر (مثل: معمارى، نقاشى، ادبيات، موسيقى و...;
    3. فرم هاى ايدئولوژيكى (مثل: باورهاى دينى و نظريه هاى فلسفى در باب هدف زندگى و هدف دولت).[5] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    فرهنگها و فرم هاى فرهنگى ممكن است آن قدر الگوهاى مشخصى داشته باشند كهبتوانيم از سبك فرهنگى سخن بگوييم و تمدن ها را برحسب تفاوت هاى سبكفرهنگى شان مقايسه كنيم. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    وجه اشتراكهر دو معنا اين است كه جامعه ى متمدن، به هر معنا، از حيث دستاوردهاى مادىزندگى، مثل صنعت و تكنولوژى و ...، از جوامع غير متمدن پيش رفته تر است;به عبارت ديگر، تمدن به مظاهر و دستاوردهاى صنعتى و مادى و فيزيكى زندگىهم اشاره دارد. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    بر اين اساس، ارتباطفرهنگ و تمدن معلوم مى شود. اگرچه اين دو، تلازم منطقى با يكديگر ندارند،اما تلازم عادى دارند. معمولا فرهنگ و تمدن، به موازات هم پيش رفت مى كنندو بر يكديگر اثر مثبت دارند; لكن اين امكان وجود دارد كه در يك جامعه،تمدن (به معنى پيش رفت صنعت و تكنولوژى) به نزاع با فرهنگ (شيوه ى بايستهو شايسته براى فعاليت هاى حيات مادى و معنوى انسان ها...) برخيزد و باعثضعف يا نابودى آن شود; لذا هميشه فرهنگ، نياز به محافظت دارد. [/JUSTIFY]منابع:
    [1]. Civilization.
    [2]. على اكبر دهخدا، لغت نامه، ج 4، ص 6108.
    [3]. ENCYCLOPEDIA INTERNATIONAL, V.4, PP. 450 - 452
    [4]. Encyclopedia International, P.450
    [5]. ibid. p 451.
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  4. #4
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: جوان و تهاجم فرهنگي

    سؤال: معمولا فرهنگ جوامعْ متفاوت است; لطفاً فرهنگ اسلامى ـ ايرانى را توضيح بدهيد; آيا اساساً، اين تركيب، تركيب صحيحى است؟
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    چگونه مى توان فرهنگ جهان اسلام را به فرهنگ يك مرز و بوم محدود نمود؟

    جواب:فرهنگ ايران قبل از اسلام، نقاط مثبت قابل توجهى، مثل حجاب، خانواده، نوعدوستى، وطن دوستى و هم چنين نقاط منفى اى مثل اشرافيت، نظام طبقاتى، سلطنتو ... را در خود داشته است. با آمدن اسلام، نقاط مثبت، تأييد و تقويت، ونقاط منفى، مردود و تضعيف شدند.
    وقتى در مورد فرهنگ اسلامى سخن مى گوييم، ممكن است دو سطح از فرهنگ اسلامى را تصور كنيم.
    الف)فرهنگ اسلامى موجود. آن مقدار از آموزه هاى اسلامى كه در جامعه حاصل شده وبه صورت فرهنگ جارى در آمده است; مثل نماز، روزه، حج، جهاد، شهادت، نوعدوستى و ديگر آموزه هاى جارى در جامعه;
    ب) فرهنگ اسلامى مطلوب. آنآموزه هاى اسلامى كه از متون اسلامى به دست مى آيد; اما در جامعه به صورتفرهنگ جارى در نيامده است، بلكه براى پياده شدن آنها بايد تلاش كرد; مثلبسيارى از اخلاقيات و اعتقادات و احكام، كه توده ى مردم هنوز به آنها آشنانيستند.
    فرهنگ اسلامى، در هر دو سطح با فرهنگ هاى ديگر متفاوت است.آنچه كه موجود است، اگرچه كامل نيست، ليكن داراى ويژگى هايى است كه آن رااز ديگر فرهنگ ها متمايز مى كند:
    الف) تنها مكتب خدامحورى است كه به ابعاد مختلف زندگى نظر داشته، در آن دخل و تصرف كرده، آن را هدايت مى كند و دستورالعمل مى دهد;
    ب) آخرين مكتب الهى و كامل ترين آنهاست و تحريفى در آن راه نيافته است;
    ج) با اجتهاد در فقه، همواره پاسخ گوى مسائل روز است;
    د) ابعاد مختلف زندگى مادى و معنوى، دنيوى و اخروى و ... را مورد توجه قرار مى دهد;
    هـ) عناصر حيات بخش بسيار مهمى، مثل جهاد، شهادت، ايثار، مواسات و... در آن وجود دارد كه فرهنگ هاى ديگر از آن بى بهره اند.
    آرمانشهرى كه با تكيه بر منابع و متون اسلامى ترسيم مى گردد، جامع ترين،مفيدترين و عملى ترين آرمان شهرِ متصور براى جامعه ى بشرى است. علامهجعفرى(رحمهم الله) در اين زمينه مى فرمايد:
    فرهنگى را كه اسلام بنانهاد، حيات هدف دارى است كه ابعاد زيباجويى، علم گرايى، منطق طلبى و آرمانخواهى انسان ها را به شدت به فعاليت وا مى دارد و همه ى عناصر فرهنگى رامتشكل مى سازد; عنصر علمى را از عنصر اخلاِ عاليه ى انسانى، و عنصر هنرىرا از عنصر اقتصادى تفكيك نمى كند; وحدت فرهنگ را پيرو وحدت روح آدمى قرارداده، از تجزيه و متلاشى شدن آن جلوگيرى مى نمايد.
    عناصر فرهنگاسلامى كه در منابع معتبر، با عناوين ادب، خصال، علم، اخلاِ ـ به مفهومعمومى آن ـ و محاسن امور ناميده مى شوند، همگى در يك مفهوم عالى به نامحكمت جاى دارند. اين حكمت، شامل هرگونه نمود و فعاليتى است كه مى تواندنيرو بخش حيات هدف دار، براى فرد و جامعه باشد. اولين بنيان گذار و حمايتكننده ى اصلى اين فرهنگ، خداست كه آدمى را با قلم، بيان، قريحه، ذوِ، كمالجويى و كشف اصول پايدار در رودخانه ى هميشه در جريان روى دادها مجهز ساختو دو بال احساس و انديشه ى او را به پرواز در آورد.[1]
    اين فرهنگ، بافرهنگ ايرانى و خصيصه هاىِ مثبت ملى، عجين شده و صحنه هاى بسيار زيبا وتماشايى را آفريده است; به طور مثال، در ايران قبل از اسلام، حجاب، حتىبراى اعيان و اشراف، داراى اهميت بسيارى بوده است; در اسلام نيز حجاب براىهمه ى زنان مسلمانِ آزاد، لازم و ضرورى است; اما در صدر اسلام كه بردهدارى هنوز وجود داشت، حجاب براى زنانى كه كنيز بودند ضرورى نبود. زمانى نهچندان دور، حجاب در جامعه ى ايران، نه تنها به عنوان يك هنجار اجتماعى،بلكه به عنوان يك «تابو» شناخته مى شد، اكنون اگر، خدشه اى به اين پديده ىمبارك وارد شده، محصول هجوم فرهنگى زمان رضا شاه است.[2]
    اهميت دادنبه خانواده نيز از همين قبيل است. خانواده در فرهنگ ايرانى - اسلامى،استحكام فوِ العاده اى دارد، و اين مطلبى است كه همه ى فرهنگ ها نيز بهشدت به آن نياز دارند، و بايد در استراتژى فرهنگى و در سياست گذارى هاىكلان فرهنگى، از آن محافظت نمود.
    وقتى كه نوع دوستى و وطن دوستى، باحق خواهى و شهادت طلبى و ايثار، عجين شود، نتيجه آن مى شود كه در دفاعمقدس در طول 8 سال جنگ تحميلى، در پيش چشمان بهت زده ى جهانيان به نمايشگذاشته شد و دوست و دشمن را به تحسين واداشت.
    در اين فرهنگ، از اين نمونه ها بسيار است; بايد به آنها توجه نمود و آنها را زنده نگه داشت.

    منابع:
    [1]. علامه محمدتقى جعفرى، فرهنگ پيرو، فرهنگ پيشرو، ص 102.
    [2].يكى از مظاهر هجوم فرهنگى كه توسط رضا خان انجام شد، تغيير لباس و كشفحجاب بود; اين جريان در صحنه ى تاريخ معاصر ايران كاملا روشن و واضح است.براى مطالعه بيش تر ر.ك: بررسى اسناد تاريخى وزارت اطلاعات، (تغيير لباس وكشف حجاب به روايت اسناد).

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  5. #5
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: جوان و تهاجم فرهنگي

    سؤال: معمولا فرهنگ جوامعْ متفاوت است; لطفاً فرهنگ اسلامى ـ ايرانى را توضيح بدهيد; آيا اساساً، اين تركيب، تركيب صحيحى است؟
    [JUSTIFY][/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]چگونه مى توان فرهنگ جهان اسلام را به فرهنگ يك مرز و بوم محدود نمود؟

    جواب:فرهنگ ايران قبل از اسلام، نقاط مثبت قابل توجهى، مثل حجاب، خانواده، نوعدوستى، وطن دوستى و هم چنين نقاط منفى اى مثل اشرافيت، نظام طبقاتى، سلطنتو ... را در خود داشته است. با آمدن اسلام، نقاط مثبت، تأييد و تقويت، ونقاط منفى، مردود و تضعيف شدند.
    وقتى در مورد فرهنگ اسلامى سخن مى گوييم، ممكن است دو سطح از فرهنگ اسلامى را تصور كنيم.
    الف)فرهنگ اسلامى موجود. آن مقدار از آموزه هاى اسلامى كه در جامعه حاصل شده وبه صورت فرهنگ جارى در آمده است; مثل نماز، روزه، حج، جهاد، شهادت، نوعدوستى و ديگر آموزه هاى جارى در جامعه;
    ب) فرهنگ اسلامى مطلوب. آنآموزه هاى اسلامى كه از متون اسلامى به دست مى آيد; اما در جامعه به صورتفرهنگ جارى در نيامده است، بلكه براى پياده شدن آنها بايد تلاش كرد; مثلبسيارى از اخلاقيات و اعتقادات و احكام، كه توده ى مردم هنوز به آنها آشنانيستند.
    فرهنگ اسلامى، در هر دو سطح با فرهنگ هاى ديگر متفاوت است.آنچه كه موجود است، اگرچه كامل نيست، ليكن داراى ويژگى هايى است كه آن رااز ديگر فرهنگ ها متمايز مى كند:
    الف) تنها مكتب خدامحورى است كه به ابعاد مختلف زندگى نظر داشته، در آن دخل و تصرف كرده، آن را هدايت مى كند و دستورالعمل مى دهد;
    ب) آخرين مكتب الهى و كامل ترين آنهاست و تحريفى در آن راه نيافته است;
    ج) با اجتهاد در فقه، همواره پاسخ گوى مسائل روز است;
    د) ابعاد مختلف زندگى مادى و معنوى، دنيوى و اخروى و ... را مورد توجه قرار مى دهد;
    هـ) عناصر حيات بخش بسيار مهمى، مثل جهاد، شهادت، ايثار، مواسات و... در آن وجود دارد كه فرهنگ هاى ديگر از آن بى بهره اند.
    آرمانشهرى كه با تكيه بر منابع و متون اسلامى ترسيم مى گردد، جامع ترين،مفيدترين و عملى ترين آرمان شهرِ متصور براى جامعه ى بشرى است. علامهجعفرى(رحمهم الله) در اين زمينه مى فرمايد:
    فرهنگى را كه اسلام بنانهاد، حيات هدف دارى است كه ابعاد زيباجويى، علم گرايى، منطق طلبى و آرمانخواهى انسان ها را به شدت به فعاليت وا مى دارد و همه ى عناصر فرهنگى رامتشكل مى سازد; عنصر علمى را از عنصر اخلاِ عاليه ى انسانى، و عنصر هنرىرا از عنصر اقتصادى تفكيك نمى كند; وحدت فرهنگ را پيرو وحدت روح آدمى قرارداده، از تجزيه و متلاشى شدن آن جلوگيرى مى نمايد.
    عناصر فرهنگاسلامى كه در منابع معتبر، با عناوين ادب، خصال، علم، اخلاِ ـ به مفهومعمومى آن ـ و محاسن امور ناميده مى شوند، همگى در يك مفهوم عالى به نامحكمت جاى دارند. اين حكمت، شامل هرگونه نمود و فعاليتى است كه مى تواندنيرو بخش حيات هدف دار، براى فرد و جامعه باشد. اولين بنيان گذار و حمايتكننده ى اصلى اين فرهنگ، خداست كه آدمى را با قلم، بيان، قريحه، ذوِ، كمالجويى و كشف اصول پايدار در رودخانه ى هميشه در جريان روى دادها مجهز ساختو دو بال احساس و انديشه ى او را به پرواز در آورد.[1]
    اين فرهنگ، بافرهنگ ايرانى و خصيصه هاىِ مثبت ملى، عجين شده و صحنه هاى بسيار زيبا وتماشايى را آفريده است; به طور مثال، در ايران قبل از اسلام، حجاب، حتىبراى اعيان و اشراف، داراى اهميت بسيارى بوده است; در اسلام نيز حجاب براىهمه ى زنان مسلمانِ آزاد، لازم و ضرورى است; اما در صدر اسلام كه بردهدارى هنوز وجود داشت، حجاب براى زنانى كه كنيز بودند ضرورى نبود. زمانى نهچندان دور، حجاب در جامعه ى ايران، نه تنها به عنوان يك هنجار اجتماعى،بلكه به عنوان يك «تابو» شناخته مى شد، اكنون اگر، خدشه اى به اين پديده ىمبارك وارد شده، محصول هجوم فرهنگى زمان رضا شاه است.[2]
    اهميت دادنبه خانواده نيز از همين قبيل است. خانواده در فرهنگ ايرانى - اسلامى،استحكام فوِ العاده اى دارد، و اين مطلبى است كه همه ى فرهنگ ها نيز بهشدت به آن نياز دارند، و بايد در استراتژى فرهنگى و در سياست گذارى هاىكلان فرهنگى، از آن محافظت نمود.
    وقتى كه نوع دوستى و وطن دوستى، باحق خواهى و شهادت طلبى و ايثار، عجين شود، نتيجه آن مى شود كه در دفاعمقدس در طول 8 سال جنگ تحميلى، در پيش چشمان بهت زده ى جهانيان به نمايشگذاشته شد و دوست و دشمن را به تحسين واداشت.
    در اين فرهنگ، از اين نمونه ها بسيار است; بايد به آنها توجه نمود و آنها را زنده نگه داشت.

    منابع:
    [1]. علامه محمدتقى جعفرى، فرهنگ پيرو، فرهنگ پيشرو، ص 102.
    [2].يكى از مظاهر هجوم فرهنگى كه توسط رضا خان انجام شد، تغيير لباس و كشفحجاب بود; اين جريان در صحنه ى تاريخ معاصر ايران كاملا روشن و واضح است.براى مطالعه بيش تر ر.ك: بررسى اسناد تاريخى وزارت اطلاعات، (تغيير لباس وكشف حجاب به روايت اسناد).

    [/JUSTIFY][JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  6. #6
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: جوان و تهاجم فرهنگي

    سؤال: مقصود از تهاجم فرهنگى چيست; آيا مى توان فعاليت هاى فرهنگى را مانند فعاليت هاى نظامى، تهاجم ناميد؟

    جواب:همواره بين انسان ها بر سر قدرت و جابه جايى آن نزاع هايى بوده است; ايننزاع ها به منظور به دست آوردن بيش ترين منافع و تحمل كم ترين آسيب ها،همواره تغيير شكل داده اند و به ترتيب تاريخى، به شكل نزاع هاى بدنى،اقتصادى، نظامى، فرهنگى و اطلاعاتى بروز كرده اند.

    [JUSTIFY]
    اگرچهبراى هر يك از اين مراحل، مرزبندى دقيق تاريخى انجام نشده است; اما براىهر كدام، شواهد تاريخى فراوانى يافت مى شود; ما از بين اين نزاع ها، فقطبه نزاع فرهنگى اشاره مى كنيم. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    نزاعفرهنگى، به صورت رسمى و برنامه ريزى شده و تعميم يافته، از بيش از يك قرنپيش شروع شده است، و علت آن احساس عدم هماهنگى بين دخل و خرج نزاع هاىنظامى و اقتصادى بوده است; زيرا جنگ نظامى، خرابى ها، از بين رفتن انسانها، فجايع عاطفى و احساسى فراوان و مانند اين ها را به دنبال داشت. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]نزاعاقتصادى (محاصره ى اقتصادى) نيز پيامدهايى از قبيل: از دست دادن بازارفروش، اشغال بازار توسط رقيب، شكوفايى استعدادها در كشورهاى مورد تحريم وغيره را در بر داشت; لذا به مسائل فرهنگى پرداختند، تا جلوى ضررها گرفتهشود. از ابتدا آن را تبادل فرهنگى معرفى كردند; اما در واقع، در بسيارى ازكشورها، هجوم فرهنگى صورت مى پذيرد.[1] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    تهاجم فرهنگى از حيث هدف، داراى سه مرحله است: تحميل فرهنگى، تخريب فرهنگى و تسليم فرهنگى. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    نزاع فرهنگى در هر مرحله اى كه باشد داراى چند ويژگى بسيار مهم است كه نزاع هاى نظامى و اقتصادى فاقد آن هستند:
    الف)دراز مدت است. چه بسا بايد قرن هاى گذشته و آينده در آن لحاظ شود; مثلااختصاص به يك يا دو دوره ى رياست جمهورى ندارد، بايد يك استراتژى موردوفاِ ملى، با پشتوانه هاى سياسى، فرهنگى، اقتصادى، و اجتماعى قوى داشتهباشد. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    ب) بنيادى و ريشه اى است. بهمسائل مهم توجه دارد; مثلا در هجوم به فرهنگ ما، مهم ترين و ريشه اى ترينعوامل فرهنگى كه هدف قرار مى گيرند، عبارت اند از: اصل دين، رابطه ى دينبا سياست، روحيه ى تقوا و معنويت مسلمانان; و به همين ترتيب به مسائل فرعىتر نيز منتقل مى شوند. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    ج) نامحسوس ونامرئى است. از آن جا كه قرار است مضرات نزاع هاى قبل را نداشته باشد،بايد نامحسوس باشد، به همين جهت از علوم انسانى، به ويژه از روان شناسى،بسيار استفاده مى شود. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    د) آرام و بىسر و صداست. نزاع فرهنگى، واقعاً بايد فرهنگى باشد; هر يك از طرفين كه آنرا به نزاع فيزيكى و ظاهرى تبديل كند، در دراز مدت بازنده مى شود; چوناذهان و افكار عمومى مورد هدف است نه بدن ها و ظواهر آنها; و طرف زيركتر،با ترفندهاى ويژه اى، از نزاع فيزيكى خصمْ سود مى برد. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    هـ)غير مستقيم و غير محرك است. چه بسيارند فرهنگ هايى كه به واقع با هم درنزاع اند، اما سردم داران آنها به ظاهر صميمى هستند، در چارچوب هاى مشخص ومتقابل، به يكديگر بهره مى رسانند و بهره مى برند، معاهدات امضا مى كنند وروابط سياسى و اقتصادى و اجتماعى دارند; اما در لابلاى اين ها، نزاعفرهنگى خود را فراموش نمى كنند. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    و)سازمان يافته است. براى نزاع فرهنگى برنامه لازم است. بايد مراحل كارى وامكانات را محاسبه، تغييرات احتمالى آينده را پيش بينى، و تشكيلات ونيروهاى متخصص را فراهم نمود; و بايد افكار عمومى ملت خود را جهت داد وحساسيت هاى مثبت و منفى را شناسايى كرد.[2] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    واقعيتاين است كه كشور و فرهنگ ما نيز، به شدت درگير نزاع فرهنگى است. ما نبايداز اصل نزاع فرهنگى ناخرسند باشيم; بلكه بايد از كيفيت ورود و خروج خود دراين نزاع، از غفلت و بى برنامگى خود، رشد نيافتگى احتمالى توده هاى مردم،عدم شناخت صحيح آنان نسبت به فرهنگ قرآنى، انفعالى برخورد كردن و از كفدادن ابتكار عمل در نزاع فرهنگى، اسير شدن مسئولين و حاكمان رده هاى مختلفدر چنگال دشمن ترين دشمنان، يعنى هواهاى نفسانى و دنياخواهى و زياده طلبىآنان و مانند اين ها نگران باشيم. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    يكىاز تجربه هاى نزاع فرهنگى، حدود چهار قرن قبل، در آندلس رخ داد. اگر كتابخاطره ى سقوط آندلس، تأليف احمد رائف را بخوانيد، بى اختيار خواهيد گفت:راستى چقدر امروز به ديروز شباهت دارد! امروز بيش تر به يك فاجعه شبيهاست. شما همراه آقاى رائف، تاريخ امروز را مرور خواهيد كرد و خواهيد ديدكه تاريخ چگونه تكرار مى شود. اين سنت جاويد خداوند است كه پيوسته، مانندچراغى روشن، فرا راه خردمندان قرار گرفته است. «خداوند سرنوشت ملتى راتغيير نمى دهد، مگر اين كه آنها خود را از درون تغيير دهند.»[3] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    بايدگفت مسلمانان، هيچ سرزمينى را جز با ياد خدا فتح نكردند و سقوط مرزهايشان،يكى پس از ديگرى نيز، جز به خاطر غفلت نبود; غفلتى كه در اثر آن، خدا رافراموش كردند و در نتيجه، اهل باطل بر آنان چيره و وسيله ى عقوبت و عذابآنان شدند. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    مردم آندلس گرفتار نزاعداخلى، راحت طلبى و لذت خواهى فراوان شدند; به ويژه در برهه اى از زمان،آن قدر از خدا غافل و غرِ لذت طلبى شدند كه مونتگمرىوات، مؤلف اسپانياىاسلامى، در خصوص وضعيت شعرِ مبتذل در آن جا مى گويد: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    محوراصلى اين اشعار، طبع مشكل پسند، تجمل پرستى و لذت جويى بود; ساير انديشههاى ادبى نيز سخن گويانى داشت; لكن مانند شعر اوج نداشت; در عوض، سخن ازشب هاى پر گل و ريحان، در نسيم خنك شب يا به هنگام صبح، بسيار است; سخن ازدلبران غزال مانند، با شرابى كه در جام مى ريزند و با نگاه هايى كه نثارمى كنند و بوسه هايى كه ارزانى مى دارند، بسيار است...[4] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]
    درقرن اخير، ايده ى تعامل ميان فرهنگ ها، جاى خود را در بين علوم پيدا كرد;و هدفش حركت به سوى يك فرهنگ جهانى است كه براى مناديان آن، نتايج بسيارمطلوبى را در بر دارد.[5]


    منابع:
    [1]. ر.ك: الوين تافلر، جابه جايى قدرت، ترجمه ى شهيندخت خوارزمى، ص 163.
    [2]. ر. ك: دفتر سياسى سپاه، مقابله با شبيخون دشمن از ديدگاه رهبر.
    [3]. ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم. سوره ى رعد (13)، آيه ى 11.
    [4]. مونتگمرى وات، اسپانياى اسلامى، ترجمه ى طالقانى، ص 135.
    [5]. ر.ك: آلدوكس هاكس، دنياى قشنگ تو; فرانسيس هانتينگتون، غرب، غريب، نه غالب; هربرت شيلر، وسايل ارتباط جمعى و امپراطورى آمريكا.
    [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •