حتيبا چشمان بسته نيز مي توانيد تصاويري را ببينيد. در واقع با چشمان بستهتصاوير، ايده ها و خاطرات گذشته شروع به رژه رفتن در مقابل شم مي كنند.
بستن چشم ها به صورت ظاهري بسيار ساده است. شب هنگام در وقت خواب همهچشمان خود را مي بندند ولي باز هم رؤيا مي بينند. بنابراين چشمان خود راببنديد و از درون حركت آنها را متوقف كنيد و كاملاً سكون و توقف آنها رااحساس نماييد.
هيچ كاري انجام ندهيد و همان طور در درون خويش باقي بمانيد و ناگهان روزي متوجه خواهيد شد كه در حال مشاهدة درون خود هستيد.
شما بدن خود را تنها از بيرون ديده ايد و نمي دانيد درون بدن تان به چهشكلي است. شما هرگز به درون خود وارد نشده ايد. به پاهاي خود برويد و تمامبدن خود را جز پاها فراموش كنيد. سپس در پاهاي خود باقي بمانيد و آنها راخوب تماشا كنيد و به همين ترتيب عضو به عضو به سوي بالا حركت كنيد. در اينصورت پس از مدتي حساسيت بدن شما به مقدار زيادي افزايش خواهد يافت و اگرشخصي را با دستان خود لمس كنيد مي توانيد هنگام لمس كردن او كاملاً دردستان خود قرار بگيريد و به اين ترتيب قوة لمس شما براي اين فر تغييردهنده خواهد بود. در واقع علت اين كه استادان بزرگ به عنوان تبرك مريدانخود را لمس مي كنند نيز همين نكته است . در صورتي كه بتوانيد كاملاً در هريك از اعضاي بدن خود قرار بگيريد، آن عضو كاملاً زنده خواهد شد.
چشمان خود را ببنديد و وجود دروني خود را به صورت جزء به جزء مشاهدهكنيد. اگر موفق شويد بدن خود را آگاهانه از درون مشاهده كنيد ديگر هرگزاين اشتباه را مرتكب نخواهيد شد كه خود واقعي تان را با بدنتان يكي بدانيدو كاملاً متوجه خواهيد شد كه شما بدنتان نيستيد، شما در بدنتان قرار داريدولي در عين حال كاملاً از آن جدا هستيد. سپس همين حالت براي ذهن شما اتفاقمي افتد و متوجه مي شويد كه شما ذهن تان نيز نيستيد و كاملاً از آن جدا ميباشيد. در اين صورت مي فهميد كه ذهن شما نيز موضوعي است كه مي تواند موردمشاهده قرار بگيرد، بنابراين كاملاً از شما جداست. بايد موفق شويد « بدن»و « ذهن» را از درون به طور آگاهانه مشاهده كنيد.
هر چيز را كهبتوانيد مشاهده كنيد و ببينيد، از خود واقعي شما جداست و شما آن نيستيد.هرگاه به پديده اي برخورد كرديد كه ديگر نتوانستيد به آن نفوذ كنيد،بدانيد آن خود واقعي شماست.