طلاقخودبخود مسئله خوبى نيست، طلاق برنامه اى است زشت، ناروا، و مورد نفرت حقو انبياء و امامان، مگر اينكه انجامش به خاطر علّت شرعى، و مورد قبول عرفاهل شرع باشد.طلاق بر اساس هوا و هوس مرد يا زن، عملى خلاف حق، و خلافانسانيت، و بازى با احكام شرع، و دست اندازى به شخصيت يكى از دو طرف يا هردو طرف است.من ابتدا به روايات بسيار مهم باب طلاق اشاره مى كنم، سپس بهبررسى آيات قرآن كريم و شرايط مسئله طلاق از نظر قرآن مى پردازم.حاجىسبزوارى آن حكيم بزرگ در كتاب شرح مثنوى از معصوم روايت مى كند :ما خَلَقَاللّهُ شَيْئاً عَلى وَجْهِ الاَْرْضِ اَحَبَّ مِنَ الْعَتاقِ، وَ لاخَلَقَ شَيْئاً عَلى وَجْهِ الاَْرْضِ اَبْغَضُ مِنَ الطَّلاقِ. خداوندچيزى در روى زمين محبوبتر از آزاد كردن برده، و مبغوض تر از طلاق و جدائىنيافريده.رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :ما اَحَلَّ اللّهُشَيْئاً اَبْغَضَ اِلَيْهِ مِنَ الطَّلاقِ. در حلال هاى خدا چيزى مبغوض تراز طلاق نيست.رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :اِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ الذَّوّاقينَ وَ لاَ الذَّوّاقاتِ. خداوند متعال مردانى كه زن رابازيچه خود، و زنانى كه مرد را بازيچه خود قرار دهند، و دم به ساعت دنبالطلاق باشند دوست ندارد.حضرت باقر (عليه السلام) فرمود :اِنَّ اللّهَ عَزَّوَ جَلَّ يُبْغِضُ كُلَّ مِطْلاق ذَوّاقهمانا خداوند متعال دشمن هر طلاقدهنده اى است، كه با تعدد طلاق زن را بازيچه يا مرد را بازيچه خود قرارداده.
امام صادق (عليه السلام) فرمود :اِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّيُحِبُّ الْبَيْتَ الَّذى فيهِ الْعُرْسُ، وَ يُبْغِضُ الْبَيْتَ الَّذىفيهِ الطَّلاقُ. خداوند خانه اى كه در آن عروسى است دوست دارد، و دشمنخانه اى است كه در آن طلاق صورت مى گيرد.رسول خدا به مردى فرمود : همسرتچه كرد، گفت : او را طلاق دادم، فرمود بدون علت، بدون اينكه در او بدى وزشتى باشد ؟ عرضه داشت آرى بى علت!آن مرد ازدواج كرد، رسول خدا او را ديد،فرمود زن گرفتى ؟ عرضه داشت آرى، فرمود اكنون همسرت چه مى كند ؟ گفت اوراطلاق دادم. فرمود بدون بودن زشتى عرضه داشت آرى.آن مرد دوباره ازدواجكرد، رسول حق به او گذشت فرمود زن گرفتى گفت آرى. فرمود اكنون چه مى كندعرض كرد او را طلاق دادم، فرمود بدون اينكه در او زشتى باشد گفت آرى. حضرتفرمود :اِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُبْغِضُ ـ اَوْ يَلْعَنُ ـ كُلَّذَوّاق مِنَ الرِّجالِ وَ كُلَّ ذَوّاقَة مِنَ النِّساءِ. خداوند عز وجلدشمن دارد يا لعنت مى كند هر مردى كه زن را بازيچه خود قرار دهد، و هر زنىكه مرد را بازيچه دست خود كند، طلاق فراوان دادن به وسيله مرد، يا طلاقفراوان گرفتن به توسط زن، به بازى گرفتن انسان و انسانيت است.
مقدمات طلاق
چنانچهعلّتى در زندگى از جانب مرد ديده شود كه ادامه زندگى زن با او صلاح نباشد،يا موجبى در زن باشد كه براى مرد ادامه زندگى سخت و مشكل باشد، اگر رفع آنعلت ممكن نباشد و مورد و زمينه براى طلاق مهيا باشد، طلاق امرى شرعى و بىمانع است.در اين مورد بايد زن و شوهر، و خانواده طرفين از تشديد مسئلهبپرهيزند، و از هرگونه سخن ناروائى نسبت به مرد يا زن، يا خانواده هر يكاز آن دو نفر خوددارى كنند.اختلاف مرد با همسرش اگر علت شرعى داشته باشدموجب اين نگردد، كه ديگران با خود آن دو نفر دچار گناهان زبان از قبيلغيبت و تهمت و تحقير و سرزنش و استهزاء گردند، كه اينگونه گناهان باعثازدياد شعله كينه زن و مرد و خانواده هاى آنان نسبت به يكديگر، و باعثعذاب انسان در روز قيامت است.متأسفانه با پپش آمدن زمينه طلاق، در غيبت وتهمت و كينه توزى در خانواده ها باز مى شود، و تعداد زيادى از افرادخانواده، دچار اين گناهان سنگين و شقاوت بار مى گردند.
زن يك وقت زنزندگى نيست، و تحمل او براى مرد بسيار مشكل، يا مرد مردى است كه در ضمنعقد شرايطى را با زن امضاء كرده، كه در صورت عملى نشدن آن شرايط زن حقطلاق داشته باشد و بالعكس، در اين وقت فقط بايد با آرامى و آرامش، و بدونآلوده شدن به معصيت طلاق صورت بگيرد، نه اينكه منجر به جار و جنجال ودعوا، و كشيده شدن پاى دو خانواده به معركه و تحقق همه گونه معصيت حق، وآبروريزى براى دو خانواده آبرودار شود.من ناچارم به دو گناه از گناهانبزرگى كه در ابتداى طلاق دامنگير دو خانواده مى شود اشاره كنم، باشد كه باتوجه به واقعيات الهى از گناه و معصيت پرهيز شود.
غيبت
قرآن مجيد مىفرمايد :لا يغتب بعضكم بعضاً اَيحبُّ احدكم ان يأكل لحم اخيه ميتاًفكرهتموه. پشت سر يكديگر بدگوئى مكنيد، آيا يكى از شما دوست دارد كه گوشتبرادر مرده خود را بخورد ؟ بى گمان آن را ناخوش و ناپسند مى داريد.رسول حق(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :اَلْغيبَةُ اَسْرَعُ فى دينِ الرَّجُلِالْمُسْلِمِ مِنَ الاْكِلَةِ فى جَوْفِهِ. كار غيبت در ويران كردن دينمسلمان، سريع تر از هضم لقمه در شكم اوست.و فرمود :اِيّاكُمْ وَ الْغيبَةَفَاِنَّ الْغيبَةَ اَشَدُّ مِنَ الزِّنا. بر شما باد به غيبت، همانا غيبتاز زنا شديدتر است.رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :مَرَرْتُلَيْلَةَ أُسْرِيَ بى عَلى قَوْم يَخْمِشُونَ وُجُوهَهُمْ بِاَظافيرِهِمْفَقُلْتُ يا جَبْرَئيلُ مَنْ هؤُلاءِ قالَ هؤُلاءِ الَّذينَ يَغْتابُونَالنّاسَ. شب معراج به قومى گذشتم كه با ناخنهاى خود صورتشان را مى كندند،از جبرئيل پرسيدم اينان كيستند، گفت كسانى كه از مردم غيبت مى كردند.رسولحق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :اِنَّ اللّهَ حَرَّمَ الْغيبَةَ كَماحَرَّمَ الْمالَ وَ الدَّمَ. خداوند غيبت مسلمان را حرام كرده، چنانكه ضرربه مال و خونش را حرام فرموده.اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود:اَلْغيبَةُ آيَةُ الْمُنافِقِ. غيبت نشانه انسان منافق است.و فرمود :مِنْاَقْبَحِ اللُّؤْمِ غيبَةُ الاَْخْيارِ. از زشت ترين پستى ها، غيبت خوباناست.امام هفتم (عليه السلام) فرمود :مَلْعُونٌ مَنِ اغْتابَ اَخاهُ. ازرحمت خدا دور است كسى كه از برادر ايمانى خود غيبت كند.حضرت سيد الشهداء(عليه السلام) به مردى كه در حال غيبت بود، فرمود :يا هذا كُفَّ عَنِالْغيبَةِ فَاِنَّها اِدامُ كِلابِ النّارِ. اى مرد خود را از غيبت حفظكن، همانا غيبت غذاى سگان جهنم است!آرى، هواپرست، بدعت گذار، سلطان و رهبرستمگر، بدكارى كه بدكارى او علنى است غيبت ندارد. اميرالمؤمنين (عليهالسلام) درباره گناه شنيدن غيبت فرمود :السّامِعُ لِلْغيبَةِكَالْمُغْتابِ. شنونده غيبت مانند غيبت كننده است.درباره ردّ غيبت ونشنيدن آن، و حفظ آبروى برادر مسلمان و خواهر دينى در روايتى از رسول خداآمده :مَنْ ذَبَّ عَنْ عِرْضِ اَخيهِ بِالْغيبَةِ كانَ حَقّاً عَلَىاللّهِ اَنْ يُعْتِقَهُ مِنَ النّارِ. كسى كه از آبروى برادر مسلمانش باجلوگيرى از غيبتِ غيبت كننده دفاع كند، بر خداوند است كه او را از آتشجهنم آزاد كند.بنابراين در مسئله طلاق آنچه كه بايد مطرح باشد فقط طلاقاست، سخن گفتن خارج از حق و انصاف، و عدالت و كرامت، جز گناه و براىديگران به جهنم رفتن چيزى نيست.
تهمت و افترا
گاهى براى توجيه طلاق،شوهر زن دست به تهمت عليه همسرش مى زند، و دامن پاك او را در ميان جمع لكهدار مى نمايد، و گاهى زن عليه همسرش خود را آلوده به تهمت مى كند، و گاهىخانواده مرد به زن و خانواده اش، و خانواده زن به مرد و خانواده اش تهمتمى زند، كارى كه در زشتى و پليدى نطير ندارد، و عذابش در قيامت بسيار سختاست.امام صادق (عليه السلام) از حكيم نقل مى كند :اَلْبُهْتانُ عَلَىالْبَرىءِ اَثْقَلُ مِنَ الْجِبالِ الرّاسِياتِ. تهمت به پاكدامن ازكوههاى سر به فلك كشيده سنگين تر است.حضرت رضا (عليه السلام) از پدرانش ازرسول حق روايت مى كند :مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً اَوْ مُؤْمِنَةً اَوْ قالَفيهِ ما لَيْسَ فيهِ اَقامَهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى تَلٍّ مِنْنار حَتّى يَخْرُجَ مِمّا قالَ فيهِ. كسى كه به مرد يا زن باايمانى تهمتبزند، يا چيزى نسبت به او بگويد كه در او نيست، خداوند در قيامت او را برتلى از آتش مى گذارد، تا آنچه در حق پاكدامن گفته ثابت كند.
درسى آموزنده
بهمردى گفتند چرا مى خواهى همسرت را طلاق بدهى ؟ گفت : غيبت همسرم حرام است،پس از واقع شدن طلاق، آن زن شوهر كرد، از شوهر اول پرسيدند چرا همسرت راطلاق دادى، گفت غيبت زن ديگران حرام است.
مسئله طلاق از نظر قرآن
اگرزن و مرد بتوانند بدون دخالت دادن ديگران مشكل خود را حل كنند، و علّت ياعلل جدائى را از ميانه بردارند چه بهتر، اگر نتوانند، يك نفر انسان باوقارو باحوصله و تيزبين و متدين از جانب خانواده مرد، و يك نفر از جانب خاندانزن جلسه اى تشكيل دهند، باشد كه كار به طلاق نرسد :
و ان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حكماً من اهله، و حكماً من اهلها ان يريدا اصلاحاً يوفِّق الله بينهما انَّ الله كان عليماً خبيراً.چنانچهبيم آن داريد كه نزاع و خلاف سخت بين زن و شوهر پديد آيد، از طرف خانوادهمرد و خانواده زن داورى انتخاب كنند، اگر نيت اصلاح در كار باشد، تاخداوند آن دو را بر اصلاح موفق فرمايد، كه خدا بر همه دانا و از همه چيزآگاه است.الطَّلاق مرَّتان فامساك بمعروف او تسريح باحسان،و لا يحلُّ لكم ان تأخذوا ممّا آتيتموهنَّ شيئاً الاّ ان يخافا اَلاّيقيما حدود الله فان خفتم الاّ يقيما حدود الله فلا جناح عليهما فيماافتدت به تلك حدود الله فلا تعتدوها و من يتعدّ حدود الله فاولئك همالظّالمونَطلاق آن طلاقى كه شوهر در عدّه آن بدون عقدمى تواند همسرش را به خانه برگرداند، و دوباره با صلح و صفا زندگى را ازسر بگيرند، و فرزندان را سر و سامان دهند دوبار است.زن را درايام طـلاق بايد همسرش نيكو نگاه دارد، يا به نيكى رها نمايد. براى شمامردان حلال نيست آنچه را به زن داده ايد باز ستـانيد، مگر آنكه هر دوبترسند كه نتوانند مرزها و احكام الهى برپا دارند، « به سبب ناسازگارى زنو شوهر » پس اگر ترسيدند كه حدود خدا را برپا ندارند، گناهى بر آن دو نيستدر آنچه زن عوض طلاق مهر خود را ببخشد اينها حدود خدا است، از آنها فراترمرويد، و هر كه از مرزهاى خدا فراتر رود از ستمكاران است.و اذاطلَّقتم النِّساء فبلغن اجلهنَّ فامسكوهنَّ بمعروف او سرِّحوهنَّ بمعروفو لا تمسكوهنَّ ضراراً لِتعتدوا و من يفعل ذلك فقد ظـلم نفسه و لاتتَّخذوا آيات الله هزواً و اذكروا نعمت الله عليكم و ما انزل عليكم منالكتاب و الحـكمة يعظكـم به و اتَّقوا الله و اعلموا انَّ الله بكلِّ شئعليمٌ.چون زنان را طلاق داديد و به پايان عده خود رسيدند، يابه نيكوئى نگاهشان داريد، يا به نيكوئى رهايشان سازيد، و براى ضربه زدن وزيان رساندن نگاهشان مداريد تا ستم كرده باشيد، و هر كه چنين كند بر خودستم كرده، و آيات خدا را به شوخى و ريشخند مگيريد، و نعمتى را كه خداوندبه شما ارزانى داشته و آنچه از كتاب و حكمت بر شما فرو فرستاده كه شما رابدان پند مى دهد به ياد آريد و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه خداوند بههمه چيز آگاه است.ملاحظه كنيد در كنار مسئله طلاق، انسان را متوجهنعمت ها، قرآن، حكمت و علم بى نهايت خودش مى نمايد، تا در اين مسئله انصافو عدل در تمام جوانبش با تمام وجود رعايت شود.مسلّم است اگر خانواده هاپاى بند به ايمان به خدا و قيامت، و آراسته به اخلاق حسنه، و عمل صالحباشند، چيزى به عنوان طلاق در جمع آنان مطرح نخواهد شد، و زن و شوهر باصلح و صفا و مسالمت تا آخر عمر كنار يكديگر زندگى كرده، و فرزندان آنها هماز آن زندگى پرصلح و صفا و محبت بهره خواهند برد.پژمردگى، سستى، تنبلى،اعتياد، ترك تحصيل، و فاسد شدن بسيارى از فرزندان امت اسلام، ريشه دراختلاف پدر و مادر آنان و در نتيجه در طلاق آن دو نفر دارد.مرد ظلم و ستمنكند، حقوق زن را رعايت نمايد، به تعهدات خود پاى بند باشد، در زن وبچه دارى قواعد انسانى و اسلامى را بكار بگيرد، و زن در شوهردارى وخانه دارى و فرزنددارى آنچنان كه بايد باشد، تا برنامه اى به نام طلاق كهمبغوض خدا، و هيولائى درنده، و آتشى به بنيان خانواده است پيش نيايد، كهمقصر در طلاق در قيامت به مؤاخذه سخت دچار خواهد شد.كارى كنيم كه آمارطلاق به حدّ اقل برسد، دست از چشم چرانى و گناه، ظلم و ستم بر يكديگربرداريم تا چيزى به نام طلاق نداشته باشيم.بر دادگسترى كشور است كهدفترچه اى مختصر در رابطه با مسائل عالى اخلاقى، و منفوربودن طلاق و جدائىتهيه كند، و به مراجعه كنندگان جهت طلاق بدهد، تا پس از مطالعه مراجعهكنند، باشد كه مراجعه نكنند، و زندگى سامانى جديد بگيرد، و زن شوهر چشيده،و مرد زن چشيده وارد معركه اجتماع نشوند، تا ضعيف الايمان هاى آنان بهفساد كمك كنند و به گمراهان و آلودگان بيفزايند.[JUSTIFY]برگرفته از کتاب نظام خانواده در اسلام استاد حسین انصاریان [/JUSTIFY]