[JUSTIFY]اداىحقوق پدر و مادر به اندازه اى سنگين، ظريف و دقيق، و نيازمند به تحمل وطاقت بالا و فوق العاده اى است، كه جز از مؤمن واقعى به حق و قيامت ساختهنيست.كدام مؤمن، مؤمنى كه اوصاف و خصوصيات او در قرآن مجيد بيان شده:انَّما كان قول المؤمنين اذا دُعوا الى الله و رسوله ليَحكُم بينهم انيقولوا سمعنا و اطعنا و اولئك هم المفلحونَ.و من يطع الله و رسوله و يخشالله و يتَّقْه فاولئك هم الفائزونَ. سخن و گفتار مردم مؤمن غير از ايننيست كه وقتى به سوى خدا و رسول خدا دعوت شوند، تا بين آنان حكم كند از دلو جان بگويند، مى شنويم و اطاعت مى كنيم، اينان رستگاران واقعى هستند.هركس فرمان خدا و رسولش را اطاعت كند و خداترس و اهل تقواى الهى باشد، بهفوز واقعى رسيده.اكنون حكم حضرت حق را نسبت به پدر و مادر در سوره مباركهاسرا ملاحظه كنيد :و قضى ربّك الاّ تعبدوا الاّ ايّاه، و بالوالديناحساناً اِمّا يبلغنَّ عندك الكِبر احدهما، او كلاهما، فلا تقل لهما افٍّ،و لا تنهرهما و قل لهما قولاً كريماً، و اخفض لهما جناح الذُّلِّ منالرَّحمةِ و قل ربِّ ارحمهما كما ربَّيانى صَغيراً. تفسير و توضيح و معناىواقعى اين آيه شريفه كه حق پدر و مادر را به دنبال حق خدا قرار داده، واين ترتيب دليل بر عظمت مسئله است، در كتاب بسيار پرقيمت كافى جلد دومصفحه 157 روايت اول از قول امام به حق ناطق حضرت صادق (عليه السلام)روايتشده.كتاب شريف كافى به خاطر مؤلف بزرگوارش مرحوم كلينى ( ره ) كه در عصرغيبت صغرى مى زيسته، و به خاطر محتويات و رواياتش، كه از راويان نزديك بهعصر معصوم گرفته شده، و به خاطر ترتيب و نظمش، و به جهت توجهى كه از روزتأليف تاكنون به آن شده، و محض اينكه از مصادر و منابع بسيار مهم اصول دينو فقه اهل بيت است، از اعتبار ويژه اى برخوردار است، كه كتب ديگر از چنيناعتبارى برخوردار نيستند.من فكر نمى كنم بعد از تفسير اين آيه، آن هم ازقول حضرت صادق (عليه السلام)، در كتابى چون كافى نسبت به حقوق پدر و مادرعذرى براى كسى باقى بماند.راوى مى گويد از حضرت صادق معناى آيه را پرسيدمحضرت فرمود :احسان به پدر و مادر يعنى بخوبى و به شيرينى و با حالى خوش وبا صبر و حوصله با آنان نشست و برخاست كنى، با كسالت و چهره درهم با آنانروبرو نشوى، و هرچه نياز دارند گرچه مستغنى باشند، بدون اينكه وادار شونداز تو بخواهند براى آنان فراهم آورى، و هر وقت به ديدنشان مى روى با دستپر بروى.مگر خداوند نفرموده :لن تنالوا البرَّ حتّى تنفقوا ممّا تحِبُّون.به نيكى نمى رسيد مگر از آنچه دوست داريد در راه خدا انفاق كنيد.و اماگفتار حضرت حق كه فرمود : اگر يكى از آنها يا هر دوى آنها پير بودند، درصورتى كه به خاطر پيرى و ضعف و كم حوصلگى تو را ناراحت و دلتنگ كردند بهآنان اف نگوئى، و اگر ترا زدند صدايت را بلند نكن با آنان با سخن كريمانه،قول بزرگوارانه روبرو شو، و اگر باز بروى تو دست بلند كردند، به آنان بگوخداوند هر دوى شما را مورد مغفرت قرار دهد، و اين گونه سخن نيست مگر قولكريم.سپس مى فرمايد نهايت تواضع و فروتنى را نسبت به آنان رعايت كن، و جزبه رحمت و رأفت به آنان نظر مينداز، و صدا و دست بالاى صدا و دست آنانبلند مكن، و جلوتر از آنان منشين و بر ايشان مقدّم مشو.به آنان دعا كن وبگو خدايا اين دو نفر را مورد رحمت قرار بده، چنانكه در كودكى مرا پرورشدادند تا به اينجا رسيدم.در آيه ديگر مى فرمايد :اَن اشكر لى و لوالديكالىَّ المصير، و ان جاهداك على ان تشرك بى ما ليس لك به علم فلا تطعهما وصاحبهما فى الدّنيا معروفاً و اتَّبع سبيل من اناب الىَّ ثمَّ الىَّمرجعكم فانبِّئكم بما كنتم تعملون. مرا نسبت به تمام نعمت هايم شكر كن، وسپس از پدر و مادرت در مقابل زحمات طاقت فرسائى كه براى تو كشيدند تشكرنما، بازگشت همه در قيامت به من است، آنجا نسبت به تمام وظائفى كه داشتيدمؤاخذه خواهيد شد.اگر از تو دعوت به شرك كنند، چيزى كه آن را حق نمى دانى،از آنان اطاعت مكن، ولى با آنان در عين اينكه مشركند معاشرتى نيكو داشتهباش، و از راه آنكه رجوع و انابه اش به من است پيروى كن، كه بازگشت همهشما پس از مرگ به من است، و من همه شما را به آنچه انجام داده ايد آگاه مىكنم.
نكته اى عجيب
چون موسى مبعوث به رسالت شد، دستور گرفت كه دربرخورد با فرعون با زبان نرم و ليّن با او سخن بگويد، سبب پرسيد، پاسخشنيد، او پانزده سال زحمت تو را كشيد، و از ايام شيرخوارگى تا جوانى براىبزرگ كردن تو متحمّل رنج و مشقت شد، بنابراين نسبت به تو بوى حق پدرى مىدهد، و تو نبايد با او بلند بلند صحبت كنى، و با خشونت با او روبرو شوى.
مسئله اى ظريف
درتفسير منهج در توضيح آيه شريفهالم يجدك يتيماً فآوى. آورده كه خداوندمتعال به رسولش فرمود من قبل از ولادت تو پدرت را از دنيا بردم، و در ايامكودكى تو مادرت را به آخرت منتقل كردم، زيرا اگر زنده مى ماندند، تحمل بارنبوت و بار اداى حقوق پدر و مادر براى تو كمر شكن بود.
روايات باب حقوق پدر و مادر
راوىاز حضرت صادق (عليه السلام) پرسيد :أَيُّ الاَْعْمالِ اَفْضَلُ ؟ قالَالصَّلاةُ لِوَقْتِها، وَ بِرُّ الْوالِدَيْنِ، وَ الْجِهادُ فى سَبيلِاللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. چه عملى در ميان اعمال از برترين هاست ؟ فرمود :نماز در وقت خودش، نيكى به پدر و مادر، جهاد در راه خدا.امام صادق (عليهالسلام) فرمود :ما يَمْنَعُ الرَّجُلَ مِنْكُمْ اَنْ يَبِرَّ والِدِيْهِحَيَّيْنِ وَ مَيِّتَيْنِ.چه مانعى در راه شماست، كه به پدر و مادر نيكىكنيد، زنده باشند يا مرده.از حضرت پرسيد براى پدر و مادر از دنيا رفته چهكنيم ؟يُصَلِّىَ عَنْهُما وَ يَتَصَدَّقَ عَنْهُما وَ يَحُجَّ عَنْهُما،وَ يَصُومَ عَنْهُما. از جانب آنها نماز خوانده شود، صدقه بدهند، حج بجابياورند، و روزه بگيرند.
اسلام آوردن زكريا بن ابراهيم و خدمت او به پدر
و مادر
زكريامى گويد مسيحى بودم و در مسيحيت متعصب، مسلمان شدم، و خوشحال بودم، به مكهرفتم، خدمت حضرت صادق (عليه السلام) رسيدم فرموداگرپرسشى دارى،بپرس. عرضكردم : خانواده ام مسيحى هستند، تنها مسلمان آن خانواده منم، مادرم كورشده، من به ناچار با آنان زندگى مى كنم، زيرا پدر و مادرم جز من كسى راندارند، دوست دارند با آنها هم غذا شوم و از ظرف آنان آب بخورم، فرمودندپدر و مادرت گوشت خوك مى خورند گفتم نه، با خوك تماسى دارند ؟ گفتم :نه.فرمود : از آن خانه بيرون نرو. از پدر و مادرت جدا مشو، به مادرت خدمت كن،كارهايش را انجام بده، او را به حمام و دستشوئى ببر، لباسهايش را عوض كن،لقمه به دهانش بگذار!وقتى به كوفه برگشتم تمام دستورات حضرت را نسبت بهمادر عمل كردم، به من گفت حقيقت را به من بگو آيا مسلمان شده اى ؟ گفتم :آرى و اين همه خدمت و محبت به دستور امام زمانم فرزند رسول اللّه حضرتصادق(عليه السلام) است، مادرم گفت: او خود پيامبر است. گفتم: نه او امامششم و زاده رسول حق است، گفت: نه، اين كارهائى كه در حق من انجام مى دهىدستور انبياء خداست، در هر صورت من كورم، در عين كورى مى فهمم كه دين تواز دين من بهتر است، من را هم به دين خودت راهنمائى كن، مادرم را به عرصهگاه مسلمانى آوردم. نماز ظهرش را با من خواند، وقت مغرب به من گفت بازنماز بخوان تا با تو بخوانم، زيرا من از برنامه ظهر لذت بردم، نماز مغربرا با من خواند و پس از نماز از دنيا رفت، يادم آمد كه حضرت فرمود اگرمادرت از دنيا برود خودت دفنش كن، شيعيان را اول صبح خبر كردم، گفتند بهكشيش بگو، گفتم مسلمان شده بود، به من كمك كردند تا كارهايش انجامگرفت.[81]جابر جعفى مى گويد: در محضر امام صادق (عليه السلام) بودم، مردىعرضه داشت پدر و مادرم از اهل سنت اند و بسيار متعصب، با آنها چگونه رفتاركنم؟ امام فرمود: با شيعيان واقعى ما چگونه برخورد مى كنى؟ عرض كرد: باعشق و محبت، و با اقدام به حلّ مشكلات آنان، فرمود : با پدر و مادرت بههمين صورت رفتار كن. حضرت باقر (عليه السلام) فرمود :جوانى در زمان زندهبودن پدر و مادرش به آنان زياد خدمت مى كند، پس از مرگ در وصيت پدر و مادراين جمله را مى بيند، فرزندم مقدارى مديون هستيم، از عهده پرداختشبرنيامديم،تو از جانب ما اين دين را اداكن، پسر مى گويد: به من هيچ ربطىندارد، مى خواستند خودشان در زمان حيات بدهى خود را اداكنند، او از حضرتحق حتى براى آنان طلب مغفرت هم نمى كند، خداوند دستور مى دهد وى را ازجمله عاق شده ها ثبت كنند!و فرزندى در حيات پدر و مادر عاق است ولى پس ازمرگ آنها دينشان را ادا مى كند، و براى آنان طلب مغفرت مى نمايد، جزءنيكوكاران به پدر و مادر ثبت مى شود. در كتاب امالى از حضرت صادق (عليهالسلام) روايت مى كند موسى (عليه السلام) در سايه عرش چهره اى زيبا ديدعرضه داشت :مَنْ هذَا الَّذى قَدْ اَظَلَّهُ عَرْشُكَ.اينكه عرش سايه برسرش انداخته كيست ؟خطاب رسيد شخصى است كه به پدر و مادرش زياد نيكى كرده،و پرونده اش از نمّامى و دو به هم زنى پاك بوده است.امام ششم (عليهالسلام) مى فرمايد : اگر مى خواهيد مرگ بر شما آسان شود، به اقوامتان سربزنيد، و به پدر و مادر نيكى كنيد، كه به ملك الموت خطاب مى رسد به او سختنگير، و نيز فقر را از شما تا آخر عمر دور مى كند.مردى در كنار كعبه بهابوذر گفت : به چهره على زياد نگاه مى كنى، جواب داد كنار پيامبر بودم،بين من و حضرت فاصله نبود، خطاب به من فرمودند :اَلنَّظَرُ اِلى عَلِىِّبْنِ اَبيطالِب عِـبادَةٌ، وَ النَّـظَرُ اِلَـى الْـوالِـدَيْنِبِـرَأْفَة وَ رَحْمَة عِبادَةٌ. نگاه به چهره على و نظر به رأفت و رحمتبه پدر و مادر عبادت است.على (عليه السلام) فرمود :سخن پدر و مادر را درتمام برنامه ها بپذير، مگر در معصيت خدا.امام هفتم (عليه السلام) فرمود :مردى به رسول خدا عرضه داشت حق پدر را برايم بگو. حضرت فرمود :لايُسَمّيهِ بِاسْمِهِ وَ لا يَمْشى بَيْنَ يَدَيْهِ، وَ لا يَجْلِسُقَبْلَهُ، وَ لا يَسْتَسِبُّ لَهُ. او را بنام نخواند، جلوتر از او راهنرود، قبل از او ننشيند، و عامل فحش به او نگردد.حضرت صادق (عليه السلام)فرمود : بر عهده فرزندان نسبت به پدر و مادر سه چيز واجب است : از آنان درهمه حال تشكر كنند، در غير معصيت خدا امر و نهى آنان را بپذيرند، و درپنهان و آشكار خيرخواه آنان باشند. رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود : به عاق گفته مى شود :اِعْمَلْ ما شِئْتَ فَاِنّى لا اَغْفِرُلَكَ. هر چه مى خواهى بكن، كه من تو را نمى بخشم.و نيز آن جناب فرمود:اِثْنانِ يُعَجِّلُهُمَا اللّهُ فِى الدُّنْيا، اَلْبَغْيُ وَ عُقُوقُالْوالِدَيْنِ. نسبت به عقوبت دو چيز در دنيا عجله مى شود : زنا و عاق پدرو مادر بودن.و نيز آن حضرت فرمود :مَنْ اَحْزَنَ والِدَيْهِ فَقَدْعَقَّهُما.كسى كه پدر و مادر را غصه دار كند، عاق آنها شده.امام ششم (عليهالسلام) فرمود : تند نظر كردن به پدر و مادر از عوامل عاقّى است.مردى بهحضرت رسول (صلى الله عليه وآله وسلم) گفت :ما مِنْ عَمَل قَبيح اِلاّ قَدْعَمِلْتُهُ فَهَلْ لى مِنْ تَوْبَة ؟كار زشتى نيست مگر آنكه من انجام دادهام، براى من راه توبه باز هست ؟فرمود: پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: مادرماز دنيا رفته ولى پدرم زنده است، حضرت فرمود اگر مى خواهى تمام گناهانتبخشيده شود برو به پدرت نيكى كن، آن مرد وقتى از مسجد بيرون رفت، حضرتفرمود :لَوْ كانَتْ أُمُّهُ.اگر مادرش زنده بود با نيكى به او به مغفرتخدا نزديك تر بود. موسى سه بار از خداوند طلب سفارش كرد خطاب رسيد تو رادوباره به مادر سفارش مى كنم و يك بار به پدر. حضرت باقر (عليه السلام)فرمود : در سه چيز براى كسى آزادى نيست :اداء امانت به خوب و بد، وفاء بهعهد به خوب و بد، نيكى به پدر و مادر به خوب و بد.
شيخ انصارى و مادر
شيخاعظم، فقيه بزرگ، خاتم مجتهدان مادرش را تا نزديك حمّام به دوش مى گرفت واو را به زن حمامى سپرده، مى ايستاد، تا بعد از پايان كار او را به خانهبرگرداند.هر شب به دست بوسى مادر مى آمد، و صبح با اجازه او از خانه بيرونمى رفت.پس از مرگ مادر به شدت مى گريست فرمود گريه ام براى اين است كه ازنعمت بسيار مهمى چون خدمت به مادر محروم شدم، شيخ پس از مرگ مادر با كثرتكار و تدريس و مراجعات تمام نمازهاى واجب عمر مادرش را خواند، با آنكهمادر از متديّنه هاى روزگار بود.
عاق مادر
جوانى در حال مرگ بود،رسول خدا به عيادتش آمد، شهادتين را به او تلقين فرمود، جوان رو برگرداند،و از گفتن خوددارى كرد، رسول حق فرمود مادر دارد عرضه داشتند آرى، مادر راخواست فرمود از فرزندت ناراضى هستى؟ گفت آرى، فرمود راضى شو زيرا زبانش ازگفتن شهادتين بسته شده، عرضه داشت دلم را سوزانده، از او ناراحتم، فرمودبه خاطر من راضى شو، محض رسول خدا از او اعلام رضايت كرد، حضرت فرمود : بهوحدانيت حق و رسالت من شهادت بده، شهادت داد، فرمود چرا بار اول نگفتى عرضكرد هيولاى وحشتناكى به من حمله مى كرد من از گفتن باز مى ماندم، اكنونآن هيولا از من دور مى شود كه من توانستم سهل و آسان شهادتين بگويم .امامسجاد (عليه السلام) فرمود :
نسبت به مادر اين معانى را توجه داشته باش: تو را نه ماه يا كمتر چون بار سنگينى حمل كرد، كه احدى نسبت به احدى آنرا تحمل نمى كند، از ثمره قلبش خرج تو كرد، كه كسى براى كسى انجام نمىدهد، با تمام وجودش تو را حفظ كرد، تو را سير كرد و به گرسنگى خود توجهنكرد، تو را سيراب كرد، و تشنگى خود را لحاظ ننمود، تو را پوشاند، خود رابه حساب نياورد، گرما خورد ولى تو را از آن حفظ كرد، به خاطر تو از خوابشيرين چشم پوشيد، از سرما و گرما تو را محافظت نمود، تا فرزندى چون تو راداشته باشد، تو طاقت سپاس از او را در برابر اين همه زحمات جز به توفيقخداوند مهربان ندارى. حكم نامى مى گويد به امام ششم(عليه السلام) عرضهداشتم، پدرم خانه اى به من بخشيد، فعلاً قصد برگشتن به آن را دارد، فرمود: پدرت كار بدى كرده، اگر با تو به دعوا برخاست، تو صدايت را در برابر اوبلند نكن، اگر او داد و بيداد كرد، تو با او آهسته صحبت كن.(... ما انفقتممن خير فللوالدين و الاقربين ... )
[/JUSTIFY]
برگرفته از کتاب نظام خانواده در اسلام استاد حسین انصاریان