دکترعلیرضا آزمندیان در سال ۱۳۳۲ در تهران متولد شد. در دبیرستان علوی تحصیلکرد و سال ۱۳۵۵ در رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه ”صنعتی شریف“فارغالتحصیل شد.



دکترعلیرضا آزمندیان در سال ۱۳۳۲ در تهران متولد شد. در دبیرستان علوی تحصیلکرد و سال ۱۳۵۵ در رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه ”صنعتی شریف“فارغالتحصیل شد. همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی بهعنوان خبرنگار سیاسیو اقتصاد در صدا و سیما مشغول به کار شد و با حضور در جبهههای جنگ و تهیهگزارشهای تلویزیونی، رشادتهای رزمندگان اسلام را به تصویر کشید. او تنهاخبرنگاری است که از واقعه حمله نظامی آمریکا به طبس گزارش کاملی تهیه کرد.وی سال ۱۳۶۴ برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در رشته مهندسی صنایع مدرکفوق دکترا گرفت.
او با اشراف کامل به مکانیسم فکر و باور، وبرنامهریزی سیستم ضمیر ناخودآگاه و بهکارگیری تکنیکهای بزرگ روز، درخدمت ایرانیان است تا با استفاده از دستورهای علمی انسانهای متحول،هدفدار و توانمند و پرحاصل برای کشورش تربیت کند؛ او معتقد است: ”تکنولوژیفکر، سیستم علمی و جدیدی است که انسان از طریق آن به دنیای مطلوب خودمیرسد و دریچهای را بهسوی بهشت میگشاید. این بهشت قوانین خاصی دارد.در این بهشت، به هر چه بیندیشی همان را خلق میکنی“.
▪ استاد آزمندیان لطفاً بگوئید چطور شد که به این جایگاه رسیدهاید؟
پساز شش سال خبرنگاری، با خواندن کتاب ”بیاندیشید و ثروتمند شود“ تحولی درمن صورت گرفت و باور کردم که محکوم نیستم که فقط یک کارمند ساده باشم وماهی هفت هزار تومان حقوق بگیرم. چون بزرگترین آرزوی من ادامه تحصیل بود وآن زمان در ایران مقاطع فوقلیسانس و دکترا در رشته مهندسی، تدریس نمیشدبنابراین باید به خارج از ایران میرفتم که البته این کار هزینه زیادیدربرداشت. در همان زمان بود که من دریافتم که انسان قدرت زیادی دارد، و باقانونمندیهای جهان هستی آشنا شدم و با تلاش شبانهروزی توانستم ظرف دوسال، ثروت حلال خوبی به دست آورم تا بتوانم به همراه خانوادهام برایادامه تحصیل به آمریکا سفر کنم.
پس از ۱۲ سال تحقیق و تدریس دردانشگاههای آمریکا و سفر به ۵۰ کشور جهان، دانش زیادی را در زمینهتکنولوژی فکر بهدست آوردم سپس برای انتقال دستاوردهای خود به ایرانبازگشتم. در مورد مباحث ”توسعه انسانی و شخصیتی“ مطالعه و تفکر کردم و آنمباحث را با آیات و روایات اسلامی خودمان تطبیق داده و تلفیق کردم و یکپکیج اسلامیزه و ایرانیزه و اکنون هفت روز هفته برای مردم، سازمانها وارگانهای مختلف، و فرماندهان سپاه، مدیران کارخانجات، کارمندان،دانشجویان، صنعتگران و ... در تهران و سایر شهرها سخنرانی و سمینار برگزارمیکنم.
▪ هدف شما از تأسیس این مؤسسه چه بوده؟
در سال ۱۳۷۶”مؤسسه علمی فرهنگی پدیده فکر“ را تأسیس کردم. هدف از این اقدام، اشاعهتکنولوژی انسانی... الهی برای ۷۰ میلیون مردم ایران است. ما در واقع،میخواهیم این پیام را به مردم برسانیم که بهگونه دیگری هم میتوان زیست.با اجراء کنفرانس، سمینار و برگزاری کلاسهای مختلف این هدف را به پیشمیبریم.
▪ این مؤسسه چه محصولاتی ارائه میدهد؟
محصولات فرهنگیکه عبارتند از: کتاب، سیدی، نوارهای ویدئوئی و نوارهای کاست آموزشیتکنولوژی فکر که دنیائی از تحول، انگیزه، اعتمادبهنفس و نشاط را در انسانبهوجود میآورد و نیز کارتهای تکنولوژی فکر همراه با عکسهای زیبا وجملات زندگیبخش که عالیترین تأثیرگذاری را بر ضمیر ناخودآگاه دارد و باارسال پیامهای قدرتمند و تصویرسازی ذهی برای رسیدن به اهداف زندگی و تحولو خودشکوفائی به انسان آموزش میدهد.
▪ با این همه تکاپو دستاوردهایتان را چطور ارزیابی میکنید؟
بینظیر.هر فردی که دوره تکنولوژی فکر را میگذراند با توانمندیهای خود آشنامیشود، به اعتماد به نفس و شخصیت الهی - انسانی میرسد، ارتباط با کائناترا میآموزد و سرنوشت خود را خودش طراحی میکند و منتظر تقدیر نمیماند.
مادر این دفتر، دوازده خط تلفن داریم که مردم از تمام نقاط ایران و سراسردنیا با ما تماس میگیرند و از تحولات درونی خود میگویند، داستانزندگیشان را تعریف میکنند، نامه مینویسند. ما از بازخورد کارمان(feed-back) کاملاً راضی و خشنودیم.
▪ خودتان کتاب تألیف کردهاید؟
بله.کتاب تکنولوژی فکر ”چگونه راه سعادت را یافتم“ که به چاپ شانزدهم رسیده،این کتاب به انسان میآموزد که چگونه از هر لحظهٔ زندگی خود استفاده کردهو از آن لذت ببرد تا به سعادت دنیا و آخرت برسد. و دیگری کتاب ”زندگی درمسیر کمال“ که مبحث الهی عرفانی دارد و به انسان میآموزد که چگونه بهمعرفت نفس خود بپردازد تا به معرفت خدا و زندگی برسد.
▪ چطور اطلاعرسانی میکنید؟
زمانیکهتازه به ایران برگشته بودم به یاد دارم که به پارک ملت میرفتم و آگهیهایخودم را روی نیمکتهای پارک میگذاشتم. چون خودم خجالت میکشیدم آنها راتوزیع کنم. معمولاً دورتر میایستادم تا عکسالعمل مردم را ببینم. هر کسبرگه آگهی را برمیداشت خوشحال میشدم و هر کس آن را پاره میکرد ناراحت.بعدها از طریق روزنامهها اقدام کردم و امروزه هم از طریق نشریات، اینترنتو شبکههای ماهوارهای با مردم در ارتباط هستیم.
▪ نقش شرکتکنندگان بهویژه خانمها را چطور میبینید؟
آنچهکه بر من محقق شده و اکنون برای اولین بار در صحبت با شما مطرح میکنم ایناست که استقبال خانمها از این مبحث ۸۰ درصد و استقبال آقایان ۲۰ درصداست. خانمها نسبت به تغییر و تحول، مبحث بهتر زندگی کردن، بهتر فرزندتربیت کردن و ... بیشتر علاقهمند و مسئولان ما باید بدانند که امروزه چهنوع نگاهی در زنان و دختران ما وجود دارد و آنها چقدر خواهان رشد،ارتباطات قویتر و پیشرفت هستند. مرد وقتی متحول میشود بیشتر دنیای خودشتغییر میکند اما تحول زن میتواند همسر و فرزندان (خانواده) را متحولکند.
زن خوب فرمانبر پارسا
کند مرد درویش را پادشاه
▪ یک درد دل؟
همهاحساس یک معلم این است که پیامش به شاگردانش منتقل شود. معلمان مثلپیامبران هستند که دوست دارند که انسانها به سمت پیام الهی بیایند. درددل من این است که چرا یک شبکه ماهوارهای میآید نوارهای تکنولوژی فکررابه خارج از کشور (آلمان) میبرد و از آنجا برای مردم جهان پخش میکند وایرانیان مقیم خارج از آن استفاده میکنند و تماس میگیرند که چرا تا بهحال ما از این مباحث بیخبر بودهایم! یا تماس میگیرند چرا شبکههایبرونمرزی ایران ثمل جام جم این برنامهها را پخش نمیکنند؟! درد دل مناین است که چرا مباحث تکنولوژی فکر از صدا و سیمای خودمان (رسانه ملی) پخشنمیشود تا بسیاری از اقشار مسلمان و متدین ایرانی که ماهواره ندارند همبتوانند از این مباحث که دنیائی از انگیزه و نشاط و تلاش است، بهره ببرند.
▪ موفقیت؟
قانونمندیها برای خلق دستاوردها.
▪ پول؟
ابزاری ارزشمند برای رسیدن به دنیای معنویت و عشق.
▪ زندگی؟
زیباترین واژهای که خدای مهربان برای انسان قرار داده.
▪ ترس؟
علف هرزی در باغچه ذهن.
▪ شکست؟
تجربه.
▪ خدا؟
زیباترین واجبالوجود هستی و عاشقترین موجود جهان.
▪ تلخترین و شیرینترین خاطره شما؟
تلخترینسقوط خرمشهر که خودم شاهد آن بودم، و شیرینترین هم روز سوم خرداد کهخرمشهر را پس گرفتیم و من اولین خبرنگاری بودم که وارد شهر شدم.
▪ زندگی در مسیر کمال؟
نوعی زندگی که هر روزش بهتر از روز قبل باشد.
▪ علیرضا آزمندیان؟
دوست دارم روی سنگ قبرم بنویسند ”کسی که برای همه مردم ایران منشاء اثر بود“