[JUSTIFY]درميان مسلمانان و مردم مؤمن رسم بر اين است، كه پس از اتمام تحقيقاتخانواده پسر و دختر، جهت امر ازدواج و مِهربران، و شرايط عقد و عروسى باهم به گفتگو مى نشينند.سعى خانواده ها بايد بر اين باشد، كه در مشورت وپاسخ سئوالات و پرسش هائى كه در رابطه دختر و پسر مى شود، آن سئوالات وپاسخ هائى كه در چهارچوب شرع مقدس و جهت عقلائى مورد قبول است، با تماموجود از خود صداقت نشان دهند.سنّ واقعى دختر و پسر را بگويند، شغل پسر ودارائى وى و اخلاق و رفتار و روحيات، و طريقه معاشرت و معاشران وى را، واينكه تحصيلات او در چه مرحله اى است به راستى و درستى بيان كنند، اگر عيبو نقصى در او هست خبر دهند، شايد آن عيب و نقص قابل اغماض باشد، و نيزخانواده دختر در پاسخ به سئوالات خانواده پسر صداقت و انصاف به خرج دهند،و از گفتن سخن راست و كلام صدق وحشت نكنند، كه بيان تمام مسائل لازم راههرگونه اشكال و بن بست را در آينده مى بندد، و از پيش آمدن خسارت و تلخى وتفرقه، و به هم خوردن رابطه دو خانواده، و ايجاد بگو مگو جلوگيرى مىكند.در اين زمينه مكر و حيله و خدعه و تزوير و تدليس و عيب پوشى، خلافاخلاق و حرام شرعى، و معصيت بزرگ است، و دود اين آتش در درجه اول به چشمزن و شوهر، و در مرحله دوم به چشم دو خانواده مى رود.راستى و صداقت هر دوخانواده را از زيان و خسارت، و از به بار آمدن تلخى و محنت حفظ مى كند، وراه تصميم گيرى را براى هر دو طرف آسان نموده، و موجب فلاح و نجات ورستگارى است.تدليس و خدعه و مكر و حيله گاهى مجوّز بهم خوردن عقد، و ساقطشدن مهر، و فسخ نكاح بدون طلاق است، و اين گشايشى است كه اسلام به يكى ازدو طرف كه در معرض خدعه و تدليس قرار گرفته اند داده است.قرآن مجيد وروايات مردم را از هر گونه خدعه و مكر و تدليس و فريب دادن منع مى كنند، وخدعه گر را مستحق عقاب الهى در دنيا و آخرت مى دانند.رسول خدا (صلى اللهعليه وآله وسلم) مى فرمايد :لِيْسَ مِنّا مَنْ ماكَرَ مُسْلِماً. از مانيست كسى كه با مسلمانى مكر كند.اميرالمؤمنين (عليه السلام) مى فرمايد:الْمَكْرُ بِمَنْ ائْتَمَنَكَ كُفْرٌ.مكر به كسى كه تو را امين خود قرارداده كفر است.و نيز آن حضرت فرمود :مَنْ مَكَرَ حاقَ بِهِ مَكْرُهُ.كسى كهخدعه و حيله كند و نسبت به مردم مكر بورزد، زيان و ضرر مكرش خود او راخواهد گرفت.در خطبه 193 نهج البلاغه حضرت مولا در ويژگى اهل تقوا مىفرمايد :وَ لا دُنُوُّهُ بِمَكْر وَ خَديعَة.نزديك شدن اهل تقوا به مردمبا كمك مكر و حيله نيست.رسول حق(صلى الله عليه وآله وسلم) مىفرمايد:اَلْمَكْرُ وَ الْخَديعَةُ وَ الْخيانَةُ فِى النّارِ.مكر و خدعه وخيانت در آتش جهنم است.و نيز آن حضرت فرمود :مَنْ كانَ مُسْلِماً فَلايَمْكُرُ وَ لا يَخْدَعُ فَإِنّى سَمِعْتُ جَبْرَئيلَ يَقُولُ : اِنَّالْمَكْرَ وَ الْخَديعَةَ فِى النّارِ.كسى كه مسلمان است مكر و خدعه نمىكند، من از جبرئيل شنيدم مكر و خدعه در آتش است.مسائل مربوط به تدليس، ومخفى كردن عيوب مرد يا زن، و خدعه و حيله و خلاصه آنچه كه مرد يا زن را درادامه زندگى، يا طلاق، يا رها كردن بدون طلاق، و مديون بودن مرد نسبت بهمهر، يا ساقط شدن مهر و صداق آزاد مى گذارد در جلد صدم بحار چاپ مؤسسهوفاء بيروت صفحه 361 به بعد و در رسائل عمليه مراجع بزرگ در بخش ازدواج بهطور مفصل آمده است.
وجوب پرداخت مِهر و صداق
پس از گفتگوى صادقانهبين دو خانواده، يا عروس و داماد، بنا بر اصول شرعيه در مسئله صداق درحدّى كه افراط و تفريط در كار نباشد توافق نمايند.البته به هر مقدار كه درمهر و صداق آسان گيرى شود، و اندازه آن را در حد اعتدال قرار دهند بيشترموجب خوشنودى حق است.اولياى اسلام براى اينكه زمينه ازدواج دختران و پسرانبهتر و راحت تر فراهم شود، سفارش اكيد نموده اند كه در مسئله مهر و صداقسخت گيرى نشود.خانواده ها تصور نكنند مهر سنگين باعث استحكام زندگى وتداوم آئين نكاح است، چه بسا دخترانى كه با مهر سنگين به خانه پدر برگشتندو به خاك ذلت نشستند، و آرامش روحى خود را از دست دادند.در اين امور بهرحمت و لطف و عنايت حضرت حق تكيه كنيد، و از آنچه باعث درد سر و تحقير وتوهين در آينده براى يكى از دو طرف است بپرهيزيد.چون در مسئله مهر توافقحاصل شد، و به رضايت طرفين اصلى يعنى عروس و داماد اندازه آن معين گشت، بهمحض اجراى صيغه عقد نصف آن دين واجب بر عهده شوهر، و نصف ديگر پس از عروسىو زناشوئى و هم خوابگى بر عهده مرد به عنوان دين شرعى مستقر مى گردد،چنانچه همان وقت عقد پرداخت شود، ذمه شوهر آزاد، و زن به حق شرعى و قانونىخود رسيده.جوانان به اين معنى توجه داشته باشند، كه مهر و صداق پرداختش برعهده آنان لازم، و امساك از رساندنش به صاحب حق حرام و گناه بزرگ است.وجوباداى مهر حقيقتى است كه در قرآن مجيد در سوره مباركه بقره آيات 236 ـ 237و 241 و در سوره نساء آيه 4 و سوره قصص آيات 27 و 28 و سوره احزاب آيه 49به آن تصريح شده، و كسى را نمى رسد كه در اين زمينه و در زمينه هاى ديگركمترين ستمى به زن روا دارد.رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:مَنْ ظَلَمَ اِمْرَأَةً مَهْرَها فَهُوَ عِنْدَ اللّهِ زان يَقُولُاللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ: عَبْدى زَوَّجْتُكَ أَمَتىعَلى عَهْدى فَلَمْ تُوفِ بِعَهْدى وَ ظَلَمْتَ أَمَتى فَيُؤْخَذُ مِنْحَسَناتِهِ فَيُدْفَعُ اِلَيْها بِقَدْرِ حَقِّها، فَإِذا لَمْ تَبْقَلَهُ حَسَنَةٌ أُمِرَ بِهِ اِلَى النّار بِنَكْثِهِ لِلْعَهْدِ إِنَّالْعَهْدَ كانَ مَسْؤُولاً.
كسى كه مهر زن را ظالمانه نپردازد، نزدخداوند زناكار محسوب مى شود، روز قيامت حضرت حق به او خطاب مى كند، بندهمن كنيزم را بر اساس پيمانى كه با تو بستم « عقد و ازدواج » به تو تزويجنمودم، به پيمان من وفا نكردى، و بر او ستم روا داشتى، سپس به اندازه حقزن از حسنات مرد برداشته در پرونده همسرش مى گذارند، و چون حسنه اى بهاندازه پركردن حق زن نماند، به گناه پيمان شكنى به آتشش مى برند، عهد وپيمان مسئوليت دارد.امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد :السُّراقُثَلاثَةٌ :مانِعُ الزَّكاةِ، وَ مُسْتَحِلُّ مُهُورِ النِّساءِ، وَ كَذلكَمَنِ اسْتَدانَ وَ لَمْ يَنْوِ قَضاءَةُ.دزدان سه طايفه اند :آنان كه ازپرداخت زكات بخل مىورزند، كسانى كه خوردن و به غارت بردن مهر زن را حلالمى دانند، و مردمى كه قرض مى گيرند و خيال اداى آن را ندارند.حضرت رضا(عليه السلام) از پدران بزرگوارش از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)روايت مى كند :إِنَّ اللّهَ تَعالى غافِرُ كُلِّ ذَنْب إِلاّ مَنْ جَحَدَمَهْراً أَوِ اغْتَصَبَ أَجيراً أَجْرَهُأَوْ باعَ رَجُلاً حُرّاً. خداوندمتعال آمرزنده هر گناهى است مگر گناه انكار مهر زن، يا غصب دستمزد اجير،يا فروش انسان آزاد.حضرت صادق (عليه السلام) فرمود :أَقْذَرُ الذُّنُوبِثَلاثَةٌ : قَتْلُ الْبَهيمَةِ وَ حَبْسُ مَهْرِ الْمَرْأَةِ، وَ مَنْعُالاَْجيرِ أَجْرَهُ. پليدترين گناه قتل نفس، خوددارى از پرداخت مهر، ونپرداختن اجرت مزدور است.از جانب اولياء اسلام به زنان باكرامت توصيه شده،اگر زمينه مناسبى در برنامه بخشيدن مهر به شوهر ببينند، از اين مرحله عالىاخلاقى كه نشان جود و كرم و سخاوت و بزرگوارى است چشم پوشى نكنند.در روايتبسيار مهمى از رسول خدا آمده :ما مِنْ اِمْرَأَة تَصَدَّقَتْ عَلىزَوْجِها بِمِهْرِها قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِها إِلاّ كَتَبَ اللّهُ لَهابِكُلِّ دينار عِتْقَ رَقَبَة قيلَ يا رَسُولَ اللّهِ فَكَيْفَ الْهِبَةُبَعْدَ الدُّخُولِ ؟ قالَ : إِنَّما ذلِكَ مِنَ الْمَوَدَّةِ وَالاُْلْفَةِ. زنى كه در زمان عقد، قبل از آنكه حق هم بسترى و زناشوئىانجام بگيرد، مهرش را به شوهر ببخشد، به هر دينارى ثواب يك بنده آزاد كردندر نامه عملش ثبت مى شود، گفته شد يا رسول اللّه اگر بعد از انجام عروسىاين بخشش انجام بگيرد چگونه است، فرمود هبه مهر پس از عروسى نتيجه محبت وانس است.
جهاز عروس
در ميان مردم مؤمن و مسلمان رسم است كه از بابپدرى و بزرگترى، و لطف و محبت، و عشق و علاقه، بزرگ خانواده، و ولىّ دختر،براى فرزند دلبند، و نور چشم عزيز خود، جهاز تهيه مى كند.در اين زمينه،بايد به خانواده عروس و داماد اين معنا را توجه داد، كه داماد عزيز وخانواده محترمش قناعت را كه اخلاق انبياء و اولياء و حقيقتى محبوب خداونداست از ياد نبرند، و آنچه را خانواده عروس به اندازه توان و قدرت خود بهدنبال دختر فرستادند با چشم عنايت و محبت و با ديده قناعت بنگرند، تا خداىنخواسته، قدم سرزنش و تحقير، و سركوفت، و حمله به شخصيت افراد، در سرزمينزندگى وارد نگردد. و پدر محترم عروس در تهيه جهاز شأن انسانى، و موقعيتاجتماعى خود و خانواده طرف را لحاظ كند، و از طرفى از اسراف در اين مسئلهبپرهيزد كه خداوند دشمن مردم مسرف است.نيازى نيست كه جهازى وسيع، و اشيائىگران قيمت، و اجناسى فوق العاده تهيه شود، و خرج جهاز خارج از حدود شرعى وعرفى صورت گيرد، و دين و بدهى كمرشكنى به خاطر تهيه جهاز به جاى ماند.دراين مسئله حتماً از چشم همچشمى، و نظر به جهاز اسرافى ديگران دوختنبپرهيزيد، و كارى نكنيد، كه جوانان توقعشان نسبت به جهاز سنگين زنده شود،و تنها سراغ دخترانى بروند كه پدرانشان از ثروت باد آورده بهره مندند، وبراى سايرين در مسئله ازدواج درد سر و مشكلات لاينحل بوجود بيايد، كه اينهمه خلاف انسانيت، و مورد نفرت حق و موجب عذاب و گرفتارى در روز قيامتاست.جهاز را از مال حلال، و ثروت پاك تهيه كنيد، كه عبادت واجب عروس وداماد در لباسها و فرشها و خانه تهيه شده صحيح و شرعى باشد.خود را به خاطرفرزندان و توقعات بيش از اندازه آنان به درد سر دچار نكنيد، و محض آنانراه عقاب و عذاب قيامت را به روى خود باز منمائيد.
الگوى الهى و معنوى در جهاز عروس
علامهمجلسى در احوالات حضرت زهرا (عليها السلام) در كتاب باارزش بحار از قولحضرت صادق (عليه السلام) روايت مى كند :اميرالمؤمنين از زندگى مادى جز يكىدو دست لباس، يك شتر، يك شمشير، و يك زره چيزى نداشت، درآمد روزانه او ازكار كردن در باغ و زمين كشاورزى ديگران تأمين مى شد، چون براى خواستگارىسيده زنان آفرينش به محضر رسول حق آمد، حضرت به او فرمود برخيز و زره رابفروش، زره را فروختم، پولش را در دامان رسول حق ريختم نه من گفتم چهمقدار است، و نه آن حضرت اندازه اش را از من پرسيد.مشتى از پولها را بهبلال مرحمت كرد و فرمود با آن براى دخترم عطر تهيه كن، و قسمتى را بهابوبكر داد و فرمود لباس و اثاث منزل آماده نما، به عمار و جمعى از اصحابفرمود او را در خريد لباس و اثاث خانه كمك كنيد، آنچه خريده شد عبارت بوداز :
1 ـ پيراهن : هفت درهم
2 ـ چارقد : چهار درهم
3 ـ چادر سياه خيبرى
4 ـ يك تخت طناب پيچ
5 ـ يك جفت تشك كه روكش آن كتان مصرى و داخل آن ليف خرما و پشم گوسپند بود.
6 ـ چهار بالش كه روكشش چرم طائف و درونش پوشال بود.
7 ـ يك پرده پشمين
8 ـ يك حصير
9 ـ آسياى دستى
10 ـ يك طشت مسى
11 ـ يك مشك آب
12 ـ يك قدح
13 ـ يك دولچه آب
14 ـ يك آفتابه
15 ـ يك خم سبز رنگ جهت نگهدارى آب يا مواد خوراكى
16 ـ چند كوزه سفالين.
وقتىتمام اجناس را نزد رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) آوردند زير و روكرد و فرمود : خداوند براى اهل بيت مبارك كندآن مرد خدا در نوشتارش نوشته: اين اجناس مختصر جهاز دخترى بود كه پدرش قدرت و محبوبيّتى مافوق تصورداشت، و يارانش به جاى زر و سيم، جان و سر نثارش مى كردند، ولى نه دامادشرا دچار غصه قرض كرد، و نه بيت المال مسلمانان را كه بايد صرف مسكين ويتيم و مصالح عمومى شود، خرج خودنمائى و تجملات بيجا نمود، و نه سطح هزينهازدواج را بالا برد، تا ديگران با الگو گرفتن از او در طول تاريخ دچارزحمت و رنج و محنت و غصه و اندوه شوند.از همه مهمتر، آنقدر صفا و صميميت ويكرنگى و پاكى در كار بود، كه وقتى خودش را از تهيه جهاز كه وظيفه اخلاقىاو بود عاجز ديد، به داماد باكرامت پيشنهاد فروش زره داد، تا با قيمت آنجهاز و اثاث منزل تهيه كند، و اين عمل را به هيچ عنوان موجب سرافكندگى وآبروريزى خود ندانست، و داماد باكرامت هم آنقدر صفا و پاكى و سلامت ونورانيت داشت، كه كمترين سخنى تحت اين عنوان كه جهاز به عهده پدر دختر استبه زبان نياورد، و خيال آن را هم بر دل پاك و الهى خود نگذراند.نتيجه اينازدواج يازده امام معصوم، و محصول اين شجره طيبه از آن زمان تا كنونهزاران فقيه، دانشمند، حكيم، شاعر، عارف، عاشق حق، مرجع تقليد و انسانهاىمؤمن است، ازدواجى كه از نظر بركت و بركات در تمام دوران هستى نمونه ندارد.
دعا در آستانه عروسى
مناجاتبا خدا، و دعا و تضرّع و زارى به پيشگاه حضرت او در تمام اوقات مطلوب، وبه عنوان عبادت ارزيابى شده.از جمله اوقات دعا، و دست برداشتن به سوى حقپيش از انجام مراسم عروسى است.دعا در اين زمان به اجابت نزديك است، وزمينه تحقق آرزوهاى مشروع آماده است.اميرالمؤمنين (عليه السلام) مى فرمايد: كسيكه قصد ازدواج دارد دو ركعت نماز بجاى آورد، و سوره حمد و يس راقرائت كند، و پس از پايان نماز به حمد و ثناى حق برخيزد و بگويد :أللّهُمَارْزُقْنى زَوْجَةً صالِحَةٌ، وَدُوداً، وَلُوداً، شَكُوراً، قَنُوعاً،غَيُوراً، اِنْ اَحْسَنْتُ شَكَرَتْ، وَإِنْ اَسَأْتُ غَفَرَتْ، وَاِنْذَكَرْتُ اللّهَ تَعالى اَعانَتْ، وَاِنْ نَسيتُ ذَكَرَتْ، وَاِنْخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِها حَفِظَتْ، وَاِنْ دَخَلْتُ عَلَيْها سَرَّتْ،وَاِنْ اَمَرْتُها اَطاعَتْنى، وَاِنْ اَقْسَمْتُ عَلَيْها اَبَرَّتْقَسَمى، وَاِنْ غَضَبْتُ عَلَيْها اَرْضَتْنى يا ذَالْجَلالِ وَالاْكْرامِ هَبْ لى ذلِكَ فَإِنَّما أَسْأَلُكَ وَ لا اَجِدُ إِلاّ ماقَسَمْتَ لى، فَمَنْ فَعَلَ ذلِكَ اَعْطاهُ اللّهُ ما سَأَلَ.خداونداهمسرى شايسته، با محبت، فرزندآور، سپاسگزار، قانع، باغيرت به من مرحمتفرما، چون به او نيكى كنم شكر كند، اگر در حقش به اشتباه و خطا بدى كنمگذشت نمايد، اگر تو را ياد كنم كمكم دهد، اگر فراموش كنم يادآورى نمايد،چون از نزدش بروم خودش و حيثيت مرا حفظ كند، به وقتى بر او وارد شومخوشحال شود، امرش كنم از من فرمان ببرد، سوگندش دهم، به سوگندم پاى بندىكند، چون بر او خشم گيرم خوشنودم نمايد، اى صاحب جلال و كرم اين خواسته هارا به من ارزانى دار، من از تو خواستم، و نمى يابم جز آنچه را مقدر مننمائى، آنگاه اميرالمؤمنين فرمود، هر كس در آستانه ازدواج چنين قدمىبردارد با عنايت و لطف حق به خواسته هايش برسد.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]برگرفته از کتاب نظام خانواده در اسلام استاد حسین انصاریان[/JUSTIFY]