ذخیره اطلاعات در مغز روندی است که حافظه نامیده می شود و این امر نیز بهنوبۀ خود جزء اعمال سیناپس‏هاست (سیناپس : فضایی که پیام عصبی از یک سلولعصبی به سلول دیگر منتقل می‏شود). هر بار که نوع خاصی از اطلاعات حسی(بینایی- شنوایی – لمس – بویایی – چشایی ) از یک سیناپس عبور می کند اینسیناپس دفعه بعد برای انتقال همان نوع پیام توانمندتر شده که این روندتسهیل نام دارد بعد از آنکه اطلاعات چندین بار از یک مسیر عصبی عبور کردندآن مسیر به حدی تسهیل می‏شود که حتی بدون وجود محرک خارجی (حواس پنجگانه)در خود مغز تولید شده و این مرحله ای است که اصطلاحا می گوییم “مطلب ملکهذهن شده است” .

انواع حافظه :

۱- حافظه کوتاه مدت (Short-term memory)
شامل خاطراتی می شود که برای چند ثانیه یا حداکثر چند دقیقه دوام می آورند مگر آنکه به انواع بلند مدت آن تبدیل شوند.

۲- حافظه میان مدت (Intermediate-term memory)
که چند روز یا هفته باقی می ماند و در صورت عدم تکرار در ذهن از بین می رود.

۳- حافظه بلند مدت (Long-term memory)
که به دلیل تکرار، اگر یک بار ذخیره شود میتوان تا چندین سال یا حتی تا آخر عمر آن را به خاطر آورد.

تبدیل انواع حافظه به یکدیگر :

برایتبدیل حافظه کوتاه مدت به بلند مدت باید آن را تثبیت کنیم بدین معنی کهاگر حافظه کوتاه مدت به طور مکرر فعال شود تغییرات فیزیکی و شیمیایی درسیناپس ها اتفاق می افتد که مسئول نوع دراز مدت حافظه است . این روند به ۵تا ۱۰ دقیقه برای حداقل تثبت و ۱ ساعت یا بیشتر برای تثبیت قوی نیاز دارد. تکرار نیزجایگزین این زمان می باشد . (همچنین تکرار روزانه و ماهانه ودر کل زمانبندی شده که توصیه متخصصین بر حداقل ۸ بار تکرار با هر منوالیدر ۸ روز متوالی است) - شاید این دلیلی است که همیشه دو کلمۀ تمرین وتکرار را کنار هم می‏بینیم.



نوع دیگری از تقسیم بندی حافظه :

۱-حافظه مشغول به کار : نوعی از حافظه است که در جریان یک استدلال فکریاستفاده می شود ولی در هر مرحله ای که مسئله حل شود، خاتمه می یابد .

۲- حافظه قابل بیان یا اخباری : اساسا به معنای خاطره مربوط به جزئیات مختلف یک فکر جامع است مثلا :

الف) خاطره محیط اطراف
ب) خاطره ارتباط های زمانی
ج) خاطره علل یک تجربه
د) خاطره معنای یک تجربه
ه) خاطره قضاوت یک فرد

۳- حافظه مهارتی

که با فعالیت های بدن مرتبط است مثل تمام مهارت های بازی با توپ.

مغزما این قابلیت را دارد که اطلاعات بی حاصل را نادیده بگیرد وگرنه ظرفیتذهن ما طی چند دقیقه اشباع می شد . این مسئله ناشی از مهار سیناپس مربوطبه این نوع از اطلاعات است. اثر حاصل را عادت کردن habituation یا میگویند که درواقع نوعی از حافظه منفی است . از سوی دیگر در مورد اطلاعاتیکه نتایج مهمی از قبیل درد یا یک حس خوشایند ایجاد می کنند مغز تواناییخودکاری در تقویت و ذخیره سازی مسیر های حافظه دارد . این همان حافظه مثبتاست که ناشی از تسهیل (در بالا توضیح داده شد) مسیر های سیناپسی می باشدکه این فرایند حساس شدن حافظه نامیده می‏شود.

نتیجه گیری : برای ماندگارشدن هرچیز در ذهن، به تکرار نیاز است.