نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: درسـت بـنـویسیم

  1. #1
    کاربرسایت مرداویز آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۵
    نوشته ها
    372
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    درسـت بـنـویسیم

    بنام خدا
    درست بنویسیم


    حسن ذوالفقاری

    هنگامسخن گفتن برای القا به تر معنی ها از تكیه, آهنگ و تأكید بهره می گیریم.رعایت این موردها به سخنور كمك می كند به آسانی بتواند با شنونده اشارتباط برقرار كند. رعایت شیوه ی خط فارسی نیز در یك نوشته موجب گویایی,سادگی و سهولت خواندن و نوشتن می شود. به كمك شیوه ای یك دست از دوگانگیپرهیز می شود.
    در شیوه ی خط فارسی اصل بر چند مطلب است:
    ۱- رعایت موازین دستور زبان فارسی
    ۲- رعایت استقلال واژه ها
    ۳- همخوانی نوشتار با گفتار
    ۴- پی روی واژگان بیگانه از شیوه ی خط فارسی
    ۵- آسانی خواندن و نوشتن
    ٦- گزینش به ترین شكل نوشتاری
    ۷- انعطاف پذیری
    ۸- چشم نوازی و زیبایی خط

    اکنون به این چند جمله دقت كنید:
    ۱- این سخن توسّط استاد گفته شد.
    ۲- كتاب مدیر مدرسه نوشته ی جلال آل احمد كه مبین مشكلات آموزشی ایران است را خواندم
    ۳- فینال آخر مسابقات جام جهانی را دیدم.
    ۴- ظرفیت مسافر این اتوبوس بسیار محدود است.
    ۵- اخوان اعزّه مستحضرند كه قرائت رسالات عدیده موجب رفعت فكر و وسعت نظر می گردد.
    هر یك از این جمله های بالا دچار نارسایی هایی در نگارش هستند .

    در جمله ی نخست با وجود نهاد (استاد) فعل (گفته شد) مجهول به كار رفته است. جمله ی درست چنین است: استاد این سخن را گفت یا این سخن گفته شد.
    در جمله ی دوم«را» نشانه ی مفعول بدون فاصله پس از آن قرار نگرفته است. جمله ی درستچنین است: كتاب مدیر مدرسه نوشته ی آل احمد را كه مبین مشكلات آموزشیایران است، خواندم.
    در جمله ی سوم" فینال" یعنیپایان و به كار بردن آن با كلمه ی "آخر" زاید است. باید گفت: پایانمسابقات (یا آخر مسابقات، یا فینال مسابقات). البته به تر است از كاربردواژه های بیگانه مانند "فینال" پرهیز كنیم و برابر فارسی آن را به کاربگیریم.
    در جمله ی چهارم ، ظرفیت مسافر نادرست است و مقصود ظرفیت اتوبوس است.
    جمله ی پنجمرا به فارسی روان و بدون بهره گیری از واژه های عربی دشوار چنین می تواننوشت: برادران گرامی آگاهند كه خواندن كتاب های فراوان سببب پرواز اندیشهو وسعت نظر می شود.

    در زبان فارسی امروز نمونه های این كاربردهاینادرست در نوشته ها و گفته ها بسیار دیده می شود. شرط یك نوشته ی خوب جزدرون مایه ی علمی و دقیق آن، خالی بودن از علط های زبانی است. ما در اینجا شماری از پر كاربردترین غلط های نگارشی را ذكر می كنیم تا از كاربرداین گونه مواد پرهیز كنیم و یا در صورت دیدن در نوشته های دیگران آن ها رادرست كنیم.

    ۱- از كاربرد واژه های زاید و بی نقش در جمله پرهیز كنیم:
    به جمله های بی نقش «حشو» می گویند. نمونه هایی از حشوهای پركاربرد در زبان فارسی عبارتند از:
    سیرگردش كار، سال عام الفیل ، شب لیلةالقدر، فرشته ی ملك الموت، فینال آخر،استارت شروع، نیم رخ صورت، سوابق گذشته، حسن خوب، درخت نخل خرما، دستبنددست، ریسك خطرناك، مدخل ورودی، پس در این صورت ، پارسال گذشته، مسلح بهسلاح، بازنویسی دوباره، اوج قله ی كوه، سن .....سالگی، از قبل پیش بینیكردن، نزول به پایین، عروج به بالا، سقوط به پایین، ابر هوا، مرغك كوچك،عسل شیرین، تخم مرغ كبوتر، رایحه ی بوی خوش، روغن چرب، مفید فایده، مثمرثمر، روزنامه های روزانه، متحد شدن با هم، دوباره بازگشتن، احاطه از هرطرف ، سایر... دیگر، دیشب گذشته و...

    ۲- جمله ها باید آن چنان روشن و گویا باشند كه از آن ها دو یا چند برداشت نشود:
    مثال ۱: آن ها هشت خواهر و برادرند.
    الف) آن ها هشت خواهر و هشت برادرند؟
    ب) آن ها جمعن هشت خواهر و برادرند؟
    مثال ۲: سرقت خرگوش ها از باغ وحش افزایش یافت.
    الف) سرقت خود خرگوش ها؟
    ب) خرگوش های سارق كه از باغ وحش دزدی می كنند؟
    مثال ۳: حسین دوست بیست ساله ی من است.
    الف) حسین بیست سال با من دوست است؟
    ب) حسین دوست من است و بیست سال دارد؟

    ۳- از كاربرد تعبیرهای نامناسب و تكلّف های كلامی و الگوهای بیگانه پرهیز كنیم و نوشته ها و عبارت ها گویا و قابل فهم باشند:
    □ او می رود تا به نتایج عالی دست یابد- او نزدیك است به نتایج عالی دست یابد.
    □ خیابان ها از كثیفی رنج می برند- خیابان ها كثیف است.
    □ در راستای كاهش پیشرفت مطالعه و كتاب خوانی- برای كند شدن پیشرفت مطالعه و كتاب خوانی.
    □ می توانیم روی او حساب كنیم- می توانیم از او استفاده كنیم .(بهره بگیریم)
    □ جوانان به فوتبال پر بها می دهند- جوانان به فوتبال توجّه می كنند.
    □ اسرار به بیرون نشت كرد- اسرار به بیرون راه یافت.
    □ امسال بهار خوبی را تجربه كردیم- داریم امسال بهار خوبی داشتیم.
    □ زلزله ی منجیل از تلفات زیادی برخوردار بود- زلزله ی منجیل تلفات زیادی داشت.

    ۴- تكیه كلام های گفتاری نباید در نوشته راه یابد:
    □ عرض كنم كه كتاب عامل رشد و شكوفایی جامعه است.
    □ گلستان سعدی به عنوان بزرگ ترین اثر منثور فارسی است
    □ به قول معروف او دانش آموز زرنگی است.
    «عرض كنم كه» ، «به عنوان» و «به قول معروف» تكیه كلام است و باید در نوشته حذف شود.

    ۵- از كاربرد جمله های دراز پرهیز كنیم:

    اگر جمله ای با كوتاه ترین كلمه ها مفهوم می شود آن را بی علت بلند نكنیم.
    دانشجوی خوب تمام سعی و كوشش و همّ و غمّ خود را مصرف آن می سازد كه برایكشوری كه در آن زندگی می كند و همه ی افراد جامعه و انسان ها مثمر ثمر ومفید فایده باشد چنان كه همه از او سود و فایده و بهره بگیرند.
    این جمله ی بلند را می توان خیلی كوتاه نیز بیان كرد: دانش جوی خوب می كوشد برای جامعه سودمند باشد.

    ٦- کوشش كنیم چند جمله را با یك فعل به هم عطف نكنیم:
    هر چه شمار فعل هاو جمله ها بیش تر باشد، جمله ها كوتاه تر و قابل دریافت تر می شوند:
    پدرشعبدالله از مردم بلخ در روزگار نوح پسر منصور سامانی كه در آن عهد ازشهرهای بزرگ بود، كار دیوانی در روستای خرمیثن در نزدیكی روستای افشنهپیشه و با دختری به نام ستاره ازدواج كرد.
    این جمله بلند و نامفهوم را می توان به چند جمله ی كوچك تر تبدیل كرد:
    پدرشعبدالله نام داشت. وی از مردم بلخ بود و در روزگار نوح پسر منصور سامانیمی زیست. بلخ در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. وی كار دیوانی را در روستایخرمیثن پیشه كرد. این روستا در نزدیكی افشنه بود. عبدالله در روستای افشنهبا دختری به نام ستاره ازدواج كرد...

    ۷- از به كار بردن واژه های دور از ذهن و عبارت های متكلّفانه ی عربی پرهیز كنیم:
    □فی الواقع تأسف زیادتر از این نمی شود كه كسی سال های متمادی وقت خود راصرف تتبّع دیوان شاعری مثل حافظ و مقابله ی آن با نشخ مختلف و مقایسه ی آنبا دیوانهای شعرای معاصر یا مقاربةالعصر و تصفّح در كتب تاریخ بنماید وسپس نتیجه ی جمیع این زحمات با آن همه امكانات متنوعه و در هم فشرده را بهطور فهرست گوشزد خوانندگان نماید و مابقی را به بهانه ی این كه افسانه استیا ظنّیات اسقاط نماید.
    به جای این عبارت می توان چنین نوشت:
    □بی گمان تأسف زیادتر از این نمی شود كه كسی سالیان دراز عمر خود را صرفپژوهش در دیوان حافظ و مقابله ی آن با نسخه های گوناگون و دیوان هایشاعران هم زمان یا نزدیك به زمان او كرده، در كتاب تاریخ پژوهش كند و سپسنتیجه ی این كوشش ها را فشرده به خوانندگان گوشزد کند و از بقیه به اینبهانه كه افسانه اند و یا بر گمان استوارند، بگذرد.

    ۸- كوتاه كردن جمله آن اندازه كه ساختمان صرفی و نحوی كلام آسیب ببیند، جایز نیست:
    □ از دقّت شما تشكر و استدعا دارد این كتاب را مطالعه و تصحیح و به موقع ارسال داشته، ان شاءالله حقالزحمه ی شما پرداخت می گردد.
    حذف های نا به جا در این جمله سبب شده است ساختمان جمله آسیب ببیند. در اصل جمله چنین است:
    ازدقّت شما تشكر می كنم و استدعا دارم این كتاب را پس از مطالعه تصحیح كنیدو آن را به موقع ارسال کنید. ان شاءالله حقّالزحمه ی آن پرداخت می شود.

    ۹- جز در نوشتنه های داستانی، آن هم هنگام نقل قول، هیچ گاه نباید به شیوه ی گفتاری، شكسته نویسی كنیم:
    □ مهم ترین بخش مقاله، متن اصلی اونه كه به بررسی جوانب مختلف می پردازه و می كوشه كه جوابی منطقی برا موضوع عرضه كنه.
    □ همچنین از واژه هایی كه عوام به غلط تلفظ می كنند باید پرهیز كرد:
    عباس سر نزده وارد شد و پس از عرض خواهی، گفت: استیفا داده است
    منظور نویسنده از سر نزده، ناگهانی و از عرض خواهی، عذر خواهی و از استیفا، استعفا بوده است. از كاربردهای دیگر عامیانه ی معمول:
    زهله- زهره ، گرام - گرامی، با این وجود ـ با وجود این، خوار و بار ـخواربار، واگیر دار ـواگیر، صبح ناشتا ـ ناشتا، خورده فروشی ـ خردهفروشی، قتل و عام ـ قتل عام.
    كاربرد کلمه های عامیانه نیز در نوشته نادرست است:
    «در سخنوری نباید روده درازی كرد زیرا پرچانگی باعث می شود خواننده چرت بزند.» که باید این چنین نوشت:
    در سخنوری نباید زیاده سخن گفت؛ زیرا زیاده گویی باعث می شود خواننده به خواب رود.

    ۱۰- تغییر جای هر یك از واژه ها در جمله اگر به قصد تأكید یا برخاسته از سبك نویسنده نباشد، جایز نیست:
    □ باید تن به سختی ها داد - باید به سختی ها تن داد
    □ باید از هرگونه ابهام دور باشد آن چه كه می نویسیم - آن چه كه می نویسیم باید از هر گونه ابهام دور باشد.

    ۱۱- از افعال در جای خود و به گونه ی درست باید بهره گرفت:
    □ دوچرخه ای عابری را زیر گرفت و مرد - دوچرخه ای عابری را زیر گرفت و كشت.
    □ اكنون این صحنه را داشته باشیم - اكنون این صحنه را ببینیم.
    □ او دیوارها را رنگ اما پرده نیاویخته است - او دیوارها را رنگ كرده اما پرده ها را هنوز نیاویخته است.
    □ خانه ی ما كنار خیابان می باشد - خانه ی ما كنار خیابان است.

    ۱۲- در جمله های همپایه زمان فعل ها باید مطابقت داشته باشد:
    □دانش جوی پر تلاش بسیار مطالعه كرده و حاصل مطالعات خود را با یادداشتبرداری حفظ خواهد كرد – دانش جوی پر تلاش بسیار مطالعه كرده، حاصل مطالعاتخود را با یادداشت برداری حفظ می كند.

    ۱۳- از واژگان (فعل ها، نام ها، صفت ها و....) نباید به شیوه ی دستور تاریخی بهره گرفت:
    □ او در این مسابقات حق خود را ادا تواند كرد - او می تواند در این مسابقات حق خود را ادا كند.
    □ گفته آمد كه زبان و تفكر ارتباط محكمی با هم دارند - گفته شد كه زبان و تفكر ارتباط محكمی با هم دارند.
    □ شادی روح شه یدان را صلوات - برای شادی روح شه یدان صلوات
    □ در زمان های گذشته ارتباط مردم با یكدیگر اندك بوده بود - در زمان های گذشته ارتباط مردم با یكدیگر اندك بود.

    ۱۴- در صورت مشخص بودن فاعل از كاربرد فعل مجهول خودداری كنیم:
    □ این مدرسه توسط آقای خیرخواهی رایگان ساخته شد - این مدرسه را آقای خیرخواهی به رایگان ساخت.
    □ این كتاب توسط جمال زاده نوشته شد - این كتاب را جمال زاده نوشت.

    ۱۵- واژه های فارسی را با نشانه های جمع عربی جمع نمی بندیم:
    كارخانجاتـ كارخانه ها، گرایشات ـ گرایش ها، پروانه جات ـ پروانه ها، بازرسین ـبازرسان، دسته جات ـ دسته ها، بنادر ـ بندرها، دستورات ـ دستورها، اساتیدـ استادان، باغات ـ باغ ها، بساتین ـ بستان ها، آزمایشات ـ آزمایش ها،میادین ـمیدان ها.

    ۱٦- در زبان فارسی صفت هایی كه برای نام های مؤنث می آوریم لازم نیست نشانه ی تإنیث بگیرند:
    زنان شاعره ـ زنان شاعر، متون قدیمه ـ متون قدیم، والده ی مكرمه ـ والده ی محترم (مادر گرامی)، این جانبه ـ این جانب.
    كاربرد صفت مؤنث در برخی تركیب ها صورت اصطلاحی یافته است، مانند مكه ی مكرمه، مدینه ی منوره ، قویه ی مجریه و....

    ۱۷- «یت» نشانه ی مصدر جعلی عربی است و نباید با واژه های فارسی به كار رود:
    خوبیت ندارد - خوب نیست. دوئیت - دوگانگی

    ۱۸- «ال» نشانه ی معرفه ی عربی است و كاربرد آن همراه واژه های فارسی درست نیست:
    حسب الفرمان ـ حسب فرمان، حسب الدستور ـ حسب دستور، حسب السّفارش ـ حسب سفارش
    در زبان فارسی حتّا «ال» تركیب های عربی نیز برداشته می شود
    دارالملك - دار ملك، فارغ البال - فازغ بال.

    ۱۹- «را» نشانه ی مفعول باید بدون فاصله پس از مفعول بیاید. آوردن آن به دنبال فعل، متمم و یا هر جزء دیگر نادرست است.
    □ خانه ای كه اكنون در آن ساكن هستم را پس از مدتی خریدم – خانه ای را ...
    □ كتابی كه به دوستم امانت داده بودم را از او پس گرفتم - كتابی را كه ...

    ۲۰- به کارگیری «تا» و »الی» با هم نادرست است:
    او از صبح تا الی شب مطالعه می كند - او از صبح تا شب مطالعه می كند.

    ۲۱- در برخی جمله ها به تأثیر ترجمه ، واژه ی «یك» بدون آن كه نیاز باشد در ابتدای جمله می آید:
    یك دانش جو هیچ گاه از پژوهش بی نیاز نیست – دانش جو هیچ گاه از پژوهش بی نیاز نسیت .

    ۲۲- كلمه های عربی كه بر وزن افعل تفضیل هستند و در فارسی معنی صفت تفضیلی می دهند و لازم نیست با «تر» و «ترین» به كار روند:
    اعلمتر ـ اعلم، افضلتر ـ افضل

    ۲۳- آوردن دو حرف ربط وابستگی در یك جمله ی مركب درست نیست:
    اگرچه او انسان خوبی است، ولی این عیب را هم دارد - اگرچه انسان خوبی است، این عیب را هم دارد.
    همچنین: هر چند... اما، هر چند ...لذا، اگر چه .... با وجود این، چون ....اما.

    ۲۴- ساختن قید در زبان فارسی با نشانه ی تنوین عربی نادرست است:
    ناچاراً ـ به ناچار، گاهاً ـ گاه گاه، جاناً ـ جانی، تلفناً ـ تلفنی .

    ۲۵- ضمیر و مرجع آن یك جا به كار نمی روند:
    اگر انسان كار خوبی از او سر بزند - اگر كار خوبی از انسانی سر زند.

    ۲٦- کوشش كنیم به جای واژگان بیگانه از برابرهای جاری بهره بگیریم:
    سیستم – نظام، فول تایم - تمام وقت، كامپیوتر – رایانه، علی كلّ حال - در هر صورت، امتلا – انباشتگی، جمهور ناس همه ی مردم.

    ۲۷- در یک جمله از دو كلمه ی پرسش استفاده نمی كنیم:
    آیا چه گونه...؟، آیا چرا... ؟

    ۲۸- برخی از قعل ها حرف اضافه ی ویژه ی خود دارند. (در كاربرد فعل به حرف اضافه ی ویژه ی آن دقّت كنیم.)
    او به شنیدن این سخن عصبانی شد - او از شنیدن این سخن عصبانی شد
    تیم آمریكا از ایران باخت - تیم آمریكا به ایران باخت.

    ۲۹- هر واژه دارای معنی مستقلی است و در جمله نقشی دستوری دارد. پس استقلال آن هنگام نوشتن باید حفظ شود.

    در موارد زیر به تر است دو بخش تركیب، جدا نوشته شود:

    ۱- كلمه های مركب:
    شورایعالی- شورای عالی، دلداده - دل داده، چشمپوشی - چشم پوشی، سخندان - سخن دان،جستجو - جست و جو ، نگاهداشت - نگاه داشت، برونگرا برون گرا، زبانشناسی -زبان شناسی، تصنیفخوان - تصنیف خوان، دانشپژوه - دانش پژوه، رواننویس -روان نویس، پنجپایه - پنج پایه، خرمنكوب - خرمن كوب، تكمحصولی - تكمحصولی، غولاسا - غول آسا.
    □ تركیب های عربی:
    عنقریب- عن قریب، معهذا - مع هذا، انشاءالله - ان شاءالله، منجمله - من جمله،علیحده - علی حده، معذلك - مع ذلك □ «را» نشانه ی مفعول:
    آنرا - آن را، كتابرا - كتاب را، كرا - كه را، ترا - تو را.
    □ «ها» نشانه ی جمع :
    كتابها - كتاب ها، آنها - آن ها، قلمها - قلم ها، ایرانیها - ایرانی ها.
    □ كه:
    آنكه - آن كه، چنانكه - چنان كه، همینكه - همین كه، اینستكه، این است كه
    □ «می» نشانه ی استمرار یا نشانه ی اخباری بودن فعل:
    میبرد - می برد، میروم - می روم، میشنود- می شنود، میگذرد - می گذرد
    □ تر و ترین:
    آسانتر - آسان تر، مهربانتر - مهربان تر، كوچكتر - كوچك تر، بهتر - به تر
    □ این و آن:
    آنگاه - آن گاه، آنسو - آن سو، اینگونه - این گونه، اینطور - این طور، ازینرو - از این رو، اینجانب - این جانب
    □ هم:
    همكلاس - هم كلاس، همشاگردی - هم شاگردی، همسال - هم سا، همبازی - هم بازی
    توجه: چون «هم» در كلمه های چون همسر, همسایه, همشیره و ... با جزء دوم خود آمیختگی معنایی پیدا كرده است پیوسته نوشته می شود.
    □ چه :
    آنچه - آن چه، چقدر - چه قدر، چطور - چه طور، چكاره - چه كاره، چگونه - چه گونه
    □ بی:
    بیحال - بی حال، بیچون و چرا - بی چون و چرا، بیكس - بی كس، بیآزار - بی آزار، بیكار - بی كار
    □ ای :
    ایخدا - ای خدا، ایكاش - ای كاش
    □ یك:
    یكطرفه یك طرف، از یکسو – از یک سو
    □«ب» صفت ساز و قید ساز:
    بنام - به نام، بویژه - به ویژه، براحتی - به راحتی، بسزا - به سزا
    □ «ب» حرف اضافه:
    بعكس - به عكس، لابلا - لا به دلا، باو - به او، دربدر - در به در

    ۲- «ها» ی بیان حركت («ها» ی غیر ملفوظ)
    علاقمند - علاقه مند، گلمند - گله مند، یونجزار - یونجه زار، بهرمند - بهره مند
    توجه۱: كلماتی كه به «ـه» بیان حركت ختم می شوند, در صورتی كه با «ان» جمعبسته شوند یا «ی» مصدری بگیرند «ـه» را از دست می دهند و با «گان» جمعبسته می شوند و با «گی» حالت مصدری یا نسبت پیدا می كنند و پیوسته نوشتهمی شوند.
    تشنه گی- تشنگی، شركت كننده گان - شركت كنندگان، طلبه گی -طلبگی، طلایه گان - طلایگان، نخبه گان - نخبگان، دیده گان - دیدگان،شنوندگان - شنوندگان
    توجه ۲: این قاعده شامل «ه» ملفوظ نمی شود. كلمه هایی كه به «هـ» ملفوظپایان می یابند, به جزء دوم خود می پیوندند:
    مهوش – مهوش، ده گان - دهگان، مه شید - مهشید، به داشت - بهداشت، زه تاب -زهتاب، به تاب - بهتاب، كه تر - كهتر، شه پر - شهپر، ره بر - رهبر، كه ربا- كهربا، مه سا - مهسا، مهتاب - مهتاب
    □ «ی» نكره یا وحدت پس از «ها» بیان حركت به «ای» بدل می شود:
    دسته یی - دسته ای، خانه یی خانه ای، آزاده یی آزاده ای ، روزنامه یی روزنامه ای
    ۳- «ة»
    «ة» منقوط كه در پایان برخی كلمه های عربی وجود دارد, در فارسی به «ت» بدل می شود:
    رحمة – رحمت، زكاة - زكات، نعمة - نعمت ، صلاة - صلات، نصرة - نصرت، حشمة - حشمت
    توجه:«ة» در پایان برخی كلمه ها به همان شكل باقی می ماند: دایرةالمعارف,عاقبةالامر و...، و گاه به صورت « ـه یا ه» نوشته می شود: علاقه, معاوضه,خیمه, معاینه, اشاره و......

    ۳- پساوندها
    پساوندهای فارسی پیوسته نوشته می شوند: گل زار - گلزار، تنگ نا - تنگنا، نمك دان - نمكدان ، گرم سیر - گرمسیر، سوگ وار - سوگوار.

    ۴- ضمیرهای ملكی ( ـــَ م, ــَ ت, ــَ ش, ــِ مان, ــٍ تان, ـــٍ شان)
    ضمایرهای ملکی پیوسته نوشته می شوند:
    صدای مان - صدایمان، دست تان - دستتان، عموی ام - عمویم، صندلی مان - صندلیمان
    توجه:این ضمیرها اگر پس از كلمه هایی درآیند كه به «ه» ی بیان حركت (= جامه),مصوت ُ (= تابلو), مصوت ی (=بارانی) پایان یابند, به صورت ام, ات, اش,امان, اتان, اشان, به كار می روند: جامه م - جامه ا، تابلوت - تابلوات،بارانیش - بارانی اش

    ۵- فعل های اسنادی (ام, ای, است, ایم, اید, اند)
    این فعل ها در صورتی به كلمه های پیش از خود می چسبند كه این كلمه ها به صورت صامت ختم شده باشند:
    خوشحال ام - خوشحالم، پاك اید - پاكید، خشنودایم - خوشنودیم
    توجه: افعال ربطی پس از كلمه هایی كه به «ـه» بیان حركت و «ی» پایان می یابند, به صورت جدا نوشته می شوند:
    فرزانهام - فرزانه ام، ایرانیاید - ایرانی اید

    ۶- همزه□ همزه ی پایان برخی كلمه های عربی در فارسی حذف می شود:
    انشاء - انشا، املاء - املا، ابتداء - ابتدا و: انتها, صحرا, اعضا, رجا, شعرا, فضلا, بیضا و...
    توجه۱: این گونه كلمه ها هرگاه مضاف و موصوف واقع شوند, به جای كسره ی اضافه به آن ها «ی» می افزاییم:
    ابتداءكار ابتدای كا، انشاء روان انشای روان، و: اعضای بدن, شعرای نام دار,فضلای ایران, اقتضای حال, انتهای راه. توجه۲: این گونه كلمه ها هرگاهمضاف و موصوف واقع شوند, به جای كسره ی اضافه به آن ها «ی» اضافه می شود:
    ابتدائی - ابتدایی، شعرائی - شعرایی
    توجه ۳: همزه ی برخی كلمه ها اصلی است و نباید حذف شود: جزء, رأس, سوء,
    □ همزه معمولن در زبان فارسی برای آسانی تلفظ به «ی» بدل می شود:
    شائق - شایق، زائد - زاید، دائره - دایره و : دایم, فواید, عجایب, دلایل, علایم, ملایك, معایب ...
    توجه: برخی از همزه ها با شكل اصلی خود به كار می روند. مانند: قرائت, قائم, رئیس, جزئی, صائب و....
    □ همزه ی كلمه های بیگانه روی كرسی «ئـ» نوشته می شود:
    زئوس, پنگوئن, ژوئن, ئوفیزیك, كاكائو, لائوس, ناپلئون, لئونارد, سوئد, رافائل, سوئز, كافئین, بمبئی, تیروئید، تئاتر, رئالیست و....
    □ همزه ی ماقبل مفتوح «ــــَـــ» در وسط یا پایان كلمه روی كرسی «ا» نوشته می شود: رأس, مأخذ, تأثیر, ملجأ, تألیف, رأفت, یأس و...
    □ همزه ی ماقبل مضموم «ــــُـ» روی كرسی «و» نوشته می شود: مؤمن, رؤیا, مؤدب, فؤاد, رؤسا, مؤاخذ و......
    □ همزه ی ماقبل مكسور «ــــٍــ» روی كرسی «یـ» نوشته می شود: تبرئه, سیئه, تخطئه, توطئه, بئر, لئام و...

    ۷- نشانه ها (كسره ی اضافه, تنوین)
    □«ی» نشانه ی اضافه بر روی «ه» بیان حركت معمولن با «ء» بالای «ـه» نشانداده می شود كه به آن «ی» میانجی كوچك می گویند و چون ممكن است علامت باهمزه اشتباه شود, می توان به جای آن از «ی» میانجی بزرگ استفاده كرد:
    پارچه نخی - پارچه ی نخی، پوشه سبز - پوشه ی سبز، كاسه آش - كاسه ی آش، نامه دوستان - نامه ی دوستان
    □نشانه ی اضافه «كسره» در حكم یك حرف مستقل است و باید به دنبال موصوف ومضاف قرار گیرد. در این صورت, خواندن آسان تر خواهد شد: كتابِ حسن, درسِادبیات, گلِ زیبا
    □ تنوین ویژه ی كلمه های عربی است، بنابراین كاربرد آن با واژه های فارسی درست نیست: بخشاً, زباناً

    ۸- الف مقصوره
    □ الف مقصوره در پایان كلمه ها به صورت «ا» در می آید: اعلی - اعلا، کسری - كسرا, کبری - كبرا, تقوی - تقوا

    از: شورای گسترش زبان فارسی

  2. #2
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست

    درست نوشتن را بیاموزیم

    درست نوشتن را بیاموزیم


    روزنامه هفت صبح


    گزارشی که خواهید خواند راهنمای کوچکی است برای کسانی که دوست دارند بنویسند اما نمی دانند از کجا و چطور شروع کنند.

    نوشتن هنر است. البته بهتر است اینطور بگوییم که درست نوشتن، فصیح و زیبا نوشتن هنر است. هنری که با تمرین، دقت و توجه، بهتر هم می شود. از گفتن تا نوشتن راه زیادی است. خیلی از ماها شاید بتوانیم ساعت ها حرف بزنیم و به قول معروف سخنرانی کنیم اما همین که یک نفر از ما بخواهد آنچه که می گوییم را بنویسیم در می مانیم و یک خط هم نمی توانیم بنویسیم. خوب نوشتن و درست نوشتن تاثیرات مثبتش را در زندگی شما خواهد گذاشت.

    برای همین بی تفاوت از روی آن نگذرید. برای شما مثال می زنم. حتما پیش آمده است که بگویید امتحان شفاهی برای شما از امتحان کتبی ساده تر است؟ خوب به این خاطر است که شما در نوشتن ضعیف هستید و نمی توانید آنچه که به زبان می آورید را روی کاغذ پیاده کنید یا در دانشگاه وقتی می خواهید پایان نامه خود را ارائه دهید وقتی پر از غلط های دستوری و املایی باشد و به سختی بتوانید منظور خودتان را برسانید و از جملات طولانی و نامفهوم استفاده کنید همین موضوع باعث می شود شما را آدم تحصیل کرده و با سوادی تلقی نکنند.

    سر کار هم بروید و در نوشتن یک نامه اداری دربمانید می دانید چقدر می تواند در روحیه و انگیزه شما تاثیر منفی بگذارد؟ در کل این را بدانید که نوشتن درست می تواند در تمام طول زندگی و در ارتباط های مختلف بین دوستان، اقوام، خانواده، دانشگاه، محیط کار و ... کمک بزرگی باشد و برای شما شأن و شخصیت بیشتری را به ارمغان آورد.

  3. #3
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    برای درست نوشتن سریع تر دست به کار شود

    درست نوشتن را هر چقدر زودتر شروع کنید درست اجرا کردن آن را بهتر می توانید به خاطر بسپارید و دیگر نوشتن صحیح در وجود شما شکل می گیرد و خود به خود دست شما زمانی که به قلم می رود درست، روان، فصیح و قابل فهم خواهد نوشت. این را بدانید که درست نوشتن در این دورانی که خیلی از کتاب ها، مجله ها و روزنامه ها مشکلات دستوری دارند کیمیاست.

    برای اینکه بتوانید درست نوشتن را تمرین کنید بد نیست که زمان های بیکاری با داستان نویسی و نوشتن خاطرات روزانه خود باشد. درست نوشتن داستان از هر متنی سخت تر و البته مهمتر است. کسی که می خواهد داستان بنویسد باید به زبان فارسی، دستور زبان، رسم الخط و سایر امکانات زبانی آشنا باشد چون داستان نویس ناچار است در همه زمان ها، موقعیت ها، موضوع ها و ... بنویسد. علاوه بر این، داستان فقط یک متن نیست، بلکه یک اثر هنری است و بخش مهمی از این هنر، درست و روان نوشتن است. پس زودتر دست به کار شوید اگر فکر می کنید داستان نمی توانید بنویسید با خاطرات روزانه این تمرین ها را انجام داده و نکات زیر را هم رعایت کنید.

  4. #4
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    چند نکته برای نوشتنی صحیح

    حالا چند نکته در این باره را به صورت خلاصه اشاره می کنیم اما تمرین و تمرین و تمرین است که شما را می تواند در نوشتن کمک کند و این نکته ها تنها راهنمای کوچکی است تا شما را برای تمرین صحیح هل دهد. این نکات با کمک کاستاد احمد سمیعی، مترجم، نویسنده و ویراستار، احسان رضایی، روزنامه نگار و منتقد کتاب و عبدالجبار کاکایی، شاعر و منتقد ادبی گردآوری شده است:

    1- مهمترین قسمت نوشتن این است که متن شما باید ساده و روان باشد و خواننده به راحتی معنای جمله ها را درک کند. در زبان فارسی به طور عمومی فاعل در ابتدای جمله می آید و فعل در آخر می گیرد. گاهی می توانید در داستان از بازی های زبانی استفاده کنید، ولی در کل باید به اسلوب زبان وفادار بمانید. به کار بردن قیدهای گوناگون در جای مناسب و استفاده درست از حروف اضافه هم ضروری است. فعل های ترکیبی یکی از مشکلات متن های امروز است. این مشکل از ترجمه ها وارد زبان فارسی شده و زیبایی بسیاری از نوشته ها را کم کرده است. تا می توانید از فعل های ساده استفاده کنید، برای مثال: به جای «سعی کرد» بنویسید: «کوشید»

    2- جمله ها را ساده و روان بنویسید. فکر نکنید هر چقدر گنده تر و عجیب و غریب تر بنویسید شما را با سوادتر می دانند. در فارسی گاهی فعل ها به قرینه لفظی یا معنوی حذف می شوند ولی تا می توانید جمله های کوتاهی بنویسید که در پایان با فعل درست تمام شود. این روزها نوشته های زیادی هست که بی دلیل فعل در آنها حذف شده است و نویسنده بی آنکه قرینه ای وجود داشته باشد جمله ای طولانی و چند خطی می نویسد و در آخر یک «است» یا «بود» یا ... می گذارد. علاوه بر این، باید بدانید چه موقع از ضمیرها استفاده کنید و مراقب باشید ضمیر به اسمی که می خواهید برگردد. اگر این مراقبت نباشد، متن ناقص و خواننده سردرگم می شود و از آن لذت نمی برد.

    3- شاید ساده به نظر آید، یا تا امروز متوجه این نشده باشید که نشانه گذاری یکی از ابزارهایی است که به شما در درست نوشتن و درست خوانده شدن کمک می کند ولی مراقب باشید از نشانه گذاری ها به موقع و درست استفاده کنید. استفاده به موقع از نقطه، علامت پرسش، ویرگول، علامت تعجب و ... برای فهم خواننده از نوشته شما و زیبایی آن بسیار مهم است. متنی که در آن از این نشانه ها به درستی استفاده نشود، خواننده را دچار مشکل می کند و گاه او از خواندن ادامه متن منصرف می شود. به ویژه در داستان نویسی و خاطره نویسی که ناچارید گفتگوها، احساس ها، موقعیت ها و ... را بنویسید، باید بدانید چه زمانی از نشانه ها استفاده کنید.

    4- تا می توانید از واژه های فارسی استفاده کنید. به کار بردن واژه های بیگانه که معادل قابل فهمی برای آنها وجود دارد، نشانه سواد نیست، بلکه نشانه کم سوادی در زبان فارسی است. شما که نویسنده اید، وظیفه دارید از واژه ها و عبارت های آن محافظت کنید. حتی گاه لازم است برای پیدا کردن واژه معادل به فرهنگ نامه ها مراجعه کنید و در این باره وسواس داشته باشید. برای همین گام مهم بعدی یاد گرفتن استفاده از فرهنگ نامه هاست.

    5- وسعت دایره واژگانی خود را اض1افه کنید که این کار تنها با خواندن و خواندن و خواندن اضافه خواهد شد. نوشتن درست در کنار مطالعه کافتی بسیار موثر و مفید است. زبان های طبیعی مانند فارسی، واژه های معادل فراوانی دارند ولی کسی که داستان می نویسد، باید جستجو کند و بهترین واژه را برای هر جمله اش پیدا کند. نویسنده حکم یک معمار را دارد و باید بداند چطور دیوار می چیند. داستان خانه ای است که باید بدانید برای ساختنش چطور کار کنید و هر جای خانه را چطور و با چه ماده ای بسازید.

    این اعتقاد را اکثر کسانی که دستی در نوشتن دارند هم دارند به طوری که برای مثال احسان رضایی روزنامه نگار و منتقد کتاب نیز اعتقادش بر خواندن زیاد است: «اگر گنجینه واژگان کسی که می خواهد بنویسد کم باشد نمی توان کلمات را در جایگاه مناسبش به کار ببرد. کسی که از واژگان وسیعی بهره مند باشد در ارتباط برقرار کردن با مخاطب موفق تر خواهد بود. سکسپیر نویسنده بزرگ انگلیس با 15 هزار واژه ای که در کتاب هایش به کار برده است رکورددار استفاده از لغات در دنیاست و به همین دلیل با هر قشری می تواند ارتباط برقرار کند. بعد از او جان میلتون نویسنده کتاب بهشت گمشده با 9 هزار لغت است و سومین نفر آگاتا کریستی خالق خانم مارپلو شرلوک هلمز با 1500 لغت جایگاه سوم را دارد که اگر توجه کنید می بینید دو نفر بعد از شکسپیر با چقدر فاصله واژگانی در جایگاه دوم و سوم قرار گرفته اند.»

    6- نویسنده علاوه بر معمار بودن، باید مجسمه ساز هم باشد. هر نوشته ای را باید بارها بنویسید و بازنویسی کنید. بعید است نوشته مهمی وجود داشته باشد که نویسنده اش فقط یک بار آن را نوشته و رها کرده باشد. دست کم درباره داستان و خاطره به هیچ وجه نباید به یک بار نوشتن قناعت کنید. هر جمله داستان و خاطره تان را بارها بنویسید و مانند یک مجسمه ساز آن را بتراشید تا بهترین شکل به دست آید. در نهایت وقتی متن نوشته شده را بخوانید مطمئن باشید از آن بسیار راضی خواهید بود و لذت می برید.

    7- فراموش نکنید نویسنده باید همیشه برای بهتر نوشتن و درست نوشتن بکوشد و بیاموزد. اگر گمان کنید همه چیز را برای درست نوشتن می دانید و نوشته تان بی عیب است، لحظه سقوط شما فرا رسیده است. ممکن است شما بهترین ایده های جهان را داشته باشید؛ ولی اگر نتوانید آنها را خوب بنویسید هیچ کس متوجه بزرگی ایده هایتان نخواهد شد. اگر نتوانید ایده هایتان را منتقل کنید، دچار مشکل جدی خواهید شد.

    8- نوشته های شما باید خواننده را با خودش درگیر کند، وگرنه هیچ کس آنها را نمی خواند. شما نباید مثل یک سخنگوی یک شرکت بنویسید. طوری بنویسید که انگار دارید برای یک دوست می نویسید. بعد اگر دیدید متن تان بیش از حد صمیمانه و خودمانی شده، می توانید کمی اصلاحش کنید. این کار ساده تر از این است که بخواهید یک متن خشک و رسمی را خودمانی تر کنید.

    9- سعی نکنید با غیر مستقیم حرف زدن، خواننده ها را وادار به حدس زدن کنید. رک حرف بزنید. بگذارید حرفتان واضح باشد. خودتان را جای خواننده بگذارید. با خودتان فکر کنید خواننده شما چه جور آدمی ممکن است باشد و بعد خودتان را به جای او فرض کنید.

    10- اگر همیشه این به خاطرتان باشد که جمله اول چقدر اهمیت دارد، آنقدر وسواس به خرج می دهید که یک جمله شروع عالی پیدا کنید. راه حلش هم این است که اول بنویسید و جلو بروید. جمله های اول ضعیف یا بی ربط هستند؛ اما خیلی زود روند نوشتن آن دستتان می آید. بعدا می توانید برگردید و جمله های نسبتا ضعیف را حذف کنید، کافی است تا به قسمت قوی و جان دار نوشته تان برسید. شاید هم بعد از نوشتن متن، مجبور بشوید جمله های اول را بازنویسی کنید؛ اما این کار خیلی راحت تر است چرا که قسمت های دیگر نوشته تمام شده است.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]]

    11- هدف شما این است که در خواننده اثر ماندگاری بگذارید، بنابراین اجازه ندهید پایان متن تان ضعیف شود.

    12- استفاده از پنج حس برای نوشتن لازم است و باید این پنج حس تقویت شود. خوب ببین، خوب بشنو، خوب لمس کن، خوب بچش و خوب استشمام کن.

    13- عبدالجبار کاکایی، شاعر و منتقد ادبی می گوید: «به اولین نوشته های خود احساس داشته باشید. برای آنها ارزش قائل باشید و برای آنها وقت بگذارید و بارها و بارها آنها را بخوانید تا به آنچه باب طبع تان است دست پیدا کنید. دنیای مجازی امکانی مانند وبلاگ نویسی را فراهم کرده تا در آنجا هم بتوانید آثار خود را بگذارید و هم می توانید از نظرات بقیه نسبت به نوشته خود اطلاع پیدا کنید. خود من شخصا اولین شعرها و نوشته هایم را در سال آخر راهنمایی و اول دبیرستان آغاز کردم که موضوعاتم چون مقارن با انقلاب و جنگ بود حول این موضوعات می چرخید اما از همین سوژه ها برای ادامه نوشتن و سرودنم بهره بردم.»

    14- خواندن کتاب های کهن و قدیمی نیز در خوب نوشتن شما بسیار تاثیرگذار است و می تواند یک راهنما باشد. احسان رضایی با تاکید بر خواندن کتاب های کهن می گوید: »برای خواندن کتاب های کهن و ادبیات کلاسیک نیاز نیست که حتما به سراغ سعدی و بیهقی بروید و از این دو بزرگواران استفاده کنید چون این دو در اوج قله زبان فارسی قرار دارند و کسانی هستند که از زبان فارسی به بهترین شکل آن استفاده کرده اند. شما می توانید از نوشته های افراد دیگری مثل خاقانی، قاآنی، وصال شیرازی و ... استفاده کنید که به شما در بالا بردن توانایی تان در نوشتن کمک می کند. دکتر محمود عنایت، مدیر مسئول نگین به تازگی فوت کرده اند در خاطراتشان نوشته بودند؛ مترجم بزرگی را دیده اند که البته حدس من محمد قاضی است اما ایشان از مترجم نامی نبرده است و بعد از دیدار از او پرسیده اند: «چه کتابی را در دست ترجمه دارد» کترجم می گوید: «هیچ کتابی« وقتی از او دلیلش را جویا شده در جواب می شنود که چون چیزی نخواهنده ترجمه هم نمی کند اما در همان زمان گفتگو کتاب خادرجی زبانی در دست آن مترجم می بیند و می پرسد: «شما که همین الان دارید مطالعه می کنید» که این مترجم می گوید: «منظورم ادبیات خودمان است.» کتاب «دُن کیشوت» که مترجمش محمد قاضی است یکی از بهترین کتاب های ترجمه شده حال حاضر است. ایشان برای اینکه این کتاب را ترجمه کنند کتاب های دوره صفویه را مطالعه می کند چون نویسنده این کتاب هم دوره با زمان صفویه بوده. نجف دریابندری نیز برای ترجمه کتاب «بازمانده روز» نوشته ایشیکورو چون ماجرای داستان از زبان یک پیشخدمت لرد انگلیسی است و برای اینکه به زبان پیشخدمت های هم دوره فارسی آن که دوره قاجار بوده برسد متون دوره قاجار را مطالعه کرده است.»

    15- برای اینکه در نوشتن قوی باشید و بتوانید آنچه که می نویسید اصولی باشد بد نیست قبل از نوشتن چند کتابی که شما را آماده می کند بخوانید و بدانید که خواندن این کتاب ها در کنار مطالعات متفرقه و تمرین در نوشتن می تواند موثر باشد. غیر از خاطره نویسی و داستان نویسی می توانید با نوشتن نامه و بیان احساست خود نیز تمرین درست نوشتن را ادامه دهید. مثلا برای دوست، خواهر، برادر، پدر و مادر یا هر کس دیگری که دوست دارید و دلتان می خواهد از احساسات تان آگاه شود بنویسید و سعی کنید تمام نکات نگارشی را در آن رعایت کنید. فراموش نکنید درست نوشتن تنها رعایت قواعد نگارش نیست. حواستان باشد لغات و جملاتی که به کار می برید از نظر املایی هم بلد باشید که اگر کلمات را از نظر املایی غلط بنویسید باز هم شما دچار مشکل خواهید شد و خواننده از این موضوع لذت نمی برد.

  5. #5
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    من هم می توانم

    پیش و بیش از هر چیز مقدمه خوب نوشتن، خوب خواندن است. چطور می تواند کسی نویسنده باشد اما آثار بزرگ نویسنده های جهان را مطالعه نکرده باشد. وقتی نوجوان یا بزرگتری به مطالعه آثار بزرگان ادب و هنر می پردازد و حس شگرف درونش ایجاد می شود اول اینکه جادوزده شگفتی های اثر می شد که خالق آن خلقش کرده و دیگر اینکه احساس می کند شاید من هم بتوانم چیزی بنویسم. هر چه بیشتر کتاب خوانده باشد بیشتر به این حس نزدیک می شود که «من هم می توانم» البته رفتن به کلاس های نویسندگی تاثیر مثبت خودش را دارد اما اینگونه کلاس ها هرگز به خلاقیت ختم نمی شود. خلاقیت فقط در سایه خوب خواندن و خوب دیدن پدید می آید. من شخصا از 12 سالگی شعر گفته ام و از 16 سالگی قصه نوشته ام. به یاد دارم که 12 یا 13 ساله بودم که اولین کتاب موجود در خانه را که دیوان حافظ بود خواندم و نوشتنم را بیشتر در انشاهایی که سر کلاس می خواندم پرورش دادم تا اینکه وارد مطبوعات محلی شدم و در آنجا نوشتن و نوشتن را ادامه دادم.

    در زمان ما امکانات کم بود و هر کتابی که به دست ما می رسید می خواندیم اما در حال حاضر همه می توانند به دنبال کتاب مورد علاقه خود بروند و آن را مطالعه کنند. برای همین برای علاقه به خواندن توصیه من خواندن کتاب های مورد علاقه هر فرد است.

    مصطفی رحماندوست؛ شاعر، نویسنده و مترجم

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چگونه بنویسیم ربات؟
    توسط HRG در انجمن رباتیک
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۳۰ خرداد ۹۰, ۱۹:۵۶
  2. بنویسیم "شیر مادر" بخوانیم"زندگی"
    توسط mojir shayan در انجمن کودکان ونوزادان
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه ۱۹ آذر ۸۶, ۱۳:۵۷

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •