* یادداشت رضا علویان در حمایت از محمود احمدی نژاد

عرصهداخلی ایران امروز ما ، بیش از آن که نیازمند تئوری پردازی و سخن سراییباشد ، محتاج مردانی است که بدون خستگی ، برای وطن بکوشند و شب از روز ،در این راه نشناسند.

در ساحت بین الملل نیز ، بی گمان ،سیاستمدارانی شجاع به کارمان می آیند که نه شیفته بیگانگان باشند و نهمرعوب آنان و ما ایرانی ها ، چه هزینه های شگرفی داده ایم در تاریخ مان ازرهگذر سیاستمداران شیفته یا مرعوب!

اگر آن چه در سطور فوق آمد ،مقبول نظر خوانندگان این مرقومه باشد ، بر سبیل انصاف باید گفت مردی که درخدمت رسانی و فروتنی در داخل کشور ، سر از پا نمی شناسد و برعکس در برابربیگانگان ، همواره با صدای بلند، عزتمندانه و پر غرور سخن می گوید ، محموداحمدی نژاد است.

البته ، ناگفته پیداست که دیکته احمدی نژاد نیزمانند هر املای دیگر ، خالی از سهو و خطا نیست ولی کمال انصاف گریزی استکه نمره های خوب کارنامه او را نبینیم و در دام سیاسی کاران و همانند آنان، فقط پنجه بر چهره رئیس جمهور منتخب ملت ایران بکشیم .

این کهاحمدی نژاد در طول چهار سال گذشته ، چه خدماتی را برای کشور انجام داده ،مساله ای است که بازگویی آن را بر عهده مسوولان اطلاع رسانی دولت وامیگذارم ( هر چند که سیستم اطلاع رسانی دولت نهم ، هرگز نتوانست حتی اندکیاز بسیارخدمات دولت را به اطلاع مردم برساند).

آن چه مرا ترغیب کرداین یادداشت را در حمایت از رئیس جمهور بنویسم ، دغدغه من و لابد بسیاریدیگر از هموطنانم راجع به آینده روابط ایران و آمریکاست.

خوشبختانهدر سایه سیاست خارجی دولت نهم ،اتفاق بسیار مهمی که در عرصه تعاملاتایران و آمریکا رخ داده ، "شکسته شدن تابوی گفت و گو"ست و البته نکته مهماین است که این وضعیت جدید ،در کمال عزت گرایی برای ایران پدید آمده استبه گونه ای که اکنون مقامات ارشد کاخ سفید حتی در سطح رئیس جمهور ایالاتمتحده ، از مذاکره با تهران سخن می گویند ، مذاکره ای که از هم اکنون ،نگرانی اسرائیل و برخی کشورهای عربی را موجب شده است.

از این رو بی هیچ تردیدی ، مهم ترین کارکرد سیاست خارجی دولت آینده ، گفت و گو با آمریکاست.

بدیهیاست که اگر تیم مذاکره کننده ایرانی ، از موضع عزت و استغنا وارد عرصه گفتو گوها شود ، طرف مقابل به طور طبیعی ، کمتر دچار طمع ورزی می شود و دامنهمطالباتش را کاهش می دهد ولی اگر احساس کنند که مذاکره کنندگان ما ، اهلکوتاه آمدن و باج دادن هستند ، بی گمان آنها نیز با جسارت بیشتری پیشخواهند آمد و عرصه را بر ما تنگ تر خواهند ساخت.

تصویری که تجربه 4سال سیاست خارجی دولت نهم نزد سیاستمداران سایر کشورها ایجاد کرده است ،تصویری از یک دولت مستحکم و حافظ منافع ملی است که به هیچ روی اهل باجدادن نیست ولی در عین حال گفت و گو را نیز به عنوان یک روش متداول بینالمللی می پذیرد.

غربی ها در طول سال های اخیر دیدند که دیپلماسیدولت نهم ، ولو با چماق قطعنامه و تهدیدهای مداوم به حمله نظامی ، از حقوقملت ایران کوتاه نیامد و آنها در نهایت مجبور شدند به خانه اول ، یعنیانجام گفت و گو با ایران بپردازند.

فراموش نکنیم که در اوایل رویکار آمدن دولت نهم ، غربی ها ، برای فشار آوردن بر ایران ، مذاکرات خود باتهران را معلق کردند ولی اینک خود آنها به دنبال از سرگیری گفت و گو هستندو جالب اینجاست که آمریکا هم خواهان ورود به مذاکرات است ، همان آمریکاییکه زمانی شرط حرف زدن با ایران را تعلیق غنی سازی عنوان می کرد.

باتوجه به آن چه گفته شد ، اگر دولت احمدی نژاد که در جهان دیپلماسی بهمقاومت و باج ندادن معروف شده است ، بار دیگر بر سر کار آید ، آنگاه میتوان امید داشت که دوران سرنوشت ساز مذاکرات ایران و آمریکا با منافعحداکثری برای ملت ایران سپری شود و از دل آن روابطی مبنتی بر احتراممتقابل شکل بگیرد.

ولی اگر دولتی بر سرکار آید که کارنامه اعضای آن، آکنده از امتیاز دهی به بیگانگان و نرمش در برابر خواسته های آنان ومرعوب شدن در مقابل تهدیدهاست ، آن گاه کار مذاکره کنندگان آمریکایی برایبه کنج بردن حریفان ایرانی شان و کیش و مات کردنشان ، چندان سخت نخواهدبود و خدا می داند خاطرات تعلیق غنی سازی ، در چه ابعاد وسیع تری بر ملتایران تحمیل خواهد شد.

از این رو ، در مقطع کنونی ، رأی به احمدینژاد ، دقیقاً مترادف خواهد بود با توانمند سازی سیاست خارجی ایران وتقویت تیم مذاکره کننده ما در مصاف تاریخی و سرنوشت ساز با دیپلمات هایآمریکایی.