در عصر حاضر خانم ها براي حضور در عرصه هاي اجتماعي و خصوصا سياسي از دوجهت مورد ظلم واقع شدن؛ متحجران و كج انديشان حضور خانم ها رو خلاف شرع مي دوننو معتقد به خانه نشيني زنان هستند و مدعيان آزادي و برابري حقوق زن همخواهان حضور بي باكانه ما...

اصل بيستم قانون اساسي ميگه:
«همهافراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوقانسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامبرخوردارند.»

موقع تصویب اصل 115 مربوط به شرایط ریاست‏جمهوری بهعنوان دومین مقام رسمی کشور ـ بعد از رهبری ـ بعضی از خبرگان معتقد بودندکه باید تصریح بشه رئیس‏جمهوری از مردان انتخاب بشه. در مقابل عده‏ای دیگهاین قیدو لازم نمی‏دانستند و تصدی این پست توسط زنان از نظر اونا اشکالشرعی نداشت. خانم منیره گرجی تنها نماینده زن مجلس خبرگان استدلال کرد کهمنصب ریاست‏جمهوری با وجود ولی فقیه در رأس هرم حکومت، امامت محسوب نمی‏شهتا برای زنان ممنوع باشه. در نهایت در اون جلسه ابتدا اصل مذکور بدونتصریح بر این قید به صورت زیر تصویب شد:

«رئیس‏جمهور بایدایرانی‏الاصل، تابع ایران، دارای مذهب رسمی کشور و مروّج آن، مؤمن بهمبانی نظام جمهوری اسلامی ایران و دارای حسن سابقه و امانت و تقوا باشد.»

گرچهدر مشروح مذاکرات از مخالفت با حذف قید «بودن از مردان» چیزی ثبت نشده ولیظاهرا مورد اعتراض بعضی از نمایندگان واقع شد به طوری که یکی از خبرگان درحال خروج از جلسه معترضانه می‏گه:معلوم می‏شود این مجلس احکام مسلّماسلام را هم قبول ندارد.(!)
ظاهرا به خاطر همین مخالفت‏ها در تصویب نهایی در جلسه عصر همون روز اصل مذکور به صورت زیر به تصویب نهایی می‏رسه:
«رئیس‏جمهورباید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد:ایرانی‏الاصل، تابع ایران، مدیر، مدبّر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوا،مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران ومذهب رسمی کشور.»

به هر حال اينكه اين مطلب در قانون اساسي اجمالي گفته شده نشون ازين داره كه گذشت زمان مي تونه قانونو تفسير كنه...

فكر مي كنيد چه عواملي مي تونه تعيين كننده حضور بانوان براي تصدي اين پست باشه؟

فكر مي كنم يكيش اين مي تونه باشه:
اگهحضور خانم ها در عرصه هاي مختلف فرهنگي، سياسي، اجتماعي، علمي و ... باموفقيت همراه باشه مطمئنا با اقبال و پذيرش عمومي هم مواجه ميشه در غيراينصورت فرصتها رو از دست مي دهند.