نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: جامعه شناسی "شیطان پرستی"

  1. #1
    کاربرسایت مرداویز آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۵
    نوشته ها
    372
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    جامعه شناسی "شیطان پرستی"

    بنام خدا
    جامعه شناسی شیطان پرستی


    گردآوری و تحقیق: مريم سعادتی

    فصـل یک) مقدمـــه: شيطانپرستي يکي از اعتقاداتي است که برخي به آن پيشينه هزاران ساله ميدهند ودليل آن را نيز پرستش هر موجود داراي قدرت توسط مردمان هزاران سال پيش ويا در نظر گرفتن دو خداي ضد هم يعني خداي خير و شر ميدانند. شيطان پرستيدنيايي را ترسيم مي كند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست. به همينجهت شيطان پرستي را جهان تاريك ميگويند. شيطان پرستي حقيقتي را جستجو ميكند كه در اين جهان يافت نمي شود. خود كشي توجيهي اينگونه دارد ، " اگربپرسي چرا خودت را مي كشي ؟" پاسخ میدهد: مي خواهم به حقيقت برسم وحقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد. عمده ترين نشانه شيطان پرستي را درتجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنانبايد ديد.

    شيطـانپرستـی به چه معنـاست؟
    شيطان پرستی به معنی پرستش شيطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسيار قويتر و موثرتر از نيروهای خوب دنيوی همچون خدا است.در شيطان پرستی شيطان به عنوان نماد قدرت و حاکميت بر روی زمين، قدرتی بهعنوان برترين قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و اين دنيايی راکه به عنوان دوزخ برشمرده ميشود را قانونمند میکند. در شيطان پرستی، غيراز استفاده از شيطان به عنوان قدرت تاريکی و قدرت مطلق از نيروها و اجنه وروح های پليد و شيطانی نيز برای رسيدن به اهداف خود استفاده میشود؛ و درنهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش قدرت پلیدی است.
    به طور کلی دو تعریف برای گروههای شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد؛
    تعریف اول:هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری ازمفاهیم غیرطبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوانخدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند، که معمولاً از آن به عنوان الههسیاه نیز یاد میکنند و آن را منتسب به طبیعت "حقیقی" انسان مینامند.
    تعریف دوم:گروههایی که از دین مسیحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که دردین مسیح تعریف شده است قبول ندارند. این تعریف معمولاً توسط بنیادگرایانمسیحی مورد استفاده قرار میگیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروههارا شیطان پرست مینامند.

    ضرورت انتخاب موضوع تحقیـق
    روزگارعجيبی است؛ هر گوشه، در هر خيابان يا بين دوستان را که نگاه ميکنیدرباره اين کلمه ميشنوی؛ مخصوصا در بين کسانی که ادعای متالبازی و گوشدادن به موسيقی متال به خصوص سبک بلکمتال را يدک ميکشند.چيزی که الان در جامعه مشاهده ميشود باب شدن شيطان پرستی و انداختن پنتاگرام در گردن است.
    بلکمتالDarkthrone ، مريلين مانسن ، نيروانا ، آنتون لاوي، کليساي شيطان ،satanic bible ، آدم خواري ، skull-n-bone .... احتمالا حداقل يکي از اينکلمات تاکنون شنيدهايد، آدمهاي زيادي را هم ديدهايد که خودشان را طرفداراين نامها و گروهها ميدانند! موسيقي های آنها را گوش ميدهند ، گاهگاهلباسهاي عجيب غريب ميپوشند، علامتهاي خاصي بين خودشان دارند و به قولخودشان " تيريپ خفن ميزنن"!
    از اينها که بگذريم حتما زياد هم شنيدهايدکه در فلان کشور يک عده شيطان پرست يک آدم را تيکه تيکه کردند يا خوردنديا فلان جنايت را انجام دادند.
    لذا بر آن شديم تا در مورد شيطانپرستی و شيطانپرستان تحقيقی اجمالی به عمل آوريم.

    هـدف تحقيـق
    هدف از اين تحقيق شناساندن انواع شيطان پرستی و گروهها، سنبلها، اعتقادات و اعمال شیطانپرستان میباشد.
    روش تحقیـق
    در این تحقیق از روش توصیفی- تاریخی استفاده شده است.جهت گردآوری مطالب در این تحقیق از کتاب، مقالات و اینترنت استفاده شده است.
    شـرح واژه هـا و اصطلاحـات
    - مسیحیان جودو : عرفان مسیحیت یهودی، کابالا( فرقه ای با تلفیق ادیان یهودیت و مسیحیت البته با تحریفات فراوان
    - داسنی : پیروان فرقه باستانی ایزدی که بعدها به یزیدیان معروف شدند.
    - ملک طاووس : شیطان در فرقه یزیدیه با این نام یاد می شود.
    -پنتاگرام : ستاره پنج پر که از مهمترین و قدرتمندترین و ماندگارترین سمبل ها در تاریخ بشر است.
    - زقوم : درختی در جهنم با میوه ای بسیار تلخ که جهنمیان از آن می خورند.

    فصـل دو) تاریخچـه شیطـان پرستــی
    شايدعده ای شيطان پرستی را آئینی مدرن و نهايتا مربوط به قرن ۱۶ - ۱۵ ميلادیبدانند اما واقعيت چيز ديگريست. شايد بتوان تاريخچه شيطان پرستی را بهقرون اوليه پيدايش آدمی نسبت داد. البته شواهد به دست آمده اين حرف راتصديق ميکند که شيطان پرستی در نواحی امريکای لاتين، امريکایجنوبی و افريقای مرکزی به قرن ها قبل از ميلاد مسيح برميگردد و قبايلی کهآثاری از آنها باقی مانده است اين احاديث را تصديق ميکنند. دراکتشافات به دست آمده در امريکای جنوبی يکی از قبايل اين قاره که اعتقادبسياری به خوب و بد داشتند شيطان را پرستش ميکردند و حتی قربانی هايی رااز انسان به شيطان هديه ميکردند که مکانهای انجام مراسم قربانی هنوز وجوددارد و اجساد موميايی به دست آمده و نوع کشته شدن ها نشانگر قربانی شدناين انسانها (که در آنها بيشتر زنان به چشم ميخورند) است. در افريقایمرکزی و در دشتها و کويرهای سوزان اين قاره نيز در قبايلی که معروفترين آنقبيله "اوکاچا" میباشد، شيطان به عنوان قدرت مطلق زمين و آسمان و پديدآورنده آن و خدای خشم و نفرت پرستش میشد و حتی قربانی هايی نيز در مواقعخاص به آن اهداء ميشد. ذکر اين نکته ضروری است که زمان قربانی کردنانسانها در برابر شيطان لحظه های خاصی بوده است.
    تاريخچه شيطان پرستیبه سالهای بسيار دور بر ميگردد که بعدها اين آئین و سنت به صورتهای ديگرنمود پيدا کرد که چيزهايی از گذشته چه با تحريف و چه بدون تحريف دست بهدست در حال عبور همراه با زمان است. البته شيطان پرستی در زمان پيدايشزبان و خط و زمان مادها، سومريان، بابليان و ... نيز ادامه داشت تا درقرون ۱۴ -۱۵ ميلادی شيطان پرستی نوين به وجود آمد.

    مبـدا شیطـان پرستــی
    مبداشيطان پرستی قديمی همانطور که گفته شد به قرون اوليه آدمی بر می گردد. درزمانهای قدیم انسانها در برابر هر چيزی که قدرت مقابله با آن را نداشتند واز درک آن عاجز بودند، تسليم ميشدند و سجده ميکردند. شيطان پرستی قديمیبر اساس سنتهـای خداپرستــی و شيطان پرستی واقع نشده است و نميتوانداينگونه باشد لذا آنها برای اينکه در مقابل قدرتی بزرگ سجده کنند و مسلمااين قدرت در شب از عظمت مخصوصی برخوردار بوده است به ستايش و پرستش موجودیفوق طبيعی و دهشتناک که قدرت فوق العاده ای دارد میپرداختند که مبداشيطان پرستی قدیمی را به وجود آورد.
    اما مبدا شيطان پرستی جديد؛ آياواقعا در ابتدا شيطان پرستی وجود داشته است يا در ابتدا جادوگری وجودداشته است، معلوم نيست؛ اما عنوانی که مسلما قدرت بيشتری دارد اين است کهجادوگری ابتدا وجود داشته و سپس شيطان پرستی نوين از آن شکل گرفته است.شيطان پرستی جديد را پاره ای از انگليسيان که گفته ميشود از نجيب زادگانبوده اند به راه انداخته اند برای اينکه از قدرت شيطان و قدرت تاريکی بهرهببرند و پس از آن مراسم شيطان پرستی نوين برگزار ميشود. در حقيقت شيطان پرستی نوين در انگلستان و در حدود قرون ۱۵-۱۶ ميلادی به وجود آمد.البته تغييرات بسياری نسبت به شيطان پرستی قديمی و قرون وسطايی داشت؛ امابه هر حال استفاده از قدرت شيطان همچنان باقی مانده است و اين چيزيست کهنميتوان خط بطلانی بر روی آن کشيد.

    فصـل سـه) سیر تاریخی شیطان پرستی:
    شيطان پرستی قديمی
    شيطان پرستی قديمی شيطان پرستی ای است که به قرون وسطا برميگردد،؛با اينکه همانطور که در تاريخچه شيطان پرستی ذکر گرديد شيطان پرستی به قبلاز ميلاد مسيح برميگردد اما اصولا شيطان پرستی قديمی را مربوط به قرونوسطا میدانند. موضوعی که امروزه درباره شيطان پرستی قديمی وجود دارد و دربرخی کتابها ديده ميشود به اين مطلب برميگردد که اصولا شيطان را کليسابه وجود آورد تا تمام بديها و پليديها را به آن نسبت دهد تا به نوعی همخدمتی به بشريت کرده باشد و گناهان را از خود دور کند و جادوگران را نيزکه در قرون وسطا از قدرت زيادی برخوردار بودند با عنوان جادوگران سياه بهعنوان پيروان شيطان معرفی کند تا هم گناهان را دفع کند و هم قدرت جادوگرانرا کم کند. البته اين يک نظريه ای است که آنچنان که بايد و شايد نميتواندقدرت داشته باشد و انسان را حداقل از لحاظ فکری ارضا کند. زيرا قبل ازمسيحيت و در زمانهای حضرت ابراهيم و حضرت موسی و حتی بسيار قبل از آنهاشيطان پرستی وجود داشته و چيزی به عنوان شيطان مسلما وجود دارد زيرا اگروجود نداشت هيچگاه آدم و حوا به زمين سقوط نميکردند! پس نظريه فوق راميتوان نظريه ای مغرضانه نسبت به مسيحيت و کليسا خواند.
    شيطان پرستیقديمی از لحاظ معنی و از لحاظ اعمال انجام شده مسلما با شيطان پرستی کنونیبسيار تفاوت دارد. شايد بتوان گفت چيزی که به عنوان شيطان پرستی امروزه درجوامع گوناگون قرار دارد شيطان پرستی قديمی يا قرون وسطايی است که اينشيطان پرستی به طور کلی محکوم شده است و شيطان پرستی جديد با آن به مبارزهبرخواسته است اما خوب هنوز عده زيادی آن را قبول دارند و به آن احترامميگذارند و قوانين آن را اجرا ميکنند. شیطان پرستی قدیمی استفاده از کمکشیطان در کارهای زیان آور و کمک به برخی پادشاهان در جنگها بوده است و حتیهمسر پادشاه فرانسه در قرن ۱۳ میلادی برای نجات شوهر خود از مرگ مراسمشیطان پرستی قرون وسطایی را انجام داد. شیطان پرستی قدیمی اعتقاد دارد کهشیطان وجود دارد و قدرت او عظیم ترین قدرت بر روی جهان است.
    اصل شهوترانی و ارضای جنسی اصل لاینفک این مراسم است.شیطان پرستی قدیمی مخالف با مسیحیت و کلیسا است و دقیقا در مراسم خوداعمال ضد مسیحیت را انجام میدهد. آنها به مسیحیت و کلیسا اعتقادی ندارندو آنها را عامل بدبختی مردم میدانند. آنها میگویند مسیح پیامبری بود کهباید زمین را آباد میکرد و مردم را به راه راست میبرد اما تنها کاری کهانجیل انجام داده دروغگویی و رواج بدی در جامعه است ! آنها قربانی انسانرا امری ضروری برای آرامش و احترام به شیطان میدانند و در این میان دختربچه ها بهترین قربانی برای شیطان هستند. ریختن خون در این مراسم نشانهتقدس این مراسم است ( همانند نوشیدن شراب در عشای ربانی مسیحیت که بهعنوان نشانه تقدس و خون مسیح است ! ) . انجام اعمال شهوترانی دراین مراسم اعمالی است که باید حتما بدان پرداخته شود چون در شیطان پرستیقدیمی ارضای حس جنسی یکی از مهمترین عوامل است (شاید اینان نیمنگاهی نیز به آرا فروید داشته اند-مرداویز) و البته با توجه به اینکهشیطان پرستان قدیمی بدترین اعمال را برای مبارزه با خدا، مسیح و شیطانانجام میدادند لذا امور جنسی نیز به بدترین و فجیع ترین نوع خود انجاممیگرفت. آنها به جهنم اعتقادی نداشتند و میگفتند جهنم همین دنیایی استکه در آن زندگی میکنیم لذا بدترین گناهان را در مراسم خود انجاممیدادند. شیطان پرستان قدیمی شیطان را موجودی با هویت خارجی میدانند.

    شيطان پرستی جديد
    شيطانپرستی جديد در انگلستان به وجود آمد و البته زياد نيز تعجب برانگيز نيستزيرا انگليس يکی از کشورهايی است که جادوگرانی بسياری را داشته است والبته وجود اهالی باستانی آسياي ميانی و خاورميانه و همچنين اهالی يونانباستان در انگليس ثابت شده است زيرا از اکتشافات به دست آمده دربرخی محل های برگزاری مراسم شيطان پرستی و جادوگری در انگليس نظير محلاستون هنج آثاری از تمدن ايران و يونان پيدا شده است و همچنين در کتبشيطان پرستی و جادوگری کلمات عبری، يونانی و فارسی ( البته هيچکدام نه بهصورت کنونی ) وجود دارد. شيطان پرستی جديد بر خلاف شيطان پرستی قديمیاعتقادی به وجود شيطان خارجی ندارد بلکه شيطان پرستی جديد شيطان را درطبيعت و در وجود هر انسانی ميداند و اين باطن هر کسی است که شيطان در آنوجود دارد و مراسم شيطان پرستی جديد مراسمی است برای دعوت از شيطان باطنیو حس اهريمنی درونی است که با اعمال جنسی آرام و ارضا ميشود. آنها جسمپرست هستند و اعتقاد دارند هر آنچه که وجود دارد مديون آلت تناسلی آدميستو ديگر اينکه انسان بايد کاملترين لذت جسمانی و جنسی را در اين دنيا ببرد.آنها معتقدند به زندگی پس از مرگ و آن اينکه بعد از مرگ روح کسانیکه در دنيا لذت جسمانی لازم را نبرده اند به اين دنيا برميگردد و لذتجنسی خود را کامل ميکند. در مراسم شيطان پرستی جديد مخلوطی ازاسپرم به همراه ادرار به عنوان آب مقدس بر روی حاضرين پاشيده ميشود (همانند آب مقدس در مراسم عشای ربانی مسيحيت ) و البته در شیطان پرستی جدیداعتقادی به قربانی کردن انسان و حتی حیوان وجود ندارد.

    انـواع شیطـان پرستــی از نظـر ایدئولـوژی
    شيطانپرستي جديد آييني است داراي شباهت هايي به اومانيسم که انسان را برترينموجود مي داند و او را تنها در برابر خود مسئول مي داند:
    Anthonlavey: "There is no heaven of glory bright, and no hell where sinnersroast. Here and now is our day of torment! Here and now is our day ofjoy! Here and now is our opportunity! Choose ye this day, this hour,for no redeemer liveth!"
    آنتون لاوي: " خدايباعظمت و با شکوهي وجود ندارد، و جهنمي که در آن گناهکاران کباب ميشوند همنيست . اينجا و حالا روز شکنجه و سختي ماست ! حالا و اينجا روز خوشي ماست! اينجا و حالا فرصت ماست ! اين روز، اين ساعت را انتخاب کن که زندگيرهايي بخشي نيست !"
    شيطان پرستي جديد به خدايي اعتقاد ندارد و شيطان راتنها نوعي کهن نماد ( archetype ) مي داند و انسانها را تنها در برابر خودمسئول ميداند و اعتقاد دارد که انسان به تنهايي مي تواند راه درست و غلطرا تشخيص دهد به همين دليل هم اين اعتقاد بيشتر به عنوان يک اعتقاد فلسفيشناخته مي شود . شيطان در اين اعتقاد نماد نيروي تاريکي طبيعت ، طبيعتشهواني ، مرگ ، بهترين نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است. اين اعتقاد دارايشاخه هاي متعددي است اما مي توان گفت جز يکي دو نوع آن همگي داراي اصولزير مي باشند:
    Atheism -خدايي در شيطان پرستي وجود ندارد.
    Not dualistic -روح و جسم غيرقابل ديدن هستند و هيچ جنگي بين عالم خير و شر وجود ندارد.
    Autodeists -خود پرستي ، خدايي جز خود انسان وجود ندارد و هر انساني خود يک خداست.
    Materialistic -اعتقاد به اصالت ماده.
    - وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدايي است.
    -ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبي که اعتقاد به زندگي پس از مرگ دارند.
    - عدم پرستش شيطان زيرا شيطان جسم نيست و وجود خارجي ندارد.
    -اعتقادبه استفاده از لذت در حد اعلاي آن زيرا تمام خوشي دنيايي است و اين خوشيها خصوصا لذات جنسي پتانسيل لازم را برای کارهاي روزانه آماده مي کنند وبه هر شکلي انجام آنها لازم و ضروري است .

    شیطان پرستی به چهار دسته شیطان پرستی فلسفی، شیطان پرستی لاوی، شیطان پرستی دینی و شیطان پرستی گوتيک(شرپرستی) تقسیم می شود.

    شیطان پرستی فلسفی
    بهطور غیر رسمی و گستردهای این شاخه از شیطان پرستی را منتسب به آنتوانشزاندر لاوی (Anton Szandor LaVey) میدانند؛ همان بوجود آورنده انجيلشيطاني(satanic bible). او کسی بود که کلیسای شیطان را تأسیس کرد (اولینسازمانی که از لغت شیطان پرستی فلسفی استفاده نمود) در نظر شیطان پرستانفلسفی، محور و مرکزیت عالم هستی، خود انسان است، و بزرگترین آرزو و شرطرستگاری این نوع از شیطان پرستان برتری و ترفیع ایشان نسبت به دیگران است.شیطان پرستان فلسفی عموماً خدایی برای پرستش قائل نمیدانند و به زندگیغیر مادی بعد از مرگ نیز عقیدهای ندارند. به هرحال زندگی این گروه ازشیطان پرستان عاری از روحیه مذهبی و معنویت نیز نیست.
    در نظر شیطان پرستان فلسفی، هر شخص خدای خودش است.آنها با تکیه بر عقاید انسانی وابسته به دنیا، مطالب مربوط به فلسفهعقلانی را عبس میشمارند و به آنها به دید ترس از مسائل ماوراء الطبیعیمینگرند و تنها به وسیله آن، یک زندگی عقیم و تنها بر مبنای "جهانواقعی" را تشکیل میدهند. به طور شفافی، آموزههای شیطان پرستان فلسفیقدمتی بیشتر از کلیسای لاوی دارد. اگر چه این تصوری از شیطان است، ولی باموقعیت واقعی او تقابل دارد چرا که این تعالیم از آموزههای یهودی-مسیحینشئات گرفته است و شیطان را بدلیل خصوصیاتش پلید نگاشته است.

    شیطانپرستی لاو یی
    ایننوع از شیطان پرستی بر مبنای فلسفهٔ آنتوآن لاوی که در کتاب "انجیل شیطان"و دیگر آثارش آمده است تشکیل شده است. لاوی موسس کلیسای شیطان (1966) بودو تحت تأثیر نوشتههای فردریک نیچه، آلیستر کرالی، این رند، مارک د سید،ویندهام لویس، چارلز داروین، آمبروس بیرس، مارک تواین و بسیاری دیگر بودهاست. "شیطان" در نظر لاوی موجودی مثبت بوده در حالی که تعالیم خداجویانهکلیساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادی نیز اعتنایی نداشت.
    یکشیطان پرست لاویی، خود را خدای خود میداند، آیین مذهبی این گروه از شیطانپرستان بیشتر شبیه به فلسفه میجیک کراولی با دیدی جلو برنده به سمت شیطانپرستی است. یک شیطان پرست لاویی مدعی آن است که کسانی که خودشان را باشیطان پرستی هم ردیف میدانند باید به طرز فکر گروهی خواص وفادار نباشند وآنها را از لحاظ اخلاقی قبول نداشته باشند. و در ازای آن گرایشات انفرادیداشته باشند و من تبع باید به طور دائمی یک سر و گردن بالاتر از کسانیباشند که خود را از لحاظ اخلاقی، قوی میدانند و در بشر دوستی خود، بدونتامل عمل کنند.

    فلسفه شیطانی
    شیطان در ۹ جمله شیطانی منسب به لاوی خلاصه میشود:
    شیطان میگوید: دست و دلبازی کردن بجای خساست.
    شیطان میگوید: زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی.
    شیطان میگوید: دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود.
    شیطان میگوید: محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به نمک نشناسان.
    شیطانمیگوید: انتقام و خونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت (اشاره به تعالیممسیحیت که میگوید: هرگاه برادری به تو سیلی زد، آن طرف صورتت را جلوبیاور تا ضربهای به طرف دیگر بزند).
    شیطان میگوید: مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون آشامهای غیر مادی بودن.
    شیطانمیگوید: انسان مانند دیگر حیوانات است، گاهی بهتر ولی اغلب بدتر ازآنهایی است که روی چهار پا راه میروند، بدلیل آنکه انسان دارای خدایروحانی و پیشرفتهای روشنفکرانه، او را پستترین حیوانات ساخته است.
    شیطانتمام آن چیزهایی که گناه شناخته میشوند را ارائه میدهد، چون که تمامآنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی، روانی یا احساسی منجر میشوند.
    شیطان بهترین دوست کلیساست چرا که در میان تمام این سالها وجود شیطان دلیل ماندگاری کلیساها است.


    و در مقایسه با این جملات، لاوی ۹ گناه شیطانی را نیز نام برده است:
    حماقت،ادعا و تظاهر، نفس گرایی، انتظار بازپس گرفتن از دیگران،(آنچه به آنهاداده اید)، خود را فریب دادن، پیروی از رسوم و عقاید دیگران، روشن بینی ناکافی، فراموش کردن ارتدکسی گذشته (به طور مثال، قبول کردن چیزی قدیمی دربسته بندی جدید، به عنوان نو)، غرور و افتخار بی حاصل (مانند غروری که هدفشخصی را از درون میپوساند) و کمبود محسنات !
    لاویسپس ۱۱ قانون شیطانی را نیز وضع کرد، که در حالی که نظام نامهای اخلاقینیست، ولی راهنماییهای کلی برای زندگی شیطان پرستی را ارائه کرده است:


    هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.
    هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران میخواهند آن را بشنوند بازگو نکن.
    وقتی مهمان کسی هستی، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.
    اگرمهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن.
    هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیدهای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی نده.
    هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار، مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری سخت است و از تو میخواهد آن را بگیری.
    اگراز جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هایت استفاده کردهای قدرتآن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواسته هایت قدرت جادو را نفی کنی،تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.
    هرگز از چیزی که نمیخواهی در معرض آن باشی شکایت نکن.
    کودکان را آزار نده.
    حیوانات (غیر انسان) را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفتهای یا برای شکارشان.
    وقتیدر سرزمینی آزاد قدم بر میداری، کسی را آزار نده، اگر کسی تو را موردآزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.


    شیطان پرستی دینی
    گرایشات شیطان پرستی دینی اغلب مشابه گرایشات شیطان پرستی فلسفی است،گرچه معمولاً پیش نیازی برای خود قائل میشوند و آن پیشنیاز اینست کهشیطان پرست باید یک قانون ماوراء الطبیعی را که در آن یک یا چند خدا تعریفشده است که همه شیطانی هستند یا به وسیله شیطان شناخته میشوند قبولداشته باشد. شیطانی که در گروه اخیر تعریف شده است میتواند تنها در ذهنیک شیطان پرست تعریف شود یا از یک دین (معمولاً قبل از مسیح) اقتباس شوند.
    بستهبه اینکه کدام نوع شیطان پرستی مد نظر باشد، خدا یا خدایان میتوانند ازانواع مختلفی از معبودها باشند، بعضی از آنها از ادیان بسیار قدیمی نشئتگرفته شده اند، انواع معمول شیطان پرستی خدایانشان را از ادیان قدیمی مصرباستان و بسیاری از الهههای باستانی بینالنهرینی و بعضا از الهههایرومی و یونانی (به عنوان مثال مارس-خدای جنگ) اقتباس کرده اند. بقیه شیطانپرستان ادعای پرستش خدای اصلی را دارند ولی بیشتر شیطان پرستان میگویندخدای معبود آنها در واقع قدمت بسیار قدیمی دارد، شاید از دوران ماقبلتاریخ و شاید اولین خدایانی باشد که توسط انسان مورد پرستش قرار گرفتهاست.
    مابقی گروهها تعبیری سخت گیرانه تر از اینها را میپرستند.آنهایی که سیمای فرشتهٔ سقوط کرده از انجیل مسیحی را میپرستند، در حالیکه بسیاری آن را به عنوان شر، طبق تعریف کلیسای مسیحی، میپندارند. اینگروه در مقابل آن را به عنوان محق و کسی که در مقابل خدا شورش کرده استقبول دارند. تمام این ادیان با هم و با شیطان پرستان فلسفی مشترک هستندچرا که خود شخص را در اولویت اول قرار داده اند. این نظریه نیز معمولاًتوسط کسانی که خدا را به دید شیطانی مینگرند (کسانیکه دیده شده است اشخاص را به آزادی اندیشه تشویق میکنند و تلاش میکنندخود را بهوسیله فلسفههایی چون میجیک و فلسفههای مشابه "تمایل به قدرت"نیچه بالا بکشند) حمایت شده است. یک پند رایج شیطانی به این معلولاینست که: "هر خدای ارزشمندی بهتر است به جای یک برده پست و بخاک افتاده،یک شریک در قدرت خود داشته باشد."
    یک مثال از این مطلب، شیطان ابراهیمیاست، مانند ابلیسی که در کتاب تورات آمده است و بشریت را به چیدن میوهدرخت شناخت خوب از بد تشویق میکند:" تو مطمئنا نمیمیری، چرا که خدا درهمان روزی که این کار را کنی از آن خبر خواهد داشت، سپس چشمانت باز خواهدشد و شما مانند خدا خواهید شد و خوب را از شر تشخیص خواهید داد". استفادهاز این مفهوم، شیطان پرستان خود را بهتر از هر خدای دیگری، دارای قدرتتشخیص خوب از بد میپندارند. از آنجا که این گروه از شیطان پرستان خود رابسیار قدیمی و قدیمی تر از بقیه میدانند، نام "شیطان پرستان سنتی" را بر خود گذاشتهاند و به شیطان پرستان فلسفی، "شیطان پرستان معاصر" میگویند.

  2. #2
    کاربرسایت مرداویز آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۵
    نوشته ها
    372
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: جامعه شناسی "شیطان پرستی"

    شيطان پرستي گوتيک
    اینفرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوطمیشوند. این نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند به اعمالی از قبیل"خوردن نوزادان"، " بزکشي "، "قربانی کردن دختران باکره" و "نفرت ازمسیحیان" هستند. این طرز فکر در کتاب "مالیوس مالیفیکاروم" دستهبندی شده است. (کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (1490م) تالیفشد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت) کتاب حاوی مطالبخرافی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتابپتک جادوگران است..
    شيطان پرستي نزديکي زيادي به جادوگري دارد و دنيايآن پر از افسانه هاي گوناگون، شياطين متعدد و افراد مختلف خصوصا جادوگراندر ارتباط با آنهاست. در دنياي امروز هم کشورهاي مختلفي داراي کليسايشيطان هستند مانند کشورهای امريکا، انگليس و آلمان و همچنین چین و بر خلافادعاي شيطان پرستان جديد که بر اساس متون انجيل شيطاني بر عدم کودک آزاريو آزار حيوانات پافشاري مي کنند اما وحشتناک ترين اعمال توسط آنها تنهابرای مقابله با دستورات الهي انجام مي شود.

    انجيل و کليسای شيطانی
    انجيلشيطانی کتابي است که شيطان پرستان از آن برای عبادت و دعاهای خود و همچنيناستفاده در مراسم خود استفاده ميکنند . اين کتاب شامل کلمات عبری ویونانی و انگلیسی است که برخی از اين کلمات هنوز معنی دقيق آن کشف نشدهاست اما چيزی که ميتوان فهميد اسامی شيطان و دعوت از او برایقدرت دادن به شيطان پرستان است. در اين کتاب بسياری از دعاهای آن بر خلافدعاهای مسيحيت و انجيل است و همچنين بسياری از شعائر آن برای قدر نهادن بهعظمت و قدرت شيطان به عنوان قدرت مطلق است.
    کليسای شيطان پرستی در قرونوسطا به عنوان مکانی برای انجام مراسم شيطان پرستی استفاده ميشد و جايیبود که در آن تنها و تنها محل قرارهای شيطان پرستان قديمی و انجام مراسمخود در آن بود. اما امروزه کليسای شيطان پرستی محلی است برای عبادت شيطانپرستان که اکثرا به صورت زير زمينی به کار خود ادامه ميدهند و در شيطانپرستی جديد اين مکان به نام کليسای شيطان برای انجام مراسم ارضای جنسیمورد استفاده قرار ميگرفت که اکنون محليست برای انجام اکثر مراسم شيطانپرستی جديد.
    به قسمتهاي از انجيل شيطان پرستان که از کتاب TheWitches گردآوری شده اشاره ميشود. البته مانند همه کتب در اديان مختلف،اين کتاب نيز به ستايش شيطان و قدرت طلبی از او میپردازد. همانطور کهگفته شد در اين کتاب کلمات و جملات عبری نيز وجود دارد. اين دعاها اکثرا در مراسم های شيطان پرستی مورد استفاده قرار ميگيرد:
    بهنام خدای بزرگ ما؛ شيطان؛ به شما فرمان ميدهد که از دنيای سياه بيرونآييد. به نام چهار شهريار سياه جهنم؛ پيش آييد. شيطان؛ جام باده لذت رابردار. اين جام پراز اکسير زندگی است؛ و آنرا با نيروی جادوی سياه انباشتهکن . اين نيرو در سراسر عالم کائنات وجود دارد و حامی آن است، ای دوست وهمدم شب؛ تو از صدای سگ ها و ريختن خون شاد ميشوی؛ تو در ميان سايه هایقبور ميگردی؛ تو تشنه خون هستی و بشر را تهديد ميکنی گور گومورو؛ ماههزار چهره؛ به قربانيان ما با نظر مساعد بنگر. دروازه های جهنم را بگشا وبيرون بيا ... ) همانطور که مشخص است انجيل شيطان پرستی کتاب خاصی نيست وهمانند همه کتب اديان به ستايش و تسبيح و درخواست کمک از پروردگار خودميکند. لذا نميتوان گفت اين کتاب نوشته های پيچيده ای است که هيچکس توانفهم آن را ندارد. البته اين درست است که جملات عبری و یونانی در اين کيشوجود دارد اما مسلما آن چنان مورد توجه نيست زيرا اکنون انجيل مسيحيت نيزدر خود حاوی کلمات عبری است که دکترين کليسای رم آن را بسيار رواجميدهند.

    فصل چهار ) پنتاگـــرام:
    ستاره پنج پر یا پنتاگرام یکی از مهمترین، قدرتمندترین و ماندگارترین سمبل ها در تاریخ بشر است.این علامت در فرهنگ و تمدن باستان مایان های امریکای لاتین، هند، چین،مصرو یونان از مهمترین و پرمعناترین علامتها بوده است. ابتدایی ترین شکلپنتاگرام بر روی دیوارهای غارهای عصر حجر کنده کاری شده بوده و در نقاشیهای مردم بابل به عنوان الگوی ترسیم سیاره ونوس به چشم می خورد. رازهاییمابین سیر استفاده از این علامت، طراحی های قدیمی از مدار حرکت سیاره ونوسو رب النوع معروف بیشتر وجود دارد که گاهی باعث این تفکر غلط میشود کهپنتاگرام سمبل ایشتر است. در کتب آسمانی مخصوصا کتابهای یهودیان بسیارزیاد به پنتاگرامها اشاره شده است.

    پنتاگرام در جهان کهن
    پنتاگرام های اولیه اشکالی زمخت با شکل هندسی ناهمگون به صورت کنده کاری روی سنگهای عصر حجر داشتند.مردم آن زمان اعتقاد داشتند که این علامت معنایی روحانی و غیرمادی دارد.اعتقاد آنان بر این بود که رازی در شکل قرار گرفتن ستاره ها وجود دارد کهبر انسان پوشیده است، آنها پنتاگرام را از روی شکل قرار گیری پنج سیارهبرداشت کرده بودند که وقتی با خطی فرضی به هم اتصال پیدا می کردند به صورتمبهم شکل پنتاگرام را به خود می گرفت. نسل های بعدی بشر معانی مختلفی رااز این شکل برداشت کردند معانی بسیار زیاد و اغلب مقدس و خداپرستانه.
    پنتاگرامها به سومری ها برای نوشتن و استفاده از متون کمکهای زیادی کردند. اینعلامت نشان دهنده پنج سیاره مهم بود که با چشم غیر مسلح قابل رویت بودند.بعدها پنتاگرام به عنوان سمبل رب النوع زیبایی ونوس نیز شهرت یافت.
    برطبقنظریات ریاضی دان و فیلسوف یونانی فیثاغورث عدد پنج نماد انسان بود چوناعضای بدن انسان به پنج طرف تمایل داشتند،( اگر دستها و پاها را ازهم بازکنید به شکل یک ستاره پنج پر در می آید)، او این تفکر را برای اولین باردر یونان پایه گذاری کرد که پنتاگرام نماد روح انسانی است و البته چون درآن زمان آفرینش انسان تابــع عناصر پنجگانه بود ( آتش ، آب ، خاک ، هوا ،روح ) پنج گوشه پنتاگرام اینگونه توصیف شد. طبق این تفکر انسان از این پنجعنصر به وجود می آمد.
    پیروان مکتب فیثاغورث طلسم پنج پر را به صورت آیینی مقدس حفظ کردند. آنها نام این آئین را HGIEIA نامیدند.
    و معتقدند ترکیبی از ابتدای نام یونانی عناصر آب، خاک، روح، آتش و هواست.
    خصوصیتمنحصر به فردی که این سمبل را تا به امروز ماندگار کرده وابستگی شدید وهمه جانبه آن به مسائل مقدس و خدایی آن است که در مقاطع زمانی مختلف و بیناقشار و نسلهای گوناگون کاربرد داشته است، چه این خدا خدای یگانه بوده یاخدایان متعدد. سپس با ظهور مسیح پنتاگرام جامه کریستین به تن کرد.
    میگویند بر تن مسیح با خنجر ستاره ای زخم زدند که پنج گوشه داشت )شاید بههمین خاطر می باشد که آنتی کریست های امروزی از پنتاگرام زیاد استفاده میکنند، ممکن است منظورشان این باشد که ما بر پیکر مسیح این زخم را زدیم.)
    مورخانزیادی سعی در پیدا کردن رابطه میان زخم زنندگان این علامت بر پیکر مسیح وپیروان مکتب فیثاغورث داشتند که هنوز شاهدی بر این مدعا پیدا نکرده اند.
    دردوره رنسانس اعتقادات عجیب و خرافات گونه نسبت به طلسم ستاره پنج پر بهبیشترین حد خود رسید و باورهای مردم تا جایی پیش رفت که پنتاگرام راعلامتی الهی از سوی خدا پنداشتند. از سویی نیز این علامت را مرتبط با علمکیمیاگری و علم جادو قلمداد کردند.

    پنتاگــرام در جــادو
    در آیین پرستش جادوگران یونانی پنتاگرام به عنوان جهان کوچک ( بدن انسان ) شناخته می شود. این باور باعث بوجود آمدن احساسی در بین جادوگران می شد که توسط آن ارتباطی میان خود، جهان و سمبولیسم ایجاد می کنند.
    هدفاز این احساس درک عمیق شیطان است که مهارتش در ارتباط برقرار کردن میانجهان فعال (جهان بیرونی) و جهان ساکن (روح انسان) است. یکی از جادوگرانمشهور در این زمینه، جیوردانو برونو است که در مورد سوءاستفاده ازپنتاگرام در جادوهای سیاه هشدار داده است.( پنتاگرام هنوز هم به عنوانشاخص اصلی رسوم پرستش جادوگران به کار می رود، ضمن اینکه عامل پدید آمدنرسوم وتشریفات دیگری نیز در ادیان مختلف شده است.)
    پنج نیروی پاک ازفروپاشی روح جلوگیری می کنند و هیچکس را یارای شکست آنها نیست مگر خودروح، عدالت ، رحمت ، معرفت ، ادراک و شکوه متعالی .

    پنتاگــرام مسیحیــان
    کابالیستهایمسیحی در دوره رنسانس علاقه وافری به پنتاگرام پیدا کردند. آنها اعتقادداشتند که پنتاگرام علامتی رازگونه است که در دست نوشته های مسیح مشاهدهشده و پیامی از سوی خداست. آنان می گفتند این سمبلی است که آشکارمی کند مسیح نیز پیرو امیال حیوانی(شهوت) خود بوده است. کاری که بسیاررواج یافته بود نوشتن نامه هایی به زبان عبری با مهر پنتاگرام بر ساق پابود، این نامه ها که در مورد آتش بود، سمبل اعیاد پنجاهه است.
    در کتاب مقدس یهودیان چهارنامه وجود دارد که با نام خداوند مهر شده اند
    YHVH تلفظ غیر دستوری کلمه JEHOVAH ،) یهوه خدای بنی اسرائیل)،Yahveh
    YHSHVH - Yehoshua یا جسوس،( عیسی)، ( Jesus )

    اینرازی متصل به کتب آسمانی است. نتیجه این بیان آنست که نام اعیاد پنجاههمسیحیان با خدا و مسیح مرتبط می شود. چندین رابطه بین پنتاگرام و مسیحیتوجود دارد. پیش از به صلیب کشیده شدن مسیح، پنتاگرام یک نشان رجحان یافتهبرای آرایش کردن و زینت دادن جواهرها و طلسم های مسیحیان اولیه بود. اینعلامت که به راحتی و در یک حرکت پیوسته قلم کشیده می شد، با پنج زخم مسیحآمیخته شده بود.
    پنتاگرام همچنین برای یک فرقه نهانی عرفانی مسیحینمادی از Isis الهه حاصل خیزی و Venus اصلی ترین رب النوع مونث، الهه عشقو زیبایی بود. فرقه ای که به صورت پنهان در نقاط مختلف در سراسر تاریخمسیحیت وجود داشت.

    پنتاگــرام در ویکـا و عقایـد نئوپگـان
    درحالحاضر رایج ترین مذاهبی که پیروان آن از پنتاگرام استفاده می کنند گروه هایویکان ها، نئوپاگان ها و شیطان پرستان هستند. در اغلب عقاید و رسوم ویکانها و نئوپاگان ها معنای نمادی پنتاگرام از مراسم جادوی تشریفات قرون وسطیو چهار عنصری که به وسیله روح حکومت می شدند نتیجه می شود.در برخی از اینرسوم همچنین پنتاگرام می تواند نمایانگر یگانگی نوع بشر و قلمرو روح باشد.ستاره پنج پر پایین رأس، نمادی از خدای شاخدار ویکا است.
    در عقیدهکابالیست های یهودی که بسیاری از اندیشه ها و ایده های فیثاغورثی را قرضگرفته اند، پنتاگرام نشان دهنده پنج حقیقت برتر در زندگی است:عدالت، رحمت،دانش، ادراک ، شکوه ماورایی و مافوق جهان مادی.

    تفاوت پنتاگــرام در قله رو به بالا یا قله رو به پاییـن
    پنتاگرامهایی که نوک آنها رو به پایین است در اولین ظهور خود لزوما نشان شیطانپرستی نبودند. طبق تاریخ پنتاگرامهایی که فرقشان در نقطه بالا یا پایینشاناست ابتدا توسط دو فرهنگ مختلف پایه گذاری شدند، دو فرهنگی که بنا بهمقتضیات آیینی سعی در جدائی از همدیگر را داشتند.امروزه هرکجا باپنتاگــرام رو به پایین روبرو شویم ناخودآگاه به یاد شیطان پرستی میافتیم. شاید دلیل این موضوع آنست که پنتاگرام رو به پایین بسیار شبیهعلامت ماسونیک ها و فراماسونها می باشد. واقعیت اینست که چون سر آن رو بهپایین است یادآور امور وارونه و خلاف جهت است.
    ویکان ها گاهیادعا می کنند هر پنتاگرام رو به پایینی علامت شیطان پرستان است که اینتفکر نابجاست. با این حال این سمبل در طول زمان معرف خدای شاخدار ویکان هاشد و امروزه نیز در درجه دوم به آن باغبان ویکا میگویند.

    پنتاگــرام در شیطان پرستـی
    پنتاگرامشیطانی نمادی پیچیده است که از ترکیب ستاره پنج پر با سر بز به وجود آمدهاست و این نوع استفاده درعین این که جدیدترین مورد استفاده از پنتاگراماست به همان اندازه شناخته شده ترین و جدال آمیزترین نوع استفاده ازپنتاگرام نیز به شمار می آید. پنتاگرام شیطانی همیشه وارونه استبا یک رأس رو به پایین و دو رأس رو به بالا. استفاده از پنتاگرام به عنوانیک نشان و علامت شیطانی به نیمه دوم قرن بیستم برمی گردد. جایی که شیطانپرستی مدرن توسط Anton Lavey موسس و بنیانگذار کلیسای شیطان پایه گذاریشد. این علامت نشانی از جادوی سیاه است که حاکی از پیروزی ماده و آرزوهایفردی بر عقاید و تعصبات دینی و مذهبی است.
    البته پنتاگرام متشابه وقابل قیاس با صلیب برعکس نیست. صلیب برعکس نماد جنبش Anti Christ و نشانیاز طغیان، سرکشی در برابر فرهنگ مسیحی است.
    همچنین پنتاگرام نباید باهگزاگرام اشتباه شود. هگزاگرام، ستاره شش پر است که به صورت دو مثلث درونهم نشان داده می شود و نمونه آن ستاره داوود می باشد. این ستاره بااعتقادات یهودیان پیوند دارد.شیطان پرستی، شکل ظاهری شیطان تشکیل شده استاز سر بز، بالا تنه انسان، پای جن و با دم کوتاه. در شیطان پرستی مدرن،شاهد اتخاذ کردن روش های فردی و توجه بیشتر به شخص هستیم. توجه بیشتر بهضمیر و خود بجای توجه به خدا و عالم بالا، تمایلات جنسی آزاد کهشیطان پرستی آن را تمجید می کند. علامتی که به رایج ترین صورت با عقایدشیطانی SabbaticGoat یا بز طلسم ستاره پنج سر Mendes است.
    استفاده ازبز به خرافات قرون وسطی برمی گردد. آنان همواره در توصیف ساحره ها، آنانرا همراه با بزها می دانستند. آنان اغلب بز را نماینده شیطان می دانستند.بز در این مفهوم اغلب به عنوان نمادی از سرکوبی جنسی در نظر گرفته می شود.نماد باستانی پنتاگرام در شیطان پرستی مدرن نمادی است از آزادی در برابرمسائل جنسی.

    سمبل هـا و نمادهـا
    شیطانپرستان دارای سمبل ها و نشانه هایی هستند که حتما همه ما بعضی از آنها رابروی تیشرت ها، زیورآلات و بدلیجات، کمربند، دستبند، بازوبند، کلاه و ...دیده ایم، بد نیست تا معانی برخی از این علائم را بدانیم:

    Inverted Pentagram
    (پنج ضلعي وارونه):نشانه ستاره صبح ، نامي که به شيطان تعلق دارد. اين علامت در مراسم هايمخفيانه ( کابالا ) و جادوگري برای احضار ارواح شيطاني استفاده ميشود.اين علامت را شيطان پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با يک ضلع در بالااستفاده ميکنند. در هر حال اين علامت نشانه شيطان است و مهم نيست که يکنوک ضلع آن بالا باشد يا هر دوي آنها و يا دور آن دايره اي کشيده شده باشديا خير در هر حال اين علامت شيطان است.
    aphomet ديو بافومت: علامت شيطان پرستي. خداي شيطاني و سمبل شيطان. ممکن است اين علامت به شکل جواهرات ديده شود.
    666علامت انسان ، نشانه جانور (هيولا) –مکاشفات 13:18 « ... پس هركس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ، زیراكه 666 عدد انسان است »
    Ankhسمبل باروري و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت اين جمع زنان ومردان مي باشد.
    wastika or Sun Wheelصليب شکسته يا چرخ خورشيد:يک علامت مذهبي باستاني است که سالها قبل از قدرت گرفتن هيتلر به کارميرفت. اين علامت در کتيبه هاي بودايي و مقبره هاي سلتي و يوناني استفادهشده است. در آيين پرستش خورشيد، اين علامت به نظر مي رسد نشانه مسير حرکتخورشيد در آسمان باشد.
    All Seeing Eyeچشمي که به همه جا مي نگرد:آنها معتقدند که اين چشم لوسيفر (شيطان) است و کسي که قدرت کنترل آن رادارد بر تمام دارايي ها حکومت ميکند. اين علامت در پيشگويي ها به کارميرود. جادوها ، نفرين ها ، کنترل هاي روحي و تمامي انحرافات تحت اينعلامت کار ميکنند. اين علامت روشنفکران است . به پول رايج ايالات متحدهنگاهي بيندازيد .اين علامت اساس نظم نوين جهاني است.
    Upside Down Cross صليب وارونه:نشانه استهزاء و رد کردن مسيح ميباشد. گردنبندهاي آن توسط شیطان پرستانزيادي به کار ميرود. اين علامت را ميتوان همراه خواننده هاي راک و رويآلبوم هاي آنها ديد.

    Goat Head سر بز: بز شاخدار ، بز مندس mendesهمان ba'al بعل خداي باروي مصر باستان، بافومت ،(خداي جادو) scapegoat (بز طليعه يا قرباني). اين يکي از راههاي شيطان پرستان براي مسخره کردنمسيح است زيرا گفته ميشود که مسيح مانند بره اي برای گناهان بشر کشته شد.
    Anarchy)هرجو مرج): اين علامت به معناي از بين بردن تمام قوانين ميباشد. به عبارتديگر " هرچه تخريب کننده است تو انجام بده " يعني همان قانون شيطان پرستي،اين علامت توسط پانک ها، هوي متالها و راک ها به کار ميرود.
    Anti Justice ضدعدالت: تبر رو به بالا علامت عدالت روم قديم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضدعدالت يا شورش و طغيان مي باشد. فمنيست ها از دو تبر رو به بالا به معني مادر سالاري باستاني استفاده مي نمايند.

    مشخصه های ظاهری
    گذشته از اعتقادات، اعمال و سنبل ها، شیطان پرستان ظاهری متفاوت با دیگران دارند که می توان آنها را به راحتی از جمع تشخیص داد.
    بطورمثال مدل موهایشان عجیب و غریب است اکثرا ابروهایشان را می تراشند یا بهسمت بالا طراحی می کنند، رنگ آرایششان اغلب مشکی، بنفش و قرمز تند است،پوست بدنشان را با اشکالی مانند جمجمه، صورتک های شیطانی و سنبل ها خالکوبی می کنند، لباسهایشان از جنس جیر و چرم و اکثرا به رنگ مشکی و قرمز میباشد، چکمه های چرمی ساق بلند که اغلب با فلز تزئین شده است می پوشند.

    فصل پنـج) شيطان پرستي وپيدايش آن در موسيقي متال وجنبش عظيم بلك متال

    بلكمتال در نروژ از زماني پديد آمد كه نئو وايكينگ هاي نروژ در جستجوي راه ووسيلهاي براي نابود كردن مسيحيت در نــــروژ و بعد در تمام دنيا بودند ودر اين راه انسانهاي بسياري را كشتند و كليساهاي زيادي را آتش زدند و بلكمتال را تا نهــايت نواختند که شايد خداي تاريك پاگانها باز گردد.
    بازديدكنندگانو توريستها از نروژ به عنوان كشور حماسه ها و افسانه ها ياد مي كنند.پايتخت اين كشور هم اسلو است كه در مركز اين شهر همه چيز از خانه هايسنگي زيبا تا معتادان و گدايان با قيافه هاي مختلف ديده مي شود.
    در يكياز همين خانه هاي مركز اين شهر و در يك اتاق شش ضلعي گروه mayhem به عنواناولين گروه بلك متال نروژ شكل گرفت. در اين اتاق فرشهاي بسيار كثيف در زيرپا، صليب هاي شكسته نازي بالاي سر به همراه صليب هاي برعكس و شمشيروايكينگ ها كه به در و ديوار آويزان شده ديده مي شود.
    Hell hammerدرحال حاضر تنها عضو باقي مانده از تركيب تشكيل دهنده گروه است. پايه و اساساين موسيقي در نروژ دراوايل دهه هشتاد شكل گرفت. اعضاي اين گروه در همانخانه زندگي مي كردند كه اطرافيان از اين خانه به عنوان خانه اي شيطاني يادمی کنند.
    Hell hammer مي گويد:"وقتي براي خريد به مغازه اي مي رفتيم پير زن ها به محض ديدن ما فرارميكردند و به نوه ها و بچه هايشان مي گفتند: اينجا محل زندگی شیطان است."
    گروهمشغول تمرين و كار بود كه dead خواننده گروه مغز خود را با شات گان متلاشيكرد و اعضاي گروه جنازه او را همان طور در حياط خانه رها كردند تا جسدdead خوراک پرندگان شود.
    Hell hammerمي گويد: "اينكار dead مرا متعجب نكرد چون او واقعا ديوانه بود و هميشه هم از قلعه هايعجيب نروژ صحبت مي كرد" Hell hammerو euronymous گيتاريست گروه اولينكساني بودند كه جنازه dead را ديدند و اورانيموس مي گويد: ما وقتي جنازهاو را ديديم كه مغز او روي زمين ريخته و خونش به ديوار ها پاشیده شده بود.
    Hell hammerمي گويد:" اورانيموس قسمتي از مغز او را برداشت و با فلفل و سبزي پخت و خورد."Hell hammer اولين كسي بود كه لباس اين چنيني بلك متال را مد كرد. چكمههاي بلند، لباس جين، ژاكت هاي چرمي سياه به همراه پنتاگرامي كه بهگردنبندي كه از استخوان جمجمه dead ساخته شده بود اولين تریپ گروه بلکمتال بود.
    بلك متال هميشه موسيقي ترسناكي بوده و حتي گروههاي انگليسيمثل venom خود را به عنوان يك گروه شيطاني مطرح كرد و خود را طبق قوانينشيطان پرستي وفق دادند. اما وقتي كه بلك متال به نروژ رفت تغييراتي اساسيدر آن شكل گرفت و جنگي عظيمي كه بر عليه مسيحيت با اين موسيقي شكل گرفته وپيوند خورده نماد پيدا كرد. از گروههاي ديگري كه بعد از mayhem به ايننهضت پيوستند مي توان به dark throne ، immortal ، burzum ، marduk وemperor اشاره كرد كه در ابتدا به صورت زيرزميني تشكيل شده و رشد كردند.در همين زمان euonymus شركت DSP را شكل داد . او به نوعي رهبر اين نهضتمحسوب می شد.
    Hell hammer در مورد او مي گويد:" او احساسات نداشت. ترحم نداشت و هميشه هم مي گفت كه اين نوع زندگي برايشلذت بخش است .اين شركت در زير زمين همان خانه محل تمرين گروه تشكيل شد.اين زير زمين مثل سياه چال هاي قديم تاريك و نمناك بود و با شمع روشن ميشد.
    افراد بسياري پس از آمدن به اين مكان و خروج از آن كفنبه تن مي كردند و در اوج نشئـگي حاصل از موادمخدر به خودزني با چاقو وشيشه شكسته مي پرداختند و با اسپري بر روي ديوار عبارت 666 را مي نوشتند.
    Hellhammerمردمي كه با تفنگ به خود يا ديوار شليك ميكردند و حتي كسي كه باپتك به مغز خود كوبيد را به ياد مي آورد يا حتي اورانيموس كه يك روزآنقدر خود را با زنجیر زد تا بیهوش شد. در حدود سال 1990 بود كه بلك متالدر حال پيشرفت بود و در اين زمان گروه سازش ناپذير marduk پايه ريزي شد وبا اولين آلبوم خود يعني me Jesus دري جديد را بر روي بلك متال و مبارزهبا مسيحيت باز كرد. Samoth گيتاريست بزرگي كه از اعضاي تشكيل دهندهemperorاست و سابقه همكاري باburzum ، satyricon و ... را دارد مي گويد :" ما هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح اعلام خواهيم كرد و خواهيد ديدكه چگونه اديان وايكينگ ها باز خواهد گشت ."
    نقطه اشتراكي كهدر بين گروههاي آن موقع بلك متال ديده مي شد اين بود كه همه آنها نفرتيخاص نسبت به مسيحيت داشتند. در اين زمان آتش زدن كليسا ها به وسيله كسانيكه خود را سربازان اودين مي ناميدند مد شد.
    از پيشگامان اينكارمي توان به varg vikerness يا همان count grishnackh اشاره كرد. ازكليسا هاي معروفي كه ورگ آتش زد fantoft را نام مي برد كه از آثارباستـــاني نروژ است . از ديگر كليساهاي معروف kolmen kolen است كه samothآتش زد كه اين كليسا كليساي خانوادگي پادشاه هارالد پنجم بوده Samoth درابتدا با كمك ورگ كليســـاي fantoft را آتش زد و بعد از آتش زدن كليسايkolmen كليساي skjold را هم به آتش كشيد. او مي گويد : " دركوچكي در زيرمحراب كليسا وجود داشت و من هم چند گالن گازوئيل روي آن ريختم و كبريت زدمو فرار كردم ."
    ورگ هم از اعضاي اصلي اين جنبش بود كه اغلب لباسهايوايكينگ ها را مي پوشيد و در ايدئولوژي اش بسيار حساس و سخت گير در عينحال احساساتي بود ( اين نكته در آهنگهاي بارزام چه با كلام و چه بدونكلام كاملا مشهود است و هميشه حتي در تند ترين آهنگهاي او نغمه اي غمناكشنيده مي شود ). ورگ از معتقدان شديد به مبارزه با مسيحيان از طريق آتشزدن كليسا بود. او با بنزين كليساي fantoft را آتش زد و بلافاصله به ميانآتش رفت و روي ديوار كليسا ادرار كرد. بعد از اين جريان اورانيموس ادعاكرد كه ورگ اين كار را براي مشهور شدن كرده و تقريبا دو ماه بعد از اينجريان بود كه ورگ اورانيموس را كشت و به قصد توهين به دادگاه موهايش رابافت و دائما در دادگاه می خندید.
    نظر مشترك اعضاي بلك متال اين است كهمسيحيت در سال 995 بعد از ميلاد توسط olaf tryggvason به نروژ آمد كهآنها با آمدنشان طلا و نقره مردم را به غارت بردند و براي اجراي قدرتشاندين جديد را به مردم نروژ خوراندند و قلعه هاي پاگانها را آتش زدند و مردمرا سر دو راهي مسيح يا مرگ قرار دادند. اصلاحات مارتين لوتركينگ در سال1537 مانند قبل آنچنان خونين نبود، ولي به همان اندازه بي قانون بود.لوتركينگ زبان آلماني را با نروژي مخلوط كرد. با اصلاحات لوتركينگ تجاوز ودزدي در نروژ افزايش پيدا كرد و مبلغان تبليغ ميكردند كه با مسيحي شدن بهخدا نزدیک می شوند.

    Trond viggo torgersson عضو هيئت كودكان نروژ مي گويد : "شيطان پرستها خواهان پايان دادن به اين دوروئي معنوي مردم هستند". در اينزمان نروژ بسيار ضعيف است و هر روز زندگي سخت تر مي شود Torgerssonاميدوار است كه اين آتش باعث بيدار شدن افكار خفته مردم شود. وقتي از اسقفandriass artfloat در اين زمينه سوال مي شود با عصبانيت مي گويد : " اين مسايل واقعا نمي تواند دين ما را خدشه دار كند و اين قدر ضعيف هستند كه ما حتي به مبارزه با آنان فکر نمی کنیم ".
    پروفسور tormod engelsviken مي گويد :" الان در زماني شبيه قرون وسطي هستيم و اين بار پاگان ها در مقابلمسيحيان قرار گرفته اند كه هردو طرف در عقايدشان بسيار دقيق هستند. " اواعتقاد دارد نروژيان ديني روحاني و واقعي مي خواهند و مي گويد : " اينحركت و جنبش پاگان ها نوعي خون خواهي و انتقام از خشونت مسيحيان است. شمابايد به ياد بياوريد وايكينگ ها در زمان آمدن مسيحيت ساكت بودند و بهمرور زمان از بين رفتند ولي الان نوبت نئو وايكينگ است".
    Nebelhexa خانميكه از اساتيد دانشگاه در نروژ بود عضوي ديگر از اين جنبش است كه بسيار زودجادوي سياه را ياد گرفت و به يكي از اعضاي معتبر كليساي شيطان تبديل شد.او موهايي قرمز داشت و سرانجام كليساي شيطان را ترك كرد و با samoth بههمراه گروه emperor در تور اروپا برای cradle of filth شركت داشت آشنا شدو با او ازدواج كرد. در نيمه شب سال نو همان سال samoth و nebelhexa ازكوهي برفي در نزديكي خانه شان بالا رفتند و در جايي در ميان درختان samothبه رسم شيطان پرستها سينه هاي nebelhexa را بريد و خون آن را روي برف ريختو با هم همقسم شدند كه تا عوض شدن دين نروژ از مبارزه دست نكشند Nebelhexaوsamoth به همراه varg براي آتش زدن كليسايــي رفتند و پس از آتش زدن آنsamoth در ميان آتش گيـــر كرد و varg او را نجات داد.
    nebelhexa درمورد ورگ مي گويد : " او انساني استثنائيست و در همه چيز استعداد دارد وبراي رسيدن به هدف همه كاري مي كند او هميشه به samoth مي گفت باید تمامکلیساها را آتش زد.
    Faust درامر سابق و از اعضاي تشكيل دهنده emperorاز ديگر اشخاص معروف اين جنبش است كه به جرم كشتن يك كشيش و آتش زدن كليسابه 14 سال حبس محكوم شد . در آگوست 1992 وقتي faust از پارك المپيك بازديدميكردكشيشي را ديد و با او دوستانه مشغول به صحبت شد و با هم قدم زنان بهميان جنگل رفتند و در اين جنگل faust گردن كشيش را با چاقو بريد و جنازهاو را رها كرد و فراركرد. دو روز بعد از اين جريان faust به همراه varg وeuronymous براي آتش زدن كليسايي به نزديكي همان پارك رفتند و faust داخلرفت و بمب دستي كه ساخته بود در محراب كار گذاشت و انجيل و كتاب دعايمذهبي را هم روي آن گذاشت و كمي گازوئيل در نزديكي آن ريخت و همه با هم بهسوي كوه فرار كردند تا شاهد انفجار كليسا باشند. بعد از اين واقعه بود كهfaust دستگير و به 14 سال حبس محكوم شد. تاثير جنبش بلك متال و ضد مسيحيتو شيطان پرستي نه تنها در نروژ بود بلكه به ديگر قسمتهاي دنيا هم كشيده شدو براي مثال از گروههايي كه در ديگر نقاط دنيا دراين زمينه تشكيل شدند بهگروههاي deicide ، six feet under و cannibal corpse در آمريكا، operaIX در ايتاليا ، kataklysm در كانادا میتوان اشاره کرد .

  3. #3
    کاربرسایت مرداویز آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۵
    نوشته ها
    372
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: جامعه شناسی "شیطان پرستی"

    شیطان پرستی در مصـر
    افکارو عقاید پیروان گروه شیطان پرستان که بر اساس آنچه تحقیقات نشان دادهوابسته به طبقه ثروتمند و مرفه مصر و از آن جمله فرزندان برخی از مسئولانسیاسی، هنرمندان و روزنامه نگاران هستند، عقاید آنان بر این اساس استواراست که خداوند به شیطان ظلم کرده و بدون اینکه اجازه دفاع از خود بدهد، اورا از بهشت بیرون کرده از این رو باید او را پرستش کرد زیرا به گفته آناناو برای پرستش، شایسته تر از خداست چون با شجاعت با خدا مخالفت کرد .
    رهبر این گروه که جوانی به نام «عماد الدین حمدی »هست و لقب خدمتگزار شیطان دارد و تاکید کرده است که بارها توانسته شیطانرا فراخواند و با او به گفتگو بپردازد و شیطان همه خواسته های او را برآورده کرده است. این گروه مراسم و برنامه های خاص نیایش را دارند.
    اجتماعاتو مراسم شیطان پرستان در روزهای شنبه برگزار میشود. این روز از نظر یهودروزی مقدس است. پیروان این فرقه علامتها و نشانه های خاص دارند که از آنجمله دایره ای است که در درون ستاره ای وارونه به اضافه دو صلیب وارونه وستاره داودی قرار دارد و همچنین معتقدند که دو مکان برای تجـاوز بهدختـران مناسب است، نخست گورستانها و دیگری ساحل دریا به هنگام شب، آنانعقیده دارند که با تجاوز به دختران، تخم شیطان در رحم آنان قرارمیدهند.
    اعضای این گروه به گورستانها و مخصوصاً به گورستان«کومنولث» شهرک مصر در قاهره میروند و اجساد مردگان را از قبرها بیرون میآورند و صلیب شکسته و ستاره شش پرداودی یا ستاره پنج پر را در جسد مردهفرو میکنند و سپس برای تقرب به شیطان دور آن میگردند. همچنین قربانیهایی برای شیطان تقدیم میکنند که عبارت بود از «ذبح گربه ماده یا سگ کهپس از کشتن این حیوانات خون آنها را به صورتها و دستهای خود می مالند ودر یک دایره ای می چرخند تا شیطان از آنها راضی شود و اگر حیوانی برایقربانی نیابند دست خود را زخمی میکنند تا خون جاری شود و سپس خون را بهصورت های خود می مالند و آنگاه نسخه ای از قرآن مجید را پاره، پارهمیکنند و بعد در حالی که صدای موسیقی «راک» نواخته میشود به استعمالمواد مخدر می پردازند.
    گروه شیطان پرستی در مصر از سال 1993میلادی به صورت پنهانی در مصر تاسیس شد و با کمال آزادی به فعالیت خودادامه دادند تا اینکه در جشنی که شرکت تولید سیگار «مالبورو» ترتیبت دادهبود، شرکت کرده و هویت و عبادات خود را اعلام کردند و زیرپوشهایی پوشیدند که بر روی آنها نا سزا و اهانت به ذات مقدس خدای تبارک وتعالی و ادیان آسمانی نوشته شده بودکه سبب شد موسسات اسلامی مصر و گروهایسیاسی و نیروهای ملی این کشور، این گروه را سخت مورد انتقاد قرار دهند وتاکید کنندکه پوچ گرایی و خلاء دینی که افراد این گروه به آن گرفتار شدهاست، موجب ارتداد آنان از اسلام شد.

    شیطان پرستی در کردستـان عراق
    ریشه ادبـی و وجـه تسمیـه یزیدیـه
    یزیدیهبه کردی Êzidî (تلفظ: إزدی) یا یزیدیان از ادیان باستانی رایج درکردستــان است.در زبان پهلوی اسم " یزته " در وهله ی اول به " یزت " تخفیفیافته، تا به دال تبدیل شده و بشکل یزد در آمده و جمع آن یزدان (یزتان) میباشد و سپس در دوران اسلامی تخفیف دیگری در آن داده شده و یه " یزدان "مبدل گردیده است و عربها چون معنی یزدان را نمی دانستند آنرا به یزیدتعبیر کردند. لذا آنها را به یزید بن معاوبه نسبت داده و آنها را یزیدینامیدند.
    بنابر روایات واژه یزیدی مشتق از کلمه " ایزد" یا "یزته" استکه در پارسی باستان به معنای دین خدایی است. در باب وجه تسمیه نام ایشاناختلافاتی هست و بعضاً نام آن را منسوب به یزید بن معاویه یا یزید بنانیسه خارجی نیز دانستهاند، اما بنظر میرسد نام پارینهٔ این کیش واشارهاش به مفهوم" ایزد " در دین زرتشت، صحیحتر باشد. یزیدیان از واژهداسنی نیز برای نامیدن خود استفاده میکنند.
    تاریخچــه
    پیشینهاین دین پیش از ورود اسلام در مناطق یاد شده، وجود داشته است و تحت تأثیرادیان زرتشتی و مانوی قرار گرفته است و عقاید مهرپرستانه و ثنویت زرتشتیبر آن تأثیر داشتهاند. تأثیراتی از دین یهود و فرقهٔ «نسطوری» وعقاید صوفیه (پس از اسلام) نیز در منابع برشمرده شدهاند. در منابع مربوطبه فرقههای اسلامی آن را فرقهای از جمله غلاة شیعه دانستهاند.
    اولیندانشمندی که توجه محققان را به آنها جلب کرد، احمد تیمور پاشا بود که درکتاب «الیَزیدیه و مَنشاء نحلَتِهِم» به این مساله اشاره میکندکه از این قوم پیش از قرن ششم هجری قمری نامی در تاریخ نیامده بود که اینزمان همان زمانی است که شیخ عدی به میان آنها آمده و طریقهٔ «عدویه» رادر میان آنها بنیان نهادهاست. ابوفراس در کتاب خود که به سال ۷۵۲ هجریقمری تالیف شدهاست آنها را به همین نام خوانده است.محقق دیگر، «ابوسعیدمحمد بن عبدالکریم سمعانی» در کتاب الانساب مینویسد:
    " جماعت بسیاریرا در عراق در کوهستان حلوان و نواحی آن دید که یزیدی بودند و در دیههایآنجا به صورت مردم زاهد اقامت داشتند و گِلی به نام «حال»میخورند. این گل را برای تبرک از مرقد شیخ عدی برمیدارند و آن را با نانخمیر میکنند و بصورت قرص درآورده و گاه گاه میخورند و آن را «برات» نامند.

    زبان و محل سکونت
    زباناکثر یزیدیها کردی است، پس از گسترش اسلام در كشور ایران، ایزدیانارتفاعات كوهستانی حلوان و شهروز را پناهگاه خود ساختند تا بتوانندبه كیش باستانی خود باقی بمانند و دور از چشم مسلمین، به راه وروشهای آیینی خود سرگرم گردند، اما انتشار اسلام در ایرانباعث شد كه گروه كثیری از آنان اسلام بیاورند كردان ایزدی اكنوندر اطراف موصل، حلب، هكاری، دیاربكر، وان، ارض روم، سنجار، شیخان،بغداد، قره باغ، لاچین و سرزمینهای بین آذربایجان شوروی وارمنستان، و شمار نسبتاً زیادی نیز در کشورهای اروپایی (به ویژه آلمان)زندگی می کنند.

    شیـخ عـدی بـن مسافـر هکـاری
    برخیاو را که نام کامل و کنیهاش «شرفالدین ابوالفضائل عدی بن مسافر بناسماعیل بن موسی بن مروان بن حسن بن مروان» است را منصوب به مروان بن حکممیدانند و در امویت او اتفاق نظر دارند. او را مردی صالح وباتقوا دانستهاند که در بعلبک سوریه به دنیا آمدهاست از شام به منطقه سیجار آمده و به انتشار طریقه عدویه پرداخته و توانسته یزیدیها را بدور خودجمع نموده و به خدا پرستی و رعایت برنامه های اسلامی وادار نماید.بعدها درکوهستان حکاری در کردستان و موصل سکنی گزیدهاست. در این زمان او به «شیخعدی حکاری» موسوم میگردد.
    یزیدیها او را به عنوان مرشد خود می پذیرندو تا حد زیادی از عقاید گذشتگان خود بیگانه می شوند. او بین سال ۵۵۵ تا۵۵۸ هجری قمری در حالی که نزدیک به ۹۰ سال سن داشتهاست از دنیا میرود ووی را در زاویهٔ خود در حکاری دفن میکنند.مقبرهٔ او در نزدیکی اربیل (ههولیر) واقع است و بر روی سنگ قبر وی چنین نوشته شدهاست:
    " بسم الله الرحمن الرحیم خالق السماء و الارض، اخفض هذه المنزل محل الشیخ العدی الحکاری، شیخ یزیدیه. "
    پساز وفات شیخ عدی و دفن او در کوه " لالش " واقع در شهرستان سی جاربرادرزاده اش «ابوالبرکات بن صخر» جانشین وی گردید و بعد از او عدی بنبوالبرکات رئیس یزیدیها شد. او هم مرد مسلمانی بود. چون درگذشت پسرش «حسنملقب به تاج العارفین» به ریاست یزیدیها انتخاب گردید. میگویند در زمانشیخ حسن در عقیدهی اسلامی یزیدیها شبهاتی حاصل شد و دوباره دین باستانیدر میان آنها جان گرفت و به شیخ عدی بن مسافر مقام الوهیت دادند و گفتندخدا در وی حلول نموده است. رهبريت يزيديان رهبريتى موروثى است كه از ايننظر به مذهب شيعه شبیه است. در سلسله مراتب آنها مثل هر سلسله مراتب ديگرىشيخ يا پير، فرا دست است و مريد، فرو دست.

    کتابهـای مقـدس
    تامدتها پيش داشتن سواد خواندن و نوشتن براى يزيديان تابو محسوب ميشد و يكىاز دلائل كمبود چشمگير اسناد در مورد اين مذهب همين امر بايد باشد. به هر حال دو كتاب را ميتوان نام برد كه به اين آئین تعلق دارند كتاب« جلوه » منصوب به شيخ عدى و كتاب « سياه » یا « مصحفه ره ش »منصوب به پسر اوكه هر دو به زبان منظوم كردی است که از سال 1895میلادی به بعد در حدود سیزده بار با متن و ترجمهی آنها به زبانهای مختلفبه چاپ رسیده است. ترجمه یكی از نیایشهای پس از نمازهای ششگانهایزدیان چنین است:
    ((ای ایزد بزرگ! حقا كه تو پادشاه جهانی،و یزدان مهر و ماهی روزی دهنده جن و آدمیزادی و خداوندگار جهانبالا، ای مزدا مردم كردستان را مژده یاری ده كه دفتر ایمان راپخش نمایند و گمراهان را نابود كنند و شورشی در كردستان بر پا نمایندو عظمت ایران را پا بر جا و استوار نگهدارند و سرزمین كفر را نابودسازند)).

    اعتقــادات
    بنابه كتابهای خطی ایزدی و نوشتههای برخی از مورخان، ایزدیان ازبازماندگان آیین مانی هستند و ادیان دیگر ایرانی از قبیل آئینزرتشت و مزدك در مسلك آنان نفوذ پیدا كرده است. معتقد به خداییهستند که آفریدگار جهان است ولی پس از خلق جهان کاری به کارجهان و جهانیانندارد.
    گویند خدا نخستین موجودی را که خلق کرد ملک طاووس بودهاست. ذات ملک طاووس با ذات خدا یکی است و پس از ملک طاووس شش ملک دیگرقائلند که رابط بین خدا و خلق هستند ولی ملک طاووس اولین ملک محسوب میشود.در اینجا عقاید زردشتیان در ذهن متبادر می شود که پس از ذات باری بهوجود خرد مقدس یا اسپنتامینو عقیده دارند که اولین موجود است و بعد از اوشش امشاسپند دارند و اسپنتامینو گاهی جــزو امشاسپنـدان محسوب می شود وعده آنها به هفت می رسد و گاهی او را به اعتبار ا لوهیت می نگرند وامشاسپندان شش تا می شوند.
    بنا بر رای مستشرقینی مثل "هورتن" کیش یزیدی نور پرستی است و منشا آن ثنویت ایران قدیم است که به غلبه نور بر ظلمت منتهی می شود.
    ملک طاووساهریمن نیست بلکه تشخص اصل شــر است که دنباله خیــر محسوب می شود. و بهاین معنی است که شر از لوازم خیر و مخلوف بالعرض است و جزو نقشه آفرینشاست. پس ملک طاووس هم از ارکان آفرینش به شمار می رود.یزیدی هاشیطان را به عنوان معارض و خصم خدای متعال نمی پرستند بلکه ملک طاووس یاشیطان را ملکی می دانند که هرچند سبب طغیان و سرکشی و مغضوب درگاه الهی شدو به جهنم افتاد ولی 7000 سال در آنجا بگریست چندانکه هفت خم از شکدیدگانش پر شد و آنگاه خدا او را بخشید.یزیدیان هم مثل بسیاری از پیروانادیان باستانی اعتقاد دارند که جهان و هرچه در او هست از چهار عنصر اصلییعنی «آب، باد، خاک و آتش» ترکیب یافتهاست.
    خداوند به ادعای خود،مشابه باور معمول ادیان سامی، انسان را از آب و خاک آفرید در حالیکهفرشتگان درگاه ابدیت همه از جنس آتشند؛ و آتش به باور آنها بر گل ﴿ممزوجآب و خاک﴾ ارجحیت دارد. از این رو وقتی خداوند از همه فرشتگان بارگاهش ﴿ازجمله ملک مقرب، طاووس﴾ میخواهد که در مقابل ساخته دست او، آدم، تعظیمکنند، ملک طاووس «شیطان» از این دستور ایزدی سر میپیچد و از همان زمان سربه شورش میگذارد، شورشی که تا روز حشر ادامه خواهد داشت و یزیدیان آن راشورشی بر حق و از روی حکمت خداوند میدانند و شیطان را لعن نمیکنند ومعتقدند که در آخرالزمان او مشمول لطف و بخشش پروردگار خواهد گشت.
    محققینو متکلمین اسلامی آنها را بدلیل باور به نسخ اسلام در آخرالزمان، جزو غلاةدانستهاند.یزیدیها به شیطان یا بقول خودشان ملک طاوس ارادت دارند و چوندر قرآن و دیگر کتابهای مذهبی به شیطان و ابلیس لعن شده، او را ملک طاوسمی نامند که رئیس تمام ملائکه می باشد. در فرهنگ اعلام معين آمده است كهچون در آن زمان ﴿يعنى در زمان زندگى شيخ عدى﴾ عادت لعن و سب شيوع داشت"شيخ عدى دستور داد لعن را مطلقا ترك كنند حتى لعن بر ابليس را".
    علاوهبر یزیدیها بعضی از عرفای مشهور، یکتا پرستی ابلیس را ارج می نهند. بقولابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه، (ج 1 ص 35) ابوالفتوح احمد بن محمدغزالی برادر ابو حامد محمد بن محمد غزالی روزی در بغداد بر بالای منبر گفت: اگر کسی توحید را از ابلیس یاد نگیرد زندیق است.زیرا او مامور شد که بغیر از خدا را سجده کند ولی نپذیرفت.(برخی از فلاسفهنیز ابلیس را در حقیقت عاشق دلسوخته خدا میدانند،مرداویز)
    ایزدیان بهتناسخ ارواح عقیده دارند و معتقدند انسان چنانچه در جهان نیكوكار وخیر باشد، هنگامیكه میمیرد روحش مجدداً به تن كودكی نیكوكار حلولمیكند، اما اگر انسان بدكار و شریری باشد، هنگامیكه روحش آزادمیشود به بدن جانواران و حشرات موذی چون كژدم و مار راه مییابد.
    به عقیده آنها ارواح دو قسمند:
    اول – شریره که در حیوانات بد جنس حلول می کنند و همیشه در عذابند.
    دوم– ارواح پاک که در فضا پرواز می نمایند تا برای مردم زنده اسرار کائنات ومغیبات را کشف نمایند و این ارواح با عالم غیب در تماس دائم هستند.


    محرمـات
    خوردنکاهو، کلم، لوبیا و سبزیهائی که با کود انسانی تقویت شوند حرام می دانند واز گوشتها هم گوشت خوک، ماهی و آهو را حرام می شمارند.
    برای شیوخ و پیشوایان آنها خوردن گوشت خروس هم حرام است زیرا " ملک طاوس " به شکل خروس است.
    تراشیدن سبیل را هم حرام ولی سبک کردن آنرا مستحب می دانند.
    اما قوالها و فقرا و پیشوایان روحانی نباید ریش را بتراشند.
    یزیدی حق ندارد بیش از یکسال از محل خود دور شود و نباید در مجالس انس و طرب حاضر گردد، تا نفس خود را ذلیل نماید.
    نگاهکردن به زن غیر یزیدی و شوخی کردن با او را حرام می دانند. به عقیده یآنها چون در ماه نیسان دهه ی دوم وسوم فروردین و دهه اول اردیبهشت ملائکهبا هم اتصال می نمایند نباید ازدواج کرد و تعمیر خانه را هم در این ماهنباید انجام داد.
    یزیدی حق ندارد در داخل مسجد مسلمانان شده و نماز خواندن آنها را در یک جا ببیند. درکتاب مصحفه ره ش چنین آمده است :
    نامشیطان یعنی ملک طاوس بر هیچ کس از ما جایز نیست ببریم، یا اسمی شبیه به آنمانند کلمه ی شیطان، قیطان، شر و شط و شبیه اینها و نیز لفظ ملعون یا لعنتیا فعل را هم نباید بر زبان بیاوریم.
    یزیدی حق ندارد آب دهان خود را برزمین بریزد، زیرا این عمل اهانت به طاوس ملک است و نباید از اسب و مادیانبرای بارکشی استفاده نماید ونباید لباس آبی بپوشد.
    یزیدیها اطفال خود را ختنه می کنند. از کوزه و ظرف دسته دار آب نمی نوشند و نیم خورده ی مازاد شخصی غریب را نمی خورند.


    درجات افـراد
    اول:امیر- فردی مصون و غیر مسئول است و او را معصوم دانسته و معتقدند که جزئیاز خداوند در او حلول نموده و حق قضاوت مطلق بر رعیت خود دارد زیرا اووکیل شیخ عدی است. امیر کنونی آنها سلیمان سور می باشد.
    دوم:بابا شیخ – وظایف او منحصر به قضایای دینی است و ناظر ساختمان مرقد شیخعدی و حفظ سجاده منسوب به شیخ می باشد و اوست که ایام روزه و عدد رکعاتنماز و نصاب زکات را تعیین می کند.
    سوم: شیخ – او با سواد یزیدی هاست که باید از سه خانواده ی آدانیه، شمسانیه و قابانیه باشد، ازدواج افراد این سه طایفه با هم حرام است.
    چهارم:پیر- اینها در مقام بعد از شیخ هستند که وظایف ارشاد مریدان را دارند.مریدان باید پنج درصد از عواید خود را به آنها بپردازند و انتظار شفاعتبیماران را از پیر دارند.
    پنجم: فقیر- به زاهدانیزیدیه فقیر می گویند. فقرای یزیدیه خرقه ی پشمی سیاهی می پوشند که تاپاره نشود آن را از بدن بیرون نمی آورند. خرقه ی کهنه را در جایی میآویزند و آنرا به هنگام مرگ با صاحبش دفن می کنند. فقرا رشته طنابی را همبه گردن خود می بندند و کلاه نیز به سر می گذارند و این سه وصله موجباحترام است.
    ششم: قوال- به کسانی گفته می شود کهسرودهای دینی را در مراسم دینی یا در ایام عید می خوانند. غالبا قوالهاشعرای محلی خوبی هستند که گویا شیخ عدی به آنها حق انشاء قصیده و مدیحه راداده است و به حفظ اسرار شریعت و حوادث تاریخ ماخوذ نموده و نیز به مصاحبتطاوس ملک مفتخر داشته است.
    قوالها مامور جمع آوری نذورات و جاروب کردنمقبره و لباس زائران نیز می باشند و این کارها را موروثی می دانند و بهفرزندان خود رقص دینی و نواختن دف و نی و سرنا و قصاید و سرود می آموزند،آنها با غیر از سلسله خود ازدواج نمی کنند.
    هفتم: کوچک ها- عده ی آنها زیاد است. لباسشان سفید و کمربند پشمی سیاه یا سرخی دارند که حلقه دار است.
    وظایف دینی آنها غسل و کفن و دفن مردگان و انجام کارهای سختی در مقبره شیخ عدی از قبیل انتقال سگها و بریدن درختان می باشد.
    چنانچهیزیدی به مقام کوچک ها رسید می تواند عاقبت مردم را پیش بینی کند و باارواح مکاشفه داشته باشد و این اشخاص باید بر چهل منبر رفته و چهل چراغزیارت کنند و قسم بخورند که نسبت به شیخ عدی بن مسافر وفادار باشند و چهلروز روزه بگیرند.
    هشتم: مرید- مریدهای یزیدیه که مردمعوام و گدایان این طایفه هستند، کورکورانه اوامر روسای روحانی خود راانجام می دهند. هر مرد یا زن یزیدی باید پیر و شیخ داشته باشد و صدقات ونذر و نیاز خود را به او بدهند و از وی تعلیم بگیرد.

    اعیـاد
    عیداول سال- سال یزیدیه اول ماه نیسان شرقی برابر 14 نیسان غربی می باشد کهروز چهارشنبه را جشن می گیرند و اگر اتفاقا روز اول نیسان پنج شنبه باشدعید آنها به روز چهارشنبه هفتم ماه که بیستم نیسان غربی است موکول می شودکه با اواخر فروردین مصادف است
    روزه – معتقدند که روزه ســه روز است ومسلمانــان اشتباهــا سـی روز را روزه می گیرند و روز جمعه را عید عمومیدانسته و آنرا عید روزه ی یزد می نامند.

    مراسم و تشریفـات
    جشنهاىيزيديان بر منباى تقويم زرتشتى/ ميترائى استوار است و مهمترين آنها همانمراسم جامائیه یا جام است كه هر ساله در اواسط تابستان در روستاى " لالش"در مركز كردستان عراق برگزار ميشود که با ایام جشن پاییزی مهرگان،نزدیكی عجیبی دارد اين مراسم البته به مدت هفت روز ادامه دارد و در آنعلاوه بر زيارت مرقد شيخ عدى و ديدار از دوزخ، مجسمه بزرگى از طاووسميسازند كه سمبل ملك طاووس "شيطان" است.
    باور اين مردم از جهان ملغمه ايست از باور زرتشتى، ميترائى و صوفى. در اين باور "يزدان"در آغاز مرواريدى آفريد كه پس از گذشت چهل هزار سال شكست و ملك طاووس،فرشته مقرب يزدان، از خرده ريز همين مرواريد جهان مادى را خلق كرد. پس ازآن بود كه فرشتگان ديگر توسط يزدان خلق شدند. در اين باور، شيطان نه دشمنخدا كه شريك او در خلقت جهان است.
    روايت"يزيدى" از خلقت انسان به روايت يهودى/ مسيحى از خلق آدم و حوا نزديك استبا اين تفاوت كه "شيطان" نه فرشته مغضوب وسوسه گر كه آموزگارى خردمند براىانسان است. در اين باور خدا پس از خلق انسان خودش را از ماجرا كنار كشيدهو دخالتى در نيكى و بدى او ندارد. آنكه راه نيك و بد را نشان انسان ميدهدهمانا ملك طاووس است.
    در این جشن، مراسم و نیایشهــای گوناگونی انجام میشود كه تعدادی شرح داده می شود:
    مراسمسما كه توسط گروهی متشكل از بیست نفر در محوطه مقابل مقبره شیخعدی بدور یك شمعدان بنام چقالته كه در وسط حیاط قرار گرفتهانجام میگیرد. بر بالای شمعدان یك ظرف پر از روغن زیتون دیدهمیشود كه در اطراف آن هفت فتیله قرار دارد. در وسط ظرف فتیلهدیگری كه به فرم گل رز بزرگی ساخته شده جای دارد. مراسم با چرخشكند و آهسته بدور شمعدان در حال سوختن، هر چهار ساعت سه بار، درحالی كه قوالها در جلوی درب مقبره و مشغول نوحه سرایی و نواختندف و نای هستند، اجرا میشود.
    مراسم قباغ ویژه پنجمین روز جشناست كه در آن عدهای به قله كوه مقابل رفته با تفنگهای خودشروع به تیر اندازی میكنند و سپس در میان هلهله و شادی فراوانبه مقبره شیخ باز میگردند كه مردان و زنان همراه دف و نای دورآنها در حال رقص هستند در اینحال میر شیخان گاو بزرگی را آمادهكرده و از آنان میخواهد تا آنرا در مقابل هر گونه آسیب محفوظبدارند. جوانان مسلح گاو را تحویل گرفته و با خود به مقبره شیخشمس مقبرهای دیگر از پارسیان در فاصلهای دورتر میبرند و تعهدمیكنند كه آنرا صحیح و سالم به مقبره شیخ عدی برگردانند. زمانیكه آنها دعا و مناجات را كه برای غیر ایزدیها نامعلوم مینماید تكرارمیكنند دو نفر ایزدی، مخفیانه به داخل صف آنان نفوذ كرده و یكیاز آنها با زرنگی خاص گاو را میدزدد، ناگهان صدای داد و فریاد از هرطرف بلند میشود و حاضرین بی آنكه اهمیت بدهند چه كسی دزد استشروع به جستجوی گاو میكنند و ایندر حالی است كه وانمود میكنندكه هم نام و هم حضور وی را فراموش كردهاند. آنها سپس گاو را درمیان احساسات شدید خود به مقبره شیخ عدی باز میگردانند.
    افرادقبائل و عشایر در محلی بنام میدان جهاد گردهم جمع میشوند و سپسده مرد شجاع و نترس قبیله جلوتر میآیند تا از گاو پاسداری كنند. امادر این موقع میر اعلام میكند كه احتیاج به وجود آنها نیست چرا كهگاو، فراری شده است این بدان علت است كه دو مردی كه قبلاً گاورا دزدیده بودند بداخل مقبره وارد شده و خود را بجای مردان میر كهقصد پاسداری از گاو را داشتند جا زده بودند آنها سپس همراه با گاو بهآرامگاه شیخ شمس فرار میكنند در آنجا یزیدیها با چوب و شلاق گاو راشدیداً میزنند و پس از چندی ذبح میكنند.
    این مراسم یكسرگرمیمخصوص جشن نیست بلكه رد اصل یك آیین مذهبی است كهایزدیان به روش سنتی آنرا انجام میدهند تا بركت و فراوانی رانصیب كشاورزی خود بكنند این مراسم در واقع فرم خلاصه شدههای استاز نحوه دستگیری گاو و ذبح آن توسط میترا از مراسم مهر پرستان.


    مراسـم عـزاداری
    هنگامیكه یك ایزدی به حال احتضار میافتد، همه اقوام و كسان او دورشجمع میشوند شیخ نیز میآید و كمی از خاك آرامگاه شیخ عدی كه آنرا برات مینامند، در آب ریخته حل میكند و قطره قطره در دهان ویمیریزند و هنگامیكه جان بسپارد با زیباترین جامه او را میپوشانند وسپس كفنش میكنند و آنرا بر روی تختهای مینهند و تا سه روز درخانه نگاه میدارند سپس جنازه را به گورستان میبرند و خویشاوندانو كسان مرده برایش مویه میكنند و قوالان هم با نواهای حزین واندوهناك و با آوای نی لبك همراه مردم به گورستان میروند تامتوفی را به خاك بسپارند.
    مراسم عزاداری تا سه روز طول میكشدو زنان و دختران ، روزی دوبار بر سر آرامگاه در گذشته میروند و دفو نی میزنند و سرودهایی را زمزمه میكنند و به شیون و گریهمیپردازند و پس از فرو نشستن آفتاب به خانههای خود باز میگردند.پس از سه روز عزاداری، غذا درست میكنند و روی آرامگاه میگذارند وبر این عقیدهاند كه مرده احتیاج به غذا دارد.
    روزهای هفتم وچهلم نیز دارای مراسم ویژهای است. ایزدیان روستانشین پس از مرگهر كدام از عزیزانشان، اسب او را میآورند و لباسهای فاخر و كلاه ودستار و تپانچهاش را بر روی زمین میگذارند، اگر مرده پیر باشدپارچهای سیاه به گردن اسبش میگذارند و اگر جوان باشد پارچهایرنگین به گردن اسب مینهند و همراه با آوای نی و دف در میانمردم میگردانند و دلاوریها و جوانمردیها و بخشندگیها و اوصاف مرده رابا شعر برای مردم بیان میكنند اینگونه اشعار را (لاواندنه وه)میگویند.

    فشارهـایـی که بـر یزیدیــان وارد شـده است :
    - خفه شدن شیخ حسن در موصل در سال 644 هجری.
    -بریده شدن سر صد نفر از یزیدیها و اعدام امیر آنها و نبش قبر شیخ عدی وسوزاندن استخانهایش توسط صاحب موصل در سال 652 هجری، در این زمان به آنهاعدویه می گفتند.
    - قتل و غارت یزیدیها در سال 817 بهتحریک جلال الدین محمد بن غزالدین یوسف حلوانی که از شافعیه و از علما وفقهای ایران بود توسط حاکم جزیره ابن عمر و کردهای دیگر.
    -در سال 1127 هجری توسط ملا حیدر کرد و ملک مظفر نام به یزیدیه حمله بردهشد و زن و فرزندانشان اسیر گردید و اموالشان به یغما رفت. مهاجمان، زنانآنها را فروختند و کنیزان و دخترانشان را برای خود نگاه داشتند.
    - در سال 1247 هجری برابر 1731 میلادی محمد پاشا معروف به میر کویر (کور) روانداز به قلمرو یزیدیها حمله برد و 4/3 آنها را نابود کرد.
    -در سال 1308 ه . ق- دولت ترکیه عثمانی برای مطیع کردن یزیدیها جهت خدمتسربازی، بسر لشکر عمر وهبی دستور داد دست بکار شود. وی عده ای از یزیدیهایشیخان را بزور مسلمان کرد و به پسرش نایب اول عاصم بگ دستور داد به کشتارو غارت یزیدیها بپردازد. وی مجسمه های آنها را برد و گنبدهای قبورپیشوایان ایشان را خراب کرد و به مقبره ی شیخ عدی بی احترامی های فراوانیروا داشتند.
    - در سال 1354 بعلت تمرد یزیدیها از خدمتسربازی، حکومت پادشاهی عراق آنها را متهم به سازش با مسیحیان و فعالیتبرای فرانسویان مقیم سوریه نمود و به سرکوبی آنها پرداخت. در نتیجه صد نفراز آنها کشته و عده ای زندانی و تبعید و فراری شدند و عده ای هم به اعداممحکوم گردیدند.

    خاطرات رضا علامه زاده از شرکت در مراسم حج یزیدیان
    لالشروستائى است در مركز كردستان عراق كه از شهر دهوك نزديك به سه ساعت باماشين فاصله دارد پرستشگاه لالش كه به آتشكدهاى بزرگ میماند در مركز اينروستا بر فراز تپهاى بنا شده كه ظاهرا بايد خيلى قديمى باشد. وقتى بهلالش رسيديم روستا مملو از جمعيت بود، میگفتند در طول اين سه روز چندينهزار نفر به زيارت خواهند آمد، جوانترها، دختر و پسرها، با پاى برهنه﴿مطابق با مراسم﴾ در كوچهها شادمانه قدم میزدند و برخى از آنها روى بامبلند خانهاى به آهنگ كردى دست در دست هم انداخته بودند و می رقصيدند.زنها به پخت و پز در ديگهاى مسى بزرگ بر اجاقهاى سنگى مشغول بودند و فضادقيقا فضاى سيزده بدر خودمان بود.
    پرستشگاه لالش از سه قسمت تشكيل میشود: شبستان، محوطه حياط و صحن دوزخ جائيكه مراسم حج در آن برگزار می شود.وقتى من به شبستان رسیدم نزديك به صد نفر مرد، اكثرا در لباس كردى و بعضابا سر و وضع شيك، دور سالن بزرگ نشستهاند و دو بدو و چند به چند دارند باهم اختلاط می كردند. مردى از قهوهجوشى دسته بلند در استكانهائى به كوچكىانگشتانه قهوهاى به تيرگى قير و به تلخى زقوم می ريزد ﴿زقوم: گوينددرختى است در جهنم داراى ميوهاى بسيار تلخ كه دوزخيان از آن خورند -فرهنگ معين﴾ و دور می گرداند. سر در عمارت مربوطه مثل سر در همه مساجد وكليساهــا پر از نقش و نگار است. اما آنچه جلب توجه می كنــد نام "طاووسملك" است كه به صورت سنگ برجسته بر ديوار نقش بسته است. و اما دوزخى كه مندر پرستشگاه لالش دیدم تنها چند دخمه غار مانند تار و تيره بود باخمرههائى كه كنار هم چيده شده بودند و رويشان رنگ مشكى ريخته بودند تافضا را مرموزتر و ترسناكتر كنند. درهاى دخمه آنقدر كوتاه بودند كه بايدخميده ازآنان می گذشتى و اگربی دقتی میكردى ممكن بود سرت به ديوار ناصافغار بخورد.
    بخش مهم و تعيين كننده اين مراسم، جدا از گره زدن بهپارچههائى كه به ستونهائى بسته شدهاند ﴿مثل دخيل بستن﴾ يا طواف كردن دورمقبرهاى كه لابد گور يكى از قديسان يزيدى است، پرتاب دستمال به سنگبرجستهاى است كه از ديواره غار بيرون زده است. اصلىترين مرحله حاجى شدناين است كه با چشمان بسته از فاصله شش هفت مترى دستمال سياهى را كه بهبزرگى چارقد زنان كرد است به طرف اين سنگ پرتاب كنى. اگر در سه بار موفقشوى دستمال را به برجستگى سنگ گير بدهى حجت قبول شده است وگرنه بايد روزديگر برگردى و دوباره تلاش كنى. بسيارى از زوار موفق نشدند از اين آزمايشبگذرند.


    گزارشـی از تعصبـات یزیدیـان
    در۷ آوريل ٢۰۰۷ در کردستان عراق جنايتي غير قابل تصور و وحشيانه اتفاقافتاد. خبر بیست روز بعد از حادثه، زمانی در جهان انعکاس یافت که چند صحنهاز فاجعه بصورت فیلمی که با یک تلفن همراه گرفته شده بود پخش شد Asuda،سازمان مبارزه با خشونت علیه زنان در بیانیه اش در تاریخ ٢٦ آوریل برایاولین بار خبر را به گوش جهانیان رساند. WADI هم یک سازمان کمک به کردستانعراق، که مقرش در اطریش است و سازمان عفو بین الملل در ٢٧ آوریل خبر راانتشار دادند. شبكه تلويزيوني CNN در دو مرحله اقدام به پخش فيلم اينجنايت كه توسط تلفن همراه تصوير برداري شده نمود . و سایت یاهو در قسمتکلیپ های ویدویی این جنایت را به نمایش گذاشت .
    به گزارش خبرنگارسایت پزشکان بدون مرز، دعا خلیل اسود نوجوان ۱۷ ساله از فرقه ایزدی یایزیدی، که به جرم دوست داشتن يک پسر عرب سنی از طرف اطرافيان و جوانانمتعلق به فرقه يزيدي سنگسار شد . (در این فرقه عاشق جوانی مسلمان شدنگناهی نابخشودنی است. جرمی که جز مرگ تاوانی ندارد. ) اين واقعه در مرکزشهر موصل و یا شهر بشیقه در کردستان عراق و با حضور عده زيادي ازجمله پليس محلي اتفاق افتاد. گويي در اين جامعه نيرو و يا افرادي نبودندکه دعاي نوجوان را از زير دست مشتي متعصب و جاني خلاص کنند. در حالي کهچندين نفر با تلفن همراه از اين واقعه فيلم و عکس مي گرفتند٬ تعدادي با سرو صدا و داد و فرياد او را سنگسار کردند. اما آنچه اتفاق افتاد سنگسارنبود، بلکه حیوانی ترین عملی بود که مي توانست توسط انسان انجام شود.
    دعادختر ۱۷ ساله کرد در وسط میدان به وسیله افرادی با لگد ، سنگ و بتون موردحمله قرار گرفت متاسفانه خانواده و بستگان دعا در جلوی صف بودند. غم انگیزتر از همه آن بود که تعدادی جوان نیز از این فرصت استفاده کردند و بهبرهنه کردن این نوجوان ۱۷ ساله پرداختند و دعای نوجوان در میان لگد ها وضربات مرگبار اطرافیان به پوشاندن بدن برهنه خود می پرداخت . جرم ایننوجوان ۱۷ ساله فقط عاشقی بود.


    ماجرا چگونه اتفاق افتـاد؟
    دعابرای ازدواج با پسر عمویش انتخاب شده بود اما به خاطر عشق به جوان عربمسلمان میشود. حتی به شوق دیدن معشوق از روستا فرار می کند. اما جوان عربدعا را نمیپذیرد.
    دعا سرافکنده باز می گردد. اما به کجا ؟؟!! دعا جاییرا برای رفتن ندارد. می داند که گناه غیر قابل بخششی مرتکب شده و بازگشتشبه روستا برایش چیزی به جز پایانی سیاه نخواهد داشت. ولی دعا باز می گردد.شاید از گناهش بگذرند. دعا برای نجات جانش به نیروهای پلیس عراق در شهرپناه می برد تا شاید آنها بتوانند از آتش تعصب کور نجاتش دهند.اما پلیس بهجای حفاظت از جان دعا، او را برای انجام حیوانیترین رسم انسان، به قبیلهاش تحویل میدهد. فردی از قبیلهاش دعا را ۵ روز پناه میدهد. اما مردانقبیله اش مَردند. متعصبند. دعا جدای از آنکه عاشق مردی مسلمان شده، خودنیز به دین اسلام ایمان آورده ، او را باید سنگسار کرد. مردان خانوادهاشدعا را از خانه بیرون میکشند. روز مراسم فرا می رسد. هفتم آوریل۲۰۰۷، دعا را با لباس گرمکن قرمز روی زمین میاندازند. ۹مرد برای سنگسار- سنگ سار نه، لگد سار - آماده اند. صدها مرد هم برای تماشا ایستادهاند. دعا روی زمین افتاده است. پایین تنهاش را برای تحقیر، برهنه میکنندو با سنگ و لگد بر جان نحیفش میکوبند.
    مراسم سنگسار دعا در حالی انجاممیشود که سه مرد پلیس عراقی با لباس نظامی ایستادهاند و این صحنهجنایتکارانه را تماشا میکنند. دعای ۱۷ ساله زیر دست و پای مردانخانوادهاش لگد مال می شود. با دو دست صورتش را میپوشاد تا سنگ و لگد برصورتش فرود نیاید. نیم ساعت است و هنوز دعا نفس میکشد. دستانش تکانمیخورند. تا آنکه عمو زادهاش(نامزذش) بلوک سیمانی را جلوی چشم صدهاتماشاگر بر سر دعا میکوبد . دعا غرق خون می شود…………………
    صحنه هایی ازاین مراسم حیوانی توسط موبایلها ضبط و یک هفته بعد منتشر میشود و موجیاز خشم و نفرت را در جامعه کردها و در تمام دنیا بر میانگیزد.
    دعادختر نوجوان به دليل عبور از خط قرمزی كه مردان متحجر طايفهاش ترسيمكردهاند، به دليل عمل نكردن به قوانين غلطی كه مردان مرتجع تيرهاش وضعنمودهاند، به دليل پشت كردن به سنتهای عقب ماندهای كه مردان متعصبقبيلهاش باور داشتهاند، آری تنها و تنها به خاطر عشق ورزيدن و بر سرپيمان عشق ماندن از سوی اعضای خانوادهاش مجرم شناخته میشود، در دادگاهريش سپيدان خشك انديش قومش محكوم میگردد، سلیمان سیو رهبر کنونییزیدیان که حاکمیت مطلق را در دست دارد حكم مرگ او را صادر می کندو حکمتوسط مردان فامیل اجرا میشود. دعا كشته میشود تا هم تاوان جسارت خويشرا داده باشد و هم برای ديگر دختران ايل آينه عبرتی گردد.

  4. #4
    کاربرسایت مرداویز آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۵
    نوشته ها
    372
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: جامعه شناسی "شیطان پرستی"

    فصـل شـش ) مقایسـه شیطـان پرستـی در ادیـان
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    مفهومشیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته است. در اصل در سنت مسیحیانجودو(مسیحیت یهودی)، شیطان به عنوان بخشی از آفرینش دیده شده است که دربرگیرنده قانونی است که میتواند در مقابل خواست خداوند مخالفت کند و بااختیار تام خود، قادر است مبارزه طلب باشد. (یادآوریکی از تفسیرهای یهودی که میگوید تنها زمانی که پتانسیل توانایی تخلف ازخواست خدا را داشته باشید و با او مخالفت نکنید موجودی بسیار خوب خواهیدبود) در خلال قرنها این مفهوم به مخالفت صرف علیه خداوند تحریف شده است.
    این دیدگاه که هر چیزی نقطه مقابل خود را دارد و خداوند (تماماً خوب) باید یک نیروی خدای بد (شیطانی) نیز در مقابلش باشد (بسیاری از الهههای قدیمی نیز این نیروهای بد را در خود داشته اند، به طور مثال تمدن مصر باستان نیز چنین باوری را داشته است.)
    میانآموزههای دین مسیحیت و بعد از آن اسلام، که هر دو پیروان بسیاری بدستآوردند و یک رستگاری اعلا را برای خود قائل هستند و به زندگی بعد از مرگاعتقاد دارند، شیطان وجود دارد و در همه جهان بینیهای الهی، شیطان سعیدارد خداوند را تحلیل برد و خراب کند.
    با رشد رو به جلوی جامعه ازدوران اصلاحات به دوران روشنفکری (قرون 17 و 18)، مردم در جوامع غربی بهپرسش سوالاتی راجع به شیطان کردند و این شیطان نیز در پاسخ به تدریج بزرگو بزرگتر شد، لذا شیطان پرستی به صورت یک رسم که با رسوم دینی گذشتهمخالفت دارد ظهور پیدا کرده است.به علاوه شیطان پرستی بر مبنای آموزههایمخالف دینهای ابراهیمی به مخالفت با خدای ابراهیمی پرداخته است.قدیمیترین شاهد ثبت شده راجع به این واژه (شیطان پرستی) در کتاب "تکذیبیک کتاب" توسط توماس هاردینگ (1565) به چشم میخورد که در آن از کلیسایانگلیس دفاع میکند: "در خلال زمانی که مارتیـن لوتــر برای اولین بارفرقه ملحد و شیطان پرست خود را به آلمان آورد،...". درحالی که مارتین لوتر خود هرگونه ارتباطی را بین آموزه هایش و شیطان نفیکرد. کلمه شیطان در ابتدا از دین یهـود آمده و در مسیحیت و اسلام تکمیلیافته است. این نگاه یهودی-مسیحی-اسلامی از شیطان میتواند به موارد زیرتقسیم شود:

    یهـود: شیطاندر یهودیت، در لغت به معنای "دشمن" یا "تهمت زننده" است. و همینطور نامفرشتهای است که مومنین را مورد محک قرار میدهد. شیطان در یهود به عنواندشمن خدا شناخته نشده است بلکه یک خادم خدا است که وظیفه دارد ایمانبشیریت را مورد آزمایش قرار دهد.

    مسیحیـت: دربسیاری از شاخههایq مسیحیت، شیطان (در اصل لوسیفر) قبل از آنکه از درگاهخدا ترد شود، یک موجود روحانی یا فرشته بوده که در خدمت خداوندگار بودهاست. گفته میشود شیطان از درگاه خداوند به دلیل غرور بیش از حد وخودپرستی ترد شده است. معتقدند شیطان کسی بوده که به انسان گفته استمیتواند خدا شود، و موجب معصیت اصلی انسان در درگاه خدا شده است و درنتیجه از بهشت عدن اخراج شده است. از شیطان در کتاب یونانی "دیابلوس" بهعنوان روح پلید (Devil) نیز نام برده شده است که به معنای "تهمت زننده" یا"کسی که به نا حق دیگران را متهم میکند". واژه Devil از فعلی به معنای"پرت کردن" یا "انتقال دادن" نشئات گرفته شده است. در حالی که لاوی ادعاکرده است که این واژه از زبان سانسکریت مشتق شده و به معنای الهه است.

    اسـلامی: کلمهشیطانsatan در عربی "الشیطان" به معنای خطا کار، متجاوز و دشمن است. اینیک عنوان است که معمولاً به موجودی به نام ابلیس صفت داده میشود. ابلیسیک جن بوده است که از خدا نافرمانی کرده است لذا توسط خدا محکوم شده استکه به عنوان منبعی برای گمراهی انس و جن باشد و ایمان آنها را برای خدابسنجد.

    نقـد شیطان پرستی
    توصيهاي كه شيطانپرستان به اطرافیانشان مي کنند شنيدن آهنگ هاي تند همراه باخشونت است. كه وحشت و نفرت را با خود دارد. آنها موظفند هميشه خشم و نفرتخود را نسبت به مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند. آنها خود را بي خانمانيبيابانگرد می پندارند كه از عشق و محبت متنفرند. در اصل آنها به جنگ باواقعیت خود پرداخته و به خیال خود به دنبال حقیقت گمشده و حقیقت واقعیهستند. آنان خوانندگان بسيار خشني كه در صدايشان مي توان غرش را شنيد،سمبل قدرت شيطان پرستي ميدانند و معتقدند که این خوانندگان پيام شيطان رابه آنها ميرسانند. شیطان پرستان ميخواهند كمبود و نياز خود را با خشونتزياد رفع کنند. اهانت به اديان به عنوان آزادي بيان در تصنيف هايخوانندگانشان ترويج و تبليغ مي شود.
    امروز گروه هاي موسيقي شيطان پرست عملا پرچم جنگ با خدا را بر افراشته اند و مدعی هستند که:
    "هدف ما دستيابي به يک قدرت جهاني است"
    "هيچگونه محدوديتي براي حوزه فعاليتهاي ما وجود ندارد"
    "توده مردم بايد صرفا به وسيله ما اداره شوند"
    گرچهبیشتر نقدها به اعتقادات شیطان پرستان از ناحیه ادیان بزرگ صورت میپذیرد،ولی بیشترین انتقادات به شیطان پرستی از طرف مسیحیان صورت میگیرد.

    اینادعا که شیطان پرستی به طور صرف یک دین و فلسفه است در کنار معنای ضد آنتعریف میشود که چه چیزی به عنوان ریاکاری، حماقت و خطاهای مسیر اصلیفلسفهها و ادیان ضعیف عمل میکند. همچنین این مباحث از ادراک معنی وطبیعت شیطان یا عبادت او از ادبیاتی که معمولاً ضد شیطان است شکل گرفتهاست.
    بسیاری از شیطان پرستان، شیطان را به عنوان یک نیروی سرکش معرفیمیکنند. به هرحال آنها ادعا میکنند چنین هویتی بر مبنای قبول کردن اینکهشیطان موجودی یا قدرتی افضل است شکل میگیرد.
    حال گفته میشود باتوجه به اینکه شیطان به عنوان موجودی شناخته میشود که با خداوند مخالفتمیکند، در صورت قبول کردن او به عنوان راهنما، باید با خودش نیز مخالفتکرد. (تناقض)
    عالمان مسیحی بر این باورند که نمیتوان هرگز از شیطان طبعیت نکرد چرا که هیچ کس معصوم نیست (به طور مثال، رستگاری یا کسب امنیت برای خود، حتی با این شرط که به دیگران ضرر رساند).حتی کسانی که از فلسفه خود پرستی تبعیت میکنند، تلاش میکنند چیزهایی کهبه عنوان خوبی فقط برای خودشان شناخته شدهاست را بدست آورند. این فلسفهدانان ادعا میکنند نتیجه این فلسفه اگر با قوانین خداوندگار تطابق نداشتهباشد، تنها رنج، سردرگمی، انزوا و نا امیدی به همراه خواهد داشت.
    شیطان پرستی یک "سراب فلسفی" و "علم بیان سنگین"است. چرا که گفته میشود لاوی در استفاده از لغاط تبحر خاصی داشته است.شیطان پرستی یک طلسم کم ژرفای عقلانی از خدای ساخته شده توسط بشر است.
    "انسانموجودی اجتماعی است و به انسانهای دیگر احتیاج دارد". بعضیها عقیدهدارند شیطان پرستان درک اشتباهی از استقلال داشتهاند و آن را به تنهاییتعبیر کرده اند. استقلال میتواند شما را قوی تر کند ولی این غیر ممکن استشما به تنهایی خدا باشید. آنها بر این باورند که اگر کسی خود را خدا معرفیکند و ضمن استفاده از لایق دانستن خود، میتواند به عدم پذیرش حقیقت منجرشود.
    یکی از نقدهایکاربردی تر شیطان پرستی اینست که ضمن این که شیطان پرستی معمولاً خود رابه عنوان راه نجاتی برای تودههای تسلیم شده مردم در مقابل دینهای اصلیمعرفی میکند، بر شایستگیهای آنها در بی نیازی از دیگران و انزوا گراییتاکید میکنند و انزوا گرایی میتواند به سوء استفادههای مختلفی ناشیشود، که معمولاً نیز چنین است. چرا که طبیعت انزواگرایانه شیطان معمولاًدر بازخورد جوامع ناکار آمد است و برای جبران این خلاء از قوانین ادیانسنتی استفاده کرده است.

    فهرست منابـع
    - توسلی،بابک،شیطان در موسیقی غرب،نشریه نگاه تازه،شماره سوم و چهارم،صفحه147.
    - توکلـی، محمد رئوف، تاریخ تصوف در کردستـان: چاپ اول، تهران، توکلی، 1378.
    - عبدالهی خوروش،حسین،تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب،ناشر:بنگاه مطبوعاتی مطهر اصفهان.
    - سخنرانی دکتر حسین عباسی با عنوان"شیطان شناسی مدرن و عینیت یافتن شیطان در قرن 21".
    -معمر،کیوان،مهندسی صنایع گرایش تولید صنعتی، ورودی سال1381،نقدی بر انواعو گروههای شیطان پرستی، استاد راهنما:کریمی،معارف اسلامی2،دانشگاه علم وصنعت ایران،پائیز1384.
    - مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی، ۱۳۶۸.

    .I. Epstein, The Babylonian Talmud, 16 vols. in 7 parts, London: Socino Press, - 1978..
    The Hebrew Story in the Middle Ages, Jerusalem: Keter Publishing House -1974.
    Hebrew Myths. The Book of Genesis (with Raphael Patai). New York: -Doubleday, 1964.
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -
    www. Phalls.com -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] watchman expositor Satanism.com -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] of satan.com -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] - 36k -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] wikipedia.org\wiki -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] - 23k -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] - 22k -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] wikipedia.org\wiki -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] wikipedia.com -
    reza.malakut.org/archives/006914.html - 13k –


    از:جامعه شناسی ایران[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  5. #5
    کاربرسایت Hamid_9923 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۱۰-۰۸
    نوشته ها
    13
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: جامعه شناسی "شیطان پرستی"

    به نظر من خنده دارترین گروه در دنیا شیطان پرستان هستند که در تمام ادیان آمده است که شیطان هیچ قدرتی ندارد و فقط با توجه به قدرت انسانها از آنها دعوت به عمل می آید.در واقع انسان بسیار باقدرت تر از شیطان است و هیچ توانایی نسبت به انسان ندارد که در سال های بت پرستی قدرت خود را به صورت بت نشان داد که در واقع انسان بت ها را می ساختند و آن را پرستش می کردند و اینجاست که این نکته به چشم می آید که فقط شیطان با توجه به استعدادهایی که از انسان می داند و توانایی هایی که انسان
    تلاش برای رشد او انجام داده است تشویقش می کند مثلا یک نفر دانشمند در اینجا شیطان می گوید : تو که علمت نسبت به بقیه بیشتره چرا برای پول بیشتر و قدرت بیشتر از آن استفاده نمی کنی ؟ یا یک دکتر : این آدم حالش خیلی بده پس فعلاً او را در انتظار نگهدار تا آشنایانش به تکاپو بیافتند تا پول بیشتری فراهم کنند حتی به قیمت جون یک انسان که ممکنه بعده ها از تمام مردم دنیا علمش بیشتر شود.یا یک شهردار : بابا کسی نمی فهمه چقدر از هزینه این مردم کم شده کم کم از این پول ها بردار که در آینده هزینه ای گزاف به دست میاری حتی به قیمت بسته شدن اماکنی که مردم از آن پول در می آورند و بدون آن زندگی آنها بصورت فلج می شود که ممکن است انسانی که قدرت درک هر مسئله را داشته باشد از ادامه تحصیل باز بماند.زندگی یعنی فکر.کارهای شیطان خیلی تابلو هستند و تمام مکرهاش رو می توان حدس زد نمی دونم چرا مردم عصر جدید از قدرت تفکرشون استفاده نمی کنند؟ من جامعه شیطان پرستان را به چند طبقه تقسیم می کنم :
    1- گروه طبقه بالا : کسانی که باتوجه به مقاسد و سودجویی و قدرت تشکیل و یا رهبری و یا پشتیبانی این گروه رو انجام می دهندو هوششان نسبت به بقیه گروه بالاتر هستش چون حداقل درآمد دارند که این ها هم مشکل فراوانی از نظر روحی و اعتقادی دارند.
    2- گروه متوسط : کسانی که با توجه انتقام جویی و جامعه گریزی و نفرت زیادی که از زندگی و جامعه دارند وارد این جامعه غلط می شوند.که این نوع افراد هم از بهره هوش متوسط و یا زیادی وارد این گروه می شوند که بیشتر آنها سردسته گروه ها در نقاط مختلف دنیا می شوند و یا حتی کشیش شیطان پرستان.
    3-گروه دون شأن و یا پایین : این گروه از افراد از بهره هوشی بسیار پایین برخوردارند که بدون توجه به موقعیت این دروغی که شیطان بازگشتی خواهد داشت و به همه شیطان پرستان عنایت دارد را می خورند و بدون فکر به هر کاری دست می زنند و این را باعث افتخار خود می دانند.این گروه پایبند به همه دستوراتی هستند که سردسته های آن ها می دهند.امیدوارم این دروغ یک روزی برملا شود و تمام مردم با هم متحد شوند و قانون الهی را اجرا نمایند.
    منتخبی از کتاب MR.X به نام LIGHT VS DARK
    Golde/I/ St@r

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دختران 10 برابر پسران قربانی "کودکآزاري جنسی" میشوند
    توسط HRG در انجمن اخبار فرهنگی اجتماعی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۲۳ مهر ۸۹, ۱۲:۵۰
  2. بررسی جعلیات کتاب عوامانه "دوقرن سکوت"
    توسط ANDISHEH در انجمن کتاب و فرهنگ مطالعه
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۲۷ آبان ۸۸, ۲۰:۲۶
  3. "در چشم باد" بعد از "فاکتور 8" روي انتن شبكه ي يك
    توسط hamid192 در انجمن صدا وسیما و رسانه ها
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۸۸, ۱۹:۰۴
  4. " ویا " و " سیلوا " والنسیا را ترک نخواهند کرد
    توسط PARI در انجمن بایگانی اخبار دنیای فوتبال
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۲۵ آذر ۸۷, ۲۱:۵۰
  5. پایان دوران "دیپلماسی کابویی"
    توسط mina در انجمن دانشکده سیاست
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۱۶ مهر ۸۷, ۱۷:۵۷

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •