نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: جنبش بزرگ شعوبیه

  1. #1
    کاربرسایت مرداویز آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۵
    نوشته ها
    372
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    جنبش بزرگ شعوبیه

    بنام خدا

    جنبش بزرگ شعوبیه

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    سرسخن
    ازنظرتاریخ جهانی مهمترین نتیجه ای که فتح عرب در نیمه اول قرن هفتم (اوایل قرناول هجری) داشت وارد نمودن ایران و اهالی آن به دنیای اسلامی یعنی به یکجامعه واحدی می باشد که از ملل مختلف تشکیل شده بود:مللی که از حیث شرایطاساسی تاریخی و مذهب و فرهنگ بکلی با هم متفاوت بودند.

    پس ازفروپاشی شاهنشاهی ساسانی ،ایرانیان به آئین اسلام گرویدند و از این دینمبین با جان و دل استقبال نمودند،زیرا دلخوش بودند که با پذیرش دین اسلام،با تازیان فاتح مساوی و برابر می شوند.زیرا بنابر موازین اسلام،کسی بدیگری فضیلت و برتری ندارد مگر از نظر پرهیزکاری و پارسایی:«اِنَّاَکرَمَکُم عِندَاللهِ اَتقیکُم» [س49]
    باشروع خلافت معاویه دستگاه خلافت رنگی دیگر بخود گرفت و از اصول و موازیناسلامی ای که تاحدی در دوران خلفای راشدین رعایت می گردید ،فاصلهگرفت.خلفای بنی امیه به تقلید از شاهنشاهان ساسانی و امپراتوران روم شرقی،از سر بی اعتنایی به کتاب آسمانی و تعلیمات اسلام ،در خوراک و پوشاک وآداب و رسوم اجتماعی ،به تجمل و خوشگذرانی پرداختند.....نتیجه آن شد ،کهبرای تامین خوشگذرانیهای خلفا،عمال و حکام بنی امیه در اخذ مالیات اجحاف وظلم بسیار روا داشتند و اهل ذمه و مسلمانان غیر عرب (موالی) را در شکنجه وفشار قرار دادند.حجاج یوسف ثقفی ،عامل بنی امیه در عراق؛به قدری در گرفتناموال و هستی ایرانیان و ریختن خون آنان افراط کرد ،که عبدالملک مروان،خلیفه اموی،از شام بدو نامه نوشت و وی را درین کار ملامت کرد.[مروج الذهب.ج2].
    یزیدبن مهلب ،یکی دیگر از عمال بنی امیه در گرگان ،سوگند خورد که با خون عجمآسیاب بگرداند.گویند ،بسیاری از دلیران و سواران و مرزبانان را گردن زد وچون خون روان نمی شد، برای آنکه امیر تازی را از کفاره سوگند نجات دهند،آبدر جوی نهادند و خون با آن به آسیاب بردند و گندم آرد کردند و یزید از آننان بخورد تا به سوگند خود وفا کرده باشد.[تاریخ طبرستان.ابن اسفندیار.ج1] همچنینایرانیانی که از جور و بیداد حجاج به جان آمده بودند،دسته دسته بیرون میشدند و فریاد می کشیدند:«یا محمداه،یامحمداه،و نمی دانستند چه کنند و کجابگریزند و به کجا پناه آورند.[الکامل ج4].
    بههر روی عده ای از ایرانیانی که سیادت و آقایی خود را از دست رفته دیدندومشاهده نمودند که اساس دین مبین اسلام توسط خود تازیان به ریخته و دگرگونهشده ،با توسل به خود دین اسلام و با استناد به آیات قران و احادیث معتبر،گفتند:اساس دین اسلام،مبنی برمساوات است،عرب و عجم در پیشگاه خداوندیکسانند،و کسی را بردیگری فضیلت نیست.به همین اینان ،نخست«اهل التسویه»یعنی طرفداران مساوات نام گرفتند.
    با جنبش و نهضت سیاسی ایرانیان،وقیامابومسلم خراسانی و کشته شدن مروان بن محمد آخرین خلیفه اموی ،فعالیتهایپنهانی اهل تسویه به صورت آشکارا درآمد.با پی ریزی دولت بنی عباس توسطایرانیان،اهل تسویه را وادار به مفاخرت به اصل و نژاد و نسب خود کرد،و لفظشعوبیه ،رسمن در اوایل همین عهد (عباسیان) معمول و رایج گردید.
    و اندکی بعد عده بسیاری از ایرانیان از هر قوم و ملتی بدین فرقه پیوستند .

    پساز این مقدمه کوتاه درباره اوضاع موالی و ایرانیان در دوره حاکمیت تازیاناموی،شرح کوتاهی در رابطه با جنبش شعوبیه و تاثیر آن در اوضاع سیاسی واجتماعی عصر خود خواهم نگاشت و چگونه این جنبش عظیم به تاسیس حکومتهایمستقل ایرانیی چون صفاریان،و سامانیان و دیلمیان و زیاریان و..منجر شد ودر پایان اندکی از شاعران شعوبی و نویسندگان مشهور ایرانی که در فضیلت عجمبر عرب و مذمت عرب به تدوین و تالیف کتابها پرداختند،سخن خواهم راند.هرچند بسیاری از این کتب را به دلیل اینکه تازیان پاسخی برایش نداشتند؛ازجمله کتب الحاد و کفر معرفی نمودند و باعث نابودی و از بین رفتنش گشتند.
    امیداست خوانندگان ایران دوست و تاریخ پژوه این انجمن cc با مطالعه ایننوشتار و نوشتارهای وابسته بدان و با اندکی پژوهش و تامل پیرامون روابطایرانیان و اعراب در طول تاریخ ،پی به واقعیات برده و بکوشند تا راه آیندهخود را درست ترسیم کنند و ایران و ایرانی را از دست دشمنان کینه توز ووارثان و هم مسلکان بنی امیه و بنی عباس که اینک لباس دیگری پوشیده اند وبه ترفندهای نوینی مسلح شده اند،برهانند. که همانا جایگاه اینان نیز مانندپدران اموی و عباسی شان ،زباله دان تاریخ است.


    Pad den gowed ku dush-padaxshayih oyshan sar kamed budan groh-e ayand suxrnishan suxr drafsh ud pars rostagiha I Erən-shahr ta o babil girand oyshan tazigan nizar kunand. – ایدون باد

    ــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ

    نخست به برخی از آداب و رسوم و معتقدات اعراب جاهلی می پردازیم:

    اعراببدوی از قدیم،هنر و صنعت و تجارت و دریانوردی را پست و کوچک میپنداشتند.وسیله زندگی آنها منحصر به استفاده از مواشی بود.سوسمار و موشصحرایی را نیز می بلعیدند.پشم شتر را با پیه،مانند نمد مالیده تناول میکردند.و همچنین هنگام اضطرار ،آب و عصاره موادی را که در شکم حیوانات استمی خوردند و از خوردن هیچ جانوری ،هرچه باشد خودداری نمی کردند. [پرتو اسلام.ج1.ص23]- اعراب بدوی ،برقبیله دشمن شبیخون زده ،مال و شتر و هستی وی را غارت می کردند و زن و فرزند او را به اسیری می بردند.
    اینک شعری از قطامی شاعر دوره بنی امیه درباره خوی جنگجویی و غارتگری عرب در اینجا می آورم.[پرتو اسلام.ج1]

    فَمَن تَکُنِ الحَضارَة اعجَبَتهُ فَأیّ رِجالِ بادِیة تَرانا
    وَ مَن رَبَط الجحاش فَانّ فینا قنًا سُلُبًا و أفراساً حِسانا
    و کُنَّ اذا أغَرنَ علی قبیلٍ فأ عوَزَهُنَّ نَهب حیثُ کاناً
    أغَرن منِ الضَّبابَ علی حِلال و ضَبة اِنهّ مَن حانَ حانا
    وَ أحیاناً علی بَکرٍ اَخینا اذا مالم نجد اِلا اخانا


    یعنی: «کسیکه زندگی شهر نشینی موجب مسرت اوست بدان،که ما مردان قوی بیابان هستیم،وهرکه،چهارپایان را درخانه ببندد،بداند،که مادارای نیزه های بلند و اسباننیکو هستیم.دارندگان همین اسبها،چون برای غارت برمردم می تازند،اگر غنیمتیبه دست نیاورند،ناگزیر به قبیله مجاور و همسایگان خود هجوم می آورند.و هرکه کشته شود،به اجل خود می رود،گاهی هم بر برادران خود،قبیله بکر،حمله میکنیم،واین هنگامی است که موردی غیر از اینها پیدا نکنیم.» [ممتحن،نهضت شعوبیه]
    (ظاهرن برخی از این آداب یعنی تجاوز به حقوق دیگر قبایل،متاسفانه هنوز در برخی از نقاط جنوب خاوری کشورمان رایج است [1]که حتی امروزه نیز ترجیح می دهند بدون مراجعه به مراجع قانونی، به صورتداخلی حل و فصل نمایند، که اصطلاحن بدان «فصل» می گویند. مانند: فصل قتلغیر عمد- فصل ربودن دختر و ازدواج با وی بر خلاف تمایل خانوادهاش-فصلتجاوز-فصل صیحه-فصل لواط- و....)

    دورژه در تاریخ تمدن اسلام و عرب می نویسد: «جمع میان ولع در چپاول و غارت،با ضیافت و مهمان نوازی،خاصه ای است کهبرجسته ترین عرب شمرده می شود.اموالی راکه به زور شمشیر ،بر اثر کمین کردنو قافله زدن به دست می آورد،در نظرش جزء غنیمت جنگی به شمار می آید.مسافریرا لخت کردن،نزد بدوی،همان قدر جزء مردانگی محسوب می شود،که ما شهری رافتح کرده ،یا ایالتی را متصرف شویم.»
    همانگونه که همگانمی دانند در عصر جاهلی برخی از قبایل ،دختران خود را زنده به گور میکردند،تا اینکه پس از ظهور اسلام و نزول آیه «ولا تقتلوا اولادکم خشیةاملاق نحن نرزقهم و ایاکم»[س17.آیه33]- این عمل منع شد. جرجی زیدان در کتابش معتقد است که تازیان ،به واسطه تعصب و غیرتمندی دختران خود را می کشتند،یا زنده به گور می کردند.[تاریخ تمدن اسلام.ج5.ص71] – در صورتی که در قرآن مجید ،صراحت دارد که به واسطه فقر و نداری مبادرت به کشتن فرزندان خود می نمودند.

    همچنین اعراب جاهلی دارای احساس و شعور ملی نبودند و ملیت و قومیت به مفهوم جامع و کاملی میان آنان وجود نداشت. (حتیتا دوران جنگ اول جهانی، و این انگلیسها بودند که ملیت و قومیت را برایآنان دست و پا نمودند.- نگاه کنید به کتاب خاطرات پنهانی لورنس عربستان وحتی فیلم لورنس عربستان و بویژه گفتگوی لورنس با شیخ عرب(کوئین) و پاسخ اوبه لورنس:« من اعراب را نمی شناسم،آنچه می شناسم تنها قبیله خودم است»).بدین صورت که افراد خود را منسوب به قیبله و طایفه می دانستند.در حقیقت درعصر جاهلی ،عصبیت عرب قبیله ای بود نه ملی.اعراب پیش از اسلام دارای وحدتدین و زبان نبودند،خوی و طبیعت بدوی و بیابانی آنها که همراه با عصبیتشدید قومی و طایفه ای بود،با مفهوم« ملیت و حکومت»سازگار نبود.هر عربی که برای داد و ستد و تجارت به کشورهای ایران و روممسافرت می کرد،و بااهالی آن کشورها تماس حاصل می نمود،آنها را برتر از خوداحساس می کرد.تمدن و فرهنگ وسیع آن ممالک،او را مبهوت می کرد و به شگفتیوامی داشت.
    برخی از اخباریان و مورخین عرب معتقدند که پیش از ظهور اسلام ،اعراب دارای «احساس ملی عربی!!!»بودند، و برای نمونه گفتگوی نعمان و انوشیروان را شاهد مثال میآورند.ولیکن بسیاری از محققین و نویسندگان این مطلب را جعلی و ساختگی میدانند.

    احمد امین مصری در این باره می نویسد: «ما دراینخبر شک داریم،بلکه یقین داریم که افسانه ای ساختگی است و غیر از کلبی کهبه اختلاق حکایات و جعل روایات مشهور است،کسی متعرض این موضوع بااهمیت درعصر اموی نشده و فقط از قول کلبی در عصر عباسی این حکایت را نقل کرده اند.» [از ضحی الاسلام.ج1].
    البتهبه نگر بنده معقول هم به نظر نمی رسد که یک فرد عرب ،در حضور پادشاهمقتدری چون انوشیروان،گستاخانه تفاخر به ملت خود کند و نژاد تازی رابرسایرملل برتری دهد؛البته روایات دیگری نیز وجود دارد که روایت کلبی را نقض میکند.

    محمد جریر طبری ،در تفسیر خود ،ذیل آیه 103 از سوره 3،به نقل از قتاده – ازتابعان و مفسران مشهور – می نویسد: «عربخوارترین و تیره بخت ترین و گمراه ترین و گرسنه ترین بشر بود،در لانه ایبس محقر و کوچک،میان دو بیشه که جای دو شیر (ایران و روم) بود زندگانی میکرد؛به خدا سوگند،درکشور عرب چیزی یافت نمی شد که مورد طمع یا موجب حسدبیگانگان باشد.هرفردی از اعراب که می مرد،یکسره به دوزخ می رفت،و هرکهزیست میکرد،به خواری و مشقت دچار میشد،و دیگران اورا لگد مال می کردند.بهخدا قسم ،در سراسر گیتی ،قومی را نمی شناسم که از عرب تیره بخت تر وخوارتر باشد، همینکه که اسلام ظاهر شد آنها را صاحب کتاب ....و پادشاهنمود.» [تفسیر طبری.ج4.ص25].ابن خلدون نیز همین بیان را درباره اعراب دارد که بنده در نوشتاری جداگانه در انجمن بدان اشاره نموده ام.

    جرجی زیدان نیز دراین باره می نویسد: «عربپیش ازاسلام تعصب وطنی نداشت چه،که دارای وطن معینی نبود تاازآن دفاع کند،و معمولن باگله و رمه خود از این زمین به آن زمین کوچ می نمود». [تاریخ تمدن اسلام.ج4.ص75]

    سخنی کوتاه درباره کلمه اسلام

    اسلام در لغت به معنی تسلیم و انقیاد و اطاعت است و عین این معنی نیز در قرآن آمده است. [سوره آل عمران.آیه 83 و همچنین سوره فرقان.آیه63].که منظور از این آیه ها دوری از کبر و خودخواهی و پیروی راه اسلام ومسالمت است در برابر جاهل ها. اسلام در اصطلاح نیز به معنی دین و شریعتیاست که حضرت محمد(ص) برای ارشاد خلق آورده است.و قرآن نیز به زبان و اسلوبعرب به تدریج برپیامبر در مدت23سال نازل گردید.

    که اخلاقیات آن بیشتر شامل سه موضوع است:
    - آداب زندگی
    - وفا و صبر و عدالت و میانه روی
    - مساوات و برابری و برادری


    اعراب مسلمان بر خلاف توصیه قرآن به کسب علم و دانش، (هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون.- فاطر.آیه 38)هیچ چیز را جز قران لایق خواندن و استفاده کردن نمی دانستند، و این عقیدهنیز در زمان خلفای راشدین و بنی امیه به شدت رواج داده می شد،به گونه ایکه جز عرب ،قومی را لایق سیادت و غیر از احکام اسلامی و قرآن کریم واحادیث،هیچ چیز را شایسته توجه و مطالعه و آموختن نمی دانستند.
    نتیجه این اعتقاد ،انصراف از همه کتب و آثار بود . و متعاقب آن آتش سوزی های کتب کتابخانه های تیسفون و اسکندریه. [مورخینیکه به کتابسوزی ها اشاره داشته اند:عبدالطیف بغدادی در کتاب الافاده والاعتبار فی الامور المشاهده و الحوادث المعاینه بارض مصر – جمال الدینابوالحسن در کتاب تاریخ الحکما – و ابوالفرج ملطی در مختصر الدول و مقریزیدر خطط المقریزیه].

    مجله دانشکده در این باب می نویسد: «سوزاندنکتب درایران،از طرف عمال خلفا خیلی معمول بوده و اگر چه برخی خواسته اندکه منکر این مطلب شوند،ولی به گواهی خود مورخین عرب انکار آن ممکننیست،زیرا اعراب را رسم بود که در فتح بلاد،آنچه کتاب می یافتند می سوختندو غالب محققین و مطلعین این نکته را در تالیفات خود متذکر شده اند؛حتیگفته شده که اعراب،آثار فرس و کتب ایرانی را در تونهای حمام سوزانده اند.» [مجله دانشکده.سال اول.ص294.با استفاده از نهضت شعوبی .ممتحن]
    ــــــــــــــــــــــــ

    مسلمانی مردم کشورهای تسخیر شده

    بسیاری از ساکنان کشورهایی که تحت تسلط اسلام درآمدند،مسلمان شدند.موجب پذیرش اسلام هم چند عامل بود:نخست جاذبه تعالیم اسلام و فلسفه عالی تربیتی و برادری و برابری و عدالت و فرهنگ اسلامی باعث گرایش توده های عظیم به اسلام می شد.عامل دوم مقرراتیبود که درباره ذمیها معمول و مقرر شده بود،و با برخی اهانتها که در موردآنان به عمل میامد،ترجیح می دادند برای رهایی از خواری و مذلت ،دست از کیشخود بردارند و مسلمان شوند.و عامل سوم وضع مالیاتی «خراج و جزیه» بود و چون طبق مقررات اسلام،کسانی که قبول اسلام می کردند از پرداخت این مالیات معاف بودند.

    فتوحاتاسلام با خاتمه روزگار ابوبکر و عمر و عثمان به پایان رسید،و جنگ مادیاعراب پایان پذیرفت،لیکن جنگ معنوی میان لغت و ادب و نظامات اجتماعی آنقوم با ملل مغلوب در گرفت،و ممالک اسلامی صحنه فراخ این نبرد شد.میلها و آرزوها نیز باهم در کشمکش بودند.ایرانیان آرزوی تجدید عظمت دولتدیرین خود را داشتند و خود را از نظر پیشینه تاریخی و ادب و فرهنگ و تمدنباستانی،از تازیان بالاتر و برتر می شمردند.در این میان لغات و آداب وحِکَم و امثال و مضامین ملل مغلوب در قوم فاتح(عرب) تاثیر کرد،و لغت و دینعرب هم متقابلن در میان ملل مزبور موثر واقع شد،چنانکه برخی از لغاتایرانی بر لغات تازی فائق آمد و فکر و خیال و معانی و مضامین پارسی داخلزبان عرب شد.مسلمانان به فرقه های گوناگون تقسیم شدند،و مذاهب و عقایدمختلف پدید آمد.

    شعوبیه

    پساز رحلت رسول اکرم(ص) و سپری شدن روزگار خلفای راشدین ،نوبت حکومت بهخلفای بنی امیه و آل مروان رسید، و از این زمان – تغییرات زیادی دراساسدین مبین اسلام پیدا شد.مساوات و برادری ،تقوی و پرهیزکاری که از مقرراتاین دین می باشذ،در نتیجه تعصب عربی و خودخواهی بنی امیه،بکلی از میان رفتو جای خود را به ظلم و ستم و شکنجه و آزار و تحقیر و توهین و هزاران اعمالناروا و ناپسند به ملل مسلمان بویژه ایرانیان داد.ایرانیان پس ازپذیرش اسلام به این دلخوش بودند که به موجب احکام و مقررات این دینمبین،از مساوات برخوردار خواهند بود و حیثیت و آبروی آنان محفوظ است و سیدقرشی با سیاه حبشی تفاوتی ندارد.
    اما هنگامی که از بنی امیه وقبایل عرب چنان دیدند،امیدشان به یکباره مبدل به یاس گردید و آنان را بهقیام و نهضت بر ضد عرب وادار کرد. البته باید براین امر تاکید نمایم که مقصود اصلی این جنبش ها بر انداختن سیادت عرب بود نه دین اسلام،بلکه ایرانیان در این راه بسیار به آیات قرآن استناد می نمودند.

    بزرگترین نهضت ایرانیان که منجر به فروپاشی دولت و سیادت حکمرانان عرب شد، نهضت شعوبیهبود.این نهضت از اوایل قرن دوم هجری بلکه پیش ازآن شروع و دنباله آن تاقرن ششم هجری کشیده شد.پیدایش جنبش شعوبیه ،جنبش بزرگی درعالم اسلام و عربایجاد کرد و تغییرات عمیقی در کلیه شئون سیاسی و فکری و ادبی عرب پدیدآورد و کار به جایی رسید که جمع کثیری از هرطبقه و ملتی،و جالب آنکه ،حتیاز جنس عرب ،به این فرقه پیوستند.
    در کتب ادبی و تواریخ ،به نام بسیاریاز دانشمندان مشهور و شعرا و نویسندگان معروف و امیران و وزیران نامی ،میتوان برخورد که دارای عقیده شعوبی و از هواخواهان جدی این مسلک بودند و ازخود آثار بسیاری باقی گذاردند.
    برخی از مورخان از جمله حسن ممتحن ،دربحث و تحقیق راجع به آیین شعوبیه ،اشاره به سه مسلک مهم در میان مسلمانانآن عصر می نمایند ،که هریک از این احزاب درباره برتری ملتی برسایر ملل ،یامساوات اقوام با یکدیگر ،دارای عقاید و آرا مخصوص خود بودند.
    که به ترتیب تقدم و تاخر تاریخی بدین شرح است:

    1- تفضیل عرب بر تمام ملل و اقوام عالم یا: «حزب عربی»
    2- مساوات و برابری ملل عالم با یکدیگر یا: «حزب مساوات»
    3- برتری عجم بر عرب و تحقیر جنس عرب یا: «حزب شعوبی»

    نخست حزب عربی یا عقیده برتری عرب برسایر ملل به وجود آمد و سبب آن بود که عربدر روزگار بنی امیه به اندازه ای مغرور شد که فضایل همه ملل و اقوام دیگررا نادیده گرفت و خود را ازنظر نژاد از سایر اقوام عالم ممتاز شمرد. طرفداران این عقیده ،فضیلت اسلام را به حساب عرب می گذاردند،در صورتی که همه جا باید جنبه اسلام را از عرب جدا کرد. و آیه قرآن « اَلاَعراب اَشَدُّ کُفراًوَنِفاقاً »ناظر به همین موارد است. در مقابل این عقیده افراطی ،عقیده تفریطی دیگریوجود یافت که عرب،پست ترین ملل عالم است.پیروان این عقیده با دلایلی کهاقامه می کردند،عرب را وحشی ترین اقوام روی زمین معرفی می کردند و اوراشایسته حکومت و ریاست نمی دانستند.تبلیغ عقاید و افکار این فرقهدرآن زمان از هر شمشیر کارگرتر و ازهر انقلاب موثرتر بود .و به وسایلگوناگون در برانداختن سیادت عرب می کوشیدند.و میانه این دو مسلک افراطی وتفریطی ،این عقیده بود که همه اقوام و ملل عالم با یکدیگر برابرند.

    محمد یعقوب کلینی محدث مشهور شیعه در کتاب کافی از حضرت امیرالمونین نقل می کند که: روزی امام علی(ع) در یک سخنرانی عمومی گفت: «ایمردمان،از آدم کسی برده یا کنیز به دنیا نیامده،مردم همگی آزادند....اکنونچیزی رسیده است و ما به مساوات تقسیم خواهیم کرد؛آنگاه شروع به تقسیم کردو به هرکس سه دینار داد .به مردی از انصار سه دینار داد.سپس غلام سیاهیآمد ،وبه او نیز سه دینار داد .مرد انصاری گفت:یا امیرالمومنین،این بردهای بود که دیروز آزادش کردم ،من و او را مساوی قرار دادی؟ امام علی(ع)فرمود:«من در کتاب خدا نظر کردم و کسی را نسبت به کسی برتر نیافتم» [کافی.ج8.ص469]
    همچنیندر کتاب الغارات از امیرالمونین امام علی(ع) منقول است که روزی عرب و عجمینزد امام آمدند .امام به هر دو به یک اندازه دینار داد،ولی مرد عرب زبانبه شکایت گشود و عرض کرد یا امیرالمومنین من عرب هستم و این مرد عجم،نباید هر دویمان به یک اندازه از بیت المال عطایا بگیریم.امام فرمود: « آن عربی که هنگام بول به پایش می شاشد ،چه فضیلتی بر عجم دارد؟»



  2. #2
    کاربرسایت مرداویز آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۵
    نوشته ها
    372
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: جنبش بزرگ شعوبیه

    کلمه شعوبیه

    کلمه شعوبیه ، دارای سه مورد استعمال است:
    یکی اهل تسویه،که کلیه افراد بشر را در داشتن بدیها و خوبیها برابر و مساوی می داند.
    دیگر،کسانی که دشمن عرب و به برتری عجم بر عرب معتقدند.
    و سدیگر ،مطلق کسانی که به برتری عرب بر سایر ملل معتقد نیستند،واین معنی ،جامع کلی دو مفهوم پیشین می باشد.


    در عبارات مورخان نیز چنین آمده:
    - در «عقد الفرید» : شعوبیه که اهل مساوات و برابری اند.[عقد الفرید.ج2.ص69]
    - در « صحاح اللغه جوهری و دائره المعارف بستانی» :شعوبیه گروهی اند که قائل به برتری عرب بر عجم نیستند.[بستانی ج1.ص1230]
    - در فرهنگ عرب و فرانسه تالیف ب. کازیمیریسکی نیز همین معنی آمده.
    - محمد پادشاه هندی،متخلص به شاد در فرهنگ آنندراج می نویسد:«شعوبی به ضمتین،آنکه عرب را بر عجم تفضیل ننهد و آن گروه را شعوبیه گویند» [فرهنگ آنندراج-ج4.ص2634-تصحیح سیاقی]
    - ابن منظور نیز چنین می گوید:شعوبی کسی است که عرب را حقیر می داند و برای او برتری نسبت به دیگران قائل نیست.[لسان العرب.ج15.ص482]
    وبسیاری دیگر از مورخین جدید و قدیم که نظرات مشابهی را عنوان کرده اند،وآنچه دانسته شد این می باشد که اینان نه ضد نژاد عرب،بلکه تنها خواهان وطالب مساوات و برابری بودند،و آنچه که موجب پیدایش این فرقهگردید،همانگونه که اشاره کردم؛نژاد پرستی و ظلم و اجحاف اعراب بر موالی وایرانیان بود.

    درباره وجه تسمیه کلمه «شعوبیه» نیز نظرات گوناگونیبیان شده:برخی اظهار نظر کرده اند که کلمه «شعوبی» – به صیغه جمع،و با یاءنسبت – منسوب است به لفظ «شعوب».و برخی نیز گفته اند که از لفظ «شعب» بهمعنی قبیله بزرگ می باشد. و برخی هم به این آیه از قران مجید «وجعلناکمشعوباً و قبائل» استدلال می کنند. و نظریات دیگری بیان شده که از حوصلهاین نوشتار خارج است و بیان آنها موجب تطویل می گردد.

    تاریخ پیدایش این مسلک

    زمزمهعقاید شعوبیه،از اواخر روزگار اموی،از همان هنگام که اسماعیل بن یسار(کهعلنن با نام و نشان ایران ترنّم می کرد) در حضور هشام بن عبدالمک ،مفاخرایرانیان را می شمرد آغاز شد.ولی در آن موقع ،شخص خلیفه و سایرطرفداران عرب ،به وسایل گوناگون و مقتضی این صداهارا خاموش می کردند.وبدین جهت بود که دعوت شعوبیه از آغاز بسیار پنهان و مرموز بود و بی سروصدابه پیش می رفت و در آغاز خلافت عباسی ،کم کم این صداها بلند شد و تبلیغاتشعوبیه علنی تر گردید.در زمان هارون و مامون شدت یافت و در قرن سوم هجریبه منتهای شدت خودرسید.......از روزگار معتصم عباسی به بعد ،ضدیت باعرب کهروح عقاید شعوبیه بود،هواداران بسیار داشت و ترکان نیز در طرفگیری اینمسلک کمتر از ایرانیان نبودند.
    کسانی که معتقد به عقیده شعوبیه بودند،پیش از پیدایش قوه و قدرت نمیتوانستند دشمنی خودرا بااعراب آشکارکنند.آنانی که عرب را حقیر می شمردند،پیش از یافتن قدرت و نیرو نام ونشانی نداشتند و گمنام به سر می بردند،چه اگر اظهار وجودی می کردند ،فورنآنهارا خاموش و سرکوب می کردند.

    پاره ای از عقاید و سخنان شعوبیه

    اصولنهنگامی که دو مسلک مخالف علیه یکدیگر تشکیل می گردد،پیروان هردسته ،علیهدسته دیگر به دلایلی متشبث می گردند و غالبن کار به جایی می رسد کهاستدلال و منطق جای خود را به جنجال و یاوه گویی می دهد. و هنگامی که ازدادن پاسخ و دلایل منطقی عاجز می گردند،تعصب خشک و کلمات زننده و ناپسند،جای حجت و برهان را می گیرد.و گاهی نیز استدلالهای سست و خنده آور ارائهمی گردد و جانشین مطالب صحیح می گردد.که اکنون نیز برخی مواقع شاهد اینگونه استدلال ها ،هر از گاهی هستیم.

    بنده در این جا با ذکر بیطرفی به برخی از آنها اشاره می نمایم:

    شعوبیه می گفتند: دین مبین اسلام،هیچ ملتی رابرملت دیگر ذاتن فضیلت ننهاده ،و مایه فضیلت و کرامت را منحصرن تقوی و پرهیزکاری شمرده است.(ان اکرمکم عندالله اتقیکم)و چون اعراب از هر قوم دیگر از تقوی دورتر و در کفر و نفاق و ایجاددودستگی و شبهه افکنی ،شدیدترند،خداوند در باره آن قوم (اعراب) می فرماید:«اَلاَعراب اَشَدّ کُفراً و نِفاقاً....» و در جای دیگر می فرماید : « قالَتِ الاَعراب آمَنّا ،قل لَم تو منوا ،و لکن قَو لَوا اَسلَمنا وَ لَمّا یَدخُلِ الایمانُ فی قُلُبِکم». یعنی:«در ظاهر اظهار ایمان می کنند،ولی ایمان در دلهای آنان جایگزین نشده».

    همچنین آنان می گفتند: عقابو ثواب دردین اسلام ،روی کردار بد و نیک بنا شده ،نه روی شخص و نژاد ،ممکناست بنده زرخرید حقیر اگر دارای ایمان باشد،نزد خدا بهترین و ارجمندتریندرجات بهشت را احراز کند،و خواجه همان بنده با داشتن مال و ثروت و نسب وخانواده ،در صورت کفر و نفاق در پست ترین نقاط جهنم قرار گیرد.
    تعلیماتاسلام،همه بر اساس عدل و بر ضد خودخاهی عرب بود،و شعوبیه در آغاز امر اینمعنی را بزرگترین حربه خود در مقابل جنس عرب قرار دادند،و در ابتدا باهمین ،برای برقرار کردن مساوات میان طوایف و ملل عالم کوشیدند،و چون بهدلیل کینه توزی و خودخاهی عرب،در پیشرفت مقصود توفیق نیافتند،به تدریج قدمفراتر گذارده،و با تمام مظاهر عرب به مبارزه برخاستند.

    عدم مزیت اعراب

    شعوبیه همچنین می گفتند:هرملتی واجد نوعی عظمت و بزرگی است که بدان مباهات می کند،چنانکه رومیان بهسلطنت سترگ و فزونی شهرها و آبادی کشور و تمدن کهن خود می نازند.هندیها بهحکمت و فلسفه و طب و....مباهی و سرافرازند.چینیها دارای صنعت و فنون نقش ونگار و هنرهای دیگرند.نیز هر قومی را مایه مفاخرتی است،اما اعراب به هیچچیز ممتاز نیستند،صحرایی بی آب و علف و زندگانی ای تلخ و بدوی و خشندارند،در جاهلیت فرزندان خودرا ازبیم فقر و تنگدستی می کشتند،و هموارهمشغول قتل و غارت یکدیگر بودند و به همین روی آرامشی نداشتند.و اگر احیاننبه کسی نیکویی کنند،یا ستمدیده ایی را فریاد رس باشند،دنیارا پر از افتخارمی کنند که به فلان طعام دادیم،یا فلان کس را یاری دادیم.
    همچنین شعوبیه می گفتندکه اعراب را آداب ناپسندی است که عجمان ندارند،از قبیل:الف- عربها خون وگوشت ناپخته و برخی از جانداران را می خورند.ب- خود را به دروغ به میهماننوازی شهرت می دهند،زیرا امثال حطیئه و مزرد و حمید الارقط را،از شاعرانعرب می شناسیم که مهمان و مهمانی را بد شمرده و هجو میهمان کرده اند و دراشعار خود وصف پرخواری و پلید خواری کرده اند.ج – عربها بادست غذا میخورند که درآداب غذا خوردن پسندیده نیست،درصورتی که ماایرانیان،با قاشقغذا می خوریم و دست را به غذا آلوده نمی کنیم.
    ابن قتیبه پاسخهایی به هر سه ادعا داده استکه پاسخش به مورد مهمان نوازی پذیرفتنی است ولی استدلالها و دفاعیاتشدرباره آداب غذا خوردن و گوشت ناپخته ضعیف و ازروی تعصب است.وی در دفاع ازآداب با دست غذا خوردن اعراب گوید: «امااینکه عجمان با وسایل غذا می خورند و آن را جزء مفاخر خویش میشمارند،خودستایی بیموردی است،زیرا بادست غذا خوردن لذت دیگر دارد!! وافزاری که در غذا خوردن عجمان به کار می رود،هم مفسد غذاست و هم از لذت وخوشگواری آن می کاهد»

    مایه افتخار عرب چیست؟
    آیاشعر را مایه برتری خود می دانند،عرب تنها شعر نمی گوید،یونانیان و رومیاندارای شعر موزون و موثر می باشند.آیا خطابه و سخن و بیان افتخار میکنند؟ایرانیان و رومیان و یونانیان خطابه بلیغ و سحرآمیز داشتند،پس مایهافتخار آنها چیست؟

    کرم و وفای عرب
    نیز شعوبیه می گفتند: اعراببه چند چیز می نازند،از جمله آنکه وفا و کرم دارند،دیگر آنکه انساب خود راحفظ می کنند،و سدیگر آنکه آیین پاک اسلام در میان ایشان ظاهر گردیده.
    اماکرم و وفاداری : کردارشان در این مورد کمتر از ادعایشان،به احسانی خرد وناچیز و وفایی اندک ،زیاده از حد خودرا می ستایند و آن را بسیار بزرگ نشانمی دهند.
    اما حفظ انساب:عجب است که اعراب ،نسب خودرامایه افتخار و مباهات می دانند، ...............
    ودین اسلام ،آیین عمومی است و اختصاص به عرب ندارد،و همه مردم از هر ملت وطایفه،از نعمت پیروی این دین بهره مندند،وانگهی دین اسلام خود از دشمنانتعصب جاهلی عرب است.پیامبر اسلام،پیوسته با تعصبات جاهلانه عرب در جنگبود،و تنها مقیاس بزرگواری و شرافت را تقوا و دینداری قرار داده است نهچیز دیگر،بنابراین دین نصیب ما و شما است.(ابن خلدون نیز که خود نژاد ازعرب می برد،به برتری ایرانیان معترف بود)


    برخی از شعوبیانپای را فراتر نهاده و به کفر گویی پرداختند و به همین دلیل ،عده بسیاریاز آنهاکه دیندار واقعی بودند،از اینان جدا گردیدند و بنای دشمنی با اینانگذاردند.البته شعوبیان دیندار هیچ گاه به ضدیت بااسلام لب نگشادند و همهجا اصل این دین را محترم می داشتند.
    و جالب آنکه ابن قتیبه که خودایرانی نژاد بود،دچار تعصب شدید عربی شده و به ایرانیان حمله می کند وهمه مظاهر و کردار عرب را خوش تلقی و از آن دفاع می کند و از برتری عرب برعجم دادسخن می دهد.و عکس این قضیه را نیز در آرا ابن خلدون می توان یافت.

    شعوبیان و تشیع
    با آنکه شعوبیان دارای عقاید مختلف بودند ولی اکثر اینان متدین به دین اسلام و شیعه بودند.زیرافرق شیعه غالبن عرب را بویژه از برای رفتار زشتی که با آل علی (ع) درواقعه کربلا کرد،دشمن می داشتند،به ویژه آنکه بنابر روایت مشهور،آل علی(ع)نژاد از دو سو داشتند:هم از ساسانیان که از سوی مادرشان شهربانو و دختریزدگرد (همسر امام حسین(ع).) و هم از خاندان امامت که ریاست دیانت حقه باآنهاست.
    علت دیگر آن بودکه تعلیمات امام علی(ع) برمبنای عدالت و مساواتو برابری و حقیقت خواهی استوار بود،و این تعلیمات با طبع شعوبیه بیشترسازگار آمد.اما اینکه شیعه مطلقن با نژاد عرب دشمن باشد ،چنین نبود.زیرااولن شیعیان صدر اول،که حتی در راه حق خلافت علی(ع) از جان و هستیخویش گذشتند،نوعن عرب خالص بودند، و اگر دشمنی ای وجود داشت،از نظر دینیو مسلکی ،آن هم با بعض عرب و نسبت به پاره ای از اعمال و افعال آنها بود.
    مقریزی می نویسد: دشمنیبرخی از مردم با عرب ناشی ازاین بود که ایرانیان،نسبت به سایر ملل،ممالکبسیار وسیع و عظمت تاریخی داشتند،زبردست و توانا و خواجه و فرمانروابودند،به طوری که خودرا خواجه و آزاد و سایرین را بنده و زیردست میخواندند.چون دچاربلاشده و دولت آنها بدست اعراب که خوارترین و بدترین مللدر نظر ایرانیان بودند ازبین رفت،برای آنها بسی ناگوار شده بود......

    موحش ترین فرق شیعه که برخی از شعوبیان بدان منتسب بودند،نهضت قرامطه است. قرمطیانفرقه ای از اسماعیلیه یا باطنیان بودند که رهبر آنها حمدان قرمط نامداشت.وی از شاگردان سرسخت و مبارز و شجاع عبدالله بن میمون قداحاهوازی،رهبر توانا و چیره دست اسماعیلیان به شمار می رفت.حمدان کشاورزی ازمردم خونگرم جنوب ایران بود و به حکم ستاره بینی معتقد بود که :مردم ایران،قدرت از عرب پس می گیرند.[تاریخ طبری.ج3]. و همینان بودند که حجرالاسودرا از خانه کعبه کنده و به مدت بیست سال در پایتختشان در بحرین نگهدارینمودند.

    مشاهیر شعرای شعوبیه
    - اسماعیل بن یسار نسائی
    - بشاربن برد طخارستانی
    - ابو نواس حکمی
    - ابوالعتاهیه
    - ابان بن عبدالحمید لاحقی
    - عبدالسلام بن رغبان
    - اسحاق بن حسان خریمی سغدی
    - ابراهیم بن ممشاد اصفهانی
    - ابوالحسن مهیار دیلمی


    مشاهیر مولفان شعوبیه
    - ابو محمد عبدالله بن مقفع
    - ابو عبیده معمر بن مثنی
    - هیثم بن عدی
    - ابو عثمان سعید بن حمید بختگان
    - سهل بن هارون دشت میشانی
    - علان شعوبی


    مخالفان شعوبیه
    - ابن قتیبه دینوری(ایرانی نژاد)
    - عبدالملک اصمعی
    - متنبی (شاعر مشهور)
    - جارالله زمخشری (ایرانی نژاد)


    تاثیرات سیاسی نهضت شعوبیان
    - شورش بابک خرمی
    - شورش مازیار
    - قیام افشین
    - طاهریان
    - صفاریان
    - دیلمیان و زیاریان


    نهضتهای مذهبی ضد حاکمیت عرب
    - بها فریدیه
    - سنبادیه
    - اسحاق ترک
    - راوندیه
    - خرمیه
    - سپیدجامگان(پیروان المقنع)
    - استاد سیس


    وهمچنین نهضت شعوبیه تاثیرات بر ادب پارسی،داستانهای ملی و امثال و حکمپارسی،موسیقی،هنر و صنایع و گزارد ،که پرداختن به هریک از موارد بالا،خود محتاج تفصیل و نوشتاری جداگانه است.ولی آنچه مشهود است نهضت بزرگشعوبیه تاثیرات بزرگ و شگرفی بر اوضاع سیاسی و اجتماعی زمان خود گزارد کهبه ایجاد حکومتهای مستقل ایرانی – چون صفاریان و سامانیان و دیلمیان وزیاریان منجر گشت،که هر یک به نوبه خود احیاگر روح ملی ایرانی گری بودند.
    درپایان این نوشتار که سخن و شرح کوتاهی بود از یک برهه حساس و سرنوشتساز از تاریخ کهنسال میهنم ، سخن خود را با نقل ترجمه اشعار اسماعیل بنیسار ،به پایان می برم،امید است ما ایرانیان راه آینده خود را درست ترسیمکنیم و دشمنان ایران زمین را مانند فریدون به بند کشیم تا برای آیندگانمیهنی سرافراز و مقتدر به ارث دهیم.


    هنگامدفاع سست و زبون نیستم،کسی قادر نیست جایگاه و منزلم را ویران کند،نژاد مننیکو و عظمت قوم من با مفاخر اقوام دیگر قابل مقایسه نیست.زبانی دارم مانند تیغ زهرآگین است و با همین زبان،از عظمت ملت خود که دارای مکارم بسیار است دفاع می کنم ،وپادشاهانی را که همه تاجدار و کشور گشا هستند،با زبان حفظ می کنم.آیا کسیدر عظمت و مفاخرت مانند خسرو و شاپور لشکرکش و هرمزان هست؟ آنها هنگامستیز اگر حمله کنند،چون شیران لشکرند،همان قومی که روم را خوار کردند.همهبا اسلحه و زره های به هم پیوسته مانند شیران درنده و خشمگین راهروند.آنجاست که اگر بپرسی به تو خبر دهند که دارای اصل و نژادی هستیم کهعزت تمام نژادهارا پایمال کرده است. [نقل از پرتو اسلام.ج2.ص.49]

    نویسنده :مرداویز.م
    «برداشت باذکر منبع مجاز است»

    [1] - درفقه شیعی برای جنایت، دیه مقرر است که دیه از نظر بسیاری از علمای شیعه،مال است و از نظر برخی نیز مجازات است. اما فصل که در قبایل عربی جنوبکشورمان رایج است معمولاً جنبۀ شرعی ندارد و با دیه تفاوت بسیاری دارد وریشههای آن را باید در دوران جاهلیت جستجو نمود.
    بایاست دراینجا برایاطلاع دوستان یاداوری نمایم که برخلاف ادعاهای کنونی ،بسیاری از طوایفکنونی عرب خوزستان ،در دوره های زندیه و قاجاریه از نواحی بصره و .... بهخوزستان مهاجرت کرده اند ،حتی قبایل بنی کعب و بنی طرف در دوره قاجاریه بهخوزستان کوچیدند،البته درآن زمانها در مرزها سختگیری های کنونی اعمال نمیشد..( این قبایل هنوز لهجه شان شبیه لهجه قبایل جنوب عراق است و زماندرازی از مهاجرتشان نگذشته تا لهجه شان متحول شود.).برخی از طوایف عربجنوب کشورمان بدین شرح است:

    اجود– بنی اسد – امازه – اوس – کوتی – ادریس – باوی – بچاری – بحرینی –البوروایه – آل بطاط – بعیجات – بغلانی – بنده – بهادل – تفاخ – ثامری –جامع – جبیرات – جرفی – جعافره –جعاوله – جلیزی – جوابر- جنابیان چاسبی – حرادنه –حردانی-حزباوی-حلاف-حمادی-حمودی-حمیدی-حناتشه-حوافظ-حیدری-آل حویزی-آلخاقانی-خرسان-خزاعل-خسرجی-خفاجی-خمیسی-خنافره-خواجات-دیلمی-ذهبیات-دوالم-ربود-بنیربیعه-آل ربیعی محسنی-آلربیعی-رویشد-زبیدات-زرگان-زغیبی-زویدات-زهیریه-ساعد-ساعدی-ساکی-سیلاوی-سبتی-بنیسعید-سلامات-سلیمان-سواری-سودانی-شریفی-صگور-طالقانی-بنیطرف-عامری-عساکره-عطبی-عباده-عبوده السنایره-بنی عبس-عرب مارد-عربجراحی-عچرش-بنوالعلم-عموری-عوابدی-عیدانی-البو غبیش-البوغضبان-عبدالخانی-عنافچه-بیت غانم-البوفرحان-فاضلی-فرطوسی-فزاره-فهود-فیصلی-الگطارنه-قنواتی-الگوام-البو چاسب-آلکثیر-کرمی-کعبی-کعب منان-کعب الحاجی-کعب فرج الله-کعب کرمالله-چنانه-کنعانی-بنی لام-محیسن-مزرعه-مطوری-البو محمود-بنی مره-البومسلم- مشعشعیان-مطرقی-معاویه-البومعبر-معرفی-منتفج-منیعات-مجدم-میاحی-نبهانی-آلنصار-نیسی-نواصری-ویسی-هلالات.

    ــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــ
    منابع:
    - ممتحن حسینعلی،نهضت شعوبیه جنبش ملی ایرانیان در برابر خلافت اموی و عباسی
    - پرتو اسلام،احمد امین،برگردان عباس خلیلی
    - مروج الذهب،مسعودی
    - زرین کوب ،دو قرن سکوت
    - تاریخ تمدن اسلام،جرجی زیدان.برگردان ع.جواهر کلام
    - تاریخ تمدن اسلام و عرب ،گوستاولبون،برگردان،فخر گیلانی
    - تاریخ طبری.
    - تاریخ طبرستان،ابن اسفندیار،تصحیح ع.اقبال
    - تاریخ ملل و دول اسلامی،بروکلمان،برگردان ه.جزایری.علمی.فرهنگی
    - کامل ابن اثیر
    - تاریخ سیاسی اسلام،حسن ابراهیم حسن،برگردان ابوالقاسم پاینده.
    - کافی ،کلینی


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۰۶ تیر ۹۰, ۲۰:۲۶
  2. تاثير شعور هاي مختلف بر بلور آب ( شهادت آب )
    توسط موفقيت در انجمن دانلود-Download
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۲۶ اردیبهشت ۸۸, ۲۱:۰۷
  3. مالیات و عوارض در زمان ساسانیان
    توسط kingsaeid در انجمن تاریخ ایران باستان
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه ۲۸ دی ۸۷, ۱۶:۴۱
  4. گالری عوارض عجیب و غریب مریخ
    توسط GHOLNAZ در انجمن كيهان شناسي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۲۸ آذر ۸۷, ۰۱:۳۵
  5. عوامل موثر بر تمايل ترک شغل کارکنان
    توسط SAREH در انجمن مدیریت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۰۸ آذر ۸۷, ۱۱:۰۶

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •