5 دلیل معاون سابق سینمایی برای حمایت از میرحسین

[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


قلم
- «سیفالله داد» معاون اسبق سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد با اعلام حمایتاز مهندس موسوی گفت: نامزدی مهندس موسوی و انتخاب او میتواند سبب یکرنسانس باشد؛ رنسانسی مبتنی بر مطالعه گذشته برای احیای ارزشهایآیندهساز.
[JUSTIFY]اولین معاون سینمایی وزارت ارشاد دولتاصلاحات با اشاره به این که توجه به نقش جدی مهندس موسوی در آغاز حرکتسینمای ایران بعد از انقلاب در هواداری سینماگران و هنرمندان از اوبیتأثیر نیست به [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]توضیح داد: یادمان بیاید که سینمای ایران نه تنها احیای خود را مدیون دولتدهه پرتلاطم، در حال جنگ، در حال تحریم، کمدرآمد و لبالب از کارشکنیهایدشمنان خارجی و داخلی است، بلکه حیات مجدد آن بلافاصله با فتح قلل بزرگیدر سطح جهانی همراه شد. سینمای ایران با حمایت و تدابیر مدیریتی دولتمهندس موسوی با آهنگ سریعی هنرمندان بزرگی را به جهان معرفی کرد،جایگاههای ارزشمندی را علیرغم کارشکنی دشمنان که هیچ موفقیتی را از طرفایرانیان بر نمیتابیدند، کسب کرد. اگر امروز سینمای ایران در جهاناحترامی دارد، پایههای آن از نظر مدیریتی به دولت مهندس موسوی بر میگرددو طبیعی است هنرمندان و سینماگران همیشه دنبال فرصتی بوده باشند که نشاندهند قدردان این توجه در آن شرایط سخت بودهاند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]اواظهار کرد: نکته فقط اینجا نیست؛ سینماگران عموماً از جنس آن دسته از مردمهستند که در لحظات حساس و سرنوشتساز بخصوص در انتخابات فقط به خود ومنافع خود نگاه نمیکنند. بلکه اگر ضروری تشخیص بدهند، نقش سازندهتری بهعهده میگیرند. در تحلیلهای خود مصالح ملی را بر منافع صنفی ارجح فرضمیکنند. به ارزشهای انقلاب که متعلق به همه مردم است، به عنوان راهنمافکر میکنند و ارزش شغل و حرفه خود را در ذیل آن ارزشهای ملی تعریفمیکنند، نه همتراز آن.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]این کارگردان سینمابا یادآوری این که "سینماگران هم مثل اقشار دیگر همچون معلمان، پزشکان،مهندسان، کارگران و پرستاران به نقش ملی خود بیشتر اولویت میدهند تامنافع صنفی" افزود: منفعت صنفی میگوید ببین کدام نامزد بیشتر به صنف توامتیاز میدهد؟! اما مصالح ملی میگوید ببین کدام نامزد در ساختن ایرانیآزادتر، سربلندتر، به خود متکیتر و تواناتر است. طرفداران منافع صنفی مثلهنرپیشه تازهکاری هستند که کارگردانی را میپسندند که بیشتر تصویر او رانشان بدهد؛ اما هواخواهان مصالح ملی هنرپیشه کهنهکاری را میمانند کهکارگردانی را دوست دارد که هر کس را در لحظه مناسب نشان دهد تا داستان بهدل بیننده بنشیند. منافع صنفی به کلوزآپ صنف خود میاندیشد؛ مصالح ملی بهلانگشات شکوهمند ایران اهمیت میدهد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]خالقفیلم «بازمانده» با بیان این که "در شرایط حساس و خاص انتخابات کنونی کهملت ایران باید رئیسجمهور خود را که مهمترین شخصیت پس از مقام رهبری درجمهوری اسلامی است انتخاب کند، بدیهی است که لحاظ مصالح ملی را باید دراولویت نهاد و منافع صنفی در مرتبه بعد باید دیده شود" تاکید کرد: یادمانباشد که رئیس جمهور سرنوشت کل کشور را نه تنها در چهار سال آینده دراختیار میگیرد، بلکه میتواند میراثهای سازنده یا مخربی برای سالهایبعد از آن هم به جا بگذارد. برای همین باید از گزینههای موجود بهترین ومناسبترین گزینه را یافت و برای پیروزی او تلاش کرد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]سیفاللهداد تصریح کرد: ضمن احترام به همه نامزدهای موجود، دلایل متعددی برایارجحیت مهندس موسوی دارم که بعضی از آن دلایل از این قرار است؛ اولآن که معتقدم ناخدائی که سکان کشتی را در دریای متلاطم و طوفانی و درشبهای سیاه و امواج هائل و در زیر حمله دشمنان از چپ و راست هدایت میکندو به سلامت به ساحل میرساند و نمره خوبی از بزرگانی همچون امام راحلمیگیرد، در دریای آرامتر به مراتب موفقتر خواهد بود و از برکت آن تجاربگرانبها، آینده بهتری را میتوان به یاری خدا انتظار داشت. گرسنه نماندنمردم در دوران قحطی و تحریم و جنگ کجا، و وارد کردن میلیاردها دلار میوهاز خارج کجا؟ پا گرفتن و رونق کشاورزی با مدیریت جهاد سازندگی و وزارتکشاورزی در آن دوران کجا، و وارد کردن میلیونها تن شکر و تعطیلیکارخانجات قند و شکر کجا؟ تأمین بودجه دفاع در برابر دشمن بعثی با نفتبشکهای هفت هشت دلار کجا، و کسر بودجههای پی در پی با نفت بشکهای 40 تا140 دلار کجا؟ و اگر بخواهم از سینما هم بگویم تأمین بودجه برای سینمایایران با همه آن گرفتاریها کجا؟![/JUSTIFY]
[JUSTIFY]او ادامهداد: به هر حال مدیریت مهندس موسوی مثل مدیریت حضرت یوسف(ع) است که دورانقحطی را به خوبی مدیریت کرد و بدیهی است او بهتر از هر کسی میتواند دورانوفور را به صورت زیربنائی هدایت کند. او یک مدیر زمستاندیده است. مثل کسینیست که در بهار وفور "جیکجیک مستانه" سر دهد، و از یاد زمستان غفلت کند.از طرف دیگر مهندس هندوانه قاچ نشده نیست که مردم مثل بسته شانس به آننگاه کنند و بگویند شاید او همان مدیری از کار در بیاید که دوست دارند. اوسابقه روشن و طولانی مدت دارد و انتخاب او انتخاب بر اساس وعده و حرفنیست. انتخاب بر اساس شناخت دوران صدارت اوست. دورهای که نخستوزیر همهکاره اجرائی کشور بود و در برابر مجلس و امام و رئیس جمهور پاسخگو. او درآن دوران آدمیان مستأصل را عادت نداد که نامه به دست به دنبال ماشین اوبدوند؛ و لذا بهتر میتواند در دوران وفور کرامت آنان را پاس بدارد وعادات و سننی را تأسیس کند و در فرهنگ ایرانیان تحکیم کند که با مکارماخلاقی مورد نظر پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) همخوانی داشته باشد. آیا اینهمه فضیلت اخلاقی و سیاسی و اقتصادی و دینی که در مهندس به منصه ظهور رسیدکم چیزی است که از کنار آن بتوان به سادگی گذشت؟ حتی مخالفان سیاسی موسویهم نمی توانند از کنار این فضائل به سادگی بگذرند. از این نظر انتخابمهندس با رأی قاطع ملت ایران تنها یک انتخاب سیاسی نیست. یک انتخاب اخلاقیهم هست.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]"مهندس عین خود جنس است!" این دومیندلیل معاون سابق سینمایی وزارت ارشاد بود که به تحلیلش پرداخت؛ موسوی مثلشهید رجائی علاوه بر اجرای وظیفه اداره کشور در شرایط بحرانی و سخت، وظیفهدیگری نیز به عهده داشت که بسی سختتر بود و آن پایهگذاری مدیریت "دینمدار- مردم مدار - نخبه مدار" است. او و شهید رجائی عملاً وظیفه داشتند باالگو گرفتن از رهنمودهای امام راحل بخشی از وظیفه تغییر فرهنگ مدیریتشاهنشاهی به مدیریت مورد نظر پیامبر عظیم الشان و ائمه هدی را به انجامبرسانند. مدیریت شاهنشاهی بر اساس سه محور بیتوجهی به دین، رعیت دیدنمردم، و بیتوجهی به رأی نخبگان و کارشناسان در طول تاریخ شکل گرفته بود ودر دوره پهلوی اول و دوم قوام ویژهای یافته بود. گویی مملکت یک روستایبزرگ بود که شاه به عنوان خان و مالک یک تنه حق خود میدید که هر طرحی درآن پیاده کند، هر درختی را قطع کند و هر محصولی بکارد و با رعیت هر رفتاریبکند و رأی کارشناسان سازمان برنامه وقت را به هیچ بگیرد و خود یک تنه همهیأت دولت باشد و هم مجلس و هم هر چیز دیگر.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]سیفاللهداد خاطرنشان کرد: از این نظر خوب است به خاطرات دولتمردان آن زمان و حتینوشتههای سرشار از خودشیفتگی بیمارگونه شاه که بدجور به صرافت افتاده بودمأموریت تاریخی برای وطن خود دارد و الهاماتی به او میشود که کارشناساندرک نمیکنند، رجوع کرد تا فهمید که در دهه اول جمهوری اسلامی شهید رجائیو مهندس موسوی با هدایت امام راحل و مقام رهبری که رئیس جمهور دوران صدارتمهندس بود، چه رسالت سنگینی در معکوس کردن این سه ضلع مدیریت شاهنشاهی برعهده داشتند؛ یعنی تبدیل بیتوجهی به نخبگان (با تحقیر نظرات کارشناسانسازمان برنامه) به اهمیت دادن جدی به نظرات کارشناسان در تدوین برنامههایسالانه و کمک به شکل گرفتن نسل جدیدی از کارشناسان و نخبگان دلسوز که هنوزکشور از برکات وجود آنها بهرهمند است. یا این که نشان بدهند که زمامداریدر جامعه دینی آن نیست که زمامدار فقط خود سادهزیست باشد اما از ریخت وپاشی که دولت بر اثر عدم توجه به رأی نخبگان میتواند به پا کند، غافلباشند. درک درد محرومان که در یادداشت زیبای عطاءالله مهاجرانی با عنوان"این چنین میناگریها کار توست" به نمونهای از آن اشاره شده، جزوخصلتهای جدانشدنی مهندس و سلف صالحش شهید رجائی بود. همچنین توجه به دینبه عنوان یک روح جمعی توجه به ارزشهای بنیادین که کرامت انسانی و عزتدنیائی مردم حداقل حاصل آن باشد. منظورم این است که شهید رجائی و مهندسموسوی در زمینه به پا کردن چنین فرهنگی خود پیشتاز و اهل عمل بودند و اصلجنس بودند. آنها رهروی بودند که میتوان بنیانگزارشان دانست؛ نه آن کهامروز بخواهند با تمسک به کسی دیگر برای خود شأن و منزلتی دست و پا کنند.به هر حال ما جنس اصل را بر نسخه کپی ترجیح میدهیم.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]او گفت: دلیل سوماین است که مهندس به سرمایههای اقتصادی اهمیت میدهد اما قدر سرمایههایانسانی و مدیریتی را بیشتر میداند. برای همین از دل دولت مهندس موسویمدیران موفقی بیرون آمدند که در سالهای بعد وزیر شدند، وکیل شدند، نامزدریاست جمهوری شدند، رئیس جمهور شدند، عضو شوراهای عالی شدند و...امافیالمثل در دولت فعلی نیمی از کسانی که به وزارت دعوت شدند، از طرف خودرئیس جمهور محترم (لابد به دلیل عدم کفایت) از کار برکنار شدند. حتی کسیکه مدرک علمی واقعی نداشت اما خود را دارای دکترا وانمود میکرد، چند ماهیتوانست بر صندلی مهم وزارت کشور تکیه بزند و تا مجلس مجبور نشد او را باسلاح استیضاح برکنار کند، نه خود کناره گرفت و نه برکنار شد! در جایی کهمهندس موسوی سرمایه بزرگی به نام مدیران آینده را برای سالهای آتی کشورفراهم دید، در حال حاضر امیدی نیست که چهرههای ماندگاری از دولت کنونی بهآینده کشور تقدیم شوند. این یعنی یکی از بحرانهای خطرناکی که در آینده باآن مواجه خواهیم شد، بحران قحط الرجال واقعی است. یادمان باشد که « نه هرکه کله کج نهاد و تند نشست... کلاه داری و آئین سروری داند...». انتخابموسوی، به این بحران خاتمه خواهد داد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]معاون سینمایی وزارت ارشاد دولت سیدمحمد خاتمی با اشاره به دلیل چهارمخود برای انتخاب مهندس موسوی توضیح داد: از نظر من در بین چهار نامزدموجود فقط میرحسین موسوی است که خاستگاه و ریشه و تعلق فرهنگی دارد. تجربههم در ایران کنونی خودمان و هم در سایر کشورها نشان داده که وقتی استخوانخردکردههای فرهنگ به دنیای سیاست کشانده میشوند، صادقانهتر عملمیکنند. خود مهندس و شهید رجائی و خاتمی سه نمونه بارز این ادعا هستند.این دسته از رجال فرهنگی با آسیبهای گوناگون مکاتب سیاسی بیشتر آشناهستند و زودتر نحوه پیوند زدن بین اخلاق با سیاست و حاکم کردن اخلاق برقدرت را پیدا میکنند. وقتی از فرهنگ و فرهنگسازی صحبت میکنیم، منظورکلیت فرهنگ است. فرهنگ به عنوان روح جامعه، به عنوان منش و شخصیت جامعه.یعنی آن چیزی که در خانواده، خیابان، اداره، کارخانه، در خلوت شخص و درجلوت او می توان دید. مثلاً ریاکاری و یکرنگی، دروغگوئی و راستگوئی،وجدان کاری یا خودخواهی وقتی در سطح جامعه رواج پیدا کنند، فرهنگ و روح وشخصیت آن جامعه را تعریف میکنند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]به گفتهاین کارگردان و کارشناس سینما، رجال فرهنگی، فرهنگسازی برای پیشرفت جامعهبر اساس الگوهای بومی را جدیتر میگیرند؛ «شما از دهان این اشخاص کمترمیشنوید که برای پیشرفت اقتصادی و صنعتی و کشاورزی جامعه از الگوهای چینیو ژاپنی و کرهای و آمریکائی و... سخن بگویند و البته کمتر هم میشنوید کهتجارب آن کشورها را کمبها فرض کنند. این قبیل اشخاص از آفت بزرگ دنیایسیاست که ماکیاولیسم است آگاهترند و معمولاً از پیوند خوردن سیاست باقدرتستایی که جوهره ماکیاولیسم و کلاً سیاست بیاخلاق است، واهمه بیشتریدارند و به ارزشهای اخلاقیات بهای بیشتری میدهند. (کنارهگیری خاتمی پساز حضور مهندس موسوی نمونه آخری است که در کشور خودمان اتفاق افتاد و ازاین نظر مایه مباهات هر ایرانی میتواند باشد که در کشوری زندگی میکند باچنین رخدادهای ضد ماکیاولیستی). اما کسانی که از عرصههای غیرفرهنگی واردمیشوند، نه این که بگوییم هیچ، اما کمتر از دسته اول اهل تقدم دادن بهاخلاق بر قدرت هستند و چالشهای قدرت زودتر آنها را به دام رفتارهایتوجیهگرانه میکشاند. آنها هم فرهنگ میسازند، اما فرهنگ دولتساخته وتوجیهگرانه را بر فرهنگ دولتساز ترجیح میدهند. خیلی زود به این فکرمیافتند که با طراحی رویدادهای فرهنگی، مردم را به رفتارهایی عادت دهندکه ستایش قدرتمندان و خود دولت عین امنیت ملی فرض شود. مهندس موسوی وقتینخست وزیر بود، عملاً نشان داد که اهل کوچک کردن فرهنگ دولتی و غنی کردنفرهنگ غیردولتی است. یعنی فرهنگی را ترویج میکند که آدمها خودشان باشند،بدون نقاب و ظاهرسازی، تا بتوانند آزادانه به کمال روحی واقعی خود اهمیتبدهند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]سیفالله داد در تحلیل دلیل پنجمو آخرش برای حمایت از میرحسین موسوی با ذکر این که مردم ایران علیرغمجایگاه رفیعی که موسوی در تحقق بسیاری از موفقیتها داشت، هرگز فرصت پیدانکردند که به نحوی نشان دهند قدر خدمات او را میدانند و ارج میگذارندتاکید کرد: نه شهید شد که از او به عنوان شهید قدردانی شود، و نه پایاندوران زمامداری او در دولت که با دوره ملتهب رحلت امام(ره) و اصلاح قانوناساسی و حذف پست نخستوزیری از قانون اساسی و انتخاب رهبر جدید نظاماسلامی و برگزاری سریع انتخابات ریاست جمهوری جدید، و عدم نامزدی خود اوبرای تصدی ریاست جمهوری، و... مقارن شد، این فرصت را در اختیار مردم قرارداد که به نحوی از انحاء نشان دهند که قدر او را میدانند. 20 سال سکوت وکناره ماندن او نیز مزید بر علت شد تا او که از چهرههای خبرساز دوران خودبود، رفته رفته فراموش شود. دیگران به حق مزد خدمات خود را در زمان خودگرفتند. رئیس جمهور وقت به واسطه خدمات و لیاقتهای خود به رهبری نظامبرگزیده شد، رئیس جمهور پس از او سردار سازندگی لقب گرفت، شهردار تهرانمدتی امیرکبیر ایران نام گرفت، وزیر موفق فرهنگ دولت مهندس بعداٌ توسطمردم، رهبر حماسه دوم خرداد شد و رهبر اصلاحات خوانده شد... اما فرصتیفراهم نشد که مردم ایران نمرهای به دوران زعامت و صدارت اجرائی مهندسموسوی بدهند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]او متذکر شد: حال که مهندساحساس ضرورت کرده تا به عرصه سیاسی بازگردد، دادن رأی قاطع به او نه تنهادادن حق به حقدار و نشاندن این چهره شایسته بر کرسی بر حق اوست، بلکهابراز نوعی قدرشناسی از اوست. اعلام نمره ورقه خدمات اوست گرچه به صورتدیر هنگام. نوعی فرصت برای ملت قدرشناس ایران است که در این 30 سالهیچگاه و هیچکدام از شخصیتهایی را که صادق و خدمتگزار یافته بدون دادننمره و اظهارنظر ملی رها نکرده است. اینها پنج دلیل از بین دلایلی است کهمرا به رأی دادن به مهندس موسوی مصمم کرده و این کار را وظیفه دینی، ملی،روشنفکری، و هنری خود میدانم.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]کارگردانسینمای ایران همچنین با اشاره به این که اگر امروز امیرکبیر بعد از 100 وچند سال به صحنه جامعه برگردد جوانان به سرعت قابلیتهای او را کشفمیکنند و به او رأی میدهند گفت: اگر مدرس بعد از 70 سال که از شهادتشمیگذرد، نامزد نمایندگی مجلس شود نسل جوان ارزشهای او را شناسائی میکندو به صورت میلیونی به او رای خواهد داد. همینطور مصدق و همینطور هرخدمتگزار دیگر را ارج خواهند گذاشت. البته نامزدی مهندس موسوی یک حسن بزرگملی دارد و آن این است که نسل جوان و بخصوص دانشجویان ما که به کشف حقیقتخیلی اهمیت میدهند، انگیزه پیدا میکنند که دهه اول انقلاب را مطالعه ومرور کنند. دههای که در تاریخ یکصد ساله ایران از هر نظر دهه بینظیریاست. هیچ دههای در این 100 سال را نمیتوانیم پیدا کنیم که به اندازه کل90 سال دیگر دارای این همه ماجرا و حادثه تعیین کننده باشد؛ از درگیر شدنملت در یک انقلاب تا تغییر یک نظام حکومتی دیرپای سیاسی تا تأسیس یک نظامبینظیر در جهان، و از آن طرف از درگیر شدن در جنگی ناخواسته که طرف مقابلتحت حمایت اکثر کشورهای دیگر و بخصوص قدرتمندان بود تا حضور میلیونهاجوان در این جنگ و شهادت و جانفشانیهای آنها و خانوادههای آنها، وهمزمان درگیر شدن با تحرکات ضدانقلابی و براندازانه مسلحانه در مرکزو پنج گوشه کشور، و تخریب زیربناهای اقتصادی و صنعتی و همزمان تلاش دولتبرای ساختن آنها، و همزمان تصویب و تأسیس بسیاری قانون ها و نهادهایقانونی و تمرین مردمسالاری آن هم از نوع ناشناخته دینی آن، و... از برکاتنامزدی مهندس موسوی قطعاً یکی این است که جوانان حقیقتجوی ایرانی بهمطالعه این دهه و حمیت و جرأت و تدبیر ملت ایران و رهبران آن روی خواهندآورد و انقلاب را از این منظر بازشناسی خواهند کرد. این یک دوره فشردهمطالعه تاریخ معاصر ظرف 20 تا 30 روز است که سبب میشود از ناآشناییها بااین گذشته پرافتخار کاسته شود و ارزشهای اصیل انقلاب که در قانون اساسیمتجلی شده است، مورد توجه مجدد قرار بگیرد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]سیفاللهداد تاکید کرد: نامزدی مهندس موسوی و انتخاب او با ایجاد همین علامت سؤالمیتواند سبب یک رنسانس باشد؛ رنسانسی مبتنی بر مطالعه گذشته برای احیایارزشهای آیندهساز. این بهترین بهانه است برای این که همگان متوجه شوندمهندس موسوی پدر دولت مدرن در تاریخ ایران است. اگر دو نفر باشند که ادعاشود میتوانند الگوی بومی پیشرفت ایران را پیاده کنند، قطعاً مهندس نفراول خواهد بود. بیجهت نیست که با آمدن موسوی به عرصه انتخابات، شخصیتاستخواندار و بسیار محبوب و خدمتگزاری مانند آقای خاتمی کناره میگیرد.این حرکت خاتمی اگر چه عظمت روحی و اخلاقی خاتمی را به خوبی نشان داد، امابیتردید بر بیبدیلبودن شخصیت موسوی بیشتر تأکید دارد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]قلم[/JUSTIFY]