وقتي نيروي زندگي هدر ميرود
يكروح و روان خوب تنظيم شده به حفظ و نگهداري انرژي حياتي و ضروري اي كمك ميكند كه در احساسات و عواطف منفي به هدر رفته است. هيچ كس، هرگز ماشيني راتمام مدت شب تا صبح داخل پاركينگ روشن نمي گذارد، ولي ما اجازه مي دهيم كهذهن مان اكثر اوقات فعال باشد و كار كند. تعجبي ندارد كه ما اغلب احساسخستگي، نااميدي، سرخوردگي و دلسردي مي كنيم!
اين كمبود نيروي حيات،سرزندگي و نشاط ، حتي ممكن است به بيماري منتهي شود. پزشكان عمومي و مسايلخانوادگي، گزارش مي كنند كه بين هفتاد و هشتاد درصد از بيمارانشان به علتمشكلات پديد آمده مربوط به فيزيولوژي ، يعني احساسات ضعيف و خفيف ناشي از« بيما... ري» به آنها مراجعه مي كنند.
بودا براي اين يك واژه صريح دارد “dukku” آنان كه به اين معنا است: « در رفته».
وقتينيروي حيات و سرزندگي به هدر رفته باشد، ما اصلاً قادر نيستيم خوب عملكنيم، مثل زماني كه آرنجي در رفته و از جاي طبيعي اش خارج شده است. وقتيما بفهميم كه چگونه هر گونه اغتشاش، آشوب و نا آرامي را برطرف كنيم، قدرتفرارواني بر وجودمان مستولي مي گردد كه مي توان از مزاياي بيشمار و همهجانبه آن استفاده بهينه اي به عمل آورد.
نمي توانم زماني را مجسم كنمكه اين حالت ضروري و حياتي نبوده باشد. تك تك ما چيزهاي زيادي براي ارايهداريم ـ خيلي بيش از آن چه مي توانيم متوجه شويم ـ و اين به شدت مورد نيازو ضروري محسوب مي شود. آيا مي توانيم موجب به هدر رفتن و اتلاف آن شويم؟