آشنایی غریب من سلام :

زیبای من ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل
و ای تنها بهانۀ آوردن هر بهانه امروز
بدجوری دلم هواتو کرده بود هوای آن
نگاه عاشقانه ات یا آن زمزمه های
معصومانه ات هیچ بهانه ای نبود برای نوشتن جز دلتنگی
به نام او که آنقدر آه کشیدم تا تو را برایم فرستاد

آشنایی غریب من سلام :

زیبایمن ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل و ای تنها بهانۀ آوردن هر بهانه امروزبدجوری دلم هواتو کرده بود هوای آن نگاه عاشقانه ات یا آن زمزمه هایمعصومانه ات هیچ بهانه ای نبود برای نوشتن جز دلتنگی ، بیاد دیروزعاشقیمان می نویسم دیروزی که مرا بیش از غرورت دوست میداشتی اما امروز کهراه دشوارتر شده غرورت را بر من ترجیح میدهی نازنینم من مدتهاست که بیدلیل دوستت دارم اما نه مثل لیلی نه مثل شیرین بلکه مثل خودم به جرأت میگویم "خیلی بیشتر از دوست داشتن تو دوستت میدارم " نازنینم مدتهاست کهرفته ای ولی هنوز هم باور نکرده ام که دیگر نازنین من نیستی هنوز هم باورنکرده ام دوری ضریح نگاهت را هنوز باور نکرده ام با رفتنت تمام رویاهایعاشقانه ام را درو کردی نازنینم دلم تنگست برای خودت ، جادوی صدایت ،سرزنشت و هر چه جز سفرت نازنینم دلم می خواست یه جوری زندگی کنیم که آدمابهش میگن عجیب ، فقط به تو سلام بدم ، فقط با تو حرف بزنم ، فقط واسه تودعا کنم ، فقط تو چیز یادم بدی ، دستم فقط توی دست تو باشه ، فقط تو صدامکنی ، بجاش تو هم فقط مال من باشی ، ولی افسوس .......... کسی که هر روزبیشتر از دیروز دوستت دارد .