فکر نمیکنم هیچ آدم طبیعی و نرمالی باشه توی این دنیا که تا به حال حس اضطراب رو تجربه نکرده باشه!

این اضطراب میتونه ترس از امتحان ریاضی فردا باشه یا ترس از تنهایی یا ترس از تزریق آمپــــــول!!

اضطرابتوی سطح متوسط نه تنها مضر نیست بلکه کلی هم فایده داره.چون نگرانی در سطحنرمال باعث میشه برای تلاش بیشتر انگیزه پیدا کنیم و از لاک بیخیالی و بیتفاوتی خارج بشیمو نگیم:بیخیال امتحان فردا ،هرچه باداباد!

اختلالهای اضطرابی انواع مختلفی دارن و زمانی اتفاق میفتن که سطح اضطراب باموقعیت ایجاد شده تناسبی نداشته باشه و فعالیت های روزانه مارو دچاراختلال و مشکل کنه.

هر چند که این اختلال کاملا قابل درمانه ...

امااز اونجایی که ما ایرانیها خودمونو توی همه زمینه ها و مهارت ها متخصصمیدونیم معمولا دست به خود درمانی میزنیمو حاضریم مشکلمونو برای خانومهمسایه و آرایشگر محله و بقالی سرکوچه تعریف کنیمو از تجربیات گهربارشوناستفاده کنیم اما زبونم لال!! به ذهنمونم خطور نکنه که یه کمک حرفه ایبگیریمو بریم پیش اونی که واقعا میتونه مشکل مارو بفهمه و حل کنه.

اگرمیه زمانی یکی پیدا بشه که بهمون پیشنهاد بده بریم پیش مشاور،بدون تلف کردنوقت بپریم وسط حرفشو با چشمای گرد شده از تعجب و عصبانیت سرش فریاد بزنیمکه:

مگه من دیوونـــــم؟؟؟خداروشکر هنوز روانی نشدم که برم پیش روانشناس!!

(کی این فرهنگ کار رو به کاردان سپردن و کمک گرفتن از متخصص توی جامعه تحصیلکرده و روشنفکر ما جا میفته خدا میدونه)

و حالا برای اینکه اطلاعاتمون در مورد این مشکل که خیلیم دست و پاگیره بیشتر بشه توجه شما رو جلب میکنم به ادامه برنامه:

...

(ازهمه عزیزان میخوام که توی بحث حتما شرکت کنن.از تجربیات خودشون بگن،سوالبپرسن،اگه توضیحات تکمیلی دارن اضافه کنن و...از اونجایی که میخوام ادامهبحث رو به صورت علمی داشته باشیم حتی الامکان سعیم اینه که از دخل و تصرفدر جمله ها خودداری کنم و بعد از تموم شدن توضیحات در مورد اضطراب راه حلهای عملی درمان رو براتون میگم که کاملا قابل اجراست و با راه حلای صرفاتئوری که تا حالا شنیدین فرق داره.پس با ما همراه باشیــــــد)


منبع : تبيان