بنام خدا

پادشاهی شیرازيها در آفريقا ...

[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
درفوريه 2001 برابر با بهمن ماه 1379 هجري خورشیدی همایشي با عنوان "نخستينکنفرانس بررسي نقش شيرازيها در دولت و تمدن شرق افريقا" در نايروبي پايتختكشور آفريقايي كنيا برگزار شد. اين همایش به همت رايزني فرهنگي جمهورياسلامي ايران در كنيا وبا همكاري موزه ملي كنيا برپا شده بود. در مدتدوروز برپايي سمينار كه در محل هتل پانافريك صورت گرفت سخنراناني ازايران ، كنيا و تانزانيا به ارائه مقالاتي در خصوص موضوع گردهماييپرداختند.همچنین نمايشگاهي از آثار تاريخي ايران و نيز تمدن شيرازي شرقافريقا ايجاد شده بود و فيلمهايي نيز در اين زمينه نمايش داده شد.


ارتباط ایرانیان با آفریقا از روزگار هخامنشیان آغاز شد. فتح مصر بوسیله کمبوجیه نقطه عطفی بر این روابط بود. با حکومت 200ساله ایرانیان باستان بر مصر، لیبی، تونس و حبشه (اتیوپی) نخستین گام برتوسعه روابط فرهنگی و بین تمدنی میان ایران و ملل آفریقایی برداشته شد.
کشفیات باستانشناسی ازجمله سفالهای ساسانی در این کشورها، ادامه ارتباط ایرانیان و آفریقا را نشان میدهد.

اما سرآغازدولت و تمدن شيرازيدر شرق آفريقا به هزار سال پيش برميگردد. در اواخر قرن چهارم هجري (10میلادی) درپي تحولاتي كه مربوط به نواحي جنوبي ايران بوده است تعداد قابلتوجهي از بازرگانان و دريانوردان ایرانی نخست از بندر سیراف (طاهری) و سپس از جزایر کیش و هرمز به سواحل شرقي افريقا کوچ نمودند.
اين مهاجرت به فرماندهي شخصي به نام علي پسر حسين شيرازي (يا علي پسر حسن) صورت گرفته كه احتمال دارد از خاندان بويه (شاخه فارس) باشد. او با استقرار در كيلوا (درساحل تانزانياي كنوني) و تصرف سواحل وجزاير اطراف آن (زنگبار یا زنج) در حد فاصل موگاديشو (مقدیشو) در سومالي كنوني تا سغاله(سوفالا) در موزامبيك كه سراسر سواحل كشورهاي كنيا، سومالی، موزامبیک،کومور و تانزانيا رادربرميگيرد و تاسيس مراكز حكومتي در لامو، ماليندي وچند جاي ديگر، پادشاهی شيرازيها را پایهگذاری كرد.

اين دولت حدود پانصد سالپایدار بود؛ و کمکم با کاهش قدرت این پادشاهی و قدرت گرفتن حکومتهایفاطمی، ایوبی، مملوکها و عثمانی در مصر و شمال آفریقا دولت شیرازیهاتضعیف شد. سرانجام در اواخر قرن نهم هجري درپي هجوم پرتغاليها در زمان ابراهيم، آخرين فرمانرواي شيرازي به عمر آن خاتمه داده شد . دولت شيرازي شرق افريقا نقش مهمي در توسعه مناسبات تمدني آن سامان داشته و نيز پدیدآورنده فرهنگ و قوميت سواحيلي شده است.

فرهنگ سواحليكه امروزه در شرق آفريقا وجود دارد و متشكل از عناصر گوناگون است، در گام اول حاصل امتزاج تمدن ايراني وآفريقايي بوده است. بنابراین هم از نظر نژادي و هم از نظر زبان وآداب و رسوم ميتوان عناصر ايراني قابل توجهي در آن سراغ گرفت.
بهگونهای که واژههای پارسی بسیاری در زبان سواحیلیکنونی وجود دارد؛ که در ارتباط با موضوعهای اقتصادی، بازرگانی، اداری،معماری، نام، القاب و ... میباشد و باوجود گذشت صدها سال هنوز هم از آنهابهره برده میشود. برخی اصطلاحات سلسله مراتبی در قبایل آفریقایی تانزانیامانند شاه (sheha) و وزیر (waziri) که هنوزه هم رواج دارد، یادگاری ازپادشاهی شیرازیها میباشد.
دستورزبان پارسی نیز بر سواحیلی اثرات بسیار زیاد و غیرقابل انکاری داشته است،ازجمله در حروف صدادار و بیصدا، و تاکیدات خاص صداها. همچنین ادبیات واشعار سواحیلی از شاعران بزرگی مانند حافظ و خیام تاثیر پذیرفته است.

رواجتقویم ایرانی (هجری شمسی)، گسترش دین اسلام، پدیدآمدن سیستم حکومتیدولتشهر، برخی آداب و رسوم و جشنهای ایرانی همانند عید نوروز در شرقآفریقا از دیگر اثرهای نفوذ تمدن و فرهنگ بزرگ ایرانیها در آن جایگاهمیباشد.
همچنین وجود دستنوشتههای فارسی و آثار معماري بجاي ماندهاز تمدن و دولت شيرازي در جزيره زنگبار وديگر نواحي قابل توجه است. بعلاوهدر حدود هفتاد كيلومتري جنوب بندر ممباسا در کشور کنیا ، شهر کوچکی وجود دارد به نام شيرازكه آثار مهمي از مسجد و مقبره مربوط به دوره شيرازيها در آنجا ديدهميشود. یکی از این مساجد سنگی بوده و به سبک روزگار خاندان بویه میباشد.

هماکنوننیز اقوامی در این منطقه بهنام شیرازیها زندگی میکنند که در جنگهایاستقلال تانزانیا از انگلیس در شکل سازمانی بهنام انجمن شیرازی (shirazi association) فعالیت بسیار و خستگی ناپذیری داشتند.

همهپژوهشگران از ایرانیان مهاجر به نیکی یادکرده و آنان را عامل رشد و توسعهفرهنگی و اجتماعی کشورهای شمال و شرق آفریقا در گذر قرنهای 10 تا 15میلادی میدانستند. ایرانیان به سرعت در ژرفای روح و روان بومیان رسوخکرده و پادشاهی دادگسترانه و بزرگی مبتنی بر مساوات، برابری، عدالت، تفاهمو تشریک مساعی (همانند حکومت هخامنشیان در شمال آفریقا) پدید آوردند که درگونه خود بینظیر است. دخالت نکردن ایرانیها در حدیث تلخ بردگی وبردهداری از موضوعات بسیار درخشان و افتخارآمیز پادشاهی شیرازیها درآفریقا میباشد، چراکه ایرانیان با وجود سود سرشار این تجارت ننگینهیچگاه دامن خود را به این کار نیالودند؛ گویی پیام بزرگترین پادشاهایرانزمین کورش کبیر در گوش آنان طنینانداز بود که میفرمود: همهانسانها در سرزمین من آزاد هستند و من تا روزيكه زنده هستم نخواهم گذاشتمردان وزنان را بهنام برده بفروشند و اين رسم زندگي بايد از گيتي رختبربندد.

دانش جامعه ايراني و ایرانیان نسبت به تمدن و دولتشيرازي شرق افريقا اندك است. اخبار اين دولت در منابع قديمي ايراني بهمیزان کمی انعكاس يافته وتحقيقات دانشمندان غربي نيز در جامعه علمي مامعرفي نشده است. تعداد انگشتشماري كتاب و مقاله در پنجاه ساله اخير دراينزمينه ارائه شده وتا حدودي نيز تحولات زنگبار در اين دوره در عطف توجهايرانيها به تاريخ و تمدن شیرازي در شرق آفريقا موثر بوده است.

بااين حال اين آثار ارزشمند با كمتوجهي مسئولان فرهنگي ايران مواجه شدهاندو شايد دليل اين امر نيز تا حدودي بياطلاعي آنان از وجود اين ابنيهارزشمند در شمال شرقي، شرق و جنوب آفريقا باشد. از اين روي بسيار بجا ومناسب است كه اين آثار تاريخي مهم كه به سبب رطوبت بالاي هواي اين مناطقدر حال فرسايش تدريجي ميباشند و دولتهاي آفريقايي نيز كمبود بودجه رامانع اصلي در تعمير اين ابنيه ميدانند، از سوي دست اندركاران سازمانميراث فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و ساير نهادهاي دستاندركار، مرمت وبازسازي شوند. تعمير اين عمارت كه هر يك يادگاري از حضور چند هزار سالهايرانيها در اين بخش از جهان ميباشند مطمئناً دستاوردهاي مهمي به دنبالخواهد داشت و با توجه به آنكه سالانه هزاران گردشگر غربي از اين آثاربازديد ميكنند ميتوانند به عنوان اسناد ارزشمند حضور پرافتخار ايرانيهادر شرق آفريقا به جهانيان معرفي شوند.

لازم به یادآوری است كهروابط بازرگاني و تمدني ايران وشرق آفريقا پس از انقراض دولت شيرازي نيزادامه يافته است. همچنین علاوه بر بناهای متعلق به شيرازيها، عمارات وساختمانهايي نيز در دوره پس از افول حكومت شيرازيها توسط ساير ايرانيانمهاجر احداث شدهاند. اين آثار تاريخي متعلق به شوشتريها، بلوچها و ديگر ايرانيها در مناطقي همچون زنگبار، مومباسا و كيلوا به چشم ميخورند.

از سرباز هخامنشی