بنام خدا
گـود مقـدس زورخـانـه

[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
شكـرانه بـازوي تـوانـا بگرفتن دست ناتـوان است

خـانه ورزش ما جـاي هوسنـاكان نيست جـاي پاكان بود اين ، منزل ناپاكان نيست

دكتر جابر عناصري

زورخانهبه طور كلي در نظر ورزشكار جاي نيكان و پاكان و مكتب فتوت و جوانمردي است. ادب و صفا و فروتني و گذشتي كه بين ورزشكاران ( حتي در زمان حاضر ) مجرياست در جوامع ديگر كمترديده مي شود.مي توان ادعا كرد كه تمام اصولجوانمردي در مراسم ورزش باستاني گنجانده شده و گود مقدس زورخانه مكتبفضيلت و تواضع و جوانمردي و فداكاريست . مربيان ورزش باستاني مقرر كردهاند كه ورزشكاران همواره طاهر , سحر خيز و پاك نظر بوده و علاوه بر ادايفرائض و سنن ، متهجد و شب زنده دار و داراي حسن خلق باشند. در هنگام غلبهبر خصم كم فرصتي نكرده و خصم را در انظار خوار و خفيف نسازند و بشكرانهقوتي كه از مبداء فيض به آنها عطاء شده در كشتي گرفتن از مروت دور نشوند .

درضمن بايد مساكين و عجزه را تا سر حد توانايي اعانت كنند و از اخلاق رذيلهكه موجب ذلت و انكسار است بپرهيزند و از بكار بردن فنوني كه حريف را درانظار مردم هنگام غلبه بروي خفيف كند خودداري نمايند.
پهلوان یزدی کوچک
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
گر بر سر نفس خود اميري مردي بر كور و كر ار نكته نگيري مردي

مـردي نـبـود فتـاده را پـاي زدن گر دست فتـاده اي بگيـري مردي


بنيادزورخانه بر اساس فتوت و جوانمردي ايرانيان عهد باستان و به گفته هايي ازآيين پر رمز و راز ميترائيسم است . ورزش باستاني در ايران بعد از اسلام بهتصوف آميخته شده و اين طبقه از ورزشكاران به سابقه جوانمردي كه خوي جبليپهلوانان ايراني است، طريقه « فتوت » را كه شعبه اي از شعب تصوف است ، بينخود رواج داده اند و طهارت و حلم و مدارا و ترك لذت و رخصت را ، كه همانقواعد و آداب مسلكي اهل تصوف است پذيرفته اند . همچنين پس از تعميم تشيعدر ايران چون متصوفه شيعي حضرت امير المومنين را « فتي فتيان » عالم ميدانستند از آن زمان ورزش در زورخانه نيز با نام مبارك « علي (ع) » شروع وبه همين نام ختم مي گردد.

بطوريكه در تواريخ مذكور است ، زورخانه هفتصد سال پيش بوسيله محمود معروف به پورياي ولي [1]كه ظاهراً از مردم خوارزم بوده و گويا در سال 772 هـ . ق . درگذشته است بهصورت امروزي تجديد سازمان شده ، بدين جهت ، بي شك آنچه پيش از آن بوده ميتواند حداقل در كشور ما تاريخي بسيار كهن داشته باشد زيرا ملت ايران كه ازآغاز تاريخ خود به پهلواني و كشتي گيري و قدرت بدني نياز مبرم داشت تابدستور زرتشت پيغمبر باستاني اش خود را براي ياري اهورا مزدا در چالش بااهريمن نيرومند سازد، همواره ضعف و زبوني را مذموم شمرده اند ، در اوستا ، نامه مينوي آئين زرتشت چنين آمده است:

«پهلواني مردانه را ميستائيم كه بمردان گشايش دهد ، كه بهوش گشايش دهد ، كهتندتر از تند و دليرتر از دلير ] است [ كه بسان بهره ئي ايزدي به ] مرد[ رسد و مردان را در گرفتاري رهائي بخشد » .

نقش زورخانهبعد از اسلام ، در احياي نهضت ملي ايران و ضد بيگانگان و همچنين رستاخيززبان و فرهنگ و آئين فتوت و اخوت كه از عهد باستان در كشور ما رواج داشتهاست اهميتي بسزا دارد.

ساختمان زورخانه :زورخانه بنائي است مسقف كه بوسيله حجره اي كه در سقف بنا تعبيه شده روشنمي شود ، ساختمان زورخانه در روزگار ما شباهت زيادي به خانقاه صوفيان داردو « سردمي » كه مرشد برآن مي نشيند به منابر سخنوري آنان مي نمايد.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
« گود »زورخانه كه ورزشكاران در آن ورزش مي كنند ، پايين تر از سطح زمين قراردارد باين منظور كه ورزشكار هنگام ورزش نسبت به ديگران پايين تر قرا گيردو در خود احساس كبر و نخوت نكند.

گود معمولاً به شكل كثير الاضلاعهشت گوشه ساخته مي شود و در قديم آنرا چهار گوشه و شش گوشه نيز مي ساختهاند. بر لبه گود بجاي ازاره چوبهايي نصب كرده اند تابر اثر ضرب دست كشتيگيرها و جست و خيز ورزشكاران ريزش نكند . در اطراف گود غرفه هايي براينشستن تماشاچيان و كندن لباس و گذاشتن آلات و اسباب ورزشي منظور گرديده ،در يكي از غرفه ها كه مدخل زورخانه محسوب مي شود، سكوئي بنام سردم براينشستن مرشد زورخانه ساخته اند و در جلو آن چوب بست و يا وسيله اي مانند آنبراي آويختن زنگ بر پا كرده اند.

كسانيكه بزورخانه هاي قديمي سازرفته اند ، مشاهده كرده اند كه در ورودي زورخانه بسيار كوتاه ساخته شدهبطوريكه عبور كنندگان آن بايستي خم شوند و از در بگذرند ، بعقيدهورزشكاران اين اولين نشانه فروتني و تواضع جبري كسي است كه وارد زورخانهمي شود.
پهلوان اکبرخراسانی
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
ضرب زورخانه :يكي از وسايلي كه حركات ورزشي را در زورخانه تنظيم مي كند و محرك ورزشكاربكوشش در كار مي گردد « ضرب » زورخانه است كه با خواندن حماسه ها و ابياتاخلاقي همراه است.

مراتب و القاب رايج در زورخانه :مراتب و القاب ورزشكاران و پهلوانان در مراحل ممارست ورزش باستاني ، شباهتزيادي به سير و سلوك طريقت صوفيان دارد و مرشد نيز به جاي قطب و شيخ ومراد است.

همانطوريكه در طريقت صوفيان ، سالك براي رسيدن به كمالبايد مراحلي را طي كند ، جواني هم كه بخواهد در زورخانه به مقام پهلوانيبرسد موظف است مراتبي را بگذراند.

جوانان ورزشكاري كه در زورخانهتحت تعليم مخصوص قرار مي گيرند و شاگردي پهلوان بخصوصي را قبول مي كنند ،« نوچه » خوانده مي شوند . نوچه پس از اينكه زير دست پيشكسوتها (ورزشكاران سابقه دار ) تحت تعليم قرا گرفت و فنون كشتي و آئين پهلواني راآموخت. به مرحله « نوخاستگي » كه رتبه اي بالاتر است مي رسد. وقتي در ايندوره هم با رموز ورزشكاري و هنر و فنون كشتي گيري كاملاً آشنا شد و بدنيورزيده و نيرومند يافت . بمرتبه « ساخته » نائل مي گردد . رتبه بالاتر ازآن « پيشكسوت » است و ورزشكاري كه در رعايت آداب و رسوم زورخانه وورزشكاري و ميانداري و تعليم به نوچه ها و نوخاسته ها ورزيده شده باشد ودر جوانمردي و فتوت و فروتني در ميان مردم به حسن اخلاق معروف گردد. بهمقام پيشكسوتي مي رسد و مرشد مقدم او را به زورخانه ، با طلب صلوات ازحضار وزدن به طبل اعلام مي دارد . هنگاميكه ورزشكار به مرتبه كمال پهلوانيو پيشكسوتي برسد . عنوان پهلوان صاحب ضرب و صاحب زنگ مييابد و ايشان كسانيهستند كه در تمام زندگي با ورزش باستاني سر و كار داشته و عنوان پهلوان رابا كليه سجاياي آن دارا هستند.

مرشدبا ضرب گرفتن و خواندن اشعار مناسب ، حركات ورزشي را تنظيم مي كند ، اداياحترام به واردين بر حسب مراتب آنها مثلاً با خوش آمد گفتن يا زدن دست بهضرب يا به زنگ سردم از وظايف مرشد است.

رفتار « نوچه » با پهلوانان و مبتدي با متقدم و مريد با مراد ، هر يك با ديگري در محوطه زورخانه مبتني بر اساس « برادري و جوانمردي » است.

انواع ورزش در زورخانه و ورزشهاي متداول در زورخانه عبارتست از :

سنگ گرفتن , شنو رفتن , ميل گرفتن - پا زدن , چرخيدن , كباده گرفتن وكشتي گرفتن.

سنگ : چوبي است وزين به شكل مربع مستطيل با وزنهاي مختلف كه در انتهاي شمالي به قوسي ختم مي شود و در وسط داراي دستگيره اي مي باشد.

گيرندهسنگ ابتدا در جاي سنگ كه در صفه خارج از گود قرار گرفته به پشت مي خوابد ودو سنگ را يكي به دست راست و ديگري را به دست چپ مي گيرد ، اگر گيرنده سنگپهلوان مشهوري باشد ، مرشد پس از نواختن بزنگ ، شمارش آغاز مي كند ، عددشمارش از 117 تجاوز نمي كند و به طور كلي جميع اعمال ورزشي كه قابل شمارشباشد به همين عدد ختم مي شود . انتخاب و تقديس عدد117 بواسطه احترام به117 نفر كمر بسته مولاست.

سنگ گرفتن به دو طريق انجام مي شود ، يكيآنكه گيرنده سنگ را برداشته به قوت بازو ، روي سينه خم نموده بعد بلند ميكند. ديگر آنكه به كمك تمام بدن گاهي به پهلوي راست و گاهي به پهلوي چپمتمايل مي شود .اين طرز سنگ گرفتن را « غلطان » گويند. شمارش سنگ بدينطريق است .
هر كار كه ميكنـي بگـو بسم الله تا جمله گناهان تو بخشد الله

دستت كه رسد بحلقه سنگ بگو لاحــول و لا قــوه الا بــا لله


بزرگستخداي ابراهيم ، دو نيست خدا ، سيد كائنات ، خلاصه موجودات ، پنجه خيبرافكن علي ، شش گوشه قبر حسين ، امام هفتم ، باب الحوائج ، قبله هشتم ياامام رضا بطلب الخ.

شنو :پس از سنگ گرفتن نوبت شنو رفتن است كه تخته هاي مربع مستطيل شكل را به طول50 يا 75 سانتيمتر با دو پايه كوتاه بكف گود نهاده دو دست را با فاصله رويآن مي گذارند و پاها را به عقب مي كشند و هماره با نواي ضرب مرشد و غزلدلكش او بقدرت بازو ، سر و سينه را بروي تخته خم كره و با همان نيرو بهجاي خود باز مي گردند .

ميل , پس از شنو نوبت ميل گيرياست ميل عبارت از دو چوب مخروطي شكل است بوزنهاي مختلف كه ابتدا آنها راروي شانه قرار داده و با نواي ضرب و زمزمه مرشد شروع به ورزش مي كنند بدينترتيب كه يكي را روي دست نگاهداشته ديگري را از پشت شانه به پايين ميآورند و به همين ترتيب ادامه مي دهند . سپس نوبت پا زدن فرا مي رسد وبعدنوبت كباده زدن .

كباده ,كاملاً شبيه به كماني است از آهن به اوزان مختلف كه به آن حلقه ها و پولكهاي فلزي آويخته اند. كمان را بدست چپ و دستگيره چوب مخروطي شكل وسط حلقههاي فلزي را بدست راست مي گيرند و كمان را بالاي سر تا روي شانه مي آورندو باز مي گردانند . بعد از كباده زدن چرخيدن آغاز مي شود وبعد از آن نوبتكشتي گرفتن مي رسد و كشتي گرفتن از زمان باستان ارج و حرمت خاصي در ايرانداشته است. فردوسي در شاهنامه شرح كشتي گرفتن پهلوانان نام آور ايران راتوصيف مي كند و سعدي در گلستان از كشتي گيري حكايت مي كند كه سيصد و شصت بند ( فن ) فاخر ميدانسته است.

پساز كشتي گيري پايان ورزش اعلام مي شود و مياندار به انبياء و اولياء وبزرگان دين و پيشروان ، دعا مي كند و براي بيماران طلب شفا مي نمايد و كفگود را بوسيده ابتدا پهلوان و به ترتيب پيشكسوت و نوخاسته و نوچه از گودخارج مي شوند و لباس پوشيده از زورخانه بيرون مي روند.

« رده گفتن »يعني سخنان زشت بر زبان آوردن در گود مقدس زورخانه ممنوع است . ورزشكاربايد پاك نظر باشد. بر او فرض استكه در موقع ورود بگود خاك گود را به رسمادب بوسه زند و از مرشد « رخصت » بطلبد و جواب « فرصت » مرشد را بشنود.

از:آریارمن


[1]درسنت زورخانه ،کمال مطلوب فتوت و عرفان در وجود پوریای ولی تجسم یافت کههنوز پهلوانان به نام او سوگند یاد می کنند و در زورخانه ها هنگام اجرایکارهای شاق «یا پوریای ولی» را ورد زبان دارند.احوال این پیر پهلوان بیشتردر ظلمت افسانه ها و خرافات فرو رفته،افسانه ها حتی نام وی را نیزدربرگرفته است.نام اصلی وی بنابر مشهور محمود بوده است(پهلوان محمودخارزمی) اما در اینکه چرا پوریا خانده شده هنوز روشن نیست.این لفظ را برخیپوربای میخانند و گفته اند پدرش لقب بیک داشته و اور را بدین سبب به ایننام خانده اند.و از آن جمله،بوکیار،و بریار.به هر روی درست نمی توان دانستکه اصل لفظ چیست.از او پاره یی رباعیات و قطعات باقی مانده و هم چنین چندغزل نیز از وی نقل شده است(مجلس العشاق).بعلاوه مثنوی هم بنام کنزالحقایقبه او نسبت داده اند.

ماخذ عمده احوال وی :نفخات جامی.مجالس العشاق بایقرا.لطایف الطوایف صفی.خلاصه المناقب بدخشی.
مرداویز.م