انتشار مطالبی در مورد تختی بار دیگر بحث هایی را در مورد خودکشی یا کشتهشدن این قهرمان ملی دامن زده است. علی میرزایی، مدیر مسئول و سردبیرفصلنامه «نگاه نو» در مروری بر کارنامه غلامرضا تختی مینویسد «او کوشندهای پاکیزه کردار و هدفمند در حوزه سیاست بود، اما این جنبه از کنش اجتماعیاو، به عمد یا به سهو، مغفول مانده و عموم از آن آگاهی چندانی ندارند.»میرزایی ابراز امیدواری میکند بخشی از مقاله اش در ویژه نامه تختی«نخستین گام را برای جبران این کاستی بردارد.»

تختی در میدان سیاست
بهنوشته ی سردبیر نگاه نو تختی در جریان ملی شدن صنعت نفت به جمع هوادارانمحمد مصدق پیوست. او تابستان سال ۱۳۴۰، پس از بازگشت از مسابقه های جهانییوکوهاما برای نخستین بار به صورت علنی از عضویت اش در جبهه ی ملی سخنمی گوید. مصدق پس از همین بازی ها عکسی از خود را با یادداشتی امضامیکند و برای تختی میفرستد.
یک سال و چند ماه بعد تختی سی و دو سالهبه عضویت شورای مرکزی جبهه ی ملی انتخاب می شود. از آن پس فعالیت هایسیاسی و اجتماعی قهرمانی که تا آن زمان برنده ی ده مدال طلا و نقره درمسابقه های جهانی کشتی بود جدیتر و گسترده تر شد. محبوبیت غیرمعمولتختی در میان مردم و حمایت های آشکار او از مصدق و ملی گرایان خشم شاه وسازمان امنیت و اطلاعات کشور، ساواک، را به شدت برانگیخت و سرآغازفشارهایی شد که به شکل های مختلف تا مرگ او ادامه یافت.

دوری از میدانهای ورزشی
غلامرضاتختی از سال ۱۳۴۲ بارها به ساواک احضار شد و از نظر مالی در مضیقه قرارگرفت. اطرافیان شاه با ناکامی از نزدیک کردن او به دربار و حکومت، فشارهارا افزایش دادند. تختی حتا در مواردی از ورود به ورزشگاه ها منع میشد.او پس از دوری دو ساله از رقابت های ورزشی برای چهارمین بار در بازیهایالمپیک شرکت کرد و برای نخستین بار در این بازی ها مدالی کسب نکرد.
میرزاییبا استناد به اسناد به جا مانده و گفتگوهایی که با برخی از دست اندرکاران ورزش در آن دوران انجام داده از بدرفتاری ها و محدودیت هاییمینویسد که نسبت به تختی اعمال میشد. ظاهرا حکومت میل داشت تختی بدونتمرین و آمادگی جسمی و روحی در میدان حاضر شود و با شکست خوردن، محبوبیتدر میان مردم را از دست بدهد. از سوی دیگر مردم نیز خواهان شرکت او درمسابقه های جهانی بودند.
در چنین شرایطی تختی سال ۱۳۴۵ نیز در بازیهای جهانی تولید و شرکت کرد و بار دیگر دست خالی به ایران بازگشت. برخلافتصور و انتظار طرفداران شاه، محبوبیت تختی پس از دو ناکامی او نه تنهاکمتر نشد که افزایش نیز یافت. یک سال بعد جسد بیجان غلامرضا تختی در اتاقشماره ۲۳ هتل آتلانتیک پیدا شد و میلیون ها ایرانی به بهت و سوگواریکشاند.

معمای مرگ تختی
چگونگی مرگ تختی در هفدهم دیماهسال ۱۳۴۶ تا امروز همچنان مبهم مانده است. اخبار رسمی که همان شب منتشر شداز خودکشی او حکایت دارد. این روایتی است که بسیاری از مردم باور نمیکنند و نمی پسندند. جلال آل احمد در مقاله ای که سال ۱۳۴۷ منتشر کرد وبخشی از آن در نگاه نو نقل شده، با اشاره به مراسم سوگواری تختی مینویسد: «از آن همه جماعت هیچ کس، حتا برای یک لحظه، به احتمال خودکشی فکرنمیکرد.» عده ای معتقدند، تختی اگر خودکشی هم کرده باشد مسئولیت آن باحکومت شاه است که با فشارها و تگناهایی که برایش به وجود آورد او را بهاین سمت سوق داد.
بابک تختی تنها فرزند این قهرمان ملی، که درباره مرگپدرش تخقیقاتی کرده می گوید در مورد درستی هیچ یک از دو احتمال به نتیجهای قطعی نرسیده. داریوش آشوری چند روز پس از درگذشت تختی در مقالهای باعنوان «مردی که محکوم به شکست بود» مرگ او را نمادی از فروپاشی ارزشهایسنتی ارزیابی میکند. آشوری معتقد است «تختی عالیترین تجلی یا آخرین تپشچراغ سنت پهلوانی ما بود که با خودکشی به مردن این چراغ قطعیت و صراحت ومعنا داد.» بازچاپ این مقاله در شماره ۸۰ نگاه نو واکنش تندی به دنبالداشت.

کسی حرف آخر را نزده
در گزارشی انتقادی که درسایت خبری تابناک منتشر شد داریوش آشوری متهم می شود در این مقاله قصدتطهیر رژیم پهلوی را دارد. نویسنده مدعی است «جلوه بخشیدن خودکشی به اینقتل» به دستور مستقیم دربار صورت گرفته و یکی از هدف هایش فرو ریختن«جایگاه مقدس» تختی «نزد مردم علی‏الخصوص مذهبیون» بوده. او با بیان اینکه خودکشی خواندن مرگ تختی اهانتی است که «باید گران تمام شود» میافزاید: «نباید درج چنین مطالبی به حساب آزادی بیان گذاشته شود.»
سایتتابناک از قول خبرنگار ورزشی خود نوشته است: «در برخی مطالب دیگر اینفصلنامه نیز به بحث خودکشی پرداخته شد اما در هیچ کدام بوی نگارش فرمایشیمشهود نبود.» داریوش آشوری که در مقالهی خود بیشتر بر چیرگی عصر مدرن بردوران کهن تاکید دارد می نویسد: «تختی آخرین نماینده یک کردار اخلاقی، یکسنت و جدولی از ارزش‏ها بود که ریشه‏هایی عمیق و عتیق داشت و با وضع کنونی(سال ۱۳۴۶) در تضاد شدید بود.»
سردبیر نگاه نو تاکید میکند، در ۴۱سالی که از مرگ تختی گذشته هنوز هیچ کس با تکیه بر سند و مدرک و شواهد برخودکشی یا قتل او صحه نگذاشته و حرف آخر را نزده است. بابک تختی می گویدمسئله مهم نه چگونگی مرگ تختی، که زندگی اوست.

بهزاد کشمیریپور
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]