به نام خدا
با سلام

صدایزنگ تلفن شنیده میشود. الو بفرمایید. شما...؟ من... هستم. از طرف آقای... مأمورم که به شما بگویم نتیجه بازی باید به نفع تیم ... باشد، وگرنه... .

آقای ... باید سرمربی تیم ... شود. این یک دستور است، وگرنه... اینها تنها گوشه ناچیزی از مکالماتی است که هر روز در ورزش ما و بهویژه فوتبال شنیده میشود.

بسیاری از این مکالمات، قابل پیگیری وحتی رهگیری است، اما تاکنون هیچ عزمی برای برخورد با این پدیده مذموم کهورزش و به ویژه فوتبال را به ورطه نابودی میکشاند، وجود نداشته است.البته بحثهای پشت پرده ورزش تنها منجر به تغییر نتایج و دخالت در امورفنی نیست بلکه گستره وسیعی را در بر میگیرد که هر کدام در جای خود قابلبررسی و پیگیری است.

روزنامه خراسان با ذکر این مقدمه کوتاه دروِیژه‏نامه سال 88 خود، به پرده‏بردای از بخش‏های دیگری از مافیای فوتبالفاسد ایران پرداخته است و نکاتی فراوانی را متذکر شده که با درک آنها، بهحال فوتبال کشور باید افسوس خورد.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک،در این گزارش به روابط دلال‏ها، مربیان، داوران، بازیکنان، خبرنگاران وسایر دست‏های پشت پرده و تاثیرگذار در نقل و انتقالات و حتی نتایج بازی‏هااشاره شده که البته به نظر می‏رسد این روزنامه برای عدم ایجاد مشکلاتحقوقی، از ذکر اسامی پرهیز کرده است، لکن کدهای ارائه شده، به خوبی ناماشخاص را در بر دارد.

روی همه را سفید کردیم
عبدالحمیدرمضانی، قائممقام باشگاه پاس همدان، خیلی صریح از مافیای فوتبال در ایرانسخن میگوید. وقتی از او در این باره پرسیدیم، گفت: ما شنیده بودیممافیای فوتبال در ایتالیا خیلی قوی است. مافیای فوتبال اسپانیا در خیلی ازمسائل دست دارد. اما یکی دو سالی است که مافیای فوتبال ایران روی همه راسفید کرده است. در حال حاضر، یکسری چیزهایی اتفاق میافتد که خیلی راحتنمیتوان در موردش حرف زد.

خیلیها جابهجایی بازیکنان وپولهایی را که این وسط جابهجا میشود، جزو مافیای پشت پرده فوتبالمیدانند، اما باید گفت این چیزها جزو کارهای روتین و معمول باشگاهداریاست. به هر حال وقتی میخواهی در این کار دست داشته باشی، باید برخی ازاین ریخت و پاشها را کرد. به اعتقاد من در حال حاضر مافیای فوتبال درایران آنقدر قدرت گرفته که در برخی موارد برای هر انتخابی باید با اینافراد هماهنگ کرد. حتی در حال حاضر مافیای فوتبال ایران وارد کارهای سیاسیهم شده است. البته من امیدوارم تا دیر نشده جلوی این اقدام گرفته شود.

وقتی پای پول در میان است
دربخش فرهنگی فدراسیون فوتبال در سال 2006 مبلغ سه میلیارد تومان بودجه درنظر گرفته شد. قرار بود فدراسیون فوتبال از این بودجه برای خرید بلیت وواگذاری آنها به تماشاگران ایرانی در جام جهانی استفاده کند اما در کمالناباوری بلیتهای خریده شده توسط فدراسیون فوتبال در بازار سیاه نصیبتماشاگران مکزیکی بازی ایران و مکزیک شد. البته هیچ موقع معلوم نشد سرنوشتاین پولها چه شد!

حق دلالی
زمانیاکبر میثاقیان، سرمربی سابق ابومسلم، میگفت: در اول فصل و پیش از لیگگاهی اوقات باید گوشی تلفن همراهم را خاموش کنم. آنقدر به من زنگ میزنندکه نمیدانم چه کار کنم. از تهران آقایی به من زنگ زد و گفت: من یک بازیکنرا از کشور نیجریه که در بارسلونا بازی کرده، به شما معرفی میکنم. شاباید حتما با او قرارداد ببندید.

مبلغ قرارداد او باید بالای صدمیلیون باشد و پنجاه میلیون آن هم باید به حساب من واریز شود. اگر این کاررا نکردید دیگر عاقبتش با خودتان است! میثاقیان میگفت: به حرف این فردتوجه نکردم، اما نمیدانستم بیتوجهی به این گفته چه تبعاتی دارد. بهیکباره بعد از گذشت دو یا سه روز از دست رد زدن به خواست آن فرد، برگهاخراجم را دستم دادند.

یک کیف پر از پول
چندفصل قبل یکی از تیمهای لیگ دسته اول کشور تا مرز صعود به دسته بالاتررسید. قرار بود با یکی از تیمهای شمالی برای برگزاری بازی پلیآف مسابقهدهند. قبل از شروع مسابقه زمین بازی کاملا خشک بود. بعد از اینکه دو تیمبه رختکن رفتند، تیم میزبان برای بهره بردن از شرایط میزبانی آب فراوانیرا روی زمین چمن جاری میکند.

تیم میزبان که از این موضوع آگاهبوده، با کفشهای مناسب بازی در زمینهای خیس وارد میدان میشود، اما تیممیهمان بیخبر از همه جا، وقتی به زمین میآید با زمین پر از آب روبهرومیشود. تیم میهمان آن بازی را باخت و از صعود به لیگ برتر بازماند.

بعداز این مسابقه تیم میهمان که از این شرایط ناراضی بود، شکایتی را بهفدراسیون فوتبال تسلیم میکند. از بد حادثه کمیته انضباطی فدراسیونفوتبال، حکم را به نفع تیم میهمان صادر میکند. مسئولان تیم میزان که ازاین شرایط نگران بودند، با یک کیف پر از پول که به قول راوی داستان بالغبر هفتاد میلیون تومان تراول چک تا نخورده بود، به سراغ مدیرعامل تیممیزبان میرود و از او میخواهد از شکایتش صرف نظر کند.

وقتی حق حساب نرسید
حتماماجرای انتخاب «خاویر کلمنته، سرمربی اسپانیایی تیم ملی را به یاد دارید.پس از حضور کلمنته در ایران به یک باره همه جا شایع شد که وی یک مربیپروازی است. همان زمان در بسیاری از روزنامههای ورزشی به نقل از کلمنتهنوشتند که او در ایران زندگی نمیکند و تنها ده روز قبل از هر مسابقه بهایران میآید تا هدایت تیم ملی را بر عهده بگیرد.

این موضوع برایطرفداران فوتبال ایران زیاد خوشایند نبود. این موضوع سبب شد که مسئولانفدراسیون فوتبال از عقد قرارداد با این مربی صرف نظر کنند، اما در آن زمانهیچ کس نمیدانست هنگام عقد قرارداد کلمنته با نماینده فدراسیون فوتبالایران در یکی از بندهای قرارداد وی، نوشته شده بود که کلمنته بدون اجازهفدراسیون فوتبال ایران، حق مصاحبه ندارد و در صورت تخلف از این بند، بهازای هر مصاحبه، مبلغی بالغ بر بیست هزار یورو جریمه میشود.

بنابراینتمام مصاحبههایی که از سوی کلمنته به چاپ رسید، دروغ بود، چراکه ویف، یکمربی حرفهای بود. البته هیچ کس هم تا مدتها از ماجرای قطع همکاری کلمنتهبا ایران مطلع نشد. تنها بعد از گذشت چند ماه این واقعه بود که خبر رسیدبه علت پرداخت نشدن حق دلالی یکی از افراد ذینفوذ در فدراسیون وی بااستفاده از ارتباطش با برخی دوستان رسانهای در روزنامههای ورزشی، اینجنجال را به پا کرده و باعث فسخ قرارداد او شده است. مبلغ حق حساب آقایمربوطه بالغ بر شصت هزار یورو بوده است.

هیچ مدرکی در دست نیست
پرویزسیار، داور پیشکسوت فوتبال ایران، چندی پیش، سخن از حضور برخی عناصر درجامعه داوری به میان آورد. او میگفت: در جمع داوران فوتبال برخی افرادهستند که ماکسیما سوار میشوند. آخر کدام داور است که با پول داوری بتواندماکسیما سوار شود؟ صحبتهای او واکنشهای زیادی را در جامعه ورزش ایران بههمراه داشت و همه در مقابل سیار جبهه گرفتند. البته در همین اثنا و به دوراز حواشی برخی افراد که در این زمینه نامشان لکهدار شده بود از سویمسئولان کنار گذاشته شدند تا بیشتر از این به جنجال دامن زده نشود.

البتهمحمد فنایی، داور فینال جام جهانی 1994 آمریکا گفت: شاید برخی از اینشایعات درست باشد، اما هیچ مدرکی برای اثبات آنها نیست. اگر واقعا کسیمیتواند مدرک ارایه کند، باید زودتر وارد کار نشود. البته بگویم خود منهم چیزهای زیادی در اینباره شنیدم، اما هیچکدام از آنها به طور رسمیاثبات نشدهاند.

نیمکتنشینی به خاطر بیپولی
بازیکن23 سالهای که اکنون در یکی از تیمهای تهرانی توپ میزند، حدود پنج سالپیش برای بازی در تیم پرسپولیس تست میدهد، حتی از نظر فنی تأیید میشود،اما چون پول مورد نظر مربی را پرداخت نمیکند، به یک نیمکتنشین محض تبدیلمیشود و عاقبت پرسپولیس را ترک میکند. در آن زمان، یکی از مربیان قدیمیتیمهای پایه که خودش سابقه بازی را در پرسپولیس ندارد، هدایت سرخپوشان رابه عهده داشته است.

وقتی نتیجه دلخواه آقای رئیس نبود
یکیاز داوران لیگ برتر از قول یکی دیگر تعریف میکرد که در فینال جام حذفی،چند سال پیش از دفتر یکی از نزدیکان رئیس سازمان تربیت بدنی با داور موردنظر تماس میگیرند و به او میگویند نتیجه بازی باید به نفع تیمپایتختنشین باشد، اما این داور بدون توجه به این حرف، قضاوتش را میکند واز بد حادثه تیم شهرستانی، فینال را میبرد. بعد از مسابقه به سراغ داورمربوطه میروند و بعد از کلی سرزنش، عاقبت او حذف از لیگ است! او در نهایتمجبور به وداع با داوری میشود.

وقتی بزرگان وارد میشوند
دراواخر عمر یکی از مسئولان به فدراسیون فوتبال دستور داده میشود تحت هرشرایط، تیم آقای رئیس باید به لیگ برتر بیاید: اگر شما میخواهید بهکارتان در این سمت ادامه دهید، باید این کار بشود. در نهایت برای اینکهآقای رئیس در سمتش بماند، به رئیس یکی از کمیتههای فدراسیون دستورهاییمیدهد. در آن زمان مسئول این کمیته که به این موضوع معترض بوده، از سمتشاستعفا میدهد تا در نهایت کسی مسئولیت بپذیرد که به خواست آقای رئیس تنمیدهد. البته این تیم به لیگ برتر آمد، اما سرانجام پس از گذشت یک فصل ازحضور این تیم در لیگ برتر، به علت حضور دلالها خیلی زود از لیگ برتر حذفشد.

مافیای خانوادگی آقای رئیس
پسر،همسر، باجناق و پسرش، داماد خواهر و دیگر بستگان آمدهاند تا او در اینمیدان تنها نباشد ... ورزش به طور خیلی ناگهانی، زندگی یکی ازخانوادههای تهرانی را تحت تأثیر قرار داد. بعد از حضور پدر در عرصه ورزشو به ویژه فوتبال بود که خانواده دچار تغییر حالت بزرگی شد و بحثهای کلانورزشی به صورت ملموس، جای دیگر بحثها را گرفت. پیش از این به دلیل فعالیتعمده خانواده در بخش ساختمان، ورزش هیچ حق و سهمی در بحثها نداشت، اماحضور ناگهانی پدر در ورزش و فوتبال به همان میزان، ورزش را تبدیل بهمهمترین دغدغه فکری خانواده کرد. اینگونه بود که پسر ارشد خانواده همراهبا پدر، راهی اروپا شد تا از نزدیک شاهد بازیهای فوتبال باشد.

هرقدر که پسر و دختر کوچک خانواده نسبت به ورود به وادی فوتبال بیمیل نشانمیدادند. برادر بزرگتر گامهای خود را در رکاب پدر محکمتر برمیداشت. دراین زمان بود که دیگر دوستان هم وارد کار شدند. برادر بزرگتر که حالا ازاو به نام «مرد سایه» نام برده میشود، نخستین قدم بزرگ را برداشت. روزیکه خرد جمعی در فوتبال به این نتیجه رسید که آقای ... بهترین گزینه برایرهبری تیم ملی است، شب سرنوشتسازی در خانه مرد سایهای رقم خورد. در آنشب مرد سایه در مقام یک مخالف درآمد و ... را انتخاب مناسب تیم ملی ندانست.

دقیقاهمان شب بود که نام دیگری به میان آمد. این حقیقت بعدها توسط یکی ازنزدیکان پدر تأیید شد. این تصمیم در واقع، آغاز راهی جدید برای مردسایهای بود که پیش از این، تنها کار ساخت و ساز را تجربه کرده بود. اوهنوز در این راه فعالیت دارد، اما در کنار آن ورزش را هم به یکی ازدغدغههای زندگیاش تبدیل کرده است. هرچند فعالیت مرد سایهای در ورزشزیاد هم پرسروصدا و پرحاشیه نیست، اما اینکه او روی تصمیمات بزرگ ورزشیمیتواند تأثیری محسوس بر پدر داشته باشد، موضوعی انکارناپذیر است.

پسردر این مدت، لابیهای ورزشی خود را بسیار قویتر از گذشته هم کرده و هیچبعید نیست که امروز، در یکی از اصلیترین بافتهای ورزشی فعالیت کند،بیآنکه اثری از حضور او احساس شود. او طرفدار دوآتشه یکی از دو تیمپایتختنشین است و رابطه بسیار نزدیکی با سرمربی این روزهای این تیم داردو تقریبا همه میدانند پروژه بازگشت دوباره او به سطح اول فوتبال را درلیگ برتر ایران او عملی کرده است. این در حالی است که پدر او طرفدار تیمدیگر است و گفته میشود همیشه درباره مسائل دو باشگاه پرطرفدار تهرانی باهم بحثهای مؤثری دارند.

نتیجه سفارشی
صادقدرودگر، مسئول کمیته بازاریابی سازمان لیگ که سالها در کنار محمد دادکاندر فدراسیون فوتبال حضور داشت و مسئول کمیته فوتسال بود، در گفتوگویی با«خراسان» درباره دخالتهای برخی افراد در ورزش گفت: بازی داربی استقلال وپرسپولیس نمونه کامل دخالتهای بیرونی در ورزش است. البته هیچ گاه مستقیمروی نتیجه بازی حرفی نمیزنند، ولی آنقدر به داور مسابقه توصیه میکنند کهداور مجبور میشود از اول تا آخر مدام سوت بزند تا مسابقه را از دست ندهد.به قولی، میتوان گفت که نتیجه مساوی داربی، یک توصیه اجباری شده است.

مگر خلافش ثابت شود
«بیشترفوتبالیستها مشکل اخلاقی دارند، مگر اینکه خلافش ثابت شود». حدود چهارسال قبل سردار معروف فوتبال این حرف را در تمرین تیم ملی امید به یکی ازخبرنگاران زد. او اول خبری را در مورد دستگیری یکی از بازیکنان تیم امیددر یک پارتی شبانه داد و بعد گفت که بیشتر فوتبالیستها سابقه گیر افتادنرا در چنین مهمانیهایی دارند. «سه» همان بازیکنی است که در آن مهمانیشبانه دستگیر شد. او که در حال حاضر برای یک تیم پایتخت بازی میکند، بعداز آن اتفاق بارها به دلایل گوناگون به کلانتری رفت اما به واسطه شهرت خودو آشنایانی که داشت، بازداشت نشد.

عجیب‏ترین کاری که اینفوتبالیست معروف در این سالها انجام داد، تهدید یک راننده خودرو با اسلحهکلت بود. چند سال قبل، زمانی که او در حال رانندگی با ماشین خود در اتوبانمدرس بود، با راننده یک خودرو دیگر «کل کل» کرد. هر دو برای درگیری فیزیکیکنار اتوبان پارک کردند و فوتبالیست معروف قبل از هر کاری اسلحه کلت خودرا از ماشین بیرون آورد، اما همان زمان پلیس رسید و فوتبالیست معروف رابازداشت کرد.

البته در بررسیهای پلیس، مشخص شد که اسلحهساچمهای بوده، نه یک کلت واقعی. همین فوتبالیست معروف یک بار هم در کیشدرگیر شد و با ضربات چاقو، طرف مقابل را زخمی کرد.

انفجار شخصیت
فرازفاطمی که یکی از معدود فوتبالیستهای اهل مطالعه ایران است، روزی در صحبتبا یکی از دوستانش که از او به عنوان نمونه یک فوتبالیست باادب ناممیبرد، گفت: «ولی حیف که من هم یک فوتبالیستم». مهاجم سابق پرسپولیس واستقلال با این جمله واقعیت تلخ فوتبال ایران را به زبان آورد.

فرازکه خودش در فوتبال است و تمام چیزهایی را که به عنوان شایعه در مطبوعاتچاپ میشوند، با چشم دیده، از اتفاقاتی حرف زد که شاید با دیدن مدارکمستند هم به سختی بشود باورشان کرد. شاید یکی از عجیبترین اتفاقات خارجاز عرف فوتبال ایران، کارهای یک مربی معروف باشد. این مربی معروف، بچه یکیاز محلههای پایین شهر تهران است که به لطف فوتبال، به ثروتی رسیده.

اوتا همین دو سال پیش، با یکی از دوستانش یک خانه مجردی حوالی میدان هفت تیرتهران اجاره کرده بود و برای اینکه در مهمانیهای شبانه و مجالس عیش ونوش دستگیر نشود، تمام کارهای پنهانی خود را در آن خانه انجام میداد، امابعد از دو سال ماجرا لو رفت و همه فهمیدند که مربی معروف فوتبال، خانهمجردی دارد. مربی تکذیب میکرد اما هر روز خبرش بیشتر پخش میشد.

دیگرهمه خودشان را آماده کرده بودند تا فیلمی از ورود این مربی به داخل خانهمجردیاش پخش شود که مشاوران آقای سرمربی به گوشش رساندند «اتفاقی در راهاست». قرارداد خانه مجردی فسخ شد و مربی با دقت بیشتری خانه مجردی بعدی راانتخاب کرد، آنقدر دقیق که هنوز هیچ کس آدرس خانه جدید را پیدا نکرده.

ازدواج زورکی
روزییکی از بازیکنان معروف میگفت که در اردوی تیم، منتظر یکی از دوستان خودبوده. او با یکی از بازیکنان که زیاد به وضعیت ظاهری خود توجه میکرده،هماتاق بوده. دوست بازیکن وارد هتل میشود، جلوی در اتاق میرود و بدوناینکه در بزند، برای اینکه دوست خود را غافلگیر کند، وارد اتاق میشود.

امابا دیدن لوازم آرایش روی میز، شوکه میشود و فکر میکند که اتاق را اشتباهآمده. بیرون میرود، در را میبنند و یک دفعه از داخل همان اتاق، صدایدوست خود را میشنود. دوباره برمیگردد و این دفعه در میزند. دوستش در راباز میکند. وقتی که ماجرای ورودش به اتاق را تعریف میکند، بازیکن خجالتمیکشد و بعد، هماتاقی خود را که او هم از بازیکنان این تیم بوده، باانگشت نشان میدهد و میگوید که لوازم آرایش روی میز برای «ع» است.

اینبازیکن همیشه هنگام اردوهای تیم یک کیف حاوی لوازم آرایش همراه خودمیبرده تا خود را برای بازیهای پخش زنده آماده کند. درباره حاشیههایاین بازیکن احتمالا میشود کتابی نوشت. اما معروفترین کار او، علمی بودکه باعث شد این فوتبالیست فراری از ازدواج، با یک خانم بیوه چهل سالهازدواج کند؛ خانمی که یک پسر دوازده ساله هم دارد. فوتبالیست کاری کردهبود که آن خانم توانسته بود حکم ممنوعالخروج بودن او را بگیرد. بعد برایباطل کردن این حکم شرط گذاشته بود که با او ازدواج کند. فوتبالیست همچارهای جز این نداشت. حدودا دو سال با هم زندگی کردند و حالا هم مراحلطلاق خود را پشت سر میگذارند.

آقای ... یکی دیگر از مربیانی استکه در سالهای اخیر دستش رو شده. او طی چند سال مربیگری موفق درتیمشهرستانی حتی به مرز مربیگری در تیمهای استقلال و پرسپولیس هم رسید،اما چنین افتخاری در کارنامهاش ثبت نشد. این مربی که سابقه زیادی درخیانت به خانواده خود دارد، حدود هفت ماه قبل تصمیم گرفت با خانم 23سالهای ازدواج کند، اما همسر او متوجه شد و از خانه قهر کرد و رفت. آقایمربی که تمام دارایی خود را به نام همسرش کرده بود، برای از دست ندادنثروت خود مجبور شد مدارا و در ظاهر وانمود کند که رابطهاش قطع شده است.

این پیراهن چند است؟!
اینمربی یکی از بدنامترین مربیان فوتبال ایران است که حتی در مقطعی، صحبت ازمحرومیت مادامالعمر او هم به میان آمد. او در روابط خود با یکی ازبازیکنان مشکلات مالی زیادی دارد! او به یکی از باجگیرترین مربیان ایرانشهره و فعالیتهای غیرقانونیاش در ثبت قرارداد بازیکنان، ضربالمثل اهالیفوتبال است.

معروفترین کلاهبرداری او در فوتبال به سالیبرمیگردد که در یکی از باشگاههای متمول مربیگری میکرد. او اول فصل، سهبازیکن مسن را که سابقه بازی در تیمهای استقلال و پرسپولیس داشتند، بهباشگاه معرفی کرد تا با آنها قرارداد بسته شود. مجموع قرارداد این سهبازیکن، 750 میلیون تومان شد، اما مربی پانصد میلیون را برای خود برداشت و250 میلیون باقیمانده را به آن سه بازیکن داد.

در خور اشاره استاین مربیان برای پول گرفتن از بازیکنان دو روش دارند.؛ یکی اینکه قبل ازتأیید بازیکن از نظر فنی، از او قول میگیرند که در صورت عقد قرارداد،درصدی را از قراردادش برای خود بردارند. روش دوم که بیشتر در موردبازیکنان قدیمی تیم به کار برده میشود، این است که از بازیکن پولمیگیرند تا او را به زمین بفرستند. در بسیاری از موارد دیده شده که مربیحاضر است بازیکن تأثیرگذار و ستاره تیم خود را به این دلیل که باج نداده،روی نیمکت بنشاند. برخی سرپرستان، مدیران، معاونان و دیگر افرادی که دستیدر فوتبال دارند هم از این کارها غافل نیستند. به قول یکی از مربیان «همهمیخواهند حق خود را از این فوتبال بگیرند».

مردان دودی!
پاکترینفوتبالیستها، همانهایی هستند که فقط اهل دود هستند! البته نه آن گونه کهفکرش را میکنید، دود برای فوتبالیستها، غیر از چند مورد خاص، به قلیان وسیگار محدود میشود. یکی از فوتبالیستهای موفق لیگ برتر که به دلیل سنزیاد بازیهای خوبش مدتی سوژه مطبوعات بود فقط قلیان میکشد. اینفوتبالیست واقعا یکی از پاکترین فوتبالیستهای ایران است. از نظر پاکبودن در زندگی هم شهره است و همه او را قبول دارند.

البتهفوتبالیستهای دیگری هم هستند که فقط قلیان میکشند و این کار واقعا تنهاعمل خارج از عرف آنهاست. البته قلیان کشیدن در حالت عادی اتفاق خاصی نیستاما زمانی که یک فوتبالیست این کار را انجام دهد کاری غیرمتعارف انجامداده است. با این حال، در بسیاری از سفرهخانهها دیده میشود کهفوتبالیستها مشتری ثابتند و حتی برخی از آنها روزی دو یا سه بار قلیانمیکشند.

حدودا شش ماه پیش در مطبوعات گزارشی از یک سفرهخانهچاپ شد که هر روز پذیرای بیش از ده فوتبالیست معروف است. اتفاقا مدیریتاین سفرهخانه هم بر عهده یکی از بازیکنان سابق استقلال است. او توانستهبا استفاده از روابطی که با فوتبالیستها دارد، تعداد زیادی را از آنهاجذب کند و هر روز میزبان آنها باشد.

قلیان کشیدن البته درورزشکاران دیگر رشتههای ورزشی هم رایج و معمول است. یکی از قهرمانهایسابق جهان، یکی از قلیانکشهای حرفهای است. او هر شب به سفرهخانهایمیرود. سرمربی یکی از ردههای تیم ملی کشتی هم از افرادی است که حداقلهفتهای دو، سه بار در سفرهخانهها دیده میشود.

همه فوتبالی نیستند
دستهایپشت پرده تنها محدود به فوتبال نیست. چندی پیش، یکی از خبرنگاران سمج کهحسابی به پر و پای چند بسکتبالیست پیچیده بود، تهدید جانی شد.

بهاو گفته بودند، اگر دنبال پروندههای دوپینگ بسکتبالیستها باشی، پدر ومادرت باید جنازهات را تحویل بگیرند. وقتی این تهدیدها به شکلی جدی رخنمود، خبرنگار مورد نظر از ترس اینکه زندگیاش را از دست دهد، خود را ازآن پرونده کنار کشید تا شاید آرامش یابد.

البته تا مدتها پس ازکنارهگیری این خبرنگار از پرونده دوپینگ، هنوز مورد تهدید واقع میشد تااینکه کمکم این ماجرا به فراموشی سپرده شد.



[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

24فروردين1388