پدیده تلویزیون در نوروز امسال برنامه «كلاه قرمزی٨٨» بود كه در غیبت مجموعه ای كه بتواند مخاطب را پای تلویزیون بنشاند،نسل های مختلف را با ستاره های دهه ٧٠ سینما و تلویزیون پیوند داد.
بههر حال برگ برنده نوروزی تلویزیون مجموعه «كلاه قرمزی ٨٨» بود كه علاوه برجذب مخاطب كودك، بزرگترها را هم با خاطره های شیرینشان از این برنامه وشخصیت های دوست داشتنی اش آشتی داد.
«كلاه قرمزی» توانست پای ستاره هایسینما و چهره های محبوبی مانند امین حیایی، ابراهیم حاتمی كیا، آتیلاپسیانی و باران كوثری را به تلویزیون باز و از جذابیت حضور این چهره هااستفاده كند.فضا و حال و هوای مجموعه تازه زوج طهماسب و جبلی با مجموعهقبلی تفاوت زیادی نداشت، آنها این بار هم در قالب فضایی صمیمی و ساده بهكمك شخصیت هایی كه برای بچه ها محبوبند، نكات مختلف درباره روابط اجتماعی،خانوادگی و مسائلی كه بچه ها باید بدانند را مطرح می كردند. طنز خاص اینزوج كه با لودگی همراه نمی شد از امتیازهای این برنامه بود.طهماسب و جبلیبا تغییرهای ساده اما مناسب در مجموعه فضایی تازه به وجود آوردند. درمقایسه با «مرد دو هزار چهره» كه دنباله ای ناموفق بر یك مجموعه پربینندهبود، «كلاه قرمزی» مجموعه ای جذاب و شیرین بود كه امتیازهایش را از مجموعهقبلی نگرفته بود و به عنوان مجموعه ای مستقل، هویت و اعتباری جداگانهداشت. تهیه كننده سینمایی این برنامه و زوج طهماسب و جبلی با استفاده درستاز ارتباط های حرفه ای خود در سینما فضایی تازه در مجموعه به وجود آوردند.
بیشك خوشبین ترین بینندگان مجموعه های نوروزی گمان نمی كردند مجموعه هاینوروزی امسال این قدر ضعیف باشند و كلاه قرمزی و پسرخاله پس از یك دههدوباره به پدیده تلویزیون تبدیل شوند. پدیده ای كه ستاره محبوب نسلی تازهاز كودكان ایرانی شد.به گزارش مهر، در حالی كه پیش بینی می شد جدال حسنفتحی و مهران مدیری برای جذب مخاطب مهم ترین اتفاق تلویزیون در نوروزباشد، حذف زودهنگام فتحی و مجموعه «اشك ها و لبخندها» از این رقابت بازیرا به نفع مدیری تغییر داد. اما «مرد دو هزار چهره» در شرایطی كه هیچ یكاز مجموعه های نوروزی امسال نمونه قابل دفاعی نبودند، برگ برنده ای دركارنامه این كارگردان محسوب نمی شود.
«مرد دو هزار چهره» مانند اغلبدنباله ها نمونه موفقی نبود و جسارت و نوآوری موجود در «مرد هزار چهره» درمجموعه تازه مدیری دیده نمی شد. برخورد محافظه كارانه با موضوع ها وموقعیت ها در «مرد دو هزار چهره» جذابیت شوخی با مشاغل، مسائل و مشكلاتاجتماعی را از بین برد. بخش شوخی با فوتبال به دلیل جسارت نویسنده نسبت بهبخش های دیگر جذابتر بود كه این جسارت البته ارتباط مستقیم با فضای ورزشدارد.
فضای ورزش همیشه برای انتقاد و شوخی مهیاتر از حوزه های دیگر استو شرایط این فرصت را به وجود آورده كه مدیری با مسائل پشت پرده فوتبالمانند بازیكن سالاری، فساد مطبوعات ورزشی و... شوخی كند، اما طبیعی است كهاین جسارت برای برملا كردن واقعیتی كه در بخش های مختلف جامعه جریان دارد،وجود ندارد. «مرد دو هزار چهره» در شوخی با سایر بخش ها ناتوان ماند و بههدفی كه از یك مجموعه طنز انتظار می رود، نرسید.«ماه عسل» مجموعه شاد ومفرح خانوادگی به سبك و سیاق دیگر مجموعه های فلورا سام و مجید اوجی بود.نوع گره افكنی ها و تعلیق در «ماه عسل» غیرقابل پیش بینی و پیچیده نبود وبیننده از همان ابتدا می دانست قرار نیست قطب شر بر قطب خیر پیروز شود.نوع روایت، شخصیت پردازی و جنس شوخی ها در «ماه عسل» ساده و قابل درك واین ویژگی ممكن است برای گروهی كه داستان ها و روابط پیچیده را می پسندند،جذاب نباشد.
«عید امسال» چیزی فراتر از مجموعه های طنزی كه در این سالها به تقلید از مجموعه های موفق قبلی ساخته شده نداشت. داستان تكراری،موقعیت ها و شوخی های آشنا و اتكا به خلاقیت فردی بازیگرانی كه همهتوانشان را در این سال ها در دیگر مجموعه ها خرج كرده اند، طراوتی برایاین مجموعه باقی نگذاشت.مهمترین امتیاز مجموعه تیتراژ ابتدایی و ترانه آناست كه ایده و اجرایی خوب دارد و به دلیل تازگی و تنوعش جذاب است. معدودلحظه هایی كه مجید صالحی و علی صادقی تلاش می كنند به آنها رنگی از طنزبدهند هم عاملی است كه بیننده را پای این مجموعه می نشاند. اما «عیدامسال» برگ برنده ای برای بیننده اش ندارد تا او را غافلگیر كند.


ksabz