بنام یزدان

توصیه لئوناردو به نقاشان جوان
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


سرسخن

لئوناردوداوینچی در سال 1452 متولد شد.حرفه اش نقاشی بود و از خود آثار زیادی بهجا گذاشته است .اما لئوناردو علاوه براینکه نقاش بود ،مهندس،ریاضیدان،مخترع،معمار و نویسنده نیز بود .ازاین گذشته ،او دانشمندی بودکه نکاتمورد توجهش در زیست شناسی ،فیزیک و شیمی در 120 دفترچه ثبت شده است.همچنین داوینچی موسیقیدان موفقی بود و عود مینواخت.

اما دلبستگیهای فراوانش هرگز مانع خلق شاهکارهایش نبودند.در واقع،هدف بررسی های او،بخصوص در زمینه کالبد شناسی ،بهتر شدن نقاشی هایش بود .او به شدت معتقدبود که بابررسی آثار نقاشی دیگران تنها میتوان آثار کوچکی به وجودآورد،اما نقاشی که علاوه برآن در زمینه طبیعت پژوهش کند میتواند آثار هنریبزرگی خلق کند.

لئوناردو احساس میکرد که هنرمند نباید تنها بهنقاشی ظاهراشخاص بپردازد ،بلکه چنان که نوشته است باید تلاش کند «تاتصورات و نیات روحی اوراهم به تصویر بکشد»- به همین دلیل با کوشش زیادمیخواست که با نمایش جزئیات بدنی ،ویژگی ها و شخصیت افراد موضوع نقاشی رانیز به تصویر بکشد و این کار را به توصیه آلبرتی میکرد که میگفت:

«نقاشیمیتواند تماشاگر را به جنبش درآورد ،به این شرط که در تصویر،تاحدممکن،احساسات کسانی که نقاشی شده اند به وضوح نشان داده شده باشند»



بههمین دلیل برای مثال در تابلوی شام آخر (1497) لئوناردو بر خلاف سایرهنرمندان دوره رنسانس برای نمایش گنهکاری یهودا ،اوراازبقیه جدا نکرده استو یهودارا دربین سایر حواریون کشیده است .[برخی نیز به وجود مریم مجدلیهدر تابلو معتقدند]در عوض خیانت آتی او به مسیح به وسیله حالت صورت و وضعیتبدنی اش نشان داده شده است .صورت و بدن سایر حواریون نیز بیانگر احساساتآنهاست که از وحشت تا نگرانی و خشم و کنجکاوی متفاوت است
.







«توصیه زیر در دفترچه های لئوناردوداوینچی یافت شده است که خطاب به هنرمندان جوان است»





جواناندر ابتدا باید پرسپکتیو یاد بگیرند و پس از آن تناسب اجسام رابیاموزند.سپس باید ازروی بعضی آثار خوب کپیه برداری کنند تابا شکل هایظریف آشنا شوند .سپس ازروی طبیعت [کپیه برداری کنند]تاباتمرین قوانینی راکه یاد گرفته اند تثبیت نمایند.....سپس هنر خودشان را بکار ببندند..... .



براینقاش لازم است که کاملا با اندامهای بدن برهنه ،درتمام موقعیت ها و وضعیتهای ممکن آشنا شود و کالبد شناسی عضلات ،استخوان ها،رباط ها و رگ و پی رابه خوبی بداند... .

نقاش...بایدتنها بماند...هنگام تنهایی به واقعارباب خودتان هستید و اگر یک همراه داشته باشید،نصف خودتان هستید و بهتناسب تعداد همراهان،این میزان کمتر میشود....واگر همراهان زیادی داشتهباشید ،به این نقص،بیشتر دچار میشوید.... .



ذهن نقاش بایدشبیه آینه باشد که همان رنگهایی راکه میگیرد ،باز می تاباند وباید باتصاویر همان تعداد اشیایی که در مقابلش قرار گرفته ،پر شده باشد....شمامیتوانید نقاش خوبی باشید ،اگر بتوانید با هنرتان هر نقشی را که طبیعتایجاد کرده ،نمایش دهید.و شما قادر به این کار نخواهید بود ،مگر اینکهآنهارا ببینید و در ذهنتان ثبت کنید.ازاین رو هنگامی که از دشت میگذرید،به چیزهای مختلف توجه کنید و مجموعه ای از کیفیت های [مختلف] را در ذهنفراهم بیاورید.

[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]



نویسنده و گرداورنده:مرداویز

منبع:رنسانس The Renaissance –

جیمز آ.کوریک james A.Corrick

Lucent Books. 1998

تصاویر:مرداویز