نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: هري پاتر يك داستان پر داستان

  1. #1
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    هري پاتر يك داستان پر داستان

    قسمت اول از مقاله :

    من یكی از خوانندگانمجموعه كتابهای هری پاتر و بینندگان فیلم های هری پاتر هستم. مدتی پیش كهتازه خواندن كتاب هری پاتر و قدیسان مرگبار را به پایان رساندم ،به نكاتیبرخوردم ، که بهتر دیدم این نکات را به خوانندگان جست و جو گرتقدیم کنم .
    شایسته است پیش از هر چیز به خلاصه ی داستان توجه فرمایید :

    * هزاران سال پیش در جامعه ساحران چهار جادوگر بزرگ به نام های گودریك گریفندور ، هلگا هافلپاف ، روینا رُوِنكلاو و سالازار اسلیترین به تاسیس مدرسه ای با نام هاگوارتزبرایآموزش سحر اقدام كردند . این چهار جادوگر كه چهار گروه را در مدرسهبهوجود آوردند ، بنا به سلیقه و تفكر خود به آموزش پرداختند . اما درمیاناینها سالازار اسلیترین به این عقیده داشت كه باید جادوگرانی را در مدرسه تعلیم دهیم كه دارای خون خالص جادوگری هستند ، یعنی پدر و مادر آنها جادوگر باشند (وانواعدیگر جادوگران به این صورت است كه : یكی از والدین جادوگر باشد ،یا هیچ یكاز والدین جادوگر نباشد و فقط فرزند ساحر متولد شده باشد ) آنسه جادوگردیگر با عقیده ی وی موافق نبودند بنابراین اسلیترین ازمدرسهخارج شد و قبل از خروج از مدرسه تالاری را در اعماق آن بنا كرد وهیولاییرا در آن نهاد و درب تالار را بست ، به امید اینكه روزی نوادهواقعی اشبرگردد و با باز كردن درب تالار، مدرسه را از وجود خون ناخالص پاك كند.


    * هزاران سال بعد از آن چهار جادوگر ، پسری به نام « تام مارلو ریدل »كهدارای استعداد جادوگری است همراه دیگر محصلین وارد هاگوارتز می شود وسالاول تحصیل خود را آغاز می كند . سالها می گذرد و آن پسر كوچك كهاینكنوجوانی شده ، متوجه می شود كه مادرش جادوگر و پدرش غیر جادوگر بوده ودرعین حال از خون مادری اش به سالازار اسلیترین می رسد . او در مدت تحصیلش در هاگوارتز دوستانی را در كنار خود جمع می كند . ‹ تام › برای خلاص شدن از ننگ نام پدرش كه یك غیر جادوگر بوده ، اسم خود را به « لُرد ولدمورت »تغییرمی دهد . او یك بار موفق به باز كردن تالار اسرار می شود كه در پیآن دختریبه وسیله ی هیولای آزاد شده از تالار ، كشته می شود . تام ریدلاز آنجاییكه زیر نظر یكی از اساتید خود به نام دامبلدور بوده موفق به باز كردن تالار برای بار دوم نمی شود و بعد از مدتی تصمیم به ترك مدرسه می گیرد . سالها بعد ولدمورت به همراه یارانش كه به مرگخواران معروفاندبا نیروی سیاه خود به جامعه جادوگری حمله می كنند و با اینكه بامقاومتهایی روبرو می شوند ولی باز به كشتار ادامه میدهند . پیش گویی رخ می دهدكه در آن گفته شده است كه كودكی به دنیا خواهد آمد ، كه ولدمورت را نابود می كند ،ولدمورتدر صدد كشتن آن كودك بر می آید و زمانی كه كودك یك سال دارد ،ولدمورت اورا پیدا می كند . ولدمورت پدر و سپس مادر كودك را به قتل میرساند . وزمانی كه می خواهد كودك را با طلسم مرگ به قتل برساند ، طلسم بهخودش بر میگردد و او نابود می شود ( به شدت ضعیف می شود ) . جهان جادوگریدوباره رویآرامش را می بیند .



    * پسرك یك ساله كه هری پاتر نامدارد، توسط جادوگران نماینده خیر به خاله اش سپرده می شود . هری پاتربزرگ میشود و در سن یازده سالگی به مدرسه جادوگری می رود و در مدت تحصیلدوستان ودشمنانی پیدا می كند . هری پاتر در مدت تحصیل بارها مانع ازقدرتمندشدن دوباره ی ولدمورت می شود ( كتابهای یك و دو ). ولی بالاخرهولدمورتپس از سیزده سال در برابر چشمان هری پاتر ، قدرتمند می شود ( كتابچهار ) .با اینكه هری ، بارها به جامعه جادوگری می گوید كه ولدمورت بازگشته ، ولیهیچ كس جز معدودی از جادوگران از جمله دامبلدور كه مدیر مدرسهی جادوگریاست و همچنین حامی هری می باشد این موضوع را قبول نمی كند .نبرد كوتاهیمیان دامبلدور و ولدمورت رخ میدهد( دروزارتخانه ) و ازآنجایی كه وزیر برای چند ثانیه ولدمورت را می بیند ،بازگشت ولدمورت راتایید می كند ( كتاب پنج ) . وزیر جادوگری عوض می شود ،پس از مدتی نبردیدر هاگوارتز ( مدرسه جادوگری ) رخ میدهد كه طی آندامبلدور ( حامی هری)كشته میشود ( كتاب شش ) . هری و دوستانش در جهتوظیفه ای كه دامبلدور بهآنان واگذار كرده دیگر به مدرسه نمی روند ، و ازسوی دیگر ولدمورتوزارتخانه ی جادوگری را تحت كنترل می گیرد ، و آموزش راكنترل میكند و دربرخورد با خون ناخالص جادوگری بسیار اهتمام می ورزدبالاخره هری برایمبارزه به مدرسه باز می گردد ، معلمین طرفدار هری ،مدرسه را از وجودطرفداران ولدمورت خالی و هاگوارتز را جبهه ی مقاومت میكنند ، مرگخوارانبه مدرسه حمله می كنند و جنگ در می گیرد بالاخره هری وولدمورت در مقابلهم قرار می گیرند و ولدمورت به دست او كشته می شود (كتاب هفت ) .
    این خلاصه ای بود از داستان هری پاتر كه با درج شماره كتاب آن را عرضه نمودم .

    داستانهریپاتر كه از چند كتاب تشكیل شده ، فراتر از یك داستان معمولی براینوجوانانو جوانان است ! این داستان كه در آن به شدت از قوه ی خیالاستفاده شده و درعین حال همچون اسطوره ها یك سیر منطقی را دنبال می كند دارای محتوایی مخفی و دور از خیال است ، محتوایِ پنهانِ این داستان دارای مضامین تاریخی و واقعی می باشد .
    بهعبارتدیگر داستان هری پاتر ، داستانی است خیالی درباره سحر و جادو ،جامعه یجادوگری ، رویارویی خیر و شر ، محبت و كینه ، عشق و سرخوردگی ؛ولی اینداستان به ظاهر خیالی دارای چندین لایه ی معنایی است كه سطحیترین لایه یآن ، كه برای همه قابل درك است ، همان مضامینی بود كه ذكركردم . وبایددانست كه لایه های پنهان داستان به طور ناخودآگاه در ذهنخواننده نقش میبندد و در جای خود نمود می كند .
    در اینجا به شرحاین لایه های پنهانپرداخته ام تا خوانندگانِ محترمِ مجموعه كتابهای هریپاتر ، بدانند كه چههدفی با نوشتن این داستان طولانی و درعین حال مجذوبكننده ، دنبال شده است. [ در قسمت اول مقاله تنها لایه ی تاریخی داستانبررسی می شود و در قسمتهای بعدی دیگر سطوح در داستان مورد بررسی قرار میگیرد]

    لایه اول : لایه ی تاریخی

    خانمرولینگچند رخ داد تاریخی را در لایه ای نسبتا طولانی از این داستان قراردادهاست . حوادثی كه در تاریخ معاصر اروپا رخ داده است :

    1. با اقدام آلمان در سال 1914 ، جنگ جهانی اول شروع شد كه كُشتار زیادی در پی داشت .
    1. o ولدمورتبه جامعه ی جادوگری حمله كرد . در این جنگ هم از طرف خوبی و خیر وهم ازطرف بدی و شر كشته های زیادی در جهان باقی می ماند .( اولین حمله یولدمورت، که هری کودک است ) [/*:m:arpvm7ie]
    2. آمریكا اگر چه اززمان شروع جنگ، هم پیمان متفقین بوده ، اما مدتی بعد یعنی در سال 1917رسما با قوای تازهنفس ، به نفع متفقین وارد جنگ شد كه در نتیجه حدود یكسال بعد از ورودآمریکا به جنگ ، آلمان شكست خورد و اثری از شكوه آلمانباقی نماند .
    1. oطبق پیشگویی كه در داستان ذكر شده: « پسری به دنیا می آید كه باعث نابودیولدمورت می شود» ، ولدمورت درصدد یافتن آن كودك بر می آید و زمانی كه ، آنپسر یك ساله را پیدا می كند(
      یك سال از ورود آمریكا به جنگ می گذرد
      )با طلسم مرگ بهاو حمله می كند ولی طلسم به خود ولدمورت بر می گردد ( هراقدام آلمانبرعلیه آمریكا ، بر ضد خودش تمام می شود ) و ولدمورت نابود میشود ، برخیمی گویند كه او مرده ولی برخی دیگر می گویند كه فقط ضعیف وناتوان شده است. [/*:m:arpvm7ie]
    3. آلمان پس از جنگ اول جهانی در صدد رشد و تجدید قوا برآمد ولی فشار های پیمان ورسای و كشور های اروپایی مانع از آن می شود .
    1. oولدمورتسعی می كند كه دوباره قدرتمند شود ولی با مقابله ی هری پاتر ( باپشتوانهی دامبلدور = مدیر مدرسه جادوگری هاگوارتز ) روبرو می شود ، كه اینمطلبدر دو كتاب یك و دو كاملا مشهود است ؛( هری پاتر و دامبلدور در اینجانمادمتفقین هستند .) [/*:m:arpvm7ie]

    4.آدولفهیتلر در راس حزب نازی در تلاش بود كه در انتخابات مجلس آلمان ، حزبنازیكرسی های بیشتری بدست آورد و همچنین قصد داشت ، به مقام صدارت اعظمیآلمانبرسد و این اقدامات هیتلر در راه كسب قدرت پس از سیزده سال پس ازشكستآلمان در جنگ جهانی اول (1918 ) شدت یافت( یعنی سال 1931 ، این زمانهیتلرو هم حزبیانش در صدد رسیدن به قدرت هستند ) و بالاخره حزب نازیدرانتخابات مجلس موفق می شود و مدتی بعد هم هیتلر به صدارت اعظمی آلمانمیرسد (1933) . انگلستان و در راس آن چمبرلن نخست وزیر انگلستان بهاینماجرا اهمیت نداد و توجهی به این جنب و جوش هیتلر نكرد ولی افرادیدرانگلستان و آمریكا بودند كه از این تحركات سیاسی آلمان نگران بودند ویكیاز آن سیاستمداران انگلیسی چرچیل بود .
    1. oولدمورتدر برابر چشمان هری پاتر ، پس از سیزده سال ضعف و دوری از جهانجادوگری ،دوباره قدرتمند می شود . ( ولدمورت پس از 13 سال قدرتمند میشود = آلماندر 1918 ضعیف می شود و در حدود 1931كههیتلر در حال قدرت گرفتن است ، آلمان رو به قدرتمند شدن می رود ) (بایددر نظر داشت كه خانم رولینگ نمی توانسته دقیقا سالها را ذكر كند و یامدتزمان های ضعف و قدرت ولدمورت را بیان كند زیرا كه این كار باعث لطمه

      دیدناصلداستان و سیر منظم آن می شود و باید بدانیم كه داستان ها و یا فیلمهاییكه به طور كامل سفارشی و برای كنایه به مطلبی هستند ، بسیار رسوا میباشدو آنقدر كه داستان هری پاتر مشهور و مقبول شده نمی توانست مقبول شود،برای نمونه می توان به فیلم ضد ایرانی 300 اشاره كرد كه از آغاز تاپایانبر ضد فرهنگ غنــی ایران است و همان طور كه می دانیـم فقط مدتی غوغابه پاكرد و بلافاصله تاریخ مصرفش به پایان رسید . ) ولدمورت در كتاب چهار،نماد آلمان قیام کرده برای رسیدن به قدرت، می باشد . هری پاتر پسازبازگشت به سوی دامبلدور كه در راس جبهه ی خیر است و به عبارتی نماد شعور جمعی جامعه ی انگلستان است،به او می گوید كه ولدمورت برگشته ( آمریكا به جامعه ی اروپا می گوید كهدرآلمان تغییرات مهمی در حال وقوع است ) و دامبلدور این سخن را باور میكند .ولی برخی از جادوگران كه در راس آنها وزیر جادوگری است این سخن راباور نمیكنند ( چمبرلن نخست وزیر انگلستان توجهی به قدرت گرفتن آلمان نمیكرد . )[/*:m:arpvm7ie]
    5.تلاش هیتلر برای بدست آوردن قدرت ادامهدارد و او در سال 1933 صدراعظم آلمان می شود . پس از ملحق شدن اتریش وچكسلواكی به خاك آلمان بهدست هیتلر ، اروپاییان متوجه خطر آلمان هیتلریشدند ،نخست وزیر انگلستان(چمبرلن ) از خواب غفلت بیدار شد والبته جامعهاروپا در راه الحاق كشورمورد نظر هیتلر یعنی لهستان سنگ اندازی كردند .


    1. oولدمورتقدرتمند شده و برای قدرت بیشتر تلاش می كند ( در كتاب 5 مشهود است) ،نبردی بین ولدمورت ( هیتلر ) و دامبلدور ( جامعه اروپا ) رخ می دهد وایننبرد كه بیشتر یك زور آزمایی است ( تلاش هیتلر برای الحاق لهستان بهشیوهی قانونی ) بالاخره بی نتیجه به پایان می رسد و ولدمورت متوجه میشوداین نبرد بی فایده است ، و از مقابل دامبلدور می رود ( هیتلر بهایننتیجه می رسد كه نمی تواند مانند دو كشور اتریش و چكسلواكی ، لهستانرابه راحتی ، بدست آورد . ) [/*:m:arpvm7ie]
    2. در آخر این نبرد كه در وزارتخانهرخداده ، جادوگران به همراه وزیر جادوگری وارد وزارتخانه می شوند و وزیردریك نگاه كوتاه ولدمورت را می بیند . و قدرت گرفتن ولدمورت را تایید میكند. ( چمبرلن به اشتباه خود پی برد ، و متوجه شد ، كه هیتلر در صددتوسعهقلمرو بوده ؛ البته همان طور كه می دانید توسعه قلمرو كاری استكهانگلستان سالها در پی آن بوده و بعد از اینكه ، از این كار دستكشیده- وباز آن هم به دلایل سیاسی نه برای راحتی ملت های تحت سلطه - دوست ندارداین اقدام را دیگر ملت ها انجام دهند ، زیرا قدرت گرفتن دیگركشور هاخارج از تحمل انگلستان است . )[/*:m:arpvm7ie]
    6. قدرتنماییهیتلر آغاز شده و تحركات نظامی او ادامه می یابد . حمله به لهستانآغاز میشود . مدتی بعد چرچیل به جای چمبرلن نخست وزیر انگلستان شد ، بایددانستكه قدرت انگلستان در آن زمان تقلیل

    یافتهووقتی فرارسید كه جای این كشور استعمارگر كهن را كشور قدرتمندی بگیردوالبته این از مدت ها پیش اتفاق افتاده و آمریكا جای انگلستان را درصحنهجهانی گرفته بود .
    1. o حملات توسط ولدمورت ویارانش شروعمیشود . وزیر سحر و جادو عوض می شود ، و‹ اسكریمجور ›بجای ‹ فاج › میآید و این همان جابجایی چرچیل با چمبرلن است . بههاگوارتز (هاگوارتز ،نمادی ازمكان هایی است كه مورد تعرض هیتلر قرارگرفت ) حمله می شود ودامبلدور به دست اسنیپ – از مرگخواران سابق -كشته می شود ( كتاب 6 ).این در حالی است كه در كتاب 7 می خوانیم كهدامبلدور ( نماد انگلستان ) مدتها قبل به وسیله ی طلسمی ضعیف شده ، وخودش به اسنیپ گفته كه تو مرابكش چون من مرگ را انتخاب كرده ام ( و اینهمان جابجایی قدرت جهانی ،آمریكا با انگلیس است كه با رضایت انگلیسانجام شد .) و بارها در اینمجموعه كتابها از قول یاران دامبلدور براییكدیگر نقل شده كه دامبلدورگفته : امید ما هری پاتر است . و این همانانتقال قدرت به آمریكا است واز نگاه متفقین پیروزی به دست آمریكا محقق میشود ( كتاب 6 ). [/*:m:arpvm7ie]
    7. هیتلرپس از به قدرت رسیدن ، به نظمبخشیدن امور پرداخت و این شامل آموزش هم شد. او آموزش را سازمان دهی كردو تحت كنترل گرفت . از سوی دیگر علاقه یزیاد هیتلر به خون خالص آریاییچیزی بود ، كه اكثریت مردم درباره ی آن میدانند . او در عزل و نصب مقاماتو سران كشوری و لشكری اصل و ریشه و بهعبارتی خون آریایی را در نظر گرفت .
    1. oدر سراسرداستان هری پاتر درباره ی علاقه ولدمورت به خون خالص جادوگری صحبتشده ودر كتاب 7 ، جامعه جادوگری نماد جامعه ی آلمان در نظر گرفته شده ووزارتجادوگری هم نماد دولت آلمان است . در این كتاب نوشته شده كهولدمورتافرادی را در وزارت جادوگری بر سر كار می گذارد كه به نوعی با اوهمراههستند و همچنین درباره اصل و ریشه كاركنان وزارتخانه بررسی می شود،همچنین آموزش در هاگوارتز به وسیله ی دست نشانده های ولدمورت كنترل میشود.[/*:m:arpvm7ie]


    8.آلماندر دو جبهه در جنگ بود و سرانجام هم از این دو جبهه مورد هجوم قرارگرفت .یاری زیاد آمریكا به متفقین باعث شد تا آلمان در جنگ جهانی دوم شكستبخورد. یكی از دلایل بزرگ شكست آلمان تمركز ندادن نیرو ها در یك جبهه بود.هیتلر با ایجاد چند جبهه ( شرق و غرب آلمان و همچنین آفریقا ) یكیازعوامل شكست خود را به دست خود ایجاد كرد .
    1. oیارانولدمورت به دستور او به هاگوارتز حمله می كنند و جنگ سختی در می گیردواین جنگ در حالی است كه ولدمورت در گوشه ای در حال تماشا می باشد وبهصحنه ی جنگ وارد نشده (عدم تمركز قدرت در جبهه نبرد دیده می شود ) وازآنجایی كه هنوز هری پاتر به دلایل ذكر شده در كتاب ( یافتن و نابودیدوهوراكسس باقی مانده ) آماده نبرد ، نبود ، اگر ولدمورت از غرور خود كممیكرد ، با یك حمله برق آسای خود به هاگوارتز می توانست شخصا جنگ را بهنفعخود تمام كند . ولی این غرور باعث شد كه او زمانی تصمیم به حمله بگیردكهدیگر این حمله آن تاثیر قبلی را كه می توانست داشته باشد ، نداشت (هریپاتر آماده نبرد با او شده بود ) . سرانجام ولدمورت در مقابل هریپاترقرار می گیرد (در داستان ، هری پاتر در جنگل به نزد ولدمورت می رودولی مااین رویارویی را در نظر نداریم زیرا به نظر من این بخش برای تكمیلسیرمنطقی داستان آمده ، ما رویارویی پایانی ولدمورت و هری پاتر را كه در

      هاگوارتزرخمی دهد ، در نظر داریم ؛ که البته در زمان رویارویی هری پاتر باولدمورتدر جنگل شاهد این هستیم که ولدمورت هری را به ظاهر می کشد ولیخودش هم کمیاز حال می رود ، و این را می توان به نوعی همان حملات به ظاهرموفقیت آمیزآلمان نازی بر ضد متفقین دانست که سطحی بود و هیچ نتیجه اینداشت ، چرا کهدر داستان می بینیم که هری به ظاهر ، وانمود به مردن میکند ) و این درحالی است كه از چند جبهه ی دیگر به یاران ولدمورت حملهشده ( موجوداتافسانه ای جنگل ممنوعه – سنتور ها _ از پشت سر ، و جن هایخانگی هاگوارتزاز سوی دیگر ) . ولدمورت در دوئلی كوتاه با هری پاتر ،كشتهمی شود ( ایننماد حمله ی عظیم آمریكا به آلمان است كه باعث شد آلمان درمدتی كوتاهنابود شود ) . [/*:m:arpvm7ie]
    2. در هنگام دوئل می بینیم که هری پاتربا طلسم خلعسلاح با ولدمورت مقابله می کند که باعث می شود که طلسمولدمورت به سوی خودشبرگردد و او بمیرد . و البته نکته ای در این بخشنهفته که آن را ، در لایهای دیگر ، بررسی می کنم . [/*:m:arpvm7ie]
    نکته ی قابل توجه در این لایه این است که زمانی که ولدمورت طلسمش به خودش بر می گردد ، چوب جادوی بزرگ که در

    دستش است به هوا پرتاب می شود و در اینجا است که با چنین توصیفی از خانم رولینگ رو برو می شویم :
    1. چوباز دست ولدمورت پرتاب شد ، چرخید و چرخید تا به دست اربابی ... رسید کهآمده بود تا بالاخره مالکیت کامل آن را در اختیار بگیرد .[/*:m:arpvm7ie]
    این چوب نماد « قدرت جهانی » است که از دست آلمان خارج و به دست آمریکا افتاد ، و چنان این صحنه توصیف شده که انگار از هری پاتر در جهان فردی بهتر وجود ندارد !
    همان طور که می بینید ، خانم رولینگ چطور یک واقعه تاریخی را در دل داستان جا داده است !!

    بسیار مهم :
    در كتاب گفته شده كه چهار جادوگر مدرسه هاگوارتز را بنا كردند كه نام آنها به این صورت نوشته شده : گودریك گریفندور - هلگا هافلپاف - روینا رونكلاو - سالازار اسلیترین .اگردقت كنید می بینید كه خواننده پس از خواندن این اسامی به این نتیجه میرسدكه هر اسم و فامیل با یك حرف الفبایی شروع می شود ، خواننده در ذهنخودمُخفف اسامی را می سازد : گودریك گریفندور GG – هلگا

    هافلپاف HH - روینا رونكلاوRR – سالازار اسلیترین
    SS
    و ناگهان خواننده متوجه می شود كه مخفف نام آخری SS است كه با معادل كردن این واژه با سازمان امنیتی آلمان نازی كهاساس (ss) نام داشت به این نتیجه می رسد كه همان طور كه اسلیترین فردظالمیبوده ، سازمان اس اس نیز یك سازمان مخوف بوده . این هم شیوه ایدیگر برایزنده کردن یاد یک سازمان اطلاعاتی است که به تاریخ پیوسته ؛سازمان اس اسمَخوف ترین سازمان امنیتی زمان خود بوده و مانند سازمان هایاطلاعاتی كنونیغَرب ، كشتار بسیار و زندانیان بسیاری داشته است .
    نکته ی جالب دیگر این است که نشانی که بر پیشانی هری ازاولین حمله ولدمورت به جا مانده ، همچون نشان صاعقه است ، و در فیلم هایهری پاتر هم این نشان را به وضوح می بینیم ، که به صورت یک s شکسته است ؛ علامت سازمان اس اس آلمان نازی دو s شکسته است که کنار هم قرار دارد !!؛ ولی این یادآوری برای چه لازم است ؟ چرا خانم رولینگ به این كار دست زده ؟


    چرا باید یک واقعه تاریخی را به این دقت در قالب یک داستان جا داد ؟!

    چرا باید در ناخداگاه خواننده تاثیر این چنینی گذاشت ؟!

    همانطوركه ملاحظه كردید ، خانم رولینگ با قلم جادویی خود سعی كرده هم سیرمنطقیداستان به هم نخورد ( همان طور كه دیدیم جامعه جادوگری در یك جاجامعه یاروپا را ترسیم می كند و در مقطعی كوتاه جامعه ی آلمان را ترسیممی كند ویا وزارت جادوگری در جایی دولت انگلیس را نشان می دهد و در جاییهم دولتآلمان را ) و هم یك موضوع تاریخی را در لابه لای واژه های اینداستان قراردهد . ولی چرا این موضوع تاریخی از دل تاریخ بیرون كشیده شدهو در پوششیجذاب به مردم جهان عرضه شده ؟
    آیا قصد زنده نگه داشتن یك اتفاق تاریخی كه به نحوی با موضوع هولوكاست ارتباط دارد در نظر بوده ؟
    آیاهدفاز آوردن این لایه ، اشاره به عاملینِ به وجود آورنده ی هولوكاست نیست، تااز این رهگذر ، به نحوی غیر مستقیم به هولوكاست اشاره كند ؟
    آیا هدف زنده کردن یاد و داستان هولوکاست نیست ؟
    در ادامه این مقاله با لایه ی تحلیل شخصیت ها در متن آشنا می شوید و نکات جالب دیگری را می خوانید.
    [HR]
    نویسنده و محقق: سید علیرضا واعظ موسوی - بر گرفته از تبیان
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  2. #2
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: هري پاتر يك داستان پر داستان

    قسمت دوم از مقاله [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    لایه ی تحلیل شخصیت ها
    یكیدیگراز لایه هایی كه باید به آن در این داستان توجه كرد چند بعدی بودنشخصیتهای این داستان است . البته این بخش ، یك بخش تكمیلی است برای لایههایدیگر داستان :

    • هری پاتر :
    در نمایی بسیار سطحی جادوگری است كه نماد شر ، را به دفعات نابود می كند . ولی ابعاد دیگر این شخصیت عبارت است از :
    یك ناجی :
    هریپاتر نماد یك ناجی است كه وظیفه اش نجات جامعه است . در سر راه بهكمالرسیدن این ناجی موانعی است كه این موانع در برخورد های تند و آزاردهنده یخاله و شوهر خاله و پسر خاله اش دیده می شود . این ناجی كه از سویمربیانماهری تربیت می شود امیدی است برای نجات جهان .
    این منجیهمچون حضرتموسی در یک محیط ناخواسته بزرگ می شود ( خانه خاله ی هری ) وهمچون مریممقدس ، گاه برای رهایی از دست فشار اطرافیانش ( شوهر خاله یخشنش ) بایدروزه ی سکوت بگیرد . این منجی مانند دیگر منجیان و دیگرقهرمانان تاریخ ،باید پالایش شود ؛ او باید تنها لکه ی آلوده در خود راکه باعث آشفتگی وعصبانیت های گاه و بی گاهش می شود ( انرژی پلیدی که درزمان کودکی به طورناخواسته از ولدمورت گرفته است ) را از خود بیرون کند واین تنها با یکخودکشی داوطلبانه ( در کتاب 7= زمانی که او در جنگل رو درروی ولدمورت قرارمی گیرد ) صورت می گیرد و او از این پس پاک به حساب میآید !
    آمریكا :
    همانطور كه در لایه قبلی توضیحدادیم هری پاتر در نمایی دیگر ، نماد آمریكا است. كه سعی در نجات جهان ازظالمین دارد . در این داستان گفته شده كه هریپاتر در برخورد با ولدمورت ( در یك دید كلی نماد دشمنان آزادی و در یك نمای كوچكتر نماد آلمان است . ) كمیازقدرت او را به طور غیر ارادی می گیرد ( جادوی سیاه ) و این نشان می دهدكهآمریكا رگه هایی از ظلم را در برخورد خود با جوامع اعمال می كند ولیهمانطور كه داستان سعی در القای آن دارد این خشونت و ظلم ، به صورت غیرارادیاز سوی آمریكا ( ناجی ) نشان داده می شود . و همان طور كه در داستانبه صورت

    بسیارواضح بیان شده ، هری پاتر از جادوی خلع سلاح استفاده می كند و با اینطلسماست كه در نبرد های خود پیروز می شود ( و در داستان از قول یاراندامبلدورنقل شده كه این جادو به نوعی امضا و مشخصه هری پاتر است ) در حالیكهولدمورت و یارانش بیشتر از طلسم مرگ استفاده می كنند . این نشان دهنده ی گفتار آمریكا است كه می گوید ما برای خلع سلاح به كشور ها حمله می كنیم و قصدمان فقط خلع سلاح است .
    ونكتهای دیگر كه باید به آن توجه كنیم این است كه هری پاتر در ابتدای سالدرزمان گروه بندی ، وقتی كلاه گروه بندی می خواست او را به گروهاسلیترینبفرستد ، هری چندین بار گفت كه اسلیترین نه ، واین همنشان می دهد كه آمریكا با اینكه دارای قدرت زیادی است ، طرف ظلم راانتخابنكرده و به صورت آگاهانه طرف خوبی و خیر را انتخاب كرده ! و این همنوعیخلاص شدن آمریكا از زیر فشار افكار عمومی را به دنبال دارد . زیرااینلایه ی داستان به همراه دیگر لایه ها در ذهن خواننده قرار می گیرد ودربخش ناخداگاه ذهن فرد خواننده اثر می گذارد !
    ولی بهتر است سوالی در اینجا طرح شود : چرا پاتر ؟ چرا خانوم رولینگ چنین فامیلی را برای او انتخاب کرده ؟
    1. پاتردرزبان لاتین به معنای پدر می باشد . و این شاید اشاره ای به این دارد که،همه ی اقدامات آمریکا پدرانه و از روی دلسوزی است ![به علاوه نام هرینیزمخفف دو نام است یا مخفف هنری یا مخفف هرولد . معنای لغوی هنری،رئیسخانه و معنای لغوی هرولد ، رئیس ارتش است و هری پاتر می تواند ترکیبیازریاست ، قدرت ، محبت و جنگاوری باشد ] [/*:m:2z9k5awb]
    2. یکسِبقهی تاریخی هم می توان برای واژه پاتر پیدا کرد و آن در امپراطوری رومباستاناست ( قبل از میلاد ) که عده ای اشراف وجود داشتند که به خود لقبپاترسینمی دادند ؛ و این به معنای پدران است ، یعنی این افراد پدران ملتهستند . [/*:m:2z9k5awb]


    • دامبلدور ( مدیر مدرسه هاگوارتز ) :
    این شخصیت هم دارای لایه های معنایی است :

    یك حامی بزرگ :

    بهتناسبزمان دامبلدور نماد یك حامی قدرتمند است برای ناجی آینده ( هری پاتر) ولیباید دانست اگر چه او دارای وظایف سنگینی است و همچنین دارای قدرتزیادیاست که هری پاتر به او به دید یک الگو می نگرد ، ولی هیچ وقت نمیتواند جایناجی را بگیرد و فقط و فقط ناجی می تواند نجات دهنده ی جامعهباشد . حامیاز او مراقبت می كند و زمینه را برای رشد او فراهم می كند ودر زمان مناسبهم از كنار او می رود .

    اُسقف :
    در زمانهایی خاص دامبلدور باكمك چهره ای كه از او در داستان توصیف شده نقش یكاسقف را بازی میكند ، اوبا لباس های بلند و خاصی و با ریش سفید و بلندشدر مدت زمانی كه در داستانحضور دارد همچون یك اسقف به ارشاد دیگران میپردازد و نمونه های این ارشادها و راهنمایی ها را تحت عنوان سخنرانی هایدامبلدور در متن داستان داریمیعنی دامبلدور به ظاهر سخنرانیِ اول سالتحصیلی را انجام می دهد یا درجمع معلمین جادوگری صحبتهایی می كند ولیدر باطن به ارشاد آنان پرداخته وحتی بعضی از سُخنان او منحصر به داستاننیست بلكه توصیه هایی است كه در ذهنخواننده نقش می بندد و خواننده به طورناخداگاه آنان را در زندگی واقعی خودبه كار می گیرد .
    قدرت انگلستان :
    دامبلدور همچون انگلستان است كهنقش پدری آمریكا را بازی می كند و او رابه سوی رشد سوق می دهد و در زمانیهم كه قدرت خودش كم می شود صحنه را بهآمریكا ( هری پاتر ) می سپارد .

    • اسنیپ ( مرگخوار توبه كرده ) :
    اسنیپفردیاست كه در كتاب شخصیت او به زیبایی توصیف شده . او دارای شخصیت دوگانه استو به قول كتاب دوم یعنی در زمانی كه دارد اسنیپ را كه ، به همراهدامبلدورو فلیچ و هری پاتر در دفتر دامبلدور جمع شده اند توصیف می كند ،بیان میکند که :
    « نصف بدنش توی سایه و تاریكی و نصف دیگرش در روشنایی نور شمع ها قرار داشت » .

    همانطوركه می بینیم تصویری كه به طور خواسته یا ناخواسته ترسیم شده ، نشاندهندهمرموز بودن اسنیپ است ، او مرگخواری است كه در اواسط جنگ اول به طورمخفیبا دامبلدور ارتباط برقرار می كند و به او اطلاعات می دهد و در مدتزمان 13سالی هم كه ولدمورت ضعیف بود ، او در كنار دامبلدور كار می كرد وبهعبارتی توبه كرده بود ولی در عین حال ارتباطش را با مرگخواران دیگر حفظمیكند ، او در زمان برگشتن ولدمورت به طرف او می رود ولی به طور ظاهریوبعد از مرگش به دست ولدمورت ، معلوم می شود كه او همان زمان كه توبهكرده ،این توبه ، توبه ای واقعی بوده و با دامبلدور همراه بوده و برای اوكار میكرده .
    o اسنیپ در یك نگاه می تواند
    كشور ایتالیا
    باشدكه دراوایل جنگ جهانی اول ، از حلقه ی جبهه متحدین گسست و به متفقینپیوست (همكاری اسنیپ با دامبلدور در زمان حمله ی اول ولدمورت ) . و درنگاه دیگرمی تواند
    كشور شوروی
    باشد كه در جنگ جهانی دوم باهیتلر پیمان عدمتجاوز بست ولی درصدد حمله به آلمان بود ( اسنیپ ، در زمانقدرت گرفتندوباره ولدمورت در عین حال كه با او همراه شد ولی در واقع بادامبلدور بود) كه در این حال هیتلر از این قصد شوروی مطلع شد و پیش دستینمود و بهشوروی حمله كرد كه باعث حیرت شوروی شد ( در كتاب 7 می خوانیمكه ولدمورتبه وسیله ی مارَش ، اسنیپ را می كُشد ، البته باید به هماننكته ای كه درابتدای این مقاله اشاره شده است ، توجه كرد ، كه خانمرولینگ برای اینكهنمی خواسته سیر منطقی داستان ناقص شود این لایه ها راتا جایی كه امكاندارد در درون این داستان قرار داده ! )
    لایه ی بی خدایی
    یكی دیگر از مباحثی كه باید در این داستان به آن توجه شود ، فقدان وجود خدا تا آخر داستان است كه نشان دهنده ی انسان محوری و توجه به وجود محوریت انسان است.و این نكته بارها و بارها دیده می شود به عنوان مثال دامبلدور بارهامیگوید امید ما به هری پاتر است و یا ما لحظه ای را در این داستاننمیبینیم ( به جز آخر داستان و آن هم برای خالی نبودن عریضه ) كه از خداطلبكمك شود و هر امداد و كمكی كه رخ می دهد از سوی دوستان و حامیان بهیكدیگراست : یاری دوستان هری به او در اواخر کتاب یک ، كمك دامبلدور بههری درتالار اسرار ( كتاب دو ) ، و یا همراهی دوستان هری و به ویژه هرمیوندرکتاب سه ، كمك ارواح والدین هری به او در زمان برخوردش با ولدمورتدرقبرستان (كتاب چهار ) و ... از این قبیل می باشند ، البته در آخرداستانذكر شده است كه هری پاتر با امید به خدایِ آسمان ( یا لفظ امید به آسمان ها به کار رفته ) به ولدمورت حمله می كند . كه این می تواند نشان دهنده ی آن باشد كه امید

    همه به هری پاتر و امید هری پاتر ( آمریكا ) هم به خدا می باشد یعنی دروازه ی رسیدن به خدا ، هری پاتر است واینهمان دین گرایی دولتمردان و سیاست مداران آمریكایی است كه فقط ایمانرا ازسوی خود می دانند و در راه رسیدن به آن تلاش می كنند (مسیحیان تجدیدحیاتیافته ). البته چند اشكال در اینجا وارد است :
    اول اینكه ازآنجاییكه ، تا قبل از انتشار كتاب 7 بحثی در گرفته بود در مورد انسانمحوری وتوجه نكردن خانم رولینگ به وجود خدا در داستان ، شاید آوردن اینجمله « باامید به خدای آسمان » برای پایان دادن به این بحث بوده تا بهاهل فكر نشاندهد كه به وجود خداوند در داستان پرداخته شده است .
    امابا آوردن اینجمله در اواخر داستان یك نكته ی دیگر به چشم می خورد . و آناین است كه :چرا گفته شده خدایِ آسمان ، به بیان دیگر چرا از (یای) نسبتاستفاده شده .این یادآور چند خدایی و وجود الهه های چند گانه در حوزهتمدن غرب است .لازم به ذكر است كه غرب در حال رجوع به عصر اسطوره های خوداست كه همان عصرپیش از مسحیت است . این موضوع بارها و بارها در عناصرفیلم های گذشته یساخته شده توسط غرب دیده شده است .
    خانم رولینگمی توانست بجای اینواژه ( خدای آسمان ) ، واژه هایی مانند : خدای آسمانو زمین و یا خدایتوانا و یا خدای قدرتمند استفاده كند كه این اسامی صفاتخدا را كه در ذاتاوست نشان می دهد ؛ پس استفاده از چنین بیانی ، مشكوكاست .
    • قرار دادن این لایه در داستان باعث می شود كه ذهن خواننده با تبلیغاتِ محسوس آمریكایی ها و صهیونیست ها راحت تر ، همراه شود .
    ادامه دارد...
    [HR]
    نویسنده : سید علیرضا واعظ موسوی- برگرفته از تبیان
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  3. #3
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: هري پاتر يك داستان پر داستان

    لايه سوم : بي خدايي

    يكي ديگر از مباحثيكه بايد در اين داستان به آن توجه شود ، فقدان وجود خدا تا آخر داستان استكه نشان دهنده ي انسان محوري و توجه به وجود محوريت انسان است . و ايننكته بارها و بارها ديده مي شود به عنوان مثال دامبلدور بارها مي گويداميد ما به هري پاتر است و يا ما لحظه اي را در اين داستان نمي بينيم (به جز آخر داستان و آن هم براي خالي نبودن عريضه ) كه از خدا طلب كمك شودو هر امداد و كمكي كه رخ مي دهد از سوي دوستان و حاميان به يكديگر است :كمك دامبلدور به هري در تالار اسرار ( كتاب دو ) ، كمك ارواح والدين هريبه او در زمان برخوردش با ولدمورت در قبرستان (كتاب چهار ) و ... از اينقبيل مي باشند ، البته در آخر داستان ذكر شده است كه هري پاتر با اميد بهخدايِ آسمان ( يا لفظ اميد به آسمان ها به کار رفته ) به ولدمورت حملهمي كند . كه اين مي تواند نشان دهنده ي آن باشد كه اميد همه به هري پاترو اميد هري پاتر ( آمريكا ) هم به خدا مي باشد يعني دروازه ي رسيدن بهخدا هري پاتر است و اين همان دين گرايي دولتمردان و سياست مداران آمريكايياست كه فقط ايمان را از سوي خود مي دانند و در راه رسيدن به آن تلاش ميكنند (مسيحيان تجديد حيات يافته ). البته چند اشكال در اينجا وارد است :٭ اول اينكه از آنجايي ، كه تا قبل از انتشار كتاب 7 ، بحثي در گرفته بوددر مورد انسان محوري و توجه نكردن خانم رولينگ به وجود خدا در داستان ،شايد آوردن اين جمله « با اميد به خداي آسمان » براي پايان دادن به اينبحث بوده تا به اهل فكر نشان دهد كه به وجود خداوند در داستان پرداخته شدهاست . ٭ اما با آوردن اين جمله در اواخر داستان يك نكته ي ديگر به چشم ميخورد . و آن اين است كه : چرا گفته شده خدايِ آسمان ، به بيان ديگر چرا ازياي نسبت استفاده شده . اين يادآور چند خدايي و وجود الهه هاي چند گانه درحوزه تمدن غرب است . لازم به ذكر است كه غرب در حال رجوع به عصر اسطورههاي خود است كه همان عصر پيش از مسيحيت است . اين موضوع بارها و بارها درعناصر فيلم هاي گذشته ي ساخته شده توسط غرب ديده شده است .
    خانمرولينگ مي توانست بجاي اين واژه ( خداي آسمان ) ، واژه هايي مانند : خدايآسمان و زمين و يا خداي توانا و يا خداي قدرتمند استفاده كند كه اين اساميصفات خدا را كه در ذات اوست نشان مي دهد ؛ پس استفاده از چنين بياني ،مشكوك است .
    قرار دادن اين لايه در داستان باعث مي شود كه ذهن خواننده با تبليغات محسوس آمريكايي ها و صهيونيست ها راحت تر همراه شود .

    لايه چهارم : لايه ي ماورا

    يكي ديگر از لايه هايي كه بايد به آن توجه شود ، بنا شدن اين داستان بر پايه ي خيال و مسائل ماورايي است.
    متمركز كردن ذهن افراد به ماورا ، آنها را از توجه به زندگي عادي باز ميدارد و به عبارتي مشكلاتي را كه در زندگي انسان رخ مي دهد و او قادر بهمعنا كردن آنها نيست ، مفاهيم ماورايي به آنها معنا مي بخشد ؛ اين به آنمعنا نيست كه من به ماورا اعتقاد ندارم ، بلكه من بر اين خُرده مي گيرم كه، استفاده سو از ماورا براي توجيه هر چيزي اشتباه است . ترسي كه در وجودافراد از مسائلي غير قابل درك به وجود مي آيد و يا اتفاقاتي كه رخ مي دهدو جوابي براي آنها ندارد و آن را به ماورا نسبت مي دهد از كاركرد هاي اينقبيل داستان ها است . در داستان هري پاتر به دفعات با اين موارد روبرو ميشويم و حتي فراتر از آن خود داستان هم يك مُسَكِّن براي التيام درد ناشياز عدم شناخت طبيعت است .
    در كتاب ششم داستان هري پاتر ، زماني كهنخست وزير انگليس در حالتي مضطرب در اتاقش در حال قدم زدن است و به قتلهاي مرموزي كه عاملين آن پيدا نشده و يا فرو ريختن چند پل ، فكر مي كند وفشار افكار عمومي را بر روي خود حس مي كند ، ناگهان وزير سحر و جادو ظاهرمي شود و به او مي گويد كه اين حوادث رخ داده در جامعه ي انساني ، از سويجادوگران سياه مي باشد و هيچ دليل منطقي ندارد .
    اين مطلب كوتاهآنچنان در ذهن خواننده نقش مي بندد كه از آن پس درباره ي حوادثي كهدر جامعه اش و يا جهان رخ مي دهد و هيچ كس از دولت مردان قادر به پاسخگويي درباره علت آن نيست و يا نمي خواهند پاسخ دهند ، فرد اين اتفاقات رابه طور ناخوداگاه به مسائل ماورايي مربوط مي كند و به طرز جالبي از فشارافكار عمومي بر دولت مردان كاسته مي شود واين خواست سياستمداران غرب است .
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  4. #4
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    Re: هري پاتر يك داستان پر داستان

    لايه پنجم : اهانت

    وقتي ما به موشكافي لايه هاي معنايي داستانِ هري پاتر مي پردازيم ،اهانت بزرگي را به اسلام مي يابيم .
    شايد كساني اين برداشت را سياه نمايي بدانند ؛ پر واضح است كه ، شفاف سازي غير از سياه نمايي است .
    مناين داستان را چندين بار خوانده ام ، و فيلم هاي آن را ديده ام ؛ بي ترديداين داستان ، يكي از جذاب ترين و پرطرفدارترين داستان ها است . واقعا حيرتآور است : ايجاد يك فرهنگ و نمايش زندگاني جادوگران در داستان ، خلق اساميو مفاهيمي جديد و متناسب با داستان ، تصوير سازي هاي زيبا و جذاب در طولداستان و مهم تر از همه شرح خود داستان ، واقعا حيرت آدمي را بر مي انگيزد.

    زماني كه براي اولين بار به لايه ( منظور لايه هاي معنايينامرئي است كه در دل داستان نهفته شده ) تاريخي اين داستان برخوردم ،متعجب شدم ، بيشتر تامل و تفكر كردم و كم كم لايه هاي ديگر هم برايمنمايان شد ، زماني كه به لايه اهانت رسيدم ، متوقف شدم و تا چند روز ازنوشتن دوري كردم ، چرا كه مي ترسيدم به خطا رفته باشم و همه ي اينها يكنوع تاويل ذهني باشد ؛ اما جلو رفتم و به بررسي بيشتري پرداختم و هر روزبيشتر بر يقينم افزوده مي شد كه به واقع درست فكر كرده ام .
    شماخوانندگان گرامي و حقيقت جو ، كه تا حال صبوري كرده و لايه هاي پيشين راخوانديد ، اينك هم به دور از موضع گيري ، اين لايه آخر را هم بخوانيد وبعد خودتان تفكر كنيد ، اميد دارم به حقيقتِ چرايي پيدايي اين داستان ،برسيد .
    اينك اين تحليل را قبول نكنيد ، و فقط تا آخر بخوانيد . آنگاه تصميم بگيريد ...

    البتهپيشاپيش به جهت اينكه در روشن ساختن اين مفاهيم توهين آميز بايد بدون تكلفو با زبان علم سخن گفت ، به درگاه خداوند رحمان و رحيم پناه مي برم ، وليچه بايد كرد كه راهي جز روشن كردن حقايق وجود ندارد و اگر نگوييم آنها بهاهدافشان مي رسند ؛ من پايه هاي استدلال خود را ، مبني بر وجود اهانت دراين داستان به دين اسلام ، شماره وار مي نويسم :

    1 ) در داستانگفته مي شود كه بيش از هزار سال پيش ( ! ) ، 4 جادوگر بزرگ (!) ، مدرسه يجادوگري هاگوارتز را بنا مي كنند و يكي از آنها پس از مدت كوتاهي به خاطراختلافاتي ، مدرسه را ترك مي كند (!) . و قبل از خروجش از مدرسه تالاري رادر مدرسه بنا مي كند و در آن هيولايي قرار مي دهد و مي گويد كه نواده ي منمي آيد و منويات و خواسته هاي مرا دنبال مي كند .
    اگر توجه كنيم ميبينيم كه گفته شده 4 جادوگر بزرگ كه يكي از آنها با بقيه مخالف بود !!اين اولين جرقه ذهني من براي رسيدن به لايه اهانت بود و بعد از آن با توجهبه پايه هاي استدلالي ديگر و شواهد ديگري كه در داستان وجود دارد ( و بهآنها اشاره مي كنم ) به وجود لايه ي اهانت كننده به دين اسلام پي بردم .
    اين چهار جادوگر نماد وقيحانه اي از چهار خليفه راشدين اسلام است !
    اين تشبيه به نوعي تشبيه دين اسلام به جادو است و چهار خليفه راشدين ، بهچهار جادوگر تشبيه شده اند و اين تشبيه زشت ، هم مي خواسته اختلاف اندازيكند و هم ، در كل ، اصل اسلام را باطل و جادو به حساب آورد . ( همان حرفيكه اشراف جاهلي در ابتداي بعثت ، به محمد –ص- تهمت مي زدند و در طولسالها و قرن هاي بعد هم افرادي بر آمدند كه چنين ادعايي كنند . كدام ادعا؟ ادعاي سحر بودن كلام پيامبر و جادوگر بودن خود پيامبر ! )

    بنايمدرسه توسط چهار جادوگر در حدود 1000 سال پيش ، همان بناي حكومت اسلامياست ( كه بيش از هزار سال از زمان ايجاد آن مي گذرد ) و ايجاد يك تالاردر اعماق مدرسه ( به صورت پنهاني ) ، نشان دهنده ي تفكر و انشعابشيعه مي باشد ! كه از ديد ديگر خلفا باطل انگاشته شده است ( همان طور كهسه جادوگر اين داستان ، در برابر ساخت اين تالار موضع گرفتند ) . و اينتصوير هم ، همين مسئله را در ذهن ايجاد مي كند ، كه : همانطور كه سهخليفه نخستين ، با امام علي (ع) مشكل داشتند ، اين سه جادوگر هم ، بااسليترين مشكل داشتند ؛ و اين قياس بي شرمانه به طور برنامه ريزي شده اي ،در ذهن خواننده ، نقش مي بندد .

    2 ) از سوي ديگر در داستان آمده است :
    جادوگر جدا شده از بقيه ، گفت : نواده ي من مي آيد و اهداف مرا دنبال ميكند و ديديم كه ولدمورت آمد ؛ او يك دوره قدرت راني كرد و سپس ضعيف شد وغايب شد (!) و پس از مدتي دوباره قدرت گرفت و در كنار مقبره پدرش (!) ظهوركرد (!) . آن نواده كيست ؟! مهدي ( عج ) ( پناه بر خدا )
    و اگر اينتشبيه زشت را ، با لايه ي اولي كه در ابتداي اين مقاله ذكر شد ، تطبيقدهيم ، اثري كه در ذهن خواننده ايجاد مي شود اين است : ولدمورت همان طوركه درباره ي آن توصيف شده هم ظالم است و هم خواسته و اعمالش همانند هيتلر(= خونريز ) است ( خلوص خون = نژاد پرست است ) . و از سوي ديگر وقتيخواننده اين توصيف هايي كه ما در اين لايه اخير موشكافي كرديم را در نظرمي گيرد ، اين سه شخصيت خيالي ، سياسي ، الهي را در كنار هم قرار مي دهد وبه عبارت ديگر اين سه شخصيت را يكي مي داند و به اين نتيجه ي ذهني مي رسدكه هر سه شخصيت يك نوع افكار و كردار دارا هستند !! و آن شخصيت الهييعني امام زمان ( عج ) ، هم به يك شخصيت جادويي تشبيه مي شود و هم به يكقاتل شناخته شده ي تاريخ !
    شايد گفته شود كه : خب ، فرض مي كنيم كههمه ي اين لايه هايي كه تا حال ذكر شده ، درست است ، اما چطور اين لايه ها، در اذهان خواننده ها نقش مي بندد ، و به عبارت ديگر تاثير آنها چيست ،با توجه به اينكه از اين همه خواننده ، فقط نويسنده ي اين مقاله آنها رادرك كرده ؟!!

    پاسخ روشن است . علم پيشرفت كرده . و قدرتمندان عالم، راه تسلط بر افكار را ، كه راه تسلط بر افراد است دريافته اند !. اگرافكار در دست گرفته شود ، افراد هم در اختيار خواهند بود .
    اينك درجهان متمدن غرب ، اين اصل جادويي و سحر آميز رعايت مي شود و صاحبان سرمايهو قدرت ، براي آنكه به سود بيشتري برسند ، با روش هاي مختلف سعي در تاثيردر ذهن هاي عموم مردم و مخاطبين خود را دارند .
    خوانندگان عزيز اينمقاله ، بايد توجه داشته باشند ، كه اگر بنا باشد اين مقاله را ، كهدَرهاي تازه اي را باز مي كند بخوانيد ، بدون اينكه در جهان پيراموني خود، عميقا نظاره كنيد ؛ تاثري كه خواهد داشت اين است كه در مقابل من و اينمقاله موضع گيري مي كنيد .
    براي روشن شدن كارايي اين لايه ها ، در اين داستان ، توضيحاتي ارائه مي دهم :
    بهتر است شما هم محيط پيراموني خود را به دقت بيشتري ببينيد .
    ببينيد كه: در فروشگاه هاي غربي ، آهنگ هاي ملايمي گذاشته مي شود ، تا با تاثيرآرامش بخش خود به ذهن مشتريان ، آنها را هر چه بيشتر در فروشگاه نگاه دارد، تا خريد بيشتري انجام دهند !
    ببينيد كه : در رستوران هاي غربيموسيقي هايي پخش مي شود كه نسبتا تند است ( تا حدودي نُت هاي تند در آنبكار رفته ) ، تا با تاثيري كه بر ذهن مي گذارد ، مراجعينِ به رستوران راوادار كند كه سريع تر غذا را بخورند و رستوران را ترك كنند ، تا جا برايپذيرش مشتريان ديگر باشد !
    ببينيد كه : صاحبان سرمايه ، و كارخانهداران ، چنان از محصولات خود در تبليغات تعريف مي كنند و با موزيك هايمختلف ، و تصوير پردازي هاي خاص ، بر ذهن مردم تاثير مي گذارند ، كه فردناخودآگاه به اين نتيجه مي رسد كه اگر اين كالا را تهيه نكند ، جزو آدم هابه حساب نمي آيد !
    ببينيد كه : چرا يك كمپاني صهيونيستي ، كارِ به فيلم در آوردن داستان هري پاتر را بر عهده گرفت ( برادران وارنر ) !
    ببينيدكه : چرا در صدر اخبار ، داستان هري پاتر قرار مي گيرد ، با اينكه بسيارياز نويسندگان و محققان در غرب ، به دليل عدم همراهي با سياست ها غرب درانزوا هستند !
    ببينيد كه : هري پاتر فقط يك كتاب نيست . هري پاتر يك پروژه است !!

    بلهيك پروژه . هري پاتر فقط يك كتاب داستان نيست ، او اين چنين پروژه اي است: مجموعه كتابهاي تخيلي و جذاب به نام هري پاتر + اخبار هاي مداوم از گفتههاي رولينگ ( نويسنده كتابهاي هري پاتر ) و ديگر بازيگران فيلم ها + فيلمهاي هري پاتر + اعمال و كردار رولينگ و بازيگران فيلم ها + اخبار مختلفجهان كه به نحوي در پيرامون اخبار هري پاتر در دنيا مخابره مي شود + ... =رسيدن به هدف هاي بلندي كه ، تازه من بعد از دو سال بررسي ، بخشي از آنهارا دريافته ام و خدا مي داند ديگر چه اهدافي در پي اين پروژه وجود دارد !
    دوستان، پروژه ي هري پاتر را توضيح دادم ، حال بهتر است به جاي اينكه همه ي چيزها را من بيان كنم ، شما هم به دنبال آن برويد ؛ چرا كه هدف من در برخوردبا پروژه هري پاتر ، فقط بررسي مجموعه كتاب هاي هري پاتر است ، نه كلپروژه هري پاتر و مي خواهم روشن گري كنم ، نه اينكه پيرواني بسازم كههمچون طرفداران دو آتيشه ي هري پاتر ، كور كورانه از حرفهايم پيروي كنند وآنها را قبول كنند . اين را بايد دانست كه تاثيراتي كه ناخودآگاه ذهنافراد بر افراد مي گذارد ، بسيار اعجاب آور است .
    خودتان جست و جو كنيد :
    **پيدا مي كنيد كه بازيگر نقش هري پاتر ، يعني دانيل رادكليف بعد از مدتي كهبه عنوان هري پاتر معروف شد ، بازي در يك فيلم جديد را هم شروع كرد ، كهنامش my boy jack ( پسر من ، جك ) مي باشد ؛ و داستان آن در مورد يكياز سربازان متفقين است ، كه در جبهه هاي جنگ عليه آلمان شركت مي كند !!
    چرا بايد دانيل رادكليف ، نقشي اينچنيني ، در فيلمي تاريخي بازي كند ؟!
    از خود سوال كرده ايد ؟
    آيا اين همان تداعي و زنده نگه داشتن يك بُرش تاريخ نيست ؟ آن هم توسط يك بازيگري كه محبوب معاصرين شده ؟!
    .در لايه اول ، گفتم كه هري پاتر نماد آمريكا است و اينك مي بينيد اينبازيگري كه هري پاتر به نام او سند خورده ، در نقش يك سرباز متفقين بازيمي كند و فيلم ، شرح حال يك سرباز و خانواده اش را نشان مي دهد . همه ياينها پيشبرد اهداف پروژه هري پاتر است .
    در آن فيلم ، آقاي دانيل رادكليف با همان عينكي كه در فيلم هاي هري پاتر حاضر شده ، ايفاي نقش مي كند !
    شايدبپرسيد چه ربطي دارد ؟ ربطش اين است كه طبق همان پروژه هري پاتر ، يكيديگر از عوامل موثر در رسيدن به هدف ، اشيا حاضر در پروژه مي باشند . واين عينك خاص ، يعني عينك پنسي گِرد مشخصه ي خاص يهوديان است !! و به نوعيمُعرف و امضاي آنها است .
    چرا خانم رولينگ و تهيه كنندگان فيلم هاي هريپاتر و يا به طور كل مسئولين پروژه هري پاتر ، اين عينك را انتخاب كردهاند ؟ چرا خواسته شده هري پاتر ( دانيل رادكليف = الگو و سنبل نوجوانان وجوانان ) را يك يهودي جلوه دهند ؟ يا اصلا چرا يهود را مطرح كرده اند ؟

    **پيدا مي كنيد كه بازيگر نقش ولدمورت ، يعني رالف فيناس در سال 2008 درفيلمي با نام The Reader ( خواننده = كتاب خوان ) حضور دارد . او در اينفيلم نقش يك آلماني را بازي مي كند ! كه داستان فيلم شرح مختصري از دوراننوجواني و جواني اوست . اين نوجوان 15 ساله آلماني در برلين با يك زنآلماني اشنا مي شود ( داستان بعد از جنگ جهاني دوم را نشان مي دهد ) وبا اين زن ارتباط عاطفي بر قرار مي كند ، بعد از مدتي كه از او جدا ميشود و مشغول تحصيل حقوق مي شود ، روزي در دادگاهي حاضر مي شود و همراههمكلاسي هايش به عنوان بيننده در جايگاه قرار مي گيرند . او در آنجا زمانيكه نام متهم برده مي شود ، متهم را مي شناسد . هانا اشميت ، همان معشوقهاش كه مدتي را با او بوده . يك زن عضو سابق حزب نازي كه در اردوگاه هايمرگ آلمان كار مي كرده ! اين زن يكي از مسئولان انتخاب يهوديان براياردوگاه مرگ بوده !...

    چطور مي شود كه بعد از معروف شدن دانيلرادكليف به عنوان هري پاتر ، او بايد نقش يك سرباز متفقين را بازي كند (در حالي كه يهودي است ) و در مقابل ، رالف فيناس كه ولدمورتِ شناخته شدهاست و دشمن هري پاتر ، بايد نقش يك آلماني ارتباط بر قرار كرده با يك نازيرا بازي كند ؟!

    كمي فكر كنيم ... !

    شايد اين بازيگران ،روحشان هم از پشت پره ها خبر دار نباشد ، به عقيده من اينها مهره هايشطرنج هستند ، كه خودشان فكر مي كنند آزاد و مستقل هستند و بنا بهاختيارات و استعداد هايشان مي توانند عمل كنند ، يكي همچون سرباز فقط يكقدم مي تواند به اطراف برود و ديگري مانند وزير و رخ اختيارشان بيشتر است.
    اينها فقط جلوي پايشان را مي بينند ، و خبر ندارند كه توسط بازيگران توانا در حال به حركت در آمدن بر روي صفحه شطرنج هستند .
    مسئولينامر ، ساخت فيلم هاي هري پاتر را به كمپاني وارنر مي دهند ، و او بازيگرانرا با نظارت مسئولان انتخاب مي كند . و بعد از مدتي بازي ، اين بازيگرانشناخته شده به نحوي به سوي نقش هايي ديگر سوق داده مي شوند . در حالي كهفكر مي كنند آزادند ، و نمي دانند كه با زيركي تمام به آن نقش ها كشاندهشده اند ، تا تصوير روشني از زنده كردن تاريخ باشند . زنده كرده روياروييآمريكاي يهودي و آلمان نازي !!
    اين همان پروژه هري پاتر است .

    **چرا زماني كه دامبلدور ، به عنوان يك الگوي قوي براي خوانندگان در آمده وكودكان و نوجوانان ، او را دوست دارند ؛ خانم رولينگ به يك باره در اخباراعلام مي كند كه دامبلدور همجنسباز است ؟!!
    چرا خانم رولينگ يك الگو را خُرد مي كند ؟!
    برخي مي گويند ، شايد او واقعيتي را گفته . يعني به فساد كشيده شدن برخي از كشيشان .
    بسيارخوب ، اگر بنا به گفتن واقعيتي بود ، چرا آن را در دل داستان جا نداد ؟چرا اين واقعيت را زماني گفت كه دامبلدور يك شخصيت محبوب شده بود ؟
    اصلاسوالي ديگر ، شما خانم رولينگ يك نويسنده اي ، چرا حاشيه سازي مي كني ؟!!چرا بي دليل يك شخصيت داستان را كه همسان اسقفان كليسا است ، زماني به اوجمي بري و بعد به زمين مي زني ؟ خانم رولينگ شما مي خواهي دين داري را درچشم ها زشت كني و يا اينكه همجنسبازي را عملي شايسته نشان دهي ؟!

    **چرا چو چانگ دختر شرقي كه در داستان هري پاتر بود ، به يك باره كنارگذاشته شد ؟ در كتاب به نحوي سريع مهرش از دل هري رفت و هري از او گسست .اما در فيلم 5 ديديم كه او را يك خائن جلوه دادند .
    چرا بايد با يكشرقي اين طور برخورد كنند ؟ اين ورود سياست در ادبيات نيست ؟! اين نمادياز برخورد سواستفاده جويانه غرب نسبت به شرق نيست ؟!

    ** چرا همچون داستان عيسي ( ع) ، در داستان هري پاتر هم بايد يكي از ياران هري پاتر به او خيانت كند ( در ماجراي ارتش دامبلدور ) !
    ** خوانندگان عزيز مي توانيد اين سوال مرا پاسخ دهيد كه چرا در مجموعه كتاب ها از اسرار و رموز قديمي و اسطوره اي استفاده شده ؟
    مثلا چرا :
    *هري پاتر يك نشان صاعقه بر پيشاني اش دارد و چنان كه گفته شده ، اثري استكه در اولين برخوردش با ولدمورت از او بجا مانده . من قبلا گفتم كه شكلصاعقه ي رو پيشاني هري پاتر ، شبيه اس شكسته است ( البته اين نقش صاعقهدقيقا شبيه اس نيست ، چرا كه برعكس است ، ولي در برخورد اول اين را در ذهنتداعي مي كند كه شبيه اس است ) ، و دو اس شكسته نماد سازمان اس اس ( ss)آلمان نازي است ( يعني ولدمورت كه نازي صفت است در برخورد با هري پاتربخشي از قواي خود را به او منتقل كرده ) ، ولي نكته اي ديگر را نگفتم كهاينك مي گويم ، نشان رعد و برق ( صاعقه ) نشان مخصوص زئوس خداي آسمانِ ( وخداي خدايان ) يونان قديم است .
    صاعقه نماد قدرت و خدايي است . صاعقهسلاح زئوس بوده . و حالا سوال اين است چرا نشان صاعقه ، با اين وصفي كه ازآن گفتم ، انتخاب شده ؟!
    آيا خواستْ ، اين نبوده كه به هري پاترجلويي خدايي داده شود ؟! همان طور كه گفتم او نماد آمريكا است و آمريكادريچه هدايت و خوشبختي را از طريق خود مي داند ، و اين نشان صاعقه همتصديقي بر اين است كه آمريكا به راستي صورت و سيرتي خدايي دارد !!

    *چرا در كتاب 5 ، زماني كه دامبلدور و ولدمورت در حال جنگ هستند ، به نوعياز اركان چهارگانه سازنده هستي ( آتش ، آب ، باد ، خاك ) استفاده مي كنند؟! دامبلدور مجسمه ها ( از خاك ساخته شده اند ) را زنده مي كند و به سويولدمورت مي فرستد ، جنگ به وسيله آب و آتش ادامه مي يابد . و اين ماجرادر فيلم به زيبايي ، اما با تغيير به نمايش كشيده شده ؛ در آواخر فيلم 5مي بينيم كه اين عناصر چهارگانه توسط اين دو نفر عليه ديگري به كار مي رود!

    * چرا بحث تضاد دو رنگ سرخ و سبز در اين مجموعه داستان به وضوحنمايان است ؟! ( رنگ نور جادوي خلع سلاح سرخ ، رنگ گروه گريفندورهم سرخاست و رنگ جادوي مرگ سبز است ! سبزي كه رنگ گروه اسليترين هم هست ) درحالي كه مي دانيم اين دو رنگ در فرهنگ هاي مختلف با اينكه معنا هاي مختلفيدارند ، اما در هر حال هميشه در مقابل هم بوده اند . ( دليل آن در اينمقاله مجال نيست . بهتر است براي اطلاع بيشتر به كتاب هاي فرهنگ اساطير وعلائم مراجعه كنيد . )

    * چرا نمود و جولان هميشگي برخي از اعداد رادر طول داستان شاهد هستيم ؟ منظور اين است كه دائما از اعداد خاصي درداستان استفاده شده است . به عنوان مثال : چرا مجموعه داستان هاي هري پاتردر 7 جلد نوشته شده ؟ و چرا دوستان وفادار و همراه هري پاتر 7 نفر اند ؟چرا كه مي دانيم هفت عددي مقدس در فرهنگ سامي است . و از اين نمونه ها درطول داستان هم ، زياد به چشم مي خورد . ميتوانيد ببينيد ...

    * چراورد ها و جادو هايي كه خانم رولينگ در داستانش به كار برده ، يا ريشه درزبان لاتيني دارند و يا زبان عبري ( زبان يهوديان ) ! به عنوان مثال :جادوي مرگ كه آواداكداورا نام دارد ، ريشه اش از يك طلسم رايج در قرونوسطا است كه Abracadabra نام داشت ، و همين طلسم آبرا كدابرا(Abracadabra ) هم از عبارت عبري مقابل گرفته شده است = abreg ad habra بهمعناي صاعقه ات را تا زمانِ مرگ بفرست !
    و ما مشاهده مي كنيم: زمانيكه ولدمورت مي خواست با اين طلسم ، هري پاتر را بكشد ، به دليل طلسم محافظمادرش ، فقط يك علامت صاعقه بر روي پيشاني هري پاتر بر جاي گذاشت !!

    خوانندگان ، استفاده از اين رموز و ورد ها و الفاظي با پشتوانه ي قديمي و كهن ، چه رازي را از ما پنهان كرده ؟!!

    **خوانندگان عزيز به من بگوييد كه چرا در داستان هري پاتر آمده است كه :مدرسه هاگوارتز صد و چهل و دو پلكان دارد ، پلكان هايي كه روز هاي جمعه بهجاي متفاوتي منتهي مي شوند !
    چرا روز جمعه ، روزي منحرف كننده تداعي شده ؟
    چراپله ها بايد در همه ي روزها راهي براي رسيدن به مسير درست باشند ولي درروز هاي جمعه تغيير كنند و افراد را به جاي ديگري هدايت كنند ؟ چراخواسته شده روز جمعه را در ذهن ها بد جلوه دهد ؟!

    اين همان پروژه هري پاتر است .
    خوانندگان عزيز و فكور ، اينك شما پاسخ دهيد !!!

    به لايه پاياني ، يعني لايه اهانت بر مي گرديم :

    آمدننواده ي اسليترين و باز كردن درب تالار به وسيله ي او ، كنايه اي استكه نشان دهنده ي ادامه منويات حضرت علي (ع) به وسيله امام زمان است !

    3) نكتهي ديگر اين است كه رنگ لباس و پرچم گروه اسليترين ، سبز است و اين اشارهاي به رنگ لباس و پرچم ائمه و سادات است ! ( همه ي اين فاكتور ، به جهتتكميل هدف مورد نظر ، از سوي نويسنده ، در دل داستان گنجانده شده است )
    4) و نكته ي ديگر اينكه ، ولدمورت مي گويد ( در كتاب 2 = در تالار اسرارخطاب به هري پاتر ) كه نسبش به جدش سالازار اسليترين از طريق مادرش مي رسدنه پدرش . و اين مطلب هم گستاخي بزرگي است ، ما قبلا فهميديم كه خانمرولينگ از ساختن شخصيت ولدمورت چه هدفي داشته و با نوشتن اين مطلب كارشكامل تر مي شود . زيرا ما مي دانيم كه نسب امامان شيعه ( در اينجا هدفامام زمان است ) و به طبع آن سادات از طريق حضرت فاطمه (س) به پيامبر (ص)مي رسد نه از طرف حضرت علي (ع) ، ‹ زيرا حضرت فاطمه دختر پيامبر است ›. ( در يك نگاه ديگر خانم رولينگ اسليترين را كنايه از پيامبر مكرماسلام گرفته – چرا كه به علت بر هم نخوردن سير منطقي داستان ، خانمرولينگ در بيان خواسته هاي خود كمي با محدوديت واژه ها روبرو بوده _ )
    واين هم بحث نسب شناسي كه خانم رولينگ با مهارت و وقاحت تمام آن را بيانكرده . و چهره مشخصي را از امام زمان توصيف مي كند و آن را در اين داستانخيالي قرار داده .
    5 ) و يك دليل ديگرِ من ، براي اثبات وجود لايهاهانت در داستان اين است كه ، ولدمورت زماني كه دارد مجدد قدرت مي گيرد وبه عبارت ديگر ظهور مي كند ( در آخر كتاب 4 ) ، در كنار قبر پدرش ظاهر ميشود و موجوديت مي يابد !
    آيا نه اين است كه امام زمان ( عج ) در مكه ، شهر جدش رسول الله ظهور مي كند !
    مطمئنباشيد كه اگر خانم رولينگ مي توانست مفهومي همانند كعبه را در داستان جايدهد تا ولدمورت در كنار آن ظهور كند ( براي اينكه اين تشبيه ها بهتر شود )اين كار را انجام مي داد . ولي به دليل اينكه نمي خواسته همچون آثار رسوايديگر در جهان ، به باد انتقاد گرفته شود ، از مفاهيم سطحي و قابل درك دوريكرده است و به جاي آن مفاهيمي عميق را در داستان جاي داده كه تاثيرش بهمراتب از فيلم 300 و امثال آن بيشتر است .

    6 ) در كتاب 2 همتصويري توصيف شده است كه : باسيليسك ( مار عظيم الجثه و جادويي ) از دهانمجسمه سالازار اسليترين بيرون مي آيد . و همان طور كه مي بينيم نوشتن اينمطلب هم بي حرمتي است ، زيرا از آنجايي كه اسليترين در اين بخش داستاننماد پيامبر است ، از اين رو در اينجا سخنان پيامبر ، جادو و سحر دانستهشده و آن را به شكل ماري ترسيم مي كند .( خانم رولينگ يك جا اسليترين رانماد حضرت علي و در جايي ديگر نماد پيامبر اكرم دانسته است . در آخر كتابدو ، ولدمورت از نسبش و رسيدن آن از طريق مادر به اسليترين سخن مي گويد وبعد هم در برابر مجسمه اسليترين مي ايستد و با او سخن مي گويد ، پس در آخركتاب دو ، اسليترين نماد پيامبر است / ولي زماني كه در داستان بحث از 4جادوگر مي شود ، اسليترين كه چهارمين جادوگر است ، نماد خليفه چهارممسلمين است )

    7) در داستان هري پاتر گفته شده كه چهار جادوگر موسسهاگوارتز ، هر كدام يك معيار خاص براي انتخاب دانش آموزان خود داشتند :خلوص خون ، زيركي ، شجاعت ، تلاش . كمي دقت كنيد . متوجه مي شويد كه بهغير از خلوص خون كه تهمتي است كه به امام اول شيعيان زده شده ، بقيه ،صفات خلفاي اول تا سوم هستند .
    ابوبكر به زيركي و هوشياري شهره بود !
    عمر به شمشير زني و شجاعت ! ( يكي از سمبل ها و ميراث هاي گريفندور ، يك شمشير مرصع است ! )
    عثمان به تلاش و جهد در راه دين . دائما در حال عبادت بود و در زماني كه براي قتلش به وي حمله كردند در حال خواندن قرآن بود !

    اين هم شاهد ديگر من بر اثبات وجود لايه اهانت در داستان هري پاتر .

    8) تام مارلو ريدل ( Tom Marvolo Riddle ) ، حروف نام خود را به هم مي ريزدو جمله ي « من لرد ولدمورت هستم » ( I am Lord voldemort ) را مي سازد .جادوگران به اين معتقدند ، كه نام ولدمورت شوم است و نبايد نام او را بردو حتي جادوگران طرفدار ولدمورت هم نام وي را نمي برند به جهت آنكه براي آنحرمت قائل اند و به جاي آن از واژه ي لرد سياه استفاده مي كنند !
    اين هم يك بخش تكميل كننده ي ديگر لايه ي اهانت به اسلام است .
    زيرا نام امام زمان ، همام نام پيامبر است و اين نام به احترام به اينصورت نوشته مي شود « م–ح-م-د » و اين ، به هم ريخته شده ي واژه ي محمداست !! و زماني هم كه امام زمان ظهور مي كنند ، اين طور خود را معرفي ميكنند « انا بقيه الله »! و از سوي ديگر شيعيان به احترام ايشان ، نام اصليايشان را نمي برند و از كلماتي همچون : حجت ، مهدي ، بقيه الله ، امامزمان و ... استفاده مي كنند .
    و اين مفاهيم ذكر شده ، يعني نام بهمريخته شده و همچنين لقب و حرمت گذاري شيعيان در بردن نام امام زمان ، باوقاحت تمام در اين داستان بيان شده .

    9 ) در كتاب 1 هري پاتر؛ يكي از معلمين مدرسه هاگوارتز كوييرل نام دارد ، علاوه بر اينكه درداستان به طور عادي پاي او در ميان است ، در برخي مواقع هم درباره برخيخصوصيات او از جمله لكنت زبانش و نوع پوشش ، سخن رفته است ؛ من به لكنتزبانش كاري نداريم ( كه نشان از آرام بودن و ساده بودنش دارد ، در عيناينكه در آخر كتاب متوجه مي شويم همه آنها ظاهر سازي بوده !) من به سَبكِمعرفي لباسش كار دارم كه بسيار مشكوك است و خيلي هم بر روي دستاري كه برسرش مي بسته تكيه شده ، به نحوي كه چندين جمله در جاهاي مختلف داستاندرباره دستار وي نوشته شده است و من تعدادي از آنها را ذكر مي كنم :
    «پرفسور كوييرل كه دستار مسخره اي به سر داشت » ، « هري خواب ديد كه دستارپرفسور كوييرل را روي سرش گذاشته و دستار با او صحبت مي كند ، دستار به اومي گفت كه بايد به گروه اسليترين برود ، اما هري مخالفت مي كرد ، و دستارسنگين و سنگين تر مي شد . مي خواست آن را از سرش بر دارد ، اما دستار بهسرش قفل شده بود ، او سرش را درد مي آورد » ، « دستارش را نيز به گفته يخودش [ به گفته خود كوييرل ] يك شاهزاده آفريقايي ... به او هديه داده » ،« بوي سير از دستارش به مشام مي رسيد ؛ دوقلو هاي ويزلي مي گفتند ، اودستارش را پر از سير مي كند »
    چرا بايد اينقدر درباره يك موضوع به ظاهر بي اهميت در داستان بحث شود ؟ چرا بايد چهره بدي از يك دستار در ذهن ها نقش ببندد ؟
    جريان از اين قرار است :

    كلتوصيف ها اين را مي خواهد بگويد : او دستاري مانند هندي ها و يا بهتربگوييم مانند روحانيون مسلمان ، عمامه اي بر سر دارد و در آخر كتاب هم اوعمامه اش را باز مي كند تا ولدمورت كه درون سر اوست از پشت سرش با هريپاتر صحبت كند . اين توصيف هم ، توصيف هدف مندي است ، چرا كه علما وروحانيون مسلمان به جادوگران تشبيه شده اند و تصويري كه در ذهن خوانندهايجاد مي شود اين است : خواننده اين توصيف را مي خواند و با خود مي گويداين جادوگر شبيه روحانيون مسلمان است !
    10) بايد توجه كرد كه ولدمورتدر سر اين معلم ( كوييرل ) نشان داده مي شود و همان طور كه در همين لايهبررسي كرديم ولدمورت كنايه از امام زمان است ، پس با كنار هم كذاشتن ايندو توصيف اين طور در ناخودآگاه خواننده نقش مي بندد كه : وجود موعود فقطدر ذهن شيعيان است و وجود خارجي ندارد !

    *************************************************

    درپايان بايد اعتراف كرد كه داستان هري پاتر ، كاري فوق العاده و عالي است .و من در شگفتم كه اين نويسنده ي نوظهور چطور اين مجموعه را نوشته ؟! كاريقوي و جذاب .
    رولينگ هر منظوري را كه خواسته در اين داستان قرار دهد، با مهارت تمام به نحوي قرار داده كه يك كار صرفا اهانت آميز نباشد (همچون فيلم 300 و يا اسكندر و ... ) ، متخصصان فرهنگي غرب كه قصد تخريبفرهنگ هاي ديگر ملل را دارند ، سال به سال بر تجربياتشان افزوده مي شود ،و در كار هاي جديدشان به جاي اينكه يك سخن را مستقيم بيان كنند و يا اينكهآن را به نحوي غير قابل قبول در آوردند ، سخنان و اهداف خود را در لايههايي پنهان مي كنند ، تا در ناخودآگاه مخاطب بنشيند ( كه همانا ناخودآگاهقدرتمند تر و موثر تر است ) و بعد با فراهم آوردن ديگر قطعات پازل خود ،به هدف خود مي رسند .

    شايد بگوييد كه لايه ها را پذيرفتيم ، ولي اينها چه تاثيري در خواننده كتاب ها دارد .
    جواب شما اين است ؛ پروژه هري پاتر اين طور عمل مي كند كه :
    خواننده وقتي كتاب ها را خواند ، تصويري از يك انسان جاني و جادوگر ، كهبسيار قدرتمند است در ذهنش نقش مي بندد ( اسليترين ) كه مشخصه اش رنگ سبزبوده و گفته كه نواده من مي آيد و خواسته هاي مرا دنبال مي كند ، و بعدخواننده ، تصويري هم از نواده ي وي دارد كه فردي قاتل و آدم كش است ، اسميخاص دارد كه ديگران مي گويند اسمش شوم است و نبايد گفت ، ياراني دارد و باجبهه ي خير در جنگ است ؛ مدتي حضور دارد و به ناگاه ضعيف ميشود و غايب ؛ وبعد دوباره قدرت ميگيرد و در ميان يارانش ظاهر مي شود ( ولدمورت ) .
    خبتا اينجا اين تصوير ساده ، و بي هيچ كنايه و اشاره اي در ذهن خواننده بهوجود آمده است . در حركت بعدي فيلم ها ساخته مي شود و بر روي آنها تبليغمي شود . اين خواننده ، فيلم ها را مي بيند ، و آن تصوير ذهني كه ازولدمورت داشته ، با توجه به جادوي تصوير ( فيلم ) در ذهنش روشن تر مي شود، چرا كه ظلم و خشونت و قتل عام را حس مي كند و خود را با هري پاتر يكي ميبيند و در برابر ولدمورت موضع مي گيرد .
    هنوز هم اتفاق مهمي نيفتاده ، جز اين كه در ذهن خواننده تصاويري شفاف قرار گرفته .
    حالحركت ديگري در پروژه ي هري پاتر رخ مي دهد و آن اخبار جهان است . بلهاخبار جهان . در ظاهر هيچ ربطي به داستان هري پاتر ندارد ، ولي كامل كنندهي پازل پروژه ي هري پاتر است :
    شبكه هاي تلويزيون غربي ، با سفارشمسئولان پروژه ي هري پاتر ، اخبار مربوط به عزاداري هاي شيعيان را در ماهمحرم پخش مي كنند كه قطعا ، در تصاوير برداشتي ، پرچم هاي سبز هيات ها همدر نظر گرفته شده است ، سپس براي آگاهي بيشتر ببيندگان اخبار ،درباره حسين و جد او و واقعه كربلا توضيح داده مي شود و در كل شمايي كلياز دين اسلام را ارائه مي دهند ؛ كه موسس اين دين كه بوده و درباره نوه اشكه مهدي است چه گفته . از سوي ديگر اخبار انفجار هايي را در پاكستان ،عراق و يا انگلستان و... را نشان مي دهند كه گفته مي شود گروه هاي شيعياين كار را انجام داده اند ، و بعد از اخبار هم تحليل هاي ديگري پيراموناين ماجرا پخش مي شود و ... . كم كم در ذهن بيننده اين طور القا مي شود كهشيعيان اينها هستند ، با اين اعتقادات و اين تفكرات و اين موعود و اينپيامبر و اين سنبل ها و ... . و اين ببينده و به طور كل اين شهروند غربي (چرا مي گويم شهروند غربي ، به دليل اينكه اينها در زير بمباران اخبارمسموم هستند ) كه قبلا هم كتاب هاي هري پاتر را خوانده ، ناخود آگاه ،بدون اينكه بگويد ولدمورت ، امام زمان است ، در ذهنش اين همانند سازي رامي كند و بعد راحت تر حرف هاي دولت مردان غربي را كه مي گويند : شيعيانتروريست هستند ، را باور مي كند .

    مثالي ديگر براي نشان دادن كارايي ، اين لايه هاي معنايي :

    مثلازماني كه در جامعه درباره هلوكاست ، هيتلر ، خونريزي هاي هيتلر و اعمال ورفتار وي سخن برود ( همان علاقه ي مداوم يهوديان در زنده نگه داشتن يادهلوكاست ) ، افرادي كه داستان هري پاتر را خوانده اند ، از آنجايي كهمفهوم روشني از ظلم و ظالم در ذهن دارند و همچنين مشابه هيتلر را درداستان ديده اند كه اعمالش همچون هيتلر بود ( ولدمورت ) ، اعمالي چون :جدا كردن افراد با خون خالص از بقيه جامعه ، تصفيه مخالفين خود ، در دستگيري كامل آموزش و ...
    آن گاه ، بدون اينكه به صراحت بگويند كهولدمورت ، همانند هيتلر است ؛ ناخودآگاه با يهوديان همدردي مي كنند ، و ازاينكه فردي به دنبال تصفيه نژادي بوده تنفر پيدا مي كنند .

    اينبخش كوچكي از توضيح اين پروژه بود ، شما خوانندگان عزيز ، حتما به دنبالبررسي اين پروژه برويد كه در مقابل اقدامات غربي ها كه با اين محصولاتفرهنگي شان علاوه بر اهداف سياسي ، قصد نابودي هويت ملي ما ، دين ما وباور هاي ما دارند ، آماده تر باشيد .



    داستان هري پاتر در كل
    اينداستان هم زنده كننده يادِ واقعه ي مشكوك هلوكاست است و هم نشان دادن يكالگو و منجي ( آمريكا ) و هم منحرف كننده اذهان به ماورا الطبيعه و همچنينضربه زننده به اسلام است .

    به عقيده من ، در نوشتن و نشر اين داستان دو نظر ، به ميان مي آيد :
    يكي آن است كه ، از آنجايي كه يهوديان علاقه ي زيادي به مطرح كردن مباحثيدارند ، كه به اصطلاح مظلوميت قوم يهود را نشان دهد ( همچون جنگ جهاني دومو موضوع هولوكاست ، كه بسياري از مورخان مشهور غربي و همچنين يهوديان اهلتحقيق اين واقعه را ساختگي و دروغ القا شده از سوي صهيونست ها دانسته اند، تا صهيونست ها بتوانند آن را دست آويزي براي توجيه جنايات خود قراردهند . ) و يا اينكه قصد دارند ، تا مي توانند به اسلام ضربه بزنند ( كهاز زمان بعثت پيامبر شروع شده و در طول تاريخ ادامه داشته ) ، از اين رو ،خانم رولينگ سعي كرده است مضامين مورد علاقه آنها را در لايه هايي در اينداستان قرار دهد ، تا از اين رهگذر از حمايت هاي مالي و تبليغاتي آنها وبه طور كلي ، جهاني كردن داستان از سوي قدرتمندان ، بهره ببرد . و بهقول فردوسي شاعر پارسي گوي ايران :

    به گيتي هر آن كس كه نيكي شناخت به كوشيد و با شهرياران بساخت

    نظرديگر اين است : بعيد دانسته مي شود كه خانم رولينگ ، اينقدر توانايي ، در، سر هم كردن اين همه لايه با هم داشته باشد . چنانكه مي دانيم متوسطشاهكار ادبي در سن 54 سال و نيمي مي باشد و نهايتا هر فردي ماكسيمم ، سهاثر شاهكار در سه فاز متفاوت دارد . و اينكه ايشان در اين سن و آن هم باعدم نويسنده بودن در گذشته ، به يكباره هفت جلد كتاب ، با محتوايي سلسلهوار را به عنوان خروجي ادبي خود عرضه مي كند و همچنين اينكه ايشان اين همهاطلاعات داشته باشد و بتواند اين اطلاعات را به اين نحو كنار هم بگذارد ،ما به اين نتيجه مي رسيم كه حتما ، ايشان مشاوران بسيار حرفه اي در كنارخود داشته ، كه در اين كار به وي كمك كرده اند . و يا به عبارت ديگر ،اين اثر نوشته شد و سپس ، خانم رولينگ به عنوان نويسنده ي آن معرفي شد !!
    و ما بايد ببينيم كه خانم رولينگ ، چگونه كشف شده است ، و به عبارت ديگر رولينگ چگونه رولينگ شد ؟!
    شايد اين داستان ، خود هري پاتر ديگري شود !

    سيد عليرضا واعظ موسوي
    كارشناس تاريخ
    دانشگاه فردوسي مشهد
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ماجراي تبريك ميلاد حضرت امام مهدي (عج) در عربستان
    توسط Vesal در انجمن گفتار پراکنده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۱۵ مرداد ۸۸, ۰۰:۵۱
  2. يك داستان جالب
    توسط zhz در انجمن مطالب سرگرمی وطنز و خنده بازار
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۰۳ بهمن ۸۷, ۲۱:۲۸
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۶ تیر ۸۷, ۰۰:۲۶
  4. داستان يك شتر
    توسط hrg1356 در انجمن داستان و فیلمنامه و ...
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۰۷ مهر ۸۶, ۲۰:۴۳
  5. انعكاس گسترده سنگسار يك مرد در تاکستان
    توسط ganjineh در انجمن بایگانی اخبار حوادث
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۴ مرداد ۸۶, ۱۷:۱۶

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •