نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: وحشت در خانه 112

  1. #1
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    وحشت در خانه 112

    یکی ازمشهورترین و البته فجیع ترین پدیده تسخیرشدگی که در خانه ای واقع در منطقهامی تی ویل Amityville"" لانگ آیلند شهر نیویورک بوقوع پیوست و جهان را دربهت و حیرت فرو برد.
    از این ماجرا دو فیلم سینمائی و کتابی تحت عنوان"وحشت در امتی ویل" ساخته و و به رشته تحریر درآمد. کتاب مورد اشارهپرفروش ترین کتاب سال جهان گردید و به اکثر زبان ها ازجمله فارسی ترجمه شدو نخستین فیلمی که درمورد وقایع این خانه ساخته شد در میان ده فیلم پرفروشسال جهان قرار گرفت.
    گروه های متعددی از محققان علوم روحی در این محلحضور یافته و هریک تجربیات بدست آمده را همراه با مستندات ثبت شده بطورجداگانه به رشته تحریر درآورده و به علاقمندان علوم روحی ارائه نمودند.محققان مشهوری چون لورین و ادوارد وارن "Warren" که در آن رمان بعنوانمعروف ترین و با تجربه ترین زوج محقق روحی شناخته شده و تجربیات فراوانیدر زمینه هردو پدیده تسخیر اماکن و تسخیر فیزیکی توسط ارواح و نیز ماهیتهای غیر انسان کسب نموده بودند.
    نکته ای که باید به آن توجه نمائید ایناست که این یک گزارش یا شرح ماجرای ماورائی مشهور نیست و تصمیم دارم تا اززوایای مختلفی به این حادثه بپردازم تا اینکه شما عزیزان با دیدگاه هایمختلف و دلایلی که این دیدگاه ها بر پایه آنها استوار گردیده اند آشناشوید. به همین خاطر این مقاله در چند قسمت در معرض مطالعه شما علاقمندانبه علوم روحی قرار خواهد گرفت.

    v

    خانه شماره 112 بخش امیتیویل منطقه لانگ آیلند در حومه نیویورک بخاطر دو واقعه مشهور گردید. نخستبدلیل بروز جنایتی مخوف که به کشته شدن 6 تن از اعضای یک خانواده توسطفرزند ارشد منجر گردید و دوم بعلت تجربه وحشت آور خانواده لوتس که بعد ازوقوع آن حادثه در آنجا سکنی گزیده بودند.
    رونالد دیفئو "DeFeo" (پدر)در منطقه بروکلین نیویورک رشد نمود و پس از ازدواج در همان محله و دربنگاه معاملات اتوموبیل پدر همسرش مشغول بکار گردید. پشتکار فراوان باعثگردید تا در مدت کوتاهی سرمایه ای قابل توجه را پس انداز نماید و باافزایش درآمد تصمیم گرفت تا خانه ای جهت سکونت خود و خانواده اش خریدارینماید. لانگ آیلند بعنوان امن ترین منطقه نیویورک جائی بود که رونالد جهتسکونت انتخاب نمود و با کمی جستجو بالاخره موفق شدند تا خانه ای کلاسیک وبزرگ را که در بستر رودخانه امی تی ویل قرار داشت خریداری نماید.
    خانهای مجلل با اتاق های فراوان ، دو انباری و زیرزمین بسیار وسیع ، انبارقایق و اتاق های زیر شیروانی بسیار زیبا جای کوچکترین تردید در پرداخت کلدارائی باقی نگذاشت. خانواده 7 نفره دی فئو می توانستند تا در کمال آرامشدر این مکان زندگی نمایند. او هرگز نمی توانست تصور کند که این خانه که ویواژه "خانه آرزوها" را بر سر در آن نصب نموده بود چنان سرنوشت شومی رابرای وی و خانواده اش رقم بزند.
    ساعت 30/3 بامداد روز سیزدهم اکتبر سال1974 ، رونالد جونیور (فرزند ارشد خانواده) بطور ناگهانی اسلحه شات گانخود را برداشت و اول والدین و سپس خواهران و برادران خود را بدون لحظه ایدرنگ و با شقاوت تمام به قتل رساند. اینکه چطور هیچیک از اعضای خانواده باشنیدن شلیک اسلحه ای چون شات گان از خواب بیدار نشده بودند کماکان ازسئوالاتی ست که از آن ماجرای تلخ تا به امروز بدون پاسخ باقی مانده.رونالد جونیور هنگام دستگیری ادعا می کرد که هنگام جنایت بر خود تسلطینداشته و یک صدا او را وادار به قتل خانواده خویش نموده است. طبق معمولکسی به این ادعا توجهی ننمود و علت جنایت بروز جنون آنی و استعمالماریجوانا اعلام گردید و روانه زندان طولانی مدت شد. (اگر اشتباه نکردهباشم اواخر سال گذشته از زندان آزاد شد)
    مدتها پس از آن ماجرا این خانهمتروک باقی ماند تا آنکه بنگاه معاملات املاکی که وظیفه فروش این ملک رابر عهده داشت تصمیم گرفت تا این خانه را در لیست فروش خود قرار دهد. تااینکه در ماه نوامبر سال 1976 که مردم و اهالی تقریباٌ آن جنایت را فراموشکرده بودند شخصی بنام جورج لوتس "George Lutz" بهمراه همسرش کتی از آنخانه دیدن نمود. قیمت فوق العاده ارزان این خانه زیبا که در واقع کمتر ازنصف بهای واقعی آن محسوب می شد باعث گردید تا این زوج با وجود اطلاع ازحادثه بوقوع پیوسته به خرید آن اقدام نمایند.
    جورج تنها یک روز پس ازانتقال وسائل و لوازم خانه و هنگام حضور در زیرزمین چهره رونالد جونیور(قاتل) را درحالیکه به وی خیره شده بود در میان اثاثیه باقی مانده خانوادهدی فئو مشاهده نمود و به همین جهت بسرعت از آنجا خارج شد. او بعد از گذشتساعتی این مسئله را به خستگی ناشی از انتقال اسباب خانه و نیز اطلاع ازچگونگی وقوع آن حادثه و تمرکز بر روی آن مرتبط نمود و چیزی از این ماجرابه همسر خود نگفت اما شب هنگام هردو با شنیدن صدای موسیقی که به سبک قدیمیارتش در خانه طنین انداز شده بود از خواب پریدند اما به محض حضور در سالناین صدا قطع شد و با وجود تلاش فراوان نتوانستند منبع آنرا پیدا کنند.
    بروزپدیده هائی از این قبیل کتی (همسر جورج) را بر آن داشت تا از کشیش مانکوزو"Mancuso" که از قبل با آنها آشنا بود درخواست کرد تا به رسم اکثر کاتولیکها به منزل جدید آنها آمده و به تطهیر آن اقدام نماید

  2. #2
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: وحشت در خانه 112

    در قسمت قبل رسیدیم به آنجا که کتی لوتس با مشاهده پدیده هائی که ذکر شد تصمیم گرفت تا با پدر روحانی مانکوسو که آشنائی آنها با وی به سالها قبل باز می گشت تماس گرفته و از وی جهت انجام مراسم تطهیر که در میان کاتولیک ها و هنگام نقل مکان به خانه جدید رایج می باشد دعوت بعمل آورد. کشیش با دریافت پیام موافقت خود را برای انجام مراسم تطهیر اعلام نمود و فردای آنروز عازم امی تی ویل گردید. ذکر این موضوع ضروری ست که تمامی این وقایع از روی خاطرات و مشاهدات اعضای این خانواده ثبت گردیده است.
    وی به محض ورود متوجه جو سنگین خانه شد و فشاری غیر طبیعی بر روی خود احساس نمود. هرچه زمان بیشتری می گذشت این فشار افزایش می یافت . در طبقه دوم خانه بوی تعفن بسیار شدیدی احساس نمود و در همان حین ناگهان صدائی مهیب او را از ادامه کار بازداشت. هنگامیکه بدون توجه به آن صدا قصد داشت تا به ادامه مراسم تطهیر اقدام نماید بار دیگر آن صدا را شنید که اینبار وی را تهدید به مرگ می کرد.

    V

    مانکوزو نتوانست کار خود را پایان دهد و میزان ترس و فشار روحی باعث شد تا وی دعوت خانواده را جهت صرف شام رد کرده و بدون اینکه از وقایع رخ داده چیزی به آنها بگوید از خانه خارج شود. آنگونه که خانواده لوتس در خاطرات خود نقل می کنند ، کشیش مذکور پس از خروج از خانه دچار تب شدیدی شد و آن بوی متعفن خانه وی را فراگرفت.
    در سومین شب حضور خانواده لوتس هنگامیکه جورج و کتی کنار شومینه نشسته بودند ناگهان همان بوی متعقن فضا را اشغال کرد و صدائی تهدیدآمزی آنها را به ترک سریع آن خانه فراخواند. از آن پس بر وقایع غیر طبیعی خانه افزوده شد. آن رایحه متعفن همواره و در نقاط مختلف خانه احساس می شد ، باز و بسته شدن شدید درب ها و پنجره ها ، عبور سایه ها در نقاط مختلف خانه خصوصاٌ در طبقه دوم ، روشن و خاموش شدن وسائل الکتریکی و .... از جمله این پدیده ها بودند.
    دختر کوچک آنها چند روزی بود که از دوست جدید خود که جودی نام داشت صحبت می کرد و والدین او این صحبت ها را به حساب تخیلات دوران کودکی گذاشته بودند اما یکشب کتی با شنیدن مکالمه دخترشان که تنها در اتاق خواب خود حضور داشت وارد اتاق شد و آنچه دید موجودی شبیه به خوک بود که با چشمانی قرمز رنگ بداخل اتاق زل زده بود. با صدای فریاد کتی آن موجود ناپدید شد.
    شبی دیگر کتی هنگام شانه کردن موهای خود و از درون آئینه چهره زن سالخورده ای را بوضوح مشاهده نمود اما به محض آنکه صورت خود را به عقب گرداند آن زن ناپدید شده بود. کتی آنشب بزحمت توانست بر ترس خود غلبه نماید و بخواب رفت اما خواب موجودی شبیه به همان خوک را دید که سعی داشت بر وی غلبه کرده و وارد جسمش شود. در همان زمان جورج که کنار کتی بخواب رفته بود با شنیدن صدای فریاد کتی از خواب بیدار شد و با کمال تعجب کالبد کتی را که میان تخت خواب و فضای بالای آن شناور بود مشاهده نمود. وی با زحمت فراوان توانست کتی را بر سر از خواب بیدار نماید.
    این خانواده تنها 28 روز در آن خانه دوام آوردند و بیست و هشتمین شب حضورشان در حالیکه لباس خواب بر تن داشتند و بدون آنکه چیزی از خانه بهمراه خود ببرند با وحشت فراوان آن مکان شوم را ترک نمودند. وحشت آنها از وقایعی که در طول این مدت مشاهده و تجربه نموده بودند به حدی بود که حتی برای برداشتن اشیاء گران قیمت و پول موجود به آنجا قدم ننهادند. آنها حداقل خوش شانس بودند که بدون تحمل تلفات قادر به خروج از این خانه گردیدند.
    در قسمت بعدی به تحقیقات انجام شده ، نظرات مختلف دانشمندان روحی و دیگر کارشناسانی که بعد از این واقعه در محل حضور یافته بودند اشاره خواهم نمود.

  3. #3
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: وحشت در خانه 112

    خلاصه ای از وقایع خانه 112 بخش امی تی ویل را طی دو قسمت مطالعه فرمودید اما همانگونه که در قسمت نخست آن ذکر شد می خواهیم این ماجرا و تحقیقات انجام شده در آنرا از چند زاویه مورد بررسی قرار دهیم. بعد از انتشار کتاب وحشت در امی تی ویل و نیز اکران نخستین فیلم تحت همین نام ، خانواده لوتس از نویسنده و ناشر کتاب و نیز تهیه کنندگان فیلم شکایت کرده و ادعا داشتند که بخش های زیادی از آنها دچار تغییرات شده و جایگزین حقایقی گردیده که آنها طی 28 روز اقامت در آن خانه تجربه نموده بودند. از همین رو مجله نیویورک تایمز مصاحبه ای را در همان زمان با جورج لوتس انجام داد که در اینجا توجه شما را به آن جلب می کنم.
    گزارشگر: آقای لوتس از اینکه دعوت ما را برای انجام این مصاحبه پذیرفتید از شما متشکریم.
    لوتس: من هم از شما برای بیان حقایقی که طی 28 روز سکونت در آن خانه بر ما گذشت تشکر می کنم. دلیل اصلی شرکت من در این مصاحبه آگاه کردن مردم از وقایعی ست که در مدت 28 روز در خانه مزبور تجربه نمودیم . آگاه کردن مردم از دروغ هائی که در کتاب "وحشت در امی تی ویل" و نیز فیلم هم نام کتاب به آنها پرداخته شده و ارتباطی با اصل ماجرا نداشته اند.


    v
    v

    یکی از بخش هائی که در این مدت مورد توجه بسیاری از مردم قرار گرفت درمورد کشیش مانکوزو و اتفاقاتی ست که در حین و پس از خروج از خانه شما برای او رخ داد. برای شروع ممکن است در این رابطه توضیح دهید؟
    چند روز مانده به اینکه وارد خانه جدید بشویم با یکی از دوستانم مشغول گفتگو بودم. او که از ماجرای خانواده دی فئو باخبر بود به من پیشنهاد کرد تا قبل از استقرار در آن مکان با یک کشیش تماس بگیرم و او را جهت انجام مراسم تطهیر به خانه دعوت کنم. پدر روحانی مانکوزو را از زمان ازدواج خودمان می شناختم. او ضمن فعالیت در کلیسا از قضات دادگان عالی نیویورک بود و در انجمن ملی نیویورک هم بعنوان نایب رئیس انجام وظیفه می نمود و از همین جهت کمتر فرصت انجام چنین مراسمی را می یافت اما بخاطر همان آشنائی قبلی دعوت مرا پذیرفت و جهت دیدار با ما و انجام مراسم تطهیر به خانه ما آمد. او هنگام انجام مراسم مشخص بود که دچار ناراحتی گردیده اما چیزی از دلیل بروز این حالت خویش به ما نگفت. فقط درمورد اتاق بزرگ طبقه دوم از ما سئوال کرد که گفتم بعنوان اتاق تلویزیون و مطالعه از آن استفاده خواهیم کرد که این مسئله با استقبال وی مواجه شد. وقتی علت اینکه چرا از میان تمامی اتاق ها تنها درمورد این اتاق از من سئوال کرده گفت که هنگام انجام مراسم تطهیر در آنجا احساس نامطبوعی داشته است.
    آیا در نخستین روز ورود به خانه جدید با پدیده غیر طبیعی مواجه نشدید؟
    چرا. سگ ما در همان روز نخست و به محض ورود به محوطه خانه بدون دلیل شروع کرد به پارس کردن که این امر بی سابقه بود. برای همین او را به محوطه پشتی خانه بردم اما آنجا هم شدیداٌ احساس بی قراری می کرد. کمتر از یکساعت بعد که در خانه مشغول کار بودم ناگهان صدای زوزه وی را شنیدم و وقتی به جائیکه او را زنجیر کرده بودم رفتم دیدم که از شدت ترس قلاده ضخیم چرمی خود را پاره کرده و می خواسته از روی نرده های چوبی فرار کند که اگر کمی دیرتر رسیده بودم بدن او هنگام جهش از روی نرده ها تکه تکه می شد.
    قبل ار خرید خانه از ماجرائی که در آن اتفاق افتاده بود مطلع بودید. با اینحال نسبت به خرید خانه اقدام نمودید. ممکن است دلیل آنرا برای ما شرح دهید؟
    اول بخاطر قسمت فوق العاده آن. باور کنید وقتی از قیمتی که برای این خانه بزرگ و مجلل درنظر گرفته شد مطلع شدیم تمام اتفاقات و ماجرای دلخراشی که در آنجا رخ داده بود را فراموش کردیم. اول قیمت یکصدهزار دلار را به ما ارائه دادند اما وقتی ما دارائی خودمان یعنی هشتاد هزار دلار را اعلام کردیم در نهایت تعجب و بدون معطلی با آن موافقت نمودند. دوم زیبائی و امکانات خانه هم نقش پررنگی را در خرید آن ایفا نمودند. هنگامیکه با همسرم در خانه مشغول گشت و گذار بودیم لبخند وی حاکی از رضایت و قبول آن خانه با وجود شرایط خاص آن بود. همه بچه ها هم در بدو ورود به خانه احساس رضایت نمودند. ما قبل از خرید این خانه از حدود پنجاه خانه دیگر بازدید کرده بودیم که به هیچ عنوان قابل مقایسه با این خانه مجلل نبودند.
    بنظر شما دلایل بروز آن پدیده ها هنگام حضور شما در خانه 112 چه می توانستند باشند؟
    بگذارید اینگونه بگویم که اگر نسبت به تطهیر خانه اقدام نکرده بودیم معلوم نبود که هیچیک از ما بتواند زنده از آنجا خارج شود. پدیده هائی وحشتناک و بشدت خطرناک که از جانب ماهیت های مختلفی که از برخی از این ماهیت ها مطلع گردیدم انجام می پذیرفت اما تقاضا دارم از من درمورد این ماهیت ها هیچ سئوالی نپرسید چون ممکن نیست به آنها پاسخ بدهم. نکته دوم اینکه خواهش می کنم درمورد شب آخر و اینکه در آنشب چه بر من و خانواده ام گذشت هم سئوالی نپرسید. چون پاسخ به این سئوالات باعث خواهد شد تا مجدداٌ با مشکلاتی مواجه شوم که نه خواست من و نه خانواده ام می باشد.
    ادامه دارد

  4. #4
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: وحشت در خانه 112


  5. #5
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: وحشت در خانه 112


    در اینجا تصویر قاتل یعنی همان پسر ارشد خانواده را مشاهد میکنید

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •