اکثر افرادی که مشاهده می کنم منطق گرا و استدلالی هستند و حتی در اینامور بقول معروف مو را هم از ماست می کشند در حرف زدن ادم به حرکات حروفهم توجه دارند اما گاه مشاهدات قلبی فراتر از این حرف هاست حتی دیدن چیزهایی مثل نور و این چیز ها هم کلامی است . به منطق و قوانین کلام که نمیتوان ایراد گرفت حق این است که مطالب بر معیار دستورزبان ادا شود این هماساسا جزیی از دانش است و خرده گرفتن بر ان نفی حق است در در منطق و کلام. اما فراتر از این چیزهایی که ما فرا گرفته ایم عوالم حسی یا فرا حسیبرون از عالم کلام است انها حتی برتر از چیزهایی مثل دیدن اوب و امثال انهستند مثل دیدن تجلی خداوند عالمیان بر عالم . دیدن واقعی . کنار رفتنپردهای مادی و محو شدن همه ی قدرت های جهان در در تجلی قدرت خدا انوقتانسان قدرت او را به عینه می بیند دیگر از چه چیز مضطرب و یا ترسان باشداین کلمه ی بسم ا... که ما گاه درطی روز بارها ان را تکرار می کنیم در نظرمشاهد و ناظر حق چیزی غیر از ان است که ما می گوییم. کلمه ای که کوه بلنددر برابر ان با خاک یکی می شود و اسمان عظمت خود را در برابر ان به کرنش وحقارت عرضه می کند. ما ادمی کمال جو و قدرت طلبیم . یا دوست داریم قهرمانباشیم یا قهرمانان را به عنوان الگو های قدرت و مهارت و شکست ناپذیریدوست داریم . حتی این فیلم هایی که امریکایی ها می سازند و قهرمان کارکشتهو خبره یا گروه های مسلط به هوش و تکنولوژی فوق العاده با حوادث در همشکننده و یا موجودات مهاجم قدرتمند مبارزه کرده و بر انها پیروز می شوندرا هم دوست داریم از ضعف و ناتوانی و عقب ماندگی بدمان می اید . گماننکنید گاهی همین دانشی هم که ما فرا می گیریم تا عطر و بوی رتبه و قدرتعلمی نداشته باشد خیلی به ان روی اور نمی شویم خیلی از ما که در پیماوراءالطبیعه هستیم نهایتا یا از دست یابی به ناشناخته ها خوشمان می ایدیا بگونه ای می خواهیم به قدرت برتر دست پیدا کنیم قدرتی که پشتیبان و یاتحت امر ما باشدما دوست داریم با انگشت به سنگ اشاره کنیم خاکستر شود یاهر هیولایی در پیشمان زانو بزند و فرمان ببرد اما اگر خداوند بر جهانمتجلی شود و ان تجلی را بر دیدگان ما متظاهر سازد همه چیز حتی خودمان همراهم از یاد می بریم یک دلیل نترسیدن مشاهده کنندگان خدای تبارک و تعالیاز هیچ چیز و هیچ کس حتی مرگ همین است. سلیمان(ع) قدرتی در روی زمین نبودکه در اختیار نداشته باشد حتی بر وحوش وبهائم نیز تسلط داشت و بالاتر ازان موجوداتی از جن که یک تخت چند هزارکیلویی را (مربوط به ملکه سبا) فقطدر عرض چند ثانیه از یک مملکت دور بنزد سلیمان حاضر کردند اما ایا پیامبرخدا به این امور توجهی داشت؟ نه دلیل اینکه خداوند با قدرتش بر اومتجلی بود و او همه ی ان قدرت های اطرافش را در قدرت خداوند محو می دیداگر انسان تمسک پیدا کند به اسم اعظم خدای عالمیان ان وقت نه تنها بنا برمرتبه خود بر اشیاء و موجودات این جهان بلکه بر ان عالم نیز وقوف خواهدیافت البته قدرت در دست افراد نا اهل مثل شمشیر در دست زنگی مست است . واینکه گفتم اسم اعظم خدا یک چیزی نیست که هر بشر و نا بشری از ان مستفادگردد .ان بر همه کس پنهان و مستور است و فقط اشاره شده که در بعض ادعیهوجود دارد ان چیزی مثل یک کلمه و عبارت نیست که یکی برود ان را فرا بگیرداما کسی که در ان ادعیه موفق به کسب نور اسم عظیم و پنهان شود بنا برمرتبه خویش به قدرت هایی روحانی نائل می گردد که اشیاء و موجودات منقادوی خواهند شد این دیگر قدرت ان شخص نیست( اگرچه همین توانی هم که الان ماداریم از ما نیست) بلکه تظاهر قدرت خداوند جلیل است و اینکه می گویم هرموجودی در برابر ان شخص مطیع و منقاد می شود امری اشتباه است بلکه بایدبگوییم هر موجودی در برابر نور عظمت خداوند جلیل که در ان فرد مومن ظاهرشده خاضع می گردد می گویند کسی از حضرت عیسی آموخت که با اخلاص کامل نامخدا را از قلب به زبان برساند و بر روی اب راه رود در نیمه راه دراب فرورفت دلیل ان از جانب حضرت عیسی (ع) چنین بیان شد که شخص در ان لحظه به اینخودستایی افتاد که این من هستم که بر اب راه می روم و صاحب ان نور و کرامترا که خداوند عظیم بود از یاد برد . نقص ما همین است باید ظرفیت عبودیت مازیاد باشد که بتوانیم امانت دار ان نور و یا به عبارتی قدرت غیبیه باشیم .بخدا قسم من این حرف را برای خوب جلوه دادن خود نمی گویم اما دعایی استبسیار عظیم و جلیل المرتبه که گفته اند محمل اسم اعظم خدای جل جلاله است ومن بارها ان رابه عینه تجربه کرده و اثار ان نور عظیم و عالی را مشاهدهنموده ام و دیگران هم در بنده ی حقیر مشاهده کرده اند سر به سجده گذاشتهام و عرض کرده ام یاالهی از لطف و کرم تو در حیرتم من که جزعیب چیزیندارم که تو مرا به عوض حسن به این دعا پاداش داده باشی بندگان صالح ونیکوی تو کسانی دیگرند هربنده ی تو راکه می بینم از خود بهتر می بینم و برخوبی انان رشک می برم پس چگونه این دعا وامثال ان را بر من اشکار نمودی کهبخوانم در حالی که خواننده ان فرشتگان اسمان و احسن بندگان تو اند یاربشاید می خواهی وسعت عفو و رحمتت را بر بنده ای بنمایی که شایسته انچه تواز بندگان خویش خواسته ای نیست.
باور کنید گاه ان دعا را نمی خواندمکه مبادا پا را از مرتبه ی خاکساری فراتر نهم و نور هیبت نام اعظم و نهانخداوند کریم مرا در نظر دیگران معزز جلوه دهد و اگر گاهی ان را می خوانمجهت التماس حاجتی پیش خداست اما سعی می کنم بعد از خواندن ان دعا از خانهبیرون نیایم زیرا از مردم خوب شرم می کنم که این همه در راه خدا مجاهدتکرده و می کنندو خدا انها را دوست دارد و انوقت مرا که کوچک انها هستم بهدیده ی عزت نگاه کنند در حالیکه بی خبر باشند که آن نور از کجا به من حقیررسیده .فقط خواستم قدرت و نور دعا را عرض کنم که چون که اسم خداست همه چیزمنقاد و مسخر ان خواهند شد چه جن و انس و چه شیء. فقط اخرین نکته را متذکرمی شوم سامری در زمان حضرت موسی پر جبراییل را یافت و با ساختن مجسمه ایطلایی از یک گوساله و استفاده از قدرت روحانی ان پر که در ان مجسمه صداییاسمانی ایجاد می کرد بت پرستی راه انداخت ما باید مواظب باشیم که اگر بهفضائلی رسیدیم تشکر و بندگی امان به خدای مهربان بیشتر شود