نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

موضوع: رهایی از فلسفه ...

  1. #1
    مدیر انجمن SHAHRIAR-NOVIN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۲
    نوشته ها
    2,316
    سپاس ها
    5
    سپاس شده 12 در 10 پست

    رهایی از فلسفه ...

    به نام سلام


    ازآنجا که ذهن آدمی بنابرخلقت خدادادی ، به دنبال فهمیدن و دریافت دانش هایمتعدد است ، گهگاه انگیزه ای درونی انسان را تحریک می کند تا این رشته رافراگیرد .

    از سوی دیگر ، به اقتضای عقل خدادادی (خدادادی گفتیم تاتصور نشود که عقل را فلاسفه آفریده اند و دیگران فقط نقل را دارند و فاقدعقلند ) ،

    انسان برای پیمودن راهی که خود در آن قدم ننهاده بایداز کسانی که این راه را تا انتها درنوردیده اند و از پَست و بلند آن کاملاآگاهی دارند کسب نظر ومشورت و تجربه کند ؛

    لذا درصدد برآمدم تا از دیدگاهها و نقطه نظرات و تجربیات سودمند رهروان راه فلسفه کسب اطلاع کنم ، آنگاه تصمیم بگیرم .

    دراین مقال فقط سعی کرده ام ، قول کسانی را نقل کنم که در طریق آگاهی ازفلسفه ، سال های درازی از عمر خویش را صرف کرده اند و در این رشته صاحبنظر و مشارٌ بالبنان گشته اند .

    [HR]

    رهایی از فلسفه

    مردانبزرگی درتاریخ پیدا شده اند که راه دراز فلسفه را پیموده اند و برای آگاهییافتن از تعابیر و اصطلاحات و مفاهیم آن ، همواره شب ها و روزهای فراوانیرا صرف کرده اند

    تا بلکه در نهایت ، از این رهگذر به بوستان معرفتالهی و دریافت حقایق ماورائی برسند ، اما آنان پس از سال ها تلاش ، پایانراه را بن بست دیدند

    و در مقابل خویش دیواری عظیم و ضخیم رامشاهده کردند که از هیچ سویش روزنه ای به جهان ابدی و زندگی جاوید و حقایقآسمانی و قرآنی گشوده نیست .

    این بزرگان در این هنگام دو دسته شده اند :

    1- گروهیکه حاضر به اعتراف شدند و با جان و دل اقرار کردند که تنها راه سعادت ابدیو تنها طریق یافتن حقیقت ، همانا راه قرآن و حدیث است ، و فلسفه راه بهجایی ندارد .

    2- گروهیکه همچنان به بحث و گفتگو بر سر اصطلاحات و مفاهیم فلسفی باقی ماندند و بههمان مباحث ، دلخوش بودند و به توجیه ضرورت فراگیری این رشته پرداختند .


    ماباگروه دوم کاری نداریم و آنان را به دلخوشی خویش باقی می گذاریم ؛ اما ازبیان گروه اول ، نام و نوشته بزرگانی را به عنوان شاهد مثال می آوریم

    که خود ، نمونۀ اعلای بحث و تعلیم فلسفه بوده اند و سخنشان در این زمینه حجّت است، و از سر نا اگاهی و خامی سخن نگفته اند .

    (1)

  2. #2
    مدیر انجمن SHAHRIAR-NOVIN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۲
    نوشته ها
    2,316
    سپاس ها
    5
    سپاس شده 12 در 10 پست

    Re: رهایی از فلسفه ...

    1- ملاصدرا (979-1050 هـ ق)


    ایشان در مقدمه تفسیر سوره واقعه (که در سال های پایانی عمر خویش آن را نگاشت) می نویسد :

    «و انی کنت سالفا کثیر الاشتغال بالبحث و التکرار و شدید المراجعة الیمطالعة کتب الحکماء النظار حتی ظننت انی علی شئ ، فلما انفتحت بصیرتیقلیلا و نظرت الی حالی ، رایت نفسی ـ
    و ان حصلت شیئا من احوال المبدأو تنزیهه عن صفات الامکان و الحدثان و شیئا من احکام المعاد لنفوس الانسانـ فارغة عن علوم الحقیقة و حقائق العیان ، مما لا یدرک الا بالذوق والوجدان ،
    و هی الواردة فی الکتاب و السنة من معرفة الله و صفاته واسمائه و کتبه و رسله و معرفة النفس و احوالها من القبر و الیعث و الحسابو المیزان و الصراط و الجنة و النار
    و غیر ذلک مما لا یعلم حقیقتها إلا بتعلیم الله الا بنور النبوة و الولایة .
    والفرق بین علوم النظار و بین علوم ذوی االابصار کما بین ان یعلم احد حدالحلاوة و بین ان یذوق الحلاوة و کم بین ان تدرک حد الصحة و السلطنة وبینان تکون صحیحا سلطانا و کذلک مقابل هذه المعانی .
    فعلمت یقینا ان هذهالحقائق الایمانیة لا تدرک الا بالتصفیة للقلب عن الهواء و التهذیب عناغراض الدنیا و العزلة عن صحبة الناس و خصوصا الاکیاس ، و التدبر فی آیاتالله و حدیث رسوله و آله علیهم السلام
    و التسیر بسیرة الصالحین ، فی بقیة من العمر القلیل ، و بین یدیّ السیر الطویل .
    فلمااحست بعجزی و ایقنت انی لست علی شئ و قد کنت قنعت عن ضوء النور بظل و فیئ، اشتغلت نفسی لکثرة الاضطرار اشتغالا قویا و التهب قلبی لشدة الانضجارالتهابا نوریا ، فتدارکته العنایة الازلیة بالرحوت ،
    و نظرت الیهالعطوفة الربانیة بشئ من لوامع الملکوت ، فافاض علی من بحر الجود شیئا مناسرار الوجود و افادنی مظهر الخفیات و منور المنهیات بعضا من اسرار الآیاتو شواهد البینات .
    فاطلعت علی بعض اسرار التنزیل و حقائق التاویل .

    (صدر المتالهین شیرازی – تفسیر سوره واقعه - ترجمه محمد جوادی – چاپ خواندنیها – چاپ اول 1363 ش – انتشارات مولی ص 132 و 133 )


    ترجمه: « من پیش از این ، به تحقیق و مباحثه و مراجعۀ شدید به کتابهای فلاسفهسخت مشغول بودم ، تا جائیکه پیش خود احساس کردم چیزی شده ام و کسی هستم ؛

    اما وقتی که کمی چشم بصیرتم باز شد و به حال خود نگریستم ، دیدم که وجود از علوم حقیقی و حقایق آشکار ، تهی است ...

    علوم و حقایقی که در کتاب و سنت آمده ... و حقیقت آنها را نمی توان دریافت مگر به تعلیم خداوند ، و به نور نبوت و لایت .

    همچونشناخت خداوند و صفات و اسماء او ، و نیز کتاب های آسمانی و پیامبران را ،و همچنین شناخت نفس و حالات آن با قبر و قیامت و حساب و ترازوی اعمال وصراط و بهشت و جهنم و امثال اینها .

    و تفاوت میان علوم فلاسفه و علوم صاحبان بصیرت ، همان تفاوتی است که میان شنوندۀ معنی شیرینی ، و چشندۀ مزۀ شیرینی وجود دارد .

    ... پس به یقین دانستم که این حقایق ایمانی را نمی توان دریافت مگر به :

    ـ پاک ساختن نفس از هوی و هوس و اهداف دنیوی .

    ـ دوری گزیدن از مردم و به ویژه رندان ( رهزن دین و عقل)

    ـ تدبر در آیات خداوند و احادیث پیامبر اکرم (ص) و خاندان او ـ علیهم السلام ـ

    ـ پیروی از سیرۀ صالحان .

    آن هم در این باقی ماندۀ از عمر کوتاه ، در حالی که در برابر خود راهی دراز در پیش دارم .

    پس وقتی ناتوانی و عجز خود را احساس کردم و به یقین دانستم که هیچ چیزی نیستم ، و تا حال هم به جای پرتو نور ، به سایه و خیال دلخوش کرده بودم ،

    یکباره وجودم از کثرت اضطرار ، شعله ور گردید و قلبم از شدت ناراحتی دچار التهابی خاص شد .

    دراینجا بود که عنایت رحمانی خداوند ، قلبم را دریافت و عطوفت و مهر ربّانیبا انواری از ملکوت بر قلبم نظر افکند ، آنگاه از دریای جود ،

    اندکیاز اسرار وجود را بر من افاضه فرمود . خداوند آشکار کنندۀ پنهانی ها ، وروشن کنندۀ حقیقت اشیاء ، گوشه ای از اسرار آیات و نمونه های بینات را برمن افاده فرمود ،

    پس از آن بر اندکی از اسرار تنزیل و حقائق تاویل آگاهی یافتم »

    (2)

  3. #3
    مدیر انجمن SHAHRIAR-NOVIN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۲
    نوشته ها
    2,316
    سپاس ها
    5
    سپاس شده 12 در 10 پست

    Re: رهایی از فلسفه ...

    2- مرحوم امام خمینی (ره)

    اینپیشوای دلدادۀ حق و حقیقت ، و این عالم بی بدیل علم و معرفت ، با کمالتواضع و فروتنی و از سر اخلاص و راهنمایی ، سه سال پیش از رحلت خویش ،

    این چنین بر سالهای نخستین عمر خویش حسرت می خورد و می فرماید :

    «در جوانی که نشاط و توان بود ، با مکاید شیطان و عامل آن که نفس امّارهاست ، سرگرم به مفاهیم و اصطلاحات پر زرق وبرقی شدم که نه از آنها جمعیتحاصل شد نه حال .

    .... و چنان به عمق اصطلاحات و اعتبارات فرو رفتم و بجای رفع حُجُب ، به جع کتب پرداختم که گویی در کون و مکان خبری نیست ،

    جز یک مُشت ورق پاره که به اسم علوم انسانی و معارف الهی و حقایق فلسفی ، مطالب را ـ که به فطرة الله مفطور است ـ از مقصد بازداشته و در حجاب اکبر فرو برده .

    اسفار اربعه با طول و عرضش از سفر به سوی دوست بازم داشت ، نه از فتوحات فتحی حاصل ونه از فصوص الحکم حکمتی دست داد ؛

    چه رسد به غیر آنها که خود داستان غم انگیز دارد »

    امامخمینی ، آن بزرگ مرد عرصۀ علم و عمل ـ که خدای رحمتش کناد ـ خطاب به عروسخویش خانم فاطمه طباطبایی (همسر مرحوم حاج سید احمد اقا) که در س فلسفه میخواند این چنین هشدار می دهند که :

    فاطی که فنون فلسفه می خواند از فسلفه ، فاء و لام و سین می داند

    امّید من این است که با نور خدا خود را ز حجاب فلسفه برهاند !




    (از کتاب بادۀ عشق ـ گردآوری مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس سره ـ چاپ انتشارات سروش ، چاپ اول 1386 ش )

    ( همچنین ر.ک به کتاب صحیفه نور ، جلد 20 ص 20 ، که سفارش به تعلیم قرآن می کنند )



    (3)

  4. #4
    مدیر انجمن SHAHRIAR-NOVIN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۲
    نوشته ها
    2,316
    سپاس ها
    5
    سپاس شده 12 در 10 پست

    Re: رهایی از فلسفه ...

    3 - آقا علی مدرس زنوزی ( متوفی 1307 ق ) :


    « طریق نجات آن است که انسان پس از اطلاع بر رؤوس مسائل اعتقادیه ،

    بنای اعتقاد خود را بر این گذارد که هر یک از آنها که مطابق اعتقاد ائمه معصومین (ع) است معتقد باشد

    و هر یک از آنها که مطابق نباشد ، منکر .»



    بدائع الحکم : ص 278 چاپ سنگی ( 1314 ق )( به نقل از مکتب تفکیک محمد رضا حکیمی ، ص 320 )


    باید از آقای زنوزی پرسید اگر واقعا راه نجات آن است که هر چه مطابق رأی ائمه (ع) بود ، بپذیرد

    و هر چه نبود نپذیرد یعنی به تعبیر دیگر ، اگر علوم ائمه فراگیر تر از علوم دیگران است

    و در حقیقت میزان و معیار شناختن اعتقادات حق از باطل ، همان علوم ائمه است

    پس چرا انسان این سرچشمه های معرفت را کنار نهد و ابتدا به سراغ علومی که آمیخته ای از حق و باطل است برود

    و آنگاه دوباره به سراغ علوم حق برگردد ؟
    .
    (4)

  5. #5
    مدیر انجمن SHAHRIAR-NOVIN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۲
    نوشته ها
    2,316
    سپاس ها
    5
    سپاس شده 12 در 10 پست

    Re: رهایی از فلسفه ...

    امام خميني(ره):« فيلسوفان با براهين عقليه ثابت مى‏كنند حضور حق تعالى رادر هر جا، لكن تا آنچه عقل با برهان ثابت نموده، به دل نرسد و قلب به آنايمان نياورد، ادب حضور به جا نياورند، و آنان كه حضور حق تعالى را به دلرساندند و ايمان به آن آورده‏اند گرچه با برهان سر و كار نداشته باشند ادبحضور به جا آورند و از آنچه با حضور مولا منافات دارد اجتناب كنند. پسعلوم رسمى هر چند فلسفه و علم توحيد خود حجابند و هرچه بيشتر شوند حجابغليظتر و افزون‏تر گردد ..
    و چنانچه مى‏دانيم و مى‏بينيم لسان دعوتانبياء- عليهم السلام و اولياى خُلَّص سلام اللَّه عليهم لسان فلسفه وبرهان رايج نيست بلكه آنان با جان و دل مردم كار دارند و نتايج براهين رابه قلب بندگان خدا مى‏رسانند و آنان را از درون جان و دل هدايت مى‏نمايند.و مى‏خواهى بگو: فلاسفه و اهل براهين حجاب‏ها را افزون كنند و انبياء-عليهم السلام- و اصحاب دل كوشش در رفع حجاب كنند، لهذا تربيت شدگان اينان،مؤمنان و دل باختگانند و تربيت شدگان و شاگردان آنان، اصحاب برهان و قيل وقالند و با دل و جان، سر و كار ندارند ..
    وآنچه گفتم به آن معنى نيست كه به فلسفه و علوم برهانى و عقلى نپرداز و ازعلوم استدلالى روى گردان كه اين خيانت به عقل و استدلال و فلسفه است، بلكهبه آن معنى است كه فلسفه و استدلال راهى است براى وصول به مقصد اصلى ونبايد تو را از مقصد و مقصود و محبوبْ محجوب كند، يا بگو اين علومعبورگاه به سوى مقصد هستند و خود مقصد نيستند و دنيا مزرعه آخرت است وعلوم رسمى مزرعه وصول به مقصودند، چنانچه عبادات نيز عبورگاه به سوى او-جلّ و علا- است، نماز بالاترين عبادات و معراج مؤمن است و همه از اوست وبه سوى اوست. مى‏خواهى بگو: تمامى معروف‏ها پله‏هايى است از نردبان وصولبه او- جلّ و علا- و همه منكرات بازدارندگان راه وصول هستند و عالم همهسرگشته او و پروانه جمال جميل اويند.» صحيفه امام، ج‏16، صص219و220

    ملاحظهميشود كه اگر امام خميني(ره) درباره فلسفه چنين اظهار نظر كردهاندمنظورشان منع از توقف در آن و دل بستن به آن است نه اين كه بخواهند مطلقااز فلسفه باز دارند.
    آن چه كه مذموم است شيفته فلسفه شدن است نه آموختنفلسفه..بايد به اين نكته دقت كرد كه فلسفه خود،نتيجه تفكر متفكران واستفاده آنان از اين موهبت خدادادي و توجه به «حجت باطني» و پاسخ به نداي «افلا تعقلون» و «افلا يتدبرون»و مانند اين هاست.بنابراين نهتنها تضادي با قرآن و احاديث ندارد بلكهمؤيد آنها و كليد فهم بسياري از آنهاست.بهويژه فلسفه اسلامي كه فلاسفهمسلمان آن را با الهام از قرآن و حديث پيش برده و گسترش دادهاند.

  6. #6
    مدیر انجمن SHAHRIAR-NOVIN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۲
    نوشته ها
    2,316
    سپاس ها
    5
    سپاس شده 12 در 10 پست

    Re: رهایی از فلسفه ...

    سخنان بزرگان فلسفه که در بالا آمده است واضح تر از آن است که نیاز به تاویل و برگردان داشته باشد و قصد ما هم حجت دانستن آنها نیست

    بلکه صرفا اعترافاتی از حسرت خوردگان ِ جوانی و عمر گران است که روزگاری فکر می کردند تنها لبیک گویان به منادی افلا یعقلون هستند !

    حالآنکه عقل و وهم را خلط کرده و تصور می کردند فلسفه یعنی عقل و عقل یعنیفلسفه و هرکه غیر این راه را برگزیند ندای افلا یتدبرون را نفهمیده است !

    بگذریم ...

    سخن بسیار است و آن که را حبّ چیزی فراگرفته باشد سخت بتوان با چند جمله از گمانه هایش برگرداند .


    [HR]



    4 - شیخ محمد تقی آملی

    ایشان شرحی بر منظومه حاج ملا هادی سبزواری نوشته و در پایان بحث معاد منظومه می نویسد :


    « خدا را گواه می گیرم من معادی را معتقدم که ظاهر قرآن و اخبار اهل بیت (ع) دلالت دارد ، نه آن معادی را که فلاسفه می گویند . »




    مجله حوزه ( شماره ویژه میرزای بزرگ – خرداد تا شهریور 1371 ، شماره 50 و 51 ، ص 33 – 34 )
    بهعنوان نمونه ای دیگر از نظرات فلاسفه در معاد می توانید به این نظر کهمرحوم آقا سید ابوالحسن قزوینی در بحث معاد دارند مراجعه کنید ،
    بهمجموعه رسائل و مقالات فلسفی ص 83 از مرحوم رفیعی قزوینی باتصحیح غلامحسین رضا نژاد ، چاپ انتشارات الزهراء ، تهران 1367 مراجعهشود .

  7. #7
    مدیر انجمن SHAHRIAR-NOVIN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۲
    نوشته ها
    2,316
    سپاس ها
    5
    سپاس شده 12 در 10 پست

    Re: رهایی از فلسفه ...

    بزرگان و فلسفه
    [JUSTIFY] امام صادق علیهالسلام:
    فتبّاً و خیبةً و تعساً لِمُنتَحِلی الفلسفهفلاکت، حرمان و هلاکت بر کسانی که پیرو فلسفه شدهاند. 1]
    آیت الله العظمی وحید خراسانی:[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]ما امام صادق(علیهالسلام) را نشناختیم.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]اگرجعفــر بــن محمــد (علیهالسلام) را میشناختیم، دنبال این و آننمیرفتیــم، قــی کردههای فلاسفه یونان را نشخوار نمیکردیــم،زبالههــای عرفـــان اکسلوفان را هضم نمیکردیم، خواه ناخواه واماندیم وبیچاره شدیم و از ایــن اقیانــوس معرفت محروم شدیم. 2[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله حاج سید ابوالحسن اصفهانی[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]راضی نیستم کسی که در غیر فقه و اصول زحمت بکشد از این شهریه استفاده کند. 3[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]درجلسهای که مدرسین نجف در آن دعوت شده بودند، فرمودند: «نجف کارخانهیاجتهاد است، هرکس فلسفه و عرفان را میخواهد برود قم، من راضی نیستم اینامور مطرح شود. 4[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]شیخصدرا بادکوبهای، استاد تدریس منظومه بود اما یک مرتبه فلسفه را کنارگذاشت، من (آیت الله سید جواد میرسجادی) قبلاً پیش ایشان (صدرا) مقدمات راخوانده بودم. به شیخ صدرا گفتم: میخواهم منظومه بخوانم. گفت: من دیگرمنظومه درس نمیگویم اما کسی را پیدا میکنم. بعد از چند وقت گفت سیدعبدالاعلی فوق العاده مرید آقای سید ابوالحسن بود، رفتم پیش سید عبدالاعلیدر منزلش منظومه را شروع کردم. سه یا چهار هفته رفتم درس منظومه. مرحومآقا هر چند وقت یک مرتبه سئوال میکرد، از من که چه میخوانی؟[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]یکبار سئوال کرد که چه میخوانی؟ گفتم: تازه منظومه را شروع کردهام. سئوالکرد: پیش کی؟ گفتم: نزد سید عبدالاعلی. فرمود: «پسرم قلیله یضر و کثیرهلاینفع[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]شاید مراد عکس آن باشد. «کثیره یضر و قلیله لاینفع».[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]بعد آیت الله سید ابوالحسن فرمودند: آقا در فقه و اصول و روایات و تفسیر زحمت بکش، فلسفه به چه درد میخورد. 5[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله سید محمد کاظم یزدی: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]خواندنفلسفه با ظن بلکه با خوف انجرار به ضلالت جایز نیست تعلیم و تعلم آن، بلکههر چه از قبیل این باشد چنین است مثل مسافرت به بلاد کفر و معاشرت با کفاربا فرض خوف مذکور. 6[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله سید محمد کاظم یزدی: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]کسیکه قادر بر کار کردن میباشد اگر مشغول تحصیل علمی بشود که مانع از کسب وکار میشود [آیا جایز است زکات بگیرد؟] به شرطی گرفتن زکات برای او جایزاست که آن علم واجب عینی یا واجب کفائی باشد یا مستحب باشد مثل تعلیم فقهبصورت اجتهادی یا تقلیدی. و اگر مثل فلسفه و نجوم و ریاضیات و عروض وادبیات باشد که نه واجب است نه مستحب. برای کسی که قصد فقاهت در دین نداردگرفتن زکات برای او جایز نیست. 7[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیاتعظام سید محمود شاهرودی، سید احمد خوانساری، سید ابوالقاسم خوئی، سید حسنقمی در مورد فلسفه و نجوم و ریاضیات و عروض و ادبیات، حاشیهای ندارند ونظرشان با نظر سید محمدکاظم یزدی یکی است.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]علامه مجلسی(ره):[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]اینجنایت بر دین اسلام و شهرت و نشر دادن کتابهای فلاسفه در بین مسلمین ازبدعتهای خلفای جور بوده [یعنی بنی العباس] که با ائمه معصومین(علیهمالسلام) دشمن بودهاند. آنها به این منظور مطالب فلاسفه و کتبآنها را بین مسلمین رواج دادند که مردم را از ائمه معصومین(علیهمالسلام) و از شریعت روشن اسلام منصرف و رو گردان سازند. [یعنی مردمرا مشغول مطالب پیچ در پیچ فلاسفه نمایند تا به علوم آل محمد روی نیاورندو سرگرم افکار پریشان فلاسفه گردند].[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]وبر همین مطلب دلالت دارد آنچه صفدیّ در شرح لامیه العجم ذکر کرده که چونمأمون عباسی با بعضی از پادشاهان نصاری صلح کرد ـ گمان میبرم که پادشاهجزیره قبرس باشد ـ از آنها طلب کرد که مخزن و کتابخانه کتب یونان را دراختیار او بگذارند ـ و آن کتابها در خانهای جمع بوده و هیچ کس از آنخبری نداشت ـ.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]پسپادشاه دوستان خصوصی خود را که صاحب رأی نیکو میدانست جمع کرد و با ایشانمشورت نمود، تمامی آنها رأی دادند که آن کتب را در اختیار مأمون نگذارد ونزد او نفرستد مگر یک نفر از آنها که گفت این کتب را نزد ایشان بفرست[چون این کار به ضرر و شکست آنها تمام میشود] زیرا این علوم (یعنیفلسفه) داخل هیچ دولت شرعیه نشده مگر آن که آنها را به فساد کشانیده واختلاف در بین علماء آنها ایجاد کرده است. 8[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]علامه مجلسی(ره)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]مشهور این است که اول کسی که کتابهای یونانیان [کتب فلاسفه] را به زبان عربی ترجمه کرد خالد بن یزید بن معاویه بود.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]شهید ثانی: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]درخاتمه کتاب منیه المرید در باب اقسام علوم میفرماید: علوم دیگری باقیماند که بعضی از آنها مطلقاً حرام است مانند علم سحر، شعبده بازی و بعضیاز مسائل فلسفی و بطور کلی هر عملی که موجب پیدایش شک در انسان شود حراماست. 9[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]شیخ بهائی:[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]مناعرض عن مطالعه العلوم الدینیه و صرف اوقاته فی افاده الفنون الفلسفیه فعنقریب لسان حاله یقول عند شروع شمس عمره فی الافول: تمام عمر با اسلام درداد و ستد بودم کنون می میرم و از من بت و زنّار میماند. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]ترجمه:شیخ بهائی در کشکول خود میفرماید: کسی که از مطالعه علوم دینی دوری کند ووقت خود را در فایده دادن فنون فلسفی بگذراد در زمانی که خورشید عمرش روبه پایان میرود، زبان حالش نزدیک است که بگوید: تمام عمر با اسلام در دادو ستد بودم ... 10[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]علامه مامقانی (صاحبرجال)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]خطاببه فرزندش میفرماید: اولین چیزی که بر تو واحب است این است که به اصولدینت بپردازی و با ادلّه قاطع پایههای اعتقادی و یقین به خالق خودت وانبیاء و اولیائش را محکم کنی زیرا که تو مانند حیوانات بیهدف نیستی.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]غرضمن این نیست که دنبال علم کلام و فلسفه بروی و به کتابهای این دو علممراجعه کنی بلکه تو را شدیداً منع میکنم (قبل از این که به کمال برسی)چون در بین آن کتب مطالب فریبندهای هست که چه بسا تو را اهل جهنم میکندحتی حدیث از اهلبیت (علیهمالسلام) هست که از هرگونه مراجعه به این دوعلم منع میکند، بلکه غرض من مراجعه به کتب عقاید مرحوم مجلسی(ره) و مانندآن است. 11[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]ملا محسن فیض کاشانی (داماد ملاصدرا)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]نهمتکلمم و نه متفلسف و نه متصوّفم و نه متکلّف بلکه مقلّد قرآن و حدیث وتابع اهل بیت آن سرور، از سخنان حیرت افزای طوایف اربع ملول [بیزار] و برکرانه [بر کنار] و از ما سوای قرآن مجید و حدیث اهل بیت و آنچه بدین دوآشنا نباشد بیگانه، آنچه خواندهام همه از یاد من برفت، الا حدیث دوست کهتکرار میکنم.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]فیض کاشانی: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]اینقوم گمان کردهاند که بعضی از علوم دینیّه هست که در قرآن و حدیث یافتنمیشود و از کتب فلاسفه یا متصوّفه میتوان دانست از پی آن باید رفتمسکینان نمی دانند که خلل و قصور نه از جهت حدیث یا قرآن است بلکه خلل درفهم و قصور در درجه ایمان ایشان است. 12[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]قطب راوندی:[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]شیخ منتجب الدین در فهرست خودش میگوید کتاب تهافت الفلاسفه [که بر ضدّ فلاسفه است] تألیف قطب راوندی است.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]فضل بن شاذان:[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]نجاشی میگوید از جمله کتابهای فضل بن شاذان کتاب «ردّ بر فلاسفه» است.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله العظمی آقامحمدباقر هزارجریبی غروی:[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]درآخر اجازهای که به علامه بحرالعلوم(ره) نوشته میفرماید: توصیه میکنم اورا (بحر العلوم را) به تلاش در بدست آوردن مقامات عالی اخروی مخصوصاً تلاشدر منتشر نمودن احادیث اهلبیت معصومین(علیهالسلام) و دور انداختنتعلّقات و علاقههای پست دنیوی و این که مبادا عمر گرانبهای خودش را درعلوم فلسفی که زیبا جلوه داده شده صرف نماید زیرا علوم فلسفی مانند سرابیاست که به سرعت ناپدید خواهد شد و شخص تشنه آن را آب میپندارد. 13[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله العظمی خوئی(ره)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]سؤال:آیا آموختن فلسفه برای طلبه علوم دینی که با ادیان و عقاید دیگر بحث وتبادل آراء دارد لازم است؟ و آیا برای طلاب علوم دینی در انجام این وظیفهوجوب کفائی هست؟ و آیا میشود فلسفه را تحت عنوان مقدمه امربهمعروف ونهیازمنکر دانست یا این که مقدمهای برای محافظت از دین یا مقدمه برای هردوی اینها؟ و اگر هم لزومی برای طلاب ندارد آیا اصلاً آموختن آن فایدهایدارد یا هیچ فایدهای ندارد؟ همچنین آموختن فلسفه بر چه کسی جایز نیست(لطفاً پاسخ این قسمت را بطور کامل توضیح دهید) و اگر فرض کنیم که فهمیدن(کامل و صحیح) اصول فقه یا بعضی از ابواب آن متوقف بر دانستن فلسفه باشدآیا در این صورت ترجیحی برای آموختن همگانی آن هست؟ یا این که فقط برایطلبهای که امید است انشاءا... آینده درخشانی داشته باشد خوب است؟[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]جواب:برای ما روشن نشده که بعضی چیزها متوقف باشد بر آموختن فلسفه بلکه در خلالاصول دین و اصول فقه به مقداری که لازم است به آن اشاره کردهاند . و اگرمیترسد که بر اثر آموختن آن گمراه شود حرام است و اگر نه فی حد نفسهمانعی ندارد والله العالم. 14[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله العظمی تبریزی(ره)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]کسی که خوف انحراف و ضلال میدهد تعلم فلسفه و امثال آن برای او جایز نیست15[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله العظمی بروجردی(ره)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]طلابعلوم دینیه مادامی که از آیات و روایات پایه اعتقادات دینی خود را کاملاًمحکم نکرده باشند جایز نیست به تحصیل علوم فلسفه و عرفان بپردازند. 16[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله العظمی خمینی(ره)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]اگرمن هم جای آقای بروجردی(ره) و رئیس و سرپرست حوزه بودم از این همه فلسفهگفتن، آن هم به این زیادی و به صورت کاملاً علنی احساس مسئولیت میکردم.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]وضعحوزه برای فقه و اصول و حدیث و تفسیر و علوم دینی است البته در کنار آن همعدهای که مستعد هستند مخصوصاً این روز ها با حفظ شرایط ... معقول بخوانندکه کمک به علوم دینی آنها بکند و بتوانند در برابر دشمن مسلح باشند ولینه با این وسعت و این همه سر و صدا از درس و بحث و چاپ و نشر کتابهایفلسفه آن هم در حوزه!! [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله العظمی خمینی(ره)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]کسانی که شایستگی برای خواندن فلسفه دارند بطوری که منحرف نشوند کم هستند. 17[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله العظمی صافی گلپایگانی: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]تدریسو تدرّس فلسفه و عرفان مصطلح بطور آزاد مانند فقه و تفسیر و حدیث و علومدیگر در حوزهها و خصوصاً قرار دادن آن در برنامه دروس حوزوی و دانشگاهیبسیار خطرناک است و اجرای این برنامهها و تشویق و تأیید آنان قابل توجیهنیست و اگر کسی در این حوزهها گمراه شود علاوه بر این که خودش مسئول است، مدرس و استاد نیز مسئول خواهند بود. 18[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله خامنهای:[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]یادگیریو تحصیل فلسفه برای کسی که اطمینان دارد که باعث تزلزل در اعتقاداتدینیاش نمیشود اشکال ندارد و بلکه در بعضی موارد واجب است. 19[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله مکارم شیرازی: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]خواندنفلسفه با دو شرط اشکالی ندارد، نخست این که انسان قبلاً عقاید اسلامی رابه قدر کافی فرا گرفته باشد و دیگر این که نزد استاد متعهدی بخواند. 20[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله سید محمد شاهرودی: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]طلبههاکه هنوز از استطاعت ضعیف هستند بهتر است فلسفه نخوانند چون فلسفه مسائلپیچیدهای دارد ممکن است طلبه نتواند هضم کند در نتیجه به شک و تردیدمبتلا شده و امکان انحراف از موازین حقهي احکام یا اعتقادات را دارد ومشهور است که فلسفه نکبتآور است.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]--------------------------------------------------------------------------------[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][1] . بحار، 3/75؛ توحید مفضّل، 68.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][2] . سخنرانی آیت الله العظمی وحید خراسانی به مناسبت شهادت امام صادق(علیهالسلام).[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][3] . حیات جاودانی، تألیف سید جعفر موسوی اصفهانی،ص64.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][4] . همان، ص62.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][5] . همان، ص62.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][6] . غایة القصوی، مسائل متفرقه، ص341، س94.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][7] . عروة الوثقی، ج2، کتاب زکات، فصل6، مسئله8.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][8] . بحار، ج57، ص197، آخر باب معادن و جمادات.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][9] . منیة المراد، ص381، انوار نعمانیه، ج3، ص376.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][10] . سفینة البحار، ج7، ذیل فلسفه، ص154، به نقل از کشکول.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][11] . مرآت الرشاد، فصل اول، ص17، انتشارات مولود کعبه.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][12] . رسالة الانصاف.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][13] . سفینة البحار، ج7، ص152.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][14] . صراط النجاة، ج1، س1291.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][15] . استفتاء و صراط النجاة، س1291.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][16] . ابواب الهدی، ص43.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][17] . برداشتهایی از سیره امام خمینی(ره)، غلامعلی رجایی، ج5، ص33؛ زندگانی آبت الله بروجردی، تألیف علی دوانی، ص388.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][18] . نگرشی در فلسفه و عرفان، ص124؛ زندگانی آبت الله بروجردی، تألیف علی دوانی، ص388[ [19] . استفتائات فارسی، فصل تعلیم و تعلم و آداب آن، س1325.
    [JUSTIFY][20] . استفتاء خصوصی.[/JUSTIFY][/JUSTIFY]

  8. #8
    مدیر انجمن SHAHRIAR-NOVIN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۱۲
    نوشته ها
    2,316
    سپاس ها
    5
    سپاس شده 12 در 10 پست

    Re: رهایی از فلسفه ...

    بزرگان و فلسفه
    [JUSTIFY] امام صادق علیهالسلام:
    فتبّاً و خیبةً و تعساً لِمُنتَحِلی الفلسفهفلاکت، حرمان و هلاکت بر کسانی که پیرو فلسفه شدهاند. 1]
    آیت الله العظمی وحید خراسانی:[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]ما امام صادق(علیهالسلام) را نشناختیم.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]اگرجعفــر بــن محمــد (علیهالسلام) را میشناختیم، دنبال این و آننمیرفتیــم، قــی کردههای فلاسفه یونان را نشخوار نمیکردیــم،زبالههــای عرفـــان اکسلوفان را هضم نمیکردیم، خواه ناخواه واماندیم وبیچاره شدیم و از ایــن اقیانــوس معرفت محروم شدیم. 2[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله حاج سید ابوالحسن اصفهانی[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]راضی نیستم کسی که در غیر فقه و اصول زحمت بکشد از این شهریه استفاده کند. 3[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]درجلسهای که مدرسین نجف در آن دعوت شده بودند، فرمودند: «نجف کارخانهیاجتهاد است، هرکس فلسفه و عرفان را میخواهد برود قم، من راضی نیستم اینامور مطرح شود. 4[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]شیخصدرا بادکوبهای، استاد تدریس منظومه بود اما یک مرتبه فلسفه را کنارگذاشت، من (آیت الله سید جواد میرسجادی) قبلاً پیش ایشان (صدرا) مقدمات راخوانده بودم. به شیخ صدرا گفتم: میخواهم منظومه بخوانم. گفت: من دیگرمنظومه درس نمیگویم اما کسی را پیدا میکنم. بعد از چند وقت گفت سیدعبدالاعلی فوق العاده مرید آقای سید ابوالحسن بود، رفتم پیش سید عبدالاعلیدر منزلش منظومه را شروع کردم. سه یا چهار هفته رفتم درس منظومه. مرحومآقا هر چند وقت یک مرتبه سئوال میکرد، از من که چه میخوانی؟[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]یکبار سئوال کرد که چه میخوانی؟ گفتم: تازه منظومه را شروع کردهام. سئوالکرد: پیش کی؟ گفتم: نزد سید عبدالاعلی. فرمود: «پسرم قلیله یضر و کثیرهلاینفع[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]شاید مراد عکس آن باشد. «کثیره یضر و قلیله لاینفع».[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]بعد آیت الله سید ابوالحسن فرمودند: آقا در فقه و اصول و روایات و تفسیر زحمت بکش، فلسفه به چه درد میخورد. 5[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله سید محمد کاظم یزدی: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]خواندنفلسفه با ظن بلکه با خوف انجرار به ضلالت جایز نیست تعلیم و تعلم آن، بلکههر چه از قبیل این باشد چنین است مثل مسافرت به بلاد کفر و معاشرت با کفاربا فرض خوف مذکور. 6[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله سید محمد کاظم یزدی: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]کسیکه قادر بر کار کردن میباشد اگر مشغول تحصیل علمی بشود که مانع از کسب وکار میشود [آیا جایز است زکات بگیرد؟] به شرطی گرفتن زکات برای او جایزاست که آن علم واجب عینی یا واجب کفائی باشد یا مستحب باشد مثل تعلیم فقهبصورت اجتهادی یا تقلیدی. و اگر مثل فلسفه و نجوم و ریاضیات و عروض وادبیات باشد که نه واجب است نه مستحب. برای کسی که قصد فقاهت در دین نداردگرفتن زکات برای او جایز نیست. 7[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیاتعظام سید محمود شاهرودی، سید احمد خوانساری، سید ابوالقاسم خوئی، سید حسنقمی در مورد فلسفه و نجوم و ریاضیات و عروض و ادبیات، حاشیهای ندارند ونظرشان با نظر سید محمدکاظم یزدی یکی است.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]علامه مجلسی(ره):[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]اینجنایت بر دین اسلام و شهرت و نشر دادن کتابهای فلاسفه در بین مسلمین ازبدعتهای خلفای جور بوده [یعنی بنی العباس] که با ائمه معصومین(علیهمالسلام) دشمن بودهاند. آنها به این منظور مطالب فلاسفه و کتبآنها را بین مسلمین رواج دادند که مردم را از ائمه معصومین(علیهمالسلام) و از شریعت روشن اسلام منصرف و رو گردان سازند. [یعنی مردمرا مشغول مطالب پیچ در پیچ فلاسفه نمایند تا به علوم آل محمد روی نیاورندو سرگرم افکار پریشان فلاسفه گردند].[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]وبر همین مطلب دلالت دارد آنچه صفدیّ در شرح لامیه العجم ذکر کرده که چونمأمون عباسی با بعضی از پادشاهان نصاری صلح کرد ـ گمان میبرم که پادشاهجزیره قبرس باشد ـ از آنها طلب کرد که مخزن و کتابخانه کتب یونان را دراختیار او بگذارند ـ و آن کتابها در خانهای جمع بوده و هیچ کس از آنخبری نداشت ـ.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]پسپادشاه دوستان خصوصی خود را که صاحب رأی نیکو میدانست جمع کرد و با ایشانمشورت نمود، تمامی آنها رأی دادند که آن کتب را در اختیار مأمون نگذارد ونزد او نفرستد مگر یک نفر از آنها که گفت این کتب را نزد ایشان بفرست[چون این کار به ضرر و شکست آنها تمام میشود] زیرا این علوم (یعنیفلسفه) داخل هیچ دولت شرعیه نشده مگر آن که آنها را به فساد کشانیده واختلاف در بین علماء آنها ایجاد کرده است. 8[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]علامه مجلسی(ره)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]مشهور این است که اول کسی که کتابهای یونانیان [کتب فلاسفه] را به زبان عربی ترجمه کرد خالد بن یزید بن معاویه بود.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]شهید ثانی: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]درخاتمه کتاب منیه المرید در باب اقسام علوم میفرماید: علوم دیگری باقیماند که بعضی از آنها مطلقاً حرام است مانند علم سحر، شعبده بازی و بعضیاز مسائل فلسفی و بطور کلی هر عملی که موجب پیدایش شک در انسان شود حراماست. 9[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]شیخ بهائی:[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]مناعرض عن مطالعه العلوم الدینیه و صرف اوقاته فی افاده الفنون الفلسفیه فعنقریب لسان حاله یقول عند شروع شمس عمره فی الافول: تمام عمر با اسلام درداد و ستد بودم کنون می میرم و از من بت و زنّار میماند. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]ترجمه:شیخ بهائی در کشکول خود میفرماید: کسی که از مطالعه علوم دینی دوری کند ووقت خود را در فایده دادن فنون فلسفی بگذراد در زمانی که خورشید عمرش روبه پایان میرود، زبان حالش نزدیک است که بگوید: تمام عمر با اسلام در دادو ستد بودم ... 10[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]علامه مامقانی (صاحبرجال)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]خطاببه فرزندش میفرماید: اولین چیزی که بر تو واحب است این است که به اصولدینت بپردازی و با ادلّه قاطع پایههای اعتقادی و یقین به خالق خودت وانبیاء و اولیائش را محکم کنی زیرا که تو مانند حیوانات بیهدف نیستی.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]غرضمن این نیست که دنبال علم کلام و فلسفه بروی و به کتابهای این دو علممراجعه کنی بلکه تو را شدیداً منع میکنم (قبل از این که به کمال برسی)چون در بین آن کتب مطالب فریبندهای هست که چه بسا تو را اهل جهنم میکندحتی حدیث از اهلبیت (علیهمالسلام) هست که از هرگونه مراجعه به این دوعلم منع میکند، بلکه غرض من مراجعه به کتب عقاید مرحوم مجلسی(ره) و مانندآن است. 11[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]ملا محسن فیض کاشانی (داماد ملاصدرا)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]نهمتکلمم و نه متفلسف و نه متصوّفم و نه متکلّف بلکه مقلّد قرآن و حدیث وتابع اهل بیت آن سرور، از سخنان حیرت افزای طوایف اربع ملول [بیزار] و برکرانه [بر کنار] و از ما سوای قرآن مجید و حدیث اهل بیت و آنچه بدین دوآشنا نباشد بیگانه، آنچه خواندهام همه از یاد من برفت، الا حدیث دوست کهتکرار میکنم.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]فیض کاشانی: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]اینقوم گمان کردهاند که بعضی از علوم دینیّه هست که در قرآن و حدیث یافتنمیشود و از کتب فلاسفه یا متصوّفه میتوان دانست از پی آن باید رفتمسکینان نمی دانند که خلل و قصور نه از جهت حدیث یا قرآن است بلکه خلل درفهم و قصور در درجه ایمان ایشان است. 12[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]قطب راوندی:[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]شیخ منتجب الدین در فهرست خودش میگوید کتاب تهافت الفلاسفه [که بر ضدّ فلاسفه است] تألیف قطب راوندی است.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]فضل بن شاذان:[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]نجاشی میگوید از جمله کتابهای فضل بن شاذان کتاب «ردّ بر فلاسفه» است.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله العظمی آقامحمدباقر هزارجریبی غروی:[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]درآخر اجازهای که به علامه بحرالعلوم(ره) نوشته میفرماید: توصیه میکنم اورا (بحر العلوم را) به تلاش در بدست آوردن مقامات عالی اخروی مخصوصاً تلاشدر منتشر نمودن احادیث اهلبیت معصومین(علیهالسلام) و دور انداختنتعلّقات و علاقههای پست دنیوی و این که مبادا عمر گرانبهای خودش را درعلوم فلسفی که زیبا جلوه داده شده صرف نماید زیرا علوم فلسفی مانند سرابیاست که به سرعت ناپدید خواهد شد و شخص تشنه آن را آب میپندارد. 13[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله العظمی خوئی(ره)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]سؤال:آیا آموختن فلسفه برای طلبه علوم دینی که با ادیان و عقاید دیگر بحث وتبادل آراء دارد لازم است؟ و آیا برای طلاب علوم دینی در انجام این وظیفهوجوب کفائی هست؟ و آیا میشود فلسفه را تحت عنوان مقدمه امربهمعروف ونهیازمنکر دانست یا این که مقدمهای برای محافظت از دین یا مقدمه برای هردوی اینها؟ و اگر هم لزومی برای طلاب ندارد آیا اصلاً آموختن آن فایدهایدارد یا هیچ فایدهای ندارد؟ همچنین آموختن فلسفه بر چه کسی جایز نیست(لطفاً پاسخ این قسمت را بطور کامل توضیح دهید) و اگر فرض کنیم که فهمیدن(کامل و صحیح) اصول فقه یا بعضی از ابواب آن متوقف بر دانستن فلسفه باشدآیا در این صورت ترجیحی برای آموختن همگانی آن هست؟ یا این که فقط برایطلبهای که امید است انشاءا... آینده درخشانی داشته باشد خوب است؟[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]جواب:برای ما روشن نشده که بعضی چیزها متوقف باشد بر آموختن فلسفه بلکه در خلالاصول دین و اصول فقه به مقداری که لازم است به آن اشاره کردهاند . و اگرمیترسد که بر اثر آموختن آن گمراه شود حرام است و اگر نه فی حد نفسهمانعی ندارد والله العالم. 14[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله العظمی تبریزی(ره)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]کسی که خوف انحراف و ضلال میدهد تعلم فلسفه و امثال آن برای او جایز نیست15[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله العظمی بروجردی(ره)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]طلابعلوم دینیه مادامی که از آیات و روایات پایه اعتقادات دینی خود را کاملاًمحکم نکرده باشند جایز نیست به تحصیل علوم فلسفه و عرفان بپردازند. 16[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله العظمی خمینی(ره)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]اگرمن هم جای آقای بروجردی(ره) و رئیس و سرپرست حوزه بودم از این همه فلسفهگفتن، آن هم به این زیادی و به صورت کاملاً علنی احساس مسئولیت میکردم.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]وضعحوزه برای فقه و اصول و حدیث و تفسیر و علوم دینی است البته در کنار آن همعدهای که مستعد هستند مخصوصاً این روز ها با حفظ شرایط ... معقول بخوانندکه کمک به علوم دینی آنها بکند و بتوانند در برابر دشمن مسلح باشند ولینه با این وسعت و این همه سر و صدا از درس و بحث و چاپ و نشر کتابهایفلسفه آن هم در حوزه!! [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله العظمی خمینی(ره)[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]کسانی که شایستگی برای خواندن فلسفه دارند بطوری که منحرف نشوند کم هستند. 17[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله العظمی صافی گلپایگانی: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]تدریسو تدرّس فلسفه و عرفان مصطلح بطور آزاد مانند فقه و تفسیر و حدیث و علومدیگر در حوزهها و خصوصاً قرار دادن آن در برنامه دروس حوزوی و دانشگاهیبسیار خطرناک است و اجرای این برنامهها و تشویق و تأیید آنان قابل توجیهنیست و اگر کسی در این حوزهها گمراه شود علاوه بر این که خودش مسئول است، مدرس و استاد نیز مسئول خواهند بود. 18[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله خامنهای:[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]یادگیریو تحصیل فلسفه برای کسی که اطمینان دارد که باعث تزلزل در اعتقاداتدینیاش نمیشود اشکال ندارد و بلکه در بعضی موارد واجب است. 19[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله مکارم شیرازی: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]خواندنفلسفه با دو شرط اشکالی ندارد، نخست این که انسان قبلاً عقاید اسلامی رابه قدر کافی فرا گرفته باشد و دیگر این که نزد استاد متعهدی بخواند. 20[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیت الله سید محمد شاهرودی: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]طلبههاکه هنوز از استطاعت ضعیف هستند بهتر است فلسفه نخوانند چون فلسفه مسائلپیچیدهای دارد ممکن است طلبه نتواند هضم کند در نتیجه به شک و تردیدمبتلا شده و امکان انحراف از موازین حقهي احکام یا اعتقادات را دارد ومشهور است که فلسفه نکبتآور است.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]--------------------------------------------------------------------------------[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][1] . بحار، 3/75؛ توحید مفضّل، 68.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][2] . سخنرانی آیت الله العظمی وحید خراسانی به مناسبت شهادت امام صادق(علیهالسلام).[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][3] . حیات جاودانی، تألیف سید جعفر موسوی اصفهانی،ص64.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][4] . همان، ص62.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][5] . همان، ص62.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][6] . غایة القصوی، مسائل متفرقه، ص341، س94.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][7] . عروة الوثقی، ج2، کتاب زکات، فصل6، مسئله8.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][8] . بحار، ج57، ص197، آخر باب معادن و جمادات.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][9] . منیة المراد، ص381، انوار نعمانیه، ج3، ص376.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][10] . سفینة البحار، ج7، ذیل فلسفه، ص154، به نقل از کشکول.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][11] . مرآت الرشاد، فصل اول، ص17، انتشارات مولود کعبه.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][12] . رسالة الانصاف.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][13] . سفینة البحار، ج7، ص152.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][14] . صراط النجاة، ج1، س1291.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][15] . استفتاء و صراط النجاة، س1291.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][16] . ابواب الهدی، ص43.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][17] . برداشتهایی از سیره امام خمینی(ره)، غلامعلی رجایی، ج5، ص33؛ زندگانی آبت الله بروجردی، تألیف علی دوانی، ص388.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY][18] . نگرشی در فلسفه و عرفان، ص124؛ زندگانی آبت الله بروجردی، تألیف علی دوانی، ص388[ [19] . استفتائات فارسی، فصل تعلیم و تعلم و آداب آن، س1325.
    [JUSTIFY][20] . استفتاء خصوصی.[/JUSTIFY][/JUSTIFY]

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. عکس هایی از خانه های زیبا و رویایی
    توسط HRG در انجمن گالری عکس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۱۸ شهریور ۸۹, ۱۵:۵۴
  2. عکسهایی بسیار زیبا از نمایشگاه صنایع هوایی سنگاپور
    توسط HRG در انجمن بخش هواپیما و صنایع هوایی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۱۶ بهمن ۸۸, ۱۹:۵۰
  3. پاسخ هایی به چرایی ناتوانی رژیم صهیونیستی در تعرض به ایران
    توسط hamid192 در انجمن بایگانی اخبار سیاسی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۰۶ آبان ۸۸, ۰۰:۴۰
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۲۵ بهمن ۸۷, ۱۶:۰۰
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۳ آبان ۸۶, ۱۵:۲۷

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •