عصرایران- همزمانبا پایان یافتن جشنواره فیلم فجر و موفقیت فیلم "درباره الی..." که توانستنامزد 10 سیمرغ بلورین و برنده جایزه بهترین کارگردانی شود، روزنامه کیهانبا انتقاد از نمایش این فیلم در جشنواره خبر داد که پیشتر به تهیه کنندگان"درباره الی..." رسماً هشدار داده شده بود که از گلشیفته فراهانی برای اینکار استفاده نکنند ولی آنها به این هشدار توجهی نکردند.
کیهان همچنین از قوه قضاییه خرده گرفت که چرا پس از "فاش شدن ابعاد و مختصات پروژه مشترک سازمان جاسوسی سیا و وزرات خارجه آمریکا برای سینمای ایران"، این بازیگر را تحت پیگرد قضایی قرار نداده است؟!
کیهان در توجیه این مساله با "مانکن" خواندن گلشیفته فراهانی نوشته است:
"صورتمساله روشن است. زن بازیگری در پروژه ای آمریکایی که بر اساس طرح دولتایالات متحده صورت بندی شده، مشارکت کرده است. سنت ملی و هویت دینی خود رابه حراج گذاشته و تبدیل به مانکن دست چندم هالیوود شده است. افعال مجرمانهو قبیح این بازیگر سبب ؟ به غیر و مخدوش شده هویت سینمای ایران گشتهاست..."
نوشته کیهان را بخوانید:
"دردمندانه باید برای برخیفیلمسازان و مشاور هنری رییس جمهور که سبب راهیابی فیلم «درباره الی» بهبخش مسابقه «جشنواره فیلم فجر» شدند، فرازی دیگر از سخنان مقام معظم رهبریرا در آن جلسه به کارگزاران سینمای ایران یادآوری کنیم. ایشان فرمودند «هر گوشه نظام را شما یک تلنگر بزنید، مثل اینکه به من مشت زده اید
آنانکه نان «هنرمند متعهد» و «سینماگر مسلمان» را می خورند، بر اساس کدامیناصل و معیار، چنین به اصول بنیادین «هنر متعهد» که سیاست کلی نظام است،تلنگر می زنند و آبروی دولت را خرج آغاز فرآیند مشروعیت بخشیدن به حضور موجودات سکولار در پیکره فرهنگ سینما می کنند؟! فرآیندی که از هنگام آغازش، استراتژی فرهنگی نظام رویارویی با آن بود.
بنابریافته های مستند روزنامه «کیهان»، در زمان آغاز مراحل تولید فیلم «دربارهالی» مقامات ذیصلاح قانونی به تهیه کنندگان آن رسما هشدار دادند تا از اینزن بازیگر که در فیلمی هالیوودی ایفای نقش کرده، استفاده نکنند، اما نهتنها کارگردان فیلم به دغدغه مسئولان وقعی ننهاد، بلکه از این بازیگر بهرهگرفت. در این میان از قوه قضائیه انتظار می رفت تا پس از فاش شدن ابعاد ومختصات پروژه مشترک سازمان جاسوسی سیا و وزارت خارجه آمریکا برای سینمایایران، این بازیگر را تحت پیگرد قضایی قرار دهد و حداقل، به سبب تخلف ازقواعد مصرح اخلاقی و عرف جاری سینمای انقلاب اسلامی، وی را محروم ازهرگونه فعالیت فرهنگی و اجتماعی در ایران کند.
دغدغه مسئولان و درراس آن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نادیده گرفته شد. بازیگر قانون شکن پساز بازی در فیلم «درباره الی» باز هم به «هالیوود» رفت و در هیبت یک«مانکن» سراپا غربی ظاهر شد و علیه سینمای کشورش نیز مواضعی تند گرفت.
دراین اثناء، لابی های پنهان از مجاری گوناگون و از بد حادثه توسط 3سینماگری که تابلوی «ارزشی» نیز دارند، برای اکران فیلم «درباره الی»رایزنی و بلکه چانه زنی می کردند تا اینکه سرانجام لابی یک مشاور هنری بهنتیجه رسیدتا جایی که فیلم نه تنها در بخش «مسابقه» جشنواره حضور یافت،بلکه نامزد دریافت 10 سیمرغ بلورین گشت. آن هم از جشنواره ای که ویترینسینمای انقلاب اسلامی است و آن هم فیلمی که سازندگان و بازیگرانش، بدونآنکه لابی های گسترده رفقایشان را قدر گذارند و حداقل در جشن های سینمایانقلاب اسلامی حاضر شوند، بدون حضور در «جشنواره فیلم فجر»، ایران را بهمقصد آلمان ترک کردند. در جشنواره فیلم برلین، دوباره کنار آن«مانکن» دست ساز هالیوود نشستند و با ادا و اطوارهای زننده، عکس یادگاریگرفتند. آن «مانکن» هم، باز علیه ایران مصاحبه کرد.
صورتمساله روشن است. زن بازیگری در پروژه ای آمریکایی که بر اساس طرح دولتایالات متحده صورتبندی شده، مشارکت کرده است. سنت ملی و هویت دینی خود رابه حراج گذاشته و بدل به مانکن دست چندم هالیوود شده است. افعال مجرمانه وقبیح این بازیگر سبب اضرار به غیر (دیگری) و مخدوش شدن هویت سینمای ایرانگشته است. بر فرض اینکه تهیه کنندگان فیلم «درباره الی» جاهل به موضوعبودند، باز هم این زن بازیگر باید مسئولیت حقوقی جبران خسارت آنان را درصورت عدم اکران فیلم بپذیرد و همچنین مسئولیت کیفری رفتارش را برعهدهگیرد. چرا دولت اسلامی ما باید به سبب این افعال مجرمانه هزینه بدهد و ازسیاست «هنر متعهد» امام و رهبری عدول کند؟! چرا به سبب اکران یک فیلم وعدم برخورد قانونی با یک هنرپیشه، باب ناصوابی را در سینمای ایران میگشائید، گویی که هیچ اصل و اساسی بر آن حاکم نیست؟!
طیف ارزشیهنرمندان ایران باید آشکارا تکلیف خود را با چنین رویکردهایی مشخص کندوگرنه به تدریج چنین رویکردهایی، هویت سینمای انقلاب را مسخ خواهد کرد،اما وقتی مجله ای چون «مشق آفتاب» که مدیرش یک چهره مدعی «اصول گراییاصلاح طلب» است پیوسته از بازیگران زن «بت» می سازد، «مانتوی خفاشی» و«شلوار سندبادی» یک بازیگر ارمنی دست سوم را نماد جوانان ایرانی می کند وآن بازیگر را «نمونه کاملی از دختر ایرانی زمان خود» می نامد، می بینیم کهباید سخت دلمشغول این فرهنگ و هنر باشیم."